تیوال نمایش ویران
S2 : 07:06:30
  ۱۶ بهمن تا ۲۵ اسفند ۱۳۹۱
  ۱۷:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۱۰,۰۰۰ تومان

: محمد منعم
: یوسف باپیری
: (به ترتیب حروف الفبا) بهرام افشاری، مهتا پناهی، عباس جمالی، نگین خامسی، معصومه رحمانی، هوتن شکیبا، مرجان قمری، نوید محمدزاده، زارا مولایی
: محمد قدس

: آوا فیاض
: پیمان قاسم زاده، سریه شمسی زاده
: سریه شمسی زاده، سمانه سمتی
: روح الله اسدی
: فرزان فلک دهی
: مهدی آشنا
شهر:
تهران

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نوشته بودند تئاتر مستنده. با دیدن نمایش و بعد بروشور کار باز هم نتونستم دقیق بفهمم تئاتر مستند یعنی چی! اما خب اون چیزی که توی این اجرا دیدم اصلن به مذاقم خوش نیومد. حالا اگه این نمایش به درستی قواعد تئاتر مستند رو رعایت کرده باشه باید بگم که نتونستم با تئاتر مستند ارتباط برقرار کنم. اگه هم قواعد این نوع تئاتر رو رعایت نکرده که هیچ!
به نظرم این که یه سری اطلاعات عمومی بیاریم توی نمایش و چند تا فیلم هم نمایش بدیم فقط باعث می شه دیگه اثر نهایی، اسمش تئاتر نباشه! همین!
اما بازی های نمایش خوب بود گرچه منطق دعواهای بازیگرها رو تا آخر متوجه نشدم.
نیلوفر ثانی، برنا، زینت ارسطو و سید ضیا الدین صفویان این را خواندند
بهرنگ این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانم فیاض قرار بود شعری که تو نمایش ویران خونده شد رو از کارگردان اجازه بگیرید و روی دیوار بگذارید
مصطفی آذرکمان این را دوست دارد
این شعر برای خود آقای جمالی خواننده این شعر هست،من هم امیدوارم این شعر رو در تیوال بگذارن
۲۰ فروردین ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شماره جدید مجله صوتی آوای تیوال،مصاحبه با بازیگران،تهیه کننده (محمد قدس) و دستیار تهیه (آوا فیاض) را در لینک زیر بشنوید:

https://soundcloud.com/tiwall-03/theater-viran
گوش کردم این فایل رو و بسیار لذت بردم و دوست دارم تمام افراد پاشن تا اونجایی که از دستشون بر میاد کمک کنند هرچقدر هم کوچک باشد اما مثبت خواهد بود ! قطره قطره وار...
۲۸ فروردین ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار زیبا ، خلاقانه و دلنشین بود
با سپاس بیکران از این بازیگران جوان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تشکر گرم ؛ و عمیق از تمامی هنرمندان نمایش ویران ؛
برای قرار دادن علامت سوال هایی تو ذهن خیلی ها ؛
تو مسیرِ زندگی ای که سایه ی عادت ؛ روزمرگی و وهمِ دنیا خیلی از جاهاشو تاریک کرده ...
برای مایی که خستگی هامونو توی سالن های تئاتر میاریم برای لحظه ای رهایی ،
تماشای این نمایش بسیار لذت بخش بود ...
ممنون از تک تکِ عوامل و صدای زیبا ؛ دوست داشتنی و به یاد ماندنی آقای افشاری ...
http://www.yjc.ir/fa/news/4295208/هنوز-پیامک-های-تماشاگران-ویران-را-دریافت-می-کنم

مصاحبه با نوید محمد زاده درباره ى تئاتر ویران
رعنا جمالی، سید ضیا الدین صفویان و مریم گرجی پور این را خواندند
محمد قدس این را دوست دارد
ظاهرا لینک مشکل داره
۲۰ اسفند ۱۳۹۱
سلام
خوش آمدید سوگند خانم

امیدوارم روزهای خوشی در تیوال داشته باشید .

لینک مورد نظر مشکل دارد .
۲۱ اسفند ۱۳۹۱

ممنون اقاى جواهر کار

:-)

نمیدونم چرا اشکال داره ؟! شما این تیتر لینک رو تو گوگل سرچ کنید ، امیدوارم بتونید متن مصاحبه رو بخوانید. شرمنده بابتِ خرابیه لینک
۲۳ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویران؛ نمایشی متفاوت، صمیمی، نو و البته بسیار دوست داشتنی.
حقیقتش انتظار نداشتم با همچین اجرای فوق العاده ای رو به رو بشم!
بازی تک تک بازیگران بسیار عالی بود
همه ی اعضای گروه خسته نباشند
و مـــــــرسی از خانوم فیاض عزیز :)
چه خوب که راضی بودید...مرسی از خودتون :)
۲۰ اسفند ۱۳۹۱
مریم جان با حرف هایت موافقم ، ویران نمایشى متفاوت و صمیمى و نو و خییییلى عالى بود.

واقعاً همگى خسته نباشند، ممنون خانم فیاض که به نظرات ما اهمیت میدهید:-)
۲۰ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من تازه عضو تیوال شدم و این اولین نظرمه.

من 5 شنبه به دیدن این تاتر زیبا رفتم و خیلی خوشم اومد.
همه بازیها خوب بود اما نوید محمدزاده یه چیزه دیگه اس ..عالیه.
خانم گلاب ادینه و اقای مهدی سلطانی امده بودن که این نمایش به این بزرگواران تقدیم شد.
همگی خسته نباشید...خیلی دوست داشتم یه بار دیگه این تاتر رو میدیدم.
خیلی خوش اومدید! :)
۱۹ اسفند ۱۳۹۱
سلام

خوش آمدید سوگند خانم

امیدوارم روزهای خوشی در تیوال داشته باشید .
۲۱ اسفند ۱۳۹۱
ممنون اقاى جواهر کار :-)
۲۳ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فردا 19 اسفند اجرای هنرمندان ویران برگزار می شه...تعداد محدودی بلیت برای عموم در سایت تی وال گذاشته شده.اگر تمایل داشتید فردا استثنا ساعت 19 در خدمتتون هستیم.
همون چیزی بود که این روزها می خواستم ببینم . . . من بیشتر مخاطب ِ تئاتر هستم تا یک صاحب نظر ، آن هم به دلیل ِ داشتن ِ تعداد زیادی دوست ِ تئاتری :)
نوید محمدزاده و بقیه ی دوستان واقعا خسته نباشین هرچند فکر نکنم این کار خستگی به تنشون گذاشته باشه ^_^
امیدوارم باز هم ایده های عالی ِ اینچنینی نصیب ِ تئاتر ِ ما بشه
مصاحبه خبرگزاری فارس با 4 بازیگر ویران:
زارا مولایی،هوتن شکیبا،نوید محمدراده و عباس جمالی

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911216000175
سپیده زمانی، عاطفه زرگر و امید رستگار این را خواندند
mehrsa soleymani و مرضیه باهار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئـاتر مسـتند فضـای جـالـبی داره...

تجـربـه ی خـوبـی بـود!

خیـلی دوسـت داشـتم یـکـ بـار دیـگـه ببـیـنم ولـی نمـیتونـــــم:(

ولـی دیـدنـشو بـه هـمـه توصـیه می کـنـم!;)
ممنون :)
۱۷ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد قدس : قصد داریم آثار نمایشی حرفه‌ای دانشجویی را در شهر شیراز اجرا کنیم



قدس ، تهیه کننده و مدیر تولید آثار نمایشی در گفتگو با خبرنگار تئاتر هنرآنلاین بیان کرد: برای اجرای آثار نمایشی ارتباط خوبی با شیراز برقرار شده است و اجرای نمایش‌ها با استقبال تماشاگران همراه است.

قدس ادامه داد: برای اجرا در شیراز علاوه بر مجوزی که گروه‌ها در تهران دارند باید مجوز جدید به آنها داده شود، بنابراین فیلم نمایش‌ها را برای مرکز هنرهای نمایشی شیراز فرستاده‌ایم تا بررسی‌ها انجام شود.

این تهیه‌کننده آثار نمایشی گفت: پیشنهاد اجرای چهار اثر نمایشی دانشجویی در شیراز شده است این نمایش‌ها "پچ پچه‌های پشت خط نبرد" کار اشکان خیل نژاد، "اسکیف" به کارگردانی جابر رمضانی، "ویران" کار یوسف باپیری و بازی خانه قیاس‌الدین مع الفارق" به کارگردانی سید محمد مساوات ... دیدن ادامه » هستند.

وی که نمایش‌های "لو" و (a+b)3 از ایتالیا را سال جاری تهیه ‌کنندگی کرد در رابطه با اجرای آثار خارجی عنوان کرد: با سه کمپانی از یونان، آلمان و ایتالیا در حال مذاکره برای اجرای نمایش‌هایی از این کشورها هستیم در صورت رسیدن به نتیجه سال آینده این آثار اجرا می‌شوند.



منبع: هنر آنلاین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با دستهایم چه کنم....
برای یک بار دیدن توصیه می شود.
یادداشت ”یوسف باپیری” کارگردان نمایش ”ویران”

نمایش"ویران" نوشته محمد منعم و کارگردانی یوسف باپیری به تهیه‌کنندگی محمد قدس که این روزهای در تالار مولوی با استقبال تماشاگران مواجه شده و تا 20 اسفند ماه مهمان تالار مولوی خواهد بود.

نمایش مستند‌ "ویران" که برگزیده بخش نگاه ویژه سی‌امین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر است، روایت یک گروه تئاتر است که می‌خواهند نمایشی را با موضوع زلزله تهران کار کنند. در این نمایش فرهاد مهندس‌پور به عنوان مشاور کارگردان و بهرام افشاری، مهتا پناهی، عباس جمالی، نگین خامسی، معصومه رحمانی، هوتن شکیبا، مرجان قمری، نوید محمدزاده، زارا مولایی به عنوان بازیگر حضور دارند.
"یوسف باپیری" کارگردان این اثر یادداشتی را به مناسبت اجرا در اختیار سایت ایران تئاتر قرار داده است که می خوانید.
سلام
من به عنوان کارگردان نمایش"ویران" ... دیدن ادامه » به مدد لطف تمام کسانی که در صفحات مختلف از تعاریف، نظرات، پیشنهادات، نقدها، تحلیل‌ها و ناخرسندی‌هایشان در مورد نمایش "ویران" سخن گفتند، ضمن سپاس و تشکر فراوان خود و گروه اجرایی نمایش"ویران" از توجه و استقبال همه این دوستان، هنرمندان، اساتید و بخصوص منتقدین و تمام تماشاگرانی که برای دیدن نمایش " ویران" در این روزهای نزدیک به بهار و با تمام مشکلات اقتصادی موجود ساعت 17:30 هر روز به جز شنبه‌ها سالن اصلی تالار مولوی را برای دیدن "ویران" انتخاب کرده‌اند، حال چه با خرسندی کامل یا نسبی و یا ناخرسندی کامل یا نسبی سالن را ترک کرده‌اند، می خواهم نهایت احترام من و گروه اجرایی را با فشردن دستان گرم‌شان در این روزهای نه به ظاهر سرد اما سرد پذیرا باشند.
شاید این خاصیت ماست یا شاید بهتر است که باشد که بیش از تعریف‌‌ها و اظهارنظرهای دلگرم‌کننده به نقدها توجه می‌کنیم لذا با سر فرود آوردن برای تمام تماشاگرانی که این نمایش را دیده‌اند ذکر این مطالب را لازم می‌دانم:
ما چگونه تئاتر را می‌آموزیم؟ ما چگونه تئاتر کار می‌کنیم؟ ما چگونه به دیدن یک نمایش می‌رویم؟ میان ما(به عنوان تولید کننده نمایش) و مخاطب چه فرایندی در حال شکل‌گیری است؟ و صدها سوال دیگر از این دست که با روی صحنه بردن هر نمایش یا دیدن آن در ذهن ما شکل می‌گیرد. من فکر می‌کنم در آرمانی‌ترین جواب ممکن ما تئاتر کار می‌کنیم که آدم‌های اندکی بهتری باشیم و آن را به مخاطب عرضه می‌کنیم که آنها هم بعد از دیدن نمایش با اندکی تامل و تفکر با چاشنی احساس، آدم‌های اندکی بهتری شوند. هدف ارائه یک بیانیه سیاسی یا اجتماعی نیست بلکه بررسی چگونگی ایجاد روندی در حال شکل‌گیری بین تولید‌کنندگان یک اثر و مخاطب است. ما در "ویران" قبل از مواجه با مخاطب با خود روبرو شدیم حال با چاشنی مستند‌گونه. قبل از بیان مفاهیم و معانی متعالی بشری و بیان ایدئولوژی‌ها، تحلیل‌ها و ایده‌های نخبه‌گرایانه و شاعرانه به بیان خود دست زدیم. آری خود را بیان کردیم و آن را به گفتگو گذاشتیم. حال این بیان کردن خود نه کار ساده‌ای بود و نه هست. ما فکر می‌کنیم تمامی رفتارهای اجتماعی ما در فضای بیرون از نمایش بخشی از بیان ما بر روی صحنه است. یا به زبان ساده‌تر ما همان‌طور تئاتر کار می‌کنیم که زندگی می‌کنیم. حال چگونه زندگی می‌کنیم؟ خود بخوان حدیث مفصل... ما سعی کردیم در بیان خود بر روی صحنه با خود واقعی‌مان روبرو شویم و در حد توان با صداقت کامل و در نهایت آن را با مخاطب‌مان به اشتراک بگذاریم. حال چه میزان موفق بوده‌ایم مطمئنا حق با شماست.
ما تا آخر اسفندماه در حال اجرا هستیم از تمام کسانی که تاکنون موفق به دیدن نمایش نشده‌اند در این روزهای باقیمانده دعوت می‌نمایم که به دیدن نمایش "ویران" بیایند و ما را از نظرات خود بی‌بهره نگذارند.

http://www.theater.ir/fa/note.php?id=33319
نقدی از ویران در روزنامه بهار :

نمایش «ویران» به کارگردانی یوسف باپیری و نوشته محمد منعم این روزها در تالار مولوی روی صحنه است. این نمایش با هفت بازیگر که کمتر برای مخاطب تئاتر شناخته شده‌اند همه روزه ساعت 17:30 روی صحنه می‌رود. محمد قدس که تهیه‌کنندگی این نمایش را عهده‌دار است در مصاحبه‌های مختلفش این نمایش را از گونه‌های تئاتر مستند دانسته و طبق این گفته‌ها این نمایش اولین نمایش در ایران است که کاملا مستند اجرا می‌شود.
پیش شماره
نمایش «ویران» نمایشی است که بر پایه یکسری تحقیقات و مستندات شکل یافته که سعی دارد آدم را در یک موقعیت ترسناک قرار دهد؛ البته نه به خاطر این‌که با ترشح آدرنالین مخاطب را به اوج لذت از ترس برساند بلکه به خاطر یک هشدار ساده و گوش به زنگ کردن آدم‌هایی که شاید سال‌هاست به خواب خرگوشی رفته‌اند. نمایش، نمایش آدم‌هایی با قصه‌های متفاوت، اما مواجه با یک موقعیت مشترک است. این موقعیت آنقدر بزرگ است که تمام آدم‌های ساکن این شهر را هم می‌تواند در بر بگیرد. این نمایش را می‌توان نمونه‌ای موفق از انواع نمایش‌هایی دانست که متکی به درام نیستند. چرا که «ویران»، اصولا قصه‌ای را برای مخاطب تعریف نمی‌کند و تنها مخاطب را با تلنگری که به او می‌زند، رها می‌کند.
یکم
توپ بازی بازیگران در همان ابتدای ورود مخاطب به سالن شاید این حس را به ما منتقل کند که ما با شکلی از یک شوخی نمایشی روبه‌رو هستیم و در ادامه شعرخوانی و دست زدن‌های آن‌ها باز هم این می‌تواند در افزایش این حس به مخاطب کمک کند تا آنجایی که با اولین هشدار جدی، یعنی آمار ارائه شده توسط شخصی که به راوی گفته است، متوجه می‌شویم برای چه در سالن نشسته‌ایم.
آری ماجرا از این قرار است
ما در شهری زندگی می‌کنیم که روی سه گسل فعال بنا شده و احتمال این‌که هر لحظه یکی از آن گسل‌ها فعالیتش را از سر گیرد، بسیار زیاد است و این یعنی یک زلزله بزرگ و شاید یک فاجعه بزرگ‌تر انسانی. شما برای این زلزله احتمالی چه فکری کرده‌اید؟ و کل ماجرا با این سوال شروع می‌شود. سوالی که با اطمینان می‌توان گفت ذهن تمام مخاطبان را درگیر خود خواهد کرد. این درگیری ذهنی مخاطب را با شخصیت‌های نمایش که آن‌ها هم به نوعی با این مسئله درگیر هستند، بیشتر همراه و هم داستان می‌کند؛ مخصوصا با وجود راش‌های مستندی که شامل مصاحبه‌هایی واقعی با مردم کوچه و بازار در مورد زلزله است که بعدتر می‌فهمیم هر کدام از بازیگران خودشان را جای یکی از مصاحبه شوندگان گذاشته‌اند. بررسی ابعاد فاجعه و مقدار خسارات وارده احتمالی و اتفاقاتی که می‌تواند بعد از وقوع زلزله گریبان آدم‌هایی که جان سالم به در برده‌اند را بگیرد. این اطلاعات لابه لای نمایش و بعد از اتمام هر پرده از نمایش توسط شخصی که انگار راوی ماجراست به مخاطب منتقل می‌شود.
دوم
داستان ما از اوج بی‌خیالی شخصیت‌ها شروع می‌شود و صحنه به صحنه و با نزدیک شدن دکور از انتهای صحنه به ابتدای آن، جدی و جدی‌تر می‌شود. گویی آن دکور که هر لحظه دارد به ما نزدیک‌تر می‌شود و فضای صحنه را کوچک و کوچک‌تر می‌کند، شمارشی است معکوس و هشداری برای مخاطب که شاید عرصه برای زنده ماندن هر لحظه دارد تنگ و تنگ‌تر می‌شود. همان‌طور که شخصیت‌های شاد و بشاش اول نمایش در صحنه پایانی هر کدام عین آدم‌هایی که تمام کشتی‌هایش غرق شده باشد، کز کرده‌اند روی صندلی‌های‌شان و آخرین قطعه از حرف‌های نگفته و درد دل‌هایشان را برای مخاطب بازگو می‌کنند.
سوم
نمایش در سه بخش مختلف سعی دارد یک پروسه را تکمیل کند اما نه مثل تمام نمایش‌های سه پرده‌ای دیگر. اینجا ما با یک داستان مواجه نیستیم. اینجا آدم‌ها هر کدام قصه مربوط به خود را دارند که گاه تکه‌هایی از آن را برای ما بیان کنند همراه با لحظه‌هایی مشترک میان بازیگران نمایش که شاید این لحظه‌ها در طول تمرین‌ها برایشان اتفاق افتاده باشد. با دیدن مستند‌ها و فیلم‌هایی که روی دکور متحرک نشان داده می‌شوند و همچنین بازی‌ها و دعواها و حتی فوتبال تماشا کردن بازیگران و تخمه خوردنشان در کنار یکدیگر، می‌توانیم به راحتی بگوییم آن‌ها نمونه‌ای هستند از یک جامعه که ابتدا کنار هم زندگی می‌کنند. هر کدام از آن‌ها شاید با آمال و آرزوهایی، شهر و دیار خود را ترک کرده و برای رشد و پیشرفت راهی تهران شده باشند. حال این پایتخت که قبله آمال خیلی‌هاست، هر لحظه ممکن است با خاک یکسان شود. در حالی که آن‌ها هنوز به جایی که می‌خواهند، نرسیده‌اند و آسیب روحی از این فکر در رفتارهای بیرونی‌شان نمود پیدا می‌کند.
گویی این زلزله هنوز نیامده تکانش را به این جامعه داده است؛ طوری که تمام درد و رنج‌های آدم‌های این جامعه کوچک که یک گروه تئاتری را تشکیل می‌دهند، به یکباره بیرون می‌زند و آن‌ها به جان هم می‌افتند. این اختلاف و شکاف هم با هر بار آمدن و رفتن راوی و دادن اطلاعات تکمیلی از عمق فاجعه، بیشتر و بیشتر می‌شود.
چهارم
همان‌طور ... دیدن ادامه » که در نمایش هم به آن اشاره می‌شود، فاجعه فقط بلای طبیعی نیست، بلکه بخش عمده‌ای از فاجعه هم خود ما انسان‌هاییم که با رفتارهای نادرست به آن دامن می‌زنیم. از رفتارهای عصبی و خارج از کنترل در هنگام حادثه گرفته تا ناآگاهی نسبت به این نوع وقایع و رویداد‌ها که می‌تواند بر اثر عدم آموزش صحیح باشد، امکان دارد ابعاد یک فاجعه انسانی را گسترده‌تر کند. حتی در این میان عده‌ای آدم سودجو که همیشه و همه جا حضور دارند، به فکر پر کردن جیب‌هایشان خواهند افتاد و... این دقیقا همان چیزی است که من در جایگاه مخاطب باید بعد از دیدن این نمایش به آن برسم. «ویران»، با ایجاد یک موقعیت فرضی به همه هشدار می‌دهد، به مردم، به مسئولان، آدم‌های سودجو، آدم‌های کم‌اطلاع و بی‌اطلاع و همه و همه. فاجعه همیشه در کمین است و نمی‌توان جلو آن را گرفت اما می‌توان با تدبیر از خسارات آن کاست و این کل حرفی است که این نمایش می‌خواهد به مخاطب منتقل کند.
پنجم
«ویران» یک نمایش نیست بلکه یک پشت صحنه است؛ پشت صحنه‌ای که شاید از یک نمایش برای مخاطب جذاب‌تر باشد. یک مستند کامل همان‌طور که تهیه‌کننده در گفت‌وگوها و کارگردان این نمایش در بروشور نمایش در مورد آن حرف می‌زنند. فرم دکور، بازی با صندلی‌ها و نوع متن‌خوانی و... تمام و کمال، بازسازی پروسه تمرین همین نمایش برای مخاطب است. پروسه‌ای که زندگی بیشتر از خود نمایش در آن جریان دارد و انگار ما داریم داخل یک پلاتو و حالا سالن اجرا مراحل تمرین یک نمایش را از نزدیک می‌بینیم. راش‌هایی که در طول نمایش هم روی دکور به معرض دید مخاطب گذاشته می‌شوند، نشان‌دهنده چگونگی شکل‌گیری ایده‌های اولیه این اجرای به‌خصوص است. همه این‌ها روی هم آنقدر جنبه غیررسمی و راحت و آزاد به آنچه که دیدیم می‌دهد که حتی نداشتن قصه و فرم اجرایی نورپردازی ابتدایی، بازی‌های آماتور، عدم لزوم وجودی یکی دو تا از بازیگران در نمایش و... به چشم نمی‌آیند. گویی تمام این‌ها در پروسه تمرین واقع است و قرار است تا روز اجرا کامل شوند.


http://www.baharnewspaper.com/News/91/12/01/6004.html
این نمایش با هفت بازیگر که کمتر برای مخاطب تئاتر شناخته شده‌اند . من نمیدونم که نوید محمدزاده یا هوتن شکیبا یا عباس غزالی یا ... که چنذین اجرا موفق در تئاتر شهر با کارگردان های بزرگ داشتند چه جوری شناخته شده نیستن یا نگین خامسی که بازیگر تصویر است .
۱۳ اسفند ۱۳۹۱
درسته حسین؛ من هم همین نظر رو دارم
۱۵ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه ، کارگردانی و بازی اغلب بازیگران خوب بود.
بازی نوید محمدزاده آنقدر واقعی به نظر می رسید که گاهی می خواستم بروم آرامش کنم.
اجرای بهرام افشاری خیلی به نمایش کمک کرده بود.
از همه مهمتر تکانی ست که نمایش به تماشگر می دهد امیدوارم در روزمرگی های زندگی به فراموشی نسپاریم.
مرسی اومدین :)
۱۲ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویران یک نمایش شسته-رفته و جمع و جور است. خیلی روان و ساده با روایتی مستند از واقعیت، و آیا واقعیت؟!

قبل از دیدن نمایش، نوشته های تیوال را خوانده بودم و خالی از ذهنیت نبودم خب. خوانده هایم می گفت که باید این اجرا یک چیزی داشته باشد که آدم را تکان بدهد، یک چیزی که بیاید به ویرانی...
انتخاب موضوع این نمایش، هوشمندانه بوده، چرا که تمام (با تقریب خیلی نزدیکی به اکثریت) تماشاچیانش، موضوع را می شناسند، قبل ترش آن را با خود مرور کرده اند ، زندگی کرده اند حتی و این، همراهی تماشاچی را در چنین شکل اجرایی از یک نمایش مستند، ممکن می سازد. خیلی از روایت های مربوط به واقعه زلزله تهران برای من ِ تماشاچی آشنا بود، فکت های ارایه شده، نتایج بررسی های کارشناسانه و حس های مردم عادی و راوی مستند. همگی به جز همان اشاره به سوسک ها! و من کمی از تکانی را که منتظرش بودم آنجا ... دیدن ادامه » خوردم و تمام!
من هم مثل دوست دیگرمان، با بخش توهین ها و الفاظ صحنه ی تنش بازیگران مشکل داشتم. در جایی که برای نشان دادن یک صحنه ی برخورد ِ انسان-انسان، افکت های کلامی، حرکت بدن، دست و صورت، می تواند به تمامی، بار یک صحنه ی پرتلاطم و پرتنش را به دوش بکشد، چه نیازی به اضافه کردن آن فحش ها بود؟ و ما باید باور می کردیم که بازیگران این نمایش، در دقیقه های قبل تر آن ویدیو، واقعن همان آدم های روی صحنه ای بودند که ما دیدیم؟!
قبل از هر چیز مرسی که اومدین.
گاهی اوقات کامنت شماها رو که می خونم دلم م یخواد نظر بدم.نظر شخصی .اما چون اینجا به عنوان نماینده گروهم باید هواسم به نظر دادن هام باشه...

این بار اجازه می خوام یه کامنت شخصی بذارم....

به نظر شخصی من وقتی قرار مستند باشه باید باشه.نیمه مستند و اینا رو خیلی نمی فهمم...حتی به نظرم این دعوا در همین سطح هم خیلی مستند نیست...فحش و حرفایی که شما می گید رکیک و زشت الان حتی تو شوخی ها هم به کار می ره.که خیلی خیلی هاشونو گروه ها به دلیل ممیزی نمی تونن استفاده کنن...تو دعوا نقل و نبات خیرات نمی شه...همینهوواقعیت همینه.اونم تو حامعه ما که اعصاب ها داغونه.
من فک می کنم مشکل اینحاست که اینقدر رسانه ها به ما فیلم ها و خبرهای شسته رفته و تر تمیز داده که ما عادت نداریم یه واقعیتی رو که هر روز تو خیابون می بینم روی صحنه هم ببینیم...

مطمئنم اگه تو یه کاری یه دختر و پسر عاشقانه دست همو بگیرن (فقط دست همو بگیرن و نه بیشتر) یه عالمه کامنت های منفی راحع بهش میاد.

ویران ... دیدن ادامه » فرار راحت با مخاطبش ارتباس برقرار کنه.قرار نیست منه مخاطب احساس کنم نمایش میبینم.

پ.ن: 1.تاکید می کنم این نظر کاملا شخصی بود
2.ندا جون حرف امروزت به من بعد از اجرا خستگی این جند ماهه اخیر رو برام از بین برد...مرسی
۱۱ اسفند ۱۳۹۱
با نظرت موافقم ندا جان. من هم از اون بخش خوشم نیومد
۱۲ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی دلم میخواست این تئاتر رو ببینم. چون یه تجربه جدید بود: تئاتر مستند. همیشه از تجربه‌های جدید استقبال می کنم واسه همین خودمو آماده کردم که اگه از نمایش خوشم نیومد ضدحال نخورم. اما انصافا اینطور نشد. نمایش جالبی بود. نمیتونم بگم لذت بردم، شاید اصلا تئاتر مستند به دلیل نداشتن بازی‌ها یا دیالوگ ها یا جلوه هایی که آدمو تحت تاثیر قرار بده، موقعیت آنچنانی هم برای لذت بردن فراهم نکنه. نمیدونم. به هر حال این تئاتر مستند بیشتر به "موضوع" پرداخته بود و روش مانور می داد هر چند که شاخه دیگه ای هم که به موازات موضوع اصلی به خوبی پر و بال داده شده بود -یعنی زندگی گذشته و روزمره بازیگرا- به هرحال جذابیت های خاص خودشو داشت. به عوامل این کار خسته نباشید میگم و به دوستانی که کار رو ندیدن پیشنهاد می کنم ببینن. به قول کتی در نمایش برهان: ثواب داره هانی!
آره ثواب داره
۱۱ اسفند ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید