در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ابراهیم نصیری درباره همکاری تیوال و تپسی: پهلوان قلیچ؛ نمایشی از ما و برای ما... «پهلوان قلیچ» کاری است که چه
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 03:47:29
۲۳ شهریور ساعت ۱۸:۴۱
پهلوان قلیچ؛ نمایشی از ما و برای ما...

«پهلوان قلیچ» کاری است که چه از نظر متن و چه از نظر شیوه اجرایی، رگ‌وریشه‌های ما، ادبیات و فرهنگ‌مان را در خود دارد و اتفاقاً به درد جامعه امروز هم می‌خورد؛ چه بسیار جوانانی که برای تشکیل زندگی مجبورند هفت‌خوان رستم را پشت سر بگذارند و چه جوانانی که غرق در بیهودگی‌اند.

ابتدا درباره نمایشنامه

نمایشنامه ساده است، بدون پیچش‌های عجیب‌وغریب و بر پایه روند یک سفر اسطوره‌ای شکل گرفته. متن هرچه پیش می‌رود، گرم‌تر می‌شود و ارتباطش با ... دیدن ادامه ›› مخاطب بیشتر.

طبیعتاً با توجه به حضور نویسنده به‌عنوان یکی از کارگردانان پروژه، می‌توان پیوند این دو حوزه را در اجرا به‌خوبی درک کرد؛ چراکه در برخی بخش‌ها، یا دست‌کم در بعضی شوخی‌ها، نمی‌توان به‌راحتی تفکیک کرد که این اتفاق از متن نشأت گرفته یا از کارگردانی. اتفاقاً همین درهم‌تنیدگی، به کلیت کار قوت و همدلی بیشتری داده است.

ذکر این نکته از این جهت حائز اهمیت است که امروزه در بسیاری از پروژه‌های تئاتری و به‌خصوص سینمایی، حضور و نقش نویسنده در روند تولید چندان جدی گرفته نمی‌شود؛ گاهی به دلیل بی‌توجهی عوامل تولید، گاهی به‌واسطه قتل عام فکر و اندیشه در مسیر تولید و گاهی هم از سر غرور کاذب گروه اجرایی در اینکه «خودمان بلدیم». در هر حال، «پهلوان قلیچ» و یاری جستن آن از نویسنده، مثال خوبی است برای نشان دادن چنین خلأ و بحرانی که متأسفانه این روزها عادی شده است.

دو خطی نمایشنامه از این قرار است که در ابتدا جوانی لات، با تیپی متعلق به دهه پنجاه، همراه با نوچه‌هایش دیده می‌شود که در پی خواستگاری از دختری است. از همین‌جا وارد روایت داستان پهلوان قلیچ می‌شویم و نمایش آن را به‌عنوان حکایتی برای پند و اندرز به این جوان لات، به شکلی طنازانه دنبال می‌کنیم.

شخصیت اصلی در نهایت از این حکایت و روایت درس می‌گیرد و توشه‌ای برای سفر خود می‌بندد؛ رویکردی که ریشه در ادبیات، حکایت‌ها و امثال‌وحکم ما دارد و اتفاقاً یکی از نقاط اتصال نمایش با سنت روایت ایