تیوال نمایش به دهکده جهانی خوش آمدی پینوکیو
S3 : 01:55:40
  ۱۸ تیر تا ۲۷ مرداد ۱۳۹۱
  ۱۹:۰۰
 بها: ۸ تومان


: محسن بابایی ، معین عشاقی ، شاهین علایی نژاد ، پرستو کرمی ، حسام منظور ، مسعود موسوی
: غلامرضا صفر زاده ، یوسف حاجیلویی ، مجید نوروزی ، نیلوفر مهاریان ، سارا عبدی ، آنا سام
: پویا موسوی
: مهشید سجادی
: ثمین تحویلداری
: محمدرضا چاپاریان

: فرشاد منظوفی نیا 
: زهرا کریمی
: بهنام قاسم زاده
: غلامرضا صفرزاده ، ندا محسنی 
: مجید نوروزی
: روزبه نیک مرام ، سجادزارع
: زری کریمی ، مسعود موسوی
: ثمین تحویلداری
: یوحنا حکیمی
: یوحنا حکیمی ، امیر قادری ، علی اصغر گودینی ،فرناز مرتضوی
: امیر ترحمی / اجرای نور: امیر خوارزمی
: روزبه کمالی
: غلامرضا صفر زاده ، پویا موسوی
: لیلی صدیق
: کمال کچوییان
: شهاب الدین حسین پور/ دستیاران :: شبنم عطایی

: 70 دقیقه

خلاصه نمایش:

پینوکیو از فرشته مهربان می خواهد او را به انسان تبدیل کند اما پدر ژپتو با او به شدت مخالف است 


مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
وسوسه ی انسان بودن برای اندیشه های مغز چوبی خیلی بزرگ بود...

خوب بود. متن خوب بود و صحنه ها تماشاگر رو درگیر می کنن. در کل فکر میکنم به دنبال یک مسئله بود .. انسان و اضطراب انسان بودن و ماندن :)
وسوسه ی انسان بودن برای اندیشه های مغز چوبی خیلی بزرگ بود...

خوب بود. متن خوب بود و صحنه ها تماشاگر رو درگیر می کنن. در کل فکر میکنم به دنبال یک مسئله بود .. انسان و اضطراب انسان بودن و ماندن :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از 20 نمره 10 میدم
اونم به خاطر نور و صحنه و موسیقی و یه ذره هم بازی
کار اصلا فرم نداشت داستان با بازی خوب پدر ژپتو شروع شد و اخر داستان پینوکیو به حرف پدر ژپتو میرسه اما این روندن رسیدن که حول 55 دقیق که خودش یه گره در ذهن تماشاگر ایجاد می کرد با صحنه های زیاد که چند صحنه هم هیچ حرفی برای گفتن نداشت گیج کننده بود .
این کار فانتزی که به دنبال اثبات حرفش از صحنه های زیادی استفاده می کند از هیچ فرمی تبعیت نمی کند در واقع فرم کار "کلیشه ی همیشگی" خواب دیدن است .
راجع زیر متن کار هم می نوان به دخترهایی که پینوکیو عاشقشان شده ( امریکایی و افغانستان و بوسنی و یک کشور افریقایی ) و در دهکده از لوازمی که نامبرده می شود و مخصوصا صحنه سربازی می توان دریافت که غرب عامل اصلی این ادم خوب نماندن است .
بازی صحنه سربازی و دادگاه پدر ژپتو بهترین صحنه بازی ها بود
سه شنبه تئاتر رو دیدم . شب خوبی نبود ، به دو دلیل : 1- اجرای ویژه عکاس ها بود و صدای شاتر دوربین ها اعصابمون رو خورد کرده بود.
2- خود نمایش هم فارغ از جو بد سالن خوب نبود . دیالوگ های خشک و بازی های مصنوعی ، نمایش رو شبیهه فیلم هندی کرده بود .
کلا توصیه میکنم نبینید.
منظورم اینه که تقریبا هر بار که صحنه عوض میشد تو با شنیدن چند تا دیالوگ اول ، کل دیالوگ ها رو میتونستی پیش بینی کنی.
در ضمن دیالوگ ها حالت شعاری بدی داشت . اینکه شما هی شعار بدی بیا آدم باشیم ، بیا آدم باشیم ؛ به نظرم خیلی کار سختی نیست . ولی پروراندن داستان ... دیدن ادامه » حول هسته ی انسانیت و آدم شدن به دور از شعار زدگی ، کار سختیه که متاسفانه تو این نمایش دیده نشد.
۱۱ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان این نقد نمایش پینوکیو در سایت ایران تئاتر هستش. فکر میکنم خواندش خالی از لطف نباشه:

http://theater.ir/fa/reviews.php?id=29398
مریم حسن نژاد، رعنا جمالی، محسن عسگری و سعید بیگی این را خواندند
نرگس ... این را دوست دارد
ساسان و سارای عزیز
من خودم نمایش رو ندیدم و این نقد رو هم صرفا جهت اطلاع رسانی اینجا گذاشتم و در خصوص منصفانه بودن/نبودن نقد نظری ندارم.
متوجه منظور شما نشدم ساسان جان. صرف فهمیدن هدف نمایش- بدون در نظرگیری چگونگی اجرا، ساختار متن و...-دلیلی بر رد حرف های ... دیدن ادامه » قبلی هستش؟!

سارا جان من متوجه نشدم بالاخره شما مشکلت با محتوای نقد هستش یا با حجمش؟ چون در جمله اول گفتی که 3/4 نقد به تعریف داستان میگذره و در جمله بعدی گفتی که نقدهای "کوتاه" دوستان مفیدتره. من از خانم سجادی این رو میدونم که در رادیو نمایش مشغول هستند.
۰۳ مرداد ۱۳۹۱
برای من هم عجیبه همچین نقدی رو در سایت ایران تاتر قرار میدن.دوسوم نقد(نوشته) تنها تعریف داستان نمایش است!
۰۳ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پس از حدودا پنج سال اولین باری است که دیالوگ لحظاتی که محسن بابایی در نقش پدر ژپتو در(نمایش به دهکده جهانی خوش آمدی پینوکیو) خصوصا زمانی که در خصوص پینوگیو از دست زمانه از تماشاچی دادخواهی میکند به دلم نشست.
واقعا آن صحنه دادخواهی یک صحنه به تمام تاثیر گذار و ماندنی برایم بود.
اشک مرا در آورد.
واقعا در این قسمت نمایش بیان این دیالوگها تاثیر بسیار فوق العاده ای بر روی تماشاچی گذاشت و در این قسمت پدر ژپتو با دیالوگ ماندگار و با استفاده از تم صدا فوق العاده- نقش یک پدر دل شکسته را عالی بازی کرد.
یکی از عوامل تاثیر گذار در بازیگری و ارتباط روحی با تماشاچی - دیالوگ می باشد.
برای این گروه و عوامل آن آرزوی موفقیت دارم.
از اول اجرا کاملا معلوم بود که نویسنده در دریایی از افکار غوطه ور شده و نمیدونه با این پینیکیو چیکار کنه، چطوری میتونه از داستان پینیکیو یک اجرا در بیاره که بتونه تو سالن تئاتر شهر به نمایش بگذاره، چندین اپیزود گنگ که هیچ ربطی به هم نداشتند. فقط یه پرسوناژ یکسان به نام پینیکیو در آنها نمایش اجرا می کرد.
من مطمئن هستم که خود نویسندم نمیدونسته چی میخواسته از این اجرا دربیاره.

در ضمن نویسندگان عزیز توجه کنند که فلش بگ یک دهه است که از تئاتر حرفه ای جهان کنار رفته است، هنوز نویسندگان ما داستان خود را با یه فلش بگ شروع می کنند.
اجرا را تماشا کردم ، مانند کارهای قبلی این کارگردان این کار هم به بیان مشکلات امروزی پرداخته بود با سبک و شیوه ای متفاوت ، با برخی از بخش های کار ارتباط کامل برقرار کردم مانند مک لوهان و "ژپتو و به نظر من این کار میتوانست کوتاه تر و مفیدتر اجرا شود ، در کل به تمامی عوامل کار خسته نباشید میکنم و به دوستان خواننده می گویم دیدن این کار خالی از لطف نیست .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عصر امروز مورخ 30/4/90 این نمایش را تماشا کردم به طور کلی بازیها خوب بود و مرا به تفکر و تامل واداشت به خصوص نقش پینوگیو و پدر ژپتو- و این درام یک درام روانشناسانه و به سایکودرام بسیار نزدیک و خوب بود در این درام به خوبی به دغدغه های انسان مدرن اشاره شده و به عصر کلاسیک و پست مدرنیسم پرداخت شده بود و همچنین به مشکلات امروزی نیز اشاره شده بود و من دیدن این درام را به شما عزیزان
توصیه می کنم اما طراحی صحنه خوب نبود و دایما اسباب صحنه تعویض می شد - من فقط توانستم با پینوگیو و پدر ژپتو همزاد پنداری کنم -حرکا ت اسلوموشن معین عشاقی خیلی زیبا بود
- اما این نمایش بیشتر با دیالوگ پیش می رفت و بیشتر حالت روایی داشت در صورتی که با نمود بازیگری - می توانست بهتر جلوه کند و همچنین بردن ذهن تماشاچی و کشاندن به چند موضوع باعث خستگی و سر در گمی تماشاچی می شود اگر بطور ... دیدن ادامه » مثال پینوکیو به سه برهه از زمان برده می شد و موضوعات بیشتر تحلیل می شدند قطعا تماشاچی بیشتر می توانست با نمایش ارتباط روحی برقرار کند - تماشاچی خستگی روحی دارد و بنابراین باید کاری کرد که این خستگی در سالن تاتر از ذهن او بیرون رفته و او برای زتدگی فردا آماده شود.به هر صورت از زحمات کارگردان و کلیه عوامل کمال تشکر را دارم.
سلام و بدورد!
در پاسخ به اعتراض و دلخوری هادی ملک زاده عزیز از نظری که درباره این تئاتر نوشته بودم، و به قصد حرمت نهادن به این دوست ناشناس و باقی دوستان ناشناسی که احتمالاً از نوشته های من و به ویژه زبان این نوشته ها دل آزرده شده اند و آن قدر بزرگواری داشته اند که به روی این ناقص عقلی که منم نیاورند، از این پس تا زمانی که رعایت ادب مورد نظر دوستان در نوشتن را نیاموخته باشم و یاد نگرفته باشم چطور بنویسم که کسی را نیازارم، درباره ی هیچ تئاتری هیچ نخواهم نوشت. و از آنجا که من اصولاً آدم کندفهم و دیرانتقال و ...ای هستم (!!!) و به هیچ روی تعاریف این دوستان را از ادب و احترام و... نمی فهمم، و از سوی دیگر قصد باز آزردن دوستان را نیز ندارم، بعد از این تنها به خواندن خاموش نظرات دوستان بسنده خواهم کرد.
از تمام دوستانی که هر نوشتاری از من به هر شکل و هر ترتیب آزرده ... دیدن ادامه » شان کرده صمیمانه عذر میخواهم.
باقی بقای دوستان!
درود بر شما اقای ایزد پناه

نقد هایی که بر روی دیوار نوشته اید کاملا خواندنی و مفید بوده برای من
البته این را هم بهتر از من میدانید که نظرات و افکار در اینجا به یک شکل نیست و نخواهد بود.
من به هیچ وجه قصد نصیحت یاتوصیه به شما یا اقای ملک زاده ندارم ولی ... دیدن ادامه » بهتر است در این فضایی که برایمان ترتیب داده شده به نظرات هم احترام بگذاریم و اجازه بدهیم که اعضای این سایت آزادانه بتوانند در چارچوب قوانیین نوشته شده در باره تاتر ها نظرات خودشان رابدهند تا باقی اعضای سایت از نقد ها و نظرات دوستان درباره نمایش های روی صحنه مطلع شوند.
آقای ملک زاده هم اگر نظری مخالف شما درباره تاتر نمایش داده شده دارند بهتر است که به جای جواب دادن به بقیه دوستان نقد خود را درباره تاتر مذکور بر روی دیوار بنویسند.به نظر من این پسندیده تر است تا اینکه نظر خودشان را به این شکل بیان کنند.

امیدوارم در روزهای آینده نقدی دیگر از شما برروی دیوار بخوانم.

برقرا باشید دوست عزیز.
۳۱ تیر ۱۳۹۱
آقای ایزدپناه عزیز
با نظر آقای عسگری موافقم. لطفاً شما هم تحمل نقد نوشته هایتان را داشته باشید و امیدوارم باز هم نظر شما را درباره ی تاترهای دیگر بخوانم.
ممنون.
۰۲ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان، از کدوم قسمت سایت میشه این تئاترو برای بلیت نیم بها رزرو کرد؟
تبسم استاد و معصومه حسن نژاد این را خواندند
رزرو نیم بها ش تموم شد.مگر اینکه یک بار دیگه بذارن!
۲۹ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمیدونم چرا یکسری از دوستان به جای بررسی کار با یکدیگر جر و بحث میکنند من هر دفعه که به این صفحه میام و میخوام دیدگاه بقیه مخاطبین و ببینم به جای نقد کار جر و بحث میبینم در هر صورت امروز در مجله بانی فیلم صفحه تاتر درباره این کار با کارگردانش مصاحبه کردن من خوندم و خوب یکسری ابهاماتم درباره اجرا برطرف شد پیشنهاد میکنم دوستان هم اگر دوست داشتن در لینک زیر این مصاحبه رو مطالعه کنند.
http://www.bfilmnews.com/pdf/1391/04/29/p06.pdf
آقای فنایی ممنون از مطلب خوبی که به اشتراک گذاشتین.با موضوعی که میفرمایید بنده هم موافقم
من هم برای خوندن نقد به این صفحه میام.معمولن هم چیزی نمینویسم فقط نظرات بچه ها رو میخونم و معمولن برام مفیده و استفاده میکنم.ولی اتفاقی که اینجا و در مورد این نمایش ... دیدن ادامه » و نظرات دوستان داره توسط یکی دو نفر که کاملن پیداست میفته برام عجیبه.این لحن حرف زدن!
حداقل تو این مدت کوتاه 6 ماهی که من عضو هستم مشابهش رو ندیدم...
دلیل پستی که گذاشتم این بود
۲۹ تیر ۱۳۹۱
مرسی از تو ساسان
باید تبریک بگم به داریوش رعیت برای ایده خوبش. و تبریک و خسته نباشید ویژه به معین عشاقی برای اجرای قوی که داشت. (اگر همه چیز به خوبی کار این دو بود این نمایش خیلی ماندگار می شد.{این نظر منه} )
۲۹ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب کار رو دیدم ، برخلاف سایر کارهایی که اخیرا دیدم در انتهای کار تا مدتی به مفاهیم و محتوای کار اندیشیدم و لذت بردم از کاری که باعث ایجاد فکر و اندیشه در من شد . بر خلاف نظر دوستانی که کار را دوست نداشتند من بسیار از کار لذت بردم و شاید برای دومین بار هم کار رو ببینم و پیشنهاد میکنم این تئاتر زیبا رو حتما ببینید .
خوشحالم از کاری که دیدی لذت بردی
امیدوارم همیشه تئاتر ها را زیبا ببینی.
۳۰ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کار هم مانند بقیه ی کارهایی که از این کارگردان دیده بودم دارای پیچیدگی های خاص خودش بود و تا حدود زیادی مشکلات انسان امروزی رو خوب بیان کرده بود.بیشترین لذتی که از دیدن نمایش فوق بردم حرف های پدر ژپتو بود خصوصا بعد از صحنه مک لوهان که منو یاد حرف های همه ی پدر و مادرهای دلسوز می انداخت ، همچنین صحنه مفیتسو که پینوکیو روح اش رو فروخت خیلی ناراحت کننده بود . شخصیت مک لوهان بسیار خاص و امروزی بود انگار مک لوهان رو با شرایط روز تطبیق داده بودن آخرین صحنه نمایش هم بسیار رومانتیک بود اما به نظرم کارگردان میتونست با کم کردن زمان اجرا به یک ساعت مخاطب بیشتری رو جذب کنه.در کل اجرا فوق ارزش دیدن تو این هوای گرم و آلوده رو داشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید بعضی از قسمت ها یک مقدار کش دار به نظر میرسید ولی در کل به نظرم کار خوبی بود و دغدغه های انسان مدرن تا حدودی بیان میکرد.من شخصا صحنه ی سرباز پینوکیو رو خیلی دوست داشتم و قسمت دهکده ی جهانی هم از نقاط قوت کار بود.واین هم یک جمله از متن برای دوستانی که هنوز نمایش رو ندیدند:"انسان شدن وسوسه ای بزرگ برای اندیشه های یک مغز چوبیه..."
راضیه جان ، خوشحالم که تئاتری را که دیدی دوست داشتی.
ولی من دقیقا با ایده ای که می خواد این باور (این جمله) را منتقل کند، مشکل دارم.
۲۲ تیر ۱۳۹۱
کاش بیشتر توضیح میدادی سوده جان .البته برداشت هر کس از هنر متفاوته ولی به نظرم شاید یکی از نظرات نویسنده این بود که خیلی ها بالغ میشن بزرگ میشن عاشق میشن ولی مغزشون هنوز چوبیه هنوز گول میخورن .همون طور که پینوکیو با یه آی پد گول خورد!خیلی از آدم ها این طورین ... دیدن ادامه » و این نمایش به زندگی این آدم ها میپرداخت ...
۲۴ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هم دلچسب نبودن کار را قبول دارم و آنچه مرا در طی نمایش آزار می داد این بود که به هیچ وجه نمی شد با پرسنژ ها همزاد پنداری کرد نه پدر ژپتو افسرده نه فرشته نامهربون نه.. نه..
ولی برعکس به نظر من این اثر مضمون پیچیده ای داشت
انتقال حس بی اعتمادی به کسی که تحول در ما ایجاد می کند (فرشته مهربان)
احساس پشیمانی از آدم شدن از پیشرفت کردن
و ....
و به نظر من چه بهتر که تئاتر ضعیفی بود.

پ.ن. فقط در اپیزود دهکده جهانی می شد شور تماشاگران را حس کرد. و من به شخصه دن کیشوت را دوست داشتم،
سوده جان الان حدودا 10 دقیقه است دارم به جمله "چه بهتر که تئاتر ضعیفی بود" فکر میکنم و چیزی دستگیرم نمیشه!یکم توضیح میدی لطفا؟:)
۲۱ تیر ۱۳۹۱
کیان محترم
خیلی ممنون که به جای نقد تئاتر لطف داشتید بنده حقیر را نقد فرمودید
۳۰ تیر ۱۳۹۱
هادی محترم
اظهار نظر و احساس کمترین حق بشر است.
و فکر نمیکنم برای هر احساس ونظری لازم باشد آن را اثبات کرد و برای دیگران توجیح کرد.
اگر با نظرم مخالفید نظر شما برایم محترم است.

۳۰ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

درود
من معمولا راجع به تیاتر ها نقدی نمی نویسم چون نقد کردن رو بلد نیستم واین فقط نظر شخصیمه،
تیاتر بی محتوی وبسیار سطحیی بود،اصلا خوب بهش پرداخته نشده بود.
جای کار خیلی زیادی داشت ،میتونست تیاتر خوبی باشه ولی پر از صحنه های لوس ومسخره بود،حتی بازی ها هم به جزآقای حسام منظور که تقریبا بهتر از بقیه بود اصلا خوب نبود.
طراحی صحنه و نورپردازی هم بیشتر مناسب تیاتر کودک بود.
درکل تیاتر خوبی نبود و ای کاش دست کم توی سالن قشقایی اجرا نمی شد!
حسام منظور یکی از بازیگرای مورد علاقه ی من هستش
دوست داشتم این کارُ ببینم ولی دل زده شدم
۲۶ تیر ۱۳۹۱
جناب ملک زاده من که گفتم من ابن کار رو نقد نکردم و نمیکنم!!من فقط نظرم رو به عنوان بک مخاطب گفتم همین!
۳۰ تیر ۱۳۹۱
جناب فروغی منظور من صرفا کار قبلی اجرا شده در این سالن نبود!لازم به ذکر که من اصلا کار قبلی در قشقایی رو ندیدم!
۳۰ تیر ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار ریتمی داشت به شدت کند و فاجعه بار به طوری که بعد از گذشت حدود بیست دقیقه مدام به ساعتت نگاه می کردی و در فکر بودی که چطور زمان باقی مانده را دوام باید بیاوری توی سالن و گواه این گفته نور موبایلهایی است که سالن را به آسمانی پر از ستاره های درخشان بدل کرده بود! بازی های ایرادی نداشت و تمام بازیگران سهم خود را به خوبی هرچه تمام تر ادا می کردند که خسته نباشند. اما متن پرگویی و خرده ماجراهای زائد بسیار داشت و انگار نویسنده تعمدی داشت که پینوکیو را به دیدن تمام شخصیت های شناخته شده در چهار گوشه جهان ببرد بی که هیچ یک از این شخصیت ها حرف تازه ای و حرفی متفاوت از قبلی داشته باشند که حضورشان را ایجاب کند. و ایراد دیگر متن این که تماشاگرهایش را کودکانی دوسال و نیمه انگاشته بود که نیاز است هر حرکتی و هر گفته ای را چندین بار به صراحت برایشان معنی کنی وگرنه ... دیدن ادامه » هیچ نخواهند فهمید؛ مثلاً در صحنه ی روبرویی پینوکیو با شهرزاد زبان بریده که یکی از بهترین قسمتهای نمایش است واقعاً لازم بود پینوکیو را واداریم بپرسد: «چه کسی زبان شهرزاد را بریده است؟» و جواب بشنود: «همانها که دوست ندارند شهرزاد و شهرزادها قصه بگویند»؟ آقای من، یک نقطه ی سیاه در صفحه ای سفید چشمگیر است و دو نقطه، نظرناگیر. از حق نباید گذشت که ایده ی اصلی داستان، ایده ی خوبی است البته.
و البته شاهین علایی نژاد بسیار دوست داشتنی تلاش فراوانی کرده بود تا یک تنه مانع کلافگی و خواب آلودگی تماشاگر شود اما چه کند که بهار را هر چه اصرار کنی با تنها یک گل نمی آید! و انصاف نباید فروگذارد که گرمای جهنمی سالن نیز سهمی عمده در این کلافگی و خواب آلودگی داشت!
مسعود موسوی القمی را می شناسم و به نیکی هم می شناسمش این مرد نیک را، اما ای کاش به تدریس بسنده می کرد و مرتکب اجرا نمی شد که لااقل این اجرایی که من دیدم فروکاهنده ی قدر اوست.
همچین فاجعه بارهم نبودریتمش....بنظر من بازی همه بازیگرهاش خوب بود ولی اشکال جای دیگه ای بود....
۲۰ تیر ۱۳۹۱
هادی جان!
1- منظورت از متلک گفتن به یک گروه حرفه ای را نمی فهمم. داستان ستاره ها را میگویی؟ واقعاً قصد متلک گفتن ندارم، اما حق سخن گفتن و اظهار نظر آری.
2- جهت اطلاعتان عرض میکنم که اندیشه ی نویسنده و کارگردان که میفرمایید چیز غامض و پیچیده و حتا نویی هم ... دیدن ادامه » نیست. باور کن دوست عزیز سالهاست که من و دنیا با این دست اندیشه ها آشناییم.
3- گمان نمیکنم به این پیشکسوتی که میفرمایید بی احترامی کرده باشم و صدالبته که به هیچ روی قصدش را هم نداشته ام. بار دیگر دو سطر آخر را بخوانید: «مسعود موسوی القمی را می شناسم و به نیکی هم می شناسم این مرد نیک را...» اگر نیک خواندن کسی بی حرمتی است از جهانیان عذر میخواهم!!!
4- باور کن عزیز من که مخالفت به معنای بی حرمتی نیست و موافقت بی قید و شرط هم هر معنایی داشته باشد قطعاً «احترام» یکی از معانی اش نخواهد بود.
5- باقی بقای حضرت عالی و تمام خوش سخنان و پاس دارندگان ادب!
۳۰ تیر ۱۳۹۱
نمی فهمم! یعنی کسی که پیشکسوت می نامندش هرگز و هرگز مرتکب هیچ اشتباهی در اجرایش نمی شود و نقدناپذیرست مگر تعریف و تمجید؟
۰۲ مرداد ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار یه سری اشکال داشت از نظر من،
موزیک تکراری و خسته کننده بود، موضوع هم خیلی گنگ بود و یه کم تماشاگر و خسته میکرد، و طراحی لباس هم خوب نبود مخصوصا لباس خانم کرمی که چند باری هم روسریش از سرش افتاد و باعث شد دیالوگش یادش بره..
ولی من بازی اقای علایی نژاد و عشاقی و دوست داشتم، برای صحنه هم ضحمت زیادی کشیده بودند و خوب هم از اب در اومده بود، در جمع کار خوبی بود ارزش دیدن و داشت