تیوال نمایش ایستاده ها سرسوراخ سوپ خوری
S2 : 05:16:08
  ۱۰ اردیبهشت تا ۱۹ خرداد ۱۳۹۱
  ۱۸:۳۰
 بها: ۵,۰۰۰ تومان


: مجید امیری . مهدی صباغی . نوید محمدزاده . محمد اشکان فر . حسین امیدی . مجید رحمتی 
: 45 دقیقه 

یادداشت کارگردان :

نمایش « ایستاده ها سر سوراخ سوپ خوری « سه موقعیت که هرکدام به دلیلی پیش نمی رود را روایت می کند . آدم های هر سه اپیزود سعی در ایجاد رابطه با یکدیگر دارند و برای ایجاد رابطه استدلال می کنند . اما استدلال ها که ابتدا کاملا منطقی به نظر می رسد ، شدیدا احمقانه است . در شیوه اجرایی با توجه به تجربه فیلمسازی که داشتم سعی کردم از امکانات تصویر بهره بگیرم .
ما در این نمایش انتخاب می کنیم که تماشاگر کجای صحنه را ببیند . اینسرت یک ساعت را ببیند . و حتی فولو و فوکوس و زوم ببیند. این دوتای آخری را با عدسی بزرگی که روی صحنه گذاشته ام ایجاد کرده ام که البته نوعی تصویر لنز واید است .
خودم تاکنون در هیچ نمایشی این تجربه را ندیده ام و مطمینم برای خیلی از تماشاچی ها هم جدید است . البته استقبالی که تا کنون از اجرا شده گواه این ادعاست .

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
جلال تهرانی بود و هست دیگه

یادش بخیر


فرمانده: برای یک پشه یک شکست عشقی حداکثر ده ثانیه طول می کشه.




بله :) محبوبه عباسی هم که اینجاست :)

(با پوزش از آقای حکیم قدس)
۲۲ آبان ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ددالوس و ایکاروس را به خاطر دارید و تعریف و تمجیدهایی که از آن شد؟ آن کار به نظر من جرقه ای بود و نه درخور تعریفهایی که از آن شد، اما این نمایش به حق شایسته ی ستایش است. پیشنهادهای بسیار خوبی برای اجرا دارد و به خوبی موفق شده تکنیک ها و نماهای سینمایی را در مدیوم تئاتر دربیاورد بی که از تئاتر بودن کار ذره ای فروکاهیده باشد.
نکته ی جالب برای من این بود که بعد از تمام شدن نمایش همه ی تماشاگران به شدت تشویق می کردند در حالی که به یقین می گویم کمتر از پنج درصدشان شاید کار را فهمیده بودند. و این به عقیده ی من هوشمندی نویسنده و کارگردان است که توانسته برای هر گروه از تماشاگرانش چیزی دوست داشتنی در کار بگنجاند بی که به تمامیت اثر خدشه ای وارد آید.
جناب ایزدپناه ممنون و سپاس بابت تمام نقدهایی که امروز گذاشتین:)
۱۱ تیر ۱۳۹۱
ممنون از لطف شما خانم حسن نژاد. و دیگر این که نوشته های من اصلا در حد نقد نیست و لطفا تنها به عنوان نظری شخصی به آنها نگاه کنید.
۱۲ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"این شال را دورتادورت بگردان تا دورت بگردم"
"خوابیدی؟داری خواب می بینی؟چی هس(ت)،بامزِّس!؟!"

-پیرمرد زیادی بامزه است مخصوصا با این دیالوگ مکرر بامزه اش
خوب بود،خلاقانه بود،می خندید اما نه زیاد،بازی دو پیرمرد که نوید محمد زاده است و دیگری محمد اشکان فر درخشانست،آن مرد روستایی ضعیف است.صحنه با برخی المانهای تکراری مثل تختخواب ایستاده که در یکی از کارهای حسن معجونی(به خاطر یک مشت روبل) دیده بودم یا دوچرخه و ... باز هم هوشمندانه است.
موسیقی را زیاد یاد ندارم،شاید خوب نبود،شاید گوش من کوک نبود.
نمایش کوتاه تر از اینها هم می توانست باشد،راستش زرچرندهای بی معنی تکراری زیاد داشت،من خودم طرفدار زرچرندم اما وقتی که حرفی یا خنده ای یا دردی زیر این همه چرند و پرند باشد که نبود خیلی،کمی بودهاااا

طراحی صحنه:::سه داستانست و یک ساختمان،ساختمانی که با چهار در باز و بسته می شود چهار در مربع شکلِ متحرک،ایده هوشمندانه ایست،این چهار مربع گاه به دو طبقه ساختمانی بدل می شوند گاه اتاق ملاقات زندانیند و حتی می شوند ... دیدن ادامه » لنز دوربین،چلیک چلیک چلیک!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیوانه 1 : برای منفجر کردنشون ده تا دینامیت کافیه

دیوانه 2 : ده تا دینامیت برا منفجر کردن کل دنیا کافیه

من این کارو می خوام جمعه ببینم اونایی که رفتن می گن فقط کار به خاطر طراحی صحنه خوبه کسی که جدیدا کارو دیده می شه بیشتر در موردش صحبت کنه؟
این کار از 3 اپیزود (ظاهرا) جدا از هم تشکیل شده که درونمایه همه اون ها به بن بست رسیدن (و شاید بیهوده بودن) تلاش های یک گروه از آدم هاست:اپیزود اول (فرمانده و فرخنده) در ظاهر ماجرای تلاش یک بازرس و دستیارش رو برای دستگیری یک قاتل روایت می کنه. اپیزود دوم جریان ... دیدن ادامه » تلاش دو مرد برای فرار از یک آسایشگاه (روانی؟) رو تعریف می کنه و اپیزود سوم در ظاهر به ماجرای ملاقات یک زندانی با یک فرد (شاید) غریبه می پردازه.

من شخصا از کار اصلا راضی نبودم. قصه خیلی جای کار بیشتری داشت. سعی شده بود ضعف های ساختاری فراوان قصه با وارد کردن یکسری دیالوگ های بامزه و جذاب پوشونده بشه. بازیگری کاملا متوسط بود و نورپردازی واقعا آزاردهنده. جدا از طراحی صحنه مناسب و کارگردانی نسبتا قابل قبول ثقفی (که بیشتر در ایده پردازی موفق بود تا در آوردن اجرا) چیز قابل قبول دیگه ای از نظر من نداشت.
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱
من امروز دیدمش، و اگه قرار بود به بن بست رسیدن (یا شاید بیهوده بودن) تلاش‌های آدم‌ها رو منعکس کنه به نظر من چندان موفق نبود. البته من چیز دیگه‌ای هم ازش نفهمیدم!
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دوست داشتنی بود این نمایش
طراحی صحنه متفاوت و زیبایی رو دیدم.
متن خیلی خوب با بازی های خوب.
خسته نباشید به گروه برای این کار زیبا.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
زیبا بود ... همیشه نباید پرسید " که چی؟" " کجا ؟ " " چه وقت ؟ " ...گاهی باید فقط دید ... لبخند زد و سوزن ها را قلاف کرد تا به دنبال دوختن هر صحنه به صحنه دیگر نباشند ... ببینید و لذت ببرید ...همین
بله من هم منکر این داستان نیستم ولی لزومی نداره این اپیزود ها به هم وصل بشن ... منظورم اینه عدم اتصال ،از ضعف نیست از سلیقه ست ...
مویت برای بویت ...
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دوستان کسی نمایش "تک سلولی ها" کار جلال تهرانی رو دیده؟ با توجه به مطالبی که گفته شده به نظرم کمی به اون نمایش نزدیکه (سه روایت موازی، اپیزود "فرمانده و فرخنده"). دو ایپزود دیگه ماجرای "دو زندانی" و "مرد و پسر ولگرد" نیستند؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
نمایش جالب و تامل برانگیزی بود سه اپیزود جدا از هم، از آدمهایی که به هدف نمی رسند و انتظارش رو هم ندارند!. اگر فرض ساده را در نظر نگیریم که با یک تیمارستان طرف هستیم، حماقت و اشتباهات آدم ها و محدودیت در فضای حرکتی شان و این ابهام که آیا در شرایط بهتر، مرز بین این افراد شکسته می شد یا خیر، چیزی است که ذهن تماشاگر را مشغول می کند. صحنه آخر می تواند بر این فرض صحه گذاری کند.
طنز کلامی می توانست قوی تر باشد و همچنین از حرکت بازیگران استفاده بهتری برای فضای طنز شود. استفاده از شیشه محدب ایده خوبی بود در حالی که کیفیت سایر اجزای صحنه اصلا خوب نبود.
سپاس
خیلی خوب بود من که عاشق دیالوگاش شدم، به خصوص قسمت فرمانده و فرخنده، پر از ایده های نو و جالب در دکور و طراحی صحنه، دوستان لطف کنید اگر از دیالوگاش چیزی دقیق یادتون مونده اینجا بنوسید و ماندگارش کنید
اولی: همه ما بچه بودیم.
دومی: حالا بزرگ شدیم؟
اولی: حالا مسخره شدیم.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱
فرخنده مگه اسم دختر نیست...؟
ولی من نمی دونستم بازیگره خانم هم داره...
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱
نه بانو شیرین فرخنده اسم مرده !!!!!!!!!!!!
۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نا مرتبط بودن سه بخش این نمایش شاید به نوعی بیانگر همان عدم ارتباط انسان هاست که کارگردان به آن اشاره کرده، اما در کل آیا بهتر نبود که این ناتوانی انسان مدرن در برقراری ارتباط به شیوه ای بدیع تر و هنرمندانه تر به تصویر کشیده می شد؟؟ و این که شما ( آقای کارگردان) تصمیم می گیرید با استفاده از آن نور قرمز آزار دهنده تعیین کنید که تماشاگر کدام قسمت های صحنه را ببیند، آیا به این که تماشاگر را دچار خواب آلودگی یا سردرد می کنید هم فکر کردید؟؟ یا با این کار فقط می خواهید متفاوت بودنتان را به هر قیمتی به رخ تماشاگر بکشید؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمی دونم چرا تخفیف ویژه ی این نمایش انقدر زود پر شد؟!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالبی بود البته من زیاد با متن ارتباظ نگرفتم ولی بازیها و ظراحی صحنه خوبی داشت البته با بازی زیبای آقای محمد اشکانفر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دکور خیلی جالب و خلاقانه بود.
هر اپیزود به صورت جداگانه میتونه قابل بحث باشه...
ولی در کل متوجه نشدم که جریان از چه قراره و در آخر این سوال برام پیش اومد که "خب که چی؟" !
البته شاید چیزی بوده که من متوجه نشدم یا نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم...
ضمنا به نظرم نداشتن بروشور هم یکی از نقاط ضعف این کار بود.
جدا از بازی های خوب و طراحی صحنه، برای من نمایش دوست داشتنی نبود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
***** پرچم کارگاه نمایش همچنان بالاتر از سالن های دیگر این شهر است *****


بگذارید اول از آخرش شروع کنم... وقتی که با لبخند رضایت از در سالن خارج می شوید و با دوستانی که از این نمایش لذت بردند به بحث و گفتگو در مورد نقاط قوت کار حرف می زنید وخستگی اینهمه دیدن اجرای بد را از تن به در می کنید...

یک نمایش فوق العاده خوب و روان با متنی زیبا و کار شده از " جلال تهرانی" که با دیدن این نمایش همچنان افسوس می خورم که چرا نمایش " مخزن " را به آسانی از دست دادم...!
متن نمایش به قدری خوب و بکر و دوست داشتنی بود که محو دیالوگهای خوب و بجای ان می شدید. کار به خودی خود طنز نبود ولی موقعیت ها و نوع بیان دیالوگهای روان متن طنزی گزنده و خوب را نوید داد.
بازیهای خوب همه بازیگران جذاب و دوست داشتنی بود از نوید محمد زاده گرفته تا مهدی صباغی به نظرم هر 6 شخصیت خوب و روان بازی کردند... ... دیدن ادامه » در واقع یک کار سه اپیزودی بود که در هر اپیزود دو شخصیت باهم دیالوگ داشتند و تبادل دیالوگها و اکتهای رودر رویشان خیلی خوب بود...
کارگردانی کار هم از نقاط قوت کار بود چون این نمایشنامه به همان اندازه که خوب بود می توانست با یک کارگردانی بد و ضعیف کار ضعیفی از آب در آید که علی ثقفی نشان داد که کارش را خوب بلد است و نمونه بارزش هم استفاده خوب از فضاها و میزانسن های خوب اجرا بود... دکور و نور هم به اجرا کمک شایاتی کرده بود و ایده های طراح صحنه هم خوب بود...
با اینکه اجرای اول این نمایش بود بسیار لذت بخش بود و به نظرم یکی از بهترین کارهای این یک سال اخیر است..

***** پرچم کارگاه نمایش همچنان بالاتر از سالن های دیگر این شهر است *****


من هم کار رو دوست داشتم...با تمام موارد موافق ام...
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
آرش عزیز گفتنی ها را گفت و من هم پیشنهاد می کنم کار را از دست ندهید
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱
ممنون از همراهی ت امید عزیز
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1

فرمانده :قاتل یه آدم بوده....
فرخنده : یه آدم؟....
فرمانده: نه... یه آدددممممممم ...!
فرخنده : یعنی یه زن؟
فرمانده : نه دیگه اونقدرم آدم ...!
فرخنده : شما که طرفدار زنهایی کی میخواد نظرتون در مورد اونا عوض بشه؟
فرمانده : شاید وقتی که ازدواج کنم
فرخنده :پس کی ازدواج میکنید؟
فرمانده : من با کارم ازدواج کردم :)
فرخنده : اما کار با زن فرق میکنه فرمانده
فرمانده : بله، ولی هر دوتاشون رو باید درست انجام بدی ...! ::))))
مهران جان و میترا خانم
اگه این نمایش رو ببینید نظرتون عوض میشه و فقط نمی خونید بلکه عاشقانه این دیالوگها رو دوست میدارید :)
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
اونم خوبه اینم چشم :)
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۱
بله امیر جان... کار از این هم عالی ترعه...
حتما وقت کردی برو ببین... از دستت میره
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حدودا هفت سال قبل این نمایش رو در قم دیدیم...
بازیگرا و بخشی از گروه عوض شدن...
مدرن بود ولی من خوشم نیومد!!!
از این تعجب می‌کنم که مگه کار جدید نداشتن؟!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید