تیوال نمایش تونل
S3 : 19:12:44
  ۱۷ خرداد تا ۳۱ تیر ۱۳۹۴
  ۱۹:۳۰
  ۵۵ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: فارس باقری
: سیامک احصایی
: فاطمه معتمدآریا، شبنم مقدمی و روح‌الله حق گوی لسان

: محمدرضا حسین‌زاده
: آنکیدو دارش
: مریم شیرازی، آرش فصیح، مریم فارسی
: لیلا مُدُن‌پور، ملینا هاشمی
: نغمه ارجمند
: جواد قاسمی

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش تونل (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش تونل (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش تونل (سری نخست) / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش تونل / عکاس: بابک حقی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ما همین الان تو تیاتر باران هستیم .تو یه فضای سی متری راهرو حدودا 60نفر آدم کنار هم ایستادیم خیلی هم گرمه حتی یه نیمکت هم برای نشستن نیست تحویل بلیطها رو خیلی دیر شروع کردن تقریبا محل تحویل بلیط همهمه و شلوغه. یه سری از مسئولین سالن همش در رفت وآمد سریع هستن و باعث جریان هوا میشه و نقش کولر رو بازی میکنه. مسئولین رسید
گی کنن.
بهترین راه اینه که تشریف ببرید بیرون و از سوپر مارکتی که کنار تئاتر هست یک آب معدنی بخرید و منتظر بشید تا زمانی که در رو باز کردن برید داخل :)
۲۶ تیر ۱۳۹۴
من اومدم بیرون یه خیابون روبرومه یه سوپر سمت راستمه هوا خنکه بارون نمیاد یه آب معدنیم گرفتم مرسی از همراهی دوستان
۲۶ تیر ۱۳۹۴
:)) عجب گزارش لحظه به لحظه ای. حس خفنی بهم دست داد انار که مسابقات جهانیه و تیم ما توی کشوریه که شما به نمایندگی ما اونجا حضور دارین و برامون گزارش لحظه به لحظه می کنین. :)
۲۶ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده نمایشنامه ،طراحى صحنه خوب بود،از بازى هام نمیشه ایرادى گرفت،اما به نظرم یه چیزى کم بود،نمیدونم چى :( (البته بجز اون دو تا عکاس بغلمون که یه بند صداى شاترشون میومد و گروهى که پشت سرمون نشسته بودن که از صداى بسته ى خوراکى و خوردنو و با بلیتا خودشونو باد زدن گرفته تا صداى نوتیفیکیشن و ویبره ى موبایل ازشون دراومد تمام طول اجرا)
پ.ن : این یک پیام غیر بازرگانیست:اگه نمیتونین ساکت باشین یه ساعت،یا اونقدر آدمه مهمى هستین که همیشه باید در دسترس باشه گوشیتون،کسى مجبورتون نکرده بقیه رو اذیت کنین
مجتبی مهدی زاده این را خواند
مهدی عرفانیان، سعید تیوالی و سعید صادقی این را دوست دارند
نور گوشی نفر بغلی که توی چشم آدم است و هر پنج دفیفه یک بار لگد زدن نفر عقبی به صندلی جلویی و کف کفش رابالای پشتی صندلی جلویی گذاشتن طوری که بمالد به لباسها و روسری نفر جلویی و تکان خوردن های بی وقفه ی نفر بسیار قد بلند جلویی که باعث می شود هیج چیز نبینی را ... دیدن ادامه » فراموش کردید.
۲۵ تیر ۱۳۹۴
به نظرم سالن تئاتر باران مدیریت درستی نداره ، تو یک اجرا سالن گرمه تو یکی دیگه سرده ، تهویه نا مناسب داره، نظم هم نداره
۲۶ تیر ۱۳۹۴
واقعا همینطوره. از همه بیشتر اون عکاسها روی اعصاب آدم هستند که بی وقفه از هر صحنه ساده ای 500 تا عکس میگیرن و صدای شاتر دوربینشون قطع نمیشه. البته ناگفته نماند که این عزیزان با هدف اصلی تماشای مجانی نمایش و گرفتن عکس در کنارش به سالن میان و روی زمین مینشینن ... دیدن ادامه » :)
۲۶ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می‌رساند خرید بلیت واپیسن روزهای این نمایش آغاز شد.
مجتبی مهدی زاده این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تونل روایت دردناک رنج ها و سردرگمی های ماست

نمایشی که بعد از دیدنش تمام نمی شود و ساعت ها در ذهن تو ادامه میابد

تونل روایت رنج انسان است و حافظه ی تاریخی رنج های ما رنج هایی که گاه به عمد فراموششان می کنیم نمی خواهیم به یادشان بیاوریم نمی خواهیم به یاد بیاوریم که چه بودیم که چه کرده است و این گونه است که شاید راحت تر باشیم
راحت تر بخوابیم و با همهمه ی سرباز های خیالیمان دلخوش کنیم
مدتها بود از کاری در این حد لذت نبرده بودم
طراحی صحنه خوب
بازی های بسیار عالی و روان
و متن عمیق و تامل بر انگیز
صمیمانه خدا قوت می گویم به همه ی عوامل اجرایی این گروه
به آگاهی می رسد امکان تمدید برای این نمایش وجود ندارد و هفته پیش رو هفته‌ی پایانی اجرا است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی بسیار زیبایی از هر سه بازیگر مشاهده کردم رنجها و دردهایی که هر فرد در مواجهه با یک جنگ تحصیل می کند و وجود انسانهایی که درد را در تمام وجود احساس می کنند و این جمله زیبای صادق هدایت را در ذهن تداعی می نماید که «در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و میتراشد» به نظرم دیالوگهای به کار برده شده بسیار ساده بود و متن داستان بسیار ساده مینمود همچنین رابطه مرد داستان گنگ بود و اینکه نقش دوست معتمد آریا که اقدام به خودکشی کرده بود در این داستان چه بود و کجا خودکشی کرده بود و با همکار ایشان چه ارتباطی داشت که ایشان پیگیری می کرد به نظرم با کمی بررسی بیشتر و پخته نمودن داستان، با انرژی که در بازیگران دیده می شد می توانستیم نمایش بسیار زیبایی را شاهد باشیم
مجتبی مهدی زاده و Farzaneh این را خواندند
هادی بشری، علی عبدالرحیم و م. ربیعی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه کسانی از فاجعه ی بزرگ ، جان به در می برند ؟
درندگانی که دیروز تجاوز کردند و کشتند ، و امروز ظاهرا مستحق دوستی و دلسوزی ِ ما هستند ؟! یا گروهی از قربانیان ِ کارزار ، که مدتها به تونل پناه بردند ولی هر روز و شب ، تن و بدن ِ شان هدف ِ نزدیک ِ شهوت هزاران متجاوز بود و خون گریستن های شان در تاریخ ِ مکرر ِ این سرزمین برای همیشه محو شد ؟!
"تونل" نمایش محنت باری نیست ، اگرچه روایتش به یکی از غم انگیز ترین دوران زندگی ِ ما معاصرین ، گره خورده است . جایی که زن ِ زخمی از جنگ و مرد ِ همقطار ِمتجاوزان ، مددجویان ِ روان پریش ِ خانم مدیر آسایشگاهی هستند که عزیزانش ، فدای بمباران ِ شهری بوده اند .
چرا ؟ مگر می شود از فاجعه گفت و بر انگیزاننده ی غم و یاس نبود ؟ بله می شود . اگر بمانند نویسنده ی دقیق و هوشمند ِ این نمایشنامه ، بخواهی از این ماجرای بظاهر تکراری ، بستری ... دیدن ادامه » بسازی برای تحلیل ِ تقابل ِ دو وجه متمایز ِ انسانی در نقش ها و ابعاد ِ متفاوت هستی . وجوهی که همواره مصادیق متفاوتی داشته و دارد : "تجاوزگر - تجاوز دیده" ، "فاعل - پذیرنده" (عامدانه از کلمه ی مفعول استفاده نکردم! ) ، "بالانشین - متعلق به بدنه" ، "سیاه - خاکستری" ، ... و دهها نمونه ی دیگر از عوامل با کارکردهای بظاهر متضاد ولی در عمل مکمل ، در تقسیم بندی های متنوع و چالش برانگیز ِ متعارف یا نامتعارف ِ حیات .
در "تونل" اوج این فاصله ها و جدایی ِ ذاتی ِ صاحبان نقش ها ، در نمونه ی تیز و تند ِ دو گانه ترین تمایز ِ هویتی : "زن / مرد" ، جستجو و تحلیل می شود . زنی که به مدد ِ دیگرجویی و همذات خواهی عاقبت می گریزد و رستگار می شود ، و در دیگر سو ، مردی که در چنبره ی تمرکز بر خود مداری هایش می ماند و به تاریکی خو می کند ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود...
بازی هنرمندان بسیار عالی .....

فقط ای کاش این فرهنگ نهادینه شود که قبل از شروع نمایش، تماشاگران گوشی ها را خاموش کنند که مثل شب اجرای ما خانم معتمد اریا تاتر را به خاطر زنگ تماس یک تماشاگر اجرا را قطع نکنند ...
بعضی وقت ها برای بعضی ها پیش میاید ولی بهتره قبل از شروع نمایش یادآوری بشه یا سیستم ضدآنتن در داخل سالن رافعال کنن ناراحت نباش فرهنگ سازیش زمان میبره ولی بچه ها را نمیشه کاریش کرد به هرحال فعلا همینه
۲۱ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگو با سیامک احصایی - اعتماد
http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=184&PageNO=9

مجتبی مهدی زاده، احسان مشعل چی و محمد لهاک این را خواندند
محمد رحمانی و وحید هوبخت این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتگو با سیامک احصایی - فرهیختگان
http://farheekhtegan.ir/?nid=1694&pid=8&type=0
محمد لهاک این را خواند
وحید هوبخت این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رومینا خلج هدایتی و سپیده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
***** به زودی در تئاتر باران *****
"سعادت لرزان، مردمان تیره روز" نوشته علیرضا نادری روی صحنه می‌رود
پس از 15 سال؛ نمایش برگزیده و خاطره انگیز نوزدهمین جشنواره تئاتر فجر روی صحنه می رود
درقالب نخستین تولید کمپانی تئاتر باران؛ «سعادت لرزان مردمان تیره روز» به کاگردانی محسن علیخانی روی صحنه می رود
محسن علیخانی با«سعادت لرزان مردمان تیره روز»به صحنه باز می گردد
کمپانی تئاتر باران در قالب نخستین تولید خود؛ اثر برگزیده نوزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر را روی صحنه می برد.
به گزارش روابط عمومی نمایش«سعادت لرزان مردمان تیره روز»که در نوزدهمین جشنواره تئاتر فجر جوایز اصلی را کسب کرد به فروپاشی یک خانواده ایرانی در دهه60 می پردازد. ماجرا در عصر یک روز بارانی آغاز می شود و در نیمه شبی تاریک و هول انگیز به پایان می رسد.
فهیمه امن زاده ، پونه ... دیدن ادامه » عبدالکریم زاده ، فرزین صابونی ، مریم باقری ، ستاره اسکندری ، مهدی سلطانی سروستانی، شهرام حقیقت دوست بازیگران این نمایش هستند.
این نمایش که در نوزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر جایزه اول کارگردانی، جایزه اول نمایشنامه نویسی،جایزه اول بازیگری زن(ستاره اسکندری)،جایزه اول طراحی صحنه(منوچهر شجاع) و جایزه دوم بازیگری مرد(مهدی سلطانی و احمد مهرانفر ) را کسب کرد.
سایر عوامل این نمایش عبارتند از؛ ،طراح صحنه:منوچهر شجاع،طراح لباس:ستاره اسکندری دستیار کارگردان و برنامه ریز: محمد گودرزیانی،مدیر روابط عمومی: مریم رودبارانی، طراح پوستر و بروشور:پیام صیادی
وحید هوبخت این را خواند
سپیده و مینا نقوی این را دوست دارند
تئاتر باران عزیز می تونستید این پست رو صرفا در صفحه تئاتر و زیر عنوان دانستنی ها قرار بدید تا نیازی به تکرار پست در سه صفحه مربوط به نمایش های این سالن نباشه و زحمت خودتون زیاد نشه.
۰۲ تیر ۱۳۹۴
ممنون از راهنماییتون بزرگوار
۰۲ تیر ۱۳۹۴
اختیار دارید به هر حال ممنون از این خبر خوب. منتظر اجرای این نمایش خواهیم بود.
۰۲ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شبی با ژاک لکان: تونلی از اعماق روان انسان به صحنه نمایش

یادداشت - احسان زیورعالم
«تونل» جدیدترین ساخته سیامک احصایی و براساس نمایشنامه فارس باقری به ظاهر داستان آدم‌هایی است که تلخی جنگ کامشان را در هم کشیده و اکنون در جنون ناشی از این دوتایی قربانی/قربانی کننده در پی ذم این پدیده شوم می‌باشند. ولی به نظر می‌رسد روایت باقری/احصایی از جنگ چیزی فراتر از داستان زن و مردی در یک آسایشگاه است و آنچه از نشانه‌های بی‌شمار روی صحنه و المان‌های دراماتیک موجود در نمایشنامه برمی‌آید، بیشتر با کاوشی روانکاوانه روبروییم که می‌تواند جنگ را نیز شامل شود.
به شکل قابل توجهی در «تونل» همه چیز دوتاست و اعضای این دوتایی‌ها در تقابل با یکدیگرند، برخی در مفهوم و برخی در شکل بصری روی صحنه. مهمترین دوتایی موجود زن/مرد است که در شکل بصری می‌توانند به دو شکل چپ/راست و بالا/پایین در میزانسن تقسیم شوند. این مساله بدان معناست که هیچگاه زن روی صحنه در سمت چپ یا بالای شخصیت مرد قرار نمی‌گیرد و این شکل بصری تبدیل به موتیفی در کل نمایش می‌شود.
در پی این دوتایی مهم با دوتایی رنگ - خاکستری/زرد در نورپردازی - و دوتایی اشکال هندسی - ال/مستطیل که می‌تواند به شکل ضمنی دال بر دوتایی فالوس/رحم باشد - روبروییم که دربردارنده المان‌های جنسیتی است. برای برجسته شدن این نظام دوتایی جنسی کارگردان به سمت اشیا می‌رود و منسوجات در این برجسته‌سازی نقش مهمی ایفا می‌کنند. برای مثال مرد را با لباس‌های نظامی خاکی‌رنگ درک می‌کنیم و زن را با ملحفه‌های سفید. علاوه بر یک دوتایی لباس نظامی/ملحفه، حتی با یک نظام دوتایی رنگی نیز مواجه می‌شویم.
اما زیباترین المان در این نظام دوتایی، چیدمان متعامد اشیای همسان در صحنه است. تعامدی که به این نظام دوتایی مفهومی عمیق می‌بخشد. اشیایی که در صحنه نسبت به هم متعامدند عبارت است از دهانه کولر، تخت و میزها - هم میز غذاخوری و هم میز مخصوص وسایل و این تعامد به زیبایی براساس میله میان پایه‌ها صورت گرفته است. البته می‌توان صندلی‌های را نیز براساس میزانسن نشستن متقابل دو شخصیت، در این بازی شریک کرد.
کارکرد این تقابل دوتایی را می‌توان در آرا و تفکر ژاک لکان، نظریه‌پرداز فرانسوی جستجو کرد. لکان با اتکا بر نظریات سوسور در باب نشانه‌شناسی به دلالت‌گری اجزای ناخودآگاه - خواست، میل و تصویر - اشاره می‌کند و این نظر را پیش می‌کشد که دال به هیچ چیزی اشاره نمی‌کند؛ بلکه رابطه دلالتی از یک نظام ارزشی و سلبی تبعیت می‌کند که در آن یک دال فقط در رابطه به همه دال‌هایی که با آن تفاوت دارند، معنا می‌یابد. در چنین نگاهی با زنجیره‌ای از دال‌ها مواجه خواهیم شد که هر دال به دال دیگر و آن هم به دال دیگر می‌انجامد. همانند آنچه پیشتر بیان شد که با فرض دال زن و مرد در صحنه زنجیره‌ای از دال‌های چه از اشکال هندسی و رنگ و چه اشیا در مقام دال تبدیل به معنا می‌شوند.
در این نظام دلالتی دیگر خبری از یک مرکز واحد نیست و از همین رو نمی‌توان به صراحت «تونل» را اثری ضدجنگ نامید و آن را شکل گرفته حول مفهوم جنگ دانست. جنگ نیز در این نظام دلالتی تبدیل به یکی از آن دال‌های موجود در زنجیره دلالتی است. چنانچه لکان در تعریف ناخودآگاه از اصطلاح بازی زبانی استفاده می‌کند؛ این بازی را مجموعه‌ای از استعاره‌ها، کنایه‌ها، جناس‌ها و ... می‌داند. لذا جنگ در این بازی زبانی - و البته بصری - به استعاره‌ای تبدیل می‌شود در جهت تنویر تقابل میان زن و مرد.
به همین نحو، تمام اشیای موجود روی صحنه قابلیت‌های زبانی پیدا می‌کنند و چه بسا تعامد اشیای همسان را می‌توان نوعی جناس تصویری دانست. خوابیدن زن و مرد و تقاوتشان - مرد روی تخت می‌خوابد و زن روی زمین - با در نظر گرفتن انجام یک فعل مشترک به دو شکل متفاوت تداعی‌گر جناس می‌شود.
اما این تنها مفهوم لکانی نیست که در نمایش نمود پیدا می‌کند. لکان در بحث رشد کودک از دوره‌ای سخن می‌گوید که کودک به درکی از دیگری می‌رسد و نظام دوتایی من/دیگری برایش مطرح می‌شود. لکان این مرحله توام با دریافت کودک از مفهوم فقدان می‌داند و از همین رو کودک در پی بازگشت به مادر خویش است. این مساله در «تونل» نمود ویژه‌ای دارد. در «تونل» مرد جهان خود را چیزی فراتر از اتاقش با تمام آن لباس‌ها و پوتین‌ها نمی‌بیند. ناگهان مدیر با بسته‌ای وارد می‌شود و به مرد عکس مادر و پدرش را نشان می‌دهد. مرد دچار سرگیجه می‌شود. او از فقدانی آگاه می‌شود که برایش تعریفی از دیگری شکل می‌گیرد. حال مرد از خاطراتش سخن می‌گوید و دیگر از آن مرد توهمی‌زده ابتدای نمایش خبری نیست. نقطه عطف نمایش شکل می‌گیرد و متعاقب آن شخصیت‌ها دست به انتخاب می‌زنند. در این تقابل زن یک گام از مرد پیش است. او درکی از دیگری دارد و در مقابل دیدن تصویری از زادگاهش، رفتاری مشابه نشان نمی‌دهد؛ بلکه از آگاهی خود می‌گوید.
این نخسین تقابل رفتاری زن و مرد نیست. بازی تفاوت از همان ابتدا شروع شده است. برای مثال زن از آسمان می‌ترسد و مرد از زمین یا زن قصد رفتن دارد و مرد قصد ماندن و یا آنکه زن از دست داده و مرد نابود کرده و در نهایت زن هدیه مدیر را نمی‌پذیرد و مرد می‌پذیرد. ولی زمانی که دو عکس به دو شخصیت داده می‌شود، این دوگانگی تبدیل به فعلیت رفتن و ماندن می‌شود. مرد که از لحاظ رشد روانی یک گام از زن عقب‌تر است با رفتن زن و درک فقدان، تصویری نمادین از زن برای خود خلق می‌کند و از همان لباس هدیه مدیر بهره می‌برد که زن آن را نپذیرفته بود.
از منظر لکان زن موفق به درک دیگر بودگی می‌شود و به موجودی نقش‌مند تبدیل می‌شود: نقش زن در کمک به مردی است که به نظر زمانی او را در خطر انداخته است. در مقابل مرد با مواجه با فقدان از درک دیگری طفره می‌رود و در فقدان دیگری آن را خلق می‌کند. لکان ورود زن و مرد به نظم نمادین را متفاوت می‌دانست. لکان بر این باور بود که هر کودک صرفاً می‌تواند دیگریت جنس دیگر را ببیند و دال بر آن باشد و این آغازی است برای ورود به قلمرو نمادین؛ جایی که زن بواسطه درک دیگری - با حضور مرد - از دروازه عبور می‌کند و مرد کماکان باقی می‌ماند. اینجاست که «تونل» معنا می‌یابد و تبدیل به دروازه‌ای برای بازگشت دو شخصیت به نقطه ابتدایی رشد روانیشان می‌شود و در این جدال، این زن است که پیروز می‌شود؛ از آن رو که زن در تونل بود و مرد روی تونل. پس این زن است که مسیر بازگشت را می‌شناسد و تلاشش برای همراهی مرد، به ظاهر بی‌نتیجه است؛ لیکن او را یک مرحله پیش می‌کشد و شاید روزی مرد نیز از «تونل» عبور کند.
البته باید گفت پایان این نمایش به نحوی کنایه‌ای است بر دیدگاه لکان؛ چرا که از منظر لکان این مرد است که بواسطه نزدیکیش به قضیب، یک گام از زن پیش است و در «تونل» این گونه نیست.

لینک ... دیدن ادامه » مبوطه:

http://www.tasnimnews.com/Home/Single/776799
نکات قابل توجهی را اشاره کردید سپاس
۰۱ تیر ۱۳۹۴
نقد یا نظر یا تحلیلت منطبق بر اثر نیست. از اثر بیرون نمیاد. تحلیل را چسبوندی به اثر. من مطلقا یکی از حرفاتو قبول ندارم. داستان منطقش مشکل جدی داره. توی اصول اولیه داستان نویسی و عناصر اصلیش مشکل داره. بعد شما تحلیل روانکاوانش میکنی از دیدگاه لکان؟بیخیال ... دیدن ادامه »
۰۸ تیر ۱۳۹۴
اصول نمایشنامه‌نویسی چه ارتباطی با مسائل روانکاوی داره؟؟؟ کارهای به مراتب ضعیف تر در تاریخ ادبیات و هنر از منظر روانکاوانه تحلیل شده اند... این متن درصدد بالا بردن و یا پایین آوردن ارزش هنری نمایش تونل نیست؛ بلکه براساس نشانگان موجود در صحنه به تحلیلی ... دیدن ادامه » لکانی دست یافته... اگر نقیضی بر لکانی بودن نمایش وجود داره لطف کنید ذکر کنید نه اینکه به صرف چسبوندن ضعف نمایشنامه نویسی که مدعیش هستید به چیز دیگری مثل تحلیل لکانی بچسبانید... همان اتهامی که به متن بنده زدید...
۰۹ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تصویر جنگ در نمایش «تونل» نوشته فارس باقری، به کارگردانی سیامک احصایی
سایه‌‌ی گذشته
http://www.theater.ir/fa/reviews.php?id=47197

احصایی فضای نمایش خود را با اکسسوار به دو بخش راست و چپ صحنه تقسیم می‌کند و فضای بازی هر بازیگر را از هم جدا می‌سازد، به جز لحظاتی که بازیگر مرد برای استراحت به تخت خواب خود در سمت چپ صحنه می‌رود.

نکته دیگری که پیرامون اجزای صحنه نمایش «تونل» باید به آن اشاره کرد بازتاب اندیشه فرعی نمایش است. جنگ در یک زمان تقویمی آتش بس به پایان نمی‌رسد، در نتیجه المان‌هایی دو بخش نمایش ـ امروز (زندگی پس از جنگ) و دیروز (روزگار هنگام جنگ) ـ را به صورت هم‌زمان در کنار یکدیگر قرار داده‌ است.
مجتبی مهدی زاده و n s این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تونل؛ تکاپوی یک روایت

آریامن احمدی

هشت زن در روزگار جنگ به تونلی در کنار شالیزار پناه می‌برند. ده شبانه‌روز در یک تونل، بی‌هیچ روشنایی. ده شب بیداری، توی تاریکی. این شِمای کلی نمایش «تونل» نوشته
فارس باقری و کارگردانی سیامک احصایی است، با بازی فاطمه معتمدآریا، شبنم مقدمی و روح‌ا... حق‌گو. سال‌ها از آن تصویر گذشته است: 35 سال این تصویر جلوی چشم‌هایت مثل فریم یک فیلم هر روز عبور می‌شود. تو چه می‌توانی بکنی با این تصویر که هر روز تو را به گذشته می‌برد؟ به جنگ. به تونلی با هشت زن، که در تاریکی تنها صداست که شنیده می‌شود. حالا سال 1394 است. ما در یک آسایشگاه روانی هستیم. زن (فاطمه معتمدآریا) یکی از آن هشت زنی است که هنوز با آن تصویرها مدام به جنگ می‌رود. «تونل»، نمایشی مینی‌مال است که با محوریت دیالوگ پیش می‌رود. دیالوگ‌ها مدام تکرار می‌شود ... دیدن ادامه » در بستری که جنگ مدام کاراکترها را به گذشته می‌‌برد. ریتمِ کند نمایش، آگاهانه خستگی تحمیلی‌اش را به تماشاگر می‌قبولاند تا تصویر جنگ را به او در گذار زمان طی کند: کارگردان که پیش از این در نمایش «قرار»، با همین شگرد، روزمرگی‌های زندگی مدرن را با ریتمی کند تصویر کرده بود، تا دو کاراکترش را در قراری عاشقانه با زمانی مشخص، اما در دو مکان مختلف در دو نقطه از جهان به خودکشی سوق دهد، حالا دو کاراکترش را باز در یک «قرار» دیگر، می‌خواهد از جنگ، با رویا به زندگی جهت دهد. مرد در اتاقش با شصت‌و‌سه پوتین، سی‌وپنج سال جنگ را با خودش زندگی می‌کند، و زن در اتاقش سی‌وپنج سال با تصویر یک تونل. تونل وجه اشتراک این دو است؛ خاطره‌ای از گذشته‌ای که با زمان، و در زمان، با زن و مرد پیش می‌آید، بزرگ می‌شود و تمام زندگی زن و مرد را در برمی‌گیرد: گویی زندگی آن دو، همین خاطره است؛ بازنمایی خاطره، هربار به شکلی دیگر. آنها سال‌هاست از طریق همان تونل، که حالا به شکل دریچه‌ کولر بازنمایی شده، حرف می‌زنند. درست مثل 35سال پیش که تنها صدا بود و تاریکی. حالا هم تنها صدا است، اما این‌بار روشنایی. زن در روشنایی، در تونل تاریک قدم می‌زند و تصویرها را مرور می‌کند، و مرد با شصت‌و‌سه پوتین، سربازانش را به خط می‌کند. آن دو در این روشنایی تاریک، رویاهاشان را باهم تعویض می‌کنند: رویایی مشترک: «در رو باز می‌کنی و، آروم از گل‌فروشی میای بیرون. باد در موهات می‌خورد و کیف می‌کنی. داری قدم می‌زنی. از گل‌فروشی دور می‌شی. می‌بینی من اون‌جام. همون‌جا می‌مونم... »
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش تونل در تئاتر باران
http://www.honaronline.ir/Pages/PicNews-4430.aspx


محمد لهاک این را خواند
شکیبا، وحید هوبخت و شکوه حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد تخفیف خرید گروهی تیوال برای خرید 5 بلیت یا بیشتر برای روزهای یکشنبه و دوشنبه این نمایش فعال شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز نمابش را دیدم... نمی دونم چرا تمام طول نمایش چهره ی 175 غواص
دست بسته جلوی چشم بود... صحنه، بازیها و نورپردازی عالی بود...
فقط می تونم بگم، جنگ تجربه ی تلخی است... بسیار تلخ...
و در پایان جمله ای که از این نمایش برای همیشه توی ذهنم حک شد:
همیشه وقتی گریه می کنی یعنی داری یه چیزی رو یاد میگیری حتی اگر اون چیز مرگ باشه...!!!!!!!!
همیشه وقتی گریه میکنی یعنی داری یه چیزی رو یاد میگیری حتی اگر اون چیز مرگ باشه...!!!!!
من این نمایش رو روز 3 شنبه دیدم . بازی بازیگران روان و خوب بود که جز این هم نمی توان انتظار داشت خصوصا از خانم معتمد اریا . ولی به نظرم درنمایش نامه دو شخصیت زن خوب پرداخت نشده بود . زنی که اون رنج ها رو دیده در رفتارش بن مایه جنون اصلا دیده نمی شد و خیلی راحت بود انگار یه خدماتی اسایشگاه روانی است و نقش مسول اسایشگاه و دغدغه هاش و تلاشش اصلا به چشم نمی امد . انگار نه انگار که ایشان یه درمانگر است و می بایست واسه بهبود مریض هاش که روش های مختلف درمانی رو به کار ببره . شاید اپر پرداخت نمایش نامه بهتر بود بازیگران با دیالوگ های بهتر بازی سنگین تر و بهتری به نمایش می گذاشتن . . .
من با شما مخالفم
یعنی اون صحنه ای که خانوم معتمد آریا داد مى زنن و گذشته رو رو مى کنن و شبنم مقدمى درباره ى گریه ى بچه مى گه و وقتى سرشو روى خاکاى خونش مى ذاره صداى خندشو مى شنوه و از چشاش اشک میاد درد هاشونو نشون نمى ده؟
هر کسى یه جورى با درد کنار میاد
اون ... دیدن ادامه » آقا پاک دیوانه شد و توى گذشته ش زندگى مى کرد
خانوم کقدمى خودشو با تسکین بیماران سرگرم مى کرد
خانوم معتمد آریا با انجام کارهاى تکرارى، ندیدید که مى گفت اصلن بعضى روزا نمى دونم ملافه اى رو تا حالا اتو کردم یا نه …؟ این یکم مرز دیوانگیو نمایان مى کنه
و اینو هم در نظر داشته باشیم که ایشون "رؤیا پردازى" مى کردن، خودشونو تو یه موقعیت دیگه تصور مى کردن تا از واقعیت فرار کنن، همون رؤیاهایی که به آقاى حق گوى هم هدیه شون دادن، و البته هم که گاهى یاد اون رؤیا هاى بد میفتادن …
۰۵ تیر ۱۳۹۴
قبول دارم این حرفتونو :)
۱۵ تیر ۱۳۹۴
به همین دلیل جنون در اجرای خانم معتمد اریا از نظر من محسوس نبود ولی از نظر دیگران شاید محسوس و چشم گیر باشد . . .
۲۲ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید