تیوال نمایش سه جلسه‌ی تراپی
S3 : 18:40:03
  ۱۷ خرداد تا ۱۲ تیر ۱۳۹۴
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: نغمه ثمینی
: افسانه ماهیان
: (به ترتیب حروف) صابر ابر، احمد ساعتچیان، الهام کردا

: منوچهر شجاع
: غزاله معتمد
: محمدرضا جدیدی
: امیر اسمی
: رضا قاضیانی
: هادی بادپا، سعید زارع، روژان کردنژاد
: محمدرضا حسین زادهیادداشت کارگردان :
نمایش ”سه جلسه ی تراپی و یک مهمانی“ با نگاهی دور به قصه ی میمون شیناگاوا اثر هاروکی موراکامی در سی و دومین جشنواره ی بین المللی تیاتر در سال 1392 اجرا شد و نامزد دریافت جایزه در پنج رشته و موفق به دریافت تندیس بهترین موسیقی و دیپلم افتخار بهترین طراحی صحنه و بازیگری زن شد.
اکنون پس از گذشت زمان – هم چنان با نگاهی دور و دورتر به قصه ی موراکامی در نمایش نامه ، بازنگری مجدد در فرم و
شیوه ی اجرا و خواسته و ناخواسته تغییر در ترکیب بازیگران – با نام ” سه جلسه ی تراپی “ به صحنه  می رود.
بر خود واجب می دانم که سپاس ویژه ی خود را از هم کاری و هم راهی صمیمانه ی دوستان هنرمندم که در پروسه ی تمرین و اجرای جشنواره مشارکت داشتند ابراز کنم  :
سعید چنگیزیان، رامین سیاردشتی، نازگل نادریان و هومن کیایی

گزارش تصویری تیوال از نمایش سه جلسه ی تراپی / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش سه جلسه ی تراپی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام و درود دوستان تیوالی ام
باید بگم نوشته من نقد نیست و فقط نظرم رو به مثابه یک بیننده دارم می نویسم
بله فقط بیننده به مثابه بیننده!!!

جا داره ابتدا به تیم خوب خانم افسانه ماهیان تبریک بگم دست مریزاد کار خیلی خوبی رو به انجام بردند.
افسانه ماهیان رو ابتدا از نمایش های سمندریان و آقای برهانی و آقای نریمانی شناختم ولی نمی دونستم اینقدر کارگردانی شون هم خوبه !!!

انتخاب بازیگران خیلی مناسب بود و فیگورها و لحن ها خیلی عالی بود مخصوصا بازی خوب خانم الهام کردا مثل همیشه عالی بود.یعنی آنقدر انتخاب ها خوب بودند که نیازی به بازی پیچیده نبود.

درون مایه نمایش بیشتر بحران هویت و سرگشتگی یا گمگشتگی انسان معاصر رو تداعی می کرد برام واژه هایی مثل گم شدن اسم-اسمها-تشخص-تشخص بخشی و همچنین کروموزوم و نظریه داروین و میمون و انسان بیشتر مارو می کشونه به بحث های علمی-اخلاقی در رابطه با انسانیت و هویت ما
1-یه خانمی که خیلی خودشه و خودشو می شناسه و فقط اسمش یادش رفته
2-و برعکس آقایی که هیچ اصالتی برش نیست و خودشو نمیشناسه ولی فقط همه چیزش یه اسمه
3-و در انتها مکمل همه اینها تراپیستی که انقدر در خودش غرق شده که خودش یادش رفته و اگر خودشو جایی ببینه نمی شناسه
از خود بیگانگی نه به معنای روشنفکرانه بلکه دور شدن انسان از هویت خویش و درگیر شدن در کارو بار حیات و زندگی مدرن و حتی غیر مدرن –به راستی انسان امروز چقدر پشت یک اسم انسان است و انسانیت را درخود دارد.آیا می اندیشد آیا حتی در مناسبات عادی و روزمره خود فکر میکند .تشخص بخشی به یک انسان چگونه است؟من با شما چه تفاوتی دارم؟آیا به همان میزان که من انسانم شما انسانید؟راستی این روزها من از زارا خرید می کنم شما چی؟راستی من این روزها به دیدن نمایش های خوب میرم البته اگر همسرم حقوق کاملی دریافت کنه میدونی آخه خیلی کلاس داره؟آخ از این انسان مدرن نشده ی مدرن نما... با من بودین؟ بله بله دقیقا با شما بودم.
به نظرم جلسات برگزار شده دوتاش از لحاظ صوری کاملا منطبق به هم دیگه بود اکت ها –جاهای اجرا-عکس العمل تراپیست دقیقا منطبق بود توی دوتا تراپی آقا و خانم ولی توی جلسه تراپی سوم این دقیقا جمع میشه و در حقیقت همونجا نتیجه گیری میشه و نقطه اوج نمایش می شه...شاید منظور یه جور رجعت به خود نهاد انسان باشه که ای انسان خود را بشناس (سقراطی) و خود را از دیگری طلب نکن...

همچنین ... دیدن ادامه » من درباره موسیقی و صحبت های بین تراپی ها به جمع بندی نمیرسم یعنی میدونم ارتباطی داشته ولی نمیدونم از چه جاده ای ؟؟ مخصوصا موسیقی پایانی اجرا حس کردم فقط برای فراح خاطر بینندگان بوده.

امیدوارم دی وی دی این کار زودتر بیاد بیرون که ما داشته باشیمش به عنوان یه کار ماندگار.
به به! چه خوب که بعد از مدتها نقدی رو از دوست خوبم اینجا میبینم.
با بیشتر حرفات موافقم، با پاراگراف آخر بیشتر. از دید من هم پخش موسیقی پایانی صرفا پیغامی بود به تماشاگر که در این لحظه نمایش به اتمام رسیده! جز پایان نه چندان چشمگیرش، در مجموع کار شایسته ... دیدن ادامه » تقدیر و تأمل برانگیزی بود.
۱۳ تیر ۱۳۹۴
سلام و سپاس حسین عزیز.
۱۸ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1- همه ما موقع رابطه زناشویی نفس کشیدن غذا خوردن لذت بردن میمونیم ولی پشت برندها و مارک ها قایم شدیم گوچی لوویس وویتون زارا

2-دکتر:عشق یعنی چی؟
-عشق یعنی اسپرم مریض
دکتر:خوب فقط همین؟
-خوب دکتر جون اصرار نکن من فقط همین و می دونم

3-قبیله به مثابه قبیله
اصلا منظورم خانواده نیست...

4-دکتر جون تو فقط دوتا کروموزوم بیشتر از من داری،تکامل،داروینیسم/ مگه تو داروین رو نمی شناسی؟!

پنج شنبه ها فریز!
-)
۱۳ تیر ۱۳۹۴
"خوب دکتر جون اصرار نکن من فقط همین و می دونم"
اینو نمیگفت. میگفت: "خب دکتر جون اصرار نکن من فقط همین یه تصویرو میبینم"

راستی خواب زمستانی نوری جیلان رو دیدین بالاخره؟ من هنوز دی وی دی ای که براتون زدم رو دارم!
۰۱ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فوق العاده بود ❤❤❤❤❤❤
آخرین اجرای نمایش خیلی مزه داد :)) درست به شیرینی چایی که خانم کردا ازش صحبت میکردن :))
۱۲ تیر ۱۳۹۴
آقای کریمی گرامی , آخرین اجرا بود .. حتی خانم افسانه ماهیان کارگردان محترم نمایش , عوامل پشت صحنه را هم معرفی کردند ..
۱۳ تیر ۱۳۹۴
ممنون marillion عزیز . .
فکر میکنم . تداخل با کار دیگری برای بازیگر ها داشته که نتونستن تمدید کنن کار رو . البته سختی کار و متن طولانی هم هست که یکی از دوستان گفته بودن .بعضی دیالوگ فراموش شده بوده در بعضی اجرا ها ولی باز دلیل اول پر رنگ تره .
و گر نه کار که مورد ... دیدن ادامه » استقبال بود . .
.
خسته نباشن در هر صورت گروه نمایش .که لحظات خوبی رو برامون رقم زدن .
۱۳ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیروز ساعت 19 این کار عالی رو تماشا کردم
نمایش خیلی عالی، با موضوعی که ذهنو تا مدت ها بعدش درگیر میکرد، نمایشنامه قوی و بازی های فوق العاده. واقعا خسته نباشید میگم به تک تک اعضای گروه
نمیدونم اینجا جای خوبی برای بیان اعتراض به مدیریت سالن هست یا نه، اما وجود فیلمبردار هایی که جلوی دید بیننده رو کاملا گرفته بودن یکی از بدترین اتفاقاتی بود که میتونست بیفته. فیلمبردار ردیف اول دقیقا جلوی من بودن و من به یمن وجود ایشون واقعا نصف صحنه -یعنی مبلی که جای خانوم کردا و آقای ابر در نمایش بود - اصلا نمیدیدم و کل مدت در حال تلاش برای پیدا کردن راهی بودم که به یه نحوی بتونم صحنه رو کامل ببینم.
همچنین آقایی پشت سرم بود که دائما در حال بلند بلند خندیدن بود و تمرکز نه تنها من، خیلیای دیگه رو به هم میریخت و هیچکس هم هیچ تذکری بهشون نمیداد...
قطعا من به عنوان یه ... دیدن ادامه » بیننده وسط تئاتر به خودم اجازه نمیدم به اون آقا تذکری بدم که نظم سالن به هم بریزه، یا بخوام به فیلمبردار وسط فیلمبرداری چیزی بگم، و این رو فقط وفقط وظیفه مدیریت سالن میدونم، اما دریغ از ذره ای اهمیت!
من کلی سعی کرده بودم که بتونم برای این نمایش جای خوبی بلیط تهیه کنم. این خوب نیست که اینطوری حق بیننده پایمال بشه. امیدوارم کسی باشه که به این مسائل رسیدگی کنه.
به مسئله خوبی اشاره کردید عارفه عزیز
بلند خندیدن و بی دلیل خندیدنشون یکی دیگه از معضلات حین اجرای دیروز بود.!
اینطور به نظر میاد که بعضی ها فکر میکنند چون یه هزینه ایی کردن باید تمام مدت بخندند و هرچه بلندتر بخندند بازیگر هم به وجد میاد و بیشتر سعی می ... دیدن ادامه » کنه تماشاگر رو شاد کنه.!
دوربین های مزاحم یک طرف، صدای خنده اون آقا هم از طرف دیگه، همه دست به دست هم داده بودند تا تماشاگر عصبی و ناراضی از سالن خارج بشه.!!
۱۲ تیر ۱۳۹۴
منظورم اعتراض قبل از شروع نمایش بود.
۱۲ تیر ۱۳۹۴
آره قبل از شروع هم ایده خیلی خوبیه ... تجربه میشه واسه اجراها بعدی :)
۱۳ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به لطف یکی از دوستان تیوالی یه بلیت پیدا کردم و امروز ساعت 19 به تماشای این کار نشستم..
یه کار دلچسب و دلنشین.. بازی ها یکی از یکی زیباتر.. اونقدر همه چیز خوب بود و خوب پیش رفت که دلم نمی خواست تموم بشه، ولی در عین ناباوری خیلی بی مقدمه کار تموم شد.!
به نظرم هنوز جا داشت کار ادامه داشته باشه.. چون خیلی از معرفی کاراکتر ها نگذشته بود که یهو نور رفت و همه چیز تموم شد.! و مردم ادای احترام کردند و تشویق.!
البته اجرای امروز با یه اتفاق ناخوشآیند برای تماشاگر هم همراه بود. وجود چند دوربین فیلمبرداری که اتفاقاً یکی از اونها در ردیف 6 و مقابل دید تماشاگران ردیفهای پشتی قرار داشت. نمیشه از این قضیه به عنوان ضعف کار نام برد، ولی میشه گفت ضعف مدیریتی بود که حقوق بیننده رو زیر پا گذاشتند و در واقع برای هنردوستی که با مصیبت فراوان بلیت این تئاتر رو تهیه کرده بود، ارزشی ... دیدن ادامه » قائل نشدند و به قول معروف تره هم خرد نکردند.!!
با این همه برای تک تک اعضا گروه آرزوی موفقیت دارم و بهشون خسته نباشید میگم.

این‌همان حرفیست که میگفتم، تماشگر صبر و تحمل دارد برای شکوفایی شمای کارگردان،بازیگر و حتی گیشه.

واقعا ارزشمند است این احترام به شمایی که عوامل اجرایی هستید ،آن را میبینید؟درک میکنید؟!

پس حداقل به احترام صبرشان ، در استفاده از کلمات دقت کن.

خانم ... دیدن ادامه » تقوی حضور شما و مثل شما که گذشت میکنید قابل قدردانیست.

یک بار دیگر غیر نمایش برای شما و مثل شما دست میزنم.
۱۲ تیر ۱۳۹۴
دوربین کار تئاتر شهره.همیشه سر یه اجرا باید این مسخره بازی رو داشته باشند...
۱۲ تیر ۱۳۹۴
اى کاش دست کم حالا که با فیلمبردارى واسه یعده مزاحمتها ایجاد میکنن،فیلمش رو مث ایرانشهر بدن بیرون تا عده بسیار بیشترى حالش را حسابى ببرند و قربانیان جلسه فیلمبردارى هم دلخوش به این باشن که براى هدف بزرگترین دارن هزینه میدن و نه صرفا جمع شدن در یه ارشیو ... دیدن ادامه » بسته
۱۴ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صابر ابر:تو قبیله ما عشق بی معنا،نا معنا و لامعناست...
- بعدشم قراره با یه آقایی که دوستشون هستن برن یک ماه تو بیابون مقاربه کنن...
- مراقبه.
- آره همون.
- بعدشم قراره با یه آقایی که دوستشون هستن برن یک ماه تو بیابون مقاربه کنن...
- مراقبه.
-آره همون.. همونو بکنن!
۱۲ تیر ۱۳۹۴
ممنون نیلوفر عزیز. بله بالاخره موفق شدم
۱۲ تیر ۱۳۹۴
اوا خاک عالم! تصحیحم فرمودن تازه! [چشمک]
۰۱ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احمد ساعتچیان ( دکتر تراپیست ) : این اسم هایی که میدزدی به چه دردت میخوره؟
صابر ابر (میمون اسم دزد) : ببینید کسی توی قبیله ما اسم نداره، یعنی در این مرحله از جهش نمی شه اسم داشت .در واقع ما هرچی همه دارن میخوایم داشته باشیم . هر چی همه داشته باشن ، ما نداشته باشیم خیلی خیلی ناراحت .در واقع وقتی که یه چیزی هست که همه دار ما ندار .بهتره بقیه هم ندار .
مالشون مال ما ، زنشون مال ما ، بچشون مال ما ، شوهرشون مال ما
اسمشون مال هیچ کس ،همه بی اسم، نا اسم، لا اسم. .. بی تشخص .
آخرین باری که اعتراض کردی کی بود؟

در سن چهار ساگی قند رو توی لیوان چایی پرت کردم

آخرین باری که تعجب کردی کی بود؟

توی همون سن چهار سالگی وقتی دیدم قندم توی چایی حل شد

آخرین باری که خوشحال شدی کی بود؟

در سن چهار سالگی وقتی فهمیدم قند چایی رو شیرین میکنه

بعد از اون دیگه از چیزی خوشحال نشدی؟

نه دیگه چیزی نبود که به اون اندازه خوشحالم کنه
عالی بود این دیالوگ :))
۰۹ تیر ۱۳۹۴
ممنون مرسی Tin.Tim
۰۹ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تازگی سعی می کنم چند روز از دیدن کار بگذره بعد بیام نظراتمو راجع بهش بگم تا زیادی احساسی و لحظه ای نباشه .
با این احوالات ، در لحظه از دیدن سه جلسه تراپی لذت می بردم ولی هرچی میگذره این لذت داره بیشتر می شه .
نماد ها و اطلاعات و واکاوی های روانشناسی که تو کار بود ذهن آدم رو درگیر می کنه برای رمزگشایی موقع دیدن کار و بعدش
بازی ها خوب بودن ، مخصوصا من نوع بیان و اکت بدن خانم الهام کردا رو خیلی دوست داشتم و با توجه به ساکن بودن بخش زیادی از کار تحسینش می کنم

موسیقی انتهای نمایش به نظرم به کار نمی خورد اونطور که باید و شاید و به نظرم خیلی شبیه میومد به موسیقی کامنت بند، و وقتی رفتم دنبال این گروه مانوها که ببینم کی هستن ، دیدم در تمامی زمینه ها از کامنت تقلید می کنن

طراحی لباس ها خوب و دقیق بود و طراحی صحنه در نهایت سادگی تونسته بود چند وجهی عمل کنه

یکی ... دیدن ادامه » از دوستان اشاره کردن که گل های صورتی انتهای کار نماد خودشناسی در روانشناسی یونگه که این باعث شد بتونم خیلی بهتر مفهوم طراحی صحنه رو درک کنم و علاقه مند بشم باقی نماد ها رو هم کشف کنم

در کل کار ارزش دیده شدن رو اگه یه مقدار به مباحث روانشناسی علاقه داشته باشید داره به نظر من و اینکه این سه ردیف اول که خریدشون غیر ممکنه به همراه یه سری بلیت خارج از ظرفیت حضوری تو گیشه تئاترشهر هست می تونید بگیرید


( یه ذره خطر لو رفتن )
به نظر من پشت کرکره ها درون خود تراپیست بود که میان حرف به قسمت های مختلفی از وجود خودش پی می برد و در آخر تونست حلقه رو کامل کنه ، به خودآگاهی کامل برسه و تمام وجودشو آشکار کرد ، و خوشحال می شم اگه کسی تعبیر دیگه ای داره باهام اشتراک بزاره
غزاله جان در مورد آخری که اشاره کردی در مصاحبه ای که با خانم ماهیان درمورد این تئاتر شده بود اشاره شون به این قسمت تاحدود زیادی با برداشت تو یکسان بود .. البته برای من تعمیم ان به ضمیر درونی هر سه کارکتر برمیگشت اما نگاه تو نزدیک تر بوده به کارگردان :)
۰۷ تیر ۱۳۹۴
به نظرت شبیه نیستن ؟ جدا از پسندیدن شون . به نظرم از طراحی کاور ترک ها تا نحوه ی تحریر دادن خواننده و سبک کلی آهنگا خیلی شبیه کامنتن ، شاید ولی بعدا بتونن از کامنت قوی تر بشن به قول تو
۳۰ تیر ۱۳۹۴
نمیدونم.اصن واستیم ببینیم کدوم میبازه:)
۱۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود ... نمایشی خوب و دیالوگ محور با بازی های درخشان .... گرچه متاسفانه جناب ساعتچیان در نقش خود جانیفتاده بودند و این کاراکتر کمی ناپخته می نمود . سپاس
آقای ساعتچیان دقیقا چه ری اکشنی به گفته ی مراجعه کننده ، میباست داشته باشه که پخته به نظر برسه!!!
یک تراپیست ، چکار باید بکنه ، غیر اون کارایی که جناب ساعتچیان انجام دادند؟
۰۵ تیر ۱۳۹۴
لطف کردید.
اگر اسم ایشان را هم بگویید ممنون میشم
۰۸ تیر ۱۳۹۴
اسم کوچیک شون رو یادم نمیاد شکیبا جان :)
۰۹ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من صورتم رو آسون دزد کردم
چطوری عباس جان؟! سال نوت مبارک :)
۰۱ فروردین ۱۳۹۵
سبزه سیزده را با این ارزو گره می زنم.
:-)
۰۷ فروردین ۱۳۹۵
آقایی عباس جان :)
۰۸ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک سالو نیمه روزو شب اینجام
و قبل تر با یه پروفایل دیگه اینجا بودم.تقریبا از اولش
تا حالا چیزی ازتون خواستم؟
لطفا یه بلیط واسه پنجشنبه این هفته یا پنجشنبه دیگه .یعنی نیست؟فقط یکی دوستان
خدا بهتون صبر بده.
سخته میدونم....
امیدوارم خدا گره از کارتون باز کنه...
ایشالله هر چی از خدا میخوای به طرفه العینی محقق بشه
توکل ،فقط توکل کن
ایشالله درست میشه
دوستان فقط یکی!
ندای هل من ناصر ینصرنی ایشون لبیک نداره!!!!
آخ آخ نگو نگو نقی نقی نگو نگو....
ایشالله ... دیدن ادامه » درست میشه
۰۱ تیر ۱۳۹۴
توی اون یکی سایته مال تیاتر شهر هم نگاه کردین؟ شاید اونجا گیرتون بیاد. من جمعه 9 شب دارم دو تا و اگه کسی 2 تا بلیط برای جمعه 7 عصر داره حاضرم معاوضه کنم که به افطاری برسم ....
۰۸ تیر ۱۳۹۴
:)))
۰۱ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یعنی نمیخواد تمدید بشه با اینهمه مخاطب؟
اسم!اسم چیه؟چندتا حروف که وقتی که کنار هم قرار میگیرن یه کد رو تشکیل میدن!!وگرنه اسم که چیزه خاصی نیست!!
نسبت به اسمت چه احساسی داری؟
۱۸ تیر ۱۳۹۴
- می تونستن صدام کنن الف یا ب یا پ یا ت یا...ژ میتونستن بهم بگن ژژژژژ...یا م یا ن یا و یا ه یا ی

- الان می‌تونی اسمت رو بهم بگی؟
۱۸ تیر ۱۳۹۴
جیم...بگن هی جیم
۲۱ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط میتونم بگم این نمایش رو از دست ندید
یکی از حرفه ای ترین هایی بود که تو این مدت دیدم
و واقعا بعد از تموم شدن نمایش تا ساعت ها نمیتونستم به موضوع نمایش..دیالوگ ها..بازی های قوی..و حتی دکور نمایش فکر نکنم..میتونم بگم از ته ته دلم از این نمایش رضایت کامل رو داشتم و واقعا بیشتر از حد انتظارم بود واقعا لذت بردم و حتی وقتی که تو سالن بودم دلم نمیخواست نمایش تموم بشه..همچنین بازیهایه الهام کردا.صابر ابر.احمد ساعتچیان فوق العاده باورپذیر بود مخصوصا خانم کردا..و نمیشه از هنر نویسنده و کارگردان هم گذشت..بشدت توصیه میکنم ببینید این نمایش رو
به اطلاع علاقمندان می رسانیم سانس های جدید این نمایش روز شنبه ۳۰ خرداد ساعت ۱۷ باز خواهد شد.
گروه محترم نمایش اعلام کردند تاریخ پایان نمایش ۱۲ تیر می باشد و تمدید نخواهد شد.
استرس دارم /:
۳۰ خرداد ۱۳۹۴
منم حداقل4تا بلیط میخام...تمدید شه لطفا
۰۲ تیر ۱۳۹۴
ای کاش تمدیدش کنید..اصلا بلیت نیست..خیلی عالی میشه اگر تمدید شه..ممنون
۰۵ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید بلیت خارج از ظرفیت برای این نمایش وجود داره؟
وحید هوبخت این را خواند
شمسه، شهرزاد یونسی و محیا بهرامی این را دوست دارند
بله
چند ساعت قبل از اجرا به مسئولین سالن مراجعه کنید
۲۸ خرداد ۱۳۹۴
بله از ساعت ۴ بازه. من یک ساعت قبل از نمایش هم رفتم بلیت تونستم بگیرم.
۰۵ تیر ۱۳۹۴
ممنون
۰۶ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا از اون تئاترهایی که تازه با تموم شدن نمایش،تو مغز آدم شروع میشه و تا مدتها ذهن آدم و در گیر میکنه...وافعا نمیتونم خودمو از لذت دوباره دیدنش محروم کنم...
تقریبا بعد از تمام شدن نمایش هر ساعت که میگذشت بیشتر لذت میبردم ، دلیلشم همین چیزی بود که شما گفتین
۳۱ خرداد ۱۳۹۴
من که موفق نشدم بلیط پیدا کنم و نمایش را ببینم، اما تعبیرتون خیلی جالب بود، صحیح میفرمایید برخی نمایش ها پس از اتمام اجرا تازه در ذهن آدمی جریان پیدا میکنند.
۰۷ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه ی بلیط ها فروش رفته ... چه بد ...
شکیبا و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
به سایت گیشه تاتر شهر سر بزنید
هنوز چندتایی بلیط هست

http://gishetheater.com/Ticket.aspx
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
درسته
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
تمدید نمیشه این تئاتر؟ حیفه انقدر کوتاه وقتی سالن هم انقدر کوچیکه..
۲۷ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید