«به رویا گفته بودم عصر یه جایی توی پارک میبینمت که آدرس دقیقش رو باید از دوستی که اون روز توی بنیاد بیدل دهلوی بود بپرسی، اما دوستمون چندتا عکس داد به رویا و بهش گفت اینا تو رو به مقصد میرسونه.»
استاد: میخوام داستانی رو برات تعریف کنم که نگاهم به شهر و آدماش رو عوض کرد. داستانی که ممکنه برات آشنا باشه اما یه جاهاییش رو حتما نشنیدی.
داستان من و رویا...
قراره این داستان رو همراه با دیدن سه تا از مهمترین جاهایی که با رویا خاطره دارم، تجربه کنی.