"عروس باران" اسطوره ای است که در مناطق کردنشین کشور رواج داشته و بر مبنای آن زمانی که خشکسالی بوجود می آمد، اهالی آن منطقه، عروسکی را به شکل صلیب در ست کرده و مراسم آیینی آن را برگزار می کردند. اگر باران می بارید عروسک را تکه تکه می کردند و برای تبرک در خانه ها پخش می کردند
از آنجا که مردم آن زمان نباریدن باران را دلیلی بر گناه کار بودن خود می دانستند، در آیین نمایشی و در تمنای باران، عروسک عروس باران را در آبِ نزدیک ترین رودخانه رها می کردند .
نمایش «مونو عروس باران» که بر اساس اسطوره ی عروس باران و در قالب افسانه ای سمبولیک نوشته شده است روایت تراژیکی است از تنها عروس باران که دست تقدیر، مرگِ او را در آغوش رودخانه ی وحشی رقم می زند.