تیوال فیلم شیار ۱۴۳
S3 : 18:46:03
امکان خرید پایان یافته
: نرگس آبیار
: ابوذر پور محمدی – محمد حسین قاسمی
: مریلا زارعی، مهران احمدی، جواد عزتی، گلاره عباسی، یداله شادمانی و حسام بیگدلو

گروه کارگردانی

: روزبه سجادی حسینی
: امین خنکال- سید مجید رحیمی- الهه قربانی- علیرضا هاشمی
: ماریا میرنژاد

گروه تولید

: محمد یمینی
: سید سعید میرصادقی ، سید روح الله نور موسوی
: حمید رضا بختیاری
: علی رمضانی سربندی

گروه فیلمبرداری

: پیمان شادمانفر
: آرش رمضانی
: عاتف امیری- ادیب سبحانی- مصطفی صادقی- بهروز صیفی- پارسا مجد
: حمید جانی پور
: حسین مانی زاده
: محمد جعفری رضا محله- طاها آبیار
: فرید ناظر فصیحی

گروه تدوین

: پیمان خاکسار
با تشکر از آرش زاهدی

گروه موسیقی:

: مسعود سخاوت دوست
: مهدی محمود آبادی ، آرش رستگار زاده
: سیف الله شکری
: پروین غلام شاهی

گروه نوازندگان:

: میثم مروستی و امیر مینوسپهرپرکاشن: فواد سمیعی ، مصطفی ایزدی
: مسعود سخاوت دوست
: حامد عابدی
: سیف الله شکری
: آفتاب عالم تاب
: علیرضا نکولعل

گروه صدا گذاری:

: آرش قاسمی
: محمد مهدی جواهری زاده
: محمد قاسمی

گروه صدابرداری:

: کامران کیان ارثی
: فرید نعمتی

گروه چهره پردازی

: سودابه خسروی
: محمد علی ضرابی- غزال علویان- ساناز مقدم

گروه صحنه و لباس

: کامیاب امین عشایری
: وهاب یحیی زاده- فرامرز کرامتی
: ندا سلیمی
: معصومه عباسی- فاطمه لری دهسراجی

گروه جلوه های بصری

: فرید ناظر فصیحی
: سیمین عرب خانی
: فراد ناظر فصیحی
: سامان مجد وفایی / استدیو دیجیتال
: فرید ناظر فصیحی / عبدالرضا کمال بیگی

گروه روابط عمومی

: محمود بابایی
: نغمه دانش - پریسا ساسانی - سعید بیگی
: علی خانباباخانی
: ابراهیم عرفانی
: محمد حسین هوشمندی - محمد صمدی - سید تقی سیدی - محمد حسن نکوپندار
: میثم شجر - مصطفی آبروحی
: حسین شعبانی

خلاصه داستان: الفت چشم انتظار فرزند است که خبر خوبی از راه می‌رسد، اما امتحان بزرگ در راه است...

سایت رسمی فیلم شیار شیار ۱۴۳

فیلم سینمایی "شیار ۱۴۳" با اقتباس از رمان "چشم سوم" نوشته نرگس آبیار داستان زنی به نام الفت را روایت می کند که در انتظار پسر خود خبر خوشی دریافت کرده و به آن دل می بندد. تا این که... 

این فیلم دومین اثر بلند سینمایی نرگس آبیار است و در ژانر دفاع مقدس به موضوع مادران در دوران دفاع مقدس می پردازد  . 

گزارش تصویری تیوال از افتتاحیه فیلم سینمایی شیار 143 / عکاس: یاسمن ظهور طلب

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نشست نقد و بررسی فیلم شیار 143 / عکاس: سمانه جویا

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم شیار 143 / عکاس: آزاده مشعشعی‎

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم شیار 143 / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «شیار شیار ۱۴۳» ۲ میلیاردی شد

» «شیار ۱۴۳» در کمتر از دو هفته، ۶۵۰ میلیون تومان فروخت

» درخواست کارگردان «شیار ۱۴۳»از روحانی

» سایت رسمی فیلم «شیار 143» در آستانه اکران این فیلم سینمایی رونمایی شد

» «شیار 143» پس از تاسوعا و عاشورا اکران می‌شود

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اول یه سلام با انرژی می کنم به همه ی بر و بچه ها و اعضای گل تیوال . دوم اینکه من بعد دو سه ماه دست و پنجه نرم کردن با درس و کار و ... برگشتم تا دوباره لذت عضو تیوال بودن و بودن با دوستای عزیز تیوالی رو تجربه کنم و باید بگم که خیلی خیلــــــــــــی خیلــــــــــــــــــــــــــــــی دلتنگ همه ی بچه ها و کلا تیوال بودم. مدت ها بود که دلم می خواست برم و فیلم شیار 143 رو ببینم چون خیلی نظرات و نقدهای ضد و نقیضی راجع بهش خونده بودم و خب دوست داشتم که خودمم کار رو ببینم و بالاخره دیروز بعداز ظهر فرصتش پیش اومد و فیلم رو دیدم , و گفتم حالا که دوباره برگشتم تیوال برای شروع , هرچند خیلی کوتاه , نظرمو راجع به این فیلم بنویسم :)


از زمانی که وارد سینما شدم و روی صندلیم نشستم یه احساس دوگانه ای نسبت به فیلم داشتم که منشا این احساس نقدها و نظراتی بود که درباره ی این ... دیدن ادامه » فیلم خونده بودم. از طرفی انتظار یه فیلم خیلی معمولی رو داشتم که خیلی بیشتر از حقش بهش توجه شده بود و از طرف دیگه انتظار یه فیلم ساده و روان و دوست داشتنی در ژانر دفاع مقدس رو داشتم که خیلی راحت حرفش رو می زنه و با مخاطبش ارتباط برقرار می کنه و نقطه ی اشتراک هر دو احساسم بازی زیبای خانوم زارعی بود که خیلی خیلی تعریفش رو شنیده بودم و بی صبرانه منتظر بودم تا خومم ببینم. به هر حال با این پیش زمینه ی ذهنی شروع به دیدن فیلم کردم.
سکانس اول با یک خانمی شروع می شه که کمی دستپاچه ست و بعد می ره سر زمین و خانومی رو اول به اسم الفت و بعد مادر صدا می کنه : " الفت , مادر , چه خوب کردی اون رادیو رو از کمرت باز کردی . یونس برگشته " ( کلمات رو دقیق یادم نیست اما تقریبا یک همچین چیزی بود ) و تازه اون لحظه ما چهره ی یک خانوم مسن روستایی رو می بینیم که انگار نسبت به تمام دنیا بی تفاوته ..
فیلم به این شکل شروع می شه و بعد خبرنگار یک شبکه ی تلویزیونی رو می بینیم که از افراد مختلفی راجع به همین یونس سوال می کنه و در حال ساخت یک برنامه درباره ی یونسه و بقیه ی فیلم فلاش بک ها و خاطرات همین افراد در ارتباط با یونسه ..
اولین نکته ای که خیلی توی ذوق می زد لهجه ی کرمانی مصنوعی فردوس و الفت بود که هرچی فیلم جلوتر می رفت بهتر و جا افتاده تر می شد. از نظر فیلم برداری هیچ نکته ی خاصی به ذهنم نمی رسه و دلیل اون هم اینه که فیلم برداری هیچ نکته ی خاصی نداشت و کاملا معمولی بود و حتی توی یک سری از سکانس ها احساس می کردم در حال تماشای یک فیلم مستند هستم. البته اون قسمت هایی از جنگ که از برنامه های تلویزیونی قدیمی به فیلم وصله شده بود هم واقعا ناامید کننده بود. از نظر فیلم نامه هم که با یک فیلم نامه ی خیلی خیلی معمولی و حتی گاهی اوقات ضعیف روبه رو بودیم , برای مثال خواب دیدن شاهرخ به شدت مصنوعی و ابدا قابل باور نبود. موضوع فیلم گرچه به قول دوستان تکراری بود اما موضوع بسیار حساسی به شمار می ره و به نظر من خیلی جای کار بیشتری داشت. من هیچ تعلیقی رو در داستان فیلم حس نکردم , هیچ لحظه ای از روی هیجان یا ناراحتی یا تعجب روی صندلی میخکوب نشدم و حتی اون تلخی انتظار رو هم همراه با بازیگران فیلم نچشیدم . فقط حدود 100 دقیقه کاملا معمولی روی صندلی نشستم و حتی باید بگم جزء معدود دفعاتی بود که خسته شدم و حتی دعا کردم زودتر پایان فیلم رو پخش بکنند !!!
نقطه ی قوت کار بازی مریلا زارعی بود که انصافا هم بازی چشمگیری رو به نمایش گذاشته بود اما با عرض پوزش باید بگم که من اصلا نتونستم با شخصیت الفت همذات پنداری کنم.شاید مشکل از منه که خب چون خودم مادر نیستم درک درستی از احساس یک مادر ندارم و از اون بیشتر هیچ وقت نمی تونم خودم رو جای مادر شهدا بگذارم و احساساتشون رو درک کنم. مریلا زارعی بازیگری هست که من همیشه دوستش داشتم هم به خاطر شخصیت دوست داشتنی و شادابش و هم به خاطر تواناییش در ایفای نقش های مختلف. هیچ وقت یادم نمی ره که وقتی فیلم سربازهای جمعه رو دیدم چقدر همراه با گریه ی مریلا زارعی گریه کردم و چقدر تحت تاثیر بازی کردنش قرار گرفتم. حتی با شهره ی فیلم درباره ی الی هم خیلی ارتباط برقرار کردم , همه ی ترس و استرس و اضطرابش رو خیلی خوب منتقل می کرد همه ی احساساتش رو . اما اینجا من مادری رو دیدم که گرچه خیلی خیلی فداکار و صبوره اما در تقسیم احساس و محبت مادرانه اش بین فرزندانش اصلا عدالت رو رعایت نمی کنه. همه ی زندگی و دنیا برای اون خلاصه شده در یونس و همونطوری که در فیلم هم گفته شد از یونس برای خودش یک بت ساخته. از دست دادن فرزند قطعا خیلی خیلی سخته و از اون سخت تر خبر نداشتن از زنده یا مرده بودن فرزند هستش.اما الفت به جز یونس یک دختر هم داشت و بعد نوه و داماد اما هیچ احساسی نسبت به این افراد رو نمی شد در چهره اش و در چشم هاش دید,چشم های خالی از احساسی که انگار واقعا بعد از رفتن یونس به در خشک شده بود. من این قسمت از کار رو واقعا قابل باور نمی دونم چون خودم از نزدیک چند نمونه از مادران شهدا رو می شناسم که با این که فرزندشون شهید شده اما به خاطر بچه های دیگشون به زندگی ادامه دادن.صد البته من از درونشون بی خبرم و مطمئنا هیچ کدوم از بچه ها جای اون یکی رو پر نمی کنن اما حداقل انگیزه ای می شن برای ادامه ی زندگی که این انگیزه در الفت نبود.تنها انگیزه ی الفت برای ادامه ی حیات شنیدن خبری از یونس بود بس. در ضمن اینکه بچه ها مادرشون رو به نام خطاب می کردند هم زیاد جالب نبود.
قبل از دیدن فیلم خودم رو آماده کرده بودم که در انتها شدیدا گریه کنم اما در پایان فیلم حتی یک قطره اشک هم نریختم , احتمالا الان همه منو متهم می کنند به بی احساسی و بی عاطفگی اما واقعا نمی دونم چرا نتوستم با فیلم ارتباط لازم رو برقرار کنم. وقتی از روی صندلی بلند می شدم مدام در این فکر بودم که شیار 143 متاسفانه از اونچه که انتظار داشتم هم ضعیف تر بود و این ضعف وقتی بیشتر نمود پیدا می کنه که این اثر رو با دیگر آثار ژانر دفاع مقدس که هم از نظر ساخت و هم از نظر پرداخت چندین سر و گردن بالاتر از این فیلم هستند مقایسه می کنم. در آخر باید بگم که از یک بار دیدن فیلم پشیمون نیستم اما اصلا توانایی دوباره دیدنش رو ندارم.

پ.ن. قرار بود نظر کوتاهی باشه که خیلی طولانی شد , به بزرگواری خودتون ببخشید :)))


متن بس طولانی است و وقت و حوصله بس اندک اما 4 خط اول تونستم بخونم دیگه سلام دادی و جواب سلام واجبه خواستم بگم علیک سلام خسته نباشی... :دی همین
۲۸ آذر ۱۳۹۳
سلام
واقعا دید قبل از فیلم برای من زیاد دردسر ساز شده تا به حال.
با صحبتتان مخالفم
با در نظر گرفتن این که هنر قسمتی از آن مربوط به خالق است و قسمت دیگر انگار در مخاطب شکل می گیرد
باز هم نمی توان گفت کار ضعیفی بود
۱۹ دی ۱۳۹۳
به نظر من در باب چنین موضوعی، فیلمهای بوسیدن روی ماه و آباجان بسیار بسیار موفق تر بودند.
۰۴ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیار 143
با تعریف های زیادی که شنیده بودم از ابتدای فیلم منتظر اتفاق بزرگ و صحنه ی تاثیر گذاری بودم. کارگردان در کنار مفهوم انتظار تا حد زیادی زندگی یک زن روستایی رو به تصویر کشیده بود ... به نظرم بازی مریلا زارعی بی نظیر بود هیچ کس مثل ایشون نمیتونست این نقش رو به این زیبایی شکل بده... یک زن روستایی با تمام سختی ها، صبوری ها، سادگی ها و حتی حجب و حیای مادرانه...
چند صحنه خیلی خوب داشت : قصه گفتن الفت، پرس و جوی الفت از آزاده، شادی الفت از برگشتن یونس،
و اما از نظر من تاثیرگذارترین صحنه فیلم صحنه ی در آغوش کشیدن یونس بود... با تداعی در آغوش کشیدن یونس در اولین روزهای زندگیش در ذهن مادر ...این دقیقا صحنه ای بود که منتظر دیدنش بودم... تا مطمئن بشم شیار 143 علاوه بر بازی های خوبش حرف بزرگی برای گفتن داشت...
سلام چطور اسم ما با هم یکی هست :)
ساره خالی
۰۱ دی ۱۳۹۳
سلام راست میگی ...چه جااالب...
۰۹ دی ۱۳۹۳
بازی خانم زارعی که حرف نداشت ایشون همیشه خوب ایفای نقش میکنند
۲۵ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم شیار 143
این فیلم را تماشا کردم؛ نمیدونم چرا انقدر این فیلم سروصدا به پا کرده!! این فیلم از نظر محتوای اصلی، که همان مفهومِ انتظار و رابطه عاطفی مادر و فرزندی است، ضعیف تصویر شده. از نظر من، فیلمی مثل بوسیدن روی ماه(به صورت خاص با محوریت اتظار مادری داغدار) یا بوی پیراهن یوسف (به صورت عام با مفهوم انتظار) خیلی عمیق تر و حرفه ای تر از شیار 143 این مساله را بررسی می‌کند.
شیار 143به لحاظ تصویر کردن طبیعت زندگی روستایی، واقعیت های اجتناب ناپذیر روزمره، نمایش حرفه ای و زیرکانه چهارچوب فرهنگی در بافتار مختصات جغرافیایی مرتبط به آن و خلق تصاویر هنری عالی است. اما به لحاظ باورپذیر بودن شخصیت ها به نظرم معمولی و حتی ضعیف! بزرگ ترین ضعف‌ فیلم را در این میدانم که قهرمان اصلی فیلم، بر خلاف برچسب‌اش که عنوان "مادر بودن" را به همراه دارد، در قالب زنی ... دیدن ادامه » شیفته یک پسر جوان تصویر میشود، نه یک مادر!
بازی مریلا زارعی هم مثل خود فیلم دو جنبه منتضاد داره! بازی خوب و قوی! اما چه سود که هر بیننده‌ای درمی‌یابد که قهرمان داستان، فقط خوب ایفای نقش می‌کند!! (یعنی می‌فهمی "الفت" یک شخصیت واقعی نیست، بلکه بازیگری است که نقش یک زن روستایی را صرفا خوب ایفا می‌کند.)
علی رغم اینکه فیلم در دو سکانس، اشک من را در آورد اما در کل به جای انتقال طعم تلخ انتظار، حس کسالت را در ذهن من بیدار کرد.
خوش آمد :)
نگاشته خوبی بود.
ممنون استفاده کردم.
۲۴ آبان ۱۳۹۳
چقدر موافقم
۱۱ آذر ۱۳۹۳
سلام
موافق نیستم:)
شاید این به حس متفاوت ما و قسمت شکل گیری فیلم در درون هر شخص ارتباط داشته باشد.
اما با تهی بودن فیلم و این که تنها هدف و خصوصیت گریاندن بوده مخالفم
بالاخره سابقه ی خانم آبیار در ادبیات دفاع مقدس مشخص است
چیزی که در حاشیه برای من بسیار ... دیدن ادامه » جالب بود ظرافت و دقت در نمایش زندگی روستایی بود که کمتر دیدم به آن اشاره شود
۱۹ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدمش.خوب بود.جدا از بازی عالی مریلا زارعی (البته به نظر من) میشه به داستان منسجمش (بازم به نظر من) اشاره کرد.
گریه و خنده کنار هم بود.در کل راضی بودک ازش.
جلسه نقد هم جدا از مسائل حاشیه ای (دعوای اون دو تا پسربچه و خرابی میکروفن و ...) راضی کننده بود.
اون دو تا پسر بچه که سوژه ان همیشه. جلسه اکران تنهای تنها نبودین؟
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
نبودم.ولی ما که خیلی خندیدیم از دستشون!!!
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
پسر لباس آبیه میگفت میخواد بازیگر بشه!!!!خدا به خیر کنه!
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خوب با موضوع خوب البته مستند وار قبلا یه همچین موردهایی دیده بودم اما جاش تو سینما خالی بود... خانم زارعی که ترکوووووند... از دست کارگردان بعضی جاها شاکی بودم مثل توضیحات اقای نصیری صحنه های کوتاه خیلی الکی ازشون میگذشت...30 دیقه اول ریتم کندش حوصله سر بر بود اما کم کم بهتر میشد. ضعیف ترین صحنه که به نظرم اصلا وقت روش نذاشته بودن همون جا بود که سرباز میگه من کلن ادم سر به هوایم یا یه همچین چیزی بعد یه چیزی نشون میده که بگه این اینطوریه... !!! تازه به نظرم سعی میکنه این سربازرو ادم خیلی عادی نشون بدهکه دیگه خیلی گیر داده بود بهش شاید برای اینکه اغلب سعی میکنن این مدل ادم هارو ادمهای با خدا و خیلی روح پاکی دارن نشون بدن که یهو یه روح شهید میره سراغشون تا یه نشونه ای از خودش بده... از صحنه کشف شهید خیلی خوشم نیومد یهو میبینم طرف نشسته بعدم.. !! بیشتر کارگردان ... دیدن ادامه » سعی میکرد اصلا به حواشی اهمیت نده و فقط زجر کشیدن مادر شهید نشون بده کاش یکم بیشتر به این قسمت ها هم توجه میکرد اما در کل قدم درستی برداشته بود من هم یه جاهایی دیگه مثل خیلیا.. البته سعی کردم زیر پوستی باشه تابلو نشیم..:دی صحنه بقل گرفتن جنازه یا همون تیکه استخون های شهید و کنارش لحظه های نوزادی فاجعه بووود ..:(
عجب زاویه ای داشت این صندلی هاا...!!! جون میداد یه فیلم خواب اور ببینی ولو بشی توپ بخوابی..:دی
30 ساعت اول؟؟؟؟
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
شاهین دیگه من مثل شما اینقدر دقت نمیکنم رو این موارد اما نکته جالبی بود!!
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
شاهین با این جمله آخریت یاد اون انیمیشن‌ حیاط وحش افتادم، قسمت گورخر، از دور یه سری گورخر نشون میده بعد میگه اینا همه شبیه هم هستن، ولی اگه کمی بیشتر دقت کنیم (دوربین در حال زوم کردن رو یکی از گورخرا) مبینیم باهم خیلی تفاوت دارن. بعد یهو راه‌راههای گورخرا ... دیدن ادامه » تبدیل به بارکد میشه همشون باهم فرق دارن!!!
:)))))
گوینده میگه: البته ما نمیخواهیم انقدر دقت کنیم (دوربین برمیگرده عقب)
۲۷ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیشترین دلیل موفقیت فیلم به نظرم بازی خوب مریلا زارعی بود. البته لهجه اش اوایل فیلم خیلی تصنعی بود ولی به مرور خیلی بهتر شد و دیگه انگار ادا در نمی آورد و باهاش عجین شده بود. فیلم داستان تکراری ای داشت ولی با زاویه دید جدید که به نظرم همه قشر آدمی اون رو می پسنده. تصاویری از مستندهای جنگ که بی کلام بین بعضی سکانس ها گنجونده شده بود خیلی کارکرد نداشت و خود فیلم کاملا گویا بود.
پ.ن: یکی از ایرادات اکران این بود که نمی شد خوب گریه کنی! بابا هرچی با کلاسو آدم سفته اومده بود ما هی اومدیم گریه کنیم دیدیم تابلوئه ریختیم تو خودمون سردرد گرفته بودم آخرش!
منم موافقم اوایل فیلم لهجه تصنعی بود.
15 دقیقه اول اکران همش هیس هیس دوباره سرصدا هیس هیس هیــــــــــس!! تا نیم ساعت اول همین جوری ادم میومد خب سر وقت بیاید! اواخر فیلمم گریه ی اون کودک ! ولی فیلم خوبی بود
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
مگه گریه کردن چشه اتفاقا بعد همچین فیلمی اگه گریه نکنی شاید تابلوتر باشه من که اصلا جلو خودمو نگرفتن ........... تازه وقتی رسیدم خونه فاز دومو شروع کردم :)))))))))))

پریساااا جان بعله صدای گریه شما (نمیدونم چطور صدا اهسته بوده) تو گوشم بود گریه منو تشدید می کرد ... دیدن ادامه »
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
ای واییییی ...من فکر می کردم صدام آهسته است :)))))
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممکنه بخشی از این متن داستان رو لو بده به این مساله توجه داشته باشید.

شیار 143 داستان بدی نداشت. نرگس آبیار نویسنده ی خوبی به نظر میاد. قصه رو خوب تعریف می کنه. اتفاقات رو خوب به پیش می بره و به داستانی که تعریف می کنه مسلطه. بازی ها هم کاملا باور پذیر بود و فکر می کنم مریلا زارعی اگه بد تر از این هم بازی می کرد این نقشش جایزه بگیر بود ولی به هر حال خوب از پس نقشش بر اومد گرچه در مقایسه با فیلمی مثل گیلانه گریم کار در حد پایین تری بود. اما اشکال کار فیلم در نرگس آبیار کارگردان بود. آبیار ریتم فیلم رو نتونست کنترل کنه. سکانس پیدا کردن شهید کاملا سر هم بندی شده و سرسری بود. روایت های بین فیلم کاملا اضافی بود و بد تر از همه تکنیک دوربین روی دست! شاید خانم آبیار فکر می کردند دوربین روی دست تنها شاخصه ی فیلم های فرهادی محسوب میشه. کلا بزرگ ترین ضعف این فیلم رو ... دیدن ادامه » میشه فیلمبرداری اون دونست. وقتی مریلا زارعی خوشحال به کوچه میره تا شادیش رو با بقیه قسمت کنه تکان های دوربین روی دست قرار بود چه چیزی رو القا کنه؟ تنش؟ هیجان؟ به نظر من فقط یک نمای اعصاب خرد کن بود. همین طور قابی که مریلا زارعی بقایای فرزندش رو در آغوش می گیره و پرچم ایران رو روی صورتش می گیره به شدت کلیشه ای بود در عین حال تدوین نمای بغل کردن بقایای فرزند با در آغوش گرفتن نوزاد خیلی خوب از کار در اومده بود. صحنه ای که همه ی ده جمع شدند تا نام اسرا رو بشنوند واکنش پدر و مادری که فرزندشون شهید شده بود به سرعت کات خورد در صورتی که خیلی بهتر میشد ازش استفاده کرد. در کل دو نکته رو به عنوان خلاصه ی دیدگاهم در مورد این فیلم عرض می کنم:

1. نرگس آبیار نویسنده ی خوبیه اما نمی تونه یا نمیخواد خواننده و شنونده ی داستانش رو غافلگیر کنه. تقریبا از اوایل فیلم پایانش به راحتی قابل حدس بود و مساله ی خواب یکی از بچه های تفحص اصلا نقطه عطف به حساب نمی اومد.
2. نرگس آبیار کارگردان خوبی نیست. ریتم فیلم از دستش در میره و گاهی اونقدر مجذوب ایده ی اصلیش میشه که به خرده داستان هاش بی اهمیت میشه و فیلمش در مقاطعی فاقد جذابیت میشه.

امیدوارم در کارهای بعدیش با کارگردان بهتری مواجه بشیم.

پی نوشت: اتفاق خوب امروز برای من ملاقات با آقای عمروآبادی مدیر تیوال بود. از حسن برخورد و حوصله شون در پاسخ به سوالات مون لذت بردم. امیدوارم این تعامل ادامه داشته باشه.
ممنون از نوشته مفصلت.
ما که ایشون رو ندیدیم! نکنه همون آقایی بود که دستمال لازم شده بود؟ ها سارا؟!
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
یه نکته ای که خیلی برام عجیب بود این بود که مادرشونو به اسم صدا می کردن (الفت) شاید اسم با مسمایی بود ولی صدا کردن توسط بچه ها چندان خوشایند نبود اون تو یه محیط روستایی اونم توسط بچه هایی که پدرشونم فوت کرده و به مادرشون وابستگی بیشتری دارن
تو این سالها ... دیدن ادامه » البته زیاد میشنویم که بچه ها مادر و پدرشون رو به اسم صدا می کنن ولی برای اون زمان عجیبه
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
بله خانم مودتی.
کاملا با شما موافقم.در روستاهایی که من دیده ام،تا به حال همچین موردی ندیده ام.
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لطفا باز هم بلیت بزارید :-( من هم می خوام :-(
raha azimi این را خواند
آیدا این را دوست دارد
درود بر شما
بدبختانه ظرفیتی باقی نمانده است. امیدواریم در برنامه های آینده پذیرای شما باشیم.
۲۴ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری جان زوووده زوود بگو چه ساعتیه ببینم میرسم از دانشگاه بیام یا نه....زوووووووووووووووووووووود!
raha azimi و manimoon این را خواندند
آذرنوش و علی اصغر شیرازیان این را دوست دارند
4.5 یا 5 دیگه
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
اهااا مرســــی
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
درود بر شما
با پوزش برای پاسخ دیرهنگام امیدواریم مشکل شما برای حضور در این برنامه حل شده باشد.
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان کیا میان ؟؟ بچه های تیاتری بیاین بریم سینما..:) (25 فروردین)
خوبه فیلمش علی؟ چه ساعتیه؟
۲۲ فروردین ۱۳۹۳
خانم الهه الف خیلی خیلی ممنون از لطفتون :)
بسیار خوشبخت شدم از آشنایی شما
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
:) خواهش می کنم عزیز. کاری نکردم که. منم خوشحالم از آشناییتون. :)
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیشنهاد چند شرکت خارجی برای پخش جهانی «شیار143»/ توضیح درباره پخش کننده ایرانی



محمدحسین قاسمی در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس با بیان مطلب فوق اظهار داشت: پس از پایان جشنواره فیلم فجر و کسب موفقیت در کسب سیمرغ مردمی تماس‌های مختلفی برای پخش داخلی و خارجی«شیار143» داشتیم و در حال بررسی پیشنهادات هستیم.

وی افزود: تاکنون شرکت هایی از کشورهای آلمان،بلاروس و آمریکا خواستار عقد قرارداد برای پخش جهانی فیلم شده اند که به زودی و پس از بررسی همه پیشنهادات تصمیم لازم را خواهیم گرفت.

قاسمی همچنین در خصوص پخش کننده داخلی «شیار143» نیز گفت: علی رغم آنکه در خبری عنوان شد هدایت فیلم «شیار143» را پخش خواهد کرد اما این شرکت نیز یکی از دفاتر پخش مذاکره کننده برای پخش داخلی است و هنوز هیچ قرارداد پخش داخلی نیز نبسته ایم و ظرف روزهای آینده تکلیف پخش کننده ... دیدن ادامه » داخلی نیز مشخص خواهد شد.

براساس این گزارش، فیلم سینمایی «شیار143» در سی و دومین جشنواره فیلم فجر توانست سیمرغ بهترین بازیگر زن، جایزه ویژه هیات داوران در بخش بهترین فیلم و سیمرغ بهترین فیلم از نگاه مردم را کسب کند.
حمیدرضا صیاد دریابخش و raha azimi این را خواندند
سارا این را دوست دارد
:))
۲۸ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش گاردین از سی و دومین جشنواره فیلم فجر: «شیار ۱۴۳» بهترین فیلم


گزارشگر گاردین در ادامه به فیلم «شیار 143» ساخته «نرگس آبیار» به عنوان بهترین فیلم جشنواره اشاره می‌کند. یک روایت زنانه بی‌نظیر از جنگ ایران و عراق که موضوع آن در یکی از روستاهای مرکزی ایران به وقوع می‌ پیوندد. این فیلم در عین حالی که اشک مخاطب را در می‌آورد، حسی از راحتی و اطمینان خاطر به او القاء می‌کند.

به عقیده گزارشگر گاردین، سینمای ایران به فیلم‌هایی از جنس «شیار 143»، بیشتر نیاز دارد؛ فیلم‌هایی که بدور از شعارها و تبلیغات، در قالب زندگی افراد معمولی که برای همیشه زندگی‌اشان تحت تاثیر جنگ قرار گرفت، تبعات جنگ ایران و عراق را به تصویر بکشد. «نرگس آبیار» نماینده نسل جدیدی از فیلمسازانی است که باید داستان‌‌های پدرانی را روایت کنند که خود دیگر قادر به این کار نیستند.
فاطیما جان لینک گزارش رو می تونی برامون بذاری؟
۲۶ بهمن ۱۳۹۲
ممنون :) بیشتر منظورم لینک خود گاردین بود. می گردم پیدا می شه احتمالا.
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
اون و متاستفانه نمی دونم ولی اگه با اسم خود guardian جستجو کنید حتما پیدا میشه.
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جایزه بهترین بازیگر زن واقعا حقِ مریلا زارعی بود!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"شیار 143" فیلمی خوش ساخت با روند و ریتمی آرام و همراه با حس های خوب
دومین ساخته نرگس آبیار فیلمی به غایت زیبا و شریفی است همراه با یک داستان البته آشنا ولی با پرداختی نو و خلاقانه.
فیلم موسیقی زیادی نداشت ،درواقع انجا که می باید باشد حضور موسیقی به فیلم کمک میکرد و در خدمت فیلم بود.
بستر فیلم در بین سالهای 60تا 75 اتفاق می افتد و هوش کارگردان بابت اینکه الفت(شخصیت اول فیلم) روستایی است و در روستا زندگی میکند باعث شده که مسئله تطابق زمانی به شکل قابل ملاحظه ای حل شود.
فیلم حول سه الی چهار بازیگر اصلی میگذرد و برای اینکه تماشاگر کسل نشود و دچار خلاء، خیلی از لوکیشن های ماجرا در کارخانه مس اتفاق می افتد و برای بیننده دارای جذابیت بصری است.
بازیها روان و دیدنیست ازجمله گلاره عباسی و مهران احمدی که بعد از مدتها با این نقش به دلم نشست.
ستاره بی بدیل فیلم ... دیدن ادامه » هم کسی نیست جز مریلا زارعی که هیچ چیزی در موردش نمیتوان گفت جز فوق ستاره مخصوصا در سکانس پایانی که بدون هیچ دیالوگی بسیار باورپذیر خودش را به بیننده تحمیل میکند.
در مجموع فیلم قابل ملاحظه ای هست.
عالی بود خانوم زارعی عااااااالی...
۲۲ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"شیار 143" رو دوست داشتم
البته متآسفانه با 14 دیقه تأخیر رسیدم
مطمئناً برگ برنده فیلم
بازی عالی "مریلا زارعی" بود
نامزدیش که قطعیه
و تا حالا شانس اصلی سیمرغم هست
فقط من متوجه ضرورت رفت و برگشتای زمانی فیلم نشدم
بازی "مهران احمدی" هم عالی بود.

manimoon..
دوست دارم دوستان به این نکته توجه کنند که آقای حاتمی کیا، چ رو تقدیم کردند به عوامل فیلم شیار 143، مخصوصا خانوم زارعی!
۱۸ بهمن ۱۳۹۲
من که با فیلم خیلی حال کردم ... آفرین به خانم زارعی ... ان شاء الله که جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره رو بگیره.
۱۸ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر سال گذشته «اشیا از آنچه در آینه می بینید به شما نزدیک ترند» را دیده باشید یا درباره آن مطلبی خوانده باشید، بدون شک امسال از تماشای شیار 143حیرت زده خواهید شد. نرگس آبیار با دومین ساخته اش، حرف های نه چندان تازه ای را از زاویه ای نو به تصویر کشیده است. شیار 143 که درون مایه آن جنگ هشت ساله ایران و عراق است، هرچند در قسمت هایی با ریتم کندش حوصله مخاطب را سر می برد، در کل می تواند کشش لازم را در مخاطب ایجاد کند که تا پایان، همراه فیلم شود.
از نکات برجسته فیلم بازی مریلا زارعی، بازیگر نقش اول، است. زارعی با حضور درخشان در «شیار 143» و «چ» یکی از شانس های احتمالی سیمرغ است.
بازی تمام عیار از مریلا زارعی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*۸- شیار ۱۴۳: ابهت یک مریلا زارعی*
روزِ ۱۴ بهمن، ساعت ۱۸:۳۰

امتیاز من در جشنواره: ۴ از ۵
امتیاز من از ده: ۷ از ده



پی‌نوشت: سعی کنید هیچ چیزی در موردِ این فیلم نخوانید و با ذهنی کاملن پاک به سمتِ فیلم بروید. من تمامِ سعی‌ام را کردم که فقط از بازی زارعی تعریف کنم و هیچ نکته‌ای از داستانِ فیلم را بازگو نکنم که کاش همین‌ کار را هم نمی‌کردم. این از آن دست فیلم‌هایی است که یا در همان دفعه‌ی اول شما را تحتِ تاثیر قرار می‌دهد یا نمی‌دهد و از آن خوشتان نمی‌آید. پس چه به که یادداشت مرا هم قبل از دیدنِ فیلم نخوانید.


۰۰۰۰

به خلاصه‌ی داستانِ احمقانه‌ای که من از کاتالوگِ اصلی جشنواره کپی کرده‌ام هیچ توجه نکنید،‌ فیلم بسیار بهتر از آن‌چیزی است که این خلاصه‌ی داستان عرضه می‌کند. امروز، انصافن که بهترین روزِ جشنواره تا به کنون بوده است و بعد از دیدنِ یک فیلمِ خوب، این بار به استقبالِ فیلمی از یک کارگردانِ مونث رفته‌بودیم که به نظر نمی‌آمد فیلمِ قابلِ تاملی باشد، اما بازی خارق‌العاده‌ی مریلا زارعی، با آن لهجه‌ی کرمانی (اگر اشتباه نکنم)‌ و کششِ فیلم‌نامه‌ای درستِ اثر، شیارِ ۱۴۳ را هم به فیلمی مناسب تبدیل کرد. هر چند، به شدت تاکید می‌کنم که شاید شرایطِ شخصی و زندگی خاصِ من هم در برقراری یک رابطه‌ی استعلایی با فیلم تاثیرگذار بوده باشد و برقراری یک رابطه‌ی وجودی موجب شده است ضعف‌های فیلم هیچ به چشم‌ام نیاد. به همین مبنا، نظرم در موردِ این فیلم، شاید بعد‌ها تغییر کند.



فیلم، ... دیدن ادامه » به مثابه‌ی بسیاری از فیلم‌های ایرانی از ضعفِ درام رنج می‌برد و پر است از صحنه‌های بی‌خودی‌ای که نمی‌توان آن‌ها را حتی «پی‌رنگ» نامید. فرمِ مصاحبه‌‌محورِ فیلم برای تعریف کردنِ قصه‌ی الفت هم برایم نامانوس بود و به گمانم به جز در زمینه‌ی تعلیقِ شخصیتِ جوادِ عزتی، هیچ کارکردِ مثبتی نداشت. علاوه بر این، فیلم، حداقل در نگاهِ اول، از مشکلِ ریتم هم ضربه خورده بود و در بسیاری از اوقات، یا بیش از اندازه به کندی می‌گروید یا بیش از اندازه به تندی. به غیر از مریلا زارعی، بقیه‌ی بازی‌ها هم چیزِ دندان‌گیری نبودند. دختر و عروسِ مریلا زارعی که رسمن روی اعصاب بودند و بقیه‌ی سیاه‌لشکر‌ها نیز چنان.



اما هر چه بگویم از غوغای مریلا زارعی کم گفته‌ام و به راستی که به قولِ +shaqayq talebi کلِ بارِ فیلم به دوشِ او بود. او یک‌تنه فیلم را از یک اثرِ سفارشی به یک «فیلم» تبدیل کرد، جایی که مخاطب می‌تواند «هنر» را درک کند و از آن لذت ببرد. به این معنا، شما می‌توانید بر رویِ پرده‌ی عریضِ سینما، ظهورِ امری زیبا را به تماشا بنشینید و حتی با این ابهتِ عظیم، قطرات اشکی هم بر صورتِ خویش‌تن ببینید. کانت می‌گوید وقتی شما در مقابلِ حوادثِ عظیمی مانندِ سونامی یا طوفان قرار می‌گیرید، ناخودآگاه لب به ستایشِ آن‌ها می‌گشایید و به حق باید بگویم که الفت این کار را با من کرد.
baharinbahar، sanaz m.barin و manimoon این را خواندند
سید حامد حسینیان و رومینا خلج هدایتی این را دوست دارند
سه عدد بلیت فیلم شیار 143 دارم ، سینما پردیس کیان ، سه شنبه ساعت 17 اگه کسی خواست بگه هر سه تا رو، رو هم 10000 میفروشم.
۱۶ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیار143 فیلمی با قصه ای نو با ریتمی مناسب هرچند مریلا زارعی تلاش کرده بود نقش مادر شهید را باور پذیر درآورد ولی برای من زیاد باورپذیر نبود بازی مهران احمدی معمولی بود پرداخت شخصیتی که جواد عزتی بازی می کرد ضعیف بود سکانس های گفتگوی فیلمساز جالب نبود فیلم در برخی دقایق دچار شعارزدگی می شد /برای من سواله که آیا صنعت مس در زمان جنگ اینگونه که در فیلم نمایش داده می شود پبشرفته بوده یا نه /سکانس دیدار مادر شهید با جنازه فرزند شهیدش با آن موسیقی و شعر از سکانسهای تاثیر گذار فیلم است و ایکاش فیلم در همینجا پایان می یافت.3 از 5
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می خواهم دستان «نرگس آبیار» را ببوسم. و البته دستان ابوذر پورمحمدی و محمدحسین قاسمی را... و بی شک دستان مریلا زارعی و مهران احمدی و همه دست اندرکاران فیلم شریف و نجیب «شیار 143»
آبیار در داستانی یک خطی درمورد فیلمش اینگونه نوشته: «الفت چشم انتظار فرزند است که خبر خوبی از راه می‌رسد. اما امتحان بزرگ در راه است.» اما باید بدانیم که الفت، مادری است که فرزندش به جبهه می رود اما نمی آید و در این سال های چشم انتظاری، گام به گام پخته تر و پخته تر می شود و از خاکستر وجودش، امید به زندگی و ادامه راه فرزندش زبانه می کشد...

شیار 143 در روستایی واقع در استان کرمان می گذرد، لهجه ها کرمانی است و حتی سنت هایی مثل پخت نان هم در فیلم جریان دارد. مریلا زارعی بار دیگر از تمام توانایی هایش برای رفتن در قالب یک مادر روستایی و کرمانی، استفاده کرده و به راحتی می تواند بیننده ... دیدن ادامه » را با خود همراه کند.

موسیقی شیار 143 کم حجم اما پر تاثیر است. آبیار با زیرکی، بیننده را همراه داستان کرده و نخواسته تا با کمک موسیقی، حسی اضافی را به او القا کند. آبیار، زنی است معمولی بدون چادر اما با پوششی کامل و عمدتا در رنگ های مختلف، اما همراهی قلبی اش با مفاهیم دفاع مقدس و شهید و شهادت، نوید تولد یک کارگردان پرتوان را به سینمای فلک زده ایران می دهد.

فیلم قبلی آبیار در جشنواره سال پیش به نمایش درآمد و من در اکران خصوصی اش، نتوانستم بیشتر از 15 دقیقه آن را تحمل کنم اما شیار 143، زمین تا آسمان با آن اثر فرق دارد. گویا نرگس آبیار هم در روند ساخت این اثر، پخته تر و کامل تر شده است.

دیدن این شاهکار بی ادعا و بی رنگ و لعاب اما به شدت صادقانه و تاثیرگذار را به همه دوستان توصیه می کنم. اگر چه به ضرب و زور دوستان رسانه ای و البته لطف خدا به بخش مسابقه جشنواره سی و دوم فجر پیوست و هیئت محترم انتخاب، با توصیه حاضر به انتخاب آن شدند!
چه جالب شما به کارگردان فرصتی دوباره دادید ...من اغلب موارد اگر کار ضعیفی از کارگردانی ببینم مدتهابه سراغ فیلمهایی که می سازد نمی روم :)

ممنون از نقدتون
۰۵ بهمن ۱۳۹۲
تو جشنواره می بینم
۰۵ بهمن ۱۳۹۲
مونا خانم
البته شب گذشته یکی از دوستان که کار را دیده بود، از اون تعریف کرد و همین باعث شد که با اشتیاق به دیدن فیلم بنشینم.
اما به هر حال هر کارگردان ممکنه در فیلمش به کشف و شهودی برسه که دیگه تکرار نشه...
۰۵ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید