تیوال نمایش ترن
S2 : 05:11:12
  ۲۹ آذر تا ۰۱ بهمن ۱۳۹۱
  ۱۹:۳۰
  ۲ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۱۲,۰۰۰ تومان


: حمیدرضا آذرنگ
: نیما دهقان
: وحید آقاپور، رضا بهرامی، حسین پاکدل، حامد پورزارع، جواد پولادی، امیر جعفری، امیر جنانی، سینا رازانی، ریما رامین فر، مجید رحمتی، علی سلیمانی ، مهراوه شریفی نیا، فرزین صابونی، سهیلا صالحی، مهدی صباغی، دایانا فتحی، الهام کردا، روح الله کمانی، علیرضا محمدی، میثم میرزایی، نازگل نادریان و سیروس همتی
: نورالدین حیدری ماهر
: رضا حیدری
: امیر اسمی
: محمد گودرزیانی
: احسان خبری
: آوا کیایی
: فهیمه پناه آذر
: زهره رحمانی
: هادی بادپا
: منوچهر شجاع
:   گلناز گلشن
: فرشاد فزونیاین نمایش درباره 8 سرباز گمنامی است که جز شهدای گمنام بوده و با یافتن پیکر آنان قرار است تا آن‌ها را دفن کنند که در این میان اتفاقاتی می‌افتد...

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
سلام
بچه ها میخواستم بدونم این کار (ترن) بعد از جشنواره دوباره اجرا داره یا نه ؟
کیانا اعتمادی و نیلوفر ثانی این را خواندند
سید محمد جواد ثامنیان این را دوست دارد
درود خیر آخرین اجرا سه شنبه 3 بهمن
۰۱ بهمن ۱۳۹۱
آخه چرا همش یه ماه بیشتر اجرا نداشت که!
معمولا نمایش هایی که با استقبال روبرو میشن تمدید میشن.(شکلک غصه)
۰۱ بهمن ۱۳۹۱
من هم کاملا موافقم انگار همه چیز دست به هم داده که این نمایش بیش از یک ماه اجرا نشود به هرحال امیدوارم در جشنواره هم بدرخشد به امیدموفقیت روز افزون عوامل اجرایی این نمایش
۰۴ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیشه که امیر جعفری باشه و ستاره صحنه کسی جز اون باشه... نمیشه

سحر دولتشاهی ... گیرا و باورپذیر... مثه همیشه

الهام کردا هم که عالی ترین بازیش بود بین بازی هایی که من ازش دیدم

علی سلیمانی در نقش دوم خوب بود

چشم های مهراوه معرکه بود

کاملا با نظر شما موافقه من هم ازهمه کارهای امیرجعفری وریما رامین فرخوشم میاد ومطمئنم که درهرکاری ستاره اند اگر ترن نمایش موفقی به خاطر فوق العاده بودن عوامل این نمایش وهمدلی بین آنهاست برای همه عوامل این نمایش آرزوی موفقیت وروزهای بهتر دارم وامیدوارم ... دیدن ادامه » درجشنواره هم بدرخشند واکثرجوایز را این نمایش بگیرد
۳۰ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- پاشو از اینجا
- نمی تونم مگه نمی بینی ؟ بیا منو بلند کن
- به من چه برو به همونایی که براشون جنگیدی بگو بیان بلندت کنن.
- بیا منو بذار رو ویلچر
- نمی تونم
-یه دقیقه بیا اینجا
- نمی خوام
- جان بچه ت یه لحظه بیا
- ... بله ؟
- بچه داری ؟
- اگه نداشتم که اگه جونشو قسم می خوردی نمیومدم
- دختره یا پسر ؟
- دختر
- چند سالشه ؟
- هفت سال
-آخـی، ... دیدن ادامه » اسمش چیه ؟
- زیبا
- ببین هر دو تا پای من فدای یه تار موی دخترت . ولی بدون اگه این جوونا نبودن و جونشونو نمی دادن الان اسم دخترت به جای زیبا جمیله بود و هممون داشتیم عربی حرف می زدیم . حالا منو بذار رو ویلچر
بازی امیر جعفری واقعا فوق العاده بود. لذت بردم.
۲۷ دی ۱۳۹۱
منم بازی جعفری رو بسیار دوست داشتم
۲۸ دی ۱۳۹۱
منم کاملا موافقم وبازی امیرجعفری رو بسیار زیاد دوست دارم امیدوارم درجشنواره امسال یکی از جوایز راببرد بهتر است گروه بازیگری ترن برنده جایزه ها شود
۳۰ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پسر پدرش را ندیده است. کودکی شهید شده ، حالا آمده پیش نویسنده تا همه زندگی خودش و مادرش را به او بدهد ، به شرط آنکه به او اجازه دهد چند سوال از پدرش بپرسد :(( شیر آب وقتی چکه میکنه ، چطوری درستش میکنن؟ وقتی رو تاب نشستی ، پدرتم نیست ، اونوقت باید به کی اعتماد کنی هلت بده؟ وقتی پدر نداری ، اونوقت مهمونت میاد خونتون ..بچه هم سن و سال تو هم دارن ..بعد تو دلت میخواد باهاش بازی کنی ، ولی همه میگن تو مرد خونه ای ، حتی مادرت ، باید چی کار کنی؟؟ خدا رحمتش کنه ، ولی تو هم باید زندگی کنی ، یعنی چی؟؟وقتی قدت میرسه به آیینه و یه عالمه سوال مردونه داری باید از کی بپرسی؟؟ وقتی مادرت حتی ارزاق روزانه شو که خرید زیر چادرش قایم میکنه مبادا بگن سهمیه باباشه ، باید چی کار کنی؟وقتی مادرت میشه خواهرت و دیگه حتی نمیذاری از خونه بره بیرون و هر چی بهش میگی مثل یه بچه میگه چشم ولی ... دیدن ادامه » تو میفهمی دلش داره میسوزه ..دل خودت هم داره آتیش میگیره ؟؟ چرا تنهام گذاشتی بابا؟ چرا رفتی...

(اپیزود حذف شده از نمایش ترن)

منبع مجله تجربه 18

پ.ن :گفتم شاید خیلی ها کنجکاو این اپیزود باشند :دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا انقدر ساعتش بده ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
manashomali khodabande این را خواند
کیانا اعتمادی، الهام حصاری و کیانا م این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش رو دیشب (24/10/1391) به همراه جمعی از دوستانم دیدم و میخوام بِگم که جدایِ از بحث های فنی و شیوه ی اجرا و متن و کارگردانی و این حرفا، این نمایش یه جورایی تأثیر گذار بود و عواطف آدم رو درگیر می کرد در یه سِری ابعاد و هم اشک و آه داشت و هم طنزِ تلخ و خنده.به طورِ کلی ولی نمایشِ معمولی و ساده ای بود و در واقع کارگردانیِ هوشمندانه ای که در واقع به متنِ ماجرا مربوط میشه، نداشت. نور و طراحی صحنه و همین طور موسیقی خوب بودَن و بازیگرهایِ نقشِ کارگر، بازیِ خیلی خوبی داشتَن.
همه بازیگرها وعموامل این نمایش عالی وفوق العاده اند امیدوارم بیشتر از قبل موفق وموفق تر شوند
۲۷ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کپی ضعیف از خنکای ختم خاطره. از نیما دهقان توقع بیشتری می رفت.
رعنا جمالی، نیلوفر ثانی و hoda sarraf این را خواندند
سید محمد عابدی نسب و ا. رفیع زاده این را دوست دارند
تئاتر بسیار زیبایی است امیدوارم به زودی تمدید شود ودرجشنواره هم بدرخشد
۲۵ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بچه ها من امشب این تئاتر رو دیدم ریما رامین فر حضور نداشت و سحر دولتشاهی به جاش بود. چرا؟؟؟؟
Masood، رعنا جمالی و hoda sarraf این را خواندند
manashomali khodabande این را دوست دارد
دلیلش رو که خانم محمدی گفت.
من اجرای ریما رامین فر رو دیدم. در اون اپیزود امیر جعفری و همسرش ریما رامین فر در نقش زن و شوهر وارد می شدند در حالیکه امیرجعفری روی ویلچر نقش جانبازی رو داشت که برادر همسرش هم یکی از شهدای گمنام بوده. بعد از اینکه از ویلچر خودشو ... دیدن ادامه » میندازه یه چند دقیقه ای از همسرش مدام درخواست میکنه که منو بلند کن بذار کنار این شهدای گمنام!و وقتی خانم رامین فر تلاش می کنه موفق نمیشه که مدام تکرار میشه: منو بلند کن بذار بالا!!! که با زور و تلاش زیادی خانوم ریما رامین فر این کارو انجام میده!! و نصف دیالوگا در مورد اینه که فرهاد با همسر برادرش از زندگی سختش میگه که چهارطبقه رو منو بغل میکنه و الان این بازوهاش (با اشاره به بازوهای همسرش) ورزشکار شده و اینها.
اینارو گفتم چون واسم جالبه که بدونم این بخش با حضور خانوم دولتشاهی به چه شکل تغییر کرده؟ آیا دیگه آقای جعفری روی اون سکوی نیم متری نمی ره؟
۲۱ دی ۱۳۹۱
ممنونم فرزانه و مسعود عزیز که جواب دادید.
مسعودجان، به همین شکل که تعریف کردی اجرا شد منتهی دو دفعه خانم سحر دولتشاهی سعی می کنه سرشونه بلوز امیر جعفری رو بکشه و در نهایت دستشو میذاره زیر بغل امیر جعفری و می کشدش بالا

۲۱ دی ۱۳۹۱
ممنون از اینکه این مطلب را عنوان کردید به امیدموفقیت گروه نمایشی ترن در جشنواره
۲۵ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این تاتر را من دیشب دیدم که لازم دانستم نظرات خودم را با دوستانم به اشتراک بگذارم
1- بازی ها : بازی ها عمدتا عالی بود غیر از سه نفر از شهیدان و مادر و خواهر های شهید پارت 1 که کاملا حس میکردی دارند بازی میکنند بقیه عالی بودند مخصوصا امیر جعفری که کل صحنه را به سلطه خودش در آورده بود
2- نمایشنامه : اگر چه کلیت اون راضی کننده بود ولی من به شخصه مشکلات زیادی با آن داشتم و منظر یک پایان دیگری از اون بودم . نمایشنامه در چند جا دچار گیج شدگی بود در یک جا میخواست به تماشاگر به درستی بفهماند که محل دفن پیکر شهید مهم نیست مهم راه و روش و فکر آنهاست اینکه در قله ای با هزینه های هنگفت مزاری درست کنیم ارزشی نداره ولی در جای دیگه که نویسنده برای یکی از شهید ها محل دفنش را توضیح میدهد به وجد میاید و مشتاقانه تقاضای دیدن آنجا را میکند و این طور القا میکند که محل دفن جسم ... دیدن ادامه » برای روح اهمیت زیادی دارد همچنین مرتب میخواهد بفهماند که کسانی که به هر علتی که بیشترین علت آن مفقود الاثر شدن است چون به خاک سپرده نشدند آرام نیستند ( پارت مربوط به آذربایجان که همدردی میکنند با شهیدانی که خاک نشدند ) من انتظار داشتم در پایانی این را ثابت کند که شهید نیازی به مزار و بارگاه ندارد و نیازی به فراموشدن یا نشدن ندارد چون او برای راهش شهید شد و راه و فکر او هست که باید فراموش نشود نه جسم و شخص او . یکی دیگر از موارد شخصیت حاج آقا بود که آخر معلوم نشد که این شخصیت سفید است ، سیاه است و یا خاکستری در جایی بیت المال هیچ ارزشی برایش ندارد و در جایی دیگر از انگشت قطع شده کارگر در حد آوردن هلکوپتر تلاش میکند یکی دو تا دیگه از شخصیت های داستان ها هم دچار این گیج شدگی ها بودند و ......
3-رشته کاری من طراحی روشنایی است . واقعا روی نورپردازی وطراحی نور کار شده بود . زاویه تابش نور ، ایجاد سایه ها روی دیوارها ، بازی با لوکس نوری و .... کار را جذایب تر و تاثیر گذار میکرد
4- موسیقی کار که یک نفر بود در هیبت یک ارکستر اگر چه بسیار خوب کار کرده بود ولی متاسفانه موسیقی زیاد به گوش میرسید و میتوان گفت بالای 80 درصد مواقع در حال شنیدن موسیقی بودیم و یک مورد دیگر هم موسیقی در اکثر مواقع بیشتر از خود صحنه جلوه میکرد و برای یک موسیقی این یک سم مهلک است ولی در کل به نظر من خیلی خوب کار کرده بود
خوشحال میشوم نظرات دوستان دیواریم را هم در این مورد داشته باشم
پاینده باشید و به امید دیدار
با بیشتر نظرات شما موافقم، مخصوصا قسمت اول، تفاوت بازی ها رو می شد در پارت مادر و پدر (سلیمانی) با زن و شوهر (جعفری) به وضوح دید
۲۰ دی ۱۳۹۱
من هم بانظرات شماکاملا موافقم
۲۱ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خواهش میکنم از یک منبع معتبر تمدید شدن یا نشدن نمایش رو پیگیری کنید....باورم نمیشه که حتی یه هفته هم نخوان تمدیدش کنن...
الهام حصاری و رعنا جمالی این را خواندند
manashomali khodabande این را دوست دارد
کاملا با شما موافقم کاش تا بعد از جشنواره ادامه پیدا می کرد واجرایش بیش از 23 بود
۱۶ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدونم چی بگم. نمی تونم انکار کنم که تو لحظات کوتاهی از نمایش لذت بردم اما در مجموع که نگاه می کنم جز یک سری منولوگ شعار گونه، بازیهایی که در خیلی موارد فقط به لطف فضاسازی موسیقی قابل تحمل به نظر میامد چیزی ندیدم. پرداختن بی مورد و خارج از موضوع به زلزله که نقطه ضعف بزرگ نمایشنامه بود. در آخر دوست دارم ضمن عرض خسته نباشید به عوامل این تیاتر بگم که نیاز نیست سعی کنیم به هر قیمتی کاری را اجرا کنیم.
کار خیلی فوق العاده ای است بازیها هم مطمئنا عالی بود اگرهم ضعفی است به خاطر تاخیر وناملایمات وسدهایی که برای این نمایش به وجود آوردند اجرای 23 آبان را 29 آذر آغاز کردند ممیزی ها و... با این شرایط خیلی جسارت می خواهد اجرای عمومی برخلاف نظر شما آقای عربی خیلیها ... دیدن ادامه » این کار را را تحسین کردند
۱۶ دی ۱۳۹۱
این نظر شخصی شماست درمورد برهان اغراق می کنید
۱۷ دی ۱۳۹۱
چرا وقتی 3 ماه شبانه روز زخمت می کشی و5 بار تاریخ اجرایش را عوض کردند وگرفتارممیزی ها وعدم حمایت وحذف 3 نفر ازبازیگران و...شد وتازه محدود هم به 23 اجرا تازه گروه اجرایی هم بدون حمایت مالی وحتی بحث وجدلی درباره دستمزد و... وفقط وفقط به خاطر اعتقاداتشان علیرغم ... دیدن ادامه » تمام مشکلات این کار را اجرا کرده اند وشایسته تقدیرند واگر اجرایش نمی کردند تلاش های چند ماهه آنها به هدر می رفت ومن هم همه را به دیدن این نمایش دعوت می کنم
۱۸ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچه فکر میکنم به نتیجه نمیرسم که ترن  تئاتر متوسط یا خوبى بود ، چرا که لحظه هاى  خوب و بد را در این تئاتر میتوان یافت .  به نظر من هیچ لزومى براى وجود شخصیت نویسنده وجود نداشت بجز آخر نمایش که اجبار به  نگفتن داستان یک شهید را بیان میکند . در سراسر نمایش لحظات کلیشه اى و شعار مستقیم وجود دارد در حالیکه نمایش به اندازه کافى گویا هست که لزومى به گفتمان مستقیم نباشد و تماشاگر مفهوم اصلى را دریافت کند . در اپیزود جانباز با بازى امیر جعفرى برخورد مرد در پاسخ به درخواست کمک جانباز بسیار اغراق آمیز و غیرقابل باور بود . تکلیف تماشاگر با شخصیت حاج آقا روشن نیست و او خاکسترى معرفى میشود. دیالوگهاى مهدى صباغى و وحید آقاپور در اپیزود رستوران زائد و ضعیفترین بخش نمایش است و اپیزودهاى شهید اول ( غلام رضا ) با بازى فوق العاده على سلیمانى و اپیزود الهام کردا و فرزین ... دیدن ادامه » صابونى بسیار تأثیرگذار بودند. 
در مجموع جزو کارهاى قابل قبول این روزها به شمار میرود که شما را راضى میکند ولى براى نیما دهقان نسبت به خاموشى دریا و خنکاى ختم خاطره پیشرفت محسوب نمیگردد. 
این نظر شخصی شماست
۱۶ دی ۱۳۹۱
ترن نمایش بسیارخوبی است همه عواملش عالی وفوق العاده اندوهیچ کس نباید جرات تحقیر وسرزنش این گروه را داشته باشد شما چه بخواهید وچه نخواهید این نمایش وبازیگرانش عالی هستند هرچند عوامل زیادی تمام تلاش خود را کردند این نمایش به نتیجه دلخواه خود نرسد ومدت ... دیدن ادامه » زمان کمی اجرا شود ولی با این حساب در همین مدت کم هم حسابی درخشید درپایان گروه نمایشی ترن:بازیگران-کارگردانش و...موفقیتتان روز افزون باد
۱۶ تیر ۱۳۹۲
امیرجعفری فوق العاده ترین بازیگر این نمایش است
۱۶ تیر ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازى ها عالى و حرفه اى بود. امیر جعفرى، علیرضا محمدى، سیروس همتى، سینا رازانى، فرزین صابونى ستاره هاى اجراى جمعه شب بودند. موسیقى فرشاد فزونى هم خیلى خوب بود.
همه عالیند مخصوصا این عزیزانی که شما نام بردهاید البته بقیه گروه هم خوبند مثل خانم رامین فر-کردا-دولت شاهی و...
۱۱ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خوبی نبود اما نمیشه گفت بد بود به نظر من کاریکاتور خنکای ختم خاطره که سال 88 اجرا رفتم نمی شد من توی اجرا عموم این کار رو سال 88 از دست دادم ولی وقتی فیلم این کار رو دیدم خیلی تحت تاثیر نویسندگی و کارگردانی و مخصوصا بازی ها شدم .
وقتی نمایش ترن رو دیدم از همون اول که اولین شهید رو شروع به نشان دادن خانواده اش کرد تا اخر قصه برایم معلوم بود که هر وقت به هرکدوم از شهدا میرسه باید گریه کنی و به بالای تپه میرسه باید بخندی که این برای من شخصا کسل اور بود . واین که در یک نمایش 2 ساعته بخوای به تمام ارکان هستی از جنگ گرفته تا زلزله و از پارتی بازی گرفته تا ... ( حالا مسائل افغانستان بماند که من رو به شدت ازار می داد ) بپردازی کار رو از فرم میندازه .
ولی بازهم بازی الهام کردا عالی بود .
چرا این کار را باخنکا مقایسه می کنید شما اگر شرایط سختی که این گروه از تمرین تا اجرا با آن سروکار داشت مثل ممیزی عدم حمایت واینکه کاری را بدون حمایت مالی اجرا کنی به خاطر دلت آن وقت این گروه فوق الهاده را تحسین می کنی وحمایت
۱۰ دی ۱۳۹۱
ریتم کار و اپیزودها کاملا مثل خنکا است .
۱۰ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی وقت ها یک چیزهایی هست مثل یک نمایشنامه ، مثل یک دیالوگ ، مثل یک بازی که تا وقتی از سالن بیرون می آیی و شب سرت را روی بالشت می گذاری درگیرت می کند و تو را پرت می کند میان تاریخ و آدم هایی که فراموش کرده ایم . . .

یکشنبه گذشته این نمایش رو دیدم و حالا فقط به این فکر می کنم که . . . اصلا نمی شود گفت . کاش واقعا می توانستم حس درونی ام را بازگو کنم .

فقط این نمایش را ببینید .

همین !
دعا کنید این کار تمدید شود
۱۸ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هوای وطن
هوای کسی که به بی هوای وطن
حتی هوا نمی خواهد

تمام آنچه ندارم . نهاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم . پیاده خواهم رفت

غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پیاده آمده بودم . پیاده خواهم رفت
بی نظیر بود !
چیدمانش آنقدر بی نظیر بود که با چشمانی پر اشک و اشکی بر صورت تا جایی بخندم که دلم درد بگیرد و در صدای خنده ام بغض ام شنیده شود !
آنقدر بازی ها پر حس بود که در آخر خودم برای خودم بیگانه شدم !
آن همه حرف و نمایشی با آن زمان که اصلا حس کش داده شدن و … که نکردم هیچ اگر بیش از آن هم بود شخصا بی اختیار پایش می نشستم و همچنان درگیرش بودم .

به واقع یک خسته نباشید به کل تیم بدهکارم
کاملا با شما موافقم برای این گروه دعا کنید که موفق شود ورکورد تماشاگر رابشکند
۱۰ دی ۱۳۹۱
به شوخی نوشتی یگه؟

۱۷ دی ۱۳۹۱
دعاکنید تمدید شود تا خیال مخالفان کاملا آسوده گردد
۱۸ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
---در نکوهش ترن---

امروز نمایش ترن نیما دهقان رو دیدم و با یه دلزدگی بزرگ اومدم توی دل این "مثلا نقد"
خوب نمایش دفاع مقدسی بود و این موضع که به خاطر زیاده روی حکومت و کلیشه ای شدنش، جایگاه حساس و ظریفی داره، خیلی نرم و آهسته و با احتیاط باید نزدیکش شد. اما این اتفاق توی نمایش ترن نمی افته، ساختار نمایش "خنکای ختم یک خاطره" که چند سال پیش در میان اشک و آه بیننده ها انزجار منو بر انگیخته بود، باز در این جا هم تکرار می شه.
نوشته سعی می کنه با تحریک شدید احساسات تماشاگر تاثیر گذار باشه و به قول خودش فاصله ی شهید با مردمانش رو کمتر کنه، اما به جز اثر لحظه ای که با جمع شدن اشک توی چشم بیننده پایان می گیره، این نمایش تاثیر مثبت یا منفی خودش رو تو پس زمینه ی ذهن بیننده ادامه میده؟ من بعید میدونم.
ترن موفق شده که اقبال عموم رو به دست بیاره، اینو از نظرات مردم توی ... دیدن ادامه » صفحه ی این تیاتر و صحبت های بینندگان بعد از خروج از سالن می شه فهمید، ولی دلیل این موفقیت چیه ؟ همون آفتی که فیلم "من مادر هستم" جیرانی دچارشه، این که بیننده ی عام از تحریک پذیری در برابر وضعی که نسبت بهش احساس دین می کنه لذت می بره، اما نویسنده و کارگردان محترم، چرا به خودش این حق رو میده که صرفا این احساسات رو برانگیخته کنه و خیال کنه که رسالتش رو انجام داده ؟
تفاوت هسته ی کار این هنر مند با یک مداح اهل بیت که به هرچه دست میرسه چنگ میزنه تا مخاطب به چنگ بیاد چیه؟
اگرواقعا به فکر تاثیر گذاری موندگار کارشه، نباید راه دیگه ای رو برای نشان دادن مظلومیت قشر مورد بحثش انتخاب کنه؟
این نمایش با خیل عظیمی از بازیگران نام آشنا توی سالن اصلی رو صحنه میره، کارگردان 130 دقیقه وقت بیننده ها رو می گیره و کار خواه نا خواه دچار سیستم تبلیغی حذف اپیزودهای خاص شده. متن با تیکه پرونی به عناصر حکومتی موضع سیاسی خودش رو مشخص می کنه که آقا ما از اوناش نیستیم، اومدیم شهید رو تکریم کنیم. ولی ایراد بزرگی به متن وارده که می خواد با همون ایدیولوژیِ اونوری تکریم شهید رو به خورد بیننده بده. نشان دادن شهدا در شمایل فرا انسان هایی که همه چیز رو برای دیگران می خواستند و "نگاه از بالا"یی که شهید به بیننده ها داره. یک سری اپیزود های بی ربط همگام با مد هم وارد متن میشه که میخواد ازشون استفاده کنه تا تکریم شهید رو همسو با ذهن تماشاگر ها کنه. تعاریفی از زلزله ی ورزقان که به شکل ناشیانه و جواد مخفیانه ای به قضیه ی شهدا وصله پینه میشه و خود نویسنده هم که توی نمایش حضور فیزیکی داره به این قضیه اذعان می کنه که می دونم بی ربطه ولی اینم مهمه!! ، بعد شهید میاد میگه که اشکالی نداره ما رو حذف کن ولی به یک زلزله زده هم که بیشتر وقت برسه ما راضی ایم، یه صحبت کودکستانی تمام، اهانت محض به شعور بیننده.

آقای دهقان و آذرنگ، شما که کار های ضد جنگی مثل دو لیتر*دو لیتر صلح و دو متر*دو متر جنگ رو داری ، شما که نجنگیدن رو در"خاموشی دریا" کارگردانی کردی، این نمایش نا امیدانه بود و من این همه فاصله رو درک نمی کنم.
ترن شما هنرمندانه نبود و من باز از این همه تحریک احساسات منزجر شدم، پرداختن به کشته شدگان جنگ ایران کاری بسیار نیکوست، ولی از شما خواهش می کنم کلیشه را بشکنید، حد اقل مثل اخراجی های یک باشید!
مقدس نمایی را به کناری هل بدید، دست از سر احساسات تماشاگر بد بخت بر دارید و تکریم رو آغاز کنید. چرا آسیب دیده های جنگ ایران را در شمایل نمایش دو متر*دو متر جنگِ شما نبینیم؟
دو متر در دو متر جنگ رو ندیدم اما کارگردان دو لیتر در دو لیتر صلح که نمایش بینظیری هم بود نیما دهقان نبود آذرنگ بود. ماجرای زلزله به نظر من اتفاقا خیلی جالب مرتبط شده بود و من خوشم اومد از این که نویسنده بلند بلند داشت فکر میکرد و همزمان ایده ی خودش رو رد ... دیدن ادامه » می کرد. منظورتون از جوادی ! و اهانت به شعور بیننده خیلی گنگه! من هنوز برام عجیبه که چرا کسی در نظر نمیگیره این نمایش کلی ازش حذف شده و احتمالا یا حتما! کلی چیز به زور بهش اضافه شده...
۰۷ دی ۱۳۹۱

دوست عزیز من رو ببخشید که شاید دارم این بحث رو کش میدم ولی واقعا برام جالب شده!من کانت رو میشناسم و با نطراتش کاملا آشنا هستم. اما همونجور که گفتین بحث سلیقه ایه و چه ایرادی داره که در یک نمایشی اولویت به احساسات داده بشه؟ این به نظرم درست نمیاد که اگر ... دیدن ادامه » خودمون آدم احساستی نیستیم یا دوست نداریم کسی احساساتمون رو تحریک کنه این باعث بشه که یک اثر نمایشی که تازه نسخه 30 صفحه حذف شده آن رو داریم میبینیم با یک فیلم عوامفریبانه مبتذل مثل اخراجیها مقایسه کنیم. به نطرم شما کمی شتابزده مطلبتون رو نوشتید. هر کس سلیقه ای داره سلیقه شما هم محترمه. اما به نطر من و شاید خیلی های دیگه نمایش دو لیتر در دو لیتر صلح تفکر برانگیز ترین و زیباترین نمایش چندین سال اخیر بوده و که حتی داره یه حرف فلسسفی جدید و عمیق رو مطرح میکنه . حالا باید ببینیم چه اتفاقی در جامعه میفته که یه نویسنده که در نوشته قبلیش اونطور مینیمالیست و مدرن با جنگ برخورد کرده حالا داره حرفشو فریاد میزنه. من عاشق نمایش پچ پچه ها شدم. نمایشنامه بینظیره و بعضی از بازی گر ها هم خوب هستن ولی مقایسه دو نمایش با هم کار درستی نیست. من نمیدونم چی شده که کارگردان ترن تصمیم گرفته در صورتی که سی صفحه از نمایشنامه ش حذف شده باز هم نمایش رو اجرا کنه. ولی نوشته شده که قصدشون زنده موندن جریان تئاتر بوده. من واقعا به عنوان یک تماشاگر در جایگاهی نیستم که بگم این تصمیم غلطه یا درست ولی اینکه بیاییمو انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بیرحمانه یه تئاتر مجروح رو نقد کنیم هم نمیتونه منصفانه باشه قطعا. همه حرف من اینه که هر اثری رو باید با خودش مقایسه کرد. ما باید به مسیری که هر اثری طی میکنه هم توجه کنیم.وگرنه فرقمون با تماشاگران عامی چیه؟
۱۸ دی ۱۳۹۱
کاملا با نظر خانم شریف موافقم واقعا خیلیها ناجوانمردانه ممغرضانه راجع به نمایش ترن حرف می زنند به امیدموفقیت بیشتر عوامل اجرایی ترن به خصوص گروه اجرایی فوق العاده اش
۱۸ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دوستان کسی نمیدونه این نمایش تمدید خواهد شد یا خیر؟
رعنا جمالی و hoda sarraf این را خواندند
manashomali khodabande این را دوست دارد
یعنی فکر کن که تمدید نشه..|:
صد درصد تمدید میشه.
۰۷ دی ۱۳۹۱
باید تمدیدشه چطور کار آقای آئیش کلی تکرارشد دعا کنید تمدید شه حالا مرزبان مدتی معطل شه مگه این گروه معطل نشد 53 تا اجراش شده 23تا بدون حمایت مالی دعا کنید تمدید شه
۱۱ دی ۱۳۹۱
آقای مرادی مطمئنی تمدید نمیشه آخه خیلی ناجوانمردیه که حالا که بعد ازمدتها معطلی اجرا شده سریع توی 23 اجرا تموم شه کاش تمدیدشه
۱۷ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من فوق العاده بود مخصوصا با در نظر گرفتن اینکه کلی از تئاتر حذف شده و تغییر کرده بود.
در مورد اضافه بودن شخصیت نویسنده با دوستان موافق نیستم چون اون کاملا داشت به چیزهایی اشاره می کرد که معلوم بود حذف شدن و اگر حضور نداشت نمایش سردرگم کننده تر میشد . مثلا این که بعد از اینکه یکی از شخصیت ها میخواست حرفی بزنه که انگار اجازه داده نشده بود و برای همین از صحنه بیرون رفت نویسنده گفت / همیشه یعنی چی شد مسئله نیست و بعضی وقت ها یعنی چی گفت هم سوال خوبیه/
البته من چیزی که از دیالوگ یادمه رو نوشتم.فکر میکنم آقای حسین پاکدل بهتر بود به جای این که حالت / راوی/ به خودشون بگیرن و ژست همیشگیشون رو در تلویزیون داشته باشن بیشتر سعی میکردن نقش یه /نویسنده/ واقعی رو / بازی/ کنن تا تماشاگر بیشتر به حرفایی که می زدن توجه کنه و رویهم رفته کشش بیشتری ایجاد کنن.
به ... دیدن ادامه » نظر من آثاریکه که به مشکلات روز جامعه ایرانی میپردازن خیلی قابل احترامن. چقدر حیف که کمتر نویسنده ای دیگه درباره این موضوعات نمایشنامه مینویسه و تئاتر ترن این مسئله رو در بالاترین حد خودش داره. در مقابل حالا اینکه دکور از یونولیت باشه یا آهن به نظرم خیلی فرقی نمیکنه. این که که چنین نمایشنامه ای با چنین موضوعی نوشته و کار میشه با وجود اینکه این طور هم مورد ضرب و جرح قرار گرفته قابل ستایش و تقدیره. البته به نظر من و کسی که همراهم تئاتر رو دید خود تئاتر هم فوق العاده زیبا و تاثیرگزار بود مخصوصا داستان ها و نقش آفرینی هنرمندانش. این رو هم بگم که ایکاش خود آزرنگ و هنگامه قاضیانی که در خنکای ختم خاطره بازی می کردند در ترن هم بازی میکردند.
من با نظر خانم شریف کاملا موافقم امیدوارم حسابی این کار موفق شود تا مخالفان لااقل به آرامش نسبی برسند
۱۷ دی ۱۳۹۱
خوشحالم که با من موافقین. اما هر کس با توجه به سطح سواد و تجربیات و احساسات خودش حق داره نظرشو بیان کنه. ممکنه هیچ کس هم پیچیدگی این داستان رو درک نکنه و 100 نفر هم بنویسند نمایش بدیه ولی باعث نمیشه که کسی که از این نمایش لذت برده دیگه لذت نبره یا نظرش تغییر ... دیدن ادامه » کنه.
۱۸ دی ۱۳۹۱
خانم شریف فکر کنم من منظورم را بد انتقال داده ام زمانی که تایید شد این نمایش از 29 مهر اجرایش آغاز می شود بعضی ازسایتها می گفتند چون مذاکرات کارگردان این نمایش قطع شد وبدون حمایت مالی اجرا را آغاز می کند وحتی خبر از انصراف ایشان از اجرا گفته شده بود واینکه ... دیدن ادامه » با این شرایط دراواسط کار ممکن است از اجرا منصرف شوند واینکه تا اینجا ادامه دادهاند یعنی پیش بینیهای آن مخالفان جواب نداده وحالا صد درصد یقین می کنند که گروه تا آخر به کارش ادامه می دهد
۲۰ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید