تیوال نمایش صور فلکی
S2 : 00:23:03
امکان خرید پایان یافته
  ۰۸ اردیبهشت تا ۱۲ خرداد ۱۳۹۵
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه

: نیک پین
: اشکان جنابی
: متین فکرآزاد، اشکان جنابی

: باران کوثری
: میلاد ابراهیمی، علیرضا میر انجم
: نوشین جعفری
: آزاده ملک زاده

برای استفاده کمتر از کاغذ و آسیب کمتر به طبیعت، تبلیغات این نمایش تماما در فضای مجازی انجام می شود.

پیام کارگردان:  در راستای ارج نهادن به تماشاگر فرهیخته تیاتر،  این نمایش به صورت رایگان اجرا می‌شود و ورود تمامی تماشاگران به سالن آزاد است. شما با دریافت بلیت رایگان خود،  میتوانند به صورت حضوری در برنامه همت عالی نمایش جهت امور خیریه شرکت نمایید. اما برای هماهنگی بیشتر در مورد تعداد حضار در سالن، بهتر آن است که بلیت را از تیوال تهیه فرمایید.

گزارش تصویری تیوال از نمایش صورفلکی / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش صور فلکی / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان شریعتى، خیابان میرداماد، خیابان رودبار شرقى(شمالى)، بعد از خیابان فلسفى، پلاک ٥٧
تلفن:  ۲۲۲۲۴۵۱۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
"" عاشقانه هایی به وسعت تمام دنیاهای موازی ""

صور فلکی از آن دست نمایشهای به شدت تامل برانگیز است؛ آنقدر که شاید تا مدتی مشغول دسته بندی دریافتهایی که از نمایش داریم، باشیم .
تماشا و تدقیق در محاورات دونفره مری و رولند در قالب قابهای دونفره، دو وجه برداشت برایم به ارمغان آورد:

وجه اول: اشاره به دنیاهای موازی

طبق اعتقاد فیزیکدانان کوانتومی، جسمی که در مقابل یک فرد قرار گرفته و دیده می شود، این قابلیت را دارد که به صورت همزمان در جهانی موازی نیز وجود داشته باشد.
طبق اشاره مذکور، تعدد قابهای دونفره محاورات رولند و مری که مخاطب با آنها مواجه است ، به نوعی اشاره به وجود دنیاهای موازی دارد و اینکه "" مری" ها و"" رولند"" های متعددی میتوانند وجود داشته باشند؛ اما نکته جالب در این قضیه اینجاست که این مری و رولند، گویی به نوعی در جسمانیت تکثیر شده اند؛ اما حالات روحی، شخصیت، ذهنیات و خصوصیات اخلاقی متنوع و متفاوتی علیرغم وحدانیت جسمی و فردی میتوانند داشته باشند.

وجه دوم : اشاره به تفاوت خلقیات و بالتبع عکس العملهای متفاوت انسانها

درک انسان از شرایط، موقعیت و اتقافات پیرامونش به عوامل مختلفی وابسته است و قاعدتاً میزان درکی که از محیط پیرامون و تجزیه و تحلیل شرایط دارد، شاکله اصلی شخصیتش را میسازد و این شاکله محرک اصلی او در عکس العملهایی است که در موقعیتهای متفاوتی از زندگی بروز میدهد.
در این وجه برداشت، ما شاهد "" مری" ها و"" رولند"" های متفاوتی هستیم که این تفاوت از همان ابتدای روند آشنایی به چشم می آید.
عکس العملهای متفاوتی که از قرار گرفتن این دو در موقعیتهای متفاوت شاهد هستیم جالب و تامل برانگیز است و گویی بطور ضمنی حامل پیام روشنی برای مخاطب است. پیامی که شاید هر کدام از ما، گاهاً توجهی به آن نمیکنیم ، نمیبینیم، نمیشنویم و نادیده میگیریم .
اگـر ... دیدن ادامه » در این زندگی زودگذر؛
عمیقتر بیندیشیم، بیشتر تجزیه و تحلیل کنیم،تفاوتها را ببینیم ، "" هدفمندتر"" به زندگی بنگریم؛
قطعا میتوانیم انتخابهای گزیده تری در هر فعل و انفعالی داشته باشیم.

زندگی آرام است،مثل آرامش یک خواب بلند....
زندگی شیرین است،مثل شیرینی یک روز قشنگ...
زندگی رویایست،مثل رویای یک کودک ناز....
زندگی زیباست،مثل زیبایی یک غنچه ی ناز....
زندگی تک تک این ساعتهاست،
زندگی چرخش این عقربه هاست،
زندگی مثل زمان در گذر است...

ـــــ پــرنــد ـــــ

دوست خوبم چقدر خوب که نمایش را دیدید و درباره اش نوشتید ..از متن زیبایت لذت بردم.
پرند جان بسیار باهات موافقم که با تعمق و تحلیل هر چه بیشتر می توان هدفمندتر زیست.. اما گاهی انتخاب و تصادف کاملا مسیر جداگانه ای را در زیست های متفاوت ایجاد می کند که چندان ... دیدن ادامه » با تحلیل و تعمق سروکاری ندارند

۱۲ خرداد ۱۳۹۵
ممنون پرند عزیز،زندگیت سرشار از عشقی آمیخته با عطر یاس ،بوی جنگل ،بوی خاک باران خورده ،بوی یار ...

زندگی ذره کاهیست ، که کوهش کردیم
زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار
زندگی نیست بجز دیدن یار
زندگی نیست بجز عشق
بجز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی،
زندگی ... دیدن ادامه » کرده بسی،
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد
دو سه تا کوچه و پس کوچه و
اندازه ی یک عمر بیابان دارد
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد
در این فرصت کم ؟!

سهراب سپهری
۲۰ خرداد ۱۳۹۵
پرندیس نازنینم, عالی بود بانو
۲۰ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
کیهان شناسی و منطقه البروج:از شعر و نشانه شناسی

جایگاه شعر استینگ در نمایش صور فلکی سبب شد که بار دیگر این نمایش را در توازی هستی شناختی با نمایش خدای کشتار و موضوع «انسداد رابطه» در آن، از منظری دیگر نگاه کنیم.تفاوت صور فلکی و خدای کشتار در کشف نشانه شناسی ای است که نمایش صور فلکی بر اساس مفهوم بروج دوازه گانه(the signs of zodiac)ارائه می دهد.اگر در خدای کشتار -نمایشی که به نظر می رسد با تاکید بر جنبه های طنز تا حدودی از موقعیت تراژیک مورد نظر یاسمینا رضا فاصله می گیرد-کیهان شناسی روابط در زمینِ جنگ زوج ها خاموش می شود،صور فلکی از طریق منطقه البروج امکان «پیوند جهان های جدا شده و دور افتاده »را بار دیگر محقق می کند.این جاست که از فیزیک روابط یا علم رابطه به هنر مرتبط شدن جابه جا می شویم.
اگر به گفته ی ورونیک در خدای کشتار «فرهنگ نمی تواند انسان ها را متمدن ... دیدن ادامه » کند» و در زیر لایه های پنهانِ اخلاق تزیینی و ادب تصنعی مدرن ،بربریتی تمام عیار نهفته است،آن گاه پرسش از افق های «ممکن دیگر»در نمایش خدای کشتار بسته می ماند.مسئله صرفاً این نیست که چیزهای کوچکی می توانند به راحتی آرامش خیالی روابط سست را برهم زنند،بلکه اندیشیدن به این است که چقدر روابط میان زوج ها با هم «بر اساس رقابت و بیگانگی»است.آن ها سال ها با هم زندگی می کنند ،بی آن که یکدیگر را بشناسند یا هرگز بتوانند برای یک بار هم که شده حقیقتاً با هم سخن بگویند.
این نظریه ی لکان که «هیچ رابطه ای میان دو جنس وجود ندارد»،در این جا به وضوح عینیت می یابد...اما صور فلکی چه چیزی می تواند درباره ساختن رابطه به ما بگوید که در خدای کشتار غایب است:شعر استینگ شعری است که نشان می دهد تا چه حد هنر همواره راهنمای علومی چون روان کاوی بوده است،زیرا شعر بلافاصله فیزیک کیهانی را به فیزیک شعر برگردان می کند.در خدای کشتار زوج ها در یک صورت فلکی باقی می مانند و از آن خارج نمی شوند:صورت فلکی شکارچی که خدای آن خدای کشتار است...در حالی که در نمایش صور فلکی، خود نقشه ی صورت های فلکی ممکن دیگر در رابطه، ترسیم و عملی می شود...این جا با کشف نشانه های منطقه البروج،امکان روابطی پدیدار می شود که تنها با خروج از یک صورت فلکی به صورت دیگر و پیگیری این روند تا بی نهایت ممکن می شود... زوج ها با بی نهایت شدن(becoming-infinite)از محدویت هایی که به بن بست رسیدن روابط منجر می شود خارج می شوند:

And they all stretch out towards infinity"
Getting further and further away
" آن ها به تمامی به سوی بی نهایت گسترده می شوند
و بیش تر و بیش تر به رهایی دست می یابند»(از شعر «این همان ماه نیست» استینگ)...
شمس گرانقدر بررسی مقایسه ی بسیار قابل تامل و خواندنی بود
پرسش بسیار مهمی که مطرح کردی اینکه چقدر روابط میان زوج ها با هم «بر اساس رقابت و بیگانگی»است..دستمریزاد
جسارتا پیشنهاد می کنم چون در این نوشتار به بررسی بسیار زیبا و کاربردی و مقایسه ی جان مایه ... دیدن ادامه » اصلی این دو نمایش پرداختی ، این مطلب را ( با مقدمه ای کوتاه برای ورود به جهان هر دو نمایش ، البته به صلاح خود بزرگوارت) ذیل دیوار نمایش خدای کشتار هم بیاوری ..که تماشاگران خدای کشتار هم وارد این تعمق در روابط و چه بسا ترغیب به تماشای صور فلکی نیز بشوند هر چند که تا پایان اجرا صور فلکی چیزی نمانده ..
در هر حال این مقایسه بسیار لذت بخش و تامل برانگیز است
۱۲ خرداد ۱۳۹۵
پرند عزیز واقعا همینطور است که می فرمایید من بارها مطالب ایشان را میخوانم چه خوب میشد اگر امکانی فراهم میشد بیشتر از ایشان میشنیدیم و می آموختیم
۰۸ تیر ۱۳۹۵
شمس
سپاس از لطف و محبت شما...بنده هم امید دارم که فرصت تبادل نظرها و گفتگوهای بیش تر با دوستان گرامی میسر شود...

۰۹ تیر ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانم متین بازی فوق العادی داشتن به حدی که بازی نه چندان قوی آقای اشکان رو هم میپوشند
نمایش مفهوی و بسیار جذاب بود
منو یاد نمایش من آنجا نیستم انداخت موضوعش یه مقداری شبیه بود
ممنون از این گروه خوب
رضا تهوری، حسین مطاعی و رضا دیانت این را خواندند
اشکان جنابی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که برای پنجشنبه ۱۳ خرداد بلیت تهیه کرده بودن، در صورت امکان یکی از روزهای باقی مانده دیگه رو انتخاب کنن، چون به دلیل مصادف شدن با ایام عزاداری اون روز اجرا نخواهد بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
« مورچۀ ارسطو یا تارتنِ افلاطون؟ »

فرانسیس بیکن فیلسوف انگلیسی معتقد بود که تجربه گرایان همچون مورچگان فقط به جمع آوری دانه ها اکتفا می کنند و بی آنکه دانسته هایشان را بپرورانند ، در انبان ذهن انباشت نموده و به وقت اضطرار مصرف می کنند. از طرفی در نظر وی عقلگرایان به عنکبوت یا کرم ابریشم می مانند که از عصاره و شیرۀ خود تار می تنند و خود را در میانِ رشته های سست بنیاد و متزلزلِ خودساخته محصور و محبوس می نمایند. بیکن در ادامه روش کسب معرفت و کشف حقایق را همچون زنبور عسل عنوان می کند چراکه شهدِ گلها را از جهانِ خارج گرد آورده و با هاضمۀ درونی فرآوری، و به عسل بدل می سازد و اینگونه است که می توان با تعقل و تأمل در مشاهدات و تجربیات، به علم دست یافت.

در صور فلکی مردی به نیابت از گروه اول و زنی به نمایندگیِ گروه دوم حالات مختلفی از وجودهای متوقف و مترتب ... دیدن ادامه » را به نمایش گذاشته اند. این دو، در تلاش برای دستیابی به وصال و برقراریِ یک رابطۀ عاشقانه، گاهی درون سیکل معیوبی که در هر چرخ با پای فشردن بر موضعِ خود و عدم وقوفِ جهانِ دیگری ادامۀ ارتباط را باطل ساخته و در اسارت دور عاجز می گردند. و گاه که موفق به شکستِ بطلانِ خود شده و با چشیدنِ عسلِ آن یکی و خواندنِ مقالۀ دیگری یک گام به سمت زنبورِ بیکن پیش تر می گذراند آنگاه خود را مترتبِ علل بیرونی یافته و ابتلای به تسلسل ایشان را به سیاه چالۀ رخوت و حیرت می افکند.
اینگونه به نظر می آید که صور فلکی با ارائه تصویرهایی از تمامی ظواهرِ ممکن، ناظرست به مفهومی محال انگاشته و پنهانی و درصدد اشاره به خلأ و فقدانِ امری مستتر برآمده است بگونه ای که راهِ برون رفتِ عقل و حس از چنان سرگشتگی ای و حلِ وصلت میانشان را تلویحاً ملزم به پذیرشِ ماوراء الطبیعه و تمکین از علت العللی واجب الوجود و خدشه ناپذیر توصیه می کند. آن چیزی که در اثر به مثابه "تقدیر" و "طالع" به ذهن متبادر می گردد.

به توصیۀ دوست خوبم ابرشیر به تماشای صور فلکی نشستم و از مضمون تأمل برانگیز آن و نقش آفرینی درخشان سرکار خانم فکرآزاد و بازی طنازانۀ اشکان جنابی عزیز بسیار لذت بردم و انس گرفتم.
قدردان هنرمندی این عزیزانم و امیدوارم تماشایش برای دیگر رفقا نیز حظ آفرین باشد.
ممنونیم از حضورتون :)
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
پس بیصبرانه منتظریم :))
۰۹ خرداد ۱۳۹۵
کیان عزیز خیلی بمن لطف داری دوست خوبم
هم صحبتی با شما عزیزان پس از دیدن اجراها ، لذتش بی وصف ست و سرشار از آموزه
افتخاری ست در کنارشما بودن
پرند عزیزم ممنون از محبتت دوست خوبم
۰۹ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شمس
کیهان های درون و بیرون:درباره ی بعضی روابط میان فیزیک و روان
مفهوم تقارن یکی از مفاهیمی بود که هنر ایرانی به جهان معرفی کرد،و ریشه ی آن را به زیگورات ها(معابد باستانی) و کاخ های پادشاهان ایران باستان رسانده اند.بعد ها این مولفه به هنر یونانی و مسیحی نیز بسط یافت و از دید عده ای به افراط کشیده شد.اساس مفهوم قرینه در فرش ایرانی بر عنصر شباهت تام و تمام دو چیز استوار نیست،بلکه بر تقارنِ تفاوت ها متکی است. به بیان دیگر، دو طرح زمانی با هم متقارن می شوند که با هم تفاوت داشته باشند.فلسفه و هنر مدرن بر اساس شکستن مفهوم کلاسیک تقارن شکل گرفتند.با این حال، نتوانستند منطق های ربط میان اجزا را بیابند.نظریه ی ریسمان که در دهه 1980 پس از دوره ی نخست افول خود دوباره مطرح شد، تلاش می کرد تا با طرح مفهوم ریسمان میان دو حالت مجزای موج یا ذره بودن نور ارتباط برقرار کند ... دیدن ادامه » و در عین حال وحدت نیروهای مختلف تشکیل دهنده ی جهان را که با شکاف میان فیزیک کوانتوم و نظریه ی نسبیت از هم جدا شده بود،دوباره برقرار سازد.
در سطح روانی و در رابطه ی میان زوج ها بر خلاف دیدگاه سنتی باید گفت میان آن ها هیچ تقارن و مکملیتی نیست،اما ریسمان هایی از ابر تقارن وجود دارد که منطق های ربط درون جهان اند.اگر الف با ب در نسبت دیفرانسیل یا افتراقی هستند،هیچ قرینگی از نوع سنتی میان شان نیست،بلکه در افتراق دائمی یا متفاوت شدن است که با هم ابر قرینه می شوند.اغلب در نظام های مشاوره برای ازدواج و ... گفته می شود که زوج ها باید شبیه و به اصطلاح «کفو» هم باشند، در حالی که این قرینگی بر اساس شباهت دقیقاً همان چیزی است که نابود کننده ی رابطه است.آن ها از شما می خواهند که تفاوت های تان را از میان ببرید و رابطه را بکشید.هیچ رابطه ی طبیعی و پیش آماده ای وجود ندارد،یا هیچ نوع از هماهنگی فطری و ذاتی،بلکه ریسمان های ابر تقارنی وجود دارند که باید کشف شوند.
صحنه ای را به یاد آوریم که دختر خطاب به دوست خود می گوید:به خانمی که فروشنده بود گفتم که من تولید کننده ی این عسل ها رو می شناسم.و دوست او می گوید: خوب اون چی گفت. و ماری جواب می دهد:همین طور زل زد به من...
در این گفتگوی بسیار ساده عسل بدل به «نشانه ی ربط»یا ریسمانی می شود که برای ماری شناخته شده است،اما برای زن فروشنده ناشناس است ؛او این نشانه را نمی شناسد،چون از زیستن در این صورت فلکی بی بهره است که زوج را با هم قرین می کند،یا بر عکس، وقتی مرد مقاله ماری را درباره ی کیهان می خواند،به صورت فلکی او پا می گذارد...و تجربه ی یک «زمان معاصر»با دختر را پیدا می کند...
«از چشم خود بپرس که ما را که می کشد/جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست».رندی حافظ پیش تر این که سرنوشت عشق در افلاک نوشته شده است را به بازی گرفته بود،اما روان کاوی با «جبر گرایی»خود در حوزه ی روان بر آن بود که این تاریخچه ی ماست که انتخاب های مان را رقم می زند،به عبارت دیگر، این که در کدام صورت فلکی نمادین هستیم،قوانین و دال های آن تعیین می کنند که چه چیزی را انتخاب کنیم.این چیزی بود که فروید«اجبار به تکرار»می نامید...در واقع شباهتی وجود دارد میان مفهوم فرویدی«شکل بندی های ناخودآگاه»در روان کاوی و صورت فلکی ایستا و ثابت که در آن کواکب نامتحرک و ساکن اند.اما از این جاست که تفاوت میان تکرار های متفاوت روشن می شود.تکرار در نمایش صور فلکی از آن نوعی نیست که در روان کاوی وجود دارد،یعنی «تکرار همان چیز گذشته»،بلکه آن حقیقتی است که دلوز «تفاوت و تکرار»یا تکرار امر متفاوت می نامد که با مفهوم نیچه ای «بازگشت ابدی» مرتبط است...ما بر خلاف نظر روان کاوی می توانیم به صور فلکی دیگر وارد شویم تا از تکرار «همان» بیرون بیاییم.در حقیقت، آن چه باز می گردد و مسبب خلاقیت می شود تفاوت هایی است که مولد امر نو است.چرخه های تکرار امر نو دائماً به ظهور می رسند و کیهان های جدید و روابط نوینی را می آفرینند. این عشق است که در بازگشت ابدی «حدیث نامکرر»خود را تکرار می کند،به نحوی که یک و همواره چیز دیگری است.همیشه بازمی گردد تا با ریسمان های خود جدایی های جهان را متصل کند،تا قطع کند و وصل کند...چرا که وصل بدون انقطاع از «من»ناممکن است...و این همه ذره ای است از ذرات کیهانی که در اسطرلاب کوچک ما به دام می افتنند...
مرسی
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
جناب شمس گرانقدر و خردمند،
سپاس از نوشته زیبا و پر از تاملی که با دوستان دیگر تیوالی به اشتراک گذاشتید .
حقیقتاً مباحثی رو عنوان کردید که برایم بسیار جذاب و دوست داشتنی بود و راغب شدم در خصوص این مباحث بیشتر بدانم و بخوانم .
سپاس از اینکه اندیشه ژرف و ... دیدن ادامه » عالی خودتون رو با ما به اشتراک میگذارید .
۱۱ خرداد ۱۳۹۵
شمس
بانو محمدی گرامی،
این که دوستان بزرگوار و اهل اندیشه ای چون شما متن ها را مورد کنکاش قرار می دهید،مایه ی خرسندی و مباهات است...سپاس و درود بر شما...
۱۱ خرداد ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مکتب تحلیل رفتار متقابل، کودک در سالهای اولیه، بر اساس شناختی که از جهان به دست می آورد، داستانی برای زندگی خود در نظر می گیرد که به آن پیش نویس زندگی می گویند. هر پیش نویسی به یک پایان و سرانجام ختم می شود. در بزرگسالی این مفهوم به گونه ای نمود می یابد که ما با انجام یک سری اقدامات و اجتناب از ارتکاب افعال دیگر، زمینه را برای حرکت به سوی سرانجامی از قبل تعیین شده و محتوم مهیا می سازیم. پیش نویس زندگی شامل آرزوها، باورها، روشهای حل مساله، ترسها، نگاه و بینش مان به جهان پیرامون باعث می شود ما مرتکب انتخابها و تصمیمات درست و یا غلطی بشویم و این گونه نمایشنامه زندگی خود را رقم بزنیم.
همانگونه که در صور فلکی نشان داده شد، در هر موقعیتی هر شخص می توانست به نحوی متفاوت تصمیم گرفته و رفتار نماید به گونه ای که به طور کل مسیر زندگیشان را تغییر دهد.
اما ... دیدن ادامه » نکته جالب اینکه، در اخر مهم نیست ما چه برگزیده ایم، چگونه زندگی کرده و پیش رفته ایم، پایان تمام اینها جدایی و مرگ است. همه ما ضمن تفاوتهای اساسی و فاصله فراوان، همانند ستارگان یک پیکره آسمانی تداعی گر یک مفهوم عام و تابع آناتومی کل هستیم همانگونه که هیچ کس نمی تواند آرنج خود را بلیسد.
تماشای صور فلکی، نمایش قابل تامل و جذابی که توسط خانم فکرآزاد و آقای جنابی به زیبایی اجرا می شود را به دوستانم پیشنهاد می کنم.
ممنون از لطف و نظرتون
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
جناب شمس عزیز از خواندن نظراتتان بسیار لذت بردم ،چه زیبا بحث فیزیک ابر تقارن و مفهوم زمان را مطرح ساختید،نکاتی که متذکر شدید قابل تامل و اموزنده و نکته سنجیتان تحسین برانگیز است.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
شمس
خانم بهار گرامی درود بر شما و سپس از حسن نظرتان،از بحث ها و تحلیل های شما و دوستان عزیز دیگر می آموزیم،امید که از نوشته های خوب تان باز هم بهره بگیریم...
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

