همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال نمایش ابر شلوارپوش
S3 : 22:04:47
امکان خرید پایان یافته
  ۲۰ بهمن تا ۲۶ اسفند ۱۳۹۸
  ۱۹:۰۰
  ۵۰ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: علیرضا اخوان
: علیرضا اخوان

: داریوش مودبیان
: نگار نیکنامی، محمد سلطانی، امیر افچنگی
: راضیه ابراهیمیان (اِبرا دیزاین)
: مهرناز عباسی
: ساجده صابری
: امیر افچنگی
: ساجده صابری
: مسعود تفقدی
: همتا سعادتی
: فاطمه نصرتی
: بهادر باستان حق
: امیر افچنگی

یادداشت کارگردان:
۱- غیاب تنها به منزله‌ی پیامد حضور دیگری می‌تواند مطرح باشد: این دیگری ست که مرا ترک می‌کند، این منم که به جا می‌مانم. دیگری در وضعیت عزیمت دائم، در حال سفر کردن است. دیگری برحسب وظیفه اش می گریزد می‌میرد از بین می‌رود. من، من که وظیفه ای به عکس دارم، عاشقم. ساکن و بی جنبش، معلق همچون بسته ای که در گوشه‌ی پرت ایستگاهی جا مانده.
هرکس در رنج کشیدن تنهاست، هرکس رنج را از مسیر خودش درک می‌کند، پس رنجی که فرد می‌کشد توسط دیگران به سنجش در نخواهد آمد.
۲- معمولا وقتی نقشی را بازی می‌کنم خوابش را می‌بینم...در طول اجراها یا در طول تمرینات...این کار اما اینطوری نبود من یک هفته هرشب یک خواب را دیدم بار آخری که آن را دیدم آنقدر واضح و با جزئیات بود که صبح بیدار شدم و یکی از صحنه هارا نوشتم و عصر بجای دانشگاه، رفتم سالن تمرین و همه‌ی آنها را انجام دادم و تمرین ها را شروع کردم. این کار با یک ایده شروع شد: از دست دادن...و بعد باقی ماجرا از جایی میان من و دوستم تولید شد.
من در همین لحظه‌ی نوشتن احساس می‌کنم همه‌ی این صحنه ها را یک جایی دیده ام.

بازیگری در اتاقش برای جنازه ی معشوقه اش تئاتر اجرا میکند.

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش ابر شلوارپوش / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
برای این نمایش قبل از اعلام تعطیلی برای پیشگیری، بلیت خریده بودم اما هیچ اطلاع رسانی نشد برای روز جایگزین که کی هست؟
زهره مقدم این را خواند
درود بر شما
لطفا تا پایان هفته برای روشن شدن وضعیت این رویداد شکیبایی بفرمایید.
نتیجه مبنی بر جابحایی تاریخ یا لغو دوره اجرا به اطلاع شما خواهد رسید.
خاطرنشان می‌کند این وضعیت برای دیگر رویدادهایی که اعلام وضعیت آن‌ها به خریداران محترم پیامک نشده ... دیدن ادامه » نیز صادق است.
با سپاس
۰۷ اسفند ۱۳۹۸
سپاس از اطلاع‌رسانی.
۰۷ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علیرضا اخوان: «سوال این است که چرا این شخصیت همه چیز را رها نکرده و نمی رود؟ چرا مانده است؟ زیرا برای یک بازیگر چیزی جز تمرین و تئاتر معنا ندارد. او نینا را به عنوان یک معشوقه ی مادی و تئاتر را به عنوان معشوقه ی معنوی زندگی خود از دست داده. این شخصیت مادرش را از داده و آیا این تنهایی چیزی جز تنهاییِ معاصر است؟»

برای خواندن گفتگوی علیرضا اخوان با مجله فرهنگی/هنری آرادمگ به لینک زیر بروید:
https://aradmobile.com/mag/category/culture-and-art/cinema-theatre/interview/
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقد آقای اخوان خوب بازی کردن و به زیبایی حق مطلب رو ادا کردن
مونولوگ خوبی بود؛ پیشنهاد میشه
نمایشی که واقعا ارزش دیدن داره و به مخاطب خودش چیزی رو اضافه میکنه که بعد از نمایش هم همراه مخاطبه و اونو به فکر وا میداره . هر چه زودتر این نمایش رو ببینید . دست مریزاد به گروه .






اگر این چند خط را ننویسم نقدی که بر این نمایش خواهم نوشت تحت تاثیر عواطفم قرار خواهد گرفت؛ بنابراین فعلن علی الحساب عواطفم را در این چند خط بروز می دهم تا سر فرصت به نوشتن نقد بپردازم!
دست کم دوبار باید این نمایش را دید. یک بار برای دیدن نمایش یک بار برای دیدن علیرضا اخوان آنگونه که فکر می کند. من امشب یک بار این نمایش را دیدم و سه ساعت است که دارم به نحوه ی فکر کردن و نوشتن ایشان فکر می کنم! حس کریستف کلمب را دارم وقتی فهمید آن خاکی که بر ساحلش لنگر گرفت در واقع یک قاره ی جدید بود! چیزی در واقع بسیار جدید و در ظاهر قدیمی -به قدمت هند برای کلمب- در قلم اخوان است. من تصور می کنم آن چیز را کشف کرده ام و ازین بابت مسرورم!
از ملاقات جدیدم با مایاکوفسکی و چخوف و کامو هم بسیار مسرورم! از بازیافتن امید به تعلیم و تعلم در نویسندگی تئاتر هم بسیار مسرورم! یک طور "مولوی" ... دیدن ادامه » گونه ای مسرورم:
به صدف مانم، خندم چو مرا درشکنند
کار خامان بود از فتح و ظفر خندیدن
خانم امامی چه عالی گفتین
امشب در ابتدای نمایش همسو نشدم ،منتهی بعداش درگیر شدم و لذت بردم
۲۳ بهمن ۱۳۹۸
مجللی جان
مونولوگِ،اجرای دو نمایشی که گفتی بیشتر دوست داشتم،منتهی همونطور که خانم امامی گفتن متن خوب
دیدن این نمایش خالی از لطف نیست
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
ممنونم از جوابت نورا جان
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و سخن عاشق رولان بارت نازنین.
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
نورا احمدی و زهره عمران این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شما که وقتی نقشی بازی می کنید خوابش را هم می بینید یا بالعکس خوب بود یک اشاره مختصری هم به شاعر فقید می کردید ..

فکرتان خواب می بیند
بر بستر مغزهای وارفته
خوابش
نوکران پروار را ماند
بر بستر آلوده
باید برانگیزم جُل خونین دلم را
باید بخندم به ریشها
باید عُنُق و وقیح
ریشخند کنم
باید بخندم آنقدر
تا دلم گیرد آرام
بر جان من نه هیچ تار موی سفید است
نه هیچ مهر پیرانه
من ... دیدن ادامه » زیبایم
بیست و دو ساله
تندر صدایم
می درد
گوش دنیا
پس می خرامم
ای شما
ظریف الظرفا
که عشق را با کمانچه می خواهید
ای شما
خشن الخُشنا
که عشق را
با طبل و تپانچه می خواهید
سوگند
حتی یک نفرتان
نمی تواند پوستش را
چون من شیار اندازد
تا نماند بر آن
جز
رد در ردِ لب و لب
گوش کنید
در آنجا
در تالار
زنی هست
از انجمن فرشته های آسمان
می گیرد دستمزد
کتان تنش نازک است و برازنده
می بینیدش
ورق می زند لب هایش را
گفتی کدبانویی
کتاب آشپزی
اگر بخواهید
تن هار می کنم
همانند آسمان
رنگ در رنگ
اگر می خواهید
حتی از نرم نرمتر می شوم
مرد
نه

ابری شلوارپوش می شوم

من به گل بازار باور ندارم
چه بسیار فخر فروخته اند به من
مردان و زنان
مردانی
کهنه تر از هر مریضخانه
زنانی
فرسوده تر از هر ضرب المثل .

ابر شلوارپوش ولادیمیر مایوکفسکی
و مترجم بی نظیرش مدیا کاشی‌گر که یادش گرامی
۱۳ بهمن ۱۳۹۸
گالنا عزیز حق با شماست این شعر تاریخ انقضا نداره .
۲۸ بهمن ۱۳۹۸
مایاکوفسکی عزیز
۰۴ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی، کارگردانی و بازی علیرضا اخوان آغاز شد.
آقامیلاد طیبی، سوان لیک و azi rezaei این را خواندند
زهره عمران این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید