کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش سوءتفاهم
S3 : 08:56:06 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۰۴ تا ۱۹ مرداد ۱۳۹۷
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان
«سوءتفاهم» درباره ی مردی ست که به بهانه ی دیدن خواهر و مادرش پس از سال ها به مسافرخانه ای دوردست وارد می شود. خانواده اش او را نمی شناسند و...

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

دسته‌بندی
به زبان فرانسه

گزارش تصویری تیوال از نمایش سوءتفاهم / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› «سوءتفاهم» به زبان فرانسه در مرکز تئاتر مولوی به صحنه می‌رود

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نقدی بر تئاتر سوء تفاهم:
_____________________

سوء تفاهم نوشته ی فیلسوف و نویسنده ی نامدار فرانسوی، آلبر کامو می‌باشد. از آثار وی میتوان به: طاعون، بیگانه، افسانه سیزیف، کالیگولا، سقوط و ... اشاره کرد.

سوء تفاهم نمایشنامه ای از کاموست که با فلسفه ی نیهلیستی وی تطابق بسیار زیادی دارد، این نمایشنامه اولین بار توسط جلال آل احمد به فارسی ترجمه شد.

داستان سوء تفاهم درباره مادری پیر و دخترش مارتاست که در یک مسافرخانه در روستایی دور افتاده سالهاست خدمت میکنند و به دلیل فقر، پوچی، ماندن بیش از حد در ... دیدن ادامه ›› این مسافرخانه و ... دست به کشتن افرادی میزنند که به آنجا می آیند و پول آنها را برمیدارند، در این میان مردی به مسافرخانه پامیگذارد که پسر همین مادر و دختر است و در کودکی آنها را رها کرده و حالا پس از سالها برای دلجویی از آنها و فهمیدن اوضاع و شرایطشان و البته کمک به آنها به این مهمانخانه پا می نهد و هویت خود را فاش نمی سازد، مادر و خواهر بر اثر یک سوء تفاهم در شناختن وی، او را نیز به قتل میرسانند و .. الخ.

نمایشنامه نگاهی نمادگرا، عمیق و خاص کامو دارد که به شدت به دست تقدیر و عدم توانایی ما بر جلوگیری از آنچه باید رخ دهد اشاره میکند، مکرر جمله:

از این آسمان تنها بدبختی میبارد.

و جمله ی معروف:

امروز خم شدم و در گوش کودکی که مرده به دنیا آمده بود گفتم: چیز زیادی از دست ندادی!

شنیده میشود.

این که نقدی به این نگاه آلبر کامو وارد است یا نه، به فلسفه ی او بازمیگردد که در تاریخ فلسفه پیش از او در شرق و در رباعیات حکیم خیام نیشابوری نیز دیده شده و البته معاصر با او در آثار بسیاری از نویسندگان اگزیستانسیال غربی که فرار از مرگ غیر ممکن است و مرگ به ما نزدیک است، تقدیر کار خودش را میکند، زندگی پوچ است و الخ.

اما اولین نقد دقیقا از سایت فروشنده ( تیوال ) آغاز میشود که تنها در پایین ترین قسمت توضیحات نمایش در یک کادر کوچک نوشته ای به رنگ آبی قرار داده که نوشته شده نمایش به زبان فرانسه ( زبان اصلی ) اجرا میشود و در هیچ جای دیگر نه در عکس و بنر اجرای نمایش و نه در توضیحات نیامده که نمایش بالانویس فارسی دارد یا اصلا این نمایش به فارسی ارائه نمیشود. نکته بعدی را باید درباره سالن مولوی بگویم که همیشه در فروش بلیت تاخیر دارد و البته نمایشها نیز با یک ربع تا نیم ساعت تاخیر در آن آغاز میشود و البته از سالن خوبی نیز از نظر قرارگیری جایگاه ها محل های عبور و خروجی ها و زیر ساخت معماری برخوردار نیست به طوریکه در نمایش "پرده خانه" به کارگردانی"شیما اسدی" در همین سالن سوسک در سالن رژه میرفت و سبب رنجش خاطر مخاطبان شده بود.

اما به نمایش برگردیم و کار جواد مولانیا، نکته ی اولی که درباره این نمایش مطرح است دقیقا اجرا به زبان فرانسه با بالانویس فارسی میباشد، آنگونه که شناخت و تجربه نشان داده تئاتر همیشه در کشور ما از طرفداران کمی برخوردار بوده و سالن ها همیشه کمی تا قسمتی خالی یا به طور کل با تعداد بسیار کمی مخاطب روبرو هستند، حال در نظر داشته باشید که نمایشی خاصه به زبان فرانسوی ارائه شود. همین امر شاید بی تاثیر نبوده که نمایش با تنها ده نفر آغاز و به انجام میرسد. نکته ی دیگر که شاید مد نظر مولانیا بوده عمل به اصالت متن اصلی و امانت داری در زبان بوده که خب درباره نمایش سوء تفاهم چندان وارد نیست از آنجا که داستان کاملا روان و هویداست و زبان ساده ای هم دارد و ما متنی همچون تهوع سارتر یا بیگانه کامو و یا آثار فلسفی پیچیده ی نیچه روبرو نیستیم، از سمت دیگر باید دقت نمود که تئاتر هنر نمایش بدن، زبان بدن و گونه ای از برداشت های حسی، حرکتی و گرفتن میمیک از بازیگر نیز میباشد و این درصد و سهم بسیار بزرگی در تئاتر دارد، اجرا شدن نمایش سوء تفاهم با زبان اصلی و بالا نویس فارسی برای یک فارسی زبان که فرانسه را به عنوان زبان مادری یا لااقل زبانی که بر آن تسلط داشته باشد، در دامنه ی ذهنی ندارد متعاقبا با از دست دادن قسمتی بزرگ از همین حرکات صورت، بدن و احساسی است که باید از بدن بازیگر دریافت کند و تقسیم و اشغال شدن حداقل قسمتی از ذهن او و البته قوای دیداری برای دین صفحه ی سیاه و خواندن ترجمه ( بالانویس ). خاصه در این نمایش باید توجه بسیاری به حالات چهره و اجرای تک تک افراد از مادر و خواهر و پسر تا حتی همسر او داشت چرا که نمایش در بطن فلسفی، احساسی، تمرکزی میگردد. پس این سوال مطرح میشود که

چرا جواد مولانیا نمایش را به زبان فارسی اجرا ننموده؟

نکته دیگری که باید در همین رابطه و در مبانی بصری به آن اشاره کنم فاصله ی پرده سیاه تا مخاطب در سالن مولوی و استفاده از خط سفید با فونت حدود 16 میباشد که برای افراد با سن بالا هم دور و هم کوچک است و از نگاه سواد بصری و رنگ شناسی، خط سفید بر پرده سیاه آن جلوه لازم و توجه را ایجاد نمیکند و البته در یک نمایش یک ساعته و در یک سالن کاملا تاریک تئاتر که البته طبیعیست سبب درد چشم و متعاقبا سردرد برای مخاطبان پس از دیدن نمایش میگردد.

از اینها که بگذریم جلوه های بصری و انتخاب کلیپ های بین نمایش ضعیف انجام شده و امکان انتخاب موزیک های بهتر، کلیپ های عمیق تر و البته تاثیرگذارتر در این نمایش وجود داشته البته باید اشاره کنم با سیاه و سفید بودن این کلیپ ها به جز صحنه ی ریختن آب ( سقوط آبشار ) کاملا موافق هستم. درباره ی اینکه یک نمایش میتواند از جلوه های بصری بهتر و البته عمیق تر و با تاثیرگذاری بالاتر استفاده کند به جواد مولانیا و مخاطبان گرامی توصیه میکنم به دیدن نمایش و تئاتر مترسک مهرداد خامنه ای بروند زیرا توضیح تطابق و بیان مسائل بصری جز آنکه از ارزش متن بکاهد چیزی دربر ندارد.

در وهله ی آخر اجرای مهرناز فراهانی و مهشاد بهرامی نژاد کاملا گیرا و با احساس انجام شد و نقش کاملا بر تن آنها نشسته بود با آنکه به قول یکی از این دو تن، نقش از آنچه خود اوست بسیار فاصله دارد!

اما ضعیف ترین اجرا از آن محمد ذبحی بود که آنچه لازم به ذکر است نداشتن احساس لازم و نشستن نقش در وجود او را میتوانم اشاره کنم، ذبحی به عنوان پسری که سالهاست از مادر و خواهر دور است و باید نقش یک فرد پر احساس را بازی کند که حالا در ته مایه حالات یک منجی را هم دارد اصلا کارایی لازم را نداشت و از بیان و زبان بدنی بسیار دورتر از یک مسافر رفته که حالا بازگشته تا گرمی خانواده اش باشد بازی میکرد حتی بازی او در کنار همسرش فرسنگ ها از آنچه نقش و نمایشنامه میخواست فاصله داشت و حتی داد زدن او در سکانس جدایی از همسر کاملا تصنعی بود این داستان در رابطه با نازنین خلیلیان نیز به عنوان نقش مکمل بارز بود البته او در سکانس آخر هنگام صحبت با مارتا کاملا تصنعی بازی کرد و از آنچه باید حالات یک زن جوان که شوهرش را به قتل رسانده اند به مخاطب ارائه دهد کاملا دور بود.

در ادامه باید بگویم آنقدر نمایشنامه ی کامو از قدرت و کشش خاصی با تمام محتوای خاص خودش برخوردار بود که اشکالات زبانی، محتوایی، بازی و کارگردانی را در خودش محو میکرد.

پیش از آنکه این متن را به پایان ببرم باید بگویم نقدی نیز بر مردم دارم، نمایش با سالن خالی و تنها ده نفر! برگزار شد آن هم نمایش ارزشمندی از آلبر کامو! این برای ما فاجعه است که نمایشی که قیمت آن تنها 25 هزار تومان است و برای دانشجویان 10 هزار تومان! کاملا خالی و بدون مخاطب یا با ده نفر برگزار شود در حالیکه مغازه های فروش اغذیه همیشه پر و شلوغ هستند و همین هزینه و بیشتر را بابت خوردن میدهیم.

مصیبت است که سینماها با فیلمهای بعضا فاقد ارزش و گاه کمدی های سطحی گوش تا گوش پر هستند و سالنهای تئاتر خالی و هنرمند و بازیگر تئاتر در فقر و تنها برای دلش اجرا میکند.

غمگنانه است که دانشجوی هنر نمایشی ما، هنرجوی تئاتر ما به جای حضور در این اماکن در خیابانها ساعتها در حال دیدن شیشه های مغازه ها ( Window Shopping ) است گاه بدتر با تیپ های هنری کنار تئاتر شهر یا در خیابان انقلاب و یا پارک دانشجو در حال کشیدن سیگار!

و یا مردم ما ساعتها در فضای مجازی سر میکنند و پول بسیاری بیشتری از مبلغ این نمایش ها را به هزینه ی اینترنت میدهند تا عکسهایی را ببینند یا مطالبی را بخوانند که هیچ تاثیری در زندگی آنها ندارد و ای بسا که آنها را غمگین و ناراحت و منزوی و مریض هم میکند اما برای دیدن یک تئاتر که همچون خواندن یک کتاب است، برای فرهنگ و تغذیه ی مغز و روح و روانشان وقت نمی گذارند.

اینها واقعا جای بسی افسوس دارد!

در انتها میتوانم بگویم نمایش سوء تفاهم را متوسط ارزیابی میکنم اما به دلیل متن فاخر آن و همچنین اجرای متفاوت و کارگردانی منحصر به فرد جواد مولانیا دیدن این نمایش را به همه شما توصیه میکنم.

ارادتمند
__________________________

مهراد غریب پناه
ممنون از متن زیباتون آقا مهراد، به مطالب بسیار خوبی اشاره کردید و با عمده مطالبی که نوشتید موافق هستم..با بخش کارگردانی متفاوتی که در مورد آقای مولانیا عنوان کردید موافق نیسم و بنده تفاوت یا بارزه خاصی در کارگردانی ایشون ندیدم..در مورد بازیگران هم بازی مادر و دختر انقدر به دل من ننشست..در مورد بازی آقای ذبحی که بعید میدونم کسی بتونه با شما مخالفت کنه و در مورد بازی خانم خلیلیان، اتفاقا بخشی که اشاره کردید کاملا به صورت عمدی این گونه بود..این موضوع را با اطلاع عرض میکنم، چون شناخت کافی خانم خلیلیان از ادبیات فرانسه به دلیل رشته تحصیلی ایشون و آشنایی کامل با آثار کامو و سارتر به زبان اصلی و زندگی در کشور فرانسه، این سبک کاملا خواسته بوذ و اتفاقا بخش های زاری و گریه کار بیشتر نظر کارگردان بود که یک فرانسوی بالفطره هیچ گاه اینگونه زاری و ابراز ناراحتی نمی کند
کلا سرجمع کار بسیار جای پیشرفت داشت، حیف از بد سلیقگی هایی که در کار دیده میشد
۱۹ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از پنجشنبه ۱۱ تا یکشنبه ۱۴ مرداد، به نویسندگی آلبر کامو و کارگردانی جواد مولانیا و با بازی نازنین خلیلیان، مهشاد بهرامی و ... آغاز شد.
میترا و محمد لهاک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
سلام - من نمیدونم آقا جواد اینقدر خوشتیپ و خوشگل میشه.برادر عزیز ما که فرانسه نمیدونیم یچه کنیم//آخر؛ شما و هم حضرت استاد کامو را بسیار دوست میداریم***
می دانی " دلبری " چیست ... ؟!
راهی است برای گرفتن جواب " بله " ...بدون این که سوال مشخصی پرسیده باشی ... !

سقوط | آلبر کامو
نمایش بالانویس فارسی داره :)
۱۲ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید