تیوال نمایش آوازه خوان خیابان های منهتن
S3 : 03:14:21
  ۱۹ دی تا ۱۸ بهمن ۱۳۹۷
  ۱۹:۳۰
  ۱ ساعت و ۵ دقیقه
 بها: ۴۰,۰۰۰ تومان

: نیما مهر
: میکاییل شهرستانی
: میکاییل شهرستانی

: نورایر نازاریان
: مهدی ارجمند
: شیرین فرخنده نژاد
: مهدیه دوستی
: ندا رضایی
: سارا رحیمی فرد
: مهدی ارجمند، منصور رضایی، پژمان المعی
: بهادر باستان حق
: بابک حقی، بهادر باستان حق
: میثم خانکی
: فرشاد محمدی
: بابک شاه علیزادگان
: میکاییل شهرستانی، نیما مهر
شهر:
تهران

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

گزارش تصویری تیوال از نمایش آوازه خوان خیابان های منهتن / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
من دو بار این اجرا را دیدم، مرتبه اول در شب نخست با افتخار نظاره گر اجرای بینظیر استاد بودم. و هفته دوم، یکی از دوستانم که هنر آموز دوره بازیگری است را برای دیدن این اجرا با خود به همراه داشتم که با استفاده از اجرای استاد توانست اتود بزند و در کلاس خودشان اجرا کند.
میتوان گفت تمامی اجراهای استاد شهرستانی برای همه اقشار و افراد چیزی برای یادگیری دارد.
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از لحظه ای که با هیجان کامل بلیت این اجرا رو خریدم تا لحظه برگشت به خانه پس از اجرا، یک حس با من بود: افسوس از کم کاری آقای شهرستانی در کسوت بازیگر. کاش اندکی تغییر موضع دهند و پرکار تر باشند. حیف است نباشند روی صحنه و حیف است و حیف است و حیف.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتر واقعی این بود...
عالی و تحسین برانگیز...
ممنون از آقای شهرستانی که برگشتن روی صحنه تا ماهم بتونیم از نزدیک هنرنماییشونو ببینیم و به معنی واقعی لذت ببریم از این همه هنر و استعداد و تسلط و تمرکز...
امیدوارم دیگه بین کاراشون وقفه نیفته و تئاتر دوستان رو از نعمت دیدن هنرنماییشون محروم نکنن...بدون شک بهترینن!!!
در یک کلام، بازی فوق العاده استاد شهرستانی که به ندرت بر روی صحنه می رود تماشاگر عاشق تاتر را میخکوب می کند، و گویی حکایت هنرمندان فراموش شده دنیای سرمایه داری، حکایت امثال آقای شهرستانیست....
آوازه خوان خیابانهای منهتن همان هنرمندان اصیل و واقعی هستند که به علت تجاری شدن هنر به وسیله لابی و سرمایه گذار های لمپنیسمی کنار گذاشته شدندو همه چیز هنر به سلبریتی هایی ختم میشود که سواد و شعور هنر ندارند.. ..این روزها جای خالی هنرمندانی چون میکائیل شهرستانی در سینما و تئاتر به شدت خالیست ...
با سلام و احترام

با احترام تمام قد به جناب استاد شهرستانی

اثر آواز خوان به زعم من در متن و اجرا دچار نقصان و کم فروشی است
یک دوره گرد خاطراتی را دوره میکند ، اعترافی برای دخترش
این واگویی از گذشته ای است که هیچ نقطه طلایی در آن نیست و این خط مفرغی فقط در جهت تطهیر از تهمت قتل و زندانی بیست ساله میاید
دوره گردی الکلی سالهاست که می‌نوشد حال اینکه نوشیدن الکل در زندان قدغن است.
تعویض لباس به کرات حاصلی جز کم ارزش تر کردن اجرا به همراه را ندارد و در این معرکه گیری که در آن دو بطری نوشیدنی نوشیده شده آیا نباید لحظه به لحظه بر مست بودن و اکت رخوت بار افزوده میشد
بازیگری دوره گرد که شعرهای شکسپیر را میخواند و حاصل زندگی اش یک عمر سوفلوری و یکبار رفتن پر از خجالت بر صحنه است

از دکور چرکین ناکارامد که بگذریم از نورهای غلط و برف با زاویه اشتباه و دود بی دلیل که گذر کنیم از چرخ دستی با طراحی بسیار ضعیف که رد شویم (تور مرغی و چرخ ویلچری ) از ویدئو پروژکتوری که نمایی از ؟ را نشان میدهد و گاه دوربین میشود گاه فیلم پخش میکند ، از فریاد نفرت به برادوی که رد شویم به بازیگری میرسیم که نامش برای یک اجرا نه تنها کافیست بلکه باعث غلیان احساس و نوستالژی و تاکید بر هنرمندی و توانمندی است
اما چیزی که شاهدش هستم چیز دیگری است از سرفه های مصنوعی و تیپ های از دست رفته مستی تصنعی که بگذریم صدایی بی بدیل و بازیگری که صورتش به اختیار خودش است را شاهدیم
تصور من و چند نفر از دوستان این بود که اگر خالی از این همه شلوغ کاری دکور تعویض لباس ما آقای شهرستانی را با کت وشلوار هم اگر میدیدیم بجای چکمه و شمشیر و تاج شال ولباس و ماسک بر صحنه خالی برایمان قابل هضم تر بود و شاید این حدود بیست دقیقه انتظار تعویض لباس دکور اگر کم میشد و فضای مینیمال تری در اجرا جاری میشد لذت تماشا دو صد هزار بود حتی با همین متن جابجا و آشوب متنی که هم میخواست به امروز وفادار باشد و حال تئاتر امروز را بگوید و هم با سبک بیست سال پیش اجرا میشد
امتیاز من به کار 3/10
لذت ... دیدن ادامه » حین اجرا بدون در نظر گرفتن همراهان جان که منت همراهیشان تا ابد با من است 2/10
ارزش بهای بلیط 15000تومان
از اینکه میکائیل شهرستانی عزیز با چنین آمادگی بیان و بدن همچنان روی صحنه می درخشد خیلی ذوق زده شدم. این یعنی احترام به تماشاگر. کاری که بسیاری از بازیگران فراموش کرده اند. البته محتوای نمایش که مانیفست آقای شهرستانی ست و شاید در همین گفتگوی کوتاه نیز دوباره به آن اشاره شده خود گویای وضعیت امروز هنر است. آرزوی طول عمر برای این هنرمند عزیز دارم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوازه خوان خیابان های منهتن روایتگر تراژدی زندگی هست.

رضا غیوری، امیر و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را خواندند
آذرمهر و الناز زالی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میکاییل شهرستانی عزیز، لذت بردم از این حجم توانایی و تسلط در بازی و بیان قدرتمند و متناسب با متن. یه نمایش خوب که به معنای واقعیه کلمه تئاتره.
سپاس از شما که تلاش میکنید اجراهایی رو روی صحنه ببرید که تمام استانداردها در اون رعایت شده.
برقرار باشید
عطف به مقاله آقای صمد چینی فروشان در باب نقد تئاتر که "لازمه برقراری یک ارتباط موفق از جانب تماشاگر با صحنه، داشتن تجربه پیشین تماشای تئاتر و همزمان، توانایی او در آزاد سازی خود از بند تجربه های تئاتری پیشین است،" میتوان بی طرفانه دست به قلم برد و آزادانه و البته محترمانه سخن گفت. در اظهار نظر درباره یک نمایش ابتدا باید به سوالاتی از این قبیل پاسخ داد که: در اثر چه عملی صورت میگیرد؟ (برای وصف چه عملی بکار بردن فعل متعدی لازمه کار است.)، بازیگر/بازیگران چقدر در انجام آن عمل موفق بوده اند، هدف سراسری نمایش، زمان، مکان و....و...و در آخر چقدر یک اثر علاوه بر اینکه بر دانسته ها و داشته های مخاطب افزوده، توانست جنبه سرگرمی را نیز فراهم کند؟(منظور از سرگرمی فقط لذت دیدن موضوعات پیش پاافتاده و به سخره گرفتن و یک کمدی خنده دار اشک آور نیست. بیایید قبول ... دیدن ادامه » کنیم که یک نمایش حتی از زمان پیدایش تئاتر چه در زمان های خیلی خیلی خیلی دور اولیه و چه در یونان و اروپای امروزی میتواند علاوه بر اشاره به نقاط زندگی انسانی و به فکر فرو بردن، جنبه سرگرمی هم داشته باشد. و فقط روایتگر کسل کننده نباشد.) و البته فراموش نشود صرف گفتن جملات "خوشم آمد"، "خوشم نیامد"،"لذت وافر بردم" و... یک حرف کلی ست و در زمره نقد اثر هنری جایگاهی ندارد. چرا که نقد نظر شخصی و سلیقه من و شما نیست و میتواند خود مولد یک اثر هنری و کوششی در جهت بالندگی یا حتی تبلیغی برای اثر باشد. بگذریم.....
در این چند جمله اصلا و ابدا قصد رد استعدادها و توانایی های بازیگر آن را ندارم و در جایگاهی هم نیستم که به همین راحتی تلاش های ایشان را نادیده بگیرم. شاید بهتر باشد از متن شروع کنم. شاید اشاره به قبل تر از متن هم بد نباشد. در بروشور اثر و در یادداشت کارگردان آمده است که ایده کار مربوط به مدت ها قبل بوده که کارگردان از هجومی که به تئاتر و شاید جامعه وارد شده به ستوه آمده و بر حسب وظیفه اش سعی در بازگویی لطمات داشته که جای تقدیر دارد. اما چرا ژاک مرمه آن هم در منهتن؟
بله حرف شما درست، هدف ایده اعتراض به تئاتر تجاری این روزهای ما ست و خب اشاره مستقیم به خودی ها کار ناخردانه ایست. اما این که خود نیز گوشه ای از همان تجاری شدن است آن هم در منهتن. بله درست نمیشود صحبتی از شهر خودمان بزنیم ولی آخر اینکه بیاییم و از آرمانشهری حرف بزنیم که برای من تهران نشین منهتن ندیده که مثلا بازگوکننده سالن های تئاتر آنجا باشد، پس باید چیزی ورای پل و خیابان و موسیقی منهتنی باشد که بتوانم حداقل کورسویی هم تصورش کنم، قدم زدن در خیابانش را هم پیشکش میکنم. گفتیم باید بتوانیم کنش دراماتیک اثر را پیدا کنیم؛ چه عملی صورت میگیرد. روایت زندگی یکی از عشاق بازیگری ردیف ذخیره که استعداد قابل توجهی دارد، استاد مسلم بیان و صدا هم هست که تمام زندگی اش را هم میبازد. موضوعی که من تهران نشین منهتن ندیده فقط صدا پیشگی اش را شنیدم. شاید داشت طعنه ای میزد به کارگردانان تجاری که استعدادش در خلق ریچارد و شاه لیر و...غیره ندیده است. اگر هدفش این بود که ای کاش با همان کت مندرس ما را با خود همراه میساخت.
بنابراین شاید بهتر باشد برای ردیابی این موارد و باقی حتما نگاهی بازتر به متن داشته باشیم که قرار است صحنه ای اجرا شود. به نظر یک حلقه این زنجیر مفقود باشد.
شاید آن حلقه در چرخ دستی ژاک در میان خنزر پنزرها جا مانده باشد...
پس تا همین جا هم کافی ست. میروم جایی بر سر مزار ناپیدای ژاک باقی حرف ها را با خودش میزنم.

پایان


امیدوارم در باب اجرای میکائیل شهرستانی مفصل بنویسم. اما رویکرد ایشان در نقد وضعیت، به گمانم محافظه‌کارانه و تا حدودی کهنه است.
۱۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جنگ مثل طاعون است ؛
یکنفر که جنگش بگیرد ، هزاران تن خواهند مُرد .
و عشق ...

هیچ مُرده ای ، زنده از گور برنخاسته است ، هیچ سربازی زنده از جنگ ؛
و
هیچ زنی ، زنده از عشق ... ( م . ب)
_________

نمایش محترمی بود ( شاید اندکی در تایم دست و دلبازی شده بود )
درود و زنده باد بر جناب شهرستانی
پس از "پرومته/طاعون"، دومین نمایش دلچسبی که در "چارسو" دیدم.
هماهنگی فرم و درون‌مایه، بازیگری استادانه (لیدی مکبث شاهکار بود)، ریزبینی در طراحی صحنه (پیچیدن شیشه مشروب در کاغذ) و ...
خیلی شادمانم در زمانی زندگی می‌کنم که می توانم کارهای میکائیل شهرستانی را ببینم و به گوش جان نیوش کنم. چند ماه پیش بود که استاد نمایش "هملت" را با بازیگری هنرجویانش با همین ریزبینی و نکته‌سنجی به روی صحنه برد.
بخت‌یار باشید و ماندگار...
ایده و مفهوم نمایش، به طور اتفاقی مانند اپیزود سوم (Meal Ticket) فیم برادران کوئن (The Ballad of Buster Scruggs) بود. در مجموع لذت بخش بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش مونولوگ برای میکائیل شهرستانی کافیست تا روی صحنه آقایی کند و استعداد و توانایی خود را با نقش آفرینی در نقش های مختلف نشان دهد. داستان آوازه خوان خیابان های منهتن یک نمایش اپزودیک است که در کنار اپیزودهایی از آثار مشهور شکسپیر، یک ایپزود بسیار درخشان دارد. اپیزدوی که در آن داستان بازیگری روایت می شود که در سیستم سلبریتی زده (از تئاترش بگیر تا نشریات) له می شود و اجازه ظهور پیدا نمی کند. داستان با اینکه در منهتن روایت می شود اما کاملا جهان شمول است و به وضعیت این روزهای کشور ما که به لطف سلبریتی ها دارد در باتلاق ابتذال غرق می شود، انطباق دارد. این شاهکار را از دست ندهید.
با تشکر از میکاییل شهرستانی عزیز با کارگردانی و بازی زیبایش واسه نمایش آوازه خوان خیابان های منهتن..
یک ننایش عالی واسه احترام تمام قد به تئاتر...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاری فوق العاده از استاد میکائیل شهرستانی
بسیار توصیه میشود.
آواز خوان خیابان های منهتن
جناب میکاییل شهرستانی
شما گردهم آیی هنرها هستید
همیشه در قلب مایید.
نمایش جهانی غریب را به صحنه می‌آورد، جهانی که آواره‌ای در شبی سرد، در یک بن‌بست روایتش می‌کند. ما شاید خواب‌های او را تماشا می‌کنیم، شاید خیال‌های او را که حتی برای دقیقه‌ای شکل واقعی می‌یابند. پس‌زمینهٔ صحنه، که تصویر پلی است محصور میان برج‌ها، تصویری است از شهری که معنای خاصی برای دنیای امروز ما دارد. این پل تا کجا رؤیای آزادی و پیوند، و تا کجا یک زندان و اسارت است؟ نمایش، وضعیت هنری که تجارت یغمایش می‌کند، و نسبت بهترین نیات و خوش‌بینی با آن را به زیبایی به صحنه آورده است. زیبایی نمایش علاوه بر بازی درخشان و قدرتمند نقش‌ها، برآمده از متن و صحنه و انتخاب موسیقی و کارگردانی نمایش نیز هست (من در میان این نقش‌ها به طور خاص بازی شخصیت اصلی و بازی نقش شاه‌لیر را بسیار دوست داشتم.)
ای پدر آسمانی که در آسمانی ... یه کاری کن که که انقدر بین اجراهای جناب شهرستانی فاصله نیفته و سالی یک اجرا به روی صحنه ببرند.

به نظر من برای کسانی که یک روزی میخواهند یکی از نقشهای هملت ، مکبث، شاه لیر ، اتللو ، ریچارد سوم ، ژولیوس سزار و تاجر ونیزی را اجرا کنند لازم هست که حتما این نمایش رو ببینند و در کنج ذهنشون به یادگار داشته باشندو البته اجرای هرکدوم از این شخصیتها قطعا ساده نخواهد بودکه البته جناب شهرستانی به گونه ای این کار سخت رو برای ما به آسانی اجرا میکند که شاید باعث فریب ما بشود.
وشخصیت "ژاک مرمه" بازیگر پیری که با اجرای بی نظیر جناب شهرستانی، احساسی در انسان ایجاد میکند و چنان ذهن را درگیر میکند که بعد از اجرا نیز نمیتوان به راحتی به سرنوشت و زندگی یک بازیگر تاترفکر نکرد.
بدون شک تماشای این نمایش تجربه ای به یادماندنی و منحصر به ... دیدن ادامه » فرد برای علاقمندان بازیگری خواهد بود.
به نظرم کاری ازدست پدر آسمانی برنمیادو باید دست به دامن مادر مقدس شد
۲۵ دی ۱۳۹۷
:)
۲۶ دی ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شبهای خاطره ساز چار سو .... با طراحی و هنرمندی استادانه میکائیل شهرستانی در کنار قلم زیبای جناب نیما مهر و موسیقی تاثیر گذار و طراحی لباس ها و چهره پردازی ظریفانه ، فضایی چنان رویایی در سالن چارسو ایجاد شده که هر شب با عشق به تماشای این نمایش می نشینم و جزو ساعات عمرم محسوب نمی شود. بی شک سخن از هنرمندی میکائیل شهرستانی قلمی وزین می طلبد و من حقیر در حد بضاعتم می دانم و می فهمم که در آشفته حالی این روزهای تئاتر ، به صحنه بردن چنین نمایشی کاری است بس عظیم که تنها و تنها در توان استادی چون اوست.
در یک شب و فقط در عرض هفتاد دقیقه می توانید اوج کلام شکسپیر در نمایش های : هملت ، مکبث، شاه لیر ، اتللو ، ریچارد سوم ، ژولیوس سزار و تاجر ونیزی را به شیرینی حس کنید و همزمان با درددلهای یک بازیگر کهنه کار به دنیای خاطراتش قدم بگذارید و به ناگهان متوجه شوید ... دیدن ادامه » که همه ی ما بازیگر صحنه ی زندگی هستیم ولی چنان در نقش خود فرورفتیم که خود زندگی را فراموش کردیم و این جان کلام شبهای خاطره ساز چارسو با آوازه خوان خیابان های منهتن است. ....

یک قصه نیست غم عشق و وین عجب
کز هر زبان که می شنوم نا مکرر است .....