تیوال نمایش تاریخ مختصر صلح
S3 : 22:21:30
این نمایش ترکیبی از ویدئو آرت، حرکت و روایت است.
خرید بلیت
۳۰,۰۰۰ تومان
٪۴۰ تخفیف
  ۳۱ شهریور تا ۰۳ آبان
  ۲۰:۳۰
  ۴۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: مجید نیرومند
: سینا ابوالحسنی

: مجید نیرومند
: مجید نیرومند
: عرفان یزدی
: امیر زمانی فرد
: نیما شکیبائی
: رضا پاشازاده
: راحله نیرومند
: مجید نیرومند
: خانه نمایش دا
عبدالرحمان، جوانی اهل خاورمیانه قصه ای را درخصوص تبعات ناشی از حمله آمریکا به عراق روایت می کند

گزارش تصویری تیوال از نمایش تاریخ مختصر صلح / عکاس:‌سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

میدان فاطمی، خیابان جهانمهر، کوچه۶/۱، پلاک ۶۶، خانه نمایش دا
تلفن:  ۸۸۰۱۶۰۷۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من از مدیوم تئاتر تجربه‌ای تعاملی میخواستم و مجید نیرومند در "تاریخ مختصر صلح" نه تنها خواسته مرا برآورده میکند بلکه چند لحظه خاص خلق می‌کند که مخصوص مدیوم تئاتر است.
قبل از شروع نمایش تا انتهای آن صحنه نقش زمین بازی را برای کارگردان و مخاطب ایفا میکند به عنوان مثال 'آبنبات چیست؟' اما این سوال زمانی جواب پیدا میکند که مخاطب از خالق اثر عقب افتاده است. این زمین بازی نشان می‌دهد که سرمایه داری جنگ را هم به بازی تبدیل کرده یا حتی بخشی از سرگرمی جمعی جهان شده است. پسر جوان و جلادش نقش برده و ارباب را در این زمین بازی ایفا می‌کنند.
پسری خاورمیانه ای روان خود را در اثر جنگ از دست می دهد و ما شاهد آخرالزمان ذهنیش هستیم که به عینیت رسیده است. اجزای صحنه به این استعاره کمک میکنند بخصوص که بازی بازیگران تعاملی آشکارا با مخاطب دارد و البته صدا ... دیدن ادامه » و ویدیوآرت های موجود در اثر نقش نخی را ایفا میکنند که ایده های اثر را به هم متصل میکنند.
کلمات من در توصیف "تاریخ مختصر صلح" کافی نیست، این اثر باید تجربه شود، تجربه ای به معنای "بودن" درون تاریخ نه چندان مختصر صلح.
امیر مسعود این را خواند
تماشاخانه دا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رسد اجرای این نمایش تمدید و خرید بلیت روزهای تازه به زودی اعلام خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
(تاریخ مختصر صلح) نگاهی است به مسئله جنگ از دو جنبه
یکی به عنوان یک محصول و دیگری به عنوان یک پدیده و تاثیر آن بر آدمهای درگیر جنگ، حال این آدمها میتوانند مردم عادی جامعه و یا خانواده سربازان جنگ و یا خود سربازان،جانبازان و جانباختگان که همه ی آنها اسیر جنگ و مصائب آن میسوزند و بی آنکه بدانند ابزار چرخاننده ها هستند.
چرخاننده ها ی شلاق به دستی که تمام لیدرها و حکام دنیا را شامل میشوند که اینجا اشاره به امریکا دارد که توسط با شکوه جلوه دادن جنگ و یک تصویر قهرمان پرور و تخیلی هالیوودی سودای نجات بشر در سر دارد واین محصول آنهاست،گریم کردن حقیقت،کشتی نجات بشری که دراصل قایقی سوراخ است.
ولی صدای سرباز ما بریده بریده به ما میرسد،قصه هایش ناتمام میماند،فریادش هم قطع میشود چون چرخاننده ها آنتن بدست دارند و او را خفه میکنند،و دردش میان خمپاره ها هزار تکه میشود.
و حال هم فقط به یک دلیل صدای سرباز را میشنویم و چند خطی میتواند به کلام درآید
چون او مرده است.
قصه هایی که خاک خوردن و چندگاه یک بار با نمایش استخوانها خاکروبی میشوند.
ولی برای یک مادر .یک پدر.یک برادر و یک خواهر هزاربار از نو درد میکشند،و از همه ی دردها بدتر درد انتظار است.
جنگ آن چیزی نیست که میبینیم و صلح آن چیزی است که دوست داریم باور کنیم.
و باز انتظار ....انتظار برای تغییر
انتظار سرباز برای اتمام جنگ..
انتظار مادر برای بازگشت پسرش..
ومنتظرانی که حتی نمیدانند منتظر چی هستند...
به امید یه پایان خوش مثل فیلمها که برایمان بسازند..
همش منتظر که روز بهتر را بهمون بدن از خلق و خدا میخواهیم بهترین را
پس ... دیدن ادامه » کی در انتظار اتفاقی از خودمان هستیم؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشته ای به بهانه ی تماشای نمایش تاریخ مختصر صلح ، نوشته و کارگردانی مجید نیرومند. l آرش میرطالبی
نمایشی به ظاهر کوچک در تماشاخانه ی دا" اما این نمایش جهانی بسیار بزرگ دارد. جهانی به بزرگی تاریخ نگارش شده و نشده ی بشر، چرا که اگر روزی بشر ، جنگ را در جغرافیای خود، مرز خود، با پیشرفتهایی که در علم و ابزار جنگ خود نموده بود، با ایدئولوژی که در مرز خودش جنگ را برایش تعریف می کرد و با نگاه عشیره ای خود (در برابر دیگری) می فهمید ، به برکت وجود نگاههای رادیکال، امروزه با سویه ها و مفاهیم دیگر می فهمد. سویه ها و مفاهیمی که ثابت می کنند دشمن (در هر نقطه از کره ی زمین) در طرف دیگر میز نشسته است و نوشیدنی می نوشد.
برای این نگاه رادیکال دیگر تنها خون در برابر خون، چشم در برابر چشم یا جان در برابر جان نیست، بلکه کارتل در برابر کارتل، منفعت در برابر منفعت ، پول در برابر پول و اکانت فضای مجازی در برابر اکانتی دیگر است.
در این سطح از مفهوم جنگ که با تلاشهای نقد رادیکال قابل فهم شد نهادهای قدرت در شهرهای مدرن، قطب های متعارض جدیدی ساختند و جنگ، دیگر جنگ بدن ها در برابر بدن ها و شرکت ها در برابر شرکت ها (به صورت منطقه ای و فرامنطقه ای) است برای تخریب رقیب و به دست آوردن بازار، سود و ارزش های اضافه ی بیشتر . ارزشهای اضافه ای که نهادهای قدرت و سرمایه (پس از خلق و مدون کردن برخی از آن ها به عنوان قانون) از کار شهروندان دریافت می کنند و این ارزش ها همانند قطرات خونی است که از قربانیان باستان ریخته می شد..........
فارغ از داشتن نگاه ایدئولوژیک و فارغ از این فرض (که تاریخ از داستان هابیل و قابیل شروع شده یا نشده است) با این پیش فرض (که اولین جنگها یا مبارزه های بشر جنگهای تن به تن برای بقا بوده است) واژه ی "تاریخ جنگ" آن قدر بدیهی می نماید که می توان کلمه ی جنگ را حذف به هر قرینه ای نمود و در مقابل چیزی باقی نمی ماند جز تاریخی بسیار بسیار و بسیار مختصر از صلح که شاید به دلیل این حد از کوچکی ، منطقا باید بپذیریم که وجود خارجی ندارد . نویسنده ی این نمایش از همین جا آغاز می کند و باید از چیزی بگوید که گویا وجود ندارد!
از "تاریخ مختصر صلح"
هنر نمایش از همان ابتدا (پیشاتاریخ) در زمانی که هنوز آیین بود و قدسی و سپس، از زمانی که به صورت درام و تراژدی پس از پیدایش خط و زبان و نوشتن به صورت تئاتر اعلام وجود کرد (در دوران تاریخی) طرح و توطئه (که مشترک جنگ است) را یکی از اصول اساسی خود قرار داد. به مرور زمان و پس از بررسی عکس العمل های مخاطب (به شکل کاتارسیس یا هر سیس دیگر) طرح و توطئه به قانونی کلاسیک بدل شد و در آینده ، تئاتر در زمره ی هنرهای اثرگذار و دغدغه مندی قرار گرفت که آبرو دار است.