« «باد هر جا که بخواهد می‌وزد و صدای آن را می‌شنوی، لیکن نمی‌دانی از کجا می‌آید و به کجا می‌رود، همچنین است که هر که از روح متولد می‌شود.» انجیل یوحنا باب سوم آیه 8

لوییس بونوئل جمله معرفی دارد راهبر حقیقی جهان ،تصادف است ،صور فلکی از یک زاویه مهر تاییدست بر این جمله،زندگی یک انسان میتواند در دهها مسیر متفاوت قرار بگیرد اما ،سلسه حوادث و اتفاقات فقط یک مسیر را رقم میزند ،که اختیار انسان گاه کمترین نقش را دارد، کدامیک از ما در نگاه به گذشته یا همین دیروز به خود نگفته کاش اینکار را نمیکردم کاش این حرف را نمیزدم ؟....تنها یک حرف میتواند مسیر زندگیمان را به کلی تغییر دهد ....اگر خود وجود ضرورت نداشته باشد آیا این مسیرها ضروری هستند؟ به هر حال ما گرفتار و محصور در این دایره ی تصادفات هستیم و بیرون زدن از آن به اندازه رساندن زبان مان به آرنج غیرممکن ... دیدن ادامه » است. روابط انسانی ما هم زیرمجموعه ای در میان حوادث همین دایره است....
از زاویه دیگر ، نمایش بیانگر تفاوتهای بنیادی انسانها است تا این حد که عشق هم نمیتواند سرپوشی بر آن باشد و آنها را کنار هم نگه دارد همچون صور فلکی که برخوردشان حاصلی جز فروپاشی ندارد
و در نهایت مهمترین قصه نمایش ،داستان زندگیست ، با همه ی تلخیها باید مسیر خودمان را بپذیریم و برویم، آمدیم که نغمه خود بسراییم و جان بر سر دلدادگی فدا کنیم چون زنبور نر که میداند پس از جفت گیری زنده نخواهد ماند میداند و چنین می کند ... اگر که این آگاهی دردآور از وجود که زنبورها ندارند و ما داریم، بگذارد!

میشد با کم کردن حالتهای ممکن در اتفاق افتادن حوادث بر جذابیت کار افزود مخصوصا اینکه گاهی به هم نزدیک بودند و حالت تکرار میگرفت. هرچند که کار مشکلی هم به همین صورت ارائه شده است.

کار زیبایی بود، سپاس از اشکان جنابی و متین فکر آزاد که بازی دوست داشتنی ارائه دادند

پرندیس ارجمند خوشحالم که صور فلکی را تماشا کردید .از نوشته تان لذت بردم
در مورد حالت تکرار که فرمودید من فکر می کنم اجرایی کردن چنین متنی با وجود تمام محدودیت های موجود در نشان دادن نوع و شکل رابطه بسیار مشکل تر می شود و ابتکارعمل طراحی را محدود می سازد ... دیدن ادامه » ... اما با این همه باز هم به نظرمن کمترین تکرار در طراحی دیده میشد.
مرسی که تجربه دیدن یک تئاتر خوب را با ما شریک شدید
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
ممنون که دیدین نمایش رو. باعث افتخاره
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
آقای جنابی گرنقدر این شمایید که مایه ی مباهات و غرور ما هستید و من مفتخرم به تماشای هنروری زیبای شما
سپاسگزارم از شما و خانم متین فکرآزاد عزیز و براتون آرزوی روزهایی بهتر و بهتر و موفقیت روز افزون در این مسیر دشوار دارم
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"زنبورهای عسل در کهکشان های فیروزه ای"
صور فلکی ، نمایشی است با جغرافیاهای ذهنی و حسی پهناور ... متنی جذاب دارد با ساختار فرم گرای خلاق. . زبان موجزو ساده است اما متراکم از مفاهیم عمیق و تاویل پذیر ...
شیوه ی طراحی اشکان جنابی مینیمال و علی رغم موانع موجود در کشور بسیار پرشور و دلنواز است . تسلط و مهارت در بازی جنابی و خانم فکرآزاد منطبق بر شیوه های معرفی شده از سوی متن به شدت وجدآور است و جملگی به خوبی در انتقال مفاهیم و لایه های آن به مخاطب عمل می کند .
صورفلکی ثابت می کند ذهنیت فرم گرا و طراحی های نوآورانه ی اش ، قابلیت این را دارد که مناسبات و مضامین تکراری را از فروغلطیدن در دام چاله ی یک ملودرام پیش پا افتاده نجات دهد و اثر را به یک درام کیهانی پر شور و لایه لایه ای با زمان های نامتقارن تعالی دهد.
جهان های رابطه ای بین یک زنبوردار و یک ... دیدن ادامه » محقق فیزیک کوآنتوم در موقعیت های مختلف بسته به انتخاب ها و شرایط متغیر اجرایی ساخته می شود و بلافاصله فرو می ریزد و دوباره در شکل و موقعیت دیگر پدیدار می شوند تا مسایل ازلی و انتزاعی انسان جهان اکنون ملموس و عینی طرح شود ..سرنوشت، عشق ، رابطه ،انتخاب، مرگ خودخواسته از سربیماری لاعلاج ، سرنوشت تعین پذیر یا ..
فرم نمایش ،تقطیع تکرارهای موقعیت های در ظاهرمشابه اما بسیار متفاوت دو شخصیت را پشت سر یکدیگر نه لزوما متوالی روایت می کند تا نظریه فیزیک کوآنتوم دال بر نتایج متفاوت ناشی ازهر انتخاب و تحقق جهان های موازی را بدون هیچ گره و ابرازات پیچیده طرح و فهم پذیر کند.
شاید باید از زندگی کوتاه زنبوران عسل و هدف روشن خدشه ناپذیرشان آموخت ...قبل از اینکه زندگی چسبناک بشه و ما به این فکر کنیم که داریم غرق می شویم و با اینکه کلمه را درست می دونیم حروفش را اشتباهی بینیم ...و همه ی اینها تیری هایی است که از گذشته به هستی ما پرتاب می شوند و شاید ما باید به سادگی خدشه ناپذیری فکر کنیم که معنای هستی زنبور عسل را می سازد تا شوریدگی یک عشق نا پیدا را پدیدار سازیم و با رسیدن به معنای زندگی جاودان شویم . حتی اگر نتوانیم نوک آرنج خود را بلیسیم !
قصه رولن زنبور دار و ماریان فیزیکدان توضیح یک خطی نداره ...باید درونشان غرق بشید ..
**
از اشکان جنابی و معرفی شورانگیز جهان نمایشی نیک پین ،نمایشنامه نویس 32ساله انگلیسی ، به جامعه تئاتری قدردانی می کنم.
امید وارم دوستان تیوالی ام خود را از لذت تماشای یک نمایش جذاب با طراحی و بازی های درخشان محروم نکنند و در پرتوهای عشق این جفت مشعشع، تاترتراپی نمایند.
موج نو، یکی از مهمترین مراکز پرتوزایی فکری /عشقی درمانی تئاتر در کشور است.
شاید ما باید به سادگی خدشه ناپذیری فکر کنیم که معنای هستی زنبور عسل را می سازد تا شوریدگی یک عشق نا پیدا را پدیدار سازیم و با رسیدن به معنای زندگی جاودان شویم . حتی اگر نتوانیم نوک آرنج خود را بلیسیم !

۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
ابرشیر دوست خوبم مجدداً سپاسگزارم از پیشنهاد خوب و ارزنده ات. تماشایش کردم و بسیار دوستش دارم.
برقرار باشی عزیز.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۵
کیان گرانقدر خیلی خوشحالم دوست داشتی..
توجه تو دوست ژرف اندیش و بزرگوارم مایه افتخار من است.... سپاس از تو دوست عزیزم
۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند بر اساس تصمیم گروه نمایشى صور فلکی، تمامی عواید حاصل از نمایش صرف کمک به موسسات خیریه ای که متعاقبا اعلام خواهد شد، می شود. خرید اینترنتی در تیوال برقرار می‌باشد. خرید حضوری برای همگان آزاد و رایگان است و تماشاچیان می‌توانند به صورت همت عالی بلیت تهیه کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت روزهای تازه این نمایش فراهم گردید.
وحید هوبخت این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در صور فلکی چیزی که بیش از همه نظر من را جلب کرد ارتباط روایتی تئاتر با سینما بود. در روایت صور فلکی کاری شبیه به روایت چنگالی در سینما اتفاق افتاده بود. چیزی که شاید به جهان موازی که نمایش قصد داشت به آن بپردازد کمک میکرد. بازی ها خوب بود ولی بیشتر شامل تکنیک بود تا احساس.منظورم عاری از احساس نبود کلاً میگم کلاً ! میزانسن چیزی شبیه به آتلیه عکاسی بود برای ثبت یک عکس.نه اینکه کاری بدی باشد، کلاً میگم کلاً ! اجرای بی اشتباه بازیگران حاکی از توانایی بالایشان بود. شوخی های به جایی که سعی میکرد بخاطر تکرار فضا مانع خستگی تماشاچی شود. کمی صدای بازیگر زن در بخش هایی پایین بود که میگذاریم پای همسایه کناری که صدایشان را نشنود! شوخی های اروتیکی نمایش که با ظرافت خاصی چیده شده بود در ابتدا توانست لختی فضا را بپوشاند. همه چیز خوب بود بجز وقتش ! نمک ریختم . پس زهر ... دیدن ادامه » مار !
سروش :))
ممنون که به اشتراک گذاشتی
۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند امکان خرید بلیت این نمایش فراهم گردید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید