نقد و بررسی نمایش «داز» | سفری نافرجام در روستایی رازآلود
خلاصه و درونمایه :
نمایش «داز» به کارگردانی طاها یاریان ، داستانی از دختری در روستایی رازآلود در شمال ایران را روایت میکند .
رویکرد اولیه نمایش با ایده ترسیم فضایی رازآلود و پرداختن به مضامینی چون فرهنگسازی و کلیشههای داستانی ، پتانسیل بالایی برای جذب مخاطب دارد .
با این حال ، اجرای صحنه با چالشها و کاستیهایی روبرو است که از رسیدن نمایش به سطح مطلوب بازمیدارد .
داستان و مضمون :
ایده اصلی
... دیدن ادامه ››
داستان ، هرچند کلیشهای به نظر میرسد ، اما پتانسیل پرداخت و بسط برای انتقال مفاهیم فرهنگی و اجتماعی را داراست .
برخی قسمتهای داستان نشاندهنده دغدغه کارگردان برای ارتقای فرهنگ عمومی است .
با این وجود ، کلیشهای بودن طرح داستانی و عدم نوآوری کافی، مانع از ایجاد کشش و جذابیت عمیق برای مخاطب میشود .
همچنین ، استفاده بیش از حد از الفاظ نامناسب و حتی نامفهوم بودن برخی کلمات و لهجهها برای مخاطب عام ، ارتباط موثر با تماشاگر را دشوار کرده و از درک پیام اصلی نمایش میکاهد .
کارگردانی و اجرا :
یکی از اصلیترین نقاط ضعف نمایش ، تغییر ژانر بدون تناسب و ناهمخوانی بین بازیها و متن و مضمون نمایش بود . این ناهماهنگی ، انسجام کلی اثر را خدشهدار کرده و تجربهای پراکنده برای مخاطب ایجاد میکند .
فضاسازی ضعیف صحنه ، عدم تسلط کافی بر هدایت مخاطب به دنیای نمایش هم از دیگر نقاط ضعف نمایش بودند .
فراموشی گهگاهی بیان و لهجه توسط بازیگران ، باعث افت ریتم و گسستگی در روایت میشد ، هرچند بازیگیری خوب و تسلط بالای بازیگران بهویژه رضا طاهری ،شیرین ، علی رحیمی و آرامش محمودی قابل تقدیر بود و اوج داستان را به جایگاهی که باید نزدیک کرد .
شروع ضعیف ، ناگهانی و مبتدی نمایش ، شروعی ناموفق را رقم میزند و مخاطب را با آمادگی لازم وارد فضای نمایش نمیکند . همچنین طنزهای نابجا که ریتم نمایش را برهم میزنند که با احترام از دیگر مشکلات کارگردانی هستند .
عناصر صحنه :
طراحی لباس نمایش برای من یکی از نقاط قوت اثر به شمار میرود .
در مقابل ، نورپردازی نتوانست فضاسازی را به درستی منتقل کند ؛ به طور مثال تنها ردیف اول از افکت رعد و برق بهرهمند شده و ردیفهای بعدی صرفا شاهد خاموش و روشن شدن چراغ بودهاند .
موسیقی و حضور نوازنده :
عدم پخش موسیقی و استفاده اندک از نوازنده در نمایش ، بر فضاسازی و انتقال حس تأثیر منفی گذاشته بود .
حضور نوازندهای که سهم حضورش در طول یک ساعت و نیم نمایش، حتی به سه دقیقه هم نمیرسد سوالبرانگیز است .
اگر این عنصر ، قابلیت استفاده موثری در این نمایش را نداشت ، بهتر بود از حضورش جلوگیری میشد و از قابلیت ایشان در حالتی جا افتاده تر استفاده میشد .
این وضعیت ، نشاندهنده عدم برنامهریزی صحیح در استفاده از پتانسیل های موجود است .
نتیجهگیری :
نمایش داز با وجود ایدهای قابل بسط و بازیگرانی توانمند ، در اجرا با ضعفهای متعددی در کارگردانی ، طراحی فضا و صحنه ، انسجام داستانی و استفاده بهینه از عناصر صحنه و موسیقی مواجه است .
تلاش برای پرداختن به مضامین ارزشمند ستودنی است ، اما اجرای نارسای آن ، مانع از تجربه نمایشی موفق برای مخاطب عام و خاص میشود .
با تشکر از تلاش گروه ، امید است با بازنگری در نقاط ضعف ، شاهد اجراهای قویتر و درخشانی از این گروه نمایشی در آینده باشیم .