تیوال نمایش شاپرک خانوم
S3 : 15:51:35
با ۴۰٪ تخفیف ویژه ماه رمضان
خرید بلیت
۵۵,۰۰۰ و ۴۵,۰۰۰ تومان
با ۴۰٪ تخفیف ویژه ماه رمضان
  اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۸
  ۲۰:۴۵
  ۱ ساعت و ۱۵ دقیقه
 بها: ۵۵,۰۰۰ و ۴۵,۰۰۰ تومان


: حسن انصاریان
: سیاوش طهمورث، فریبا متخصص، قربان نجفی، محمد آقامحمدی، بهرام سروری نژاد، آذین فولادوند، سبا قاسمی
: کامران قدکچیان، منوچهر مصیری

: پارسا رضوی، نرگس اله وکیلی، حسام صیادی
: گیلناز ترقی شعار
: کاوه آهنگرانی، حمیدرضا احسانی، میلاد شکری
: احسان غلامی
: احسان رافتی
: شیرین بوریایی دوست
: پریدخت عابدین نژاد
: ثمره برازنده
: یاسمن طاهری
: سبا قاسمی
: رضا ارجمندخواه
: حسن یوسفی
: محمدرضا پورثابت علی
: آوا عاطفی، محسن گلستانی، آیدا غفوریان
: فرحناز معصومی
: زهره غلامی
: مهسا طباطبایی، حسین فومن بهجت اجیرلو، جعفر عزیزی
: پانته‌آ موسوی

- بر اساس اثر «بیژن مفید»

- این نمایش برای کودکان ٧-٨ سال به بالا و بزرگسالان مناسب است.
- تهیه بلیت از ساعت ١۹:٠٠  از گیشه کانون امکان‌پذیر است.
- شماره تماس جهت ارتباط با مسئول روابط عمومی (بخش ارتباط با رسانه):  خانم برمکی ٠٩١٩۵٣١٢١۵٢


از ردیف ۱ تا ۷: ۵۵،۰۰۰ تومان
از ردیف ۸ تا ۱۱: ۴۵،۰۰۰ تومان

مکان

خیابان شهید بهشتی، خیابان خالد اسلامبولی، نبش کوچه چهارم
تلفن:  ۰۲۱-۸۸۱۰۰۶۲۴

گزارش تصویری تیوال از نمایش شاپرک خانوم / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» رضا بابک و خاله شادونه به تماشای شاپرک خانوم نشستند

» ملیکا زارعی و افشین سنگ چاپ مهمان «شاپرک خانوم» می‌شوند

» استقبال روزافزون تماشاگران تئاتر از «شاپرک خانوم»

» "شاپرک خانوم" سنت های قدیمی را برایم زنده کرد

» تخفیف به مناسبت ماه رمضان

» پررنگ شدن وجهه اقتصادی تئاتر کودک، به افزایش تولید آن کمک می کند

» نمایش «شاپرک خانوم» به صورت ویژه برای عکاسان و اهالی رسانه به صحنه می‌رود

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
این نور دروغه . . .

(ممکن است خواندن این نوشته بخشی از جذابیت های نمایش را کاهش دهد)


پیش از شما
به سان شما
بی شمارها
با تار عنکبوت
نوشتند روی باد
کین دولت خجسته ی جاوید زنده باد!
(شفیعی کدکنی)





1. ... دیدن ادامه » شاپرک خانم جسم و جانش را به این و آن می بخشد. شاید بلد نیست دل ببندد به همین شهر فرنگی و سرگرم بشود. دنبال نور واقعی است. می خواهد به قرارش با خورشید برسد. این شاپرک بیچاره نمی فهمد که زیر این سقف نمور انباری، اگر نور نیست و گل و گیاه و سبزه و شهد پیدا نمی شود، «اما عوضش امنیت داریم!». خدا به کسب و کار شهر فرنگی برکت بدهد که کثافت دنیای بیرون را برایمان بزک می کند و از قشنگی جنازه ی فیل برای ما حرف می زند! یک نان بخوریم و صدتا خیرات کنیم و زیر سایه عنکبوت پیر بخوابیم و سعی کنیم گذارمان به سمت تورش نیفتد.

2. شاپرک فهمیده که برای رسیدن به نور باید هزینه بدهد. تکه تکه تن و بدنش هزینه ای است که برای فهماندن یک نکته ی ساده به این گوشه نشینان بیچاره و نور ندیده پرداخته است. آن هایی که مدت هاست جست و خیز وسط گندمزار را از یاد برده اند. آن ها که فکر می کنند زندگی همین چیزخوری گوشه انباری و شهرفرنگی و شامورتی بازی های مگس است. حداقل یک لقمه نانی این پایین گیر می آید.

3. زنبور تنها کسی است که هنوز مزه ی شهد گل ها به یادش مانده. دست بر قضا چندان بی دست و پا هم نیست، اما مثل شاپرک خانم هزینه ی رسیدن به نور را نداده. به همین خاطر گرفتار می شود. عنکبوت گفته بود که اجازه می دهد به نور برسید اما فقط باید لیاقت تان را نشان بدهید. جماعت چرتی تا وقتی به چیزخوری ته انباری عادت کرده باشند لیاقت قرار و مدار با خورشید را پیدا نخواهند کرد.

4. وقتی بفهمیم که «این نور دروغه» قدم اول را برای رسیدن به خورشید برداشته ایم. تا وقتی پای بساط شهرفرنگی ذوق مرگ می شویم لیاقت نور را پیدا نخواهیم کرد. تا وقتی برای پاره کردن تور عنکبوت تکانی نخوریم در روی همین پاشنه می چرخد. گاهی تئاترها بیشتر از آن چه فکرش را می کنیم آینه ی زندگی ما هستند. زمین سال ها باید دور خودش تلو تلو بخورد تا نابغه ای دیگر مانند بیژن مفید قدم به این جهان بگذارد. قدر آثارش را بدانیم.

شاپرک خانم را ببینید. شاید همان موقعی که بابت دل بستن به شهرفرنگی ها خودتان را سرزنش می کنید، کنار دست تان کودکی فهمیده باشد که راه رسیدن به نور، فقط پاره کردن تار عنکبوت است.
سلاااااام آقای نصیری
حالتون چطوره؟
آقا اینجا جاتون خالیه... سوراخه اصلا

امیدوارم به قصد ماندن اومده باشید.
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش کودک-بزرگسال جذابیتهای خودش رو داره. برای بیژن مفید، سیاوش طهمورث، فریبا متخصص و کامران قدکچیان به دیدن نمایش رفتم و با آذین فولادوند، قربان نجفی و بهرام سروری نژاد بیرون آمدم.

بوی سالن نمایش، خاطره سالن سیلورسیتی(سینما فرهنگ فعلی) و سالن نیاوران رو زنده می کنه. دیدن این سالنها طعمی از سالن های اصولی رو به کام آدم میاره. حیف که اینجور سالنها دیگه ساخته نمیشه.

کار برای کودک پیشاپیش یکی دو امتیاز مثبت(از اون ستاره های امتیازی) رو در خودش اره. کار کردن و آشنا کردن کودکان با هنر و تیاتر در ذات خودش با ارزشه. خصوصا اگر برپایه هنر باشه نه صرفا سرگرم کردن.

داستان نمایش که بسیار مناسبه. البته طبیعیه که تغییراتی نسبت به اثر آقای مفید داشته باشه. این اجرا کودک رو با مفاهیمی مثل قدردانی، از خودگذشتگی، محبت، جذابیت، موسیقی فولکلور، اثر سو تبلیغات، ... دیدن ادامه » سیاه و سفید ندیدن زندگی(اینکه همه افراد جنبه خوب و بد دارند)و... آشنا میکنه.

اگر دنبال شناختن خودتون هم باشید، چیزهایی رو در عمق روانتون پیدا می کنید. مثل احساس گرفتار شدن شاپرک خانومِ زیبا در تار...

دیدن آقای رضا بابک در سالن هم بسیار دلنشین بود و لذت کار رو دو چندان کرد. اینطور که گفتند سال ۱۳۵۲ در اجرای همین نمایشنامه حضور داشتند. زنده باشید.

تماشای این نمایش رو برای کودکان و بزرگسالانی که می تونند مدتی رو در چند سالگیشون سپری کنند، پیشنهاد می کنم.

دست مریزاد به تک تک گروه
سلام، ممنون از حسن نظر شما. آقای رضا بابک در سالن بودند. فکر کنم اشتباه تایپی شد.
۳ روز پیش، شنبه
حق با شماست. اصلاح شد. متشکرم
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کرم شبتاب که از خورشید و نور متنفره با خوشحالی میرقصه و میخونه :
این شهر فرنگه، این از همه رنگه، این خیلی قشنگه، سوغات فرنگه
اینجا همه خشکه، اینجا همه تنگه، اینجا همه سرباز و همه سنگر و سنگه
اینجا همه سرنیزه و شمشیر و تفنگه، اینجا همه جنگه
این خیلی قشنگه، این شهر فرنگه، این از همه رنگه، این خیلی قشنگه، سوغات فرنگه......

وقتی اجرا تموم شد حس میکردم این نمایشنامه حتما باید همین چند روز پیش نوشته شده باشه که اینقدر نزدیک به حال و هوای ماست.
درود میفرستم به گروه اجرایی که با هنرنمایی ِ بی نقصشون شب خاطره انگیزی رو برای ما رقم زدند.
نمایش بسیار زیبایی بود با بازی عالی هنرمندان عزیز
کاش ابتدای نمایش نور بیشتری استفاده میشد که بچه ها اول کار نترسن و انتهای نمایش هم برای بچه ها خیلی تلخ بود به نظرم
از همه دست اندرکاران سپاسگزارم و آرزوی موفقیت دارم براشون
در کنار نمایش، بچه هایی که هاج و واج صحنه رو رو نگاه میکردن و هرازگاهی از مامان بابا یه سوالایی میپرسیدن برای من خیلی جالب بود و اهمیت شیوه آموزش رو یادآوری میکرد.
طراحی لباس و صحنه (با در نظر نگرفتن تاپ و سه چرخه در طراحی صحنه) خیلی خوب بود.
با اینکه ردیف دوم نشسته بودم صدای آقای طهمورث رو اصلا نشنیدم.


* من بلیط این نمایش رو روز اول تهیه کردم. برای بازپرداخت ما به التفاوت قیمت هنوز با من تماس گرفته نشده.
درود بر شما
پیرو استعلام از کارگردان محترم و با توجه به تغییر بهای کلی این برنامه، مبلغ مازاد پرداختی شما و دیگر خریداران محترم بازگشت داده خواهد شد.
با سپاس و احترام
۰۹ اردیبهشت
مریم خانمِ عزیز،
من هم از نمایش لذت بردم... خصوصا وقتی که شب تاب، تاج شاپرک رو گرفت و یه صدای کوچکی از وسط تماشاچیان گفت: "بده بهش، اون ماله شاپرکه"
تاب و سه چرخه ی خاک گرفته که خیلی حال و هوای زیرزمین رو منتقل می کرد.
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن نام سیاوش طهمورث نازنین و توانمند(بعد از سالها)در کنار فریبا متخصص عزیز ،به اندازه کافی وسوسه انگیز بود برام برای به تماشا نشستن این کار.
بسیار لذت بردم از نمایش و متن.
نمایشنامه ای که بعد از نزدیک به پنجاه سال هنوز، هم با کودکان ارتباط برقرار میکنه و هم بزرگسالان.
فقط ای کاش برای نقش شاپرک خانوم که نقش اصلی بود، بازیگر توانمندتری انتخاب میشد!

*بزرگسالان حاضر در سالن!
صدای بچه ها اذیت کننده نیست، ولی صدای شماها و عدم کنترل احساسات صاف و شفاف!!!نمک ها و تحلیلهای در لحظه تون واقعا اذیت کننده است!

*به نظرم تعیین سن حداقل چهار یا پنج سال برای مخاطبین نمایش بد نباشه!
بچه یک ساله خیلی بعید می دونم لذتی از کار ببره!!
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی حسن انصاریان با بازی سیاوش طهمورث، فریبا متخصص، بهرام سروری نژاد، آذین فولادوند، محمد آقامحمدی، قربان نجفی و سبا قاسمی (روزهای پنجشنبه ۵ و جمعه ۶ اردیبهشت ماه)، از روز دوشنبه ۲ اردیبهشت‌ماه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
اشکان غفاری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید