استاد: «توی مسیر به سمت خیابان مفتح بودیم که گفتم ساختمونها خیلی تنهان. هر وقت قدیمی میشن جاشونو باید بدن به یکی دیگه که جدیدتره. سر تقاطع که رسیدیم از بین دوتا ساختمون قدیمی، یه برج بلند و مدرن بود. بهش گفتم نگاه کن، قدیمیها و جدیدها کنار همدیگه هم میتونن نمای خوبی داشته باشن، هرچند که من بیشتر عاشق قدیمیهام.»
برج بلند رو پیدا کن و بگو متعلق به کجاست؟
استاد: میخوام داستانی رو برات تعریف کنم که نگاهم به شهر و آدماش رو عوض کرد. داستانی که ممکنه برات آشنا باشه اما یه جاهاییش رو حتما نشنیدی.
داستان من و رویا...
قراره این داستان رو همراه با دیدن سه تا از مهمترین جاهایی که با رویا خاطره دارم، تجربه کنی.