شاهد این گفته آثار ارزشمند کلاسیک و برخی آثار معاصر مهم هنرهای نمایشی مانند آثار اشیل ، سوفوکل و ... شکسپیر و ... و از معاصرین میلر، پینتر، بکت و ... است که هنوز می توان از اکثر تئاترهای ناضرورتمند و خنثای امروز به آن ها پناه برد. نوابغی که اگر در لایه ی رویی آثارشان جنگ نبود ، اما به معنای مدرن کلمه جنگ را فهمیده بودند.
بنابراین به اعتقاد نگارنده با اثری مواجه هستیم که در مرحله ی اول، ارزش آن به دلیل انتخاب مضمونی به نام جنگ است اما نه با رویکرد ساده انگارانه ی این روزها که "صلح بهتر از جنگ است"
جمله ای بدیهی که کارکرد آن تنها داشتن کانسپتی قدرتمند برای کمپین های تبلیغاتی است به جهت سودآوری راه اندازان جنگ یا لایه های دوم و سوم و (ان ام) آن ها در معاملات اسلحه و منابع انرژی ، داخل مرزهای سرمایه .
اگر بپذیریم جهان را امری کلی به نام سرمایه فراگرفته است بنابراین چیزی خارج از مرزهای سرمایه وجود ندارد و استراتژی جنگ اگر در غرب یا شرق تدوین شود ، محتمل، تاثیر آن بر روی من به مثابه انسان و انسان به مثابه سوژه ی مرتبط با تمام جهان، چه در خاورمیانه باشم ،یا خاور دور ، امریکای جنوبی و لاتین،یا افریقا و ... قابل رویت است یا به عبارت دیگر باید قابل رویت باشد.
بنابراین در یک تئاتر در سال ۹۸ در کشوری به نام ایران ، من (یا منِ نویسنده ی آن تئاتر) باید در اثر حضور داشته باشم.
این امر، نکته ای است که در اثر فوق کمی نامشخص است. به طور کلی سوژه (یک جوان عرب) است در فضایی سیال مابین مرگ و زندگی (چون تئاتر زنده است)، مابین عرب بودن یا گذر از مرزهای عرب بودن (با یک گذرنامه)
در نمایش فوق مسیری غیر خطی و سیال از روایت جوان عرب را در کنار مجموعه ای از ارجاعات بیرونی مانند در انتظار گودو ، ماروِل و قهرمانهایش ، داستان های بمب اتم (که درست هستند اما ناقص) مشاهده می کنیم که در تلاش برای مذمت جنگ از زاویه ای دیگر اند اما نمایش "تاریخ مختصر صلح" چند چیز از بیننده اش می خواهد:
اول این که رویکرد بدیهی درباره جنگ نداشته باشد، دوم این که ارجاعات بیرونی را (فارغ از این که آن ها را بداند یا نداند با تمام پیچیدگیهای موجود) به قصه ی جوان عرب متصل کند. بعد این که از مخاطب می خواهد بدون حضور سوژه ی نگارنده در جغرافیای اثر به نمایش متصل شود.
(البته ... دیدن ادامه » جغرافیا به معنای مرزهای یک کشور، چراکه بهتر است راجع به خودمان حرف بزنیم)
به نظر می آید خواسته های نمایش "تاریخ مختصر صلح" از تماشاگر کمی زیاد است . اما می توان فهمید که ذهن جستجوگر نویسنده و کارگردان اثر، لبریز از کشف نقاط تلاقی بسیار زیاد و درست ، در روایت ها و خواستگاههای جنگ است که این انتظار را از بیننده دارد و شاید محدودیت های موجود در اجرای یک نمایش در کشوری به نام ایران در خاورمیانه دلیل این چرخش آگاهانه باشد. هر چه باشد منِ بیننده باید لایه های پنهان جنگ های امریکایی و تلاقی آن با قصه های مارول (یا نسلی که با تاثیر مثبت یا منفی از این قصه ها وارد میدان نبرد می شوند) را کمی درک کنم.
شاید این نگاه کمی سخت گیرانه باشد .
نکته آخر : چیزی که در این نمایش قابل تحسین است نگاه انضمامی نویسنده و کارگردان به این واژه ی پرکاربرد یعنی جنگ است. نگاهی که دیدگاه تماشاگر به جنگ را به جمله ی زیر تقلیل نمی دهد که " اگر جنگ، جنگ است برای همه جنگ است"
بله درست است جنگ برای هر فرد ، اجتماع ، کشور و ... جنگ است اما حقیقت جنگ ها با یکدیگر متفاوتند و تعریف کردن داستان های مشابهی مانند بازگشت سربازان جنگ به خانه ، در ظاهر، اگر از زبان سرباز امریکایی روایت شود با سرباز عراقی و سوری و ... یکی است(چون همه قربانی جنگ اند) اما (اگر بدبینانه بنگریم) شاید و شاید کارکردش ، ایجاد یک سرگرمی با یک مفهوم انتزاعی از جنگ، برای پنهان نمودن حقیقت جنگهایی است که هر کدام از این سربازها در آن حضور داشته اند. البته برای دستیابی به حقیقت شاید لازم است بدبینانه بنگریم.

این نمایش را ببینیم.
علیرضا این را خواند
مریم اسدی و تماشاخانه دا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت اصلان ملک نگاه
یکی از مخاطبین امشب ما

سخن گفتن از مفاهیم اصلی نظیر عشق، سیاست، جنگ و... در هر قالبی بالاخص ادبیات و اجرا بسیار خطرناک است. خطرناک از این حیث که ارائه اثری در ارتباط با این مفاهیم در عمده ی اوقات می تواند محکوم به تکرار باشد و البته در عین حال نیز می تواند از دل همین مفاهیم پرتکرار اثری خلاق و جهان شمول به عرصه اجرا در آید. دومین خطری که مولف را در ارائه چنین مفاهیمی تهدید می کند بحث ایدئولوژی است. اینکه اثر بجای انکه بخواهد مفهومی مستقل را بیان کند به خدمت اندیشه ای سیاسی درآید. از همین رو خالق اثر برای اینکه بتواند از این اتهام مبرا باشد باید بطور مطلق خود را از دغدغه های عقیدتی و علقه های شخصی فارغ کند و به دنبال ارایه اثری انسانی باشد. منظور از انسان اینجا "جهان انسانیست" ، بدین معنی که اثر باید بدور از محدودیت های ... دیدن ادامه » جغرافیایی بتواند پیامی همگانی را ارائه کند. نیاز بود این توضیحات را ادا کنم تا برسم به این موضوع که بنظرم مولف در این اجرا سعی دارد پیام خود را فارغ از هر ایدئولوژی و عقیده ی فردی ادا کند.
هر چند که وفاداری به متن اصلی و شیوه ی اجرا تاحدودی این امکان را از او دریغ کرده است. در اثر "تاریخ مختصر صلح" مفهوم اصلی تقبیح جنگ است. از همین رو مخاطبی که بدنبال جلوه و رنگ و نور و نام وطمطراق و سرگرمیست برای این اجرا نمی تواند مخاطب خوبی باشد؛ اما بلعکس مخاطبی که تامل پذیر است می تواند تلنگری بجا و اجرایی کاربردی را تماشاگر باشد.
تاریخ مختصر صلح در واقع تاریخ مفصل جنگ است که با طعنه بیان شده است. طعنه ای به مثابه ی خنده های هیستریک شخصیت فرعی اجرا که در جای جای روایت ریسه می رود و تازیانه می زند‌. تاریخ مختصر صلح در واقع تاریخ مفصل جنگیست که از ازل بوده و گویی قرار است این خوی توحش آدمی، این حرص به قدرت و میل به نابودی تا ابدالدهر ادامه یابد و منحصر به خاورمیانه نیست.
مخلص کلام اینکه اگر به دیدن اجرا رفتید بدنبال مفهوم باشید و از روایت لذت ببرید تا بلکم در انتهای اجرا بتوانید با روحیه ای صلح خواه، انچنان که مقصود مولف است با او همدل شوید
میترا این را خواند
تماشاخانه دا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ehsan karimi
چند جمله درباره نمایش تاریخ مختصر صلح :
نمایشی دارای ایده های ناب ، ایده های پر از درد و حرف . نمایشی خلاق که در نطفه خفه می شود. متن نمایش هم مانند خود اثر تا می آید شکل بگیرد خفه می شود تا می آید به سر پا شود زمین می خورد . و این اتفاق در تماشاگر نیز رخ می دهد تا می آید در کار جریان پیدا کند کارگردان او را از نمایش جدا می کند و وارد ایده بعدی اش می کند و حتی نقش بازیگر تا می آید زندگی کند تا می آید خودش باشد با شلاقی که به نظر من نماد کل تاریخ بشریت و دنیای سرمایه داریست خفه می شود و بر می گردد به دنیایی که سال هاست برای بشر توسط سرمایه داران ساخته شده است. دنیایی پر از درد و ترس . دنیایی که پول آن را می سازد .
نمایش اما یک نمایش است نه تئاتر . ایده ها تا می آیند شکل بگیرند در جایگاه نمایش باقی می مانند و نمایش را تبدیل به یک اثر دراماتیک نمی کنند.
با ... دیدن ادامه » دیدن پوستر کار متوجه این امر خطیر می شویم که حتی باید به صلح از ابتدا نگاه کنیم. کسی که جنگ را آفریده خود صلح را خلق می کند . نمایش با رویکردی که در اسم آن هم مشاهده می شود حتی در پوستر کار که صلح را به گونه ای مطرح کرده است که باید بر عکس خوانده شود. انگار باید همه چیز را از ابتدا خواند و بررسی کرد . انگار خود صلح هم باید به گونه ای دیگر دید . نمایش از جنگ حرف می زند .جنگی که یک پسر عرب درگیر آن شده و برای ما به عنوان مخاطب ایرانی امری تجربه شده است . ولی سوال این است من به عنوان یک ایرانی باید چگونه به صلح بنگرم ؟ باید چگونه به جنگ بنگرم. باید چگونه به پناهندگی بنگرم! باید چگونه به این اثر بنگرم.
من فکر می کنم هر کسی که سوالی درخود درباره جنگ و صلح و مخترعین این اثر انسانی ( جنگ ) هستند باید این نمایش را ببینند.
میترا این را خواند
تماشاخانه دا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به کارگردانی مجید نیرومند و با بازی سینا ابوالحسنی آغاز شد.
میترا و Mohammad Toranj simin این را خواندند
فرانک ایرانی این را دوست دارد
چند جمله درباره نمایش تاریخ مختصر صلح :
نمایشی دارای ایده های ناب ، ایده های پر از درد و حرف . نمایشی خلاق که در نطفه خفه می شود. متن نمایش هم مانند خود اثر تا می آید شکل بگیرد خفه می شود تا می آید به سر پا شود زمین می خورد . و این اتفاق در تماشاگر نیز رخ می ... دیدن ادامه » دهد تا می آید در کار جریان پیدا کند کارگردان او را از نمایش جدا می کند و وارد ایده بعدی اش می کند و حتی نقش بازیگر تا می آید زندگی کند تا می آید خودش باشد با شلاقی که به نظر من نماد کل تاریخ بشریت و دنیای سرمایه داریست خفه می شود و بر می گردد به دنیایی که سال هاست برای بشر توسط سرمایه داران ساخته شده است. دنیایی پر از درد و ترس . دنیایی که پول آن را می سازد .
نمایش اما یک نمایش است نه تئاتر . ایده ها تا می آیند شکل بگیرند در جایگاه نمایش باقی می مانند و نمایش را تبدیل به یک اثر دراماتیک نمی کنند.
با دیدن پوستر کار متوجه این امر خطیر می شویم که حتی باید به صلح از ابتدا نگاه کنیم. کسی که جنگ را آفریده خود صلح را خلق می کند . نمایش با رویکردی که در اسم آن هم مشاهده می شود حتی در پوستر کار که صلح را به گونه ای مطرح کرده است که باید بر عکس خوانده شود. انگار باید همه چیز را از ابتدا خواند و بررسی کرد . انگار خود صلح هم باید به گونه ای دیگر دید . نمایش از جنگ حرف می زند .جنگی که یک پسر عرب درگیر آن شده و برای ما به عنوان مخاطب ایرانی امری تجربه شده است . ولی سوال این است من به عنوان یک ایرانی باید چگونه به صلح بنگرم ؟ باید چگونه به جنگ بنگرم. باید چگونه به پناهندگی بنگرم! باید چگونه به این اثر بنگرم.
من فکر می کنم هر کسی که سوالی درخود درباره جنگ و صلح و مخترعین این اثر انسانی ( جنگ ) هستند باید این نمایش را ببینند.
۰۹ مهر
تئاتری که با دیدنش می فهمی خوشبختی واقعا یک چیز ثابتی نیست ک توی یک ثانیه ممکنه از رستگاری به تباهی برسی... مرسی از کارگردان و دید بسیار بازش... مرسی از بازی خوب
۱۳ مهر
بسیار تاثیر گذار... ایده ناب و نگاهی متفاوت... بازی فوق‌العاده و هنرمندانه... من واقعن لذت بردم
با آرزوی صلح و آرامش جهانی...
شاد و موفق باشید
۱۹ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید