در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مهرشاد مرادی درباره نمایشنامه‌خوانی آیِ بی کلاه آیِ با کلاه: نقد اجراخوانی «آی بی‌کلاه، آی باکلاه» اجراخوانی نمایشنامه «آی بی‌کلاه
S3 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 16:44:26
نقد اجراخوانی «آی بی‌کلاه، آی باکلاه»
اجراخوانی نمایشنامه «آی بی‌کلاه، آی باکلاه» با تکیه بر متن قدرتمند غلامحسین ساعدی و بازی گروهی، تلاش داشت فضای رئالیسم اجتماعی و انتقادی اثر را برای مخاطب بازآفرینی کند. از همان آغاز، استفاده از نورهای آبی و قرمز فضایی متناسب با حال‌وهوای اجتماعی نمایشنامه ایجاد کرده بود و به شکل‌گیری فضای اولیه اثر کمک می‌کرد. هرچند در دقایق ابتدایی، بیان دیالوگ‌ها هنوز به انسجام کافی نرسیده بود، اما با ورود تدریجی شخصیت‌ها، هماهنگی گروه و کیفیت اجرای دیالوگ‌ها به شکل محسوسی بهتر شد.
یکی از نقاط قوت این اجراخوانی، خلاقیت بازیگران در ارائه نقش‌ها و تلاش آنان برای خلق موقعیت‌های نمایشی با حداقل امکانات بود. از آنجا که در اجراخوانی، انتقال معنا بیش از هر چیز بر دوش بازیگران و کیفیت بیان آن‌ها قرار دارد، این وظیفه در بسیاری از لحظات به‌خوبی انجام شد. همچنین اجرای شخصیت‌های دکتر و پیرمرد از نقاط قوت اثر بود؛ هر دو بازیگر با بیان مناسب، حضور مؤثر و تسلط بر نقش، توانستند شخصیت‌های خود را باورپذیر و تأثیرگذار ارائه دهند. با این حال، پایین بودن حجم صدای برخی بازیگران و افت انرژی در بیان، در بعضی لحظات از تأثیرگذاری دیالوگ‌ها کاسته بود.
از منظر ریتم، اجرا با نوسان همراه بود. اگرچه تمپو در بخش‌هایی مناسب حفظ می‌شد، اما ریتم در پرده نخست، به‌ویژه در میانه اجرا، دچار افت شد و این مسئله از کشش دراماتیک اثر کاست. در برخی لحظات، کند شدن روند اجرا باعث کاهش تمرکز مخاطب می‌شد؛ با این حال، بازیگران تلاش داشتند با حفظ ارتباط میان شخصیت‌ها، جریان نمایشنامه را پیش ببرند.
در پرده دوم، نسبت به پرده نخست، هماهنگی بیشتری میان بازیگران دیده می‌شد. جای‌گیری مناسب‌تر در صحنه، ارتباط بهتر ... دیدن ادامه ›› میان نقش‌ها و گفت‌وگوهای پینگ‌پنگی، به انسجام و پویایی بیشتر اجرا کمک کرده بود. با وجود این، در برخی بخش ها تعامل میان بازیگران می‌توانست پررنگ‌تر باشد. همچنین ارتباط پارتنرها و پاس‌دادن دیالوگ‌ها در بعضی لحظات از روانی لازم برخوردار نبود و با واکنش‌های نمایشی دقیق‌تر، تنش و تأثیر دراماتیک متن ساعدی بهتر به مخاطب منتقل می‌شد.
در مجموع، این اجراخوانی توانست با تکیه بر ظرفیت‌های متن ساعدی و تلاش بازیگران، بخشی از فضای اجتماعی و انتقادی نمایشنامه را به مخاطب منتقل کند. انتخاب این اثر ارزشمند و تلاش گروه برای ارائه آن در قالب اجراخوانی، نشان‌دهنده توجه به ادبیات نمایشی معاصر ایران است.
در پایان، به کارگردان محترم و تمامی اعضای گروه برای تلاش، انتخاب این متن ارزشمند و زحمتی که برای اجرای این اثر کشیده‌اند، صمیمانه تبریک می‌گویم. امیدوارم این تجربه هنری، آغازگر مسیرهای موفق‌تر و اجراهای درخشان‌تر برای این گروه باشد و شاهد آثار ارزشمند بیشتری از آنان در آینده باشیم. برای تمامی عوامل این اجرا آرزوی موفقیت، رشد و سربلندی دارم.