تیوال Zahra Saroukhani | دیوار
S3 : 09:22:17
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
Zahra Saroukhani
درباره نمایش حشره i
حقیقتا من اومدم فقط بخاطر بازی‌ها امتیاز سه ستاره به نمایش بدم ولی وقتی دیدم تعدادی از اکانتهایی که امتیاز کامل به کار دادن و کلی هم تعریف کردن، به وضوح فیک هستن و فقط برای همین نمایش ساخته شدن، منصرف شدم. اینکار مصداق بارز فریبکاریه. نمیدونم تیوال کی میخواد جلوی اینکار رو بگیره.
Zahra Saroukhani
درباره نمایش سوختن i
کارگردانی بد، بازی‌ها مصنوعی، نمایشنامه تکراری، موسیقی فاجعه
کارگردانی نه چندان خوب، بازی‌های نه چندان قوی، اون دو تای دیگه رو هم من نفهمیدم!!!
۲۰ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر همه چیز سر جاش بود
یک تئاتر واقعی، یک تراپی واقعی. بازی‌ها عالی. حمید رحیمی واقعا عالی بودی. صحنه عالی، نور عالی، موسیقی عالی. و مهمتر از همه، نمایشنامه با اون دیالوگ‌ها و مونولوگ‌هاش فوق‌العاده بود. بعد از مدتها حسابی کیف کردم از دیدن یک اثر. هرچند حالم خیلی بد شد، چون درِ ناخودآگاه تماشاگر هم مثل ونسان باز میشد و بوی تعفنش در کنار رنج محتوم بشری میخورد توی صورت آدم.

در کل نمیشه نمایش رو دوست نداشت، ولی نمایشنامه یه جاهایی ضعف داشت. وارد قضاوت مردم نسبت به کشته شده‌ها نمیشد بهتر بود، چون خودش نیاز به توضیح وحرفهای بیشتر داشت، اینجوری خیلی سطحی و دم دستی بود. بازی خود غلامرضا خوشرو و توران عالی بود، عالی. ولی چند تا از خانمها واقعا بازی‌هاشون ضعیف بود. اون شخصیت «دنیا» (مرد سفیدپوش) هم از نظر من کلا اضافی و نچسب بود. اصلا به کار ننشسته بود. هم رابطه‌اش با کشته‌ شده‌ها عقیم موند و هم نکته خاصی در رابطه با خود قاتل نداشت. نور توی تیکه دوم ماشین هم خیلی چشم رو اذیت میکرد، عجیبه که کسی تا حالا تذکر نداده.
۸
خانم ساروخانی عزیز شخصیت دنیا (تینو صالحی) در واقع راوی هستند وچون نماد دنیا هم هستند،قاعدتا باید رابطه ش با کشته شده ها عقیم بمونه .
۱۳ اردیبهشت
عقیم تحت اللفظی نه دیگه، در مفهوم بکار بردم. اضافه بود، میشد یه صدا فقط پخش شه. نمایش رو از خلاقیت و لذت کشف خالی میکرد. تازه گریمش هم فاجعه بود.
۱۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار بسیار نمایش خوبی بود. خیلی کم از نحوه مواجه مردم با حکومتها حرف زده شده. آدمهایی که خودشون رو برده سیستم میدونن، و جمله بینظیر «همیشه تقصیر سیستم نیست». ارتباطش با شرایط امروز ایران و واکنش مردم به اتفاقات یکسال گذشته واقعا عالی بود.و رسیدن به بحث «عزت نفس» واقعا درخشان بود. تبریک میگم به بازیگرهای افغانستانی نازنین که شب اول اجرا رو بدون هیچ اشتباهی بسیار درخشان اجرا کردن.
Zahra Saroukhani
درباره نمایش نام برده i
بدترین تئاتری که تا به حال دیدم. ایده‌های فوق‌العاده تکراری و نخ‌نما. تو رو خدا یکی به نمایشنامه‌نویس‌های ایرانی بگه این ایده خط‌کشی بین دنیای رئال و سورئال رو تموم کنن، بخدا خیلی تکراری شده، گچ‌ها فضای دنیای رئال و سورئال را مشخص میکنند و مثل بازیگر آخر باید در اون مرز حرکت کرد، خلاصه کردن کل نمایش در رقص، استفاده از نمادها برای اینکه ایران همان شوروی است و تهران همان تئاتر مخروبه، جابجایی نقش بازیگرها، اوج و سقوط کشور... یک عالمه نماد تو کار گذاشتن به تنهایی ارزشی نداره، هنر اونجاست که بینشون ارتباط برقرار بشه. اینا همه ایده‌های تکراریه که بارها و بارها دیدیم. نماد مادر دوزنده و سازنده هم اینقدر در نمایشهای دیگه استفاده شده که هیچ جذابیتی براش نمونده. یه نفر نوشته هیچکس جز خانم پناهی‌ها نمیتونست اون نقش سخت رو بازی کنه. تو رو خدا اینقدر ... دیدن ادامه » خودتونو به حماقت نزنید. اسم ایشون فقط برای فروش بیشتر بود.تغییرات در صحنه باید هدفدار باشه، نه اینکه فقط بگیم عه، چه باحاله بیاید صحنه رو تغییر بدیم. چه گریم، چه نقاشی‌های دیواری. یک عالمه ایده‌های مجزا رو به زور چسبوندید کنار هم و با قیمت گزاف و به بهانه اسم‌های بزرگ اسمشو گذاشتید تئاتر نامتعارف. ساده‌ترین نکته‌ای که صاحب کار باید میفهمید این بود که باید عشق به اون نمایش روسیه رو در دل مخاطب بشونه بعد بخاطر حذفش اونو با شکست همراه کنه. از پس همین کار ساده هم برنیومده بود. رسما از اسم خانم پناهی‌ها سواستفاده کردید و بازیگرهای خوب نمایشتون همون سه نفری بودن که در حاشیه تبلیغاتتون هستن. واقعا متاسفم برای خودم که وقتم رو برای همچین کار کودکانه‌ای هدر دادم. در ضمن، تا اسم روسیه میاد، باید یه زیرسازی باشه که اسامی گورباچف و پوشکین و داستایفسکی رو بیارید وسط. همینطور الکی پروندن اسمشون فقط کارتون رو مسخره‌تر میکنه. قشنگ هم مشخصه تا اسم فروپاشی و شکست اومده طرف گفته عه، یاد گورباچف افتادم، بذار به زور جاش بدم تو نمایش.
با تک تک کلمه هاتون موافقم
۱۱ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Zahra Saroukhani
درباره نمایش مفیستو i
چقدر تکراری و کلیشه‌ایه این جمله "تئاتر تبدیل شده به تجارت و فهمیدن که با حضور بازیگران معروف سینما و تلویزیون تماشاگران رو با قیمت‌های گزاف به سالن تئاتر بکشونن." بله، این جمله خیلی کلیشه‌ایه، ولی در کمال تاسف کاملا درسته. مفیستو نمایشی بود که تا حالا مدلش رو و حسی رو که بهم میداد تجربه نکرده بودم، نمیدونم کلمه‌ی عالی یا فوق‌العاده میتونه حسم رو درست بیان کنه یا نه. دلم میخواد از حرفهای سیاسی کار بگم و خاطراتی که برام زنده میشد، ولی برای اینکه تیوال حذفش نکنه، منصرف میشم. و کلا ترجیح میدم بیشتر از این از نمایش تعریف نکنم چون بقیه دوستان این زحمت رو کشیدن. مرسی آقای دلخواه عزیز، علاوه بر حظ بی‌بدیلی که از کار بردم، حضور فروتنانه‌ی شما در بین تماشاگران، ستودنی بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Zahra Saroukhani
درباره نمایش بی پدر i


از اون کارایی بود که باید حواست باشه تا یک هفته شبها خواب‌هاتو یادداشت کنی چون اینقدر این نمایش ناخودآگاه رو بالا می‌آورد که با تحلیل رویاهات میتونی بفهمی ته ناخودآگاهت چه خبره. ده دقیقه آخر نمایش تقریبا داشتم بالا میاوردم و اینقدر دلم درد گرفته بود، ولی باعث میشد قشنگ تو فاز خشونت کار قرار بگیرم. سرِ نمایش "می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد" یکی از ایراداتی که به کار وارد میدونستم، طولانی و کش‌دار بودن بیخود و بی‌جهت صحنه‌ها بود. همون موقع دوستان اصرار داشتن که صحنه‌های کش‌دار در خدمت اثر و کاملا فکر شده و آگاهانه است. ای کاش اون موقع میشد بی‌پدر رو براشون مثال بزنم که صحنه‌های طولانی سوگواری و تکه تکه کردن جسد، کاملا در اثر قرار میگیره و اصلا نمیشه حتی یک ثانیه از کار رو کم کرد. و نکته‌ی جالبش هم همین بود، همونایی که طولانی مدت سوگواری ... دیدن ادامه » میکنن، همونقدر طولانی هم میتونن درندگی کنن. انسان تنها در فکر بقاست و اخلاق، گه گاه و هرزگاه، و صرفا به عنوان یک کالای لوکس و زینتی، خودی نشون میده. و شاید نمودش در جامعه ما این باشه که هر چقدر ما مردم فرض میکنیم خودمون خوبیم و قدرتمندان بدمَن زندگی و روزمرگی ما هستن، بد نیست گاهی به خباثت‌های ذاتی و انسانیمون فکر کنیم و حواسمون باشه شرایطش مهیا شه کثافت فکری و رفتاریمون حتی قدرتمندان رو به تهوع میندازه. اعتراف میکنم نمایش عجیبی بود، خیلی خیلی میشه درباره‌اش حرف زد. از زاویه سیاست، اخلاق، تنش‌های اجتماعی، خانواده‌های متلاشی شده... تبریک میگم به سازندگان اثر
امید رستگار و شادی بهرامی این را خواندند
سپهر امیدوار، محمد رحمانی و امید این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسته نباشید. من نمایش رو دوست داشتم
امیرمسعود فدائی و Afshin Zamani این را دوست دارند
سپاس از نظر شما دوست گرامی
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حسی که بعد از این نمایش دارم شبیه حسیه که بعد از خوندن اعلام برائت قوچانی از طنزنویس صدا داشتم. آخه چرا تصورات محشری که ازتون داشتم رو با این دو تا کار آخرتون نابود کردید آقای غنی‌زاده؟ خیلی‌ها رو دیدم واسه تعریف از نمایش شما گفتن: "خنده دار بود، رقص سجاد افشاریانم خوب بود." واقعا در شان کارنامه درخشان شماست این تعریف آخه؟ پارسال نمایش " ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی" رو در تماشاخانه ایرانشهر دیدم، یه گروه کمتر شناخته شده یک اجرای عالی داشتن. واقعا چه حرفی داشت این نمایش؟ و رو اعصاب‌ترینش جمله پوپولیستی " ادای دین به سینمای کلاسیک". اجازه میدید سرمو بکوبم به میز؟ و در ضمن متوجه اصرار به طولانی بودن کار نیستم. اینم مثل کالیگولا یک ساعتش اضافه بود و همش تکرار تکرار تکرار تکرار
درود
به نظر من اجرای پارسال فلاحت پیشه از این متن طبق عرف رایج به نمایش گذاشتن داستان و مضامین مدنظر نویسنده بود طبق آنچه معمولا مخاطبان از آثار نمایشی انتظار دارند و بنابرین همچون هر ظهور دیگری با تغییر بازیگران و صحنه و گریم بارها می تواند قویتر یا ... دیدن ادامه » ضعیفتر تکرار شود. اما اجرای همایون غنی زاده تجربۀ تنفس در فضای متن و ساعتی زیستن در کالبد و جمجۀ نویسنده است که ضمن همۀ آنارشی و ساختارشکنی روح جوانش اما با وفاداری و حفظ امانت، بر یک نمایشنامه ثقیل افزود، افزودنی تکرارنشدنی که کار آسانی نیست. در قیاس این دو اجرا فکر می کنم شبیه به تفاوتی باشد که شناور شدن بر روی آب بوسیله یک کرجی دارد با غوطه ور شدن و شنا کردن در آن آب و غنی زاده در این پروژه اش به خوبی به من نشان داد که چقدر درست با نهیلیسم دیرآشنا و عجین است.
۰۸ آبان ۱۳۹۵
درود بر شما جناب کیان
چند نکته از نگاه من: ۱) هر نویسنده و کارگردانی هدف و نگاهی رو در ذهن داره. با شناختی که از جناب غنی‌زاده دارم، بی‌شک نگاه ایشون بسیار عمیق و اصیل هست، اما هنر خالق یک نمایش، به اجرا گذاشتن اون ایده‌ها روی صحنه است، که بتونه اون هدف ... دیدن ادامه » و حرف و نگاه رو به اجرا دربیاره و مخاطب اونو دریابه، و نظر شخصیه من اینه که جناب غنی‌زاده از پس این کار برنیومده. در مورد کالیگولا هم، ایرادی که من به کار وارد میدونم اینه که: از قبل نمایشنامه کامو رو خونده بودم و فضایی که اون نمایشنامه مکتوب در ذهن من ساخته بود، به مراتب بهتر از اجرا بود. عینا این نظر رو درباره مجلس ضربت زدن جناب رحمانیان دارم. ۲) زمان طولانی برای نمایش‌های کلاسیک مناسبه، مثل اجرای اخیر آقای رفیعی. با اینکه طولانی بودنش من رو خسته کرد، ولی به عنوان ایراد برام مطرح نیست. ۳) درسته، اجرای آقای فلاحت‌پیشه اجرای وفادار به متن بود و متفاوت از این کار، یعنی من انتظار داشتم که متفاوت باشه، ولی واقعا بود؟ از نظر من، غالب زمان، نمایش دورنمات بود. یعنی انتظار داشتم نمایشی ببینم برگرفته از نمایش " ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی". نه اینکه نمایش " ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی" رو ببینم با تغییرات جناب غنی‌زاده. و چه تغییراتی: چند حرف سیاسی، مقادیری شوخی، استفاده از ابزار حاضر در صحنه و... (و البته از نظر من طرد شخصیت اوبلوهه از طرف کارگردان، تنها نکته جذاب و خلاقانه کار بود.)
۰۸ آبان ۱۳۹۵
دوست ارجمند سپاسگزارم که از گفتگو استقبال فرمودید
باتوجه به گستره مباحث اگر فرصتی دست داد در مطلب جداگانه به طرح دیدگاهم خواهم پرداخت و خوشحال خواهم شد متعاقبا از نظرات شما محظوظ شوم.
۰۸ آبان ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید