تیوال نمایش ماه زدگان
S3 : 17:34:21
  ۲۳ خرداد تا ۲۴ تیر ۱۳۹۰
  ۱۸:۴۵
 بها: ۷,۰۰۰ تومان


:   علی دنیوی ساروی کارگردان:: بهنام تشکر - تینو صالحی و سام کبودوند طراح صحنه ::  آیدا یزدانی  
: اردلان منشی
: فاطمه فریدونی
: شیوا شاه سیاه
: لیلی صدیق
: پیمان شیخی

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
"وابستگی و محبت مانع پیشرفت است!"
وابستگی ها وام های کوتاه مدتی هستند با بهره های سنگین.
۲۶ شهریور ۱۳۹۰
بله.. ولی وابستگی آری ولی محبت خیر.. محبت را باید بی دریغ به همه نثار کرد اما نه برای آنها! برای خودمان!
۱۳ بهمن ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Theatereh kheili khoubi Boud,bazigarha ham Ali bounden.az hameh behtar ham namayeshnameh kar Boud ...
کیانا خانم اعتمادی بهتر نیست که به خط زیبای پارسی بنگارید؟
۱۳ شهریور ۱۳۹۰
البته ببخشید یه پیشنهاد بود
۱۳ شهریور ۱۳۹۰
خواهش می کنم.من خودم هم به همه حرف شما رو می زنم.مشکل از این تبلت بود که فارسی نداشت.
۱۳ شهریور ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دوست داشتم این کار رو فقط نسبت به نمایشنامش احساس خوبی ندارم. به نظرم خیلی قوی نبود اگر چه کارگردان و بازیگران اونقدر خوب بودن که ضعفش چندان توی چشم نزنه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم کار کردن همچین نمایش نامه ای برای کار اول یه کارگردان واقعا جسارت می خواد.
به بهرام تشکر واقعا افتخار می کنم.
...
شدیدا موسیقی آخرش رو دوست داشتم. اگه کسی اطلاعاتی از این آهنگ داره، خواهشا بگه و من رو از پریشونی در آره. خیلی می خوام داشته باشمش.
احسان طهماسبی و حمید نخعی این را خواندند
حمیدرضا آرش کیا و ریحانه ملکوتی این را دوست دارند
موسیقی انتهای کار: archive: collapse collide
۲۴ تیر ۱۳۹۰
البته بازیگر های توانمند هم بی تاثیر نبودند
۲۴ تیر ۱۳۹۰
از دنا طاهری، فرشید مجدآبادی و محسن اسدی بسیار بسیار سپاس گذارم... در حال حاضر دارم از این موسیقی (در حقیقت تئاتر) لذت می برم. ممنون.
و میلاد مجرد: بدون شک همین طوره. اصلن حرفی توش نیست.
حرف های بهرام تشکر: http://www.theater.ir/fa/basic/conversation.php?id=23868
۲۴ تیر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان کسی اطلاع داره اجرای ماه زدگان تا کی؟
تا آخر امروز یعنی جمعه 24 تیر اجرای آخر هستش
۲۴ تیر ۱۳۹۰
ممنون از شما
۲۴ تیر ۱۳۹۰
خواهش می کنم
۲۴ تیر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من 3 روز پیش این کارو دیدم..
بازی بهنام تشکر و سام کبودوند عالی بود،چون خیلی هماهنگ کار میکردند،اما در مورد "نقش" تینو صالحی باید بگم... نه ورودش به صحنه خوب بود و نه هماهنگیش با دو بازیگر دیگه.
به نظر من این نقشو هر کسی که بازی میکرد همین طور میشد چون ذاتا حرکات و رفتارهایی داشت که مخاطبو کسل میکرد و همچنین از بار معنایی کار کم میکرد، که البته من این ضعف ها رو بیشتر متوجه کارگردانی کار میدونم و گرنه در توانایی تینو صالحی شکی ندارم!!
ولی در کل این نمایش ارزش دیدنو داشت.
به نظر من هم اشکال کار گردانی است که این موضوع در بازی اغراق امیز بهنام تشکر هم دیده میشود.
۲۵ تیر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار از نظر من عالی بود به معنای واقعی حتی ارزش دوبار دیدنم داشت
فقط یک عیب بزرگ بهنام تشکر داشت که صداش با این که بسیار زیباست ولی اصلا بلند نیست و به ردیف های آخر نمی رسید و ما بعضی جاها نشنیدیم چی گفت
اشکال تلفظی و بیانی نیز هم.
۲۵ تیر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با اجازه من دوتا می نویسم

1)چیزای همیشگی آدمُ خسته میکنه باید با چیزای عجیب بری سراغشون!

2)زندگی اینِ , یعنی مرگ

اونم تازه وقتی که فکر میکنی شروع شده
محمد مهدی ندّاف و علی فرح راد این را خواندند
محمد عمروآبادی، زهرا. ک.ف و مریم قجر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از یازی سام کبودوند لذت بردم حتی جاهایی که دیالوگ نداشت و توجهی بهش نبود عالی خودشو نشون داد،همین
مرتضی رجبی و حمید نخعی این را دوست دارند
بازی سام کبودوند به مراتب از دو بازیگر دیگر ( حتی با وجود تجربه بیشتر بهنام تشکر )بهتر بود.
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متن، سوژه خوبی داشت با یک کارگردانی متوسط - ضعیف و بازی های معمولی البته به جز سام کبودوند که تمام تلاشش رو برای اجرای نقشش کرد.
بازی بهنام تشکر قبل از ورود تینو صالحی دارای حرکات اضافه ای بود و جوری حس میشد که آقای تشکر اصلا با نقشش ارتباط برقرار نکرده و برای بازیش مشکل داره.
به شدت با بعضی از بخش ها مشکل داشتم. اون قسمتی که تینو صالحی سعی میکنه ادای یکی از شخصیت های سیاسی رو در بیاره تا تماشاگر رو به خنده واداراه، فک میکنم ارزش تئاتر بیشتر از این حرفهاست که با استفاده از این ابزار سعی در جذب مخاطب داشته باشه.
و قسمت بعدی هم صحنه رقص بی جاست. که سام کبودوند با اون حرکات رقص پاش موجب خنده تماشاچی ها میشه.
به نظر من استفاده از این موارده که بین یک تئاتر حرفه ای و یک تئاتر گیشه به شدت فاصله میندازه.

توی کارهایی که به نوعی تو فضای رویا و واقعیت معلقند، ... دیدن ادامه » همیشه موسیقی تاثیر چشمگیری داره، کارگردان میتونست با استفاده صحیح از موسیقی مرتبط و همچنین افکت های نوری این فضا رو انسجام ببخشه.
قبل از خوابیدن سام کبودوند روی میز وسط انقدر فضا پر جنب و جوش هست که بعد از اون کارگردان برای پر کردن خلا سعی در استفاده از موسیقی رو داره. امیدوارم توی کارهای تئاتر موسیقی فقط منوط به اول و آخر نمایش نشه.
نورپردازی سعی داشت با ایجاد روزنه نور از پشت در وسط در ابتدا و نور قرمز در اواسط اجرا، نور صحنه رو از یکنواختی نجات بده که به نظر من موفق نشد.
و در آخر به نظر من جای خالی یک پنجره در دکور که از داخل قاب اون ماه معلوم باشه، حس میشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو رو به خدا یه فکری به حال تهویه سالن های تئاتر شهر بکنید. من از مسئولان خواهش میکنم به فکر تماشاگرای بیچاره نیستن حداقل به فکر بازیگرا باشن که اون وسط با اون همه جنب و جوش خیس عرق میشن.
با توجه به نظرات دوستان ، شاید این اجرایی که من امروز دیدم با روز های قبلی خیلی متفاوت بوده ، منظورم اینه که شاید بهتر شده ، نمیدونم ،

ولی این اجرایی که من امروز دیدم فوق العاده بود ، حتی نمیتونم بگم کدوم یکی ازین سه بازیگر بهتر نقشش رو اجرا کرد .
فراز و فرود های بجا و درست " بهنام" ، بازی ترس و دلهر ه ی" سام" و بیان قوی و بدون اشکال" تینو" ، تحسین بر انگیز بود.

اینکه بعضی ها گفتین کار پر دیالوگ و شلوغه و گاهی دیالوگ ها تداخل داشت ، به نظرم به زیبایی کار اضافه کرده ، اصلا بعضی جاها قرار بوده قبل از اتمام متن یکی از پرسوناژ ها، اون یکی جلوتر حدس بزنه چی میخواد بگه و از قبل جواب رو براش آماده کرده ، تو زندگی عادیم زیاد پیش میاد.

ما عادت کردیم همه چیز رو راحت بفهمیم و اگه یه کم سخت شد روش زوم نکنیم ، کار گردانی فوق العاده ی کار مجبورت میکنه که دوست داشته ... دیدن ادامه » باشی حتی دو یا سه بار کار رو ببینی ،

قرار نیست با یه نگاه همه چیز دیده بشه ، اصلا شاید واسه همینه که یه نمایش چند ده بار ، بصورت روزانه اجرا میشه ، میتونی یه بار بری و از بازی ها و کار گردانی و ... لذت ببری و یه بارم بری فقط واسه اینکه بفهمی چی میگه ، واسه اینکه دیالوگ هارو بشنوی ، بازم تو دنیای هنر نمونه هاش زیاده ( مثلا وقتی به یه نقاشی - خط حرفه ای و پیچیده نگاه میکنی ، زمان میبره تا همه شو بفهمی ، شایدم اصلا نتونی 100 درصد متوجه شی ! ، یا یه فیلم نمادین ، فیلم های خیلی خوب سینما رو چندین بار میذارید و تماشا میکنید؟ ) موضوع اینجاست که در تئاتر ، کلید pause و برگشت وجود نداره ، و این باعث میشه موقع دیدن یه کار پر انرژی و اکتیو تمام سلول های مغزت به کار بیفته برای اینکه فقط بفهمی ،( مثل "مانیفست چو " )،( بر عکس نمایش هایی مثل " گلن گری گلن رایس " و میخواهم میوسوو... " که اغلب کلاسیک هم هستند نیازی به بیشتر از یکبار دیده شدن ندارن ، ) موقع تماشای نمایش های پر تحرک هم باید خوب بشنوی ، هم باید خوب ببینی و هم باید خوب لذت ببری ، در ضمن حواست به همه جای صحنه باشه ، نور و صدام که جای خود .
( یه مثال : هر کسی که در صورت نیاز بخواد قلبش رو جراحی کنه ، نیازی نیست که یه بیمار حرفه ای باشه و در مورد پزشکی چیزی بدونه ، همین که پزشکش یه جراح حرفه ای باشه کافیه ، تمامی علوم و فنون دیگه ام همینطوره ، اما در " هنر " هم خالق اثر باید حرفه ای باشه و هم مخاطب اثر هنری ، یعنی همون تماشاگر، )
به هر حال این نظر منه ممکنه درست نباشه ولی همینطور که گفتم قرار نیست همیشه هم اینطوری به تماشا بریم ، بعد از یه مدت تمرین ،( خودم در حال تمرینم !) شاید همون یکبار دیدن هم کافی باشه ، مهم اینه که تموم سلول های مغزمون هم خط بشن و از کسالت در بیان ، در نهایت نتیجه اینکه تماشاگر هم باید خودش رو مثل عوامل اجرا ، ارتقا بده و یه تماشاگر حرفه ای بشه ، اینم از عجایب دنیای هنره !.
نظرتان کاملا درست است . این موضوع بخصوص در مورد دیالوگ و متن نمایش صادقتر میشه ولی به شرطی که بازی های نسبتا خوب مخاطب را به دیدن چند باره اش نیز ترغیب کند. تئاتر های زیادی را میتوانم مثال بزنم که در این سالها ارزش و لزوم چند باره دیدنشان ( به مصداق همین ... دیدن ادامه » نظر شما ) وجود داشته ( از هر دو طیف نمایشهای کلاسیک .مانند ملودی شهر بارانی از رادی/مرزبان تا نمایشهای غیر کلاسیک )بشرط انکه بازی های جائی برای این بگذارد. چیزی که بنظر من در این اجرا باعثش نگردید.
۱۶ مرداد ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی های خوبی در این کار دیدم، خصوصا سام کبودوند که بازی روان ودلنشینی را به نمایش گذاشت . اما به نظرم انسجام لازم در روایت داستان وجود نداشت و همین امر لذت تماشا ی نمایش را از بین برده یود .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیروز این کار رو دیدم.به نظرم به طور کلی میشه گفت کار خوبی بود.فقط اون بخشی رو که دو نفر به طور هم زمان حرف میزدند و یا زمانی که افکتهای صوتی مثل موسیقی پخش میشد حرفها کمی نا مفهوم و غیر قابل فهم میشدند.من کارهای آقای تشکر رو تا به حال ندیده بودم ولی وقتی کار رو دیدم تازه به توانایی های بالاشون توی کار تئاتر پی بردم.این نمایش رو دوست داشتم و دوست دارم که اگه بشه حتی یک بار دیگه کار رو ببینم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من امروز این تئاتر رو دیدم ، جدای از خود تئاتر وضعیت صندلی های سالن سایه واقعا بد بود یعنی در اکثر صحنه ها من به شخصه یک یا دو تا از بازیگر ها رو به دلیل قرار گرفتن در زاویه نفر جلویی از دست می دادم من حتی شاهد بودم برای آقایون که قد بلندتری هم دارند سخت بود ، در مورد خود تئاتر هم بازیها از نظر من خیلی خوب و تاثیر گذار بود ولی کار واقعا پر دیالوگ و شلوغ بود جوری که همش تو یه ریتم فریادی تماشاگر رو نگه می داره و اجازه فرودهای تفکر زا رو به تماشاگر نمیده .
من خیلی دوست داشتم فرصتی پیش بیاد و متن نمایش رو بخونم پشت برشور یک آدرس بلاگ زده شده بود که متاسفانه فاقد هیچ متن و گفتگویی هست .

در مجموع من این تئاتر رو دوست داشتم و بازی آقای تشکر و صالحی رو تحسین می کنم و دیدن این تئاتر رو به دوستانی که ندیدند توصیه می کنم .
سالن های تئاتر شهر فاقد استانداردهای مطلوب برای اجرا و تماشای نمایش است ، چون این سالن ها بخشی از مرکز موسیقی در طراحی معماری بوده اند که پس از ساخته شدنِ این مرکز و به دلیلِ عدمِ اجرای صحیح آکوستیک بودن سالن ها ،به مرکزِ نمایش های تئاتر تغییرِ کاربری ... دیدن ادامه » می دهد و این تغییرِ کاربری و رعایت نکردنِ استانداردهای سالن های نمایش باعث وجود چنین مشکلاتی می شود.
۱۷ تیر ۱۳۹۰
البته به نظرِ من بهترِ کارگردان و طراح صحنه این محدودیت هارو در نظر بگیرند و با توجه به شرایط موجود کار کنند تا تماشاچی در هنگامِ اجرای نمایش مجبور نباشه سرش رو بچرخونه و به راحتی از اجرا لذت ببره
۱۷ تیر ۱۳۹۰
تازه همین صندلیها را چند سالیست نصب کرده اند . قبلا روی سکو ها مینشستیم. در بهترین حالت روی تشکچه هائی که به تمکاشاچیان میدادند
فقط سالن اصلی صندلی داشت.
۱۷ تیر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما در خیالات و او هام زندگی میکنیم شاید همه خوابیم

شوخی میکنم جدی نگیر

فرار کن از جستجو

ما تنهاییم

سلام ، چرا یه مدتی ٍ برای تئاترها تخفیف باشگاه کم شده ، لطفا به این بخش توجه بدارید ... سپاس
محمد عمروآبادی و شبنم موتابی این را خواندند
eRfAn Yazdi و ریحانه ملکوتی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.میخواستم ژانر این نماشو بدونم

ممنون میشم اگه بگین
drama , mystery,thriller
۱۱ تیر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
یک سوال داشتم.اگه امروز بخوایم این تئاتر رو ببینیم چطور میشه مطمئن بود که بلیت هست؟؟هیچ راهی برای رزرو کردن نیست؟
باید برید توی قسمت خریداینترنتی بلیت گوشه ی سمت راست صفحه به نام کاربری رو وارد میکنید ودر اونجا لیست نمایشها با روزهای نمایشش واینکه ظرفیت داره یا نه همه رو نوشته بعد روز مورد نظر رو انتخاب میکنید ودر نهایت هم پولشو اینترنتی پرداخت میکنید

پایان

این ... دیدن ادامه » بود انشای من
۰۷ تیر ۱۳۹۰
تنها راش اینه که از گیشه تهیه کنین
۰۷ تیر ۱۳۹۰
بله
۰۷ تیر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی خوب با حرف های فلسفی و موضوعی خوب..
به همراه بازی خوب بازیگران از جمله بهنام تشکر مخصوصا در صحنه آخر می درخشد..
موسیقی وطراحی صحنه کار را دوست داشتم..
و یکی از مشکلات اساسی کار به نظر من رد و بدل شدن سریع دیالوگ ها بین بازیگران بود که فرصت فکر کردن را به تماشاگر نمی داد..
چندین صحنه رقص هم در نمایش است که اصلا صحنه ها را دوست نداشتم..
ممنون از دست اندر کاران این نمایش.
علی فرح راد این را خواند
حمیدرضا آرش کیا، مرتضی رجبی و ریحانه ملکوتی این را دوست دارند
ردیف اول موافقم. بازی بهنام تشکر ایراد داشت. بازی کبود وند خوب یا عالی بود.سرعت دیالوگ گوئی را موافقم ، سریع بود تماشاگر فکر میکند بازیگران ( عمدتا تشکر و صالحی ) برای جلوگیری از فراموشی دیالوگها ،انهارا سریع بیان مینمایند( مثل درس جواب دادن دوران مدرسه).صحنه ... دیدن ادامه » های رقص هم موافقم .موضوعیتش را درک نکردم.
نکته مثبتی در بروشور وجود داشت . در وانفسائی که بروشورهای ( تک برگی یا چند برگی )تئاترها ، فاقد هرگونه توضیحی ( دریغ از یک کلمه یا جمله ) در باره نمایش، نویسنده ، متن ،موضوع ...است( فقط اسامی همکاران تالارها بصورت ثابت (و لابد بر حسب اجبار ) در بروشور درج میگردد. در این بروشور یاد داشتی از کارگردان ثبت شده که قابل تقدیر است ( البته برای من که بروشور تمامی نمایش هائی را که دیدهام نگهداری و بایگانی مینمایم).
۰۷ تیر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید