تیوال نمایش مافیا
S3 : 17:31:54
امکان خرید پایان یافته
  ۱۵ بهمن تا ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۵ دقیقه
 بها: ۳۰,۰۰۰ تومان

: افروز فروزند
: نگار عابدی، حمیدرضا فلاحی، علی تاجمیر، میثاق زارع، غزاله نظر، اِروین گالستیان، تنی آواکیان و با صدای گلچهر دامغانی
: بابک قهرمانی

: منوچهر شجاع
: پژمان عبدی
: زهرا آقاپور
: حمیدرضا صفوی برنا
: حمیدرضا جدیدی
: هادی بادپا
: مصطفی قاهری، تایماز رضوانی، بهادر باستان حق
: وحید یعقوبیان
: مهرانگیز قهرمانی، غزل نهانی
هفت دوست در یک میهمانی خداحافظی جمع می شوند و با هم مافیا بازی می کنند و به تدریج لایه‌هایی از زندگیِ گذشته و حال آنها باز می شود.

راه های ارتباطی با تئاتر باران: سایت اینستاگرام کانال تلگرام

گزارش تصویری تیوال از نمایش مافیا / عکاس: سید ضیا الدین صفویان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش مافیا / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» صدای سفیدشدن موهایم را می‌شنوم!

» «مافیا» تمدید شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵، ۶۶۱۷۶۸۱۲


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمیشه فقط برای 1هفته تمدید بشه
مریم رودبارانی و مارینا این را دوست دارند
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هفته پیش نمایش رو دیدم و حسابی بهم چسبید. با یه حال خیلی خووووب و احساس رضایت از سالن بیرون‌ اومدم.
بازی ها فوق العاده؛ به خصوص آقای زارع (مثل همیشه) و خانم عابدی.
خسته نباشید میگم به عوامل گروه و امیدوارم باز هم‌ تمدید شه...
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشه گفت همه چی سر جاش و مطلوب بود
بازی های خوب علی الخصوص آقای زارع ( هدایت) و خانم عابدی ( بنفشه)
طراحی صحنه ساده ولی ملموس
طنز به جا
دیالوگ های خوب
نوع بازگو کردن داستان رو هم دوست داشتم



عالی عالی
لذت بردم
ممنون از تیم خوب مافیا

سوالی که بعد از دیدن اجرا برام پیش اومد اینه که اگر من بودم تصمیمم چی بود؟
سپاس خانم اممی عزیز
خوشحالیم که از دیدن نمایش لذت بردین
۲۹ فروردین ۱۳۹۶
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش را دیروز دیدم. خسته نباشید به همگی عوامل گروه.
بطور کلی با سلیقه من جور نبود، احساس می کردم پر از کلیشه و نکاتی است که مردمو بخندونه و در کل فقط جذب کنه به خودش. من بیشتر نوشته و کار هایی رو می پسندم که دراما تر و پر سوال تر ، به نحوی باشه که تا چند روزی تو ذهنت بمونه.
بازم خسته نباشید.
ممنون از حضورتون
۲۷ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مافیای درون
«مافیا» پیش از نشستن تماشاگران بر روی صندلی شروع می‌شود. وقتی که کارگردان پنجره‌ای آینه مانند را مقابل تماشاگران قرار می‌دهد تا آنها فقط به نظاره خود بنشینند. آنها در شروع نمایش، خودشان را می‌بینند و در پایان با رفتن نور صحنه باز نظاره‌گر خودشان هستند. گویی «مافیا» هر کدام از ما که درون جامعه کنار آدم‌های دیگر زندگی می‌کنیم، هستیم. هر کدام از ما قابلیت تبدیل شدن به یکی از شخصیت‌های نمایش را داریم و می‌توانیم بنفشه، غلام‌رضا، احمد و مهناز شویم.


http://7honarnews.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%8A-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%8A%D8%B4-%D9%85%D8%A7%D9%81%D9%8A%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%83%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B1/
نسخه نمی پیچد / نقدی فرم گرا بر نمایش "مافیا" نوشته و کار افروز فروزند

رضا آشفته: زیبایی نمایش "مافیا" در اینجاست که نسخه نمی پیچد و کسی را در ظاهر امر محکوم نمی کند.


سرویس تئاتر هنرآنلاین:

زمان در گذر است و باد را نشنیده بی‌نگار

ما مردمانیم که گوش فلک را کر می‌کنیم

به رسوایی هم باشد، بنگر خود را در دایره زیستن...

"مافیا" یک نمایش اجتماعی است که با لحن طنز می‌خواهد از وضعیت موجود در روابط هفت تن از دوستانی که نسبت به دو نفر دیگرشان - ناخواسته یا خواسته- زاویه پیدا کرده‌اند، انتقاد کند. البته زیبایی نمایش در اینجاست که نسخه نمی‌پیچد و کسی را در ظاهر امر محکوم نمی‌کند اما در باطن می شود بنابر دیدگاه درونی هر مخاطب نیز نسبت به آن زوایه پیدا کرد اما این دلیل نمی‌شود که نمایش را ابرازگر نکته خاصی بدانیم.

قصه ... دیدن ادامه » از این قرار است که هفت نفر از این نه نفر می‌خواسته‌اند که راهی ترکیه شوند با هدف سیر و سیاحت اما لب مرز، دو نفر به دلیل مشکلاتی ماندگار شده و مابقی به سفر ادامه داده‌اند. حالا چند روزی گذشته و از سفر به تهران بازگشته‌اند و در یک دورهمی دارند مافیا بازی می‌کنند و در این لابلا، حقایق تلخی از روابط آنها در آمیزش با شیرینی طنزی روایت می‌شود. ساختار درام تا حد زیادی روایتگر نوع برشتی است و در آن همین لحن اپیک یا حماسی نیز موج می‌زند و.. به هر روی باید که در این بین حقایق موجود مطرح شود که می‌شود.

شهرام و منیر آن دو دوست غایب از میان جمع هستند که در مرز ترکیه، برایشان مشکلی پیش آمده است و الان آن مرد نیست و همسرش به دنبال یافتن سر نخ‌هایی برای یافتن همسرش است... در این دورهمی که در خانه مهناز (غزاله نظر) و احمد (علی تاجمیر) و به انگیزه خداحافظی آن دو برای رفتن به کشور دیگری برگزار می‌شود؛ بنفشه (نگار عابدی) و غلام رضا (حمیدرضا فلاحی) یک زن و شوهرند که تا حدودی نیز با هم ساز مخالف می‌زنند. زن آرایشگر و مرد دلال فوتبال است. سِوان (اروین گالستیان) و آریا (تِنی آواکیان) یک برادر و خواهر ارمنی‌اند که خواهر بر برادر اشراف دارد و درواقع گاهی هم سرزنش و کتک کاری‌اش را هم می‌کند. هدایت (میثاق زارع) هم مرد مجردی است که انگار دلبسته هیچ دختری نمی‌شود و همه را هم جذب خودش می‌کند چنانچه الان دختر کوچک جمع (آریا) عاشق اوست و این راز را تنها به بنفشه می‌گوید و هر چند بنفشه با این دلدادگی و حتی ازدواج مخالفت می‌کند اما باز هم این دلبستگی اتفاق افتاده است و بسیار نرم و پنهان دارد کار خودش را می‌کند. مهناز و احمد هم انگار دعوایی با هم ندارند اما آنها در پایان بر سر بچه‌دار شدن و رفتن به خارج از کشور دعوای بزرگی می‌کنند. احمد بچه می‌خواهد اما مهناز برای ادامه تحصیل در رشته ریاضی و طی کردن مدارج بالاتر نیازمند سفر به خارج است و دلش حالا حالاها بچه نمی‌خواهد اما...

ساختار مهمانی

ساختار مهمانی و دور همی که خیلی در فیلم، سریال و تلویزیون بارها تجربه‌اش کرده‌اند، شده است خط و ربط شکل و شمایل نمایش "مافیا". ما قبلا هم نمایش‌های "گاهی" نوشته آرش عباسی، "نوشتن در تاریکی" نوشته محمد یعقوبی و فیلم‌های "الی" اصغر فرهادی را به عنوان نمونه‌های برجسته چنین ساختاری دیده‌ایم. اما افروز فروزند توانسته با اضافه کردن بازی مافیا شکل تازه‌ای به این وضعیت به ظاهر تکراری ببخشد و روایت‌هایش را جنبه درونی بدهد و البته منیر نیز آن صدای پنهانی است که همه واگویه‌ها را یک کاسه می‌کند که بشود از دل آنها به یک جمع‌بندی دلبخواهی رسید. اگر این کار نمی‌شد حتما چیزی کم داشت و نمی‌شد مافیا را حجتی به اندازه این متن‌های نامبرده شده دوست داشت اما حالا این ساختار روایت، نمایش، و بازی بسیار جلوه نوینی به خود گرفته و ما را دچار کنش‌مندی موثر و حتی زوایه‌دار شدن می‌کند. ما دچار تفکر می‌شویم و شاید فراتر از این به کشف و مشاهداتی از این وضعیت برسیم که در پس آن پنهان شده است و باید که از زیر لایه‌ها جستجویش کرد.

بازی مافیا

مافیا (که گرگینه یا آدمکش نیز نامیده می‌شود) یک بازی گروهی است که نبرد بین یک اقلیت آگاه و یک اکثریت ناآگاه را شبیه‌سازی می‌کند. بازیکنان به طور مخفیانه تعیین نقش می‌شوند: یا مافیا، که همدیگر را می‌شناسند؛ یا شهروند، که تنها از تعداد افراد مافیا آگاه هستند. در فاز شب بازی، افراد مافیا به صورت مخفیانه یک شهروند را می‌کشند. در طول فاز روز، تمام بازیکنان بازمانده در مورد هویت‌های مافیایی بحث می‌کنند و برای حذف یک مظنون رای می‌دهند.

بازی ادامه می‌یابد تا زمانی که همهه مافیاها حذف شوند (برد شهروندان) و یا تعداد مافیاها و شهروندان برابر شود (برد مافیا). یک بازی معمولی با ۷ شهروند (دکتر-کارآگاه-شهروند ساده) و ۲ مافیا شروع می‌شود. این بازی به صورت آنلاین نیز قابل اجراست.

بنابراین بازی مافیا می‌تواند در ضمن بیان اجرایی تاثیرگذار باشد، در ایجاد فضا و القای مفاهیم و حتی تاثیر بر کنش و ضرباهنگ حضور موثری داشته باشد و این خود حلقه‌ای می‌شود برای ایجاد ساختاری قابل اعتنا و تامل موجود در روابط و بیان دردها و کنش مندی‌ها که خودش مضاف می‌شود بر کلیت اجرا، و شاهد رویداد نابی در صحنه باشیم.

به هر تقدیر تئاتر هنری وابسته به جریان راستین زندگی است و می‌تواند وام‌دار بسیاری از چیزهایی باشیم که در روال عادی زندگی با آن کنار می‌آییم و لازمه بودن ماست. مگر می‌شود بودن انواع بازی را انکار کرد؟ همان طور که آیین‌های مذهبی و اسطوره‌ای نیز در زندگی ما را به خود وا می‌دارد. شاید برای برخی فوتبال چنین حس و حالتی را ایجاد کند که پیش از این محمد رحمانیان در نمایش "فنز" نسبت به هواداران متعصب، کنش‌مندی چند کاراکتر را دیده‌ایم اما در اینجا فوتبال به برنامه نود و دلال بودن غلامرضا خلاصه شده که باز هم جاذبه‌های نمایشی خود را به صحنه تزریق خواهد کرد اما مافیا بازی مفهومی و چالش برانگیز است که در عین حال لبریز از کشمکش خواهد بود و این تعلیق بنیادین را برای برپا ماندن نظم ساختاری تضمین خواهد کرد. بنابراین ساختار می‌تواند در دایره القاگری‌ها ما را متوجه بسیار از مفاهیم نماید و از این زیباتر نیست که در لفافه می‌مانند و ما به تدریج و در طول زمان با آن کنار می‌آییم.

نفاق و راستی

در بروشور هم اشاره‌ای به گفتار شمس‌الدین محمد تبریزی شده است که خط فکری غایی این اثر را باید در این نوشتار سراغ گرفت:

فی الجمله تو را یک سخن بگویم: این مردمان به "نفاق"، خوشدل می‌شوند و به "راستی"، غمگین می‌شوند. او را گفتم (تو) مرد(ی) بزرگی و در عصر، یگانه‌ای. خوشدل شد و دست من گرفت و گفت مشتاق بودم و مقصر بودم. و پارسال با او راستی گفتم. خصم من شد و دشمن شد. عجب نیست این؟ با مردمان به نفاق می‌باید زیست تا در میان ایشان با خوشی باشی. همچنین راستی آغاز کردی، به کوه و بیابان باید رفت که میان خلق راه نیست.

به هر تقدیر ایران سرزمین شعر و عرفان است و این عرفا تا بیخ و بن در انسان نفوذ کرده و از حال و روزشان به نیکی آگاه شده‌اند. تورق هر یک از این اولیاست که راهگشاست وگرنه باید در آن دایره بسته نفاق و تنگنای نادانی ماندگار شد و به روزگار ناخوش خندید! اما رهایی رمز و رازش همین است که خویشتنداری و پرهیز از همگان را به دنبال دارد و این همانا پیامد بودن و زیستن است بنابر آنچه که باید همرنگ جماعت شد وگرنه رسوایی دامن گیرت خواهد شد.

تعلق خاطر عارفانی افروز فروزند مثل هر ایرانی هوشمندی در خمیرمایه‌اش موج خواهد زد و این رسمی وارد است و رسومی دارد که اگر با آن متمرکزانه مواجه شد، خود بستر مواجهه عظما را فراهم می‌کند و بسیاری همچنان از این سرچشمه‌های راستین حیات دیگران را سیراب می‌کنند.

بنابراین عرفان هم از وجوه و عناصر شکلی است که در خود پیام و پیامدی دارد که از نسخه پیچاندن پرهیز می‌کند و ما را از قضاوت بازمی‌دارد که انسان موجودی است نازنین لابد...

شکل‌ها و شمایل‌ها

شاید برتولد برشت بیشتر در دیگران رد پایش محسوس باشد اما دیگر کامل نیست چون روح ایرانی و شکل و شمایل خودی نیز در این درام رسوخ کرده است و این درواقع مرحبا دارد! روایت‌های منسوخ از زمان، به دلیل فراموشی دیگرانی که معلوم نیست چه حال و روزی دارند. البته آنان را هم دامن‌گیر هست اما به تدریج چنانچه ما را این حال ناخوش اذیت می‌کند.

در این پردازش شکل‌ها، بازیگران انرژی لازم را دارند چون فضا پر شور و حال است و هیچ یک هم کم نمی‌گذارند اما میثاق زارع بازیگر، با جن‌ام است و انرژی غریبی دارد. او می تواند انرژی را بالا نگه دارد و از افتادن ضرباهنگ جلوگیری کند با آنکه نقش شل و دائم در حال خواب و سکوت را بازی می‌کرد. فلاحی‌پور هم قلدر است و کم نمی‌گذارد و متوجه همه است و البته نقش‌اش هم می‌طلبد که چنین باشد. نگار عابدی همیشه با احساس بوده است و این بار هم یک زن خانه‌دار را بدون رتوش کاری بازی می‌کند. یعنی شفاف است و یک زن بدون تفکر را برای‌مان القا می‌کند. تنی آواکیان هم ناپختگی و جوانی یک دختر را نمایان می‌سازد. اما همچنان می‌توان در بازی اروین گالستیان، علی تاجمیر و غزاله نظر اعمال نظر کرد؛ یعنی نیازمند تغییر و پیشرفت‌اند. با آنکه حضورشان هماهنگی لازم را با دیگران دارد.

منوچهر شجاع هم دو تکه کرده است طراحی صحنه را و شاید این ضرورت دارد. برای آنکه در جمع طوری باید بود که در آن پشت نمی‌شود. اینجا محل بحث و جدل است و آنجا محل آرام گرفتن و بازگشت دوباره به میان جمع. البته در اینجا به دعوا عیان می‌شود و در آنجا به نرمش پنهانی‌ترین وجوه آشکار خواهد شد. البته در میان جمع، نیز تکنیک فرد خوانی یا تک‌گویی است که درونیات منحصر به هر یک از نقش‌ها را آشکار می‌کند. تکنیک پشت شیشه که در اینجا تداعی‌گر یک تراس است، قبلا در اجرای "کوکوی کبوتران حرم" کار علیرضا نادری به شکل عمده‌تری در خدمت اجرا بوده است و اینجا یک سوم از کلیت اجرا را شامل می‌شود و البته با حذف هدفون از گوش‌های تماشاگران و اتکا به پخش صدا در محیط چنین تکنیکی جا افتاده است. این هم وجوه فرمی است که ما را به قاعده نمایشی بودن همه چیز متوجه آن نظرگاه‌های معقولانه‌تر می‌گرداند که باید به منیر و شهرام بیشتر متوجه شویم و آن کشف غایی و اصولی در آنجاست. این همان وجه پنهانی است که "مافیا" را به اثری ذی‌نفوذ و باودام تبدیل خواهد کرد.
افروز فروزند، میثاق زارع، benyamin62 و milad amrollahi این را خواندند
مارینا و تینا آواکیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مجموع دوست نداشتم.
خیلی نتونسنم با آهنگ نمایش جلو برم و مهم ترین مشکلی که با نمایش داشتم این بود که نمیتونستم درک کنم چرا باید با ۷ کاراکتری رو به روشیم که هیج کمکی به بهتر فهمیدن داستان نمیکنه و موضوع نویی را( جدا از موضوع اصلی داستان بیان نمیکنه. ) هرچند که شاید هر کدام از این کاراکتر ها نشان دهنده ی یک طبقه از جامعه و نحوه برخورد و واکنششون نسبت به موضوع نمایش (مسئله ی منیر و شهرام ) باشه ولی به نطرم نمایشنامه بستر خوبی برای طرح این موضوع فراهم نکرده بود.
افروز فروزند، پژمان عبدی و امیر همتی این را خواندند
مهرناز و فرامرز فخری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
| «فی‌الجمله تو را یک سخن بگویم: این مردمان به نفاق خوش‌دل می‌شوند و به راستی غمگین می‌شوند. با مردمان به نفاق می‌باید زیست تا در میانِ ایشان با خوشی باشی.همین که راستی آغاز کردی، به کوه و بیابان برون می‌باید رفت که میان خلق راه نیست.»

در نمایش"مافیا"روایت به ساختار کلاسیک پایبند است که همه چیز در نظم قرار دارد، هر چند نظمی ناپایدار و در ادامه، این نظم به آشفتگی پنهان در لایه‌های زیرین روابط انسانی بدل می‌شود.



مهدی حسین مردی و هما این را خواندند
وحید عمرانی، مارینا و تینا آواکیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منو دوستمو به فکر فرو برد. باید بعد از تماشای این اجرا، فقط سکوت کنی و فکر. از آقای پژمان عبدی عذرخواهی میکنیم که درخواست ضبط ابراز نظر رو رد کردیم. چون واقعا باید اول حسابی درمورد این اجرافکر کرد بعد حرف زد. آشفتگی آدم های به ظاهر بدون مشکل. ما می تونستیم بجای هرکدومشون باشیم و قطعا تا الان زیاد ازین مونولوگ ها در درونمون داشتیم. اما چه راحت صدای وجدان رو خفه می کنیم و به زندگی روزمره برمیگردیم.
ابتکارهای این اجرا در حد قابل قبول و نه عالی بود(نسبت به نمایش هایی که تاحالا دیدم). وجود تراس جالب بود. و دیالوگ های خیلی تاثیر برانگیز داشت که دلت می خواست نمایش رو پاز کنی و بهش به اندازه کافی فکر کنی.
اجرا می تونست پربارتر و با جزییات بیشتری باشه. اما بازی همگی دوستان خوب بود. لذت بردم. شخصیت هدایت باحال ودلچسب تر از همه بود. و آقای میثاق زارع صادقانه ... دیدن ادامه » اجرا می کردند.
افروز فروزند، پژمان عبدی، ماهرخ و کیان ج این را خواندند
میثاق زارع و مریم رودبارانی این را دوست دارند
حافظ عزیز
سپاس از حضورتون
و ممنون که نظرتون وه اشتراک گذاشتین
۱۶ فروردین ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
راستی فراموش کردم درباره طراحی صحنه هم بگم که کمک بزرگی به کارگردانی کرده بود و کاملا همسو با بازیگر و فضا و سالن بود. نشان از مهارت بالایشان در شناخت نمایش دارد. خسته نباشید ویژه به ایشان آقای منوچهر شجاع.
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اخرین جمعه ی سال 1395 به تماشای این نمایش رفتم......و با مجموعه ای از احساسات متفاوت و درهم از سالن بیرون اومدم که البته به معنای بد بودن یا خوب بودن نمایش نبود....فکر می کنم این نمایش توی خط اصلی داستان و روایت (روایت منیر و شهرام )کاستی های بزرگی داشت و داستان های جنبی تقریبا خوب کار شده بود. البته باز تاکید میکنم تقریبا....به این معنی که روایت اصلی کلا گنگ و بی اعتنا گذاشته شده بود در صورتی که مسئله ی اصلی تک تک شخصیت ها و برخوردهاشون و البته خود نمایش بودء حداقل تو اون شب بخصوص....و البته همین مسئله ی اصلی روایتءخیلی بی ربط و بی منطق نقبی میزنه به درونیات حقیقی و البته تقریبا شخصی شخصیت هایی که به یکباره و بی دلیل تصمیم گرفتند که اون شب به افشای حقیقت زندگی شخصی و رابطه شون بپردازند البته با بهانه ی داستان"شهرام و منیر" که به نظرم این بهانه اصلا بهانه ... دیدن ادامه » ی خوبی برای شکل گیری این موقعیت افشا گری نیست و یا حداقل تو داستان خوب پرداخت نشده...
والبته گره ی بزرگ ذهنی من تو مجموعه ی شخصیت ها و رابطه ی افراد بود که هیچ کدوم هیچ سنخیتی باهم نداشتند... از هر لحاظ....سنیء شخصیتیء فرهنگیء اجتماعی ء جایگاه اجتماعی و احتمالا تحصیلی... البته همه ی ما هم دوستان و رابطه هایی داریم که حتی "تقریبا "هم همسان نیستیم چه برسه به "تحقیقا " و تفاوت های زیادی باهم داریم اما این رابطه ها شامل دوستی هایی از این دست با دوره همی های شبانه و خیلی نزدیک نمیشه...به نظرم بین شخصیت ها و افرادء هیچ رابطه ی منطقی برای دوستی و ارتباط در این سطح خیلی نزدیک و صمیمی وجود نداشت...
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ضمن عرض خسته نباشید به تمامی عوامل این اجرا، به نظر من قصه ی این نمایش، روتین، تکراری و عاری از حرف نو بود. تمام داستان در چند دقیقه ی اول خلاصه می شد و رویداد خاصی در داستان اتفاق نیفتاد بطوریکه انتظار برای غافلگیر شدن بیننده، به خصوص در مورد زندگی منیر و شهرام تا پایان اجرا حاصل نشد. نحوه ی اجرا ی نمایش و بازی بازیگران هم قابل قیاس با برخی از کارهای حرفه ای که سال قبل دیدم نبود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تنها

اکنون مرا به قربانگاه می برند
گوش کنید ای شمایان،
در منظری که به تماشا نشسته اید و در شماره حماقت هایتان ازگناهان نکرده ی من افسون تر است
با شما هرگز مرا پیوندی نبوده است
......................................................
خیلی تاتر زیبایی بود. به خانم فروزند و تک تک بازیگران تبریک میگم. سپاس از زحماتتون.
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این نمایش رو دیدم و بسیار لذت بردم.
بازی ها همه خوب و روان و دلنشین و بازی میثاق زارع عااااااالی بود.
دیالوگ ها قشنگ و بامزه بود.
انتخاب لباسها مناسب بود.
طراحی صحنه خیلی باور پذیر بود.
صحنه آخر در بالکن خیلی خیلی زیبا بود.

با خود داستان متاسفانه خیلی ارتباط برقرار نکردم. به نظرم داستان در ارائه قصه شخصی هر کدوم از این آدمها و ارائه یک برش یک کوتاه از زندگی اونها کاملا موفق بود، اما در توضیح رابطه این آدمها با ماجرای شهرام و منیر ناموفق بود و این سوال مهم که" اگر ما جای هر کدوم از این آدمها بودیم دراون شرایط چه تصمیمی میگرفتیم" خیلی خوب در نیامده بود.

این جمله رو خیلی دوست داشتم: امامزاده اول آدم بود، بعد مکان شد، الان شغله.

به همه عوامل خسته نباشید میگم. ممنون به خاطر این یک ساعت و نیم بسیار دلنشین.
ممنون از لطفتون
۲۸ اسفند ۱۳۹۵
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"...ولی من نمی خوام ببینمت...اگه حتی یکیتونو ببینم دیگه نمی تونم برم..."
نام منیر که ابتدا توسط آرپا برده می شود مانند زخمی ست در روح که خاراندنش کیف می دهد. نام منیر از این به بعد در هوای مهمانی می ماند؛ با اینکه منیر تنها مانده و تنهایی را انتخاب کرده:"...همین که راستی آغاز کردی، به کوه و بیابان برون می باید رفت که میان خلق راه نیست". منیر و شهرام دوستانی هستند که تنها گذاشته شده اند و حالا نامشان مثل یک طلسم شیطانی، تنهاییِ دیگران را برملا می کند؛ آن هم در یک بازی جمعی به نام مافیا...اصرار های مهناز مبنی بر نرفتن مهمان ها و تنها نگذاشتنش...درون مایه ی "تنها ماندن" بیشتر از هرچیز ذهنم را درگیر کرده بود.
خیلی لذت بردم و چیز یاد گرفتم. من هم مثل بقیه باید بگویم که بازی ها و نویسندگی فوق العاده بودند. خوشحالم که سال تئاتری ام چنین پایان خوشی ... دیدن ادامه » داشت. امیدوارم سال آینده از کارگردان محترم این نمایش کار های بیشتری ببینم.
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش حالا که قراره تمدید بشه برای سال آینده، ساعتش رو زودتر بذارید. با اینکه خیلی دوست داشتم ببینم به دلیل دیروقت تموم شدن از دست دادمش.
پژمان عبدی و افروز فروزند این را خواندند
علی ابراهیم، مرضیه و نرگس جورابچیان این را دوست دارند
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار جذابی بود؛ اما بیشتر از یک اثر تئاتری، برای پرده سینما مناسب بود. من رو به شدت یاد «درباره الی» انداخت.
با وجود این که احتمالا قرار بوده آرپا foil character باشه، اما این اتفاق به نچسب ترین شکل ممکن افتاده بود و بازی بازیگرش نه تنها در سطح باقی نمایش نبود، که آزاردهنده هم شده بود. بازی سایرین لذت بخش بود و البته هیچ کدوم به جذابیت و پختگی بازی آقای «فلاحی» و خانم «عابدی» نمی رسید. آقای «زارع» هم که مثل همیشه دوست داشتنی بود. در مجموع نمایشی است که دیدنش خوب بود، اما از اون نمایش هایی نیست که بخوام برای دوباره دیدنش لحظه شماری کنم.
خارج از نمایش، اصلا نمی شه کتمان کرد که بعد از دیدن نمایش؛ غلغلک این که «بچه ها رو جمع کنیم، یک مافیا با هم بزنیم» به شدت به جان آدم می افته.
سلام .
با احترام خدمت شما تماشاگر عزیز
به اطلاعتون میرسونم شما میتوانید یا تخفیف وفاداری که به این نمایش (مافیا) مربوط شده است از نمایش "صبحانه در غروب کاری از گلچهر دامغانی دیدن فرمایید . با تشکر

لینک خرید : https://goo.gl/HPggUg
۰۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
{.... این مردمان، به نفاق خوش دل می شوند و به راستی، غمگین...}

-انقدر خودخواه نباش!
-اگه خودخواه بودم که می شدم مثل شماها!

این نمایش، نمایش نیست ... زندگیِ خودمونه ... کم و بیش همه همینیم.
پُر از ایده ها و حرف ها و فکرهای زیبا و آرمانی، اما در عمل ...
اونی هم که عمل می کنه، می سوزه ...
اما، به راستی، اونه که سوخته، یا ما؟


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم نمایش ویژگی های مثبتی داره از جمله بازی های خوب و میزانسن های خلاقانه(مخصوصا پرده آخر)...ولی فکر میکنم محتوا کمی سست بود و همراهی نمیکرد با جذابیت های دیگر نمایش..من تعبیرش می کنم به برداشتن یک سنگ بزرگ با راز آلود کردن اتفاق رخ داده بین گروه و منیر و شهرام، پنهان کردنش از آرپا، صحبت های منیر حین نمایش و در نهایت "نزدنش"..واقعاً تا آخر نمایش منتظر پرده برداری از یک موضوع تکان دهنده و انفاق خاص بودم ولی رخ نداد..حتی به نظرم خود هسته اصلی داستان هم خیلی عجیب، خاص و جذاب نبود چون واکنش افراد در مواجهه با مشکل منیر و شهرام شاید خیلی طبیعی باشه..در آخر هم ممنونم از بازی تحسین بر انگیز آقای زارع چه در نقش دوشنکو چه هدایت.
ممنونم از حضورتون و نظر لطفتون
۲۲ اسفند ۱۳۹۵
خب اصل بحث همینه که نویسنده‌ی کار مثل خیلیای دیگه این واکنش از نظر شما طبیعی رو نمی‌پسنده و داره نقدش می‌کنه!
۲۲ اسفند ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
استفاده فوق العاده از بازی مافیا برای پیشروی داستان و همچنین طراحی صحنه عالی، به همه اینها بازی بازیگران فوق العاده را هم اضافه کنید، همه این ها دست به دست هم داد تا آخرین اجرایی که در سال 1395 می بینم یکی از به یاد ماندنی ترین ها اجراها باشه