تیوال نمایش شاه ماهی
S3 : 14:44:38
  از اردیبهشت ۱۳۹۸
 بها: ۵۰,۰۰۰، ۶۰,۰۰۰ و ۷۰,۰۰۰ تومان

: احمد سلگی، رضا بهاروند
: رضا بهاروند
: (به ترتیب حضور) امیر جدیدی، علی شادمان، الناز حبیبی، فائزه یوسفی، کیوان محمدی، مهران میری، سارینا ترقی، نصیر ساکی، پرستو معین
: محمد قدس، امیر جدیدی

: روهان امامی
: شیما میرحمیدی
: لعیا خرامان
: صبا کسمایی
: آرمین خیردان
: سعید رضوانی
: مبین بهاروند، شایان صفوی
: حسین حاجی بابایی
: سینا فراهانی
: حسین شاهیوند
: مریم ضمیریان
: بهزاد اسحاقی، نیما سکوت

» فروش اینترنتی بلیت در دیگر سایت‌های محترم انجام می‌شود

شهر:
تهران

مکان

خیابان نوفل‌لوشاتو، تقاطع خیابان رازی
تلفن:  ۶۶۷۶۰۵۳۰-۶۶۷۵۱۰۴۶-۶۶۷۶۳۵۶۹


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خانواده‌ی بزرگ و عزیز تیوال؛
سلام.
شاه‌ماهی تموم شد و من لازم دونستم چند تا نکته رو با شما مطرح کنم:
.
۱.ممنون بابت حمایت‌ها و لطف همواره‌تون...
من تک‌تک کامنت‌ها(حتی پاسخ ها) رو خوندم. مثل همیشه‌. مو به مو. از مثبت‌ها انرژی گرفتم و افتخار کردم به گروه و از منفی‌ها یاد گرفتم برای آینده. در مجموع اتفاقی بس ارزنده است برای تک‌تک هنرمند‌ها اگر با گوش جان و ذهن بشنوند.
*در ضمن از دوستانی که به کارهای قبلی من و بچه‌های گروهم لطف داشتند، کمال تشکر رو دارم.
.
۲.ما کاملن آگاه هستیم که پروسه‌ی خرید بلیط(شامل خرید، جابه‌جایی، پیامک یادآوری، درج نظر، امتیازدهی و...) برای شما مخاطب‌های عزیز، داخل سایت محترم و دوست‌داشتنی تیوال، راحت‌تر و مطلوب‌تر هستش اما انتخاب سایت فروش بلیط، حاصل محاسبه‌ی متغیرهای بسیاری هستش که من فقط چند عدد رو برای نمونه می‌گم:
الف) قرارداد احتمالی سالن با سایت‌های فروش
ب) پیشنهاد مالی مناسب و تخفیف در کارمزد فروش از سمت سایت‌های محترم
پ) پیشنهاد پکیج تبلیغاتی مناسب از سمت سایت‌های محترم فروش
ت) اسپانسرینگ یا حمایت مالی احتمالی اجرا
ج) میزان انعطاف سایت‌‌های محترم در مقابل پذیرش شرایط گروه
د) تصمیم شخصی صاحب‌اثر(تهیه‌کننده‌ی احتمالی)
ر)...
بنابراین ... دیدن ادامه » توضیحات به راحتی قابل درک هستش که این تصمیم، تصمیم تک‌بعدی و ساده‌ای نیست و البته که نیاز به همکاری دو سمت(گروه اجرا و سایت‌های محترم) داره.
تمام این‌هارو گفتم که بگم شاید قضاوت یک کار از روی سایت فروش و حرف‌ و حدیث‌های احتمالی که گاهی شنیده می‌شه، درست و واقع نباشه و خب اهالی تیاتر هم که بی‌شک باید تلاش کنند که از قصاوت‌های عجولانه دور باشند.
زیرا(در مجموع و شامل تمام انواع) گاهی قضاوت‌ها می‌تونه تلاش‌های بی‌وقفه‌ی گروه‌های نمایشی رو بی‌ثمر کنه و البته که گاهی مخاطب‌هارو از تماشای نمایشی دل‌سرد کنه که این تبعات منفی قطعن باب میل هیچ کدوم ما(من و شما) نیست.
.
۳.توی مدت اجرای نمایش خیلی به این فکر می‌کردم که چرا گاهی کامنت‌های شاه‌ماهی این مقدار متناقص می‌شن؛ این اتفاق حتا توی امتیازدهی هم به نوعی قابل مشاهده‌بود. از پنج‌ستاره تا یک‌ستاره. از خوب‌ خوب تا بد بد.
پاسخ‌های احتمالی‌ای برای خودم پیدا کردم اما بسیار هیجان‌انگیز بود تصور این که دوستان توی ذهن من با هم به مناظره می‌نشستند. چه درست و مفید بود اگر در واقعیت هم این اتفاق می‌افتاد و هر کس بنا به نظرگاه خودش(بسیار خودش و نه الهام‌گرفته از نظری دیگر) به نقد یا تحسین نمایش می‌پرداخت و ما شاهد این مناظر‌ها می‌بودیم.
.
۴.این یادداشت برگرفته از تجربه‌ی من بود در مدت اجرای نمایش. بدیهیه که اون رو از جایگاه
حقیقی خودم نوشتم نه حقوقی(نویسنده‌ی نمایش).
.
امید ِ این که زود برگردم و دوباره هر شب کامنت‌ها رو رفرش بکنم، به من انگیزه‌ی ادامه می‌ده. دوست‌تون دارم. ارادت زیاد.
احمد سلگی
جناب سلگی نازنین ⁦❤️⁩
دست مریزاد⁦❤️⁩ مانا باشید⁦❤️⁩
۰۳ مرداد
جناب سلگی عزیز بعد از پایان یکی از اجراهای کالاندولا باهاتون گپ کوتاهی زدم و متوجه ظرفیت و انعطاف و مخاطب نوازی شخص شما شدم و به همین خاطر بخودم جرات میدم و یک نکته رو گوشزد میکنم: موارد الف و ب به کنار اما موارد بعدی راجع به تبلیغات و انعطاف و غیره نظر ... دیدن ادامه » منو جلب کردچون تجربه خودم و نظرات دوستان نشان میده درکل اگر نمایشی روی تیوال مطرح نشه و درموردش بحث نشه و صفحه ای با ذکر فروش در سایر سایتهای محترم ، باز نشه اصلا کسی از وجود این نمایش با خبر نمیشه ، من و بسیاری از دوستام تا جایی که میدونم و ازشون پرسیدم اصلا به سایتهای دیگه سر نمیزنیم که از پکیج های تبلیغاتیشون متاثر یا متشوق بشیم برای دیدن اجرا یا نمایشی! پس پکیج تبلیغاتی در سایتهای محترم دیگه به اندازه یک کامنت مختصر روی تیوال هم تاثیر گذار نیست . و اکثر تاتری ها فقط برای یک لحظه خرید بلیت اونم بلاجبار وارد سایتهای دیگه میشیم و دلیلش عدم احترام به نظرات مخاطب و نداشتن امکانات بحث و گفتگوی مناسب اون سایتهاست که تیوال برعکس از این نظر بی نهایت خوب عمل کرده تا اینجا و فکر کنم فقط و فقط همین نکته برای انتقال همه نمایشها به تیوال کفایت میکنه چون حداقل حقوق تماشاگر رو رعایت میکنند
۰۳ مرداد
مرسی از این توضیحات :)
من هم دقیقا با مریم جان موافقم که قرار نیست چیزی انحصاری باشه و رقابت صفر باشه، وگرنه تیوال هم بدون رقیب افت خواهد کرد، این که ما ترجیح میدیم سایتهای دیگه هم مثل تیوال خودشون را بالا بکشند، به نظرم جدا از تیم اجرایی هست و خود سایتها ... دیدن ادامه » باید به تدریج به فکرش بیفتند!
در مورد کامنتها هم، واقعا این حجم از اختلاف نظر جالب بود... و عجیب! اینکه آیا سلیقه‌ی تماشاچی‌ها اینقدر به سمت نمایشنامه‌های خارجی و "بدون هیچ حرف خاصی" رفته که در مورد متنهایی که حرف امروز جامعه‌اند و یا آیینه‌ی تمام نمای امروزمون هستند، اینقدر عجیب جبهه میگیرند و به نظرشون یه داستان ساده میاد؟ شاید ما زیادی خودمون رو تو دردای جامعه قاطی کردیم که با دیدن چنین کاری ذوق میکنیم که پس این درد مشترکه!
خلاصه که از همه‌ی شما ممنونیم بابت این خاطره قشنگی که تو ذهن ما ساختین :)
۰۷ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چاپ شده در روزنامه اعتماد به تاریخ سی و یکم تیر ماه نود و هشت

میان بحر و بر با هیولایی که فرمان می‌راند


نوشته محمدحسن خدایی



 

اجرای نمایشی چون «شاه‌ماهی» را می‌توان از رویدادهای مهم تئاتری امسال دانست. نمایشی پرمخاطب و توانا در خلق شخصیت متناقض‌نمایی چون «کیسان» با بازی امیر جدیدی. روایتی از زیست مردمان جزیره‌ای محصور در آب‌های اقیانوس. یادآور مناسبات مردمان جنوب ایران. گویا نام جزیره، «برگ ریز» است و یکی از همان مناطق فراموش‌ شده دولت-ملت‌های جهان. قلمرویی بیرون از نظم جهانی و یکسره در خدمت هیولایی جذاب و پارادوکسیکال به نام کیسان. از این منظر می‌توان نمایشنامه احمد سلگی و رضا بهاروند را ستایش کرد که توانسته یکی از فیگورهای قابل اعتنای این روزهای تئاتر ما را بر صحنه احضار کند. اما نکته اینجاست که این روند فرانکشتاین‌وار خلق هیولا، از جایی به بعد همه ‌چیز را در خدمت خویش می‌خواهد. اگر اجرایی چون شاه‌ماهی را به مثابه یک بدن فرض بگیریم که شخصیت کیسان سر آن باشد و دیگر شخصیت‌ها، اندام‌هایی چون دست و پا، سر چنان بزرگ شده و سروری می‌کند که نتیجه چیزی نیست الا یک بدن ناقص‌الجثه. شاه‌ماهی استعاره‌ای است از سوژه شر، یک هیولای توقف‌ناپذیر که سازندگان‌اش، عاشق او شده‌اند. بنابراین فیگوری چون کیسان، چنان بر بلندای جزیره و خود اجرا ایستاده که هیچ کس را یارای به زیر کشیدنش نیست.

از منظر فلسفه سیاسی، شاه‌ماهی را می‌توان ذیل تضاد حل‌ناشدنی بشر با شهروند صورت‌بندی کرد. همچنان‌که آگامبن در مقاله کوتاه «فراسوی حقوق بشر» اشاره دارد که چگونه انسان، تنها با تعلق به یک دولت-ملت است که می‌تواند شهروند باشد و دارای حقوق انسانی. در جزیره «برگ ریز»، نشانی از مناسبات یک دولت-ملت نیست و تنها مرجع اقتدار، فرمانروایی کیسان است. بنابراین با موجوداتی روبه‌رو هستیم که کمابیش یادآور حیات برهنه‌اند. در قوانین روم باستان، می‌توان آنان را به قتل رساند اما ارزش قربانی کردن ندارند. این انزوا و
جدا افتادگی جزیره، این فراموشی تمام عیار ساکنان آن، به خوبی نشان می‌دهد که شرط داشتن حقوق بشر، تعلق به یک دولت-ملت مدرن است.

شاه‌ماهی ... دیدن ادامه » تضاد بحر و بر یا همان خشکی و دریاست. در طول روایت، حاکم جزیره، مدام بر این دوگانگی تاکید می‌کند. پادافره خیانت و توطئه، یکی هم اجبار به ترک کردن جزیره و غرق شدن در دریاست. از منظر کیسان، باید شنا بلد بود تا دریا را به چنگ آورد. بی‌جهت نیست که شخصیتی مانند «شمس» با بازی علی شادمان، به علت نابلدی در شنا کردن، مورد تحقیر است. طراحی صحنه، تضاد بحر و بر را تشدید کرده و فضا را به یک خشکی رئالیستی و یک دریای سوررئالیستی تقسیم کرده. اگر حاکم قلمروی خشکی را لویاتان بدانیم، این بهیموت است که دریاها را اداره می‌کند. بنابراین کیسان را می‌توان از نوادگان لویاتان دانست.

اجرای شاه‌ماهی کمابیش مقهور هیولایی شده که آفریده، با بازی به نسبت قابل اعتنای امیر جدیدی. بنابراین مناسبات جزیره چندان بسط و گسترش نمی‌یابد و جنبه‌های دیگر آن رها می‌شود. ارجاع به آثاری همچون توفان شکسپیر، رابیسن کروزئه یا حتی ناخدا خورشید ناصر تقوایی، می‌تواند سازوکار این آثار را روشن کند که چگونه جهان خود را می‌گسترانند. اما شاه‌ماهی، یک موقعیت را مفروض گرفته و منبسط نمی‌شود. فی‌المثل صحنه‌ای که کیسان بر مینی‌بوس از کار افتاده‌ ایستاده و بازی دست‌رشته ساکنان جزیره را گزارش و مدیریت می‌کند، با آنکه جذاب است و واجد تئاتریکالیته‌ای خلاق، اما در نهایت به صحنه‌ای طولانی و کشدار تبدیل می‌شود. از منظر اقتصاد زمان، این حجم از روایت کردن یک بازی، غیر‌ضروری و سهل‌انگارانه است. حتی کیفیت بازی امیر جدیدی، فرم توپوگرافیک حضور او در صحنه و به حاشیه رفتن شخصیت‌های دیگر، همچنان ذیل همان منطق اولویت‌بخشی به برگ برنده اجرا یا همان شخصیت کیسان است. جزیره، می‌تواند فرم دیگری بازنمایی شده و مکان‌های دیگرش هم به نمایش گذاشته شود. حضور امر غریب، امر ناشناخته و خلق یک اتمسفر نه چندان آشنا، اجرایی مانند شاه‌ماهی را وسعت می‌بخشد و واجد مازادهایی رهایی‌بخش می‌کند.

در نهایت روایت استعاری رضا بهاروند از جزیره‌ای تحت انزوا، با آن پایان اثرگذار در مرگ شخصیت «شمس» که به نوعی سوژه مقاومت است و احیاگر امر سیاسی و بازتولید مناسبات اقتدارگرایانه سابق، نشان از باور به انحطاط و زوال و غیاب هر نوع امکان رستگاری و رهایی است. یک بن‌بست تمام عیار. ایستاده بر ماسه‌بادی‌های جزیره و ترسان از تن به آب زدن با قایقی دست‌ساز. تا آنگاه که کیسان فرمان می‌راند و مقاومت شمس‌ها در هم شکسته می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مجموع خوب بود به همه عوامل خسته نباشید میگم فقط ای کاش یکم تماشاگرها رعایت میکردن و از دیدن تئاتر پشیمونمون نمیکردن!
از این به بعد تو این جزیره همه باید دست‌ رشته رو بدون توپ بازی کنن
فهمیدید باباجان..؟؟
نه
۲۹ خرداد
:)) بله ، عین دو ساعت مجذوب قواعد بازی طوری بودم که وهم و نفرت و عشق و افسوس کینه و انتقام رو با خودش همراه داشتت

۳۰ خرداد
بله
۳۰ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر خوشحالم از تماشای این نمایش قبلش نظرم راجب آقای جدیدی یک بازیگر درجه یک و بی نظیر بود و بعد از تماشای این نمایش نظرم هزار پله راجبشون بالاتر رفت تا جایی که واقعا نمیدونم چی بگم راجبشون ... یک ورق جدید از دفترچه بازیگریشون رو به نمایش گذاشتن . کاملا متفاوت و جدا بی همتااا
دیدن این نمایش و از دست ندین
نمایش بسیار زیبا و دلنشینی بود با سپاس فراوان از کل گروه نمایش ولی بازی آقای جدیدی بی نظیر بود. سفارش میکنم حتما نمایش رو ببینید.
سفارش یا توصیه مسئله این است
۲۷ خرداد
درود بر شما. سفارش یا همان توصیه که معنی و مفهوم هر دو پیشنهاد است (:
۰۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک پاراگرافی امروز خوندم که منو یاد این نمایش انداخت:

در زمانی که برده داری در آمریکا رایج بود زن سیاهپوستی بنام هاریت گروهی مخفی راه انداخته بود و بردگان را فراری می داد.
بعدها از او پرسیدند:
سخت ترین مرحله کار شما برای نجات بردگان چه بود؟ او عمیقا" به فکر فرو رفت و گفت: قانع کردن یک برده به اینکه تو برده نیستی، و باید آزاد باشی…!

باشد که آگاهی و بیداریمان افزون گردد
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩عالی بود
۲۶ خرداد
ممنون
۲۶ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش شاه ماهی را باید بی گمان دید – هرچند که باید تماشاگر صبور تئاتر بود تا بتوانی صندلی های نچندان خوب سالن پردیس شهرزاد را تحمل کنی و از آن بیشتر حداقل 40 دقیقه صبر کنی تا مزد صبرت را بگیری – مونولوگ بسیار سنگین و طولانی امیر جدیدی در ابتدای نمایش در کنار نور آزار دهنده برای تماشاگر و بعد میزانسن ورود دختران و پسران و اینکه این ها چه کسانی هستند؟ و صدای نامطلوب حتی برای لحظاتی تماشاگر را برای رفتن و ماندن از سالن مردد می کند ! اگر دکور فوق العاده نمایش با طراحی صحنه عالی اش که شن های ماسه روی صحنه نبود این کار شاید زودتر هم انجام می شد اما .... با ورود مجدد امیر جدیدی ورق بر می گردد و از این به بعد سرعت نمایش بالا می رود تماشاگر با موضوع درگیر می شود و پی در پی حتی به وجد می اید به طوریکه چندین بار ناگزیر صدای کف زدن های تماشاگران بر صحنه غالب می شود ... دیدن ادامه » ... نمایش چندین بار برای من یاد آور سازدهنی و تنگسیر امیر نادری بود ، جائی که ظلم ظالم و سعی مظلوم یادآوری می شود و استثمار دختران و پسرانی که پدران و مادرانشان با این ظالم روبرو بودند اما کاری از دستشان ساخته نبود .
نمایش چندین صحنه بی نظیر دارد بازی والیبال ساحلی بازیگران همراه با گزارش امیر جدیدی فوق العاده است ، و خواندن بازیگران و رهبری ارکستر توسط او . نمایش یکبار هم به طور جدی تماشاگر را به چالش می کشد و آنها را از روی صندلی اشان بلند می کند جائی که علی شادمان از تماشاگران درخواستی دارد ...به گونه ای که تماشاگر مجبور می شود برای انجام درخواست او تلاشی نماید و نهایتا به او کمک هم می کند .
پایان نمایش اما متفاوت از تنگسیر و دونده امیر نادری است و شاید بتوان گفت حال همین روز های خودمان است دیدن این نمایش اندکی ما را به خودمان می اورد ... حال این روز های خودمان . دیدن این نمایش را از دست ندهید .
و بالاخره به تماشای نمایش شاه ماهی نشستم و یکی از متفاوت ترین و به یادموندنی ترین نمایش هایی شد که دیدم.
بیشترین چیزی که توجه منو به خودش جلب کرد , فضای کاملا متفاوت و صحنه ی نمایش بود . جزیره ای در ناکجا و حس تازه ای که به همه ی تماشاچی ها منتقل میشد.
بازی های بی نظیر و یکدست و منسجم سفیده , شمس(عاشق) , واله و ...(کاراکترهای نمایش) و اما درخشان ترین شون یعنی کیسان(ابراهیم) با بازی قوی و مسلط امیرخان جدیدی که ستاره ی صحنه بود . خلاصه از وقتی که نمایش شروع شد , کاملا درگیر ماجرای زندگی بچه های این جزیره شدم و اصلا دلم نمی خواست که تموم بشه . همه چیز با اینکه متفاوت و عجیب به نظر می رسید , کاملا باورپذیر بود ... لحظاتی بود که واقعا از ته دل خندیدیم و گاهی هم بغض کردیم ... البته جدا از تمام نقاط مثبت و جذاب این نمایش , باید به چند مورد هم اشاره کرد , مثلا اینکه نمایشنامه ... دیدن ادامه » از یه جایی به بعد به تکرار افتاد و در نهایت هم هیچ هدف خاصی رو دنبال نکرد و به جایی نرسید (اما به هیچ وجه گنگ و مبهم نبود , قابل توجه عده ای که نوشته بودن چیزی از نمایش نفهمیدن) . لهجه ی کاراکترها جذاب و متناسب بود اما از اواسط نمایش به مرور از بین رفت و انگار محو شد. گذاشتن چاقو زیر یکی از صندلی ها هم ایده ی جالبی بود اما مناسب فضای این مدل از نمایش نبود ...
در پایان می خواستم خواهش کنم که اگر تماشاگر حرفه ای تئاتر هستید , به نوشته های تماشاگرنما هایی که تنها به مسائل حاشیه ای کار دارن و قصدشون تخریب یک نمایش هست , اصلا توجه نکنید ... عده ای که می نویسن دلیل خنده های تماشاگرها رو نمی فهمن , هوای سالن سرد بود , بغل دستی مون حرف می زد یا تو گوشی بود , نمایش گنگ و مبهم و نامفهوم بود و ...
من به شخصه این کار رو دوست داشتم و پیشنهاد می کنم که دیدن این نمایش رو از دست ندید.

یک اجرای متفاوت و سخت و تاثیرگذار. یه ایده‌ی جذاب داستان و پرداخت بی‌نقص. بازی خارق‌العاده از امیرجدیدی که درخشان بود و بشدت نقش رو درک کرده و در قالب کیسان فرو رفته و البته تمام گروه بازیگرا عالی بودن... خیلی دور از واقعیت نیس اگه بگم یجورایی منو یاد وضعیت ایران انداخت...
ترجیح میدم هیچی رو لو ندم چون خود گروه هم حتی عکس‌های اجرا رو منتشر نمیکنن.
بشدت پیشنهاد می‌شود.
https://www.instagram.com/theatretaster