آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش P2
S3 : 03:27:39 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۱۰ شهریور تا ۲۵ مهر ۱۳۹۳
۲۰:۳۰
۱ ساعت
بها: ۲۵,۰۰۰ و ۳۰,۰۰۰ تومان  |  جزییات
دو باکس میانی روبرو: ۳۰.۰۰۰ تومان
دیگر باکس ها: ۲۵.۰۰۰ تومان

- نامزد دریافت جایزه بهترین نمایش، بهترین متن و بهترین طراحی صحنه در سی و دومین جشنواره بین الملی تیاتر فجر

به آگاهی می‌رسد که هر روز تعدادی بلیط برای فروش در گیشه تالار حافظ اختصاص داده شده است.

 هر روزه از ساعت ۱۹ تا ۲۰ امکان خرید بلیت به صورت حضوری از گیشه

لطفا از آوردن کودکان زیر ۱۰سال خودداری فرمایید

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

نکته مهم: تماشاگران محترم دقت نمایند به دلیل تعمیرات در خیابان شهریار، امکان استفاده از پارکینگ مجموعه بنیاد رودکی و محدوده خیابان شهریار به عنوان پارکینگ فعلا وجود ندارد.

گزارش تصویری تیوال از نمایش p2 / عکاس: یاسمن ظهورطلب

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی نمایش p2 / عکاس: روزبه فولادی

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری از نمایش p2 / عکاس: مهسا باقری

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش p2 (سری دوم) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نمایش p2 (سری نخست) / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری از تمرین نمایش P2 / عکاس: شبنم یزدان پناه

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش P2 (سری دوم) / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از تمرین نمایش P2 (سری نخست) / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› هوشنگ گلمکانی: مبهم‌گویی آفت جدید هنر تئاتر کشورمان شده است

›› معاون هنری وزیر ارشاد میهمان p2 شد

›› کارگردان خشکسالی و دروغ: تماشاگران ما به زبان آرکائیک برای متون قدیمی معتاد شده‌اند

›› مدیر عامل خانه هنرمندان: «p2» یک نمایش جسارت‌آمیز است

›› «p2» رکورد فروش تالار حافظ را شکست

›› رحمت امینی: در «p2» آشنایی‌زدایی به شکل موفقی اتفاق افتاده است

›› تغییر ساعت اجرای p2 در روز پانزدهم مهرماه

›› نشست نقد و بررسی p2 برگزار میشود

›› نشست خبری عوامل پی تو با خبرگزاری ایلنا به همراه نقد

›› حبیب رضایی: ضحاک p2 بخش نامفهوم نمایش را جبران می‌کند

آواها

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
ما که بچه های زمان قیصر و گوزنها نبودیم


البت نوجوانان زمان صمد آرتیست میشود هم نبودیم (و محاکمه...)


حتی جوانان یار دبستانی هم نبودیم ...........




بگذار لا اقل میانسالان پارکینگ شماره دو باشیم با امضابرای ضحاک دادگر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت : هر چند موبایل به دستم اما ...............................
سلام، من به دعوت دوست و همبازی عزیزم احسان کرمی برای دیدن این نمایش رفتم..
و این نمایش رو پیشنهاد میکنم و قابل احترام میدونم به دلایل زیر:

1. این نمایش با مخاطب خود در فضای ذهنی اون به شکل جدی وارد دیالوگ میشه. چیزی که متأسفانه تو تئاتر این روزها کمتر شاهدیم.

2. دروغ نمیگه! و این ویژگی محترمش میکنه و برگ برنده اش محسوب میشه.

3. قرائتی نو از قصه ی ضحاک داره که به نظرم میتونست، در شکل رویداد ها (همانند دیالوگ ها که هست)، و همچنین دیگر شخصیت ها هم این زاویه دید رو داشته باشه. ... دیدن ادامه ›› کما اینکه در مورد دکتر داره.

4. جای خوبی تموم میشه. درست.

5. اجرای درست بازیگران. به خصوص بازیگر نقش ضحاک (میتونست به اشتباه به شعار و اجرای کلیشه ای رو بیاره اما برداشت صحیحش از این متن خوب خیلی کمکش کرده و شخصیتی چند لایه ساخته ضحاکی که گاهی برای تنهاییش به فکر فرو میریم و غصه میخوریم)، دکتر(احسان که چیزی کم یا اضافه نداره و به اندازه، متواضعانه، با هوش و چشمگیر اجرا میکنه) و آزاده صمدی (بیان درست، استایل و نگاه های نافذ داره). دیالوگ گویی بازیگران دیگه یه جاهایی نامفهوم و کمی رو بود ولی به طور کلی خوب بودن.

6. کارگردانی، صحنه و لباس خوب. که البته میتونست با نورپردازی قوی تر و ارتباط بهتر با مارها و به کارگیری عناصر مدرن تر (بعنوان مثال دوربین مدار بسته و مانیتورینگ) تشدید بشه.

خلاصه اینکه در این دوران غنیمتی ست و با توجه به روزهای پایانی اجراش، به همه پیشنهاد میکنم فرصت رو از دست ندهند...
یکشنبه شب کار را دیدم خیلی بیشتر از پنداشت اولیه ام خوب بود جبر در دیکتاتوری - انجماد تفکر - فریب خود و دیگران را به خوبی تصور میکرد . از همه دست اندرکاران ممنونم.
کسی نمیدونه چطوری باید موسیقیشو پیدا کنیم؟ خیلی ممنون میشم کسی بدونه و کمکم کنه...
نقد خانم ارغوان دهقان در روزنامه روزان در رابطه با نمایش p2
آدم هایی که روی تخت های جداگانه به خواب رفته اند در همان ابتدای نمایش ، کمای مغزی انسان های به ظاهر بیدار را نشان می دهد. ریتم تند نمایش ، حتی در تعویض صحنه ها در کنار موزیک نمایش همپوشانی قوی ای را ارائه می دادند که در لابه¬لای کار نشان دهنده زندگی ماشینی خارج از اراده ی کارگران تحت جبر است . کارگری که در دایره ای جهت تامین برق محبوس شده بود و در دوری باطل سال ها می چرخید این جبر را با دویدن مدام و بی وقفه بیشتر و بهتر بیان می کرد.
نمایش به شیوه ای کاملا مدرن یکی از قدیمی ترین نمایشنامه های ایرانی را به روی صحنه برده است. فرم ، اساس اصلی کار را تشکیل می دادند که در کنار دیالوگ های عمیق و موزیک تند ، قوت خوبی به کار بخشیده بود. روایت تاریخی به شیوه ای کاملا هوشمندانه روی کار سوار شده بود که شما به عنوان مخاطب در عین دیدن نمایشی بدیع و فیزیکال ، اصالت و روایات تاریخیِ محتوای کار را به خوبی درک می کنید.
کارگردان P2 ، سید مرتضی میرمنتظمی با بهره¬برداری از شیوه ای نو در اجرای تئاتر ، داستان های اساطیری و فرهنگ غنی ادبیات کهن ایران را به خوبی بیان کرده که ظرفیت های بالقوه ی جدیدی را به نمایش می کشد. پوسته ی پیشین تئاتر را می شکافد و فرمی نو ارائه می دهد و با معرفی شخصیت ها و قهرمان های ایرانی به زبانی فراملیتی در این شکل جدید می تواند معرف تئاترِ نو ایرانی باشد.
سخن کارگردان در مورد اثر چنین بیان شده که : « برای فهمیدن و شناختن هر پدیده ای تنها به دانستن آن نمی شود اکتفا کرد. تاریخ که مجموعه ای از تجربه های بشری ... دیدن ادامه ›› است نه دانسته هایش ، به ما می گوید تجربه کنید ، مشق کنید تا مشی و روش خود را پیدا کنید. در این گروه همین کار را می کنیم ، پشت به مولف بودن. ما مولف بودن را فدای مشق کردن و بازیگوشی خود در عرصه اجرا میکنیم و شاید مولفه ی ما همین بازی کودکانه باشد. از کشف آتش هم شروع نمی کنیم ، سعی می کنیم با دقت به تجربه های دیگران در عرصه هنر نگاه کنیم و برای فهم دیده هایمان و فهم تجربه های اجرایی که در ذهن گروه است به مکان تمرین بیاییم ، در نهایت بهتر است بگوییم روی ویژگی ای مثل متفاوت بودن هم اصراری نداریم ، تمام سعی مان این است که در مقابل چشمانمان خود را بکشنیم یا به هم بریزیم و از خود موجودی متفاوت بسازیم ، اما ادعایی بر متفاوت بودن و یا سد شکن بودن برای تماشاگران در عرصه اجرا نداریم. »
وی که همین کار را در جشنواره فجر با گروه ارمنستانی اجرا کرده بود با تغییراتی در قصه و اجرا و حضور کامل عوامل ایرانی اکنون روی صحنه برده است. و در خصوص نام نمایش بیان کرده : « در واقع p2 یعنی پارکینگ دوم و اتفاقات نمایش نیز در این پارکینگ رخ خواهد داد. »
در این پارکینگ بزرگ مبارزانی دربند را می بینیم که به زندگی ای ماشینی دچارند و خود را از عشق و هرگونه لذتی محروم می کنند و تنها برای راحت زیستن حاکم جبار در این دور اسیرند. کارگران یا مبارزانی که که گمان می برند برای نجات انسان ها آمده اند و در نهایت خلاف ماجرا ثابت می شود. ارنواز ( که نقش آن را آزاده صمدی ایفا می کند ) خلاف جریان آب حرکت می کند و با تلاش خود را مستثنی می کند و می خواهد با عطر زدن می خواهد زن بودن خود را فراموش نکند ولی شهنواز ( با بازی خوب فرزانه سهیلی ) خود را از هر چه آلایش به دور کرده و به گنداب پیش چشمش تبدیل شده است. و می بینیم هر کدام به شیوه ی خود راه انتقام پیش گرفته اند. گرچه در نهایت بر خلاف داستان اصلی ، ظلم ظالم پایدار می ماند. و با تاکید بر اتفاقات جاری در طول نمایش این قضیه تثبیت می شود که « دستانت چیزی را لمس می کنند که نمی خواهند و چشمانت چیزی را می بینند که دوست ندارند.»
نمایش به خوبی جبر حاکم را به تصویر می کشد و طبقه ی مظلوم را نشان می دهد که با دیدن همه ی این ها مجبور به فداکاری و ایثار برای رفاه ظالم است. انسان هایی که قدرت تفکر ندارند و زیر تمام فشارها باز لب به شکوه نمی گشایند. چنانچه خود باور دارند « ما بیشتر از یک دستمال چرک نیستیم و بهترین وضعیت آن است که بیش از این چرک نشویم و باور کرده ایم بهترین جا ، همین جایی است که زندگی می کنیم. » و حاکم زورگو می گوید « این مردم در قبال همه ی کارهای ما سکوت کرده اند و هر چه به آنها بگویی قبول می کنند. هر کاری هم که با آنان بکنیم باز هم دوستار ما هستند. »
احسان کرمی بازیگر نمایش در خصوص این داستان می گوید : « ‌داستان ضحاک همین الان در بسیاری از کشورهای جهان در سطوح مختلف اتفاق افتاده است. »
وی در ادامه‌ بیان کرد : « p2 یک بار دیگر نشان خواهد داد که شاهنامه چه قابلیت‌هایی دارد و برداشت به روز از قصه‌ی ضحاک شاهنامه شجاعت و سلیقه می‌خواهد. ‌ شاهنامه فقط شاهکار ادبی نیست بلکه شاهکار دراماتیک است و همانطور که جهان نمایشنامه ی شکسپیر را به روز می‌کند برای فردوسی هم باید این اتفاق بیفتد. »
کرمی تصریح کرد: « به نظر من فردوسی نه تنها شاعر بوده بلکه نمایشنامه نویس هم است اما نمایشنامه‌هایش را به طور منظوم نوشته و از دلایلی که باعث شد من این کار را قبول کنم استفاده از ظرفیت شاهنامه و متن جذاب بود. »
بهره برداری درست و هوشمندانه میرمنتظمی از فرم اجرایی نمایش ، موزیک هماهنگ با ریتم تند کار ، طراحی صحنه و نور خوب و همینطور بازی قوی بازیگران ، مخاطب را در طول نمایش مجذوب و میخکوب بر صندلی نگه می دارد.
نمایش P2 به کارگردانی سید مرتضی میرمنتظمی با بازی عباس جمالی ،‌ احسان کرمی ، ‌آزاده صمدی ، حسین امیدی ، فرزانه سهیلی ، آیدا صادقی ، محمد الله دادی ، بیژن سراجی ، محمد موذنی و رشید آقایی که از 10 شهریورماه در تالار حافظ هر روز ساعت 8.30 روی صحنه است.
بی پروایی دیالوگها مخصوصاً در انتهای بازی که از طرف ضحاک به اوج می رسید بسیار قابل تحسین بود . بنظر میرسید در انتهای داستان قصد این بوده که نشان دهد ظلمت و ظلم هرگز پایان نمی یابد، پایان خوبی داشت به همین لحاظ احساس میشود از بکارگیری نقش کاوه آهنگر خودداری شده است. در کل نمایش مطلوب و زیبا و پر انرژی بود.
توی تیکتی که برای 5شنبه شب خریدم زمان اجرا رو نوشته بود 20:15 دقیقه. حدود 20:10 رسیدم اونجا و قبل از رسیدنم همش فکر می کردم که خیلی دیر شده اما وقتی از توی خیابون، سالن حافظ رو دیدم فهمیدم که بازم مثل همیشه اجرا تاخیر داره..
به نظر من این خیلی بده که اعضای تاتر برای این زمان اعلام شده (20:15) تازه ساعت 20:30 بیان از بین مردم رد شن و برن سمت رختکن!!! نمایش فک می کنم یه کمی قبل از 9 شروع شد!!! راستش آدم عصبی می شد از ایــــــــــــــــــــــنهمه تاخیر. تازه من که بعد از این نمایش قرار بود برم مسافرت. واقعا احساس بدی داشتم. تازه قبل از اجرا تقصیرا افتاد گردن گروه قبلی که سالن رو دیر تحویل دادن. آخه یکی نبود بگه به فرض هم که سالن رو آن تایم تحویل می گرفتین.. بازیگراتون بودن که بخواین برنامتونو اجرا کنین؟؟؟!!!!!!



اما از دیدن تاتر لذت بردم. موسیقی خوب که به موقعیت ها می خورد.. دیالوگ های خوب.. بازی های خوب.. پیشنهاد می کنم برید ... دیدن ادامه ›› و ببینید.

داستان برای زمان ضحاکه اما خیلی راحت میشه به زمان ما تعمیمش داد. موقعیتی که ارنواز برای کشتن ضحاک از دست میده در حالیکه این همه وقت منتظرش بود و آرزوی رسیدن اون زمان رو داشت ولی نتونست ازش استفاده کنه و این مساله حتی خود ضحاک رو عصبانی کرده بود..

دروغهایی که به قدری واقعی بهمون گفته میشه که باور می کنیم عین که نه.. خوده حقیقته (وقتی باور داشت جوونها رو نجات میده اما در واقع میفرستادنشون سمت مرگ)..

مردمی که از ترس پای هر چیز دروغیو حتی دادگری ضحاکو امضا می کنن!!!!

و کلی نمونه دیگه...


و البته حضور "باران کوثری" خــــــــــــــــــــــــــــیلی سورپرایز بود

و در نهایت...

خوب مردمی داریماااااااااااا (به نقل از مضمون)
نمایش بسیار خوبی بود با تکنیک های کارگردانی بروز، بجا و خلاقانه
اوایل نمایش کمی حس گنگی به ادم دست میده که البته بد نیست اما من شخصا ذوقم یکم کور شد
اما در ادامه با صحنه های پر حرکت و پر جنب و جوش گاها استفاده از دیالوگ های پر انرژی و کنایه امیز تلمیح ها و تلفیق زندگی امروزی و موبایل و شاهنامه و سنت بسیار بسیار جذابیت ایجاد میکرد
شخصا ترجیح میدم اگر نوشتاری در باره یک نمایش مینویسم زمانی باشه که مدتی از تمایش اون گذاشته باشه تا ماندگاری و اثرگذاریش رو هم بسنجم
این نمایش بسیار پر زحمت بود معانی والایی رو اراءه میکرد اینکه مختص اون بازه زمانی که هنوز کاوه به میدان کارزار نیومده بود خودش برای من جذاب بود و از نظرم از نقاط قوت کار بود چرا که مانع از کلیشه ای شدنش شده بود.
اما من شخصا با اینکه همه چیز خوب بود ، به دلم نچسبید و برام تاثیر گذار و ماندگار نبود !خب این یه نظر شخصیه که به نظرم شاید دلیلش عدم وجود صحنه های حماسی یا دراماتیک یا هر چیزی که احساساتم رو برانگیخته ... دیدن ادامه ›› کنه
این احساس میتونه حس غم، اشک، حماقت ، دشمنی، کینه و .. حتی پیروزی شادی لبخند ...
من انتظار داشتم صحنه اخر که بازسازی کابوس ضحاک بود حماسی تر باشه یا حداقل ظنز بیشتری داشته باشه خلاصه پر رنگ تر باشه
واقعا از بازی ضحاک و اقای دکتر خوشم اومد و تشویق دارند
خسته نباشید و احسنت میگم به خانم بازیگری که تمام مدت برای نشون دادن زندگی تکراری ،خفقان ترس جاری ، از ابتدا همواره روشنایی کاخ ضحاک رو تامین میکردن باید بگم که واقعا کار سختیه که مدتی بی توقفه تردمیل گونه راه بروی ...
به این نمایش انتقاد های دیگه هم دارم
مثلا جمعه 11 مهر که به دیدن نمایش رفتم اخر نمایش اتمامش نحوه ترک صحنه بازیگران برام جالب نبود انگار هول بودن برای رفتن یا یه تکلیفی از سرشون باز کردن و خیالشون راحت شده
و اینکه با توجه به چیدمان صندلی ها چقدر بهتر بود بازیگران عزیز و کارگردان خوش ذوق لااقل قابلیت مانور رو ایجاد میکردن که سایرین که رو بلوک هایی غیر از a b c نشسته اند فکر نکنند از عوام هستند و بازیگران کاملا پشت به انها و بی تفاوت به انها برای اشراف زادگان بلوک a b c اجرا میکنند
در حالیکه اصلا تفاوت قیمت 5000 تومانی مظرح نیست و فقظ سزعت در خرید بلیط بیشتر مطرح است
در سالن ایرانشهر نمایش های با این سبک چیدمان رفته بودم اما هیچوقت اینقدر پشت به تصویر نبودم! در حالیکه صندلی 4 بشینی 20 سانتی بازیگر اما نتونی حس و حال بازیگر رو ببینی !
این فقط یه انتقاد شخصیه و اصلا قصد جسارت به هیچ بزرگواری نداشتم ، دوست داشتم حسم رو صادقانه با عوامل نمایش در میان بگذارم.
p2 رو دوست داشتم نمایشی که رو تک تک دیالوگاش باید وای میستادی و یه کوچولو فکر میکردی... بازی بازیگر نقش ضحاک رو خیلی دوست داشتم اما در کل کاش گروه بازیگری یه کم قوی تر بود تا این تئاتر خوب تبدیل به یه تئاتر عالی میشد.. طراحی صحنه هم جالب بود...
پ ن : خسته نباشید اساسی به بازیگرای نقش دونده که امشب باران کوثری بود...
تآمل برانگیز و گاهاً ناراحت کننده بود
۱۹ مهر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به غیر از شهامت نویسنده در پردازش داستان و برخی کنایه های موجود در متن، در کل این نمایش، یک نمایش کاملا معمولی با بازیهای معمولی و طراحی صحنه و نورپردازی معمولی بود.
شاید تعریف و تمجیدهای مبالغه آمیز برخی دوستان در این صفحه توقع من رو زیاد کرده بود یا شاید این اواخر تئاتر خوب زیاد دیده ام.... نمیدونم. کلا" ... نچسبید.
اینکه بیشتر از قدر و اندازه و ارزش یک چیز، برایش تبلیغ بشه و Hype بشه، خوشایند من نیست.
تئاتر بسیار خوبی بود متن بسیار خوبی داشت.... بازی ها فوق العاده بود .... نورپردازی کار خیلی خوب بود .... طراحی صحنه و دکور بسیار خوبی هم داشت ....... واقعا ارزش چند بار دیدن را دارد این تئاتر ....
سلام دوستان

من اطلاعات نمایشی زیادی ندارم، با این حال برخی نمایش ها چنان تاثیری دارن که منو هر بار مشتاقتر میکنن به دیدن تئاتر و بعضی نمایشها متاسفانه همه شور و حال منو میگیرن.
نمایش P2 رو اصلا دوست نداشتم.
حرفی که میشد به سادگی زده بشه واقعا به سختی بیان شده بود. تعریف کردن جوک وسط نمایش خیلی کلیشه ای بود و کلا اون قسمت از نمایش رو کلا مسخره کرده بود. نیازی نیست توی همه نمایشها تماشاچی بخنده.
رومینا خلج هدایتی این را خواند
[m] آرین این را دوست دارد
شما میفرمائید که "حرفی که میشد به سادگی زده بشه واقعا به سختی بیان شده بود"، و من فکر میکنم این صحبت شما کم لطفیست در حق ساختار این نمایش، چراکه p2 نمایشیست با داستان کهن ایرانی و ساختار مدرن که همین امر باعث ایجاد تفاوت شده در کار، و صد البته این متفاوت بودن با فکر و دانش تونسته اثری خوب خلق کنه.

شما در نظر بگیرید که کدوم شخصیت نمایش داره لطیفه تعریف میکنه و محتوای لطیفه اش چیه ؟ توی یکی از لطیفه ها اون احمقی که احمق موند به نظر شما خودِ شخص راوی نیست ؟ و آیا لطیفه اش برای خنداندنه من و شماست یا کمدی سیاهیست از حال و روز راوی ... دیدن ادامه ›› لطیفه ؟

پیشنهاد میکنم نگاه ارغوان دهقان در مورد همین نمایش رو مطالعه کنید:
http://www.tiwall.com/news/p2-naghd-rozan

ولی باز هم به تعداد مخاطبان نظر هست و محترم.
۰۹ مهر ۱۳۹۳
مطلب هر دو دوست را خواندم به نظر من حامد بسیار صحیح می گوید شهامت نویسنده و بی پروایی دیالوگها و اجرای نقش ضحاک بسیار مطلوب ومناسب بود
۱۹ مهر ۱۳۹۳
بله حتما همینطوره و آقای افتخاری درست میفرماین.
منم اول نوشته ام گفتم خیلی اطلاعات نمایشی بالایی نداشتم.
نمیگم نمایش بدی بود. برای من احتمالا بد بود. نتونستم با این نمایش ارتباط برقرار کنم اصلا. همین. و صد البته دلیل بر بد بودن نمایش نیست.
۲۰ مهر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بسم الله
سلام
1 کاش زودترنمایش رو دیده بودم که هم زودترلذت میبردم وهم شایدسیاه مشقم بدرد چندنفری میخوردامابهرحال این نمایش رودیشب (سه شنبه 930708) دیدم
2 کارخوب بودولی جنجالی ترین نبودچون ادعامیشدکه جنجالی ترین نمایش سال 93 است که بنظرم این تنها یک حربه ی تبلیغاتی بود اماازطرفی نبایدپاروی انصاف گذاشت چراکه درمقایسه بااجراهای همزمان ،بنظر،پخته تر،کارشده تروجدی تربود(بااحترام به مابقی اجراها)وهمچنین سایت محترم تیوال هرنمایشی روپیشنهادنمیده
3 حتی اگرمثل بنده تماشاگر عامی تیاترباشیدمتوجه میشویدکه نویسنده وکارگردان ازداستان اساطیری شاهنامه ی فردوسی به بهترین شکل استفاده کرده وشرایط زمان ماراویاحتی زمانه های مختلف درتاریخ ایران راورق زده اند وخواسته اند ظلم ظالمان زمانه را به چالش بکشند والبته بازبان هنربگویندکه ظلم حکمرانان بدلیل اینکه درکلانترین سطح صورت میگیرد بدترین نوع ظلم است ونبایددرقبال ظلم حاکم سرتعظیم فرودآوردو...شایداین نمایش ازاین جهت جنجالی محسوب میشد که درحال حاضرنیزمظلمه هایی صورت میگیردوبایستی براین مظالم تاخت امابنظرم به 2 دلیل این اتفاق نمیافتد:1)نزدیکی تاریخ زندگی مابه تجربه ی سال 88 که درآن سال ناامنی و..باتمام وجود حس شد و 2)تغییرتفکرومشی دولت یازدهم که سعی دراشاعه ی رفتاراعتدال گرایانه داشته است وشایداین دلیل دوم پررنگ ترباشدچراکه تاحدودی پاازروی گلوی مردم برداشته شدومردم توانستند کمی بهترنفس بکشند پس این شرایط باشرایط سفاکانه ی فردی مانند ضحاک قابل قیاس نیست که اگر شرایط را برابر بدانیم مغرضانه قضاوت کرده ایم
4 بازی ها خوب بود علی الخصوص ازبازی آقای حسین امیدی درنقش گرمایل لذت ... دیدن ادامه ›› بردم بابت بیان این بازیگر که طنین صدای بسیارخوبی داشت وبنظرم میرسد که بیان، درچنین نمایشی که حرکات بدنی زیادی نداشت ،میتوانست خیلی برجسته باشد
5 باتوجه به پتانسیل کارگردان محترم ، درسالهای آتی قاعدتابایدبیشترازایشان بشنویم واثرهای جانانه ببینیم. علی الحساب به این کارگردان خوب وجوان کشورمان بخاطرکارارزشمندش تبریک میگم
6 به نویسنده ی محترم کار که بار فکری وپایه ای کارروبعهده داشتندتبریک میگم
7 درپایان هم ازتمامی دست اندرکاران چه خرد و چه کلان تشکروافردارم بخاطر روشن کردن شمع دانایی
8 خوشحال میشم اگرکسی مرا رهنمون باشد 09125218985
برادرکوچکتان
مصطفی غمخوار
najla saberi و محمدرضا دانش این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
"مسخ"

P2 در ابتدا آمیخته ای است از حکومت دیکتاتوری فاشیسم و مردمان در توهم آرمان کمونیسم (یکسان سازی پوشش این مفهوم را پر رنگ تر می کند) که برای خلق و نجات خود و دیگران در تلاش اند و این قربانی کردن خویش برای نجات بی گناهان رویه شان است. هر کس خود را در حال مبارزه و فداکار می داند، تا جایی که فریب خلق بر خلق آشکار می شود و دیکتاتوری ذاتی هر فرد نمایان، بجز ساده دلانی که در ادامه نمایش قربانی خواهند شد. ضحاک اما از ابتدا برتری جویی خود و حکومت ناعادلانه اش را قبول دارد و هیچ ادعایی بر مردم دوستی نداشته و این مردمان حقیر سرزمینش هستند که درمبارزه ای ساختگی درگیر مانده اند. تعجب و درماندگی ضحاک از بی تفاوتی انسان ها سوالی است که در اعترافات پایانی اثر پاسخش یافت می شود. وی از سنگینی بر دوشش خسته است و صندلی اش را به راحتی تعارف میکند اما مردمانش از تکیه بر تخت وی در هراس اند و کسی را یارای تحمل این مسند نیست.
عناصر معاصر سازی اثر نه به طور کامل اما در بخش هایی دیده می شوند. بنده ای که به نمایندگی از مردمان زحمتکش در سراسر اجرا می دود و این تلاش مداوم اوست که چرخ های روشنایی این ساختمان را زنده نگاه داشته، نه شکایتی دارد نه وقفه ای، ماشینیزه شدن مگر غیر این است!
حضور مداوم شخصیت دکتر به عنوان مشاور قدرت در پادشاهی جمشید و ضحاک، نشان از منفعت طلبی و بی تفاوتی وی است تا جایی که نسبت به عشق، ظلم، مرگ جوانان به هیچ چیز واکنش نشان نمی دهد و شاید مشغولیت همیشگی اش با گوشی موبایل، کنایه ای است بر این بی تفاوتی معاصر و سرگرمی ای که چقدر جایگزین عمل است و تحرک. دکتر حتی در صحنه های ... دیدن ادامه ›› پایانی ، تحریک کاوه برای شورش را نیز با بی خیالی به بعد موکول کرده و همچنان سرگرم است و بی تفاوت. شورشی که اعلامش از سوی ضحاک کنایه ای است به کنترل حاکمان بر همه چیز حتی رویدادی بر علیه خود!

در صحنه های پایانی و بازسازی کابوس ضحاک با اجرای یک نمایش، ارنواز با صورتک گاو فرصت رویارویی را که مدت ها در انتظارش بود میابد و همه منتظر عملی شدن انتقامجویی دختر جمشید به انتظارند حتی خود ضحاک، سه فرصت به وی داده می شود و نتیجه تنها مرگ مردمان عادی است، چیزی که پیش از این نیز روال بوده و اوج عصبانیت ضحاک شده، ارنواز فرصت طلایی از بین بردن وی و پایان این پادشاهی فلاکت بار 900 ساله را از دست می دهد. انسان مسخ شده ای که با جملات پایانی نشان می دهد پوسته گاو برمایه بر چهره زدن نیز بی فایده است و به انفعالی که سراسر وجود همگان را در بر گرفته اعتراف میکند:
ما ها هممون باور کردیم، همینجای که وایستادیم، نشستیم، خوابیدیم، بهترین جاست
ما باور کردیم ...
.........................................................................................
بازیگران پی دو ، با کمی بالا و پایین سطح قابل قبولی از اجرا را به نمایش گذاشتند و عناصر کمکی هوشمندانه دکور صحنه، نور و موسیقی از نکات قابل توجه اثر بود. فضاسازی تیره ایجاد شده و استفاده از گردوها به جای مغز انسان، انتقال مفهوم و خلق مکان را تسهیل کرده و طراحی لباس یکسان که مدام یاداوری می کند، تفاوتی بین این بندگان نیست هر چند برخی چیز دیگر گفته و ادعای گزاف دارند، همه مسخ اند و مکتوبشان است زیستن در این اریکه منفور متهوع!
خانم خیابانی گرامی اشاره تان به کنایه بی تفاوتی معاصر و جایگزینی سرگرمی تکنو لو‍یکی به جای عمل و حرکت بسیار خوب و عالی بود. مرسی از نوشته اتون
۰۷ مهر ۱۳۹۳
جناب بهراد و مصی طفی گرامی سپاس از خوانش شما

آذرنوش عزیزم، ممنون از توجه و لطفت
۱۵ مهر ۱۳۹۳
خانم خیابانی بسیار از قلم و نقدتون استفاده کردم...ممنون
۲۱ مهر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پارکینگ طبقه دوم

چو ضحاک شد بر جهان شهریار ................. برو سالیان انجمن شد هزار
نهصدمین سال فرمانروایی ضحاک است، هنوز کاوه آهنگر با درفش کاویانی اش و فریدون با حمایت مردمان ایران زمین در کار نیستند که به پا خیزند و به جنگ ضحاک روند. حضرت نوح نیز چیزی در حدود نهصد سال مردمان عصر خود را به خداپرستی دعوت میکرد ولی سخنان او تاثیری بر انکار مردمان زمانه خویش نداشت. ضحاک نیز از نهصد سال خواب زدگی قومی که صدای ستمدیده گی شان را ابراز نمیدارند به ستوه آمده است. مردمان بیخیال! مردمان بی غیرت! مردمان گاو نما! بومیانی که نهصد سال تنها در خلوت خود علیه این پادشاه تازی مبارزه کردند و ستوه خود را با صدای خفه شده ابراز میکردند و چه جالب که درست نهصد سال بعد از انقراض سلسله ساسانیان ( آخرین دودمان پیش از دوره اسلامی ایران ) ، سلسله صفویان پادشاهی متمرکز را در ایران بر پا کرد. نهصد سال!
ولی ضحاک P2 از بیتفاوتی مردمان تحت سلطه خود و از بی پاسخ بودن ظلمی که به آنها روا داشته، کلافه، نگران و خشمگین شده است. اینبار برخلاف واقعیت افسانه آنچه که بر ضحاک اوستا گذشته، او به دنبال گواهی گرفتن از بی عدالتی و نابخشنده بودن خویش است ولی مردمان بر دادگری او صحه میگذارند. مردمان سرگرم با موبایل های خویش! به راستی که خردمندی نهان گشت ...
مردمان فرمانبردار یکپارچه لباس زرد کار پوشیده اند. لباس توانشی و اندیشه ای که برای نشان دادن حرفه ملی و در عین حال نمایانگر صنف ایرانیانی ... دیدن ادامه ›› که نشانه هایی از یاس، نامیدی و تنفر را همیشه در زندگی خود دارند. رنگ زرد در این نمایش بر خلاف ماهیت خود سمبل هوش و تفکر بالای افراد محسوب نمیشود و بیشتر بر ترسو بودن آنها ( و شاید مطیع بودن ) دلالت دارد.
شغل ساکنان این فرمانروایی شکستن گردو ست. از درخت گردو به عنوان خرد مکتوم، زایش، افزایش عمر و مظهر استقامت در زمان بد اقبالی یاد میگردد. شکستن همه اینها به دست خودشان! استفاده استعار گونه از مغز گردو به عنوان مغز انسان و خارج کردن آن از پوست سختش با استفاده از گردو شکن ( جمجمه و مغز ) جز نشانه شناسی های پر معنای نمایش "P2" به حساب می آید که با هر باره آن جان ( شعور ) انسانی گرفته میشود ( گردویی که باعث کارکرد بهتر مغز آنها نمیشود)، آنچنان که پادشاه از بیشعوری مردمان رام سرزمین خود مینالد. زبان خاموش، نماد گرایانه و رمز آلود گردو را میتوان در حوزه زیبا شناسی اثر گنجاند که هم معیار های عقلی را درگیر میکند و هم احساسی.
وجه تسمیه خواب دیدن های ضحاک و عینی شدن آن، روشنگر فرضیه ابتدائی نمایش است که جدال بطالت آمیز با مردمان گاونما که از وحشی بودن آنها در عالم کابوس کاسته شده و حتی اهلی بودن آنها در بیداری پادشاه نیز او را آرام نمیکند و ضحاک در وضعیتی معکوس همچنان از سکون مردمان خشمگین است و به همین علت است که از آنها کینه دارد. میداند آنها بیگناهند ولی نمیداند چرا به فکر چاره نیستند! این است که او را آشفته کرده است! حقیقتا که عباس جمالی استعداد "ضحاک" شدن را با تمرکزی که از خود در حین نمایش و با تحلیل جامع که از نقش پرورش یافته ( نگاشته شده ) در نمایشنامه خویش نشان میدهد ، داشته است.
پارکینگ طبقه دوم میزانسی است انتزاعی که باور تماشاگر را تحریک میکند که بالاخره مرگ با خورده شدن مغز است که رستگاری به بار می آورد ( دریچه نورانی مرگ ) یا در انتظار مرگ بودن بر اریکه ( دریچه بویائی مرگ ). بالاخره طبقه P2 را باید از بالا به پائین خواند یا برعکس؟
در بعضی از دقائق نمایش دیالوگ به صورت یک کشمکش سطحی و صرفا بیانیه مانند تبدیل میگردد، از جمله مونولوگ های گرمایل که با بکارگیری الفاظ زیبا سعی در ایجاد موقعیت های عاطفی و اثرگذار بر تماشاگر دارد، بی مایه و کسالت بار جلوه میکند و ساکن است.

ضحاک : تو رویای منی، نباید نقش کابوس من را بازی کنی.
آریوی عزیز!
چون نمایش را ندیدم گزینه خواندم را زدم.
از تحلیل و متن این مطلب استفاده کردم.
سپاس
۰۷ مهر ۱۳۹۳
آریو ی عزیز مثل همیشه از نقد و قلمت استفاده کردم.ممنون به نظرم در کنار نقاط قوت زیاد کار بازی بعضی از بازیگران در بعضی از لحظات خوب نبود و حتی یکی از بازیگران در امشب که کار رو دیدم حتی در برخی لحظات قادر نبود صداش رو به تماشاگر برسونه ولی بازی ضحاک که اگر اشتباه نکنم عباس جمالی آن را بازی کرده بود یک سر و گردن از بقیه بهتر بود
۲۱ مهر ۱۳۹۳
فرزام عزیز، همیشه لطف داشتی به بنده و ممنونم ازت برای خوانش این متن. با نظر شما در خصوص بازی عباس جمالی در نقش ضحاک موافقم. به واقع که ایشان تحسین برانگیز بودند.
۲۲ مهر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یک اجرای خلاقانه، و روایتی ملموس و امروزی از داستان ضحاک... چه دیالوگای خوبی... واقع بینی و صداقت ضحاک برام جالب توجه بود و جای تامل داشت!
فقط بنظرم این دیالوگای سریع با اون ژستای سرزبون‌دارانه (عمدتن بین ارنواز و دکتر) به لحاظ فرم (نه محتوا) کلیشه‌ای و مبتدیانه س. جذابیت آنی داره صرفن، که اونم بخاطر غیرعادی بودنشه!
و نکته‌ای که برام خیلی عجیب بود و دور از انتظار در محیط‌های فرهنگی اینکه نمایش دیشب (جمعه 4 مهر) بی هیچ عذری و اشاره‌ای با 40 دقیقه تاخیر شروع شد!!
اصولا تالار حافظ تاخیراتی اینگونه داره..
۰۵ مهر ۱۳۹۳
با تاخیر همه‌مون تو این مملکت آشناییم و جزئی از زندگی‌مون شده... ولی نه دیگه اینقد (40 دقه واسه نمایش 60 دقه‌ای)! زیاد پیش اومده واسه چند دقه تاخیر گروه اجرایی پوزش خواستن یا توضیحی ارائه کردن... شاید همین بی‌تفاوتی و "اصولن" خوندنش کمک میکنه این سوراخه هی گشادتر بشه، و وقتی اصولن شد لابد دیگه عذری هم نداره!
۰۵ مهر ۱۳۹۳
درسته تاخیرهای تالار حافظ 40 یا 45 دقیقه ای هست..من هم سر این نمایش و هوموریباس این تجربه رو داشتم و واقعا طاقت فرساست..
۰۵ مهر ۱۳۹۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
P2 تئوری توطئه یا واقعیت
(این مطلب ممکن است باعث لو رفتن داستان شود)
این نمایش به نظر من کار شسته رفته و خوبی بود ، طراحی صحنه از نقاط قوت کار بود ایده هواکش و دونده ای که مدام میدوید به داستان کمک میکرد ، از نور هم به جا استفاده شده بود ، برای دود از هرچه که استفاده کرده بودند آزار دهنده بود و من تا آخر نمایش سرفه میکردم.
چهارچوبهای داستان خوب بود و به قول دوستان به نظر من داستان در آمده بود، داستانی که بسیار تلخ و سیاه و پر از ناامیدی و دروغ است، هیچ حقیقتی وجود ندارد چه آن دختر ساده لوح که فکر میکند به نجات انسانها کمک میکند اما در حقیقت باعث کشته و پخته شدن آنها میشود و چه خانم صمدی (اسمهای داستان را فراموش کردم) که مدام از تنفر و انتقام صحبت میکند و فقط فکر میکند که در حال گرفتن انتقام از ضحاک است تما تحت کنترل اوست و خواهرش که تنفروشی میکند اما همیشه بوی بد میدهد ، او هم خودش را گول میزند که مثلا با تمیز نبودن در حال مبارزه است اما در حقیقت تسلیم قدرت بالا تر از خود شده ، ضحاک دیکتاتوری باهوش است که هیچ اتفاقی بدون اطلاع او نمی افتد ، اینجاست که تئوری توطئه خودش را نشان میدهد ، مبارزه خانم صمدی پوشالیست ، فکر میکند دکتر همدست اوست اما فقط بازیچه است، جمله کلیدی در مورد کاوه نشان میدهد که اگر اتفاقی قرار است بیفتد با نظر قدرت بالاتر است، این دید بیشتر جهان سومی است که اینقدر تحت تاثیر بازیهای قدرت های بزرگ قرار گرفته اند که هر اتفاقی را به دستهای پشت پرده ربط میدهند.
بازی آقای جمالی به نظر بسیارخوب و مسلط بود ، خانم صمدی متوسط رو به بالا بودند و بازی بیادماندنیی نداشتند ، اما در مجموع بازیها خوب بود .
در کل کار فکر شده بود که به نظر من حتما باید دیده شود.
سپاس
"چو ضحاک شد بر جهان شهریار..."

ردپایی ماندگار
در تاریخ ِ
تئاتر
زندگی
اندیشه

***
به هیچ وجه تماشای این نمایش رو از دست ندید...
به هیچ وجه!
***
متن، کارگردانی، بازیگری، طراحی صحنه، لباس، موسیقی، نور، پوستر...
همه یکدست و عااااااالی...

بسیار لذت‌بخش بود ...
آموزنده و تأثیر گذار...

ممنونم از اینکه به دنیا اومدید...
"خدا قوت"

هماره بدرخشید!!!
من دو بار این نمایش رو دیدم و بسیار لذت بردم. به بقیه دوستان هم پیشنهاد می کنم که این کار رو ببینن و از متن و برخی بازی های فوق العاده آن لذت ببرن. فقط لطف کنید به خانم صمدی بگید با لاک و گوشواره روی صحنه نرن. بعید می دونم جزء طراحی لباس و ظاهر کاراکتر باشه چون من این کار رو دو بار دیدم و تو هر دو اجرا رنگ لاکشون فرق می کرد و فقط تو یکی از این دو اجرا گوشواره داشتن. فکر می کنم بازیگر وقتی روی صحنه قرار می گیره به ایفای یک نقش جدا از شخصیت خودش در زندگی معمولیش می پردازه و باید هنگامی که در قالب یک نقش روی صحنه قرار می گیره با وقتی که مهمونی میره متفاوت باشه. چرا که ریزترین جزئیات روی صحنه مورد توجه تماشاگر قرار می گیره.
"باشد که صحنه همچون طناب بندبازان به افراد نالایق جرأت راه رفتن بر روی خود را ندهد" (گوته)
خواستم بزنم دوست داشتم یا نداشتم که موندم سر دو راهی...
این نمایش اون جوری نبود که بگم بی چون و چرا، عالی
ولی نتونستم هم بگم بد...
یه جاهای کار خسته کننده بود ولی دیالوگ و مونولوگ های خوب هم داشت...
مثلا مونولوگ آخر خانم صمدی ...
دیالوگ آخر آقای جمالی و کرمی....
و حتی المان هایی مثل دویدن دوست عزیزمون برای ایجاد برق....

حرف برای گفتن داشت و از یه طرف هم زبونش الکن بود...
کلا نظرم اینه که هر نمایش، فیلم و آهنگی رو باید گوش داد تا فرق بین بد و خوب رو فهمید...

به دیدنش می ارزید، ولی فقط یک بار