در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ابوالقاسم مهدوی
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 15:13:53
 

نویسندگی تاتر و فیلم ، کارگردانی تاتر

 ۰۳ آبان ۱۳۴۵
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نقدی بر نمایش کمدی-تراژدی «دوئل»
نویسنده و کارگردان: ابوالقاسم مهدوی

نمایش کمدی تراژدی «دوئل» تازه‌ترین تجربهٔ ابوالقاسم مهدوی در حوزهٔ کمدی تراژدیست ، اثری که با اتکا به موقعیت‌های کمیک، تعلیق روانی و شخصیت‌پردازی تیپ–محور ، اما چندلایه، تلاش می‌کند تصویری کوچک اما گویا از بحران انسان معاصر ارائه دهد. «دوئل» در یک آپارتمان کوچک، با امکانات محدود اما هوشمندانه، جهانی می‌سازد که در آن سه انسان درگیر دروغ‌ها، آرزوها و شکست‌های خود هستند. در واقع در پس ساختار دراماتیک؛ نبردی پنهان در زیر پوست طنز جاریست.
دوئل» نمایشیست که با وجود ایده جذاب، در بستری کم‌امکانات شکل گرفته اما تماشاگر را غافلگیر می‌کند؛ نه به‌دلیل فرم غیرمنتظره، بلکه به‌خاطر ضربه‌هایی که در لایه زیرین روایت فرود می‌آورد. این نمایش کمدی–تراژدی، بیش از آن‌که بخواهد سرگرم کند، قصد دارد از میان خنده، نیشی به انسان امروزی بزند؛ انسانی که در تقلای بقا، دست‌وپا می‌زند و در نهایت، مقابل ساختارهای بزرگ‌تر شکست می‌خورد.
نمایش کاملاً در یک آپارتمان کوچک می‌گذرد؛ انتخابی که هم فرصت است و هم دام. اگرچه کارگردانی در بسیاری از لحظات توانسته از این محدودیت به ... دیدن ادامه ›› نفع تعلیق و تنش استفاده کند، اما ریتم روایت در پاره‌ای از صحنه‌ها دچار افت انرژی و کش‌آمدگی می‌شود.
با این حال، هوشمندی متن در پوشاندن این ضعف‌ها با طنز موقعیت، باعث می‌شود تماشاگر از مسیر اصلی داستان جدا نشود.
در واقع طنز نمایش که بر کمدی موقعیت بنا شده ، هم نقطهٔ اوج کار است و هم محل جدی‌ترین نقد. در لحظاتی، شوخی‌ها به‌جا، به‌موقع و دقیقاً روی مرز جنایت و کمدی حرکت می‌کنند و تماشاگر را به هیجان می‌اندازند. اما گاهی دیالوگ‌ها از جنس «پُر کردن لحظه» هستند و ضربهٔ کمیک لازم را ندارند. این نوسان، ضربه‌هایی به ضرباهنگ کلی کار می‌زند.
«دوئل» برخلاف بسیاری از نمایش‌های واقع‌گرای داخلی، سعی نمی‌کند شخصیت‌ها را قربانی صرف شرایط اجتماعی نشان دهد. فری، ادی و خانم هارپر هر سه زخمی هستند، اما در عین حال خود بخشی از فاجعه‌اند.
فری با بازی مهدی کاویان، با گذشته‌ای آشفته و خشم فروخورده، ادی با بازی هومن صالحی ، با ساده‌لوحی خطرناک و گناهی درونی، و خانم هارپر با بازی آناهید شمالی ، با جاه‌طلبی بی‌پروا، هرکدام نماینده بخشی از جامعه‌اند که سقف بلند رویاهایشان با دیوارهای واقعیات خرد شده است که در طول نمایش در خواهیم یافت که هر سه قربانی جامعه بی رحمند و این تیزبینی در شخصیت‌پردازی، یکی از نقاط قوت اثر است.
درشخصیت‌پردازی این اثر ما شاهد تیپ‌هایی هستیم که در روند نمایش ، تبدیل به شخصیت می‌شوند.
فری، ادی و خانم هارپر در ابتدا به‌عنوان تیپ‌های آشنا معرفی می‌شوند ، فری مرد بدبین و خاموش که در مقابلش ادی مردی ساده‌دل و کودک‌وار است و اما خانم ماری هارپر در قامت زنی جذاب و فرصت‌طلب در مقابل آنهاست.در واقع ، متن ، با هوشمندی، سعی دارد لایه‌هایی از پیشینه و جراحت‌های عاطفی آنان را کم‌کم آشکار کند تا مخاطب پس از خندیدن، با حقیقتی تلخ مواجه شود: بله دوئل سعی دارد بما بگوید که هیچ‌کدام برندهٔ این دوئل نیستند و در دوئل همه قربانی و بازنده اند.
فری با گذشتهٔ خانوادگی زخمی، به‌دنبال حق‌خواهی است. ادی با گناهی مخفی زندگی می‌کند و خانم هارپر نمادی از طبقه‌ای است که قدرت را تنها ابزاری برای بقا می‌داند. این سه شخصیت، هم در تقابل و هم در نیاز مشترکشان به «نجات»، شالودهٔ انسانی نمایش را تشکیل می‌دهند.

در طراحی صحنه اگرچه تقریباً مینیمال است اما کارآمد و نمادین طراحی شده است و کارکردی دقیق دارد اما کاملاً محافظه‌کارانه.
قفسه‌های کتاب، میز وسط و پنجرهٔ مرکزی، کارکرد روایی و نمادین خوبی دارند، اما در هیچ لحظه‌ای تبدیل به عنصر «غافلگیرکننده» نمی‌شوند.
در واقع، صحنه از نمایش پیروی می‌کند، نه اینکه به آن نیرو بدهد. با این حال وجود دو قفسهٔ کتاب در دو سمت صحنه از یک‌سو فضای کتابفروشی را تداعی می‌کند و از سوی دیگر، خط تقابل دائمی دو شخصیت مرد را یادآور می‌شود و مهمتر دیوارهای هریک در طرفین با تصاویری که به شخصیتهای پنهان آندو هویت می‌بخشد . در این میان
پنجرهٔ میانی در انتهای صحنه، تنها نقطهٔ تنفس بصری صحنه، نمادی از دنیای خارج است. جهانی که نه به شخصیت‌ها امید می‌دهد و نه قرار است آنها را نجات دهد.
نورپردازی نیز با ترکیب سایه‌ و رنگ‌های محدود در تابلوهای جداگانه، تلاش کرده تا فضای تعلیق و جنایت را در دل کمدی حفظ کند.

و اما بازی‌ها که به زعم بنده ، به‌جهت کاراکتر های بازیگران و انتخاب درست آنان ، در جاهایی بسیار عالی بنظر میرسند. سه بازیگر اصلی نمایش ، با هدایت کارگردان و توانمندی که در آنها سراغ میرود، موفق شده‌اند دوگانهٔ «کمدی–تراژدی» را در اجرا نگه دارند. ریتم درست دیالوگ‌ها و استفاده از مکث‌های حساب‌شده، به خلق لحظه‌هایی منجر شده که تماشاگر در آن هم می‌خندد و هم نگران می‌شود.
بازیگر نقش خانم هارپر با حضور جسورانه و تسلط بر زبان بدن، نقش محوری نمایش را شکل می‌دهد و در لحظاتی ، تعادل صحنه را مدیریت می‌کند.
بازیگران مرد نمایش نیز با اجرای کنترل‌شده، از تیپ‌بودن عبور می‌کنند و به شخصیت‌هایی تبدیل می‌شوند که مخاطب به آنان باور پیدا می‌کند و در مواقعی با الهام از زوج کمدی لورل و هاردی ، گویی ادای دین کارگردان به آندو را بازی می‌کنند. بی‌شک دو کاراکتر فری و ادی ، با تسلط بر بازی و خودباوری شخصیت های قصه ، هریک پارتنر شایسته ای برای دیگری بوده است.
... در کل نمایش کمدی تراژدی دوئل با فریاد بیصدا می‌گوید که هیچ‌کس در عرصه دوئل ، پیروز نیست. در پایان بندی نمایش، قبل ازخود نمایش ، این نویسنده اثر است که با شکستن رؤیای سه شخصیت نمایش ، تابلوی تلخ نهایی را رقم می‌زند و ما را به نقطهٔ اوج پیام اجتماعی اثر میرساند و از دل کمدی ، یک تراژدی خلق می‌شود گویی در جهانی که قواعدش توسط قدرت تعیین می‌شود، رقابت بین انسان‌های آسیب‌دیده، تنها به فرسودگی بیشتر آنان می‌انجامد.
«دوئل» نمایشیست بی ادعا از ابوالقاسم مهدوی که قبل از کارگردانی ، در عرصه نمایشنامه نویسی سالها در حال فعالیت است . کارگردان اثر با انتخاب درست بازیگران در همان ابتدا ، کیفیت اثر خود را تضمین کرده است که ایکاش میتوانست با مدیریت در تایم نمایش به نمایش حساب شده تری می‌رسید.
نمایش دوئل اثریست که از دل کمدی، حقیقتی تلخ درباره شکست‌های فردی و اجتماعی بیرون می‌کشد.
این نمایش نشان می‌دهد حتی در محدودیت‌ها نیز می‌توان جهانی دراماتیک ساخت که مخاطب را بخنداند، نگران کند و در پایان، به فکر فرو ببرد.
«دوئل» اثری است که جسارت بیان دارد، طنز تلخ را می‌شناسد و تلاش می‌کند از دل محدودیت‌ها، نمایشی سرپا خلق کند.
این اثر به مخاطب یادآوری می‌کند که در جهان امروز، شکست همیشه نتیجهٔ نداشتن قدرت نیست؛ گاهی نتیجهٔ نداشتن همبستگی است.

آذر ۱۴۰۴ - الف - دشتی
ممنونم از نقد و نگاه منصفانه جناب دشتی عزیز دوست ناشناس 🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
سینما

تماس‌ها

09113700107