تیوال فیلم خانم یایا
S3 : 13:30:33
خـریــــد
۳,۵۰۰، ۴,۰۰۰، ۴,۵۰۰ و ۵,۰۰۰ تومان
 بها: ۳,۵۰۰، ۴,۰۰۰، ۴,۵۰۰ و ۵,۰۰۰ تومان
: عبدالرضا کاهانی
: حمید فرخ نژاد، رضا عطاران، نیتایا چرسی و امین حیایی
: حمید پنداشته
: احسان ظلی پور
: تهاناتپون سینپونکوید
: معین مطلبی
: شیما منفرد
: علی علویان
: کیت وات چیناکوته
: ناصر انتظاری
: پاریسا آنودیت
: ساریسا سارنسیرکون
: پیمن لامسارمان
: سوچاوادیسینقاکلاگپول
: پیسیت رومنگسیرریوات
: تهانادت پرادیت
: ناتاساک ورانوراپانیچ
: پاز استودیو
: پلی گروپ
: ستاره سینما
این فیلم داستان دو باجناق است که پس از فوت پدر زنشان راه او را پی گرفته و به بهانه تجارت در چین گریزی هم به پاتایا میزنند اما رویارویی آن ها با دوست قدیمی همه چیز را به هم میزند...

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فیلمی به غایت شجاعانه هم در فرم هم در محتوا!

تا بحال فیلمی با این شدت و حدت حریص و اگرسیو در بیان مفهوم و محتوا، و پیگیر در قالب و ساختار اتخاذ شده ندیده بودم..
بطوری که دیدگاه جز به کل از فوکوس روی شخصیت و محتوا به سرتاسر فیلم و فرم و ساحتارش نفوذ و رسوخ کرده بود..

حتی بازیگران فیلم لحظه ای از فرمول محتوایی کارگردان که با ولع خاصی از تاکید روی زیرلایه مفهومی داستان به شخصیت هاش تسری پیدا کرده، تزلزل یا لغزشی پیدا نمی کنند

به غایت عجیب و درگیر کننده!

اینکه از فیلم لذت بردم یا نه، بجث جداگونه ایه..به جنس لذت مورد نظر مخاطب بسیار بستگی داره این موضوع.
منظورتون از فرم احیانا هیکل برهنه این دو بزرگوار هست که تا حلقمون و پوشش دادند:)))
۱۵ آذر ۱۳۹۷
ممنون از خودت محمد جان که همراهی :)
ایشالا خوشت بیاد صمیمانه
۲۱ آذر ۱۳۹۷
فکر کنم گرفتم که چجوریه حتما خوشم میاد دمت گرم
۲۱ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دلیل این حجم از نظرات منفی در رابطه با این فیلم برام خیلی تعجب آور بود. به نظر من، این فیلم از خیلی از فیلم هایی که صرفا برای گیشه تهیه و ساخته می شوند، احترام بیشتری برای تماشاگر قائل هست. مانند خیلی از فیلم های کمدی سخیف که متاسفانه این روزها زیاد شاهدشان هستیم، بی ارزش نبود. حرف برای گفتن زیاد داشت، کاملا در فضای فیلم های آقای کاهانی پرسه می زد. از نظر فنی، فکر نکنم ایراد زیادی بر فیلم وارد باشد. موسیقی بسیار خوبی داشت. حرف های زده نشده در فیلم خیلی خوب بود، نقطه ضعف فیلم و تنها چیزی که اینقدر باعث ایجاد نظرات غیر مثبت در رابطه با این فیلم شده، الکن بودن زبان فیلم هست در انتقال مضمون. به نظر من هرچقدر هم نویسنده لازم بدونه که در لفافه مضمون رو منتقل کنه، اما واقعا لازم به این حجم از پیچیدگی نیست. اگر آقای کاهانی، کمی زبان سلیس تری برای انتقال مضمون ... دیدن ادامه » پیدا میکردند، مطمینا با این حجم از گنگی برای تماشاگر مواجه نمی شدند. اما واقعا فیلم بدی نبود و البته باید گفت که با این وجود فقط با سلیقه افراد کمی مطابقت دارد.
این فیلم من رو خیلی یاد ذهن آشفته ی کاراکتر فیلم مستاجر از رومن پولانسکی انداخت. ذهن آشفته ای که تمام حوادثی که برای آن کاراکتر پیش می آید ناشی از ذهن خود کاراکتر است و تمام فضای سیاه داستان را خود کاراکتر برای خود ایجاد می کند. اما در فیلم مستاجر (کلا در داستان اصلی هم که نوشته رولان توپور است) از ابتدا مرز بین خیال و واقعیت تا حد زیادی مشخص است. اما در این فیلم چون از همان ابتدا تماشاگر به خیالات شخصیت ها پرتاب می شود و مرزی بین خیال و ذهن آن ها وجود ندارد، قصه برای تماشاگر گنگ می ماند و بی معنی به نظر می رسد.
با این دید که قرار یک انتقام ببینم وارد سینما شدم و یک ساعت ونیم شکنجه شدم اما راضی از سینما اومدم بیرون!
دیدن این فیلم سخته برای همین به هرکسی نمیشه توصیه کرد یک مانیفست شخصی در برابر همه آنچه که بر کارگردان و فیلم هاش گذشته ؛ بهترین سکانس برای من سکانس شنا خانم یایا با گرمکن ورزشی و هم چنین سکانس آخر که شلیک نهایی به تماشاگری که هنوز در خوابه و نفهمیده کجا چه خبره.
ای بابا چقدر گیج شدیم من عاشق کاهانیم اما همه به این فیلمش بدو بیراه میگن بالاخره شکنجه میشیم یا خوشمون میاد؟
۱۲ آذر ۱۳۹۷
آقای کار آمد شکنجه هم نشوید حوصله تون سر میره
۱۲ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین نکته ای که در زمان تماشا و به خصوص پس از پایان فیلم باعث تعجبم شد این میزان از هجمه و نقد منفی در اطراف فیلم بود . خانم یایا در همان دنیای کاهانی پرسه میزند و حتی در شیوه ی روایت و فرم انتخابی قدمی به پیش رو برای کارگردان محسوب میشود . فارغ از آن که فیلم برایتان دوست داشتنی یا ناخوشایند است ، نمیتوان از کنار نحوه ی مواجهه با مساله و شاکله ی پرداخت اثر به راحتی گذشت .
خانم یایا نگاهی در بستر ابزورد به مساله ی خود سانسوری و عدم امکان لذت است . کارگردان-نویسنده مانند دوربین مواج شروع ، تیتراژ و پایانش برخوردی سیال با دنیای ابژکتیو و سوبژکتیو شخصیتهای اصلیش دارد .همین سیال بودن ، در بسیاری لحظات شما را بیچاره و مستاصل می کند و از این میزان رفت و آمد در سردرگمی و به نتیجه نرسیدن هیچ چیز به تلخند وامیدارد .
بیننده با دو شخصیت (ولادیمیر - استراگون) ... دیدن ادامه » گونه ی کاهانی پیش نمیرود بلکه در عدم امکان مطلق فرو میرود . همانطور که شخصیتهای فیلم در استخری که هیچ وقت نزدیک آن هم نشده اند غوطه ور میشوند . آب عنصر کلیدی و پیش برنده است . این نکته در جای جای فیلم قابل ردیابی است . نمونه درخشان آن جشن آب بازی در خیابانهای پاتایاست که در صورت عکس خود عمل کرده و باعث آزار دو شخصیت میشود . این دست نکات قابل اعتنا در فیلم کم تعداد نیست .
خانم یایا بیش از آن که فیلم بسیار خوبی باشد فیلم بسیار غریبی است ، از آن دسته فیلمها که با فاصله گرفتن و ته نشین شدنشان میتوانی تصمیم قطعیت را بگیری و عیارشان را در ترازوی خودت بسنجی.
در نهایت تماشای فیلم خانم یایا را موکد توصیه می کنم صد البته با ذهنی آزاد و بدون پیش زمینه ، توقع و جبهه گیری .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستانی که میگن اگه به دیدن کارهای کاهانی عادت ندارید ، نبینید ، اتفاقا ما به دیدن کارهاشون عادت داریم و با لذت هم می دیدیم نمونه ش فیلم اسب حیوان نجیبی است که واقعا خوب بود ولی آخه خانم یایا ؟؟!!!!!!
میگید فیلم انتقادی بود؟؟ مگه بار اوله فیلم انتقادی ساخته میشه ؟؟ این چی بود بجز توهین به بیننده ؟؟ آخه بیننده ی هنر دوست عاشق سینما که تو این شرایط اقتصادی پا میشه میره یه فیلم از کارای کاهانی ببینه باید تاوان درگیری کارگردان و ارشاد رو بده اینطوری که حتی یه سکانس دلچسب از نظر محتوی نبینه؟؟
گاهی اوقات بد نیست کارگردانان فیلم ببینن به جای فیلم ساختن
۰۶ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصلا خوب نبود.. یکی از دوستان میگفت دکتر حلت بعد از دیدن این فیلم یه نقد هیجانی گذاشتن، برام عجیب بود از شخصیت این روانشناس این کار، ولی الان واقعا درکشون میکنم.. از یک جایی از فیلم مدام با خودت میگی چرا تموم نمیشه...
منم که روانشناس نیستم امروز بعد از دیدن کار گفتم ،بعد این فاجعه امروز معتاد نشم خوبه
۰۶ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من در اولین روز اکران فیلم رفتم اولا اصلا ننوشته بود که این فیلم کمدی نیست دقیقا بعد دیدن گروه اول و نوشتن اعتراض تو صفحه آقای فرخ نژاد این واژه اضافه شد ، به نظر من اینهمه هزینه و رفتن به تایلند و ...... چی رو میخواست برسونه ؟ که مردها دوست دارن برن تایلند و از یه موجود خیالی به اسم خانم یایا میترسن !!!!! نه عزیز من کسی که بخواد گناه و خطا کنه از هیچ موجود غیر خیالی هم نمیترسه از خدا هم نمیترسه ، به نظر من واقعا سه هنرپیشه که دوتاشون برام خیلی ارزشمند هستن بخصوص آقای فرخ نژاد واقعا با بازی تو این فیلم سابقه هنرپیشگی شونو زیر سوال بردن گروهی میگن خواسته مفهوم های سیاسی رو تو این فیلم نشون بده !!!! چند درصد متوجه شدن ! آیا نشون دادن اعتراض باید بی سر و ته و مبهم باشه ؟ چرا ایشون اینقدر قدرت نداشته که مثل خیلی از کارگردانهای دیگه اعتراضشو واضح نشون بده ؟؟؟؟ ... دیدن ادامه » چند درضد مردم اینقدر با اینهمه مشکلات میتونن عمیق به قضیه نگاه کنن به نظرم فیلمش بسیار خسته کننده ، لج در آور و اتلاف کننده پول و وقت مردمی بود که میخوان یکساعت دور از هیاهوهای اجتماع شاد باشن .......................
محمد لهاک، امیرمسعود فدائی، علی جباری، امیر، morago، میترا و حسین این را خواندند
رضا غیوری و r 0 y a این را دوست دارند
"حمید فرخ نژاد" با باری تو "مشکل گیتی" ، "گشت 2" و " خوب بد جلف" این روزها برام دافعه داره تا جاذبه
مخصوصا اون موضع گیری هاش در خصوص گشت 2
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«یایای ما رو دزدیدند،دارن باهاش پز میدن.»

نگاه دیگر به فیلم خانم یانا ،

تصور کنیم خانم یایا را دولتی است (احتمالا جناب کاهانی هم چنین هدفی داشته اند) که با تبلیغاتی خاص، مخاطبینش را فریب داده و حالا هم که در جایگاه خود نشسته، در همه کارها دخالت می‌کند و واهمه‌ای بین مردم راه انداخته است.
دولتی که حرف‌هایش انگاری از زبان دیگری ادا می‌شود و نه فارسی و مانند بیگانه با مردمش رفتار می‌کند و همچنین آنها را ممنوع الخروج می‌کند و در صورت اعتراض، کارشان را به زندان هم می‌کشد. خانم یایایی که نفس کشیدن را از مردم گرفته و آنها را حتی مجبور می‌کند که ماهانه پولی دهند تا او بتواند با یک شخص دیگر، یک خانه ماساژ در جای دیگری به جز ایران راه اندازی کند (که می‌تواند تعبیری از انتقاد به ساخت و ساز در کشورهای دوست و همسایه باشد)

حتی در سکانسی از فیلم که ناصر ... دیدن ادامه » و مرتضی در شهر در حال گشت و گذار هستند، با جشن آب بازی مردم روبرو می‌شوند و این سکانس آب پاشی با افکت‌های صوتی و صداهای تیراندازی همراه می‌شود، موضوعی که سالهاست در ایران قدغن شده و آب بازی دختران و پسران را به مثابه عملی قبیح می‌دانند و دو ایرانی داخل فیلم نیز نمی‌توانند در این جشن و شادی شرکت کنند، چرا که عادت کرده‌اند آب بازی را چیز خوبی ندانند. اصولا دو ایرانی داخل فیلم، با اینکه در شهر توریستی پاتایا هستند، یادشان رفته چگونه تفریح کنند و با خوردن مالشعیر و یا سر تکان دادن در دانسینگ‌ها، فکر می‌کنند که در حال تفریح کردن هستند.

خانم یایا از منظر روانشناختی هم می‌تواند همان اعتماد و باور مردم باشد که از دست رفته و وجدانیست که دیگر خوابیده و قصد بیدار شدن هم ندارد.
علی ایهالحال کمتر کسی است که خانم یایا را به مسائل اجتماعی و سیاسی ربط دهد و در صورت ربط دادن هم فیضی از این کار نمی‌برد چرا که همین پیام‌ها و صحبت‌ها می‌توانست خیلی شفاف‌تر و جسورانه‌تر بیان شود، مثل کاری که دیگر کارگردان خوب کشورمان، کمال تبریزی که در مارموز کرده (این فیلم 30 آبان اکران میشه) و اتفاقا بستر درست کمدی را نیز برای کارش انتخاب کرده است.



تمام این صحبت ها درست و میشه این رو برداشت کرد اما سکانس پایانی نشون میده اونها حتی از اطاقشون هم بیرون نیومدن و تمام اتفاقات خیالی و در ذهنشون بوده در واقع تمام ترس ها و خط قرمزهاشون بود . به نظر به غیر از سکانس اب بازی که طعنه زد زیاد هم سیاسی نبود بیشتر ... دیدن ادامه » تو لایه های شخصیتیه چند قشر خاص که بهتر بگم خاص نما بودن در حال نفوذ بود در کل کار بدی نبود اما خب قبول دارم که بعد از اسب حیوان نجیبی است توقع ها بالا رفت . به نظرم کارهای اقای کاهانی رو اینجور بگیم بهتره
قبکاهانی قبل از اسب حیوان نجیبی است و بعد از آن .
۲۷ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[In reply to Farhad Riazi]
"زیست‌هایِ تیز و سویه‌های خاموش"
یکی از بزرگترین دستاوردهایِ سینما، این رفیقِ از گذشته تا هنوز، برای من در طی چند سال اخیر، شناخت لحن‌ها و تصویرهای متفاوت از مفهومی به نام "انسان" بوده که باعث شده تصور کلیشه‌ای و تک‌بعدی این ساحت در درون من بشکنه و قرائت‌های مختلف این موضوع را با احترام بیشتری دنبال کنم(این رو سینما به من یاد داده ولی اینکه چقدر من تونسته‌ام این آموزه رو به تجربه زیسته تبدیل کنم، نمی‌دونم و طبعا دیگران باید درباره‌اش نظر بدند.)
من در "جدایی نادر از سیمین"(اصغر فرهادی) با زیبایی‌شناختی دروغ و عدم بیان حقیقت برای بقای زندگی در روزهایی روبرو شدم(دروغ نادر پیش روی دخترش)، در"آسمان زرد کم عمق"(بهرام توکلی)، زیبایی شناختی مفهوم دیریاب و پیچیده «انتهای زیبایی کجاست؟» را تجربه کردم(ذهن فاجعه ... دیدن ادامه » ساز غزل)، در "ابد و یک روز" به زیبایی‌شناختی لحن انسان‌ها و تاثیر معنادارش در کیفیت رابطه‌های انسانی برخورد کردم(شیوه رابطه دیگر اعضای خانواده با محسن/ برادر معتاد)، در "شعله ور"(حمید نعمت‌الله) به زیبایی‌شناسی نادیده‌انگاشته‌شدن یک انسان که منجر به رسیدن او به سطح تصور ناپذیری از رذالت می‌شه رسیدم(نگاه فرید به انسان‌های پیرامونش) و...همه این‌ها با آشنایی‌‌زدایی از مفاهیمی پذیرفته شده در ذهنم، اون‌ها رو شکوند و من رو به ساحت دیگری از اون‌ها آشنا کرد که نتیجه بلافصل‌اش، واژه‌های تازه و کشف جنبه‌های دیده‌نشده از درون خودم برای خودم بود. تعبیر برادرم مرتضی از این فیلم‌ها، "آثار گوشه دار"ئه که مثل لبه‌های تیز اجسام در مکانیک که فیلِت زده نشده و به خاطر همین آدم رو دچار تمرکز تنش می‌کنند، تو رو با لبه‌های تیز و صیقل‌داده نشده از خودت، دیگران و جهان هستی روبرو می‌کنند.
"خانم یایا"، فیلم جدید و غیرمنتظره عبدالرضا کاهانی، فیلمساز زیرک و حیله‌گر سینمامون برای من، برگ جدید و تازه و بدیعی از این قصه بود. کاهانی، بعد از فیلم «استراحت مطلق» که یک سکته در شیوه بیانی معمول و منحصر به فردش برای من بود، دوباره به خودش برگشته و نگاه تیز و گوشه‌دارش. اون تو فیلم جدیدش داستان مبهم و کمینه‌گویی از دو باجناق، مرتضی و ناصر رو روایت می‌کنه که به پاتایای تایلند رفتند. کاهانی زیرکانه روایت رو مبهم و کم‌گو باقی می‌ذاره. ما نمی‌فهمیم این دو نفر اینجا چیکار می‌کنند، چرا این‌ها در فیلم فارسی حرف می‌زنند و دیگران تایلندی جواب‌شون رو می‌دند و هر دوشون حرف هم رو می‌فهمند!، خانم یایا اصلا وجود خارجی داره یا نه و شخصیت عظیم دقیقا چی داره می‌گه و اصلا لحن این فیلم بالاخره طنزه یا جدیه(و یا چندلحنیه) ولی یک باره از وسط فیلم، تو با لایه بعدی اون روبرو می‌شی. اینکه آدم‌ها با گذشته‌ها و لایه‌های پنهان خودشون چطور روبرو می‌شند؟ اینکه این خانم یایایِ درونمون کجاست که اجازه خیلی کارها رو به ما نمی‌ده؟(شاید قرائتی از مفهوم نفس لوامه). مثلا یک فرد مذهبی در پاتایای تایلند، مثلا سواحل آنتالیای ترکیه احتمالا چطور برخورد خواهد کرد؟ اون جاهایی که تو مجبوری یک سری تصاویر رو ببینی اونجا اون آدم، چطور رفتار خواهد کرد؟ آیا ما، به واسطه زیست در یک جامعه استبداد زده که تصویر کلیشه‌ای و تک بعدی‌از همه افراد را درخواست می‌کنه و همه رو به مشابه‌سازی در نظام آموزشی و ارزشی دعوت می‌کنه(که نتیجه تلخ‌اش، ریاکاری و پنهان‌سازی درون خودمان در بسیاری از بخشهای ساعت‌های زندگی و جامعه‌مونه) اصلا اون جنبه‌های پنهان از خودمون رو دیدیم؟(مثلا اینکه بخش‌های بازیگوش وجودِ ما مردها که مثلا زیبایی و جذابیت‌های زنانه رو چطور می‌بینه و احیانا قضاوت می‌کنه). و زمانی که اون بعدهای خاموش رو پیدا کنیم، شیوه برخورد خودمون و اطرافیان‌مون با اون چیه؟ آیا اون فردِ جدید رو می‌پذیرند؟ در اینجا و از این دریچه چقدر این فیلم شبیه ایده درخشان فیلم "تاریخچه خشونت"(دیوید کراننبرگ، 2005) می‌شه که یک فرد آرام را نشون می‌ده که با خانواده‌اش ارتباط خوبی داره ولی یک گروه به سراغش می‌یان و هی گذشته‌اش رو به یادش می‌آرند که بعدتر متوجه می‌شیم چه انسان جانی و خطرناکی بوده ولی الان تغییر کرده و این سوال رو مطرح می‌کنه که آیا جامعه، این فردِ آرامِ جدید را می‌پذیره یا هی بهش به خاطر گذشته‌اش بهش سرکوفت می‌زنه؟
[In reply to Farhad Riazi]
فیلم "خانم یایا" این روزها بر پرده سینماهاست و متاسفانه از یک بعد اساسی در ارتباط با تماشاگر به نظرم مورد آسیب جدی قرار گرفته اینکه به دلیل شیوه غلط متولیان تبلیغاتی اون، این فیلم داره با اسم "فیلم کمدی" به مخاطبین معرفی می‌شه و تماشاگران با این ذهنیت آماده دیدنش می‌شند، در حالی که این فیلم اصلا کمدی نیست و این شیوه اشتباه پرزنت و معرفی، مخاطبین رو به سمت مسیری دیگر برده. کلا همیشه به نظرم یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین کارها در برخورد با لحن‌های متفاوت آدم‌ها و گونه‌های غیرمعمول تجربه زیستی، شیوه پرزنت و معرفی کسیه که داره اون فرد/ اثر رو به تو پیشنهاد می‌کنه. اون زاویه دید پیشنهادی، می‌تونه به کل شیوه نگاه به فرد یا اثری رو در زندگی به نظرم عوض کنه. من مشتاقانه منتظر تماشای دوباره فیلم جذاب عبدالرضا کاهانی هستم و اینکه بتونم به لحن غیرمنتظره و جدید و گوشه‌دارش دل بیشتری بدم و با آدم‌هاش همراه بشم و خودِ بیشتری از این فرهاد ریاضی رو پیدا کنم. حتما پیشنهاد داشتم شما هم تجربه جهانِ پیشنهادی "خانم یایا" رو از دست ندید..
خود ترکیب "زیبایی‌شناسی نادیده‌انگاشته‌شدن" زیبایی غریبی داره :))

چقدر خوشحالم که این چند روز اخیر بالاخره نوشته‌ها، تحلیل‌ها، توصیف‌ها و نقدهای روشنگرانه مثبت در مورد تجربه‌اندوزی تازه کاهانی می‌خونم.
به سیاق شهود شما، این فیلم برای من ... دیدن ادامه » حاوی و حاکی "زیبایی‌شناسی اجتناب، خودداری و طفره‌رفتن" بود؛ با اون لبه‌ها و گوشه‌های تیز فراوان. مدام لب‌ تر می‌کرد که چیزی رو که نوک زبونش هست بگه ولی، نمی‌گفت.
۲۶ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانم یایا آخرین ساخته ی عبدالرضا کاهانی سالنِ تقریبا پر سینما فرهنگ را در کمتر از 45 دقیقه به نصف رساند. خروج مکرر مخاطبان این فیلم از سالن، نشان از خسته کننده بودن فیلم داشت. این فیلمی کاملا متفاوت با کاهانی ایست. متفاوت با کاهانیِ اسب حیوان نجیبی است یا فیلم های قبل ترش. فیلم، خسته کننده و بد ریتم بود. با دیالوگ های کم و شخصیت هایی که با تشبیهی دور به ولادیمیری و استراگونی در پاتایا می مانستند. گنگ و گیج و ترسان و در عین حال در انتظار یایا اما نه آنقدر فلسفی و نه در دامن ادبیات پست دراماتیک.اما این شاید سطح رویی ماجرای فیلم کاهانی است یا شاید من دوست دارم این طور کارگردان خوبِ فیلم های هیچ و بی خود و بی جهت را عمیق تر از فیلمی در این سطح تصور کنم. چرا که در تمام طول مدت فیلم به این فکر میکردم که او در حال استهزاست. استهزای وزارت فرهنگ و ارشادی که در ... دیدن ادامه » این سال ها تیغ سانسورش اگر نه تند تر از دولت قبل که هم پای او برید. کاهانی با نشان دادن بازیگرانش که پر تکرار و اغراق شده لباس هایشان را در می آوردند و بی خود و بی جهت در درون استخر شنا می کردند، با نشان دادن یایای پوشیده با لباس اما در حال شنا در استخر آب، با نشان دادن دیسکو و پارتیِ پسرانه، مستی و آب جو خوردن، با نشان دادن زنانی با دست ها و موهای برهنه، خالکوبی و دست زدن زنی به مردی در دیسکو و بسیاری دیگر از این مدل تصاویر شاید فریاد میزد که نمایش همه ی آنچه بر ما در این سال ها ممنوع بوده است درگیر تیغ سانسور نخواهد شد اما آنچه فیلم باشد و سینما و تفکری در پشت خود داشته باشد حتما با امر سانسور برخورد خواهد کرد. کاهانی اغراق شده به همه ی تابوها سرک کشید و آنها را با ربط و بی ربط کنار هم نهاد تا شاید به این شیوه فریاد بزند آنچه در سینماها حق دیده شدن ندارد این ها نیست بلکه تفکرو صدایی منتقد است. من فیلم ارادتمند نازنین، بهاره، تینا را ندیدم اما قابل حدس خواهد بود آن فیلمِ سانسور شده و فیلم دیگری از او در ادامه ی فیلم های موفق او پیش رفته اند و به اکران نرسیده اند. کاهانی درست میگوید این فیلم یک کمدی نیست، این شاید در ذهن من فریاد اوست علیه سانسوری که بر او بسیاری رفته است اما همه ی اینها توجیهی بر کسالت باری و بیهودگی و فیلمنامه ی ضعیف آن نیست.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از آقای کاهانی عجیبه ! این فیلم رو دیدم و برای کارگردانی با اون رزومه واقعا حیف حیف که اینروزها برای پول چه کارها که نمی کنند
و واقعا یک سوال مردم از دیدن حمید فرخ نژاد رضا عطاران خسته نشدند ؟!
پس شما چطور شد رفتی کار و دیدی؟
۲۰ آبان ۱۳۹۷
اقای فرخ نژاد گفت اصلا کمدی نیست مشکل از تیزر ساخته شده بود که اونم دست تهیه کننده گرامی
۲۱ آبان ۱۳۹۷
روز دوم آقای فرخ نژاد به خاطر اعتراضات شدید مردم به صفحه اینستاگرامشون اینو نوشتن من از فالورها شون هستم من دقیقا روز اول اکران پردیس باغ کتاب رفتم چون فکر میکردم کمدیه بچه مو بردم از روز دوم این عنوان که این فیلم کمدی نیست اضافه شد .
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
احسنت به کاهانی...
هر کارگردان دیگری بود با این متریال هایی که در اختیار داشت(عطاران -فرخ نژاد -حیایی- پاتایا) یک کمدی پرفروش می ساخت و هزینه ساخت فیلم های بعدیش رو به راحتی در می آورد اما کاهانی فیلمی ساخته برای تفکر و نقد طبقه اجتماعی ای که شاید کسی جسارتش را نداشت...
به زودی برای این فیلم می نویسم...
دوست گرامی نظر شما محترم ولی برای حرف زدن و اعتراض لقمه را نباید دور سر هفتصد دور چرخاند !
۲۹ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما شما را دوست داریم خانم یایا

در فیلم های عبدالرضا کاهانی بیشتر از آنکه کنش حائز اهمیت باشد، شخصیت مورد توجه قرار میگیرد. بر همین اساس رابطه شخصیت و کنش بر اساس ژانر مورد علاقه کارگردان ( گروتسک ) شکل میگیرد. شخصیت هایی که نمایندگی قشر خاصی از اجتماع را میکنند و بر اساس روایت فیلم رفتارهای آنها بازنمایی میگردد. در فیلم "خانم یایا" نیز این قاعده همچنان سبک فرمال و محتوایی دلخواه مولف را به هم پیوند داده است. ناصر ( با بازی رضا عطاران ) و مرتضی ( با بازی حمید فرخ نژاد ) در یک اثری سیال، حامل روایت چند وجهی شده اند. تماشاگر میبایست واقعیت موجود را در فیلم را با سرگشتگی های این دو نفر که در ذهن شان روی میدهد تطبیق دهد، در غیر این صورت از دریافت استعاره های ما بین واقعیت و مالیخولیاگری این دو کارکتر باز می ماند!
تاکید و حساسیت عوامل فیلم بر خنده ... دیدن ادامه » دار نبودن فیلم از منظر همگن بودن با فیلم های کمیک سخیف این سالها کاملا به جا و قابل تامل است. در طنز گروتسکی فیلم قرار است که مخاطب دچار احساس دوگانه ای شود که در انتها نداند چرا خندیده است! گروتسک فیلم بنا را بر خیالپردازی کارکترهایش قرار داده است. خیالبافی هایی که منتج از عوامل وابسته و محرک بیرونی است که باعث شده است از آنها موجوداتی مضطرب و فاقد تحرک بسازد. ناصر و مرتضی به قدری آسیب پذیر شده اند، که در کوچه پس کوچه های ناخودآگاه خود گم شده اند. آیا مواجهه با خانم یایا عامل این ناپایداری عاطفی شده است یا عظیم ( با بازی امین حیائی )؟ دو کارکتری که برای همسران خود ( خواهران دو قلو ) از شانگهای سوغاتی خریده اند، خود از تهران تا رسیدن به آرمانشهرشان (پاتایا) توشه ای برده اند که باعث روان رونجور خویی آنها شده است؛ وجدانی بودن!
مرتضی و ناصر که در جغرافیای دیگر دچار نارسایی هیجانی (آلکسی تایمیا) شده اتد، با چهره های خشک و رسمی شان در مرز میان خیال و واقیت دست و پا میزنند. تماشاگر که به مرور درک میکند که حضور یایا واقعیت ندارد، با حضور عظیم دچار تشکیک از هویت بخشیدن دوباره به موجودیت یایا میگردد! ولیکن شخصیت یایا است که در این خط سیر تخیلی، خیالی دیگر را به وجود آورده است (عظیم)؛ خیالی در دل تخیل دیگر! این احساس نوسانی در وضعیت خوشایندی و ناخوشایندی که برای مرتضی و ناصر در حال رقم خوردن است، از آنها تن هایی فاقد اراده می سازد که نمیدانند از چه چیز لذت ببرند و یا از چه چیز دلهره داشته باشند و این است کشمکش درونی کارکتر و تلقین شدن تعریف شده ناجورها در گروتسک!
دوربین موبایلی که دست به دست آدم های فیلم می چرخد، تمثیلی است از تصویر سازی دنیایی که به همان اندازه میتواند فانتزی باشد، به همان اندازه میتواند مسخرگی دنیای واقعی خارج از ذهن را اغراق شده و در عین حال انزجار آمیز توصیف کند. این دوربین که عاملیت چند وجهی دارد، برای مشاهده گران آن هم میتواند حکم سوداگری داشته باشد و هم میتواند مسببی برای حق السکوت. اینجا هست که عبدالرضا کاهانی رفتار جامعه پسند و ایدئولوژیک قشر تعریف شده اش در فیلم را مورد نهیب قرار میدهد و فاصله تماشاگر را در پشت پنجره اتاق هتل با شخصیت های فیلمش را به حداقل میرساند و بدین ترتیب تجربه ناصر و مرتضی با مخاطب با دلالت بر محیط (پاتایا) و ارجاعات آشنا، مستقیم تر و همذات پندارانه تر میگردد..
تماشاگر در پایان بندی فیلم به این نتیجه میرسد، که تمام حوادث رخ داده در فیلم اعم از فستیوال آب پاشی در تایلند، حالت تهوع از وعده حشرات، شنا در استخر هتل، گردش درون شهری، ماساژ و ... تماما خیالی بوده است و آنهایی ( ناصر و مرتضی ) که برای تسکین التیام وجدان خود و رسیدن به هدف و در عین حال دلپذیر بودن ( اخلاقی بودن ) برای جامعه ایی که از آن دل کنده اند، دیگری را به نوبت زندانی کرده است، در تمام مدت سفر با وضعیت سادیسمی مخیله شان، یکدیگر را در اتاق هتل به اسارت گرفته اند و محبوس شده اند و تنها بازدید کننده آنها در این اتاق، پیشخدمت هتل است که هر از گاهی با آوردن شام برای خیالپردازی آنها ایجاد مزاحمت میکند! آیا تنها عکس واقعی "خانم یایا" همان است که ناصر و مرتضی در انتهای فیلم در قایقی که در آب های متلاطم شناور است از خودشان میگیرند؟

http://www.armandaily.ir/fa/news/main/238411/%D9%85%D8%A7-%D9%87%D9%85-%C2%AB%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%A7%C2%BB-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85
چه نقد متفاوت و جالبی بود ممنون از شما
من هم دقیقا این تحلیل شخصیت شناسانه رو در مورد همه فیلمهای کاهانی دارم و در روابط و دنیای آدمهای فیلمهاش غرق میشم و بارها و بارها با تکرار این فیلمها به کشف و شهود تازه ای میرسم و به این نتیجه رسیدم که فیلمهای کاهانی ... دیدن ادامه » برای همه نیست و ایجاد ارتباط با دنیای کاهانی خیلی نیاز به کندوکاو و زیرو رو کردن داره و امیدوارم این فیلم هم در ادامه همون سبک و سیاق فیلمهای قبلی ساخته شده باشه.

پ ن : چند روز پیش متاسفانه توی یک جمع نسبتا فرهیخته از یک ادم تقریبا موجه شنیدم که فیلم (( اسب حیوان نجیبی است)) براش مضحک و بی معنی بوده و اصلا چرا کارگردان باید همچین چرت و پرتی رو بسازه و اونجا بود که بیشتر فهمیدم که دنیای ادمها و سلایقشون چقدر میتونه متفاوت باشه
۲۰ آبان ۱۳۹۷
آقای راقب کیانی عزیز
ممنونم که مینویسید، انقد دقیق و تمیز

مثه همیشه استفاده کردم
۱۵ آذر ۱۳۹۷
@علی عبداللهی: ممنونم که اینقدر با حوصله میخوانید و وقت میگذارید ... محبت دارید، خوشحالم که مفید واقع شده
۱۷ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعاً حیفم اومد چیزی ننویسم..
فیلم یک فاجعه تمام عیار بود. در حین فیلم تنها چیزی که به ذهنم رسید این بود که برخی از دوستان گفتن یه سفری بریم، فیلمی هم به اصطلاح با فرمول موفق این روزهای جامعه ایران بسازیم. هم هزینه ها رو پوشش میده و هم...
تاسف از این جهت بیشتر میشه که همین فرمول هم ناقص پیاده شده، سه اسم کنار هم قرار گرفتند بعلاوه یه عنوان ژانر کمدی!. در حوزه بازاریابی خلاق!! هم شعار "این فیلم اصلاً خنده دار نیست!" قرار می گیره که کاربردی دو جانبه داشته باشه.
به نظرم صرفاً یک ایده یک خطی پشت فیلم بود که به درگیری ذهنی دو نفر پرداخته بشه که در قید و ترس از آداب، سنت، جایگاه و غیره هستن و این به قول خودشون مانع تفریح کردنشون میشه. خوب باشه، ولی نمیشه که یکساعت و نیم مجموعه تهی و بی سرو ته و با کلی ایرادات فنی، محتوایی و منطقی به مخاطب ارائه کنی.....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی که فقط برای نیم ساعت ایده داشته باشین، نتیجه اش چنین فیلمی میشه.

عبدالرضا کاهانی در این فیلم قصد داشته هم رفتار توریست های ایرانی که به تایلند میرن رو تقبیح کنه (گردشگری جنسی و بی جنبگی در مصرف مشروب) و هم با محدودیت های ارشاد شوخی کنه که خوب خیلی جالب به نظر میاد. نشون دادن دیدگاه این مردها به زنهای تایلندی (این که یایا رو همه جا و در لباس های مختلف می بینند)، مصرف نوشیدنی بدون الکل و شوخی با محدودیت های ارشاد در دیالوگ ها و صحنه ها به قول آقای فراستی دراومده ولی بعد از نیم ساعت انگار این ایده ها تموم میشن. در نتیجه دست به دامن داستان فرعی (واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند/چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند) میشه ولی انگار فایده ای نداره.
از نظر فنی (فیلمبرداری، طراحی صحنه و لباس و ...) این فیلم واقعا هیچ حرفی برای گفتن نداره. انگار ... دیدن ادامه » کاهانی و دوستان به تایلند سفر کرده و در این مدت فیلم هایی هم ضبط کردند.
چنین فیلمی از عبدالرضا کاهانی که فیلمی مثل اسب حیوان نجیبی است رو کارگردانی کرده، رضا عطاران، حمید فرخ نژاد و حتی امین حیایی که در فیلم قلاده های طلا بازی کرده واقعا بعید بود. به نظر من فیلم خانم یایا در لیست ساخته های عبدالرضا کاهانی معادل نارنجی پوش در کارنامه داریوش مهرجویی هست.

اگر به تماشای این فیلم میرید امیدوارم از طنز کاهانی در نیمه اول فیلم لذت ببرید، اما برای ادامه فیلم براتون آرزوی صبر می کنم.
من فیلم رو با وجود تمام کاستی هایی که داشت دوست داشتم
۱۹ آبان ۱۳۹۷
نارنجی پوش در مقابل "چه خوبه که برگشتی" استاد مهرجویی سالاره!
۱۹ آبان ۱۳۹۷
خانم مقدم به جرات عرض میکنم چه خوبه برگشتی در هر بخشی میتونه کاندیدای بدترین فیلم تاریخ دنیا باشه
۲۰ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید