تیوال نمایش سالگشتگی
S3 : 08:18:27
  ۲۸ آبان تا ۲۰ دی ۱۳۹۲
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: امیررضا کوهستانی
: محمدحسن معجونی، مهین صدری، عبد آبست، بهدخت ولیان

: محمدرضا حسین زاده‬
: داوود صدری‬
: نگار نعمتی‬
: پویا پورامین‬
: مریم سپهری‬
: مانی لطفی زاده‬
: پدرام حربی‬
: مهدی شاه حسینی‬
: احسان گودرزی و حامد نجابت‬
: فستیوال لاباتی ژنو، فستیوال آکترآل مارسی و گروه تیاتر مهر‬
: پی یر رایس‬
‫سایت گروه: http://www.mehrtheatregroup.com
فروش اینترنتی:
www.theaterticket.ir

** خرید بسته مشترک تخفیف این نمایش با نمایش همطناب ** 

مشاهده نقشه گوگل از محل اجرا (تالار شمس)

مکان

اقدسیه (موحد دانش)، بعد از چهارراه آجودانیه، دومین کوچه سمت چپ، کوچه نیلوفر، پلاک ۳، سالن همایش دیپلماتیک اکو


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
امیر رضا کوهستانی از استثنا های تیاتر این روزهاست. کسی که حضورش و به صحنه بردن اجرایی از اویک اتفاق مهم محسوب می شود. اما آیا کوهستانی هم نزدیک به دوران رخوت هنریش شده..اتفاقی که برای هر هنرمندی ممکن هست در مرحله ای از عمر هنریش بیفتد.سالگشتگی اقتباس یا ادامه یا ارجاعی به تیاتر موفق رقص روی لیوانها بود که در سالهای اول دهه 80 اجراهای بسیار موفقی در داخل و خارج داشته است..از این دست آثار و بازگشت به گذشته در تاریخ هنر همواره توسط هنرمندان بزرگ دیده شده که به نظر من در همان دوران رخوت هنری و عدم وجود خلاقیت اتفاق افتاده و در برخی موارد آثار موفقی هم از آب در آمده است. اما سالگشتگی به نظرمن (که رقص روی لیوانها را ندیده است)به عنوان یک اثر مستقل موفق نبود. تیاتر با صحنه نشستن دو بازیگر روی صندلیهای جدا طوری که بهم نگاه نمی کنند و دیالوگ می گویند آغاز می ... دیدن ادامه » شود که در ابتدا نوع رفتار و دیالوگها برای بیننده ای که رقص روی لیوانها را ندیده است جذاب است ولی به مرور متوجه می شود که تقریبا قرار نیست تا آخر نمایش چیز زیادی بیشتر از این بشنود این دیالوگها بارها توسط دو بازیگر اصلی این تیاتر دو بازیگر اصلی رقص روی لیوانها و... تکرار می شود، جای بازیگران برای گفتن همین دیالوگها عوض می شود و شاید تنها در بیست درصد از زمان اجرا مکالمات دیگری می شنویم. نمی توانم کتمان کنم که مخاطب در لحظاتی از بازی بازیگران و حس تعلیق ایجاد شده از رفت و آمد بدون مرز بین حال و گذشته(رقص روی لیوانها) لذت می برد ولی نمی دانم چقدر دیدن سرنوشت دو شخصیت نمایشنامه ای که در گذشته ندیده اند می تواند جذاب باشد یا برای کسانی که ده سال پیش رقص روی لیوانها را دیده اند این اجرا جذابیتی جز برانگیختن حس نوستالژیک دارد یانه..علاقه و دغدغه کوهستانی برای نوشتن ادامه ای برای نمایشنامه موفق گذشته اش و دیدن تغییرات شخصیتهایش یا حتی خودش در گذر زمان قابل احترام است اما آیا اجرای نمایشنامه ای با مختصات ذکر شده احترام به مخاطب محسوب می شود؟ در آخر باید بگویم اگر اینجانب جزو عوامل اجرا بودم در آخر پوستر تبلیغاتی سالگشتگی این جمله را اضافه می کردم:
برای دیدن سالگشتگی دیدن رقص روی لیوانها الزامی نیست ولی اگر دیده باشید شاید از این تیاتر خوشتان بیاید.
دمت گرم. آفرین

حرف دل منو زدی دقیقن
۲۹ دی ۱۳۹۲
ممنون اقای حیدری گرامی..
۲۹ دی ۱۳۹۲
واقعا اینطوری فکر نمیکنم...از نظر من استقلال داشتن نسبت به هم...
من نمی فهمم که چطور این رو ادامه اون کار می دونید...اگه بیشتر توضیح بدید ممنون میشم!اینجا دو نفر بودن که زمانی همبازی و زمانی همسر بودند...اما حالا...قصه ای دیگر است...
۱۹ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
https://soundcloud.com/pannulus/timeloss2

همینطوری گذاشتم یه یادی از سالگشتگی کرده باشیم

موسیقی انتهایی کار
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاترگرایی: سالگشتگی
نگاهی به نمایش ”سالگشتگی” نوشته و کارگردانی ”امیررضا کوهستانی”

علی پورعیسی:
حسن می‌گوید: ”برگرد، نگام کن بفهمم صدام رو می‌شنوی، من خواب نیستم.“ و مهین پاسخ می‌دهد، ”تو داری دیوونه می‌شی.“ پرسشی که در سراسر نمایش مطرح می‌شود، این است که کجا واقعی و کجا غیرواقعی است.

در ابتدا و انتهای نمایش مونولوگ‌هایی است که می‌توان آن ها را به عنوان پرولوگ و اپیلوگ در نظر گرفت. در ابتدا به نظر می‌رسد آن مونولوگ از سوی کارگردانی که حسن و مهین را دعوت به دوبله کردن نمایشش کرده، ادا می‌شود، اما بعد متوجه می‌شویم که صدای حسن است. از همان جملات اول، دعوت به دنیای ذهنی و توهمی نمایش "سالگشتگی" صورت می‌گیرد. حسن در پایان پرولوگش می‌گوید: ”اگه چشام رو ببندم، باید تا چند بشمارم تا شیوا پاشایی زنده بشه؟“ سپس حسن دنیای ساختگی ذهنش را، از دوبله کردن نمایشی که قبلا آن را بازی کرده تصور می کند. در انتها او به این دنیای خیالی‌اش پایان می‌دهد و عملا می‌گوید، ”تا ده بشمر. بعد چشمات رو باز کن.“ چند لحظه قبل از پایان دادن به دنیای ذهنی‌اش، تلاش حسن برای یافتن واقعیت را می‌بینیم: ”چرا صدای این یارو که پشت شیشه‌اس با صدای من تو تلویزیون یکییه؟ چرا تو برنمی‌گردی منو نیگا کنی؟ (مکث.) برگرد، نگام کن بفهمم صدام رو می‌شنوی، من خواب نیستم.“ مهین در پاسخ به او می‌گوید که دارد دیوانه می‌شود و مریض است. روایت نمایش را این طور می‌توان در نظر گرفت که حسن، تخیل می‌کند و خود غرق در رویایش می‌شود تا جایی که خودش قدرت تشخیص رویا و واقعیت را از دست می‌دهد و سپس در انتها به دنیای واقعی بر می‌گردد. برای طرح سطوح مختلفی از واقعیت و خیال، به طرز هوشیارانه‌ای، نمایش به شکل تئاترگرایی (Theatricalism) ارائه شده است. منظورم از تئاترگرایی، که متاتئاتر نیز نامیده شده، آن دنیای نمایشی‌ای است که به طور خود‌آگاهانه از عناصر تئاتری مانند شخصیت، بازیگر، صحنه و ... در ساختارش استفاده می‌شود و دنیای نمایشش معمولا دنیا یا دنیاهای نمایشی را در درون خود دارد. برای درک و بررسی‌ این گونه نمایش‌ها، نظریات افلاطون کاربرد و اهمیت بیشتری دارد تا نظریات ارسطو، زیرا پرسش اصلی، واقعیت افلاطونی را به نوعی مطرح می‌کند و بیشتر این آثار مانند "سالگشتگی" غیردراماتیک اند و همچنین پلات ندارند یا پلاتی بسیار مختصر دارند. این شکل از نمایش قدمت طولانی ای دارد و در طول تاریخ به دلایل مختلفی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. مفهوم ”همه دنیا به مثابه صحنه تئاتر و نمایش جهان“ (Theatrum Mundi)، که در فلسفه رواقیون و مباحث مذهبی قرون وسطی می‌توان ردش را گرفت، در دوران الیزابت و جکوبین به ویژه با نمایشنامه‌های تئاترگرای شکسپیر، توماس کید و فرانسیس بیمنت از تراژدی انتقامی تا کمدی رمانتیک و تا برلسک و هجو مطرح شد. "هملت"، "طوفان" و "رویای نیمه شب تابستان" نوشته شکسپیر و "تراژدی اسپانیایی" نوشته کید و "شوالیه هاون سوزان" نوشته بومونت مثال‌های مهم تئاترگرایی کلاسیک اند. در عصر طلایی اسپانیایی، تئاترگرایی بیانی مذهبی و فیلسوفانه پیدا می‌کند که در نمایشنامه‌های لوپه د وگا مخصوصا در نمایشنامه "بازیگری باورکردن است" و همچنین نمایشنامه‌های کالدرون مخصوصا با "زندگی یک رویاست" می‌توان به خوبی مشاهده کرد. چنین ژانری را در قرن هجدهم در نمایشنامه‌های هنری فیلدینگ و لودویگ تیک می‌توان دید. در قرن نوزدهم تاثیر رویا و خواب کالدرونی را در نمایشنامه‌های هاینریش فون کلایست مخصوصا در "شاهزاده هامبورگ"، که نمایشنامه‌هایی از مکتب رمانتیسیسم اند، قابل ردیابی است. در قرن بیستم پس از الکساندر بلاک (نمایش عروسکی)، آگوست استریندبرگ (یک نمایش رویا)، نیکولای اورینوف (تمرین نمایش) و لوئیجی پیراندلو (شش شخصیت به دنبال نویسنده)، تئاترگرایی به زبان غالب تئاتر مدرن تبدیل شد؛ در دوران مدرن، زبان غامض تئاترگرایی تبدیل به راهی مناسب برای بیان مباحثی چالش‌برانگیز و پیچیده شد. به طور مثال برتولت برشت نمایشنامه "تصمیم" و هاینر مولر نمایشنامه "ماموریت" را راجع به انقلاب و پیتر بارنز نمایشنامه "آشوویتس" و گریسلدا گامبارو نمایشنامه "اطلاعات برای خارجی‌ها" را درباره فاشیسم، ژان ژنه نمایشنامه "سیاهان" و سوزان لوری پارکس نمایشنامه "نمایشنامه‌ آمریکا" را در مورد نژادپرستی، ادرین کندی نمایشنامه "ستاره سینما باید در سیاه و سفید بدرخشد" را درباره جنسیت، طبقه و نژاد می‌نویسند. امیررضا کوهستانی نمایشنامه "سالگشتگی" را درباره وضعیت اجتماعی جامعه‌ ایران می‌نویسد. همانطور که از نام اثر بر‌می‌آید، "سالگشتگی"، نگاهی به گذشته دارد، ولی در آن واحد وضعیت حال را به تصویر می‌کشد. تطبیق و دیدن اینکه شرایط عاطفی دو شخصیت نمایش فرود و شیوا در نمایش "سالگشتگی" و رابطه حسن و مهین (در تخیل حسن که بیانگر زمان حال است)، بسیار به هم شبیه اند و گذر زمان باعث نوع نگاه جدیدی یا تا حدی متفاوت در روابط‌ عاطفی‌شان نشده، نشان دهنده تغییر ناچیز شرایط اجتماعی جامعه دارد. تمرکز روی رابطه یک زن و مرد به عنوان پنجره‌ای برای دیدن کل جامعه، مشاهده دقیق و با ذکاوت این وضعیت ایستا و ارائه اثری تئاترگرا، که جواب ساده و ثابتی به این موقعیت تامل برانگیز نمی‌دهد، از محسنات و فعالیت اجتماعی این نویسنده و کارگردان است.

مکان غایب اتاق مدیر دوبلاژ یا کارگردان، تمثیل غار افلاطون در کتاب هفتم جمهوریت را در ذهن متبادر می‌کند. این مکان‌ ناپیدا، که صحبتی نیز از آن در میان نمی‌آید، در منظره نمایش همان سایه‌های در غار و بنابراین تمامی اعمال روی صحنه را در دنیایی تخیلی و ساختگی نشان می‌دهد. مخاطب فقط قادر به دیدن سایه‌های دنیای واقعی است که به نظر افلاطون سه مرحله از حقیقت دور هستند. مکان‌های غایب جزء ساختار اصلی نمایشنامه‌‌های تئاترگرا به شمار ‌می‌روند که می‌توان به طور مثال به قبر‌ها در "هملت" شکسپیر و "شاهزاده‌ هامبورگ" کلایست و قفسه در "یک نمایش رویا" استریندبرگ و گودال بزرگ تاریخ در نمایشنامه "آمریکا" سوزان لوری پارکس اشاره کرد. حسن و مهین قادر به دسترسی به مکان کارگردان/مدیر دوبلاژ نیستند. کارگردان قدرت حاکم در صحنه است و حسن و مهین را مانند دو عروسک نمایشی کنترل و هدایت می‌کند. کارگردان مستبدانه می‌گوید: ”باید تمرین رو تمومش بکنیم.“ اما نمایش "سالگشتگی" حتی این مکان به نظر واقعی/حقیقی را تبدیل به غیرواقعی‌ترین مکان می‌کند. در انتهای نمایش مشخص می‌شود که اتاق فرمان توهمی و خیالی بوده و صدای کارگردان، صدای فرود و حسن تبدیل به یک شخص می‌شوند و آن ها از ذهن حسن تراوش شده‌اند. لایه‌ای که باعث پیچیدگی نمایش می‌شود، این است که شخصیت‌های نمایشی "رقص روی لیوان‌ها" ساختگی و تخیلی اند و برای همین دنیای تخیلی نمایش در "سالگشتگی"، ساختگی‌تر و غیرواقعی‌تر دیده می‌شود.
فرود می‌گوید: ”آره، زوره. تمرین‌مون هنوز تموم نشده. [...] باید تمرین‌مون رو تموم کنیم.“ دنیای نمایش از منظر اتاق دوبله تبدیل به خود صحنه تئاتر می‌شود. مخاطب یک مرحله از تماشای اثر دورتر است، زیرا مخاطب اول همان کارگردان است و بعد تماشاگرانی که بلیت خریده‌اند، اما با استناد به مونولوگ حسن از تخیل ملاقات با مهین، کل این صحنه طولانی دوبله را می توان تخیل و ذهنیت حسن در نظر گرفت. با درک و پذیرش این مطلب، دنیای ذهنی مخاطب دائم ساخته و فرو ریخته می‌شود. کارگردان، مهین و ویدئو‌ها و ... همگی افکار مخدوش حسن هستند. ارجاعاتی به دنیای واقعی صورت نمی‌گیرد و تنها ارجاعات به دنیایی تکه تکه شده از نمایشی به نام "رقص روی لیوان‌ها" است که مخاطب (چه آن هایی که آن نمایش را دیده‌اند و یا قبلا ندیده‌اند) می‌دانند در گذشته اتفاق افتاده است. این فضا، وحشتی عمیق درباره مفهوم برقراری رابطه تولید می‌کند که حسن و مهین با آن درگیرند. از نگاه دیگر می‌توان به این لایه از متن اشاره کرد که مخاطب اول/ کارگردان، حسن است و زاویه دیدش را کوبیسم گونه، دائم در طول نمایش تغییر می‌دهد. این تعدد دید، باعث نامعینی و خوانش‌های متعدد در نگاه تماشاگران حاضر در تالار می‌شود که در راستای یافتن واقعیتی غیرقابل دسترس است. همانطور که می‌دانید، این ویژگی صحنه ذهنی از زمان شکسپیر تا نمایشنامه‌های معاصر قابل ردیابی است و در زمان کنونی، ساختن صحنه و صحنه‌هایی در ذهن مخاطب با کلام‌، از جذابیت‌ خاص نمایشی برخوردار است. "سالگشتگی"، من را به یاد نمایشی بسیار مهمی در صحنه تئاتر نیویورک به نام "مایوپیا" نوشته دیوید گرین ‌اسپن (David Greenspan) می اندازد. این نمایش، در تالار فاندری با کارگردانی و بازی خود گرین ‌اسپن روی صحنه رفت. گرین ‌اسپن به تنهایی همه ۲۵ شخصیت نمایشش را اجرا کرد؛ در حالی که تماما بر صندلی‌اش روی صحنه نشسته بود. آن نمایش نیز دارای ساختار پیچیده تئاترگرا بود. در این نوع اجرا، مخاطبان تمامی صحنه‌های نمایش را در ذهنشان می‌بینند، زیرا هیچ تصویر‌سازی عینی روی صحنه به وجود نمی‌آید. البته این نوع میزانسن ایستا برای دعوت از مخاطبان برای تکمیل و ساخت رویداد در ذهنشان در ادامه زیبایی‌شناسی کارهای قبلی کوهستانی نیز هست که در "کوارتت" و "در میان ابر‌ها" نیز دیده شده بود.
”استفاده مناسب از تئاترگرایی به خاطر بیان روابط پیچیده عاطفی و دعوت از هر مخاطبی برای برداشت و درک خود و برای تغییر اجتماع‌های خود، در راستای فعالیت هنری و اجتماعی این نمایش، قابل تحسین است“
نکته دیگر در مورد واقعیت در بافت تئاترگرایی، که بحث محوری این نوشته است، نام شخصیت‌های نمایش حسن و مهین همان نام‌های بازیگران نمایش، حسن معجونی و مهین صدری، هستند که ریشه در واقعیت و زندگی روزمره دارد. لایه دیگری از واقعیت که می‌توان بررسی کرد، تصویر ویدئویی است که سندی از نمایش قبلی کوهستانی است که واقعی و مستند است. اما تقلیدی که در طول نمایش از این اثر مسند روی صحنه صورت می‌گیرد، باعث می‌شود که حتی این سند واقعی، جعلی و ساختگی به‌ نظر برسد. حسن و مهین مانند فرود و شیوا پشت میزشان نشسته‌اند و در جایی که شیوا پایش را روی میز می‌گذارد، مهین در تمرین مجدد نمایش، همان کار را تکرار می‌کند و به نوعی منظره ویدئوی نمایش در صحنه در حال کنش و بازسازی است. این سند تبدیل به مدرک موهومی می‌شود که دوربین زنده روی مهین جای ویدئویی ضبط شده در زمان گذشته را می‌گیرد و فرود با مهین دیالوگ‌ها را ادامه می‌دهند. به علاوه، در اواخر نمایش، تکرار جملات و تعویض نقش‌ها (به طور مثال: حسن و کارگردان با مهین و فرود) دنیای غیرواقعی نمایش در حال اجرا را عیان‌تر و پیچیده‌تر می‌کند. در این جابه‌جایی‌ها، جنسیت افراد دیگر اهمیت خود را از دست می‌دهد و فرق زیادی بین کلمات در متن نمایش برای دو جنس وجود ندارد:
کارگردان: چرا! واسه شما داریم.
حسن: چرا واسه من داریم؟
مهین: چرا واسه من داریم؟
فرود: ... دیدن ادامه » واسه تو داریم.
اصولا کلمات به عنوان اشیاء در صحنه در نظر گرفته شده است، تا دلالت‌های معنایی زبانی. این ویژگی اصلی نمایشنامه‌های گرترود استاین است. استاین کلمه ای می‌سازد که در زبان انگلیسی وجود ندارد یا کلماتی را با هم ترکیب می‌کند تا کلمه‌ای جدید تولید کند که معانی قبلی کلمات ترکیب شده را نداشته باشد. این روش را خیلی‌ از نمایشنامه‌نویسان ادامه داده‌اند مانند عنوان یک کلمه‌ای نمایش مولر، "هملتمشین"، که معانی متعددی را ارائه می‌کند. سالگشت به معنی سال گذشته، سالدیده و پیر مورد استفاده است، ولی واژه سالگشتگی واژه‌ای ساختگی در زبان فارسی (چه کار شاملو باشد، چه کار کوهستانی) است که در راستای همان تفکر استاینی است. با اجرای متفاوت دیالوگ‌ها از سوی صدری و معجونی، بیان معانی دیگری از جملات حاصل می‌شوند. این بازیگران با توجه به جزئیات در کنش و واکنش‌هایشان، توانستند زندگی روانی روی صحنه به وجود بیاورند و آن ها با طرز رفتار متفاوتشان متن خودشان را به متن باز کوهستانی اضافه کردند. اصولا هر اجرایی از این نمایشنامه با بازیگران دیگری با ویژگی‌های مختلف مانند فیزیک و سبک بازیگری، نمایش متفاوتی خواهد بود، چون متن "سالگشتگی"، دراماتورژی بازی دارد. البته هر نوع اجرایی، تحلیل‌های گوناگونی نیز در پی خواهد داشت. به بیان دیگر، جملات نمایش به مانند اشیائی اند که هر بازیگری می‌تواند آن ها را حمل کند. به نظرم انتخاب دو نوع بازیگر متفاوت از نظر اجراگری به درام "سالگشتگی" بسیار کمک کرده است.
در این نمایش سخت ارتباط برقرار کردن و تنهایی با تفکیک فضا و قرار دادن بازیگران در مرزی مشخص در محدوده خودشان، به خوبی نشان داده شده است. مهین و حسن پشت میزشان مقابل تماشاگر نشسته‌اند که همانند تصویر فرود و شیواست که در تلویزیون بالای سرشان پخش می‌کند. این انزوای فضایی در تمام نمایش وجود دارد. تنها در اواخر نمایش، زمانی که این کابوس برای حسن غیر قابل تحمل می‌شود، این محیط‌های محصور شده، مورد تهاجم قرار می‌گیرند؛ این تهاجم مرزی، فقط در دنیای مجازی ویدئویی فرود و شیوا صورت می‌گیرد: فرود در تصویر تلویزیون وارد محیط شیوا می‌شود. عدم چشم در چشم شدن با یکدیگر که مهین در مراوده‌اش با حسن روی‌ آن تاکید دارد، در مونولوگ حسن با بافت متن اورفه عجین می‌شود. اگر در گذشته فرود قادر به نزدیک شدن به فضای شیوا بود، در زمان حال، حتی نگاه چشم در چشم نیز امکانش را از دست می‌دهد، که دلالت بر سختی برقراری ارتباط دارد. با اینکه دنیای قطعه قطعه "سالگشتگی" هر گونه تفکیک زمانی حال و گذشته را مانع می شود، اما حضور فیزیکی حسن معجونی و مهین صدری به عنوان دو اجراگر زنده به این لحظات نمایشی حالتی آنی، حال و زنده داده‌ است؛ من این بخش بین دو مونولوگ‌ را در زمان حال می‌بینم (اگر چه، کل این بخش کابوس حسن است).
نمایش با دنیای ذهنی حسن شروع می‌شود و با دنیای او نیز پایان می‌یابد و هیچ چیز واقعی را نمی‌توان در این نمایش یافت. همه چیز غیر واقعی و ساختگی است. زمان نمایش، زمان اجرای نمایش است. با اینکه در طول نمایش ارجاعاتی به دنیای واقعی وجود دارد، آنچه روی صحنه اتفاق می‌افتد، دنیایی فراواقعی‌ است که دسترسی به آن فقط در تخیل و توهم دنیای نمایشی ممکن است. به همین دلیل، آن چند جمله کوتاه در انتهای نمایش راجع به زلزله بم و غرق شدن قایق مهاجران، که برای دلالت اجتماعی بیشتر به متن نمایش گنجانده شده‌اند، تنها مشکل متن به نظر می‌رسد. وقتی نمایش از سر تا ته در دنیا‌های نمایشی درباره اثر بحث می‌کند، ناگهان آوردن چنین ارجاعاتی به چنین مسائلی بیشتر حواس مخاطب را به بیراهه می‌کشاند. به هر حال، هیچ چیز در این نمایش قطعیت ندارد و به بیان دیگر، حالتی سیال و ناایستا وجود دارد. تغییر مکان دنیای ذهنی حسن به عینیت یافتن فضاهای ذهنی‌اش، که دائم در حال تغییرند و با تکرارشان زاویه ‌دید‌هایشان متغیر می‌شوند، تا برگشت به همان لحظه شروع تخیل، بیانگر وضعیتی نامعین است. تاکید روی روند یا عمل در حال کنش است که هم در تمرین نمایش در ویدئو و هم در عمل دوبله کردن در اتاق دوبله مشاهده می‌شود. مفهوم ناتمامی (ناتمامی در تمرین نمایش و کار دوبله) در هر دو دنیای نمایشی به دراماتورژی باز اثر کمک می‌کند. در طول نمایش، دائم برای تکمیل نمایش در ذهن مخاطب تاکید می‌شود. کوهستانی با تکرار جملات در موقعیت های مختلف مانند بیان‌کردن دیالوگ اول با حسن و مهین و سپس جا به جایی نقششان بین مهین و حسن و همچنین تعویض جملات بین حسن و کارگردان با مهین و فرود و ویدئوی زنده و ویدئوی ضبط شده و پاسخ به آن ها، نمایشی تئاترگرا ارائه می‌کند که دائم زاویه دیدش تغییر می یابد. تئاترگرایی "سالگشتگی"، که نمایش در نمایشی پیچیده‌ای است و سوال واقعیت و رویا را بحث و گفت و گو می‌کند، به خوبی توانسته روابط عاطفی متزلزل مرد و زن در جامعه‌اش را نشان دهد. اینکه شرایط حسن و مهین در زمان حال، به نوعی وضعیت فرود و شیوا در نمایش ۱۲ سال پیش را منعکس می‌کند (در بطن روابط زن و مرد)، هشداری است که نمایش "سالگشتگی" به جامعه ایرانی می‌دهد. ارتباط سالم برقرار کردن و پایداری روابط، دعوتی ‌است که نمایش از جامعه‌ خود دارد. استفاده مناسب از تئاترگرایی به خاطر بیان روابط پیچیده عاطفی و دعوت از هر مخاطبی برای برداشت و درک خود و برای تغییر اجتماع‌های خود، در راستای فعالیت هنری و اجتماعی این نمایش، قابل تحسین است.
رسول حسینی و sanaz m.barin این را خواندند
کاوه ت، علی عبدالرحیم و الناز زالی این را دوست دارند
احمقانه ترین نقدی که تا به حال راجع به این کار خوندم. نویسنده ی نقد افتاده به اطناب و خزعبل گویی. یه مشت اطلاعات عمومشیو توی نقد این کار نشخوار کرده
۲۷ دی ۱۳۹۲
نه. نگارنده ی نقد گویا حالش خوب نبوده :)
۲۰ فروردین ۱۳۹۳
علی پورعیسی
تولد :1360 - تهران
تخصص:مترجم، کارگردان، طراح صحنه و نور
تحصیلات :دکترای حرفه ای دراماتورژی و نقد دراماتیک از دانشگاه ییل، آمریکا(جز ۵ دانشگاه برتر دنیا) ؛ 2011 - کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی از پردیس هنرهای زیبا دانشگاه‌ تهران، ؛ 1385 - کارشناسی ... دیدن ادامه » طراحی صحنه – نمایش از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران مرکز؛ 1382
۱۶ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تمدید میشه باز؟
manimoon این را خواند
امشب آخریش بود. چون قراره بره فرانسه اجرا کنه
۲۱ دی ۱۳۹۲
بله آقای حیدری، اجرای این نمایش تمدید نمی‌شود.
۲۱ دی ۱۳۹۲
ممنون از پاسختون
۲۲ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب آخرین شب اجرای «سالگشتگی» است.
سپهر امیدوار این را خواند
سانسِ اول به دیدنش خواهم رفت.
۲۰ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب سالگشتگی رو به تماشا نشستم و واقعا لذت بردم . ایده ی جابه جا شدن نقش آدمها و دیالوگهاشون بسیار به ایده ی رابطه - فاصله و فراموشی - کمک کرده بود . خواستم اینجا از جناب کوهستانی و گروه بازیگریشون سپاسگزاری کنم .
فکر کنم حافظه ام خراب شده . حتی یادم نمی آد از کی دیگه دوستم نداشتی ، حتی یادم نمی یاد از کی به جای صورتم از آینه نگاهم کردی ، یادم نیست کدوم حرف رو من زدم و کدوم تو . دیگه لازم نیست باهام حرف بزنی ، بیا بیا و این روزها باورهای آدم ها رو بشمار ، دیگه نمی دونن عاشقن ، دوست دارن یا فقط می خوان که چند روزی عاشق باشند
یادم نیست کی نمایش تمام شد ، پرسیدم واقعا یک ساعت و چندی است که نشستیم ، واقعا این نور تماشاگر ؟ دارن باهامون شوخی میکنند . داشتن شوخی می کردن ..... دیگه چه فرقی داره یک روز باشه ، یک ماه باشه ، یک سال باشه ، یا سال های سال ، کاش عشق مثل زمان هایی که دور هم نیست معنی داشت . ای کاش قدرت نگاه کردن توی چشمها را داشتیم . کاش قبل از هر کاری نگاه میکردیم ، راستی من فکر می کنم رقص می دانم ، اما روی لیوان ها .... اون روز که یا بگیرم شاید ...
آقای کوهستانی عزیز ... دیدن ادامه » خسته نباشید و مرسی برای آن چه امروز در ذهنم کشیدید
و آقای معجونی عزیز نمی دونم چی می تونم بگم ، فقط خسته نباشید
این کار رو از دست ندید
۱۹ دی ۱۳۹۲
و البته سپاس فراوان از خانم مهین صدری . راستش من جای نشسته بودم . که خیلی از ایشون دور بود برای همین بیشتر چشم دوخته بودم به آقای معجونی
۱۹ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نتونستم با این کار ارتباط برقرار کنم. به جز چند دقیقه اولش که خوب بود بعد هر چه انتظار کشیدم برای تغییر روند و یا ایجاد شک، خبری نبود.
در کل انتظارم برآورده نشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالگشتگی . . .

قبل از این فقط ایوانف آقای کوهستانی رو دیده بودم. فکر می کنم با همین دو کار هم میشه امضای ایشون رو در کارهاشون دید. راستش یه لیست بلند بالا آماده کرده بودم در مورد فرم کار و چرخش جایگاه ها و شخصیت ها و تبدیل تصویر به حقیقت، و هزار هزار مساله ی دیگه. اما واقعا الان حس می کنم کلمات ارزش خودشون رو از دست دادند. فضای کار رو دوست داشتم و مرز بین خیال و وهم خیلی خوب به هم ریخته بود. ممنون بابت یک شب خوب. احساس می کنم بیشتر از این هر حرفی بزنم فقط لفاظی های بی معناست.

سپاس از محمد حسن معجونی، مهین صدری و البته امیررضا کوهستانی
منم اینکارو دوست داشتم و لذت بردم.. بیشتر بخاطر متن قوی و دیالوگهای همیشه خوبِ جناب کوهستانی.:) اما دیوار چهارمش رو خیلی بیشترتر پسندیدم.. چون علاوه بر متن خیلی خوبش هم حس سیال بودن و اکت و حرکتش بیشتر بود.. و هم اینکه خیلی بهترتر با ذهن و روان آدم بازی میکرد.
۱۸ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تخفیف دانشجویی «سالگشتگی» در آخرین هفته

به دلیل آن که نمایش «سالگشتگی» نوشته و کار امیررضا کوهستانی وارد آخرین هفته‌ی اجرای خود شده است و به دلیل استقبال و در خواست دانشجویان، این نمایش، باکس های A و F خود را در روزهای یکشنبه ۱۵ دی، دوشنبه ۱۶ دی و سه شنبه ۱۷ دی برای دانشجویان همه‌ی رشته ها با تخفیف نیم‌بها در نظر گرفته است.
در «سالگشتگی» محمدحسن معجونی، مهین صدری، عبد آبست، بهدخت ولیان بازی می‌کنند.
علاقمندان می‌توانند برای خرید بلیت این نمایش به آدرس اینترنتی www.theaterticket.ir مراجعه کنند.
نمایش «سالگشتگی» در تالار شمس موسسه‌ی فارسی زبانانAIT هر شب ساعت ۱۹ به روی صحنه می‌رود.
آدرس این تالار بر روی سایت فروش بلیت قابل دسترسی است.
یادآوری می‌شود در صورت خرید بلیت با تخفیف دانشجویی الزامی است که به تعداد بلیت‌ها، کارت دانشجویی به گیشه ارائه ... دیدن ادامه » شود در غیر این صورت تخفیف باطل می‌شود و باقی‌مانده‌ی مبلغ نقدا دریافت خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین هفته‌ی اجرای «سالگشتگی»

نمایش «سالگشتگی» نوشته و کار امیررضا کوهستانی در حال پشت سر گذاشتن آخرین روزهای اجرای خود است و فقط تا روز جمعه ۲۰ دی‌ماه به روی صحنه خواهد بود و این تاریخ قابل تمدید نیست چون این نمایش روز ۲۳ دی‌ماه برای شرکت در جشنواره‌ی «لافیلاتور» فرانسه عازم شهر مولوز خواهد شد.
در «سالگشتگی» محمدحسن معجونی، مهین صدری، عبد آبست، بهدخت ولیان بازی می‌کنند
این نمایش پس از اجرا در سه جشنواره‌‌ی «لاباتی» ژنو، جشنواره‌‌ی «کیوز» روتردام و جشنوار‌ه‌ی «اکتورال» مارسی، هم اکنون در تالار شمس موسسه‌ی فارسی زبانان AIT در حال اجرا است.
علاقمندان به دیدن نمایش «سالگشتگی» می‌توانند برای تهیه‌ی بلیت به آدرس اینترنتی www.theaterticket.ir مراجعه کنند.
این نمایش هر شب ساعت ۱۹ به روی صحنه می‌رود.
تالار شمس در خیابان موحددانش(اقدسیه) ... دیدن ادامه » شرق به غرب بعد از آجودانیه کوچه‌ی نیلوفر پلاک ۳ قرار دارد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
کسی اطلاع داره که قسمت پله ها (خارج از باکس) تو سالن نمایش سالگشتگی به چه صورتی هست؟ آیا باید مستقیم روی پله نشست یا مثل تماشاخانه ایرانشهر روی پله صندلی گذاشتند؟؟
مستقیم باید روی پله نشست. هیچگونه بالشی هم وجود نداره. این سالن حتی صندلی هاش هم چیزی شبیه به پله ست، حالا دیگه خودتون حساب کنید پله هاش به چه صورته.
۱۱ دی ۱۳۹۲
البته روزی که ما رفتیم، به کسایی که روی پله می نشستند کوشن، یه بالش کوچیک میدادند که روشون بشینند.
۱۳ دی ۱۳۹۲
درسته برای نشستن روی پله کوسن میدن.
۱۴ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حضور هنرمندان در اجرای«سالگشتگی» برای مصطفی عبدالهی
نمایش «سالگشتگی» نوشته و کار امیررضا کوهستانی با همکاری بنیاد «شمس» برای کمک به هزینه‌ی درمان مصطفی عبدالهی یک اجرای فوق‌العاده خواهد داشت.
در این روز برخی هنرمندان از جمله هنگامه قاضیانی، ترانه علیدوستی، نگار جواهریان و رامبد جوان در اجرای دوم «سالگشتگی» برای حمایت از مصطفی عبدالهی حضور خواهند داشت.
این اجرای فوق‌العاده روز پنج‌شنبه ۱۲ دی ساعت ۱۷:۳۰ خواهد بود.
همچنین در این روز، صندوقی به کمک‌های همت عالی تماشاگران در محل اجرای نمایش، اختصاص خواهد داشت.
در این نمایش محمدحسن معجونی، مهین صدری، عبد آبست، بهدخت ولیان بازی می‌کنند.
علاقمندان به دیدن نمایش «سالگشتگی» می‌توانند برای تهیه‌ی بلیت به آدرس اینترنتی www.theaterticket.ir مراجعه کنند.
این نمایش در تالار شمس موسسه‌ی فارسی زبانانAIT ... دیدن ادامه » به روی صحنه است.
تالار شمس در خیابان موحددانش(اقدسیه) شرق به غرب بعد از آجودانیه کوچه‌ی نیلوفر پلاک ۳ قرار دارد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تخفیف «سالگشتگی» به دانشجویان
به دلیل استقبال و در خواست دانشجویان عزیز نمایش «سالگشتگی» برخی از صندلی‌های خود را با قیمت نیم بها ارائه می‌کند.
باکس های A و F روز جمعه ۱۳ دی ساعت ۱۷ برای دانشجویان همه رشته ها با تخفیف دانشجویی در نظر گرفته شده است.
نمایش «سالگشتگی» در تالار شمس موسسه‌ی فارسی زبانانAIT هر شب ساعت ۱۹ به روی صحنه می‌رود.
آدرس این تالار بر روی سایت فروش بلیت قابل دسترسی است.
یادآوری می‌شود در صورت خرید بلیت با تخفیف دانشجویی الزامی است که به تعداد بلیت‌ها، کارت دانشجویی به گیشه ارائه شود در غیر این صورت تخفیف باطل می‌شود و باقی‌مانده‌ی مبلغ نقدا دریافت خواهد شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1- دیشب نمایش را دیدم. رقص روی لیوان ها را هم ندیدم اما به نظرم مشکلی در دریافت فهم کار ایجاد نمی کند. تعداد زیادی از افرادی که دیشب همراه من نمایش را می دیدند در صحنه هایی که خنده دار نبود می خندیدند ! حکم کلی نمی توان داد اما به نظرم خیلی از افرادی که از کار خوششان آمده همین ها هستند. به نظرم برای خالقی که چنین اثری ارائه می دهد وقتی مردم بیخود می خندند باید احساس بدی باشد. یعنی با کار ارتباط برقرار نمی کنند....
2- به نظرم یک نمایشنامه نیمه تمام بود. انگار هنوز تمام نشده آمده برای اجرا. نه فرم کار و نه روایت قوام و یکپارچگی نداشت. بازی ها هم خوب نیست. هر چند استفاده از دیگر مدیوم ها مثل کارهای دیگر کوهستانی خوب است.
3- سالگشتگی بیش از هر چیز دارد از چیزهای بیرونی برای خودش اعتبار می گیرد از مفهوم سالگشتگی در شعر شاملو تا داستان اروفه. کاری که خوب باشد لازم ... دیدن ادامه » ندارد ارجاع مستقیم بدهد و هی بلند بلند بگوید نگاه کنید من هم عین همان ها هستم. نمایش بیشتر وانمود می کند که حرفی برای گفتن دارد. وگرنه تکرار بی سر و ته داستانی کلیشه ای از باخوانی رابطه ای است که تمام شده و دیگر هیچ.
مصطفی بیگ محمدی این را خواند
بهرنگ و تینا این را دوست دارند
کاملا با نقدتون موافقم. این نمایش در واقع تنها مقدمه ای بر یک نمایش بود، البته مقدمه ای کشدار! یا به عبارت دیگه میشه گفت تنها آنونسی بر یک نمایش بود.
۰۹ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای فوق برنامه‌ی «سالگشتگی» برای مصطفی عبدالهی

نمایش «سالگشتگی» با همکاری بنیاد «شمس» برای کمک به هزینه‌ی درمان مصطفی عبدالهی یک اجرای فوق‌العاده خواهد داشت.
این اجرای فوق‌العاده روز پنج‌شنبه ۱۲ دی ساعت ۱۷:۳۰ خواهد بود.
همچنین یادآوری می‌شود در این روز، صندوقی به کمک‌های همت عالی تماشاگران در محل اجرای نمایش، اختصاص خواهد داشت.
«سالگشتگی» نوشته و کار امیررضا کوهستانی است.
در این نمایش محمدحسن معجونی، مهین صدری، عبد آبست، بهدخت ولیان بازی می‌کنند.
علاقمندان به دیدن نمایش «سالگشتگی» می‌توانند برای تهیه‌ی بلیت به آدرس اینترنتی www.theaterticket.ir مراجعه کنند.
این نمایش در تالار شمس موسسه‌ی فارسی زبانانAIT به روی صحنه است.
تالار شمس در خیابان موحددانش(اقدسیه) شرق به غرب بعد از آجودانیه کوچه‌ی نیلوفر پلاک ۳ قرار دارد.
شاهین رمضانی و رسول حسینی این را خواندند
کاوه ت، sanaz m.barin و بیتا نجاتی این را دوست دارند
ببخشید می پرسم:پنجشنبه مصادف با شهادت امام رضا،این نمایش روی صحنه می رود؟
۰۹ دی ۱۳۹۲
بله اجرا می‌شود
۰۹ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش«ساگشتگی» سه روز اجرا نخواهد داشت

نمایش «ساگلشتگی» نوشته و کار امیررضا کوهستانی به دلیل هم‌زمان شدن با ایام سوگواری در روزهای دوشنبه ۹ دی، سه شنبه۱۰ دی و چهارشنبه ۱۱ دی اجرا نخواهد داشت.
این نمایش از روز پنج‌شنبه ۱۲ دی دوباره به روی صحنه خواهد رفت.

حسین جزءجوادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

آرش آزادی
روزنامه ایران
و
emteda.ir


شکاف در سالگشتگی

چند وقت پیش «سالگشتگی» امیر رضا کوهستانی را دیدم، این اثر مربوط می شود به «رقص روی لیوان ها» که اولین بار ۱۲ سال پیش اجرا شد، ماجرای سالگشتگی هم پس از این ۱۲ سال را روایت می کند، اکنون صدای یکی از ویدیو های «رقص...» خراب شده و بازیگران آن (حسن و مهین) به بهانه ی دوبله اش با هم روبه رو می شوند. اتفاقی که در طول نمایش رخ می دهد در حقیقت به نوعی باز تولید همان شرایط رقص روی لیوان هاست اما با تغییر پیاپی زاویه ی دید، هجوم دیالوگ های گذشته و تصاویر تکه پاره ای از رابطه ای که در طول زمان وجود داشته. در ابتدا با فضای ذهنی حسن روبرو هستیم که با یک تک گویی آغاز می شود و با دوبله ی بازی هُب (یعنی همان بازی که در «رقص...» جریان داشت) گسترش پیدا می کند. گویی به نوعی این شمارش اعداد هُب هیپنوتیزمی ست که مخاطب را به ... دیدن ادامه » این فضای ذهنی هدایت می کند. از این نقطه تا انتهای نمایش مخاطب درگیر تمیز کردن واقعیت از خیال است؛ آیا چیزی که می بیند حقیقتی ست؟، آیا حقیقت را مدیر دوبلاژ می بیند؟، اصلا دوبله ای در جریان است یا تمامش ذهنیات حسن است؟ آیا می خواهد با واکاوی گذشته آن را پاکسازی کند؟، حسن دیگر آن حالت استبدادی رقص روی لیوان ها را ندارد، دیالوگهایی که در نقش فرود از زبانش جاری می شد، و تحکمی که نسبت به شیوا داشت حالا در دهان او ناتوان است و در دهان مدیر دوبلاژ قدرتمند جلوه می کند. شرایط آن ها را در گذشته قرار داده، پشت میز نشانده که گذشتشان را نظاره کنند، حسن تقلا می کند، هم می خواهد اینکار را انجام دهد و هم نمی خواهد، متن نمایش را با عصبانیت پخش و پلا می کند، گویی با نیم نگاهی به عقب می خواهد همه ی بدی آن زمان را از بین ببرد.

جالب اینجاست که فضای فلسفی حاکم بر سالگشتگی با زیرکی هرچه تمام تر انتخاب شده و پیوند عمیقی با نمایش رقص روی لیوان ها دارد، فضای ۱۲ سال پیش بر تفکر شرقی بنا شده بود که «فرود» آن نمایش سعی در ارائه اش داشت، یعنی مراتب بزرگی روح و تناسخ. این فضا در سالگشتگی هم از طرف حسن با تک گویی که به داستان اسطوره اورفه (اسطوره ای یونانی) اشاره می کند، ارائه می شود؛ اورفه که همسرش اوریدیس را به خاطر گزیدگی مار از دست داد، سعی کرد او را از جهان مردگان نجات دهد، ولی با این شرط که تا پیش از رسیدن به جهان زندگان به اوریدیس نگاه نکند، اما در آستانه ی دروازه های دوزخ اورفه دوام نیاورد و برای آنکه اطمینان حاصل کند که همسرش همراهش است سر برگرداند و اوریدیس را برای همیشه از دست داد. از طرفی هم داستان اورفه یادآور اورفیسم است اعتقادی یونانی که متعقدانش سر منشأ آن را سرگذشت اورفه می دانند و از نظر تناسخ روح بسیار شبیه به دیدگاه شرقی ست. در چنین فضایی این تفکر تناسخ برای مخاطب قابل هضم می شود، و کسانی که رقص روی لیوان ها را دیده اند در ناخودآگاهشان بازخوانی نامرئی و منسجمی ایجاد می کنند؛ شیوای نمایش رقص روی لیوان ها که پس از مرگ بازگشته و حسنی که مانند اورفه تا پایان نمایش سعی می کند صورت همسر از دست رفته اش را ببیند. سالگشتگی روایت فاصله و بازگشت است، این فاصله نه تنها در هجوم زمان قرار گرفته بلکه عدم شناخت و در نتیجه نداشتن درک متقابل هم شکاف آن را بیشتر کرده. ۱۲ سال پیش شیوا و فرود روبه روی هم قرار داشتند و میز عریض و طویلی هم در میانشان، اما اکنون در سالگشتگی نه تنها روبه روی هم نیستند بلکه این میز از هم تکه شده، تصاویرشان هم از هم تکه شده. بنظر می رسد چیزی بهتر نشده و تنها مرهم این گسست، خودخوری روانکاوانه ایست که در «رقص...» با روانپزشک درمیان گذاشته می شد و در سالگشتگی تا حد زیادی شخصی می شود. این بازگشت به گذشته است که زخم ها را باز می کند و برگشت به عقب است که باعث می شود همه چیز از دست برود. بر اساس تفکر حاکم بر اثر که پیشتر به آن اشاره شد، این شکاف با نگاه کردن حسن و مهین در پایان نمایش به کلی از هم می پاشد.
جواد دوزنده این را خواند
مریم افتخاری، سپهر امیدوار و وحید این را دوست دارند
آقای آزادی با سپاس از شما ممکن است خواهش کنم لینک مطلب را هم این‌جا قرار دهید تا بتوانم آن را آرشیو کنم؟
۰۷ دی ۱۳۹۲
۰۷ دی ۱۳۹۲
سپاس
۰۸ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان می خواستم بدونم باتوجه به اینکه یکی دو تا تاتر رفتم این هفته دستم تنگه:دی کسی هست ازتخفیف دانشجویی استفاده کرده باشه؟دید جایگاه های F و A چه طور هست؟این طور نباشه که اونقد دیدش بد باشه که تمام طول نمایش آدم خودشو سرزنش کنه که چرا از این تخفیف استفاده کرده:دی
نمایش خون و گل سرخ رو برو.خیلی عالی بود.هم تخفیف داره هم هرجا خواستی می تونی بشینی.پنج شنبه که این طوری بود.اگر هم نتونی هرجا خواستی بشینی بازهم جایگاه A بهت می دن که دیدش خیلی خوبه.
۰۶ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز هم یه کار دیگه از امیر رضا کوهستانی و درگیر شدن ذهن و روح من باهاش...
مدتی زمان نیاز دارم تا بتونم بنویسم درباره اش..
اما تا اینجا بهترین اجرای امسال به نظرم "سال گشتگی" بود..
نگار اسکندری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید