تیوال نمایش داری داری داری داری یا نداری؟
S3 : 21:29:27
امکان خرید پایان یافته
  ۱۹ آبان تا ۱۶ آذر ۱۳۹۷
  ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۵ دقیقه
 بها: ۳۵,۰۰۰ تومان

: سوسن پرور
: (به ترتیب حروف الفبا)سوسن پرور، مرتضی رستمی، فروزان رضایی، مختار سایقی، منا شمس الدینی، بیژن قهرمانی، بهرام ملکی، شیماء ملکیان، فاطمه هاشمی، صدیقه کیانفر

: شیماء ملکیان
: کاوه کاظم زاده
: سپیده میر صمد زاده
: سمیه شوقی
: رضا درویش
: آرزو ذوالفقاری
: نازنین بابایی
: بهرام ملکی
: امید آینه چی
: بابک آب برین
: سروش نعیمی ذاکر، بابک آب برین
: مریم نراقی
قصه چند برند صنعتی که دیگر وجود ندارند را در میزگردی می بینیم تا به آن برسیم که چی داریم و چی نداریم؟

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش داری داری داری داری یا نداری ؟ / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بسیار زیبا بود و دردناک
چقد اشک ریختیم برای از دست دادن همه چی
میترا و امیر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گفتنی ها گفته شد، قصه ی پرونده ی این غصه ها هم بسته شد

ممنونم ممنونم و ممنونم از تیم اجرایی نمایش با این همه انرژی، با این همه توان که روی صحنه رفتند و قصه ی پر از غصه ی برندهای وطنی رو از ته دل هاشون جار زدن.

با خنده شروع کردیم و به بغض نشستیم،
اجراهای طنز سلیقه ی من نیستن، اما این نمایش به جانم نشست :) اونم بدجور....

شب اجرایی که من رفتم، جناب رفوگران مهمان ویژه برنامه بودن، صاحب کارخانه بیک، و من چقدر خجالت کشیدم که دیگه بیک ی وجود نداره که من هر روز بیک بخرم و به بودنش افتخار کنم...

این حرفی که می زنم برای خودم خیلی جالبه،
اجراهای طنز ( زیاد) انتخاب من نیستن ولی این نمایش دومین نمایش تاثیرگذاری بود که تابحال دیدم....

ممنون که شب آخر اجرا رو لایو گذاشتین تو اینستا که همه ببینن....
( علی الخصوص رورانس شب آخر رو من خیلی دوست دارم :))) )

ممنون ... دیدن ادامه » سوسن پرور عزیز، و ممنون تک تک تیم عزیز نمایش و ممنون از آرش نوذری عزیز که به توصیه ی ایشون به دیدن این نمایش نشستم....




دریک کلام عالی بود.
ممنون از خانم پرور و گروهشون.
امیر، فرزاد جعفریان و میترا این را خواندند
Negin Fooladi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و وقت بخیر
به لطف شرکتمون اجرای شما رو دیدیم، لحظاتی غمگین شدیم و لحظاتی خندیدم.
نقد منفی نسبت به نمایش ندارم، چرا که گروهی رو دیدم در تلاش برای رسوندن پیام حمایت از تولید ملی، با شنیدن داستان بعضی برندهای داخلی ای که وجود ندارن یا انقدر کمرنگ شدند که.‌‌‌..
شاید عوامل مختلفی دخیل باشن ( کیفیت پایین بعضی محولات داخلی، عدم وجود برندینگ درست و اصولی و...) ولی ضعف شدید مدیریت مسئولان نابخشودنیه... و همونطور که خانم پرور اشاره کردن اگر محصولی بی کیفیت یا با کیفیت پایین ایرانی میبینید تماس بگیرین و اطلاع بدین... چرا که امیدواریم روزی افتخار کنیم از اینکه ایرانی مصرف میکنیم و میپوشیم...

نقد من در این جا میتونه به سالن باران باشه، که بعد از گذشت این سال ها هنوز سالنش رو درست بازسازی نکرده! پرده های نامنظم و دیوارهای کج و نا همسان، صندلی های نامناسب ... دیدن ادامه » و عدم وجود تهویه و جدای از این ها صدای دریل در هنگام اجرای اون شب...فکری به حال این سالن بکنید...
از خانم پرور و سایر دوستانی هم که در این سالن اجرا میرن هم تقاضا دارم تا نسبت به این مسئله بی تفاوت نبوده و درخواست کیفیت رو از مسئول سالن داشته باشن...
ممنونم
با دیدن این تئاتر درک بهتری از موفقیت های اقتصادی کنونی کشور بر مبنای تدابیر داهیانه و حکمیانه مسئولان دلسوز و ساده زیست این 4 دهه پی می بریم، که از چه وضعیتی به چه وضعیتی نائل آمدیم..
و چگونه و با چه سند دور بردی به اهداف پیش‌بینی شده، به چنین دست‌آوردها و افق روشنی نائل آمدیم.
و چگونه ما در پیشرفت عظیمی به این مدینه فاضله اقتصادی، باز هم نائل آمدیم.

کاش این امکان میسر میشد که این تئاتر تمدید بشه.
سوسن و همکاران سوسن
سوسن پرور پرورش یافته، در نهایت شهامت و شجاعت و عشق و زنانگی ... هنرش بماند.
پیش از هر گفتن و نوشتن سپاسم از بیژن قهرمانی که کوتاهی در دوستی نکرد و سبب ساز شد تا با سوسن گرانقدر و عاشق هنرش آشنا شوم و ناگواری چندین ساله دوربودن از نمایش و نیایش این مقدس آئین را به گوارایی فراموش نشدنی مزه چشک کنم و ...این گروه را همیشه پر غوغا بخواهم.
سپاس سوسن را از گام های نخستین که برداشت و رنجی که به تنهایی کشید تا آنگاه که با همکارانش رنج نخستین را به تقسیم نشست تا من و همچون من های دورافتاده از سالن نمایش آویزشی دوباره را به لذت بنشینیم. به قول لوطی های از یاد رفته، دم تان گرم، سوسن پرور، صدیقه کیانفر، بیژن قهرمانی، مرتضی رستمی، مختار سایقی، منا شمس الدینی، بهرام ملکی، شیماء ملکیان، فاطمه هاشمی و فروزان رضایی
سخن بس؛
سوسن پرور و همکارانش ... دیدن ادامه » هم صدا در صحنه خواندند و گفتند: داری داری داری،داری یا نداری ...
پس از اجرا، همگیشان را گفتم: دارم دارم دارم خوبش را هم دارم، شما را دارم و آرزویم آنکه بس زود گروهشان فریادِ فریادها بشود؛ با عشقی که به آگاهی بخشیدن به دیگران دارند و با تلاشی که نشان دادند، دور نیست. سوسن و یارانش نام بزرگانی چون بدیع زاده، بیژن مفید، بهرام بیضایی ... و به یاد آوردن فرهنگ زیبای متل و قصه گویی و نمایش های سنتی را دوباره به یاد آوردند.
گروه با هنرش در قالب نمایشی جدی و درآلود، خنده را هم بر لب و دل نشاند، هر چند که در دل گریستیم...
سوسن با احترام و ارزش گذاشتن به صدیقه کیانفر، این صدیق بانوی صحنه، بزرگداشتی گرفت برای هنر و هنرمندان پیش کسوت خاک صحنه و هنر خورده. همچون این مهربانو و ماندگان ماندگار نمایش و رفتگان که نام و یادشان یادگار جاویدان نمایش ماست، بگذارایم و بگذریم...
از فرم و اجرا نمی گویم، کارگردانی و فاصله گذاری ها بماند تا ببینید...
پردازش شخصیتها که از مفهومی اقتصادی و نامی تجاری آغاز می شود، در پایان به تیپ ها و شخصیت هایی می رسد که قابل قبولند و دلنشین و نوستالوژی های نسل من و جوانی من و امثال من را زنده می کند.
بازی بازیگران دیدن دارد، که خود را در صحنه می بینم نه بازیگران را، غم و شادی، گریه و خنده را هر لحظه باید شاهدش باشید و آنگاه خود بگویید (به من یادداشت گذار بگویید) که بی راه نرفته ام در سپاس و ستایش از جیرجیر و جیرجیرک ها، اما، چون به تماشای نمایش نشستید، فقط نگاه نکنید، عشق و رنج و زحمت سوسن و کار و محتوای متن و اجرا را هم ببینید، به مصداق «شنیدن کی بود مانند دیدن» ببینید وسپس داری داری را بر من و کلی گویی هایم قضاوت کنید.
جیرجیرک ها، جیرجیرتان به بلندای آبی آسمان و استواری تان به سربلندی بلندی البرز از هنوز تا همیشه بلند باد.
خسرو میثمی
مثل یک خواب بود!
دیشب این تئاتر رو دیدم. پیش از این برای من معمولا تئاتر ها اینجوری بودن که تماشاگر و بازیگر خیلی با هم در ارتباط نبودند! و اوج ارتباطشون تشویق های پایان نمایش بود! دیروز کارگردان به استقبالمون اومد. مثل یه خواب بود وسط نمایش یهو خودتو داشتی میدیدی که به مسخره ترین چیزا داری هر هر می خندی چیزایی که خودت باورت نمیشه داری به اینا می خندی و بعد در کمتر از ده دقیقه چنان غم عمیقی تو رو در بر میگیره که ترک می خوری! مثل یه خواب بود که توش داری خیلی مسخره و کارتونی گذشته رو می بینی و دلت می خواد که کاش 50 سال زود تر به دنیا اومده بودی. نمایش به آخراش میرسه تو پر از خنده و گریه ای و فضا برات خیلی عجیبه. همین طوری که داری از خودت می پرسی این که الان دیدم و انقدر روم تاثیر گذاشت تئاتر بود یا نبود یهو سوسن پرور میاد جلو و سخنرانی میکنه ! به شدت استرس ... دیدن ادامه » میگیری اوه این نمایش که خیلی خوب بود و خوش گذشت خراب نشه یهو، اوه الان همه عینک منتقدی رو میذارن رو چشماشون و میگن #نه_به_سخنرانی_درتئاتر خوب راستم میگن ولی مگه میشد بانو پرور سخنرانیشو نکنه ، همه ی این خنده ها و گریه ها رو برای ما ساخت که همین حرفشو گوش بدیم! درک میکنم که چرا سخنرانی کرد! ما دغدغه مد نظر رو تو تئاتر گرفتیم اما راهکار عملیاتیشو دیگه نمیشد با تئاتر بگه و دوست داشت مستقیم بگه ! مثل یه خواب بود، به جای اینکه بازیگرا از اون پشت برن و ما تماشا چیا از یه ور دیگه خارج شیم همه قاطی شدن تو همو شروع کردن به گپ و.گفت! مرد درشت هیکلی رو دیدم که با بانو کیانفر صحبت می کرد در حالی که هر دوشون اشک توی چشماشون بود و گریه می کردن تو حرفاشون شنیدم که اون آقا کارخونه ای داشته که تعطیل شده، انگار تئاتر ادامه داشت . درست مثل یک خواب بود!
نمایش تاثیر گذاری بود و برای حمایت از تولیدات داخلی تلنگری به تماشاگر داشت اما تمام فضای حسی را در اخر اجرا با سخنرانی کارگردان که مثل مدیران مدرسه یاد اور می شدند و همچنین قدردانی ار همه دوست و آشنا و هم محلی کارگردان و وادار تماشاگر برای تشویق آن عزیزان تمام احساس را از بین می برد و از اینکه من تماشاگر هم با پرداخت بلیت امده ام از افرادی که بلیت هدیه دارند قدردانی کنم، جای سوال فراوانی داشت که به کلی احساس و نمایش را از ذهن پاک می کرد.
#نه_به_سخنرانی_بعداز_رورانس
۱۱ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانم سوسن پرور نازنین آمدیم دیدیم ، خندیدیم ، گریه کردیم ، لذت بردیم ، بسیار ممنونم از بازی گرفن از سرکار خانم صدیقه کیانفر مهربان و نازنین ، بسیار بازی آقای رستمی دیدنی بود ، انتظار نداشتم ، حتما مرفی میکنم
باورم نمیشد توی یه ربع هم یه عالمه بخندم هم زار زار گریه کنم.
خانم پرور شما بی نظیرید.
ممنون از تیم خوبتون و بازی معرکه همتون و متن عالیتون.
تیاتر داری داری داری داری
یا نداری؟
داستان "هنوز هم ""ما"" هستیم که میتوانیم" است. چقدر حالمان بد خوب بود؛ شاید هم خوب بد بود. چقدر نخندیدن و نگرییدن سخت بود چون همه حرف همدیگر را می فهمیدیم. شاید همه نصف قصه را میدانستیم، آن نصفی که بدون ما نوشتند؛ بقیه قصه را اما پاک کردند تا ما بنویسیم با "نساجی بروجرد،
نوشت افزار آریا، به بزرگی ارج، به یاد آهو، به ملیت پیکان، به گذشته قائم شهر، عشق، و آوارگی در بهشتی که مال ما نخواهد بود"
اجرایی که در عین خنداندن ، شما رو به فکر فرو می بره
پر از طعنه های معنا دار
لحظه های نوستالوژیک

اجراهای پایانی رو از دست ندید
من عاشق سوسن پرورم شخصیتش بنظرم بسیار جذاب و تاثیرگذاره برخورد و صحبتش در شروع کار و بدرقه اش در پایان بسیار دلنشین و صمیمی بود. بازی خودشو خیلی دوست داشتم بازیگران آقا هم خیلی خوب بودند واقعا به این فکر میکردم که چقدر این کار خانم پرور که به بازیگرای مهجور اعتماد میکنه کار بزرگیه و چه نتیجه درخشانی هم داره، بسیار در طول اجرا خندیدم، نقش خانم پرور که طعنه ای به سطح پایین غالب مجری ها از جهت اجرا، دانش و اداب معاشرت بود و نقش خانم هاشمی و اشاره به سطح کارشناسا برام جالب بود، بنظرم میرسه مقوله تولید خیلی خام توی این کار بررسی شده و در حد یک نوستالژی و خاطره بازی و افسوس باقی مونده، بنابراین به لخاظ موضوع کار عمیقی نبود اما بسیار دلنشین و دوست داشتنی بود، توصیه میکنم کارو به دوستان.
به نظرم این گار یه تلنگر بود به ما که خودمون عمیق تر به موضوع نگاه کنیم
قطعا همچین مقوله ای رو نمیشه به طور عمیق در یک نمایش گنجاند
و همین طور که گفتین دغدغه مند بودن خانم پرورو چه در همکاری با پیشکسوتان و چه در انتخاب موضوع برای کار قابل تقدیره
۱۰ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانم پرور عزیز خیلی خوشحالم که پس از مدتها که دلم میخواست یکی از آثار شما رو از نزدیک ببینم تونستم تئاتر زیبا و پرمغز شما رو ببینم. تئاتری بسیار زیبا با بازی روان و موضوعی عالی که واقعا خستگی سفر از اهواز تا تهران به عشق دیدار شما از تنم خارج شد. امیدوارم باز هم بتونم در آثار بعدی شما حضور پیدا کنم. با تشکر
خانم پرور عزیز واقعا خسته نباشید.کارتون عالی و در نوع خودش کاملا نو.دیدن این کار رو به همه پیشنهاد میکنم.پدر مادر ها رو ببرید برای دیدن این نمایش.مطمئنن برای نسل اونها خیلی دلنشین تر هم هست.
استفاده خیلی زیبا از زبان ساده و روان برای بیان درد جامعه امروز .این کار تبلیغ زیادی نداره.ما بعنوان تماشاچیانی که از دیدنش لذت بردیم باید کار رو تبلیغ کنیم.
از دیدنش لذت خواهید برد.
دقیقا درست میفرمایید، برای افراد بالای 40 سال، تماشای این نمایش نوستالژی دردناکی هست
۰۹ آذر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی با محتوای به شدت تلخ و بیانی شیرین و طناز. به عنوان یک فعال اقتصادی وقتی این نمایش رو دیدم با چشمانی پر از اشک و دلی داغون بیرون رفتم. آقای ملی آقای ارج خانم نساجی مازندران , آقای پیکان و خانم جیپ ...اینها همه و همه و همه تنها گوشه ای از اقتصاد و هویت ملی ما بودند که از بین رفتند. ممنون از سوسن جان پرور و گروه بازیگران و عوامل نمایش بابت اثر زیباتون.
» تا ۲ پاسخ


علیرضا یزدانی اسفیدواجانی این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود واقعا عاااالی... نمونه یک طنز اجتماعی بی نظیر با کلی حرف که تو خودش داشت... لذت بردم. تبریک به خانم سوسن پرور و تمامی بازیگران و دست اندرکاران. حتما پیشنهاد میکنم همه برن و ببینن.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قشر متوسط روز به روز فقیرتر میشود ، کارگاهها و بنگاه های کسب و کار کوچیک ،برچیده میشود ، اکثریت جامعه شغل اول یا دومشان دست فروشی و رانندگی شده است
سال حمایت از کالای ایرانیست و تنها یک هنرمند از کالای ایرانی حمایت می کند ولی در این راه هیچ نهاد و ارگان دولتی حمایتش نمی کند .زیرا او مستقل است ،چون هنر و ادبیات این بانوی دلیر ، گزنده و برنده است
سوسن پرور از داشته هایمان در سالهای نه چندان دور میگوید ، در جهان صنعتی روبه رشدی که از قافله جهانی عقب ماندیم و به مصرف کننده کالای چینی تبدیل شدیم
بانو آهو که روزگاری عروس خیابان بود آلزایمر گرفته ، دیگر کیکرز کفش ملی نیست تا در سرمای سوزان زمستان به مدرسه رویم ،محمدرحیم متقی ایروانی در غربت درگذشته روزگاری صادرکننده یجچال ارج بودیم ، پیکان جوانان خاطره شده و...
چی بودیم چی شدیم
نمایشی که در قالب ... دیدن ادامه » یک میزگرد اقتصادی تلوزیونی با خنده شروع میشود لحظات شاد و مفرحی می آفریند ولی شنیدن درد و رنج های کفش ملی و ارج و پیکان خنده از لبانت میگیرد، بغضی گلویت را میفشارد و قطره اشکی گوشه چشمانت مینشیند ، ورود نساجی مازندران اوج تراژیک قصه است که رها میشوی و هق هق گریه سر میدهی
اینها مشتیست از خروارها صنعتگر و کارآفرین ایرانی است که در نمایش جسورانه بی ادعا شریف و دردمند سوسن پرور گنجانده شده
طنز تلخ اجتماعی ،گزنده و نیشدار که بهترین بستر برای برنامه های تلوزیونی است ولی افسوس و صد افسوس که در رسانه ملی جایگاهی ندارد و با همت سوسن پرور در تئاتر باران به صحنه آمده است . کارگردان با ظرافت و کنایه کراوات مهمان را باز میکند و یقه اش را سنجاق میزند ، آرایش مهمان خانم را کمرنگ میکند ، حتی حواسش به شکم مهمان هم هست و بدون بالش برویش زوم نمیکند
کارشناس برنامه چقدر فهیم و جملاتش چقدر پرمغزاست . حرفهای شعاری بی سر و ته که خنده تلخی برای تماشاگر به ارمغان دارد
سوسن پرور در این میان قشر جوان را هم در نظر گرفته و نماینده در صحنه دارد ، جوانی با مطالعه و علم و دانش که متاسفانه هیچ قدر و منزلت و شغلی که لایقش باشد نیافته است ، زرنگ باشد مهاجرت می کند وگرنه ول معطل است
--مخاطبان عزیز تیوال اگر علاقمند بودید در این روزهای پایانی با این نمایش همراه شوید
---خانم سوسن پرور با این نمایش یاد اولین نمایشی که بازی کردم افتاد به نام ( زنگ انشا ) با موضوع شهر خود را چگونه میبینید ، هر دانش آموز با نگاهی تلخ و گزنده مشکلات شهر را بازگو میکرد . تماشاگر را میخنداند ولی مسئولین شهر را ... ( بماند ) . سربلند باشید و پیروز

درود بر همه عزیزان بزرگوار تیوالی که از این اثر شریف حمایت کردند و نشان دادند که تماشاگران واقعی تاتر هیچوقت مرعوب اسم ها و موج گسترده تبلیغاتی تاترهای لاچکری نمیشوند و همیشه پشت هنرمندان واقعیشان هستند و از آنها حمایت میکنند. این تاتر حرف برای گفتن داشت. پشتش فکر بود ، دغدغه بود. بغض بود.
دست تک تک شما عزیزان هنر دوست و هنر فهم را میبوسم و باز هم خسته نباشید عرض میکنم خدمت سرکارخانم پرور و گروه بینظیرشان.
تاتری شریف و شیرین و در عین حال عمیقا تلخ. پس از دیدن هر صحنه در ظاهر خنده دار اشک توی چشمای آدم جمع می شد و نوای افسوس و صد افسوس از ذهن آدم می گذشت که ما چی بودیم و چی شدیم.
بارها از تاترهای مختلف لذت بردم ولی به جد نخستین تاتری بود که به اطلاعاتم اضافه کرد و بخشی از تاریخ صنعت کشورم رو بهم نشون داد.
ممنون از خانم پرور دوست داشتنی و گروه پرتلاششون.
الحق و الانصاف که «به جانم نشست»...