کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش ترانه ای برای تو
S3 : 23:19:20 | com/org
امکان خرید پایان یافته
  ۱۱ خرداد تا ۰۲ تیر ۱۳۹۶
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

کاندیدای بازیگری مرد، کاندیدای کارگردانی
کاندیدای نویسندگی - امین ابراهیمی
کاندیدای طراحی لباس - روح ا...امامی
کاندیدای بروشور و تبلیغات - علیاقا حسین پور
برنده تندیس نویسندگی
برنده عنوان برتر پوستر و بروشور
ازبخش مسابقه بین الملل ٣٤ امین جشنواره بین المللی تاتر فجر

شماره رزرو و هماهنگی: ۰۹۱۰۲۱۲۱۲۹۲

 

 

گزارش تصویری تیوال از نمایش ترانه ای برای تو / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش ترانه اى براى تو / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس‌ها ››

ویدیوها

آواها

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمیشه اجرا تمدید بشه برای من امکان دیدن نمایش در سه روز باقیمانده وجود نداره؛ شاید دوستان دیگه ای هم مثل من باشند
ف.امامی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«هجاهای خونین»

از نکات مهم در کار نمایش یکی این است که نویسنده و کارگردان به سراغ سوژه و محیطی بروند که برای آنها آشنا و مأنوس است، به عبارتی محیط و آدم هایش را بلد باشد. در دهۀ اخیر شاهدیم که برخی از نویسندگان و کارگردانان برای مکان نمایشنامۀ خود شهرهای اروپا، آمریکا و اصولاً بیگانه ای را انتخاب می کنند که نه تنها شناخت کافی و لازمی به فرهنگ و مناسبات آن کشورها ندارند، بلکه دست کم حتی یک بار رنگ این شهرها را نیز ندیده و سفری به آنها نداشته اند تا به طور ضمنی آشنایی کلی و مختصری از وضعیت آنها حاصل کنند. این افراد گمان می برند که بلغور کردن چند نام خارجی که شخصیت های نمایشنامه شان را تشکیل می دهند به همراه برخی اطوارهای فرنگی و سانتی مانتالیسمی موجب می شود تا هوش از سر تماشاگر بپرد و دیگر نتواند متوجه توخالی بودن و بی هویتی متنشان گردد که البته تجربۀ این قبیل اجراها تا کنون خلاف این را ثابت کرده است. نتیجۀ چنین نوشتن و اجرا کردنی هم اکنون جزو یکی از آسیب های تئاتر ما به شمار می رود؛ زیرا محصولش چیزی جز اجرایی بی جان و تصنعی که توانایی به باور رساندن تماشاگر را ندارد نخواهد بود.
بومی نویسی در کار نمایش یک نقطۀ قوت و ستوده شده توسط اغلب بزرگان این هنر در سطح جهانی است. آنکه بومی می نویسد و اجرا می کند بر آنچه از قلمش می تراود و بر صحنه به آن جان می بخشد تسلط دارد؛ زیرا در همان محیط به دنیا آمده، رشد یافته، به ثمر نشسته و با زیر و بم اقلیم و مردمانش به یگانگی رسیده است. بنابراین حرفی که می زند پشتوانه ای از جنس تاریخ، فرهنگ و دانش مردمانی خاص دارد که همین نکته موجب متفاوت بودن و به چشم آمدن آن حتی در سطوح بین المللی خواهد شد. نویسنده و کارگردان این نمایش به این نکتۀ مهم پی برده و آن را برای به ثمر نشاندن کار خود، چراغ راه قرار داده است.
جنگ یکی از منحوس ترین و شوم ترین پدیده ها و عوارض جوامع بشری است که همواره در طول ... دیدن ادامه ›› تاریخ بستر فجایع گوناگون بوده است. این پدیده از چنان اهمیت غیر قابل انکاری برخوردار است که عوارض مادی و معنوی آن تا سال ها بعد نیز به سادگی از نواحی مبتلا به آن پاک نخواهد شد و همیشه نیز هنرمندان هر جامعه ای که طبیعتاً از حساسیت های بالاتری نسبت به مردم عادی برخوردارند، نسبت به جنگ واکنش های بیشتر و ویژه تری را ارائه داده اند. از نقاشی، مجسمه سازی و شعر گرفته تا رمان و تئاتر و سینما همواره تحت تأثیر سایۀ سنگین جنگ بوده و از دیرباز آثاری متعدد در قالب های گوناگون این هنرها به منصۀ ظهور رسیده است. در این بین تئاتر به عنوان تنها هنر زنده و از تأثیرگذارترین آنها بسیار می تواند بستری مناسب برای نشان دادن و بیرونی کردن سیاهی ها و ادبارهای جنگ و پیامدهای شوم آن باشد. برای نمایش «ترانه ای برای تو» نیز همین زمینۀ فراگیرِ جنگ انتخاب شده و هر آنچه هست در دل همین فضا اتفاق می افتد، ضمن اینکه کشور ما در یکی از استراتژیک ترین موقعیت های جغرافیایی جهان (خاور میانه) قرار گرفته و همواره سایۀ مرگبار جنگ را بر سر خود احساس کرده و بارها نیز به آن دچار شده است. در سال های اخیر پدیدۀ تروریسم نیز از سوی افراطی هایی نظیر طالبان و داعش به این آشوب ها دامن زده و نشانه ها و اشاره هایی را هم در رابطه با آن ها در این نمایش شاهد هستیم.
طراحی صحنه یکی از برجسته ترین اجزای این نمایش را به خود اختصاص داده است. بسندگی و کاربردی بودن، دو ویژگی و حُسن این طراحی است، ضمن اینکه طراحی نور نیز با صحنه به یک آمیختگی ملموس رسانیده شده است که هر دو در جهت اهداف کلی اجرا موفق عمل می کنند. استفاده از آکساسواری نظیر آکواریوم و بهره گیری از طراحی خلاقانۀ لباس در صحنۀ سقوط ماهی ها موجبات بهره گیری از اصل غافل گیری را فراهم آورده و صحنۀ بدیعی را رقم می زنند. کارگردان بر خلق جذابیت های بصری تأکید داشته و تمهیداتی را برای عملی کردن آن در تمامی طراحی ها انجام داده که در رسیدن به این هدف نیز نسبتاً موفق عمل کرده است. کاربردهای مینی مالیستی نورها، بازی سایه ها، رقص های مفهومی، ایجاد غافلگیری در صحنه های ماهی ها و کشف جمجمه همگی عواملی هستند که در این توفیق مؤثر عمل کرده اند.
دقایق ابتدایی نمایش با گویش کردی برگزار می شود. با اینکه نحوۀ بازی امین ابراهیمی و بیرونی کردن حس های هر یک از دیالوگ ها تا حدودی به فهم موقعیت و رساندن معنایی هر چند محو یاری می رسانند اما بهتر این می بود تا در این صحنه از تمهیدی همچون انداختن تصویر نوشتاری ترجمه با ویدیو پرژکتور بر گوشه ای از فضای اجرایی استفاده به عمل می آمد. به هر حال این اجرا دارد در تهران بر صحنه می رود و نه در منطقۀ بومی مربوطه و اکثریت جمعیت پایتخت از فهم گویش کردی عاجزند، بعد از لهجۀ فارسی پایتخت نیز گویش ترکی به واسطۀ شمار بالای مهاجران آذری پرکاربردترین زبان مردمان این شهر است، بنابراین این نیاز در این بخش احساس می شود. وجود دلیل کافی برای تغییر زبان به ناگاه از گویش کردی به فارسی روان نیز در اینجا می تواند محل بحث باشد.
از اشکالاتی که در متن به نظر می رسد می توان به دو مورد اشاره کرد. اول برخی پراکندگی های موضوعی و عارضی است که کمی بازگشت به انسجام و وحدت اولیه را مشکل می کند و دوم نبود پاساژ حسی کافی مابین تبدیل کمدی به تراژدی است که قدری در این تبدیل ها تعجیل به عمل آمده و نیاز به پرداخت و زمینه سازی بیشتری در این موارد احساس می شود. از ضعف های دیگر این نمایش بخش مربوط به کار بازیگران فرم است. در صحنه های مختلف از قبیل کشته شدن ها، حرکات فرم، رقص با موزیک های غربی و ... تراش خوردگی و مهارت کافی در بین سه بازیگر فرم دیده نمی شود و با توجه به اینکه هیچ دیالوگی نیز ندارند لازم است تا از بیان بدن و توانایی حرکتی و انعطافی بسیار بیشتری برای به نتیجه رساندن کارشان برخوردار باشند که چنین نیست. در این بخش نقش آفرینانِ سایه ها از کیفیت بهتر و عملکرد مؤثرتری برخوردار هستند و با اینکه بر صحنه حضور ندارند پیام مورد نظر را با حرکات تربیت شدۀ خود در قالب تشکیل سایه ها به حد کفایت منتقل می کنند.
نویسنده و کارگردان، خود نقش تنها عضو ناطق نمایش را بر عهده گرفته و بار اصلی بازیگری را بر دوش می کشد. طرف صحبت او شخصیت هایی خارج از صحنه، سرباز آمریکایی، خدا و غیره اند و قِسمی از تک گویی را به کار می برد که مرز مشخصی مابین مونولوگ، سولی لوگ و اساید برای آن نمی توان تعیین کرد. بازی او از لحاظ تسلط بر دو گویش، واکنش های بدون ما به ازا بر صحنه، بیرونی کردن حس های درونی، قدرت بیان و ریتم بدن نسبتاً قابل قبول است و با توجه به نقش محوری و متکلم وحده بودن، جز این نیز نمی باید باشد.
بر صحنه رفتن نمایش های متعدد با تم جنگ در این دوران با توجه به اوضاع منطقه و سیاست های جهانی طبیعی به نظر می رسد چنانکه تئاتر، هنری است که آیینۀ طبیعت و جامعۀ خویش است. واکنش در برابر هر آنچه هست یا بیم وقوعش می رود از رسالت های تئاتر است. هنری که برای زنده بودن و دوام مؤثر یافتن باید همانند سایر هنرها نظیر ادبیات، حرف زمانۀ خود را بزند و زبان مردم خود باشد.

منتقد: وحید عمرانی (عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران)
farhad riazi، فروزین تقوی نژاد و مُنا طاهری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فراعنه متفرعن واندوه سقط زندگی خاورمیانه ای برصحنه

یاداشتی بر اجرای نمایش ترانه ای برای تو
نوشته و کار امین ابراهیمی


اسماعیل فیروزی

این یک پرسش جدی است؟ از میان انگشت شمار پیامبران یک صدو بیست چهار هزارتایی که ما میشناسیم و از صدر و ذیلش پیداست از یک شجره بوده اند چگونه است ... دیدن ادامه ›› که همه برای یک منطقه مشخص یعنی خاورمیانه ماموریت داشته اند؟ یعنی قبایل بومی استرالیا و افریقای مرکزی و آمریکا مستحق هدایت نبوده اند ؟ چرا باید تا صد سال پیش آدم خواری یک ارزش معنوی در قلب آفریقا باشد ؟
اصلا به ما چه ؟ چرا وارد مقولات نامربوط شویم؟ درباره نمایش حرف بزنیم بهتر است .
بعد از دیدن نمایش ترانه ای برای تو آنچه که ذهن مرا بیش از هر چیز به خودش مشغول کرد ، این است که امین ابراهیمی یک غده سرطانی در خاورمیانه است که هذیان هایش می تواند تمام رویاهای متبرک قدیس های منطقه بین النهرین را تبدیل به کابوس های متفرعن فراعنه ای کند که از خدا فرمان دارند برای نجات بشر از طریق نابود کردن او.
به باور من داشتن یک باور و توانایی تجسم آن باور بر صحنه مهمترین اتفاقی است که روی صحنه می تواند منجر به حادثه ی بزرگی به نام (نمایش)شود.
بنابراین داشتن یک اندیشه باور پذیر و تحلیل این باور یک رکن نقد اثر هنری و تجزیه عوامل بکار گرفته برای بیان رکن دوم نقد هنری است و با این تعریف باید گفت :
ترانه ای برای تو در بسیاری از لحظه هایش باشهامت موضوعی را به نقد می کشاند که می تواند نتیجه اش باوری جدید در مخاطب باشد و یا حداقلش این است که با برجسته نمایی زخمی ترین نمای ایمان مردمان خاور میانه
غیبت واقعیت والاتری به نام زندگی و عشق را در کاممان به تلخی زیتون بنشاند.
امین ابراهیمی موفق است چون تلاش دارد کشف خود از واقعیتی ملموس را با جسارت و البته گاه هم با کنایه با مخاطب خود در میان بگذارد و این درست چیزی است که در هنر نمایش به آن نیاز داریم. نمایش امروز ما بیستر از آنکه چشم داشته باشد .فقط لمس میکند یعنی به دلیل ضعف نگارش و بینش نمایشنامه نویسان ما بدون تشخیص و داشتن نقطه دید شخصی و البته موثر تنها به واکنش های حسی نسبت به وقایع توجه داریم .

اما در بخش دوم یعنی توانایی بکار گیری عناصر اعم از بازی ، صحنه گردانی و عناصر صحنه برای انتقال متن کار امین ابراهیمی به قوت و قدرت نگارشش نیست.
اگر بازی و حرکت بازیگران را در جهت انتقال مفاهیم بر حسب اهمیت و تاکید موضوع ملاک موفقیت کارگردان بدانیم ، از این حیث اجرا و میزانسن ها متکی به شخص بازی اصلی و نوعی نقالی است که البته در معدود مواردی میزانسن های هوشمندانه نیز دیده می شود اما در مجموع شایدچون کارگردان خودش بازیگر اصلی است و توان مضاعفی را برای انتقال موضوع از طریق خود دارد به نظرکمتر توانسته از سایر بازیگران و بده بستان با آن ها بازی و حرکت های اثر گذاری را بگیرد. گاه در طول نمایش از خودم سوال می کردم بود و نبود این چند بازیگر دیگر و تکنیک ضعیف سایه آیا در اصل کار توفیری دارد یا نه ؟و به نتیجه ای هم نرسیدم . می دانید نمایش هر صورت بر صحنه حتما داستانی می طلبد هر چند کم هر چند بی مقدار!
گذشته از این ضعف ، موسیقی وطراحی لباس شایسته تقدیر بود و برخی تمهیدات در دکور که رنگ سرخ و سفید را دایم در تقابل هم می گذاشت دیدنی بود.
در آخر و در یک جمله بگویم: حالم را خوب کردی امین!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش ˝دو ژانری˝ و ˝دو زبانه˝ گیرا و نمایشی / نگاهی به نمایش ˝ترانه‌ای برای تو˝ امین ابراهیمی

حسن پارسایی

چگونه می‌توان موضوعات خاص و نامتعارف را در قالب ساختاری منسجم و هماهنگ به پردازش درآورد؟ این پرسشی اساسی و بنیادین به شمار می‌رود و هرگز نباید بدون یافتن پاسخ درستی برای آن سراغ شکل‌دهی به یک متن یا نمایش رفت، وگرنه در فرجام کار بخش‌هائی از موضوع ضایع یا نادیده گرفته می‌شود و یا اجرای نمایش به نسبت‌های معینی گنگ و ابهام‌آمیز از کار درمی‌آید.

در نمایش "ترانه‌ای برای تو" به نویسندگی و کارگردانی امین ابراهیمی به موضوع جنگ و عوارض آن توجه شده است و البته قبل از آن به بهانه "خواب ... دیدن ادامه ›› دیدن"، یک موقعیت جسورانه و همزمان هنرمندانه که شامل سؤال، گلایه نسبی و حتی شوخ طبعی با "خدا" است، شکل می‌گیرد که به خودی خود بسیار نامتعارف، کُنش‌زا، خاص و بدیع است. در این صحنه‌ها تا حدی تناقضات معینی علت بیان حرف‌ها، شوخی‌ها و گلایه‌ها قرار می‌گیرد. ضمنأ باید یادآور شد که اجرا از همان آغاز "دو زبانه" است؛ بخش‌هائی به زبان "کُردی" و قسمت‌هائی به زبان "فارسی" است. این نمایش به گونه‌ای "دو ژانری" هم پیش می‌رود که به طور همزمان "دو ساختاری" هم شده است؛ یعنی صحنه‌هائی از لحاظ اجرا و دیالوگ به ژانر "کمدی" منتسب می‌شوند و صحنه‌هائی هم به "درام"؛ این ضعف ساختاری ناشی از کم‌توجهی به همان پرسش اولیه‌ای است که به آن اشاره شد. ضمنا علت دوگانگی بیشتر ساختار این اجرا اساسأ به علت بی‌ربطی بخش‌های کمیک به بخش‌های "درام‌گونه" است. با وجود این، در ارزیابی و نقد نمایش "ترانه‌ای برای تو" باید گفت که از یک طراحی صحنه کارکردی، خاص و دراماتیک برخوردار است، که زمینه‌های لازم را برای مضامین متفاوت، متناقض و پارادوکسیکال صحنه‌های گوناگون کاملأ فراهم نموده است.

این نمایش از لحاظ انتخاب موضوع- به رغم دوگانگی‌های مورد نظر- مخصوصأ آنجا که به گفت‌وگوی پرسوناژ با خدا و حتی شوخ طبعی با او می‌پردازد، اجرائی خاص، بدیع، جسورانه و هنرمندانه است. البته بخش‌های دیگر که "درام گونه"‌اند، نیز خیلی خوب و مبتکرانه پردازش شده‌اند و واقعأ بر تماشاگران تأثیر می‌گذارند . دیالوگ‌های این قسمت‌ها حساب شده و از لحاظ کارکردی نمایشی‌اند: "من گم شده‌ام توی این همه جنازه، من توی خودم گم شده‌ام"، "دعا کردم برای خدا که به این آسمون برگرده"، " چرا همه خفه خون گرفته‌اند؟ چرا کسی هیچ کاری نمی‌کند؟"، "حداقل یه معجزه به من بده، مار ده متری، تیربار... و ..." ، گاهی دیالوگ‌ها هم به تناسب دوگانگی "ژانر" و "ساختار" دوگانه می‌شوند؛ در مواردی به حرف زدن عادی شباهت دارند: "هرکس برود جنگ با آمریکا، صد متر زمین در بهشت بهش می‌دم ... دویست متر ... پانصد متر ... و چهار تا حوری هم به او می‌دهم ." در جاهائی هم شکلی تمثیلی و استعاری پیدا می‌کنند: "فرمانده اشاره کرد و سربازان کبوتران را یک یک سر بریدند."

اجرای این نمایش طوری است که هرصحنه اغلب به طور ناگهانی تغییر می‌کند و البته درهمین مقاطع با تغییر"ژانر" هم همراه است. قصه‌گوئی‌ها و "حدیث نفس"ها گاهی هم به نیابت انسان‌های کشته شده در جنگ انجام می‌شود و کلأ همه چیز با "مضمون سازی" پیش می رود. تصاویر محدود "سایه‌ای" هم سهم انضمامی زیبائی در اجرا دارند. صحنه آغازین نمایش که در آن یک نفر درون کیسه‌ای "کفن مانند"، و عده‌ای بیرون از کفن به خود می‌پیچند، در نوع خود و با تجمیع تأویل‌های آن‌ها، یکی از دراماتیک‌ترین صحنه‌هاست که تاحدی بدیع هم جلوه می‌کند.

صحنه سفید اولیه نمایش "ترانه‌ای برای تو " به نویسندگی و کارگردانی امین ابراهیمی متناسب با مضامین بخش‌های "درام‌گونه"، به تدریج سرخ و خونین می‌شود و مضمون جنگ و شهادت بر بخش‌های کمیک برتری قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کند و برجسته‌تر می‌شود و در رابطه با همین موضوع هم به پایان می‌رسد.

نمایش" ترانه‌ای برای تو" از لحاظ متن به طورنسبی از نظر طراحی، کارگردانی، بازیگری، کاربری نور، لباس و موسیقی، اجرائی زیبا، تأثیرگذار و دراماتیک است و تا آخرین لحظه، به رغم برخی کاستی‌های نسبی‌اش، موفق می‌شود تماشاگران را با خود همراه کند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عرفان پهلوانی (عضو کانون ملی منتقدان تاتر ایران)

(امتیاز منتقد به نمایش****)



درآمد

نمایش "ترانه­ای برای تو" به نویسندگی و کارگردانی "امین ابراهیمی" از شهر زیبای کوهدشت، نمونه­ی بارز نمایشی بود که برآمده از تجربه­های ... دیدن ادامه ›› زیسته­ گروه اجرایی، سرشار از باور و انگیزه، از دل برمی­آمد و ناگزیر بر دل می­نشست. این چنین بود که پس از لحظه­های کمدی نمایش و در صحنه­ پایانی، نوای اندوهبار گریه­ بانویی از تماشاگران، دیگر تماشاگران را کم­وبیش متاثر ساخت..

بهره­گیری از کمدی در راستای تاثیرگزاری تراژیک

فردریش دورنمات می­گوید: "در سده­ بیستم آن چنان از هراس­های واقعی کرخت و بی­حس شده­ایم که تراژدی چندان اثری بر ما ندارد و فقط از راه برخورد با کمدی می­توان تراژدی را بازیافت." این گفته­ دورنمات را می­توان به روزگار اکنون ما، با گذشت پانزده سال و اندکی از سده­ بیستم، هم نسبت داد. "امین ابراهیمی" در نمایش "ترانه­ای برای تو" توانسته است با بهره­گیری هوشمندانه از لحظه­هایی کمیک، آن هم کمدی­ای شرافتمندانه و درست بر تاثیر تراژیک این نمایش بیافزاید. بازی هنرمندانه و به یادماندنی خودِ "امین ابراهیمی" در نقش اصلی این نمایش یکی از مهمترین ویژگی های نمایش است.

شوخی­ها و لحظه­های کمیک نمایش "ترانه­ای برای تو" شرافتمندانه و درست هستند. زیرا دربند و گرفتار آن چه شوربختانه امروزه در تئاتر ایران و به ویژه تهران رایج شده است، یعنی شوخی­های کلامی سبک، نمی­ماند. نمایش با گذر از این چنین شوخی­هایی مسایلی جدی و هستی­شناسانه را به چالش می­کشد و با قراردادهایی که در طول اثر با تماشاگر می­گذارد، با چنین چالش­هایی شوخی می­کند و لحظه­های کمدی ناب و به یادماندنی­ای را می­آفریند.

"ترانه­ای برا تو"، نمایشی است که به هر لحظه­ آن اندیشه شده است. هماهنگی میان ارکان اجرایی و همدلی میان گروه اجرایی بر زیبایی و تاثیرگزاری این نمایش افزوده است. مسوولیت و وظایف نویسندگی و کارگردانی، بر هنر بازیگری "امین ابراهیمی" تاثیری منفی ننهاده است. بلکه او توانسته با چیرگی و تسلط بر نقش، با تقسیم درست انرژی خود، تا واپسین لحظه­ اجرا تماشاگران را با خود همدل و همراه سازد. او زیرکانه، ماهرانه و همراه با ریزه­کاری­های هنرمندانه لحظه­های کمدی این نمایش را بازی می­کند و در لحظه­هایی با بار تراژیک نیز تماشاگران را متاثر می­سازد. "امین ابراهیمی" در مقام بازیگر توانسته به دور از هر گونه ادا و اطوار تصنعی و متظاهرانه و یا تقلیدهای کورکورانه، با بهره­گیری از توانش­ها و ویژگی­های خود به استایل شخصی خود برای ایفای نقش در این نمایش دست یابد. او به خوبی از چهره، اندام و گفتار خود بهره می­ستاند و خوشبختانه کمتر ما را به یاد نمونه­های آشنای پیشین می­اندازد. تمرکز او و پیوند سازمان یافته (ارتباط ارگانیک) اش با نقش، ستایش­برانگیز است.

"ترانه­ای برای تو" یک درام صاحب تز اجتماعی است. در این دسته از درام­ها، همچون درام­های فلسفی، اندیشه در بنیان اثر وجود دارد. اسن نوع درام ها و دارای ستیز میان دیدگاه­ها هستند. درام­های صاحب تز اجتماعی و از آن جمله نمایش "ترانه­ای برای تو"، مخاطب را تشویق به اندیشیدن می­کنند. اما نمی­گویند به چه بیاندیش! در واقع بنیان اندیشه را به مخاطب نمی­گویند. این گونه درام­ها راجع به مسایل هستی­شناسانه یا کاینات سخن می­گویند. راه حلی را به مخاطب پیشنهاد نمی­دهند و وجهه­ آموزشی هم ندارند. تفاوت درام­های صاحب تز اجتماعی با درام­های فلسفی در این است که درام­های صاحب تز اجتماعی، مانند "ترانه­ای برای تو"، چالش­های اجتماعی و روزمره را مطرح می­سازند و بیشتر پیرامون چالش­های میان زن و مرد هستند. این گونه آثار اندکی هم بذر اندیشه می­پاشند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالب و دارای عمقی بود. شیوه روایت داستان زیبا و قابل تامل هستش نه تنها تک گویی ها و بازی عالی امید ابراهیمی بلکه نوع فضاسازی و بازی بدون کلام بازیگرای دیگه ترانه ای برای تو رو به خوبی پیش میبره و مخاطب همراه با لذتی که از کلیت نمایش می بره به فکر فرو میره و لمس میکنه درد و رنج آدمی رو در مواجه با دنیا. استفاده به جا و خوبی از نور و موسیقی و سایه ها تو این کار وجود داره و امانات صحنه مثل بازیگرانی در روایت داستان نقش دارند...تبریک میگم به گروه اجرا کننده
Zyazya، شکوه حدادی و شهراشوب مفتاحی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی که از همون ابتدا متوجه تفاوتش با بقیه نمایش های روی صحنه میشید..با دست گذاشتن روی مباحث جهان شمولی مثل جنگ و گزینش زاویه ی دید متفاوت، آزادانه به بحث راجع به موضوع میپردازه...
با طنز حساب شده ای که داره مانع از خستگی مخاطب میشه و اونو طی اجرا با خودش همراه میکنه و با یه پایان بندی حساب شده تر مخاطبو شگفت زده میکنه...
و بازی عالی امین ابراهیمی و طراحی صحنه و میزانسن های اصولی و موسیقی عالی..
و با استقبالی که از اجراهای اول این نمایش شده دیگه احتیاجی به پیشنهادش نیست و هر کسی متوجه میشه که نباید چنین کاری رو از دست داد
Zyazya و شهراشوب مفتاحی این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امکان خرید این نمایش از امروز ( یک شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
حسام قاسمی و شهراشوب مفتاحی این را خواندند
setareajorlou، علی اسکاتی و سعید مؤذنی این را دوست دارند
کاری فوق العاده از اقای ابراهیمی رو دیدم که من رو شگفت زده کرد با بازی بی نظیر ایشون...
۱۵ خرداد ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید