سام پادشاه زابلستان سالها صاحب فرزندی نمیشد تا اینکه عاقبت بعد از گذشت سالیان خداوند فرزندی به او داد اما زمانی که سام فرزند را دید تصمیم گرفت تا او را در دامنه کوه البرز رها کند. فرزند بزرگ شد اما نه زیر سایه پدر و مادر، زیر سایه دایه ای که سیمرغ بود، سالها گذشت و سام تصمیمی گرفت..