تیوال نمایش دشمن مردم
S3 : 16:28:43
امکان خرید پایان یافته
  ۰۱ تا ۳۰ مهر
  ۲۱:۱۵
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: هنریک ایبسن
: نیلوفر مصطفایی
: سروش طاهری، محمدرضا صولتی، علی شیری، حمیدرضا نقره دوست، حمیدرضا غلامحسینی، پارسا قمری، البرز نعمتیان، بهارک بیات، میثم سرور، سعید زارعی، سحر طباطبایی، سعیده مبشری، هلیا حکیمی

: مهدی للهی، حمیدرضا غلامحسینی
: حمیدرضا منجر
: دینا یوسف پور
: ساناز شیری
: مهدی طاهر پور
: حمیدرضا منجر
: رعنا مربوطه
: پرهام برازنده
: مهسا رمضانی
: یاسمین اعتمادیان
: سارا میرزا زاده اصل، صبا کهنسال
: علی یعقوبی، بنفشه ابراهیمی، مرتضی صالح نژاد، مهدی طاهر پور
داستان از جایی شروع میشود که دکتر استوکمان پی میبرد آب حمام های شهر آلوده ست و تصمیم دارد لوله کشی و مخزن های آب را عوض کند .... در این بین برادرش پیتر استوکمان شهردار شهر و روزنامه پیک مردم درگیر ماجرا میشوند و جریان حمام ها صورت دیگری پیدا میکند ...
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش دشمن مردم / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

میدان فلسطین، خیابان طالقانی، بین خیابان سرپرست و فریمان، پلاک ۵۴۴
تلفن:  ۶۶۹۶۸۴۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خسته نباشید
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اقلیت یا اکثریت،صداقت یا مصلحت،شجاعت یا منفعت
اینها گزینه هایی هستند که در طول روز مجبوریم یکی از انها را انتخاب کنیم گزینه های دوم همیشه راحتتر هستند اما ایا درست تر هم هستند؟ اکثریت حق دارند برای جامعه تصمیم بگیرند امااین اکثریت چه کسانی هستند مصلحت چیست ایا صداقت با ان برابری میکند؟ منفعتمان در انتخاب چیز دیگری است و ایا شجاعت انتخاب درست رادارم ما خیلی خوب انتقاد میکنیم اما زمانی که پای خودمان وسط باشد فقط میتوانیم توجیه کنیم انتقاد را از خودمان شروع کنیم
آرش رضایی این را خواند
امیر مسعود، فرزاد جعفریان، مریم اسدی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی وقتها چقدر نا امید و کش اومده از سالن های تیاتر میام بیرون اما بسی جای شادمانی است که در این شبهای تاریک و سیاه ، گلهایی باز میرویند تا امید را بر این دلهای ریش شده باز بر گردانند ... خیلی خیلی تبریک و خسته نباشید میگم به تک تک شما عزیزانی که در کنار هم نمایش فاخری را اجرا کردید بدون ادعا و خیلی خیلی تعجب کردم از کارگردانی به این جوانی با این سطح تفکر ... و همچنین بازیهای خوب مخصوصا سروش طاهری ... آفرین به همه ی عوامل این تیاتر
شاهین، آرش رضایی و نیلوفر ثانی این را خواندند
NetHunter، امیر مسعود، فرزاد جعفریان و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک اثر دغدغه مند شریف که به حال و هوای اجتماع ما مرتبط بود
مردی با نقابهایی که ر کس و ناکسی بر صورت دارد بر میله ای از ابتدا تا انتهای نمایش قدم میزند که نمایش این است که این فریب و تزویر و دورویی در کل اعصار جاری است و گذشت زمان را نشان میدهد مرد سیاه پوشی نماد خوی وحشی ادمیان است اخ چقدر دوست داشتم شهردار را خفه کنم همذات پنداری کار بالا بود
Negin Fooladi این را خواند
NetHunter، امیر مسعود و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.... میخواستم انسان کامل باشم...پشت این دیوارها رویاست...آنان نسل خود را گسترش میدهند و‌روزنامه میخوانند...
براستیکه دشمن مردم خودشان هستند اما این را بر نمیتابند و همواره جستجوگر آن در جای دیگرند. سپاس از کارگردان جوان نمایش و بازیگران کم ادعا که خوش درخشیدند. این نمایشی است که باید به تناوب اجرا شود و ما را به تعمق وادارد تا شاید اندکی از ریاکاری و خودپسندی و‌منفعت طلبی مان کوتاه بیاییم.
Negin Fooladi و سپهر این را خواندند
امیر مسعود و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی بر نمایش دشمن مردم
یک جامعه به خواب رفته را باید بیدار کرد و یا باید همرنگشان شد? این یکی از چالش هایی است که برای قشر آگاه جوامع پیش می آید. این امر تقریبا در همه جا رنگ و بویی یکسان دارد و این رنج اقلیت آگاه را می توان به زبانی مشترک بیان کرد.
نمایشنامه دشمن مردم اثر ایبسن روایتگر چند روز بحرانی زندگی پزشکی
- دکتر استوکمان - است که به آلودگی آب حمام و در ادامه به آلودگی آب کل شهر پی میبرد. اما این حمام منبع اصلی درآمد شهر است و پزشک برای بیان حقیقت درگیر سد های بسیاری است و کشمکش های نمایشنامه تماما پیرامون تلاش های بیهوده وی برای بیدار کردن جامعه می گذرد.
در نهایت دکتر استوکمان پی میبرد که آب مسموم ، روح مردم را نیز مسموم کرده و در زیر متن روایت، دموکراسی مورد نقد قرار می گیرد و ایبسن همچون آثار دیگرش متن را در تلخی مطلق به پایان می برد.
... دیدن ادامه » اجرا با نشان دادن چند شخصیت که گریم آنها جامعه ای مرده را تداعی می کند و گزیده کلام های دکتر استوکمان آغاز می شود. سپس اشاره ای تکراری به تابلو شام آخر که دکتر در جایگاه مسیح )ع( نشسته و بگونه ای مظلومیت وی به نمایش کشیده می شود و دیدن رنج های دکتر در ادامه اجرا را زمینه چینی می کند.
در فرآیند دراماتورژی بسیاری از دیالوگ‌ها جای خود را به بازی بدن داده اند که نه تنها خللی در فهم متن اصلی وارد نمی کند بلکه تمرکز را بیشتر به تقابل دکتر و شهردار هدایت می کند.
در کنار خلاقیت زیبا در بکار بردن گوست لایت- شخصیتی که در انتهای صحنه با چراغی بر سر در تاریکی راه می رود - می توان به عینیت بخشیدن جهل جامعه بصورت یک شخصیت صامت و با آرایشی زننده اشاره کرد که به درستی زبان نمایشی را تقویت می کند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متنی بی نظیر و تاثیر گذار و بازی های فوق العاده باعث شد تا یه نمایش جذاب رو ببینیم
کاراکتر پیرمرد با بازی علی شیری فوق العاده بود و بی نظیر آدم رو مجذوب میکرد و همینطور بازی بی نقص آقای طاهری لذت دیدن این نمایش رو دو چندان کرد

تبریک ویژه به این گروه
کیامرث تقی زاده و محمد جواد این را خواندند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مجموع نمایش خوب و قابل قبولی بود. تمهید گروه فرم، در لحظاتی که بر کار نشسته بود فوق العاده عالی از آب در آمده بود. البته که در برخی صحنه ها اضافی بودند. (تک نفری از گروه فرم که حرکات آکروباتیک هم انجام میداد و گریم کلاغ شوم سیاهی بر چهره داشت، به کلی اضافی بود!)
ترکیب بندی برخی صحنه ها فوق العاده عالی بود. از جمله صحنه ی نخست گفت گوی شهردار (با جنس صدای فوق العاده ش برای این نقش و بازی خوبش) و روزنامه نگار که در پس صحنه سایه ای از آن ها میدیدم و مشغول گفتگو بودند.
موسیقی هم در برخی جاها از کار بیرون میزد.
در مجموع کار خوبی بود و تجربه ی خوبی را رقم زده بود.
میترا این را خواند
فرزاد جعفریان و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب بود، توصیه میکنم حتمن این نمایش جذاب رو ببینید...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشنامه بسیار جذاب و مناسب حال و هوای این روزهای مملکت خودمون بود.‌ بازیا در کل خوب بود مخصوصاً بازی آقای طاهری که همیشه در صحنه میدرخشند... و بازیگر نقش خبرنگار آقای حمیدرضا نقره که با دقت در جزئیات تونسته بودن هنرمندانه منفعت طلبی و دورویی رو برای نقش دربیارن و به نمایش بزارن.
اما متاسفانه صدای دو سه تا از بازیگرا مثلاً بازیگر نقش شهردار پایین تر از صدای بقیه بود و گاهی شنیده نمیشد. موسیقی نمایش جالب بود و همخوانی با متن و اجرا داشت ولی به نظرم صداش بلند بود که بعضی وقتا نمیشد صدای بازیگرا رو شنید...
ارتباط نقشا در نیومده بود و ریتم نمایش در بعضی قسمتا خیلی کند بود و خسته کننده ...
با توجه به اینکه روزهای نخست اجراشون بود امیدوارم این نمایش در روزهای آتی بهتر و بهتر بشه و عواملش شاهد موفقیت های بیشتری باشند
زهره مقدم و امیر مسعود این را خواندند
فرزاد جعفریان، NetHunter، Arash Tehrani و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حیف بود که چیزی ننویسم، بدون تردید برخی نقاط برای بهبود نمایش وجود داشت، ولی انقدر خوبی داشت که لازم باشه ازش نوشته بشه و توصیه بشه به دیدن.
فکر می کنم متن اصلی از جذابیت های زیادی برخوردار بوده و باعث شده متن نمایش که احتمالاً برشی از متن اصلیست هم (حداقل برای من) خیلی جذاب باشه. البته این جذابیت لزوماً به معنی هم نظر بودن با دیدگاهی که متن داره بیانش میکنه، نیست؛ بلکه شنیدن و تفکر به این دیدگاه به نوبه خودش مهم، مفید و دلپذیره.
از دید من کیفیت کارگردانی (علیرغم جوان بودن) از خیلی از نمایش هایی که در حال حاضر رو صحنست و فرصت تماشاشون بدست اومده بالاتر بود.
جدای بازی های نسبتاً خوب در نقش های اصلی، موسیقی های انتخاب شده یکی از بهترین جنبه های نمایش بود. البته شاید بهتر بود که جملات کلیدی برخی دیالوگ ها رو هم همراهی کنه.
+در پایان نمایش و صحبت عوامل ... دیدن ادامه » همش منتظر بودم که جمله معمول این روزها که "نظرتون رو بنویسید و دعوت کنید بیان نمایش ما رو ببین" رو بشنوم که گروه (از دید من) به درستی اون رو طرح نکرد و این خودش دلیلی شد بر نوشتن این نظر و دعوت دوستان به دیدن نمایش:)

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
‏بد بود چون کارگردانی منسجم و دقیقی تو کارشون ندیدم. نمایشنامه رو سعی داشتن با دیالوگ‌ پیش ببرن نه با اکت و حس. بستر مکان و زمانی که نمایشنامه در اون نوشته شده بود درک نشده بود. گاهی موسیقی سوار بر نمایش بود و دیالوگ‌ها رو حذف میکرد. بعضا بازی ها با توپوق همراه بود.
صدف اسمعیل پور، فرزاد جعفریان، میترا و سودابه : این را خواندند
NetHunter این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید