قاره هفتم که هانکه در جایی گفتهاست یک خبر واقعی الهامبخش آن بودهاست، داستان سه سال از زندگی یک خانواده کاملاً معمولی و طبقه متوسط اتریشی را روایت میکند. پدر مهندس است. مادر چشمپزشک است و با برادرش کار میکند. آنها دختر کوچکی دارند. در نیم ساعت اول فیلم، تقریباً صورت هیچکدام از بازیگران نشان داده نمیشود. تنها تصاویر بستهای از دستها، پاها و … را میبینیم که به کارهای روزمره مشغولند. کمکم صورتها را میبینیم و از نشانهها درمییابیم که اوضاع این خانواده چندان هم روبهراه نیست. مادر در ماشین ناگهان زیر گریه میزند. دختربچه در مدرسه وانمود میکند کور شدهاست و … تا این که پایان غیرمنتظره فیلم رقم میخورد. آنها تصمیم میگیرند با هم خودکشی کنند.