تیوال نمایش wow واو
S3 : 02:36:23
  ۰۶ مرداد تا ۰۲ شهریور ۱۳۹۴
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۲,۰۰۰ و ۱۵,۰۰۰ تومان

نویسنده، طراح و کارگردان: تینو صالحی

طرح نمایشنامه: کاظم پور مهدی
مدیر تولید: لیلا پرورش

بازیگران (به ترتیب حروف الفبا): الهه شه پرست، تینو صالحی٬ علیرضا مهران٬ شیما ملکیان و محمدرضا سجادیان، لیلی شجاعی، مارال عظیمی، بهار زندی، راحله بدیعی٬ آزاده مشعشعی

نوازندگان
(کاری از گروه موسیقی ستاره قطبی)
بهار ایلچی: آهنگساز و نوازنده هارپ و کیبورد
سپیده ایلچی: نوازنده ابوا و باس
مهشید مولایی: خواننده
یاسمین ناصری: نوازنده کلارینت
نازنین سلطانی: نوازنده فلوت
سمانه محمودی: نوازنده‌ درامز و سازهای کوبه‌ای

طراح لباس: الهام شعبانی
عکاس: مهدی آشنا
مدیر روابط عمومی: بهادر آذری
تبلیغات: بهادر آذری، مریم شریعتی
ساخت دکورو طراح آکسسوار: حسین طاهر بخش

طراح گریم: افسانه قلی پور
دوخت لباس: زهره سلیمی پناه
مجریان گریم: امید نوروزی٬ حسین تبریزی٬ سروش رازی٬ هدا رودبار٬ رویا قایمی مهدوی
طراح پوستر و بروشور: بهادر آذری
روابط بین الملل: علی صادقی خواه
دستیاران کارگردان:
عسل امین نیا
بهادر آذری
گروه کارگردانی:
نرگس قربانی
آزاده چهره قانی
علی آهنیان

: ۰۹۲۱۲۱۸۹۷۴۱

صفحه‌ی اینستاگرام این نمایش
برنده‌ی جایزه‌ی بهترین موسیقی از بخش بین الملل سی و سومین جشنواره تاتر فجر
این نمایش پیش تر در سی و سومین جشنواره تاتر فجر به روی صحنه رفت برای خواندن و دیدن نظرات عکس ها و... اینجا کلیک کنید

 

 

یادداشت کارگردان
من زنی تنها هستم، وطنی ندارم......

تقدیم به سوسن تسلیمی٬ چراکه داستان غربت او ، و غم زبان او در غربت،انگیزه اصلی نوشتن این متن بود . زمانی که او به دلیل بی زبانی در غربت دفاعی جز عکسهای بازیگریش و بریده روزنامه های هنری در برابر پلیس مهاجرت نداشت،زمانی که او مده آ را یک تنه به اجرا میبرد، آن زمان،زمان غربت است و آن زبان، زبان غربت. از این رو دغدغه اصلی این متن زندگی مهاجران است در غربت، و اینکه تضاد زبان سر و زبان دل در زیر فشار چه آواری بر ذهن بی چاره این بی چارگان فرو میریزد. بارها تاکید کرده ام که تجربه اصلی من در این اثر بالا بردن قدرت ارتباط تیاتر و مخاطب است در اثری تجربی که این روزها گویا گنگی ویژگی آن است و کسی آن را نمیفهمد. هدف من آمیختگی فرم پست مدرن است با قصه. چرا که مردمانی قصه گو و قصه دوست بوده ایم از دیرباز و روایت در خون ماست. تیاتری که بومی باشد ، به روز باشد، فیزیکی باشد متعهد باشد ، دغدغه فرهنگ داشته باشد و در عین حال قابل فهم باشد، این تیاتر همان است که برایش تلاش میکنم نه آنکه بدستش آورده باشم. در آخر چند نکته دارم. سپاس از رزمندگان نمایش وو ، چراکه با بیرون و درون جنگیدند تا وو به صحنه بیاید. تجربه روندی دیالکتیک و بی مرز است از آن جهت هر روز آماده تغییریم . هر کس تعریف و چهارچوبی برای تجربه دارد کهنه است چون در چهارچوب آمده و بسته است. آرزوی آشتی برای تیاتر و آرزوی در امان ماندن تیاتر از گزند تفکر تجاری و انسانهای تجارت پیشه٬ ممنون از همراهان تیوال که نمایشهای ترنج و مم و زین را حمایت کردند و این نمایشها بدون بازیگر تجاری موفق بودند چون شما مهر تایید آن را زدید . امید که وو بیشتر از همه آثارم مقبول باشد

 


باکس های کناری: ۲۲.۰۰۰ تومان
باکس های وسط: ۱۵.۰۰۰ تومان
**بهای باکس های وسط به دلیل جنس صندلی‌ متفاوت است و از لحاظ جهت دید متفاوت با دیگر صندلی‌ها نیست**
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش واو (سری دوم) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش wow / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش واو (سری نخست) / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش wow / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» اجرای ویژه نمایش «وو» به خبرنگاران تقدیم شد

» تینو صالحی اجرای ویژه امروز شنبه را با حضور مردم در کنار هنرمندان برگزار می کند. / نمایشم را به خبرنگاران تقدیم می کنم.

» نمایش wow دیروز میزبان اهالی رسانه بود

» روز یک شنبه ۴مرداد ماه٬ اجرای عکاسان و خبرنگاران نمایش وو wow در تالار حافظ برگزار می شود

» یادداشت کارگردان نمایش wow وو تینو صالحی

» برخی از بازیگران در هنر تجارت می کنند

» تئاتر تجربی بدون پز روشنفکری، گفت‌و‌گو با کارگردان نمایش «واو»، تینو صالحی

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
wow (دنیای زنان) . . .

1. تئاتر تجربی: این مهم ترین ادعای تینو صالحی در wow است، و زن و زبان مهم ترین مفاهیم و بن مایه های این اثر. تئاتر تجربی هم از آن واژه هایی است که حسابی سر آن دعواست و همه فکر می کنند فقط خودشان معنای درست آن را درک کرده اند! از لا به لای مشترکات و برآیند نظر صاحب نظران می شود گفت تئاتر تجربی شکستن قواعد مرسوم به منظور امتحان کردن یک شیوه تازه اجرایی در عناصر تئاتر است. این شکست قواعد ممکن است تماشاگر را پس بزند و به همین دلیل کسی که به دنبال تئاتر تجربی می رود انتظار گیشه ای پر رونق را نخواهد داشت.

2. اما فارغ از این که اثر در گیشه و در برخورد با مخاطب چه بازخوردی دریافت خواهد کرد مساله مهم بایستگی و الزام این ایده ها در بستر کار است. این که من کارگردان بدانم چرا فلان ایده تصویری را در صحنه اجرا کرده ام و اگر این نمایش به نحوی دیگر اجرا ... دیدن ادامه » می شد کدام مولفه از آن کم می شد؟ منظور این که اگر بدانیم خواندن متن یک نمایش با اجرای صحنه ای آن تفاوت چشمگیر و بارزی ندارد، این به معنای ضعف کارگردانی تصویری اثر است، و یا این که اگر بدانیم فلان میزانسن توسط کارگردان لزوما مفهومی به کار اضافه نمی کند، این میزانسن از شمار بایستگی های کار حذف می شود و عنصری زاید و بلا استفاده محسوب خواهد شد.

3. با این مقدمه طولانی باید بگویم اثری که در تالار حافظ روی صحنه می رود نمایشی است بی اندازه دوست داشتنی و قاعده مند. در تمام طول نمایش افرادی که در وسط نشسته اند باید به سمتی بالا تر از خط افق دیدشان نگاه کنند. در واقع تماشاگر در این وضعیت احساس محصور شدن را پیدا خواهد کرد. حرکت بین تماشاگران، نبود یک سن واحد و استفاده از بیشتر نقاط سالن برای میزانسن دادن در حالی که نتوانی مکان اتفاق بعدی را حدس بزنی تمهید خوبی بود. سوال مهم این که اگر فاصله با تماشاگر حفظ می شد و نمایش در یک سالن قاب عکسی روی صحنه می رفت چه اتفاقی می افتاد؟ به نظرم می آید که شلختگی تعمدی در تعیین مکان هر صحنه و جا به جایی مدام خط نگاه تماشاگر، تشدید فضای فانتزی کار را در پی خواهد داشت. انگار با مشتی روح سرگردان طرف هستی که هر لحظه از جایی از سالن سر بر می آورند و بخشی از روایت را برای تو تکمیل می کنند. ای کاش تمام تماشاگران در وسط سالن استقرار پیدا می کردند تا این بازی بازیگران روی سکو ها تماشاگر را محصور کند و حس اسارت و محاصره شدن در میان این همه زبان آشنا و ناآشنا بهتر به تماشاچی منتقل شود.

4. اما در متن ساختارشکنی جای چندانی ندارد. مهم ترین و چشم گیر ترین خلاقیت در نگارش متن تعریف زبان در نوع دیالوگ نویسی است. زن و مرد مهاجرند پس به زبانی منقطع حرف می زنند اما زن وقتی از دل خود می گوید زبان مادری اش به کار می افتد. دختر رئیس وجه عقل گرای خود را مدام به رخ می کشد. فکر می کنی، فکر می کنم، فکر می کند . . . نوعی تضاد شرقی و غربی، عقل و دل، شاید کلیشه باشد اما گل درشت نیست و هنرمندانه محسوب می شود. کاراکتر نیم مرد و نیم زن، یک نماد سازی تصویری از مفهوم گفتمان میان دو دنیای مختلف زنانه و مردانه است. در واقع اگر کارگران عروسک سازی را نماد انبوه آدم کوکی های جامعه صنعتی بدانیم که میمیک صورتشان هیچ وقت عوض نمی شود و فقط بلدند پچ پچ کنند و کار کنند و خودشان هم تبدیل به عروسک خیمه شب بازی شوند، نیم مرد - نیم زن وجه درونی تقابل کاراکتر زن و مرد را نشان می دهد. او که به زبان هر دو آشناست و با نماد سازی تصویری بصری از این تضاد برای من بیننده ایجاد می کند. در واقع دو مقوله مهم این نمایش زنان و زبان هستند، و کارگران عروسک ساز تقابل زن با زنان در جامعه بیگانه، و نیم مرد - نیم زن تقابل زن با مرد به لحاظ زبان را تصویر سازی می کند. به نظرم این گونه می رسد که ایده عروسک سازان پخته و جا افتاده اما ایده نیم مرد - نیم زن هنوز نیازمند تکامل است. دست آخر راوی و دانای کل خداگونه ای داریم که در متون کلاسیک بسیاری مشابه آن آمده و در این جا هم چیزی فراتر از آن نیست. بودنش خوب است و نبودنش فاجعه نیست. دست آخر یک سوال می ماند و آن این که وقتی یک مرد در مورد دنیای زنان می نویسد، درک درستی از این دنیا خواهد داشت؟ من زن نیستم و نمی دانم نویسنده چقدر به دنیای زنان نزدیک شده و امیدوارم خانم ها پاسخی در این زمینه داشته باشند.

5. از موسیقی فوق العاده کار چیز بیشتری نمی نویسم که بسیاری از دوستان پیش از این درباره اش گفتند و نوشتند.

6. حرف آخر این که وقتی روند رسیدن تینو صالحی از مم و زین به wow را نگاه می کنم کم کم جنس نمایش های او برایم روشن می شود. دنیای فانتزی ذهنی او که شاید بیشترین قرابت را با ابراهیم پشت کوهی و اثر آخرش (وقتی برگردیم دو پای آویزان . . .) داشته باشد، نوعی گرایش به افسانه پریان در قصه گویی، و علاقه اش به نماد سازی از طریق اجرای فرم و بدن شاید مهم ترین عناصر نمایش های او باشند. به او و گروه دوست داشتنی اش خسته نباشید می گویم و برای اثر بعدی اش منتظر خواهم ماند.
شاهین جان، از نقدت بیش از نمایش حظ بردم
۰۱ شهریور ۱۳۹۴
شاهین جانم ، از اینکه می بینم باز هم فعال شدی و می نویسی ، خوشحالم و خواندن نوشته هایت همیشه لذت می برم.
درتصدیق اولین بند نوشته ات ، امروز یادداشت اشکان خیل نژاد را می خواندم و می خواهم عیناً نوشته اش را اینجا بیاورم و قویا باور دارم حرف درستی زده است ... دیدن ادامه » که در مورد این اجرا نیز صدق می کند:
"تصورِ غلطی که این روزها اکثر تئاترهای روی صحنه مدعی اش هستند، فارغ از اینکه در سالن های دولتی و یا نیمه دولتی روی صحنه اند و دو گزاره ی فوق را به اشتباه نقطه ی مقابل تئاتر Text و یا مبتنی بر گیشه به کار می بٓرند. در حالی که ناخواسته و ناگزیر آثارشان هم مبتنی بر Text است هم گیشه"
با بند 4 نوشته ات موافقم و باید بگویم تنها نکته دوست داشتنی اثر برایم همان شیوه دیالوگ گویی مقطع اول نمایش بود.در مورد در نیامدن شخصیت همزاد هم موافقم .در مورد پرسش آخر این بند، صرفا دغدغه نویسنده را برای پرداختن به گوشه ای از دنیای زنان، در حد پرداخت به یک کلیشه میدانم نه چیزی فراتر.
۰۲ شهریور ۱۳۹۴
مجتبی سلیمان زاده عزیز بسیار ممنون بابت لطف و محبتت.

ابرشیر عزیز استادی داشتم که می گفت به جز یکی دو نویسنده خیلی بزرگ مثل زولا و چخوف، کمتر کسی تونسته شخصیت اصلی نوشته اش رو از جنس مخالف انتخاب کنه و به درستی به روح اون شخصیت نزدیک بشه. طغیان روح مده ... دیدن ادامه » آیی در شخصیت زن اصلی رو قبول دارم و این شاید نشان از این داشته که تینو صالحی با استفاده از یک کهن الگوی امتحان پس داده سعی کرده تا شخصیت زن داستان رو بی اشتباه در بیاره. با محافظه کاری نویسنده موافقم و فکر می کنم این حالت اکستریمی که میگی تمهید محتاطانه و صد البته عاقلانه ای بوده. مثل همیشه ازت یاد گرفتم ممنون که نظرت رو گفتی

بیتای عزیز محبت داری به من خوشحالم به رغم این که مثل من از کار لذت نبردی اما نقاط فکری مشترکی داریم. موفق باشی
۰۲ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوشحالم که تونستم تماشاگر این اثر فاخر باشم.فکر می کنم هر تماشاگری پس از تماشای این اجرا کاملا به این مطلب پی می برد که جناب صالحی عزیز این اثر را برای انتقال پیام های مهمی که این روزها به سادگی از کنارشان رد می شویم آن هم به صورتی تکان دهنده و تاثیرگذار روی صحنه برده اند.که قالب این مفاهیم با محوریت جایگاه زن در جامعه و جنگ قدرت و موضع زن در این جنگ دائمی و ... می چرخید.
نکته جالب که در این نمایش وجود داشت ترسیم زن هم به عنوان نمادی از قربانی بودن و موجود مظلوم واقع شده و هم نمادی از قدرت و توانایی برای انجام کارهای عظیم و غیر قابل باور است..در واقع تنها زن است که می تواند در راه قربانی شدن و یا قربانی گرفتن تا پای جان پیش رود و از همه چیز خود بگذرد. و برای تحقق خواسته اش چشم بر همه چیز ببندد و با تمام توان بتازد و ویرانگری کند.(مثل هووی قصه...که ... دیدن ادامه » گفت بعداً به من فکر کنید...و من بسیار به او فکر می کنم :-) )
در مورد موسیقی زنده هم که باید بگم واقعاً فوق العاده بود و در کنار صدای دلنشین و گوش نواز خانم مولایی واقعا مسرت بخش بود.
در پایان دلم می خواد از تک تک هنرمندان و دست اندرکاران این نمایش دلچسب تشکر کنم...تماشای چنین نمایشی در فضای امروز تئاتر بسیار امیدبخش بود.
خداروشکر که به این کار رسیدم. یک تجربه عالی با تینو صالحی عزیز. اگه هنوز این کار رو ندیدید از دستش ندید دوسه شب بیشتر به پایان کار باقی نمونده. خیلی خوب و جذاب بود. کلی کیف کردیم.حیف صندلی های خالی که به نفع تیاترهای تجاری این روزها پر نشده اند. ولی فکر میکنم آقای صالحی با همین تماشاگر محدود هم پیامشون رو رسوندند. ممنون و خسته نباشید به همه عوامل این نمایش فاخر.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نام خدا

پس از مدت ها دوری از فضای تئاتر و اجراها بالاخره روز 19/5/94 به تماشای نمایش wow
( world of women سازمان حمایت از حقوق زنان/ حرف تعجب) نشستم.
برای ارائه ی خلاصه ای از داستان این نمایش به تعریف کارگردانش- تینو صالحی- بسنده می کنم: "روانشناسی زنی در غربت که ساکن کشور دیگری است و شناختی نسبت به زبان آنجا ندارد بنابراین مشکلاتی برایش به وجود می آید. "
هرچند متن نمایش حرف های بیشتری نیز برای گفتن دارد اما انتخاب کارگردان و تمرکز او بر روی این بخش بوده است. در این جا متن را از نظر نشانه شناسی ارتباطات کلامی و غیر کلامی میان فردی بررسی کرده تا دریچه ای به روی فهم بیشتر مخاطبان اثر باشد.
برای برقراری ارتباط کلامی و غیر کلامی میان دو یا چند شخص یکی از شروط لازم واساسی آگاهی طرفین از نشانه های ارتباطی موثر برای موفقیت در انجام این عمل است. دکتر علی اکبر فرهنگی در کتاب ارتباطات سازمانی خود یک فرایند کامل ارتباطی را مورد بررسی قرار داده که به شرح زیر است:
ارتباط فرایندی است که در آن عناصری به نام های: "فرستنده، گیرنده، پیام و کانال وجود دارد." هر پیام ابتدا در ذهن منبع یا فرستنده پردازش سپس رمز گذاری شده و برای گیرنده از طریق مجاری پیام مشخصی ارسال می شود. رمز گذاری پیام به معنای آن است که پیام از یک مفهموم و فکر به علائم قابل ارسال تبدیل شود. منظور از مجاری پیام، وسیله ی انتقال پیام مانند هوا، کاغذ، امواج الکترومغناطیس و... می باشد. هنگامی که پیام به دست گیرنده می رسد شروع به رمزگشایی آن کرده و به تحلیل و پردازش اطلاعات داده شده در مغز می کند و در پی آن است تا به درک و فهم مناسبی از آن برسد. سپس فرایند یاد شده مجددا تکرار می شود و این بار گیرنده را به فرستنده تبدیل می کند. در طول یک مکالمه ی حضوری یا غیر حضوری به دفعات این اتفاق رخ می دهد.
حال نکته ی مهم این جاست ، برای دریافت پیام توسط گیرنده رعایت شروطی لازم است، از مهم ترینشان اینکه هنگام طی کردن مسیر پیام برای دریافت آن به هیچ وجه نباید هیچ گونه عامل درونی یا بیرونی در فرایند آن اختلال ایجاد کند. عامل بیرونی چیزهایی مانند سر و صدای شدید، گرما ، پارازیت و... است و عوامل درونی مربوط به گیرنده ی پیام و شرایط ذهنی و فیزیکی او در حین دریافت پیام است، آیا او به عنوان گیرنده در شرایطی قرار دارد تا بتواند پیامی را از سمت فرستنده دریافت کند تا این فرایند منجربه بازخوردی مناسب شود؟
نکته ی دوم اینکه هر پیام دو جنبه ی کلامی و غیر کلامی دارد. آن دسته از پیام هایی که به صورت کلامی انتقال داده می شوند یک سری نشانه های زبان شناسی مختص خود را دارا هستند. از جمله زبانی که مردم آن محدوده با آن سروکار دارند، نشانه های دستوری خاص آن زبان و قواعد و قوانین جزئی زبانی. این پیام ها به شدت بومی اند به طوری که گاه ممکن است از نشانه ی دستوری سازمان یافته خارج شده و از نشانه هایی پیروی کنند که در طول زمان بر آن محدوده حکم فرما شده و از هیچ قاعده ی مشخص دستوری ای تبعیت نمی کنند. دسته ی دیگری از پیام ها که به صورت غیر کلامی انتقال داده می شوند تا حدود بسیار زیادی وابسته به منطقه ی جغرافیایی محل خود هستند. اگر سری تعریفات بین المللی غیر کلامی ( زبان بدن که اغلب مردم جهان با انجام آن به راحتی متوجه منظور شخص مقابل می شوند و در تمام فرهنگ ها به یک معنا می باشد.) را از این دسته فاکتور بگیریم سایر تعریفات غیر کلامی و نشانه های آن به شدت به فرهنگ و سنت منطقه ی جغرافیایی وابسته اند. به طور مثال اگر بلند کردن دست و آوردن آن تا نزدیک پیشانی در فرهنگ یک منطقه نشانه ی سلام کردن باشد و همین کار در منطقه ای دیگر به نشانه ی خداحافظی نتیجه میگیریم دو شخص مذکور هرگز نمی توانند با یکدیگر ارتباط غیرکلامی برقرار کنند مگر اینکه یکی از آنها از قواعد حاکم بر نشانه های غیر کلامی فرهنگ طرف مقابل آگاهی پیدا کرده و با رعایت آنها عمل ارتباط را انجام دهد.
چیزی که شخصیت زن نمایش wow درگیر آن است عدم توانایی در برقراری ارتباط کلامی موثر با دیگران است. او در طی سالیان زندگی در کشوری غریب هنوز نتوانسته یا نخواسته تا نشانه های برقراری ارتباط با سایر مردم آن کشور را یاد بگیرد. این نخواستن از مجموعه رنج هایی نشأت گرفته که به مرور زمان در آن شهر غریب بر او روا شده است. عدم برقراری ارتباط با سایر مردم در هر جامعه ای می تواند عواقب دردناکی داشته باشد. در اکثر جوامع به افرادی که کم حرف هستند و بیشتر شنونده اند برچسب های مختلفی زده می شود از جمله : گوشه گیر، خجالتی، مغرور، خودبین، بی اعتماد به نفس و... . از همه بدتر اینکه وقتی کسی کمتر سخن می گوید بیشتر مورد قضاوت دیگران قرار خواهد گرفت چراکه دیگران در پی آشکار درونیات او و آنچه توسط خود شخص بیان نمی شود هستند و در این میان چه بسیار رنج هایی را شخص باید تحمل کند تا ثابت شود مبرا از آنچه به او نسبت می دهند است.
فرد برای یادگیری قواعد زبانی و برقراری ارتباط با سایرین نیاز به انگیزه و محرک دارد. در مورد زن داستان wow مشاهده می کنیم که در طول زمان تمام انگیزه های او را برای این کار از بین برده اند. انگیزه ای که با پدیدار شدنش جرقه ای زده می شود ، زمانی که به همگان اعلام می کند نخواهد گذاشت فرزندش به کلامی غیر از کلام مادرش سخن بگوید و از رفتارش نیز واضح است ، این انگیزه از دست می رود. رفته رفته او نه تنها تمایل به یادگیری قواعد زبانی محدوده ی زندگی اش را از دست می دهد بلکه در طول زمان کینه ای نسبت به آن پیدا کرده که حتی آماده است تا آن را به فرزندش نیز منتقل کند. او حاضر است برای حفظ کلام و زبان خود تا پای نابودی همه چیز بایستد. وقتی شخص نمی تواند سخن بگوید، درواقع در ابراز احساساتش الکن باشد به مرور زمان او را کنار خواهند گذاشت. خصوصا که فرد در جایی غریب و بیگانه نیز باشد. نه با کسی حرف می زند و نه کسی با او. تنها عروسک هایی بی کلام که خشک و خالی از احساساتند با او رابطه برقرار می کنند. کم کم قلب فرد از هر احساس دوست داشتنی تهی می شود و این جاست که او می تواند فاجعه بیافریند.
در طول نمایش با اشاره هایی نسبت به زندگی اولین انسان های فرستاده شده بر زمین (آدم و حوا) و تعریف شیوه ی ارتباط میان آنها متوجه خواهیم شد که غربت انسان از همان ابتدای زیست او بر کره ی خاکی وجود داشته است. آنها با مراجعه به سوم شخصی در میان خود مشکلات ارتباطی شان را به تدریج رفع می کردند و این آغاز پروسه ی پیچیده ی زبان و انواع آن در سراسر دنیا بوده است.
ارتباط از نظر ارسطو عبارت است از جست و جو برای دست یافتن به کلیه ی وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران. زن در طول داستان بارها سعی می کند صدای فریاد خشم خود را به دیگران منتقل کند و برای این منظور به دو زبان دیگر به غیر از زبان خود و زبان منطقه ای که در آن زیست می کند، صحبت می کند اما هر بار با شکست مواجه می شود چراکه دیگران چیزی از پیام هایی که او می فرستد درک نمی کنند و در انتها شاهد فاجعه ای عظیم خواهیم بود.
نمایش wow را می توان نمونه ای موفق از یک اثر تجربی دانست. نمی توان گفت مکتبی که از آن پیروی کرده تنها رئالیسم بوده، رگه هایی از رئالیسم در کار پنهان شده که به زیبایی آن افزوده است هم چنین هر کدام از سبک های کلاسیک، مدرن و پست مدرن توأمان با یکدیگر در اجرای نمایش wow به کار گرفته شده است. داستان و موضوع اصلی برای مخاطب به خوبی قابل درک و لمس است به طوری که بدون هیچ اشاره ی مستقیم و آشکار می توان شروع، میانه و پایان آن را متوجه شد. اجرایی روشنفکرانه و کاملا به دور از ادعاهای تهی و پوچ اجراکنندگان برخی نمایش های به اصطلاح روشنفکرانه، زمانی که هم متن و هم کارگردانی به گونه ای نامفهوم و الکن است که اکثر مخاطبان آن ادعای عدم درک و فهم آن را دارند و مجریانش این را یک نکته ی مثبت برای خود می دانند و بهتر است به آنهاگفت بروید برای خودتان در حیاط خانه نمایش اجرا کنید و ادعای مخاطب خاص و دغدغه های رنگارنگ انسانی نداشته باشید. نمایش wow خالی از هرگونه ادعا به شکل کاملا ملموس برای مخاطبان تئاتری و غیر تئاتری خود طراحی شده است. ایده ی مشارکت تماشاچیان در دکور صحنه هرچند ایده ی تازه و بکری نیست اما اجرایش در شرایط کنونی جسارتی ویژه می خواهد. دکور نمایش واو با نشستن تماشاچیان در باکس های وسط کامل می شود و چه هارمونی زیبایی به وجود می آورد رقص صندلی ها به همراه صدای موسیقی و اجرای بازیگران در برخی از صحنه ها. این زیبایی می تواند زیباتر جلوه کند اگر کسی از تماشاچیان از جای خود بلند شود و در روند اجرا دخالت کند.
به ... دیدن ادامه » عنوان مخاطب دوستدار کارهایی هستم که ادعای تجربی بودن دارد و در آن از بازیگران نا آشنا و غیر نامدار استفاده شده باشد چراکه مطمئن ومعتقدم کسی که ادعای ستاره بودن دارد هرگز زیربار برخی حرکات و کارها در طول اجرا نخواهد رفت. عروسک ها در این اجرا هماهنگی شگفت انگیزی با یکدیگر و به ویژه با موسیقی داشتند، هیچ حرکت اضافی یا ناهماهنگی از آنها دیده نشد و کاملا مشخص بود با تمرینات زیاد به این درجه از هماهنگی و نظم رسیده اند. باید از تینو صالحی به خاطر جسارتش و استفاده از بازیگران مستعد بی نام تشکر کرد چراکه همه می دانیم از تهیه کننده تا برخی تماشاگران همه به دنبال جست و جوی نامی آشنا در پوستر تبلیغاتی اند اما با وجود تمام ریسک ها بازهم این انتخاب صورت گرفت تا ثبات قدمی کارگردان را در راهی که می رود نشان دهد.
در پایان به گروه اجرایی نمایش واو تبریک گفته خوشحالم از اینکه توانستند با اجرای خوب خود تعدادی تماشاچی غیر تئاتری که به گفته ی خودشان اولین تئاتر زندگیشان را می دیدند به مخاطبان تئاتر اضافه کنند. در این لحظه احساس کردم تینو صالحی و گروهش رسالت خویش را در این کار به پایان رسانده اند و امیدوارم بتوانند بر ایده های خود و تعاریفی که از تئاتر تجربی ارائه کرده اند ایستادگی کنند و ما تماشاگران با حمایت خود از ایشان نشان دهیم یک کار برای موفقیت نیاز به داشتن چهره نداشته و این کیفیت است که می تواند عامل جذب ما به سالن های تئاتر باشد نه صرفا یک نام و نشان.

ژاله گشتاسبی
نقد جامعی ارائه دادید استفاده کردیم ممنون
برای شروع خوب بود
۳۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب صالحی عزیز
اگر بپذیریم که فرم از محتوا پیروی می کنه ،پس متن باعث میشه که به این میزانسن برسین.چطور به این چیدمان نامتعارف رسیدین؟
بیتا نجاتی و عمو فرهاد قصه ها این را خواندند
جناب صالحی عزیز
برای من هم همین سوال که جناب قادری پرسیدن مطرح شده!
ممنون میشم اگر پاسخ دهید.
با تشکر
۳۱ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد امکان خرید بلیت دو روز پایانی این نمایش امروز (پنج شنبه - 29 مردادماه) ساعت 12 ظهر فراهم خواهد شد
وحید هوبخت و شاهین نصیری این را دوست دارند
همیاری جان، چرا برای روز یکشنبه و دوشنبه تخفیف اعمال نشده؟
۲۹ مرداد ۱۳۹۴
مشکلی نیست. لطفا ایمیلی دربرگیرنده شماره پیگیری / شماره کارت / نام صاحب کارت به نشانی support@tiwall.com بفرستید و کوتاه مساله را توضیح دهید تا بخش تخفیف خدمت شما بازگردد.
۳۰ مرداد ۱۳۹۴
خیلی هم عالی! سپاس از توجه شما :))
۳۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آدم، حوا، هوو: هبوط تینو صالحی در حافظ
(این یادداشت براساس اجرای جشنواره فجر نگاشته شده است)

کارگردان دغدغه و نگاهی جدی به دنیای نمایش یونان باستان دارد. صالحی شش شخصیت همسان در قالب گروه همسرایان را انتخاب کرده؛ ولی کلام و موسیقی را از آن گرفته و در عوض برایشان حرکاتی در راستای مکان در نظر گرفته است. این عنصر حامل بار معنایی ویژه است، می¬تواند دلالت بر مکان داشته باشد.



”معنا یا نقش ویژه یک عنصر در اثر، به معنای امکان ایجاد ارتباط این عنصر با سایر عناصر و با مجموعه¬ اثر است.“ با ذکر این نقل¬قول از تزوتان تودوروف به استقبال نگاهی به نمایش «Wow» از تینو صالحی می-رویم. «Wow» تاویلی شخصی از داستان هبوط آدم و حوا و یک ارتباط بینامتنی میان این خوانش و داستان یک زوج است. زوجی که در یک کارگاه عروسک¬سازی همکارند، رییس قصد دارد پست زن را به دخترش دهد. ... دیدن ادامه » این مساله موجب خشم زن باردار می¬شود و از شوهرش توقع دفاع کردن دارد. اما دختر رییس، مرد را اغوا می¬کند تا در ازای رسیدن به قدرت به وی عشق بورزد و کودک تازه متولد شده را از همسرش بگیرد.
«Wow» نمایشی است برپایه یک ایده اجرایی و مقادیری جمله طلایی که می¬تواند هر از گاهی بواسطه یک بازیگر شوخ-طبع همانند بهرام افشاری نود دقیقه ادامه پیدا کند. ایده اجرایی شامل تغییر فضای نمایش از کف به مکان تماشاگر و نشستن تماشاگران کف سالن، مقادیری حرکات طراحی شده که قرار است یک عنصر در اثر باشد، بازی با زبان در راستای هویت بخشیدن به شخصیت¬ها و در نهایت موتیف¬سازی بواسطه مولفه¬هایی از همان کارگاه عروسک¬سازی است.
تمام مولفه¬های این ایده اجرایی می¬توانند حکم همان عنصری را داشته باشد که تودوروف از آن سخن گفته است. با توجه به همین مساله تک تک این مولفه¬ها بررسی می¬شود تا ببینیم آیا اثر توانایی ایجاد ارتباط دارد یا خیر؟
1. نمایشنامه: کاملاً مشخص است که نمایشنامه چفت و بست¬داری پشت این اثر وجود ندارد. مهمترین دلیل بر این مدعا نبود منطق روایی در نمایش و یافتن روابط علّی برای رویدادهاست. اگر نمایش را تعمیم داستان هبوط بدانیم، پس اثر متکی به داستان است، نه ضد داستان. حال در این داستان چرا باید دختر رییس به مرد دل ببندد؟ چرا زن برادر خود را به قتل رسانده است؟ چرا مرد باید با زنی زندگی کند که می¬داند قاتل است؟
2. حرکات طراحی شده: می¬توان فهمید که کارگردان دغدغه و نگاهی جدی به دنیای نمایش یونان باستان دارد. صالحی شش شخصیت همسان در قالب گروه همسرایان را انتخاب کرده؛ ولی کلام و موسیقی را از آن گرفته و در عوض برایشان حرکاتی در راستای مکان در نظر گرفته است. این عنصر حامل بار معنایی ویژه است، می¬تواند دلالت بر مکان داشته باشد و توامان هویت جغرافیایی – زمانی را از اثر بگیرد و آن را جهان شمول کند. این مساله درمورد روح سرگردان برادر مقتول با قیچی – که بی¬شک آلت قتاله است – همخوانی دارد. در مقابل شمایل¬نگاری انتخابی برای چهار شخصیت اصلی نمایش چندان در این نظام نشانه¬شناختی نمی¬گنجند. برای مثال چرا بایدزن مدام دست¬هایش را بلند کند و بگریزد؟ اگر صالحی از یک نظام صریح نشانه¬ای بهره می¬برد؛ در مقابل برای شصخیت¬ها چرا نظام تقلیل¬گرا می¬شود؟ الکن بودن حرکات – همانند کشیدن پوتین توسط شخصیت راوی – در تمامی صحنه¬ها بارز است که ناشی از ناقص بودن امکان رابطه است.
3. زبان: برخلاف حرکات زبان به شخصیت¬ها هویت می¬بخشد. زبان ابتدا از کار می¬افتد تا در دست کارگردان تبدیل به المانی در راستای شخصیت¬پردازی شود و در سپس در نظام نشانه¬شناختی اثر دلالت¬هایی صریح بر شخصیت¬ها و روابطشان دارد. جملات زن شکسته و اصولاً فاقد فعل است که نشان دهنده تحت سلطه بودن اوست. در مقابل دختر رییس با بکار بردن «فکر می¬کنی» مسلط بودن خود را نشان می¬دهد. مرد اما حکایتی دیگر دارد. مرد در گفتگو با زن افعال را حذف می¬کند و در گفتگو با دختر رییس اسم را هم حدف می¬کند. می¬توان انی رویکرد را دال بر ملون بودن شخصیت مرد دانست.
4. مکان نمایش: مهمترین مشخصه نمایش مکان اجراست. بحث اصلی در این متن نیز همین است. ایده نشستن در جایی که همواره مکان اجرا محسوب می¬شود، ایده نویی نیست. پیش از این نیز رخ داده است. تغییر موقعیت مکانی اما باید کارکردی هم داشته باشد، آن هم در این نمایشی که همه چیز بر پایه دال و مدلول¬هاست. ولی به عنوان مخاطب به هیچ عنوان کارکردی برای این کار نمی¬یابم. اگر قرار باشد هر فرد تجربه¬ای منحصر به فرد نسبت به نمایش داشته باشد، بخش عمده¬ای از افراد صحنه¬های پایین سکوی تماشاگران را از دست می¬دهند. برای مثال در کل نمایش بیشتر افراد کناریم – که قد نسبتاً بلندی نداشتند – مجبور به تغییر جای چارپایه خود یا برخاستن می¬شدند. پس مفهوم کسب تجربه متفاوت محلی از اعراب ندارد. این مساله را نیز در نظر بگیرید که قرار بود چارپایه¬ها جابه¬جا نشود و در همان شروع نشستن مخاطب روی زمین بخشی از اجرا اعلام شد. در این صورت مخاطب هیچ وقت در نمایش شراکتی پیدا نمی¬کند و سوال این است که چرا بخشی از مخاطبان روی سکو نشسته¬اند؟ اگر فرض کنیم که قرار نیست تجربه¬های متفاوتی وجود داشته باشد، اجرای روی صحنه چه مفهوم متفاوتی نسبت به اجرای روی سکو انتقال می¬داد؟ به زعم نگارنده هیچ تفاوتی نداشت. مکانی به نام سکو در نظام نشانه¬شناختی اثر هیچ جایگاهی نداشت. مثلاً اگر فرض بر این باشد که زن قدرتمند در جایگاه بالاتری قرار دارد که چنین نبود. هر دو زن هم در بالاترین سطح و هم در پایین¬ترین سطح اجرا داشتند و قضیه زمانی بغرنج¬تر می-شود که بازی در بالا و پایین نیز در تمام مواقع – اعم از موقعیت ضعف و قدرت – رخ داده است. پس تمامی میزانسن¬ها عبث بوده است. عناصر توانایی انتقال معنا را ندارند و ایجاد ارتباط ممکن نمی¬شود و از همین روست که تعداد زیادی از تماشاگران – بخصوص افرادی که نزدیک به در تالار حضور داشتند – خیلی زود سالن را ترک کردند. باید گفت همه نمایش برای این بود تا رنگین¬کمانی از خلاقیت تینو صالحی را تماشا کنیم و لاغیر. خلاقیتی که تنها زیبایی منهای مفهوم را به ارمغان داشت.
عمو فرهاد قصه ها، مریم شریعتی، مجتبی مهدی زاده و محمد روشن این را خواندند
MHHF و کیان این را دوست دارند
نامفهوم .بقول جاب نادی نقد درست نداریم.
۱۴ دی ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوست داشتم این کار رو...
از همه بازیها لذت بردم...لباس و گریم دل انگیز بود...موسیقی فوق العاده بود...اینقد به دل نشست که زمان برای ما پرواز کرد...
واقعا قابهای خیلی زیبایی ساخته می شد تو هر صحنه...
فقط پایان نمایش زیاد به دلم نچسبید!!!!...یهو تموم شد!!...یعنی حتی صدای دست زدن تعدادی از تماشاگرها که فکر کنم دفعه دوم بود که نمایش رو دیده بودند و می دونستند که الان نمایش تموم شده هم کمکی نکرد که به اینکه بفهمیم الان تموم شده!!...من و گروه دوستان همراه فکر می کردیم صدای دست زدن هم جز نمایشه!!...وقتی که چراغ روشن شد و همه گروه اومدند روی صحنه، فهمیدیم که اه!!انگار جدی نمایش تموم شد!....کاش یه پایان بندی باشکوه تری برای کار در نظر گرفته می شد...حالا با نور یا موسیقی...
ولی به هر حال نمایش دلنشینی بود...
مریم شریعتی این را خواند
مریم عظیمی و بهار روشان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خوبی بود, ممنون. هرچند که بازی همه بازیگران در یک سطح نبود اما در مجموع به نظرم دارای جذابیت کافی بود
استفاده درستی از صحنه تالار حافظ شده بود که نشان از طراحی هوشمندانه کارگردان کار داشت. گروه موسیقی عالی بودن. در مجموع کار تامل برانگیز و خوبی بود . خسته نباشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بر تینو صالحی عزیز
هنرمند پرکار و خستگی ناپذیر

اول از همه " بژی کاک تینو "

دوم پارسال شوربختانه نتونستم علی رغم همه تلاشم WOWرو ببینم و واقعا ناراحت بودم. یادمه نقل قول کرده بودی "در آرزوی تئاتری هستم که به جای این که مخاطب تئاتر را در بر بگیرد و یا مخاطب رو به روی تئاتر باشد، تئاتر، مخاطب را در بر بگیرد " . اولش رو صندلی میخکوب شدم و ....

لحظاتی بود که من و همسرم ( که اتفاقا کرد هستند ) اشک تو چشمامون جمع میشد و لحظاتی دیگه لبخند. انسجام کلمات رو ریخته بودی بهم و همش برام سوال و سوال و سوال. چه کردی با ما؟

تینو جان خواهش میکنم خسته نشو از ناملایمی ها و باز مم و زین بساز ، باز WOW بساز و بساط تاتر تجاری رو به هم بریز. لحظاتی که دیالوگ کردی اون زن معصوم رو به یاد میارم تنم میلرزه.

چه غریب ! و چه زیبا نشان دادی غریبی و بی کسی یک زن درمانده ... دیدن ادامه » رو.

تینو جان فقط از خدا میخوام که سالهای سال این شور و حرارت درونت جاودان باشه و باز هم برای این مردم اثری ماندگار بسازی

به‌راستی ماندوو نه‌بی و زۆر سپاس
به راستی که با این احساسات حس تنهایی نخواهم کرد . سپاس از این ابراز احساس زیبا که انرژی مضاعفی برای من خواهد بود برای ادامه راه . دغدغه ای جز مسایل انسان ندارم و خوشحال خواهم بود با خوشحالی مخاطبی چون شما. سلام من بر شما و همسر محترمتون . بژی
۲۴ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفته پایانی نمایش وو

این نمایش به دلیل برنامه فشرده جشنواره آیینی و سنتی و برگزاری آن در تالار حافظ تا دوم شهریور اجرا خواهد داشت و این زمان غیر قابل تمدید است. برنامه روز های دو اجرایی و روزهای فوق العاده به زودی اعلام می گردد.
شکیبا، مجتبی مهدی زاده و وحید هوبخت این را خواندند
علی اصغر شیرازیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رسد به دلیل استقبال تماشاچیان روز پنج شنبه و جمعه (29 و 30 مردادماه) این نمایش در دوسانس و سانس ویژه ی 18:30 به روی صحنه خواهد رفت
همچنین امکان خرید بلیت روزهای تازه ی و هفته ی پایانی از امروز (شنبه ساعت 15) درتیوال فراهم خواهد شد.

از سوی روابط عمومی نمایش wow اعلام شده است که
به دلیل برگزاری جشنواره آئیین و سنتی این نمایش تا تاریخ دوم شهریور ماه به روی صحنه خواهد رفت و غیرقابل تمدید است
سارا صادقیان و کیانا برنج کار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسه دیگه بابا هی می‌گین این چیه اون چیه!
مریم شریعتی و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
تینو صالحی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خب من برای بار دوم کار رو دیدم و فکر نمی کردم یه روزی بشه بیام توی تیوال بنویسم
من و دوستم که بعد سالها به ایران برگشته بود کار رو دیدیم و چقدر دوستم از ویژوال و موسیقی کار تعریف کرد
البته براش یه کمی مفاهیم خدا و مهاجر و آدم و ... سنگین بود و اعتقاد داشت خود پرفورمنس کار لیاقت تیت میوزیوم رو داره و براش توضیح دادم که بدون این چیزا ما نمی تونیم توی ایران اجرا بریم چون کسی نمی آد پرفورمنس کار رو ببینه و تماشاگر ما نیاز داره به قصه
اما
واقعا ممنونم از اینکه شب خوبی رو ساختید
اینم بگم که این تبلیغ برای کار نیست.کار آقای صالحی یه کار پست مدرنه و فقط می تونه در قالب دوست داشتم یا نداشتم درموردش نوشت که اینم سلیقه ایه
من دوست داشتم اما شما نرید ببینید
پی نوشت:
انقدر خوشحالم که نمی خوام تفاسیر لکانی و معلومات قرض گرفته ام از لیوتار و ریکور رو به عنوان نقد ... دیدن ادامه » بکنم تو حلق مخاطبینم.خیلی تازگیا (این یکی دو ساله) با خودم حال می کنم که دیگه درگیر تعابیر و تاویلهام نیستم در حدی که بخوام اون رو فرو کنم به مخاطبم.
جناب خان احمدی ممنون از اینکه خوب و پر انرژی با نمایش ما برخورد کردید. امیدوارم بهتر و بیشتر شاهد حضور و موفقیتهاتون باشم .
۲۳ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تینو جان تو و گروه نازنین ات گل کاشتید.
واقعا عالی بود.
تمام زحمات و تمرین های فشرده همه شما به چنین اجرای درخشانی تیبدیل شده.

خسته نباشید دوستان
آوای عزیز ممنونم که لطف همیشگی خودت رو از من دریغ نمی کنی . ممنون دوست خوبم
۲۳ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه تاتر خوب و با فکر و برنامه ریزی ، کلی هزینه اون هم در این دوره ای که خرج و دخل هنر به هم نمیخوره ، صحنه ای با عروسک های رنگی که به نظرم بار بیشتر خستگی صحنه روی دوش اونها بود....گروه موسیقی خیلی خیلی هماهنگ با بازیگرها
بازیگری روان آقای صالحی و سجادیان
کلا که میتونم بگم خوشحالم از دیدن این تاتر
تماشاچی بر صحنه و بازیگران بر جایگاه تماشاچی

نمایش واو با ساختاری غیر متعارف و دوستداشتنی، تجربه دلپذیری بود که با تماشای هنرمندی دوستان و هم خانواده های تیوالیم جناب محمدرضا سجادیان ، بانو مارال عظیمی و بانو لیلی شجاعی خاطره خوشی را در ذهن ماندگار کرد. حضور پر انرژی آقای تینو صالحی، آقای مهران و همینطور دیگر عزیزان حاضر در گروه نمایش واو، قابل لمس و لذتبخش بود.

موسیقی عالی بود

خسته نباشید همگی و به امید موفقیت های بیشتر برای شما عزیزان...

نمایشی زیبا و سرشار از خلاقیتهای جذاب به همراه موسیقی بسیار زیبا و دلنشین ،تبریک به جناب صالحی و تشکر از همه بازیگران بخصوص سرکار خانم شه پرست!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جناب آقای تینو صالحی:
به شما بابت طراحی، نویسندگی، بازی و کارگردانی تبریک میگم
عالی بود
بعد از سالها اولین کاری بود که منو واقعا تحت تاثیر قرار داد
و از اینکه تا حالا کاری از شما ندیده بودم متاسفم
دوست خوب ممنون از این همه لطف . من هم متاسفم که شما تماشاگر من نبودید ، امیدوارم از این به بعد همدیگر رو دنبال کنیم
۱۹ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام.کاش دو سانسه ش کنن بتونم این نمایش رو ببینم سانس اولش....خیلی دیره 20.30 برام.:((
احیانا کسی خبر نداره قصد دو سانسه کردنش رو دارن یا نه؟؟؟
مریم شریعتی این را خواند
احتمالا امکان پذیر نیست دوست ارجمند چون پیش از "واو" تاتر دیگری بر صحنه اجرا دارد ..
۱۸ مرداد ۱۳۹۴
خیلی هم خوب :)
۲۴ مرداد ۱۳۹۴
من این تئاتر رو دیدم،خب من متخصص نیستم و فقط برای لذتی که می برم تئاتر می بینم-اول بگم من پوستر کار رو دوس داشتمدوم بازی زن به نظرم خوب بود حداقل تا به دنیا اومدن بجه -اما چن نکته به نظرم خیلی مهم اومد که بگم که کار رو می تونس قویتر کنه : این که توضیح در مورد ... دیدن ادامه » همزاد داده شد اولش بازم یه تیکه ی جدا افتاده بود و برای همزاد عملن متنی -فعلی نوشته نشده بود خب به نظرم دیگه از شعار دادن خوشم نمیاد اگرچه در دفاع از زنان باشه به نظرم زن قهرمان نبود یه قربانی بود تراژدی در کار نبود همه کرخ بودن و زن چاره ای نداش جز کشتن ؟ مرد خیلی سرد و یخ بود حتی اگه مردی بود که خیانت عین خیالش نبود می تونس حسش بیشتر از این باشه---
۰۹ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید