تیوال نمایش برهان
S2 : 21:32:28
کاری از گروه تیاتر «این روزها»
  ۱۹ آذر تا ۲۰ بهمن ۱۳۹۱
  ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: دیوید اوبورن
: امیرحسین طاهری
: (به ترتیب حروف الفبا) مهدی پاکدل، علی سرابی، بهنوش طباطبایی، آیدا کیخایی

: امیر حسین قدسی
: حسام نورانی
: نگار نعمتی
: سارا اسکندی
: بهرنگ بقایی
: امیر اسمی
: محمد قدس
: ساقی عطایی، محمد قدس
: فواد خراباتی، مجتبی عبدی
: آوا فیاض
: مصطفی قاهری، نوشین جعفری، جواد مولانیا

نکته مهم: ورود به سالن از ساعت ۱۸:۵۰ بوده و بلیت ها از ساعت ۱۹ خالی از اعتبار خواهد بود. از این رو حتما ۴۵ دقیقه زودتر در محل تشریف داشته باشید.

 

 

 

شهر:
تهران

مکان

خیابان پاسداران، بعد از سه راه اقدسیه، روبروی پارک نیاوران، خیابان فرهنگسرا
تلفن:  ۲۲۲۸۷۰۸۱-۲، ۲۲۲۹۹۷۳۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه نمایش فوق العاده با بازیهای بسیارررررررررررررررر عالیییییییییییییییییییی. همگی عالییییییییییییییییییییی بودند.واقعا لذت بردم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این از اون حرفا بود که پاکدل راهشو اشتباه رفته بعضیا فقط نظر میدن بدون هیچ دلیل درستی.مهدی پاکدل اینقدر روان بازی میکنه که تو اصلا نمیفهمی الان داره بازی میکنه یاخودشه واقعا.این نظر منه البته.درباره بهنوش طباطبایی هم که اصلا چیزی نگفتن . ولی آیدا کیخایی با بازی بسیار نرم و روانش و حسای درستش و صداش که همیشه از نقاط قوت بازیشه اون وقت اوراکت بود واقعا؟؟؟ واقعا که بعضیا فقط نظر میدن. بعد ضعیفترین بازیگر این کار یعنی علی سرابی از همه بهتر بود؟؟؟؟ البته نظر همه محترمه. من هم نظر خودمو دوباره دوست دارم که بگم:برهان نمایش خوبی است با بازی درخشان آیدا کیخایی و بازیهای خوب مهدی پاکدل و بهنوش طباطبایی و کارگردانی خوب و طراحی صحنه درست و کاربردی.
در مورد سرابی منم با آتوسا موافقم واقعا بازیگر مسن تاتر نداشتیم که این نقشو بازی کنه؟
۲۰ بهمن ۱۳۹۱
به هر حال تفاودته نظر ها خیلی طبیعیه.همه که مثل هم فکر نمی کنن
۲۰ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش خیلی خوبی بود خسته نباشید....از این که متن رو ایرانی کرده بود آقای یعقوبی خیلی لذت بردم چون اینجوری ارتباط بیشتری آدم برقرار میکرد با کار..بازی آیدا کیخایی بینظیر بود خیلی خوشم اومد از بازیش.واقعا چند جا اشک من رو درآورد و به نظرم بهترین بازیگر این کار بود.بهنوش طباطبایی بهترین بازیش بود مهدی پاکدل هم خوب بود البته کارهای بهتری ازش دیده بودم مثل خشکسالی و دروغ و نوشتن در تاریکی که هر دوش هم کارای آقای یعقوبی بودن.ولی علی سرابی واقعا خورد تو ذوقم. اخه این چه کاری بود که ادای استاد سمندریان رو ادم دربیاره این بازیه واقعا.تعجب میکنم که بعضیا میگن علی سرابی خوبه. اگه ادا دراوردن و تقلیدخوبه پس هوتن مرد هزار چهره بهترین بازیگره.چند تا از بازیگرا هم از کارش تعریف کردن که بعد از دیدن کار از نظراتشون خیلی تعجب کردم و به نظرم نظرات درستی نبودن. اخه ... دیدن ادامه » چیش خوب بود مصنوعی و ادا. من از اقای یعقوبی هم خیلی تعجب کردم که چرا گذاشتن علی سرابی این کارو بکنه. ولی کارگردانی خیلی دقیق بود و طراحی صحنه هم بسیار تاثیرگذار بود... در مجموع خوشم اومد.
سلام ...
کی گفته تقلید بد است ( بلاخص در هنر که ذاتا هنر تقلید است ) مگر باید تمام نقشها منحصر به فرد باشد اگر نقشی ( اگر از سر لودگی نباشد ) بلکه فقط تقلید باشد چه اشکالی دارد حال اگر کمی در انجام آن تقلید کوتاهی هم رخ دهد اشکالی ندارد مهم آن است که در دید بیننده ... دیدن ادامه » جلوه کند (نظر شما کاملا مهترم است و بیشک اگر اهل فن هستید بر اساس تخصصتان نظر می دهید اما من به عنوان یک مستند ساز با اکثر تماشاگران موافقم که این بازی علی سرابی یک کار خوب بود و در کنارش بازی بانو آیدا( با بازی مثال زدنیشان در این کار )و زوج هنری پاکدل و طباطبایی ( که حسی مفرح بخش به این اثر کمی دپرس کننده داده بودن) توانسته بود یک کار خوب و بیاد ماندنی را به یادگار در ذهن بیننده به یادگار بگذارد . و در از انصاف است بازی آقای سرابی را با شخصیت جلفی چون هوتن مقایسه کنیم چون او بازیگر نیست بلکه یک لوده تمام عیار است .
پایدار باشید دوست من .
۱۷ بهمن ۱۳۹۱
علی سرابی که این روزها با نمایش «برهان» به کارگردانی محمد یعقوبی به ایفای نقش می‌پردازد، تاکید کرد: من در این نمایش نقش استاد سمندریان را بازی نمی‌کنم بلکه نقش «همایون شایگان» را بازی می‌کنم که شیوه گفتار و رفتارش شبیه آقای سمندریان است.
علی سرابی ... دیدن ادامه » با اشاره به اینکه تکنیک گفتاری و رفتاری حمید سمندریان پیشنهاد مشترک او و محمد یعقوبی بوده است،‌ ادامه داد: پیشنهاد هر دو نفر ما بود و بعد شروع کردیم به اتود کردن‌، یک سری از فیلم‌ها و تصاویر استاد را تهیه کردم و مدام اتود کردم.

بازیگر نمایش «خشکسالی و دروغ» و «خنکای ختم خاطره» این تجربه را بسیار جذاب و در عین حال ترسناک توصیف کرد و گفت: روزی یکی از دوستانم «امیر اسمی» که از نزدیکان استاد سمندریان است، گفت می‌دانی چه ریسک بزرگی کرده‌ای و اگر این شخصیت،‌ خوب و دوست داشتنی از آب در نیاید،‌ خیلی برایت بد می‌شود و هزاران حاشیه درست می‌شود و همین موضوع مرا خیلی ترساند به ویژه شبی که خانم روستا برای تماشای نمایش ما آمده بودند،‌ اضطراب زیادی داشتم اما وقتی آخر نمایش آمدند و با بغض خسته نباشید گفتند به من آرامش زیادی دادند و مطمئن شدم انتخاب درستی داشتم.


http://isna.ir/fa/news/91100502999/-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%B3%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86
۱۷ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام ...

من چنتا از نظرات رو که می خواندم متوجه شدم دوستان سر این که کدوم بازیگر ( بلاخص بانو آیدا کیخائی و دوستمون علی سرابی ) بحث می کنن و حتی به جاهای باریک بحثشون رسیده . من یه نظر دارم به این شرح امیدوارم درست باشه از نگاه شما تاتری ها ( من مستند سازم ):
بانو آیدا در این نمایش یک بازی خیره کننده از خود نشون دادن که جای هیچ بحثی به نظر من نمیزاره ( به نظر من شخصیت اصلی این تاتر ایشان بودن ) اما آقای سرابی در این اجرایی که من دیدم معرکه ظاهر شدن تا جایی که شوخی هاشون و بلاخص اون صحنه که حس سرما رو از گفتارشون می توانستم احساس کنم منو شوکه کرده بود و در کنار این دو بزرگوار این دو زوج هنرمند یعنی آقای پاکدل و همسرشان خانم طباطبایی به این کار حسی از لذت را می دادن ( چون اگر این دو نبودن این تاتر یک اجرای دپرس کننده محض می شد ) پس به نظر من این کار ( اجرایی که ... دیدن ادامه » من دیدم ) یکی از کار هایی بود که احتمالا در یادم تا سالیان دراز خواهد ماند و همش هم به خاطر اجرای خوب بازیگران و کارگردانی خوب آقای یقوبی و دیگر عوامل کار بوده است .
هر چند این کار از لحاظ مضمون بسیار جای بحث دارد و من اصلا نمی پسندمش اما نقصانی در کار ایجاد نمی کند ( کاش می شد در باره مضمون این کار بحث کرد چون بنظر من یکی از معضلات جامعه ما دارد می شود ( عزلت و تنهایی با این بهانه که دیگران تو را درک نمی کنند )

با تشکر ......................................
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام ...


کسی میدونه اون جمله ایی که علی سرابی در نمایش از مهدی پاکدل می خواست به جای خداحافظ (برگرفته از چنین گفت زرتشت) به کار ببرد چه بود ؟
.............................................................................................
فریما شاهزاده و فرناز نوروزی این را خواندند
آوا فیاض، نینو و محسن سرابی این را دوست دارند
نه برای من هم سوال بود
۱۵ بهمن ۱۳۹۱
سلام ...
شرمنده که باعث تعجب شما شدم اما واقعیتش را بخواهید نمی توانم مردی را در جنون مرد ، ابر انسان بدانم .
۱۷ بهمن ۱۳۹۱
منم برای شما بهترین آرزو ها رو دارم .
۱۷ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام ...
کار زیبا بود . نقطه
بازی علی سرابی معرکه بود . نقطه
اجرای نمایش از سوی بازیگران عالی بود . نقطه
محتوای نمایش را با مضمون تنهایی زیاد دوست نداشتم . نقطه
.................................................................................
پایان تلگراف


راستی دوستان این عدادی که تو نمایش جمع و تفریق و ... می شد درست بود یا غلط ...؟
مرسی.نقطه

:)


من سر تمرینا چندتاشو حساب کردم درست بودن :دی!
۱۵ بهمن ۱۳۹۱
سلام آوا خانم
با این حسابگری که شما دارید ( که سر تمرین این جمع تفریقارو انجام دادید)بهتون پیشنهاد می کنم بهتر است حتما به یکی از دوستان خوبتون بگید برود سر کشوی میزتون و یکی از اون دفترچه هار پیدا کنه .
موفق باشید .



راستی دوستان تاتری کسی میدونه اون ... دیدن ادامه » جمله ایی که علی سرابی در نمایش از مهدی پاکدل می خواست به جای خداحافظ (برگرفته از چنین گفت زرتشت) به کار ببرد چه بود ؟
۱۵ بهمن ۱۳۹۱
من همه کامنت های فیس بوک و تی وال رو تک تک می خونم .دیگه دفتر رو که دم دستمه هر روز می خونم...می دونم چیو می گین...

راجع به اون جمله هم که دقیقا نمی خواین من بگم؟ کتابو بخونین :دی
۱۶ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می خوام تا 10 بشمارم و ..! ده
فرق تئاتر با نمایش خوانی چیه ؟
حالا فرقش با سینما چیه ؟
قاعدتا کلی جواب برا این نوع سوال ها هست ! ولی جوابی که اینجا برای من مهمه میزانس و قدرت اجراست ! تئاتر بر خلاف یه فیلم لوکشن های زیادی نداره ! قابلیت تغییر دوربین اینجا وجود نداره ! یک جورایی تو فضا/دید محدود شده ! پس چی هست که باعث زنده شدن تئاتر می شه ؟
تئاتر بر خلاف فیلم که فوکوس رو موقعیت داره, وابسته به بازیگره ! چیزی که من تو این اجرا کم دیدم استفاده از این جنبه بود ! بیشتر دیالوگ ها در حالت سکون بازیگرا اجرا می شد ! به شدت بعضی جاها به نمایش خوانی نزدیک می شد !
برای یه داستان ساده ! بدون پیچ و خم زمان اجرا طولانی بود
و خوب من اینو چند جای دیگه هم گفتم که انگار تنها جایی که سره وقت اجرا رو ظروع می کنن تئاتره شهره ....

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر دوستان
و عرض ادب حضور محترم مهران خان طاهر خانی و لیلای کاظمی عزیز به نظر من ادراک هنر نسبی و شخصیه زشت و زیبای مطلق در معقوله هنر نداریم چه بسا یک اثر هنری در دیدگان شخصی بسیار فاخر و همان اثر از منظر دیگری فاقد ارزش باشد تا اینجای کار به مهران عزیز حق میدم که در یک فضای آزاد اندیشه م حسشون رو از یک اثر منتشر میکنند از اینجای کار به بعد با لیلای عزیز و مسعود گرامی هم عقیده میشوم که در کمال آزادی برای بیان درک احساسی که از بازی و بازیگر در شما بوجود آمده در شاید از سر تعجیل در نگارش فرصت تحقیق پیدا نکردید در مورد حس بازی آیدا کیخایی شما در برداشت کاملا مختار و آزادید چون این یک ارتباط ذهنی شخصی نمایشگر و تماشاگر هست اما در مورد سوابق خانم آیدا کیخایی تورق بیوگرافی ایشان و تامل بر آن ایشان را بیشتر تیاتری میبینیم وی که دانش‌آموختهٔ رشتهٔ ... دیدن ادامه » تئاتر از دانشکدهٔ هنرهای زیبا دانشگاه تهران است با نگاهی به پرونده ایشان به اجرا های صحنه ایی چون :چهارمین نامه (کارگردان: مهدی مکاری، ۱۳۷۴)ستاره‌های کوچک خاموشی (کارگردان: علی‌رضا اولیایی، ۱۳۷۶)زیتون (کارگردان: شکوفه ماسوری، ۱۳۷۷)بر کرانهٔ باد (کارگردان: مینا ابراهیم‌زاده، ۱۳۷۷خیش‌خانه (کارگردان: حسین کیانی، ۱۳۷۸)یک دقیقه سکوت (کارگردان: محمد یعقوبی، ۱۳۸۰)قرمز و دیگران (کارگردان: محمد یعقوبی، ۱۳۸۲)گل‌های شمعدانی (کارگردان: محمد یعقوبی، ۱۳۸۳)تنها راه ممکن (کارگردان: محمد یعقوبی، ۱۳۸۴ ماه در آب (کارگردان: محمد یعقوبی، ۱۳۸۵)ماچیسمو (کارگردان: محمد یعقوبی، ۱۳۸۶)بیداری خانه نسوان (کارگردان: حسین کیانی، ۱۳۸۶)خشکسالی و دروغ (کارگردان: محمد یعقوبی، ۱۳۸۸)دهانی پر از پرنده (کارگردان: فارس باقری، ۱۳۸۹)نوشتن در تاریکی (کارگردان: محمد یعقوبی، ۱۳۸۹)زمستان ۶۶ (کارگردان: محمد یعقوبی، ۱۳۹۰)خشکسالی و دروغ (کارگردان: محمد یعقوبی ۱۳۹۰) 33% نیل سایمون (کارگردان: افسانه ماهیان، ۱۳۹۱) و بعلاوه گارگردانی تیاتر و ساخت و کارگردانی فیلم کوتاه بازیگری در تله تیاتر و همسری بزرگی چون محمد یعقوبی وی را بانویی هنرمند و به نظر من تئاتری میداند.
یه ایهامی هم توی نقدبود که برای من مکشوف نشد بند ششم و بند دوازدهم در بند ششم سه بازیگر از 4 بازیگر فِید شدند و در بند 12 اشاره فرمودید اما بازی بازیگرهای زن هم خوب بود من متوجه نشدم
شاد زید مهر افزون
سپاس از شما.
۰۶ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقای طاهرخانی لازم نیست برای دفاع از یکی هویت دیگران را مخدوش کنین. شما با این دفاع مغرضانه از علی سرابی بیشتر از اینکه از بازیش دفاع کنین باعث شدی آدم بگه طرفدار بد و ناآگاه دشمن آدمه. پس لازم نیست برای تعریف از یکی هویت دیگران رو نادیده بگیرین. آیدا کیخایی بیشتر بازیگر تئاتره. خبر ندارین یه سرچ کنین توی اینترنت. فکر کنم تازه امسال به تماشاگرای تئاتر اضافه شدین. ورودتون رو به تئاتر خوشامد می گم ولی تا وقتی درباره کسی نمی دونید اظهار نظر نکنید. بازی دیدنیش در خشک سالی و دروغ رو من فراموش نمی کنم و این فقط نظر من نیست نظر خیلیاست. همون طور که اقای مسعود نوشتن اقای فروتن بازیگری ایدا کیخایی رو با بازی سوسن تسلیمی مقایسه کرده. و توی برهان هم بازیش خیلی خوبه و به نظر بعضییا اتفاقن از بازیگرای دیگه خیلی بهتر داره بازی می کنه روزنامه ها رو می خوندین ... دیدن ادامه » می دونستین چی دارم می گم ولی من می خوام مثل شما نباشم و بگم همه توی این کار خوبن. آیدا کیخایی علی سرابی بهنوش طباطبایی مهدی پاکدل سر جاشون هستن و دارن درست بازی می کنن. بهنوش طباطبایی و مهدی پاکدل هم با اینکه از تلویزیون اومدن ولی توی برهان بسیار درست کارگردانی شدن و جای ایراد نذاشتن. بهتر بود حرفای دیگران رو توی همین تیوال می خوندین بعد نظر می دادین
خانم کاظمی اگر قرار بود بر اساس برداشتهای دیگران نظر بدم . که تبدیل میشدم به یه مرغ مقلد / نظر شخصی خودم بود و هرگز هم برای بالا بردن اطلاعاتتون در مورد یه بازیگر تعریف و تمجید دیگران رو ملاک قرار ندید / یه طوری میگید آقای فروتن فرمودند که انگار ( دنیل دی ... دیدن ادامه » لوئیس ) نظر داده . . از آدمها بت نسازید . به نظر من بهترین بازی در این کار در اختیار علی سرابی و لاغیر / حالا فرض هم بزارید من آیدا رو نشناسم و کارهاشو در تیاتر ندیده باشم / باز هم در کلیت قضیه که خوب بازی نکرده تاثیری نمی گذارد .. شما بدونید بهترین منتقدان یه نمایش یا فیلم تماشاچیهای حرفه ای کار هستند . تماشاچی حرفه ای هم لازم نیست روزی چند مجله رنگ وارنگ بخونه . که بالطبع بر نظراتش تاثیرگذار است و از تماشاچی یه آدم متعصب میسازه !!! من معتقدم بازیگر تیاتر وقتی روی صحنه میاد باید در نقش غرق بشه باید تبدیل بشه به شخصیت داستان . باید وقتی دیالوگهااز حنجره اش میزنه بیرون احساس نکنی دیالوگها رو حفظ کرده /// مثل صحنه بازی علی سلیمانی در نمایش ترن . زیبا و بی نقص بود و در نقش پدر یه شهید ....
اجازه بدید اصلاح کنم و بگم حتما کسی که روی صحنه قرار میگیره ذوقی از بازیگری درونش هست و من تمام ماهیت بازیشون رو رد نمیکنم / اما بازیهاشون جای بحث داره ..... همین
۰۶ بهمن ۱۳۹۱
آقای طاهرخانی شما نظر شخصی ندادین شما با دانش محدود خودتون نظر دادین و این دو تا با هم فرق دارن. مثل اینکه آدم با دانش محدود خودش درباره فیزیک نظر بده و بعد هم حق به جانب بگه نظر شخصیش بوده. مطلب آقای صفویان درباره سوابق خانم کیخایی بخوبی نشون میده که شما ... دیدن ادامه » بدون اطلاع از سوابق ایشون نظر دادین. در پایان فکر کنم اگه بابت بی اطلاعیتون عذرخواهی کنین کار شجاعانه و روشنفکرانه ای کردین. به قول خانم طباطبایی توی تیاتر برهان ثواب داره
۰۶ بهمن ۱۳۹۱
هرکسی از ظن خود شد یار من / از درون من نجست اسرار من
.
هرکه نقش خویشتن بیند در آب / برزگر باران و گازر آفتاب

.

من تلویحا عذرخواهی کردم نازنین بانو
۰۶ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

امشب ساعت هفت بعد از کلی پشت سر گذاشتن ترافیک به اجرای نمایش برهان رسیدم /
1. کار خیلی پخته بود و نمایشنامه زیبا . دیالوگها بجا بود و خوش ساخت
2 . لوکیشن نمایش هم همینطور . نمایی از یه حیاط خلوت خوشگل و اصلا خسته کننده نبود
3. جالب بود یه کار یک ساعت و چهل و پنج دقیقه ای و پر از دیالوگ اما من خسته نشدم
4 . تحرک بازیگرها کم بود . شایدهم به دلیل فضای کم صحنه بود
5 . بازیها فقط فقط و فقط علی سرابی . معرکه بود و بسیار قوی
6 . سه تا بازیگر دیگه کار . . بازیگرهای تلویزیون و سینما هستن . توقع زیادی ازشون نیست حالا با رابطه یا درصدی از خلاقیت وارد کارها میشن و یه هنری ارائه میدن . اما فرق بین بازیگر خاک خورده و خاک نخورده مشخصه
7 . سه بازیگر ما فقط دیالوگها رو تند تند میگفتن و بر اساس دستور کارگردان در محلهای موردنظر میایستادن و دیالوگها رو پرت میکردن تو صورت همدیگه
8 . کلا با بازیگر سینما در تیاتر مشکل دارم . بیشتر نقش یه روان کننده رو دارن تا نمایش رو به خورد تماشاچی علاقه مند به تیاتر بدن / حضور یه چهره فروش کار رو بالا میبره
9 . بین صد نمره به سه تا بازیگر میشه سی داد / !
10 . علی سرابی نمایشی رو که داشت میرفت در چهل و پنج دقیقه اول بمیره زنده کرد
11 . بعضیها از موسیقی دلخور بودن
12 . اما بازی بازیگرهای زن هم خوب بود نقش هما خوب بود و البت جذابیت بصری بیشتر کارش رو تو چشم میاورد
13 . البته در پایان کار تماشاچیها یه خورده غر میزدن . چون دیالوگها زیاد بود و خیلیها دنبال دیدن نمایشی هستن که برای فهم دیالوگهاش نیاز به فکر کردن نداشته باشن
.
.
فقط ... دیدن ادامه » علی سرابی
"6 . سه تا بازیگر دیگه کار . . بازیگرهای تلویزیون و سینما هستن" !
خانوم آیدا کیخایی بازیگر تیاتره که.و به قول مسعود فروتن تنها کسی که میتونه جای سوسن تسلیمی رو توی تیاتر ایران پر کنه.
۰۶ بهمن ۱۳۹۱
1 سوال: چرا با بازیگر سینما در تئاتر مشکل دارید؟
۰۷ بهمن ۱۳۹۱
خانم کیخائی که 95 در صد بازیگر تئاتر هستند!!!!!!!!!!!
مهدی پاکدل هم که انگار نمی شناسید!!!!درسته تو تلوزیون و سینما هم بازی می کنه اما فرزند تئاتره!و خوب فرزندیست :)
۰۸ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برهان
برهان نمایش بسیار زیبا و دلنشینی بود. نمایشی که صحنه‌ها و لحظه‌های بسیار زیبایی داشت. نمایشی با طراحی و کارگردانیِ متفاوت نسبت به نمایش‌های مرسوم. از لحاظ زیبایی‌شناسی، این تئاتر یکی از زیباترین تئاترهایی بود که اخیرا دیدم. البته این به معنی "بهترین" بودن نیست، گفتم "زیباترین" نه "بهترین" :)
من دو شب پیش این نمایش رو دیدم و الان که دارم بهش فکر می‌کنم می‌بینم چه نمایش خاصی بود! وقتی تو ذهنم مرورش می‌کنم دقیقا نمی‌دونم که برهان یه تئاتر بود یا یه فیلم. تو این نمایش تغییر زمان اتفاق می‌افتاد، به زمان‌های قبل فلاش‌بک زده می‌شد. تغییر لباس و همچنین تغییر حس و حال بازیگرها و دوباره برگشت به زمان حال و باز هم تغییر. این کارها بود که به نظرم این نمایش رو متفاوت کرده. الان که دارم به این نمایش فکر می‌کنم تو ذهنم از این صحنه‌ها لذت می‌برم.
دو ... دیدن ادامه » شب پیش، لحظه‌ای که نمایش تموم شد کمی ناراضی بودم چون این نمایش زیاد ذهن منو درگیر خودش نکرد ولی الان به این نظر رسیدم که چرا حتما باید یه نمایش ذهن منو درگیر کنه! شاید نمایشی مثل همین "برهان" باعث بشه ذهن من لذت ببره... و این خوبه! :)
" تغییر زمان اتفاق می‌افتاد، به زمان‌های قبل فلاش‌بک زده می‌شد. تغییر لباس و همچنین تغییر حس و حال بازیگرها و دوباره برگشت به زمان حال و باز هم تغییر"

اینها خصلت نمایش های محمد یعقوبی هست و خیلی خوبه و جالب!!:)
۰۸ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه...
من کار رو ندیدم.آخر هفته حتماً خواهم دید. فقط یه موضوعی رو می خوام مطرح کنم و شاید بشه گفت مشورت کنم.
در برنامه مجله تئاتر که از کانال 4 پخش میشه، از آقای پاکدل و خانم طباطبایی دعوت کرده بودند.
خانم طباطبایی در این برنامه مطرح کردند که ما در فرهنگسرای نیاوران احساس بهتری داریم.چون محیط تئاتر شهر از آدم هایی که میشه گفت همه تئاتر رو می فهمند و ممکنه حتی به عنوان تماشاچی نقد کنند، پر شده.اما در محیط فرهنگسرای نیاوران ما کاملاً حس می کنیم که تماشاچی واقعاً به تئاتر علاقه داره و دیگه اون نگاه نقادانه روی این تئاتر حس نمیشه...
من می خوام بدونم این حرف چه معنی میده؟ من هم تئاتر هایی که دیدم در محدوده ی تئاتر شهر- تالار حافظ و تماشاخانه سنگلج و همون محدوده ی چهار راه ولیعصر بوده...
دوستان عزیزی که می دونم اکثریت همه تئاتر رو می فهمید برای کسی ... دیدن ادامه » ک تئاتر رو می فهمه آیا تفاوتی داره کجا بره و تئاتر رو ببینه؟
خانم طباطبایی عزیز من فکر کنم منظورتون چیز دیگه ای بوده ...
دوست عزیزقبول کنید که خیلیابه خاطر دوری راه تئاترشهرونبودوسیله نقلیه مناسب برای برگشت نمی تونن برن اونجا وخبلی ازتئاترهاروببینن وبیشتربچه های رشته تئاترواساتید به دیدن اجراهای اونجا میرفتن
۰۲ بهمن ۱۳۹۱
شایسته جان آخرهفته که بری ببینی میفهمی واسه چی اینو گفته

واسه کسی که تئاترو بفهمه فرقی نمیکنه که کجا ببینه
اما واسه کسی که میخواد نقد نشه فرق داره که کجا اجرا کنه

من بعد کار "شب سیزدهم" آقای امجد, تو ایران دیگه تئاتری ندیدم
تا حدود دو سال پیش
تو این دو سال کارای خوب و تاثیر گذار هم دیدم
اما ظاهرا کارا سطحی شده و ظرفیت نقد شنیدن ادما هم پایین اومده
اما ... دیدن ادامه » زیر نظرات مثبت بچه ها, کلی تقدیرو تشکرو میبینی
!!!!!!!!

گاهی شک میکردم که شاید بشون سفارش شده که از فلان کار حمایت کنند..متاسفم که حتی در
بین افراد اهل فرهنگ و هنر هم آزادی بی چونو چرای عقایدو احساسمونو نداریم

۰۳ بهمن ۱۳۹۱
البته من خودم رو به هیچ وجه در حد مخاطبین سوال شما قرار نمیدم (...دوستان عزیزی که می دونم تئاتر رو میفهمید...) اما به نظرم میرسه که مخاطبین تئاتر در ایران- بنا به دلالیلی که جای بحثش اینجا نیست- عمومن جزء دسته ی پیگیران این هنر نمایشی به حساب میان، منظور اینکه ... دیدن ادامه » به شکل تفننی خیلی کم پیش میاد که کسی بره و تئاتر تماشا کنه(اون هم با بلیط 20 هزار تومنی). بنابراین به احتمال زیاد کسی که داره میره نیاوران برای تماشای برهان، حداقل مختصر آشنایی با محمد یعقوبی و کارهاش داره و یا اینکه تعریف این نمایش جسته گریخته به گوشش خورده و خلاصه با سطح آگاهی نسبتن بالایی روی صندلی میشینه و به تماشا مشغول میشه. یه همچین آدمی قاعدتن هم ایرانشهر برای تماشای تئاتر میره، هم تئاتر شهر، هم پارین و کلن هرکجای دیگه ای که یه نمایش خوب روی صحنه باشه. بنابراین اگر منظور خانم طباطبایی این بوده که جو تماشگرهای ایرانشهر و ولیعصر خیلی قطبی و جهت دار و ... شده، به نظرم خیلی هم نباید امیدوار باشند که تو سالن نیاوران با آدم هایی از یه کره ی دیگه مواجه بشوند، بهتره که به قول خانوم حائری ایشون خودشون رو برای نقد شدن آماده کنند تا اینکه به دنبال فضا سازی اینچنینی باشند.
۰۶ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باز هم آقای یعقوبی کارگردانی فوق العاده شون رو به اجرا گذاشتن و باعث شدن یه شب هنرمندانه و بی نظیر رو با دیدن یه تئاتر عالی تجربه کنم .
بازی همه بازیگرا زیبا بود و نورپردازی جذابی که هر چند دقیقه یکبار انرژی مثبتی رو ساطع میکرد و اون برگریزان غم انگیزه پاییزی
اما به نظر من آقای علی سرابی یه فضا و یه توانایی جدید در عرصه تئاتر به نمایش گذاشتن و من هرگز لحظه ای رو که از سرما توو حیاط میلرزیدن و صحبت میکرد فراموش نخواهم کرد
ممنونم از همه ی کسانی که باعث شدن "برهان" اجرا بشه

با سپاس و احترام
برای " دوم " بار جمعه شب بعنوان آخرین کار قبل از جشنواره به تماشای برهان محمد خان یعقوبی نشستم حسی به مراتب زیبا تر از نگاه اول از بازی همه بچه ها در من جاری شد به عقیده من بازی خانم طباطبایی به مراتب از اجرای چهارم یا پنجم که دیده بودم بهتر و قوام یافته تر بود فقط و فقط مشکلی یه یه کم یا خیلی زیاد تمام این حلاوت و شریرنی رو در کام تماشاگر تلخ میکرد مدیریت داخلی سالن بود که نمیدونم از اعضای گروه هستند یا از منصوبین فرهنگسرا خواهشا شما را به خدا اینجا آمفی تئاتر سالن سنما نیست ( حتی به جرات امروزه در سینما های تاپ تهران هم دیگه شاهد نیستیم) با شروع اجرای نمایش درها رو ببندید و اجازه ی ورود به سالن رو ندهید جمعه شب تا 20 دقیقه بعد از شروع افراد وارد سالن میشدند آدم با تمام احساسش داره درگیر نمایش میشه که یکهو یه نفر با چراغ قوه و 6 نفر دنبالش .... دفعه اول ... دیدن ادامه » هم توی این سالن این مسئله مشود بود بخدا این کار خیانت به نمایش و توهین به تماشاگر هست باور کنید میفهمم که یالن فرهنگسرای نیاوران بدور از محیط مرسوم نمایشی ( تئاتر شهر و ایرانشهر ..) هست برای خیلی ها ممکنه بار اول با سر در گمی کشف لوکیشن سالن پیدا کردن جای پارک و همه و همه با تاخیر به سالن برسن اما همه اینها هیچکدوم توجیه نمیکنه که حقوق اکثریتی که با همه این مشکلات به موقع در سالن حاضر شدند اگر دوستان خود از تماشاگران نمایش باشند متوجه میشوند که این قضیه چه ضربه سهمگینی بر نمایشگر و تماشاگر وارد میکنه
این کار تا 20 بهمن اجرا داره؟ با اینهمه بازتابها و نظرات مثبت و منفی ای که دوستان در مورد این کار دادن ترغیب شدم بعدِ جشنواره برم ببینم حتماً.:)
۰۱ بهمن ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از مدت ها یک شب دوست داشتنی و عالی رو در کنار دوستانم تجربه کردم .... برای همین خواستم از همه ی عوامل و دست اندرکاران نمایش و همچنین سالن خلیج فارس که زحمت زیادی برای هماهنگی کشیدن تشکر کنم .... واقعا همه چیز عالی و درجه یک بود ...
تشکر کردن ثواب داره هانی .....
مرسی از شما خانم کاوه بزرگوار
۳۰ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وفادار یا دل نشین؟ / محمد یعقوبی / روزنامه‌ی دنیای اقتصاد / 29 دی‌ماه
برهان نمایشنامه ای نوشته دیوید اوبورن است و اولین بار در آمریکا در سال ۲۰۰۱ اجرا شد و در همان سال ۵ جایزه مشهور تونی، پولیتزر، جایزه منتقدان نیویورک و ... را گرفت. داستان نمایش درباره یک استاد ریاضی است که با دخترش زندگی می کند
نمایشنامه ۴ شخصیت دارد و به نظرم رابطه ریاضی با جنون و غم از دست دادن مهم ترین بحث های این نمایشنامه است. من برهان را بازنویسی کرده ام. نمایشنامه اصلی درباره یک خانواده آمریکایی است. من خانواده را ایرانی کرده ام، چون برای تماشاگران، به گمانم، تماشای شخصیت های ایرانی دلنشین تر است. ولی مکان نمایش مانند نمایشنامه اصلی شیکاگوی امریکاست. بازنویسی برهان تجربه بسیار جالبی برایم بود و ریشه در تاریخ تئاتر ما دارد. در آغاز ورود تئاتر در ایران به بازنویسی نمایشنامه ... دیدن ادامه » و ایرانی کردن نمایشنامه های فرنگی می گفتند آداپتاسیون.

آداپتاسیون تاثیر مهمی در جذب مردم به تئاتر داشته است. رامتین شهبازی پیشنهاد می کند نگوییم آداپتاسیون بگوییم ترجمه فرهنگی. درست می گوید. فقط ماجرا این است که کلمه آداپتاسیون خیلی طنین قدیمی دارد و البته خوش آواتر از ترجمه فرهنگی است. بدون شک، آداپتاسیون یا ترجمه فرهنگی راه بهتری برای اجرای یک نمایشنامه خارجی است. وقتی شخصیت ها ایرانی می شوند، دست آدم برای شخصیت پردازی بازتر است، می توان بازی های زبانی را وارد کار کرد. در برهان حتی اینکه ناگهان شخصیت ها ولو لحظه ای انگلیسی حرف می زنند، موقعیت را دیدنی تر کرده است. ایرانی شدن شخصیت ها به من امکان داده اندکی هم زبان ورزی کنم . مثلا در متن دیوید اوبورن رابرت می گوید: دستگاه رو راه بیانداز.

برای تماشاگر ایرانی «دستگاه» واژه ای خنثی است و نمی تواند با جمله رابرت ارتباط برقرار کند، ولی حالا که شخصت ها ایرانی شده اند، رابرت شده همایون و می گوید: اتول رو راه بنداز. تماشاگر با کلمه «اتول» ارتباط برقرار می کند. «اتول» جان دارد. هم طنازی دارد و هم تاریخ و تبار. میلم به آداپتاسیون برمی گردد، به تاثیری که زمانی با خواندن دوره تاکنون سه جلدی «ادبیات نمایشی در ایران» جمشید ملک پور گرفتم. این کتاب مهمی است که هر نمایشنامه نویسی باید آن را بخواند. جمشید ملک پور در پایان هر جلد چند نمایشنامه را به عنوان نمونه آن دوره آورده است. در جلد اول طبیب اجباری مولیر را در کنار آداپتاسیون اعتمادالسلطنه از نمایشنامه مولیر برای مقایسه آورده است. برای من خواندن آداپتاسیون اعتمادالسلطنه دلنشین تر از خواندن ترجمه وفادار به مولیر بود. پس وفادار یا دلنشین؟ مساله این است. تلاش من در بازنویسی برهان متاثر از این جریان دل نشین آداپتاسیون در تئاتر ایران است.

من البته پا را از گلیمم بیرون تر گذاشته ام. یک صحنه را حذف کرده ام. صحنه قبل از پایان را و مقداری از دیالوگ های این صحنه را به صحنه ششم اضافه کرده ام. پایان نمایشنامه اصلی را هم عوض کرده ام. پایان نمایشنامه اصلی به گمانم زیادی خوش بینانه بود، خوش بینی امریکایی زورکی و مرسوم. به دل خودم نمی نشست چه برسد به تماشاگر. وفادار یا دلنشین؟ مساله این است
فرناز نوروزی، رعنا جمالی و بهرنگ این را خواندند
زهرا برزیده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برهان تمدید شد
بهاره رهنما(بازیگر و نویسنده): روزنامه شرق ، شماره 1649 به تاریخ 27/10/91، صفحه 16 (صفحه آخر)
نگاه، برهان یعقوبی: تئاتری‌ها بی‌شک با نام محمد یعقوبی آشنایند، او این شب‌ها راس ساعت هفت شب، کار دیدنی و خوبی در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران روی صحنه دارد، با بازی مهدی پاکدل، علی سرابی، آیدا کیخایی و بهنوش طباطبایی. متن بسیار قوی و خوبی است از یک نویسنده آمریکایی به نام دیوید اوبورن که چندین جایزه مهم هم با این متن از آن او شده، در درجه اول متن آنقدر در عین رمانس قوی که در دل دارد، هوشمند و پیش برنده است که لحظه‌ای حس نمی‌کنی غریب یک ساعت واندی روی صندلی نشسته‌ای. بعد بازی سرابی مبهوتت می‌کند چیزی شبیه هیچ چیز و بعد بازی‌های گرم و خب آیدا کیخایی و بهنوش طباطبایی، شیرینی دل‌نشین بازی مهدی پاکدل، طراحی صحنه کاربردی و خوب امیرحسین قدسی و البته ... دیدن ادامه » آنچه که هیچ عجیب نیست مثل همیشه کارگردانی ویژه و بی‌ادای محمد یعقوبی خستگی را از تنتان در می‌کند. فرهنگسرای نیاوران این روزها این‌ور شهر و میان درختان بلند شمیران خوب جایی شده برای گذراندن یک بعدازظهر زمستانی نمایشی. خصوصا که با مسوولان خوش‌رو و صندلی‌های راحت‌تری مواجه خواهید شد.
یه چیز دیگه...
ای کاش این دیالوگ دیشب خر و پف من اذیتت نکرد؟حذف می شد چون من یکی رو اذیت کرد که .
من موافق آزادی بیان هستم اما به نظر من بیان این موضوع با فرهنگ و حیای زیبای ما ایرانیا خ در تضاده .برای نمایش این موارد باید هم وارد شد هم نشد. نشان دادن هم پیاله شدن کتی و هال و طنز شمارش 1 تا 10 برای آزادی بیان این نمایش کفایت می کرد نه بیشتر .
این جمله باید حذف می شد از نمایش.

دلیلی نداره همه چیز با فرهنگ ما جور باشه اما چون شخصیت های تاتر ایرانی بودن من ترجیح می دادم اینجوری باشه

درضمن باید حذف می شد با موافق آزادی بیان در تضاد نیس .هرچیزی حدوسطش خوبه
به نظر شخصی من یکی از مشکلات ما ایرانی ها این ه که خودمون هم ترجیح می دیم سانسور کنیم...سانسور شده رو بیشتر می پسندیم
۲۲ دی ۱۳۹۱
به اندازه ی کافی حذفیات اجباری داشته. گفتگوی آقای یعقوبی رو در شرق بخونید.
در ضمن "موافق آزادی بیان" بودن با "باید حذف می شد" در تضاده.
۲۵ دی ۱۳۹۱
یکی از حسن های تئاتر، سانسور کمترش نسبت به سینماست. هرچند همین الانشم تئاتری ها سانسورهای زیادی رو به اجبار روی نمایشنامه ها انجام میدن. به هر حال با خوندن این نظر این عبارت تو ذهنم نقش بست: از ماست که بر ماست!
۲۷ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش را دیشب دیدم با اینکه از اول فهمیدم همان نماش proofیا اثبات هست که تی وی چند بار نشون داده خ خوشحال شدم که دوباره این داستان رو با یه روایت جدید می بینم.اما دلیل ایرانیزه شدن نقش ها رو نمی فهمم برای ارتباط بر قرار کردن بیشتر با تماشاچی؟اما به نظر من اگر کتایون همان کاترین بود نقش ها بسیار ملموس تر بود .این آدم ها اصلا ایرانی نبودند و هویت خود را از دست داده بودند وکاش حداقل به این موضوع اشاره می شد ومشاعره پدر و دختر با آن تسلط در اشعار با شخصیت ها و فضای داستان تناسب نداشت.اگر داستان با همان شخصیت های خارجی بود وجه طنز داستان باورپذیر تر می نمود.
نویسنده 33% نیل سایمون هم آقای یعقوبی بود ، که 33 % کار متن اصلی و باقی ایرانیزه شده بود. بازخورد قسمت های ایرانیزه شده بهتر بود ، فکر می کنم دلیل همین بوده
۲۳ دی ۱۳۹۱
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوب بود من که لذت بردم .
کیانا اعتمادی، فرناز نوروزی و رعنا جمالی این را خواندند
آوا فیاض، مرجان ح و ریما مرشد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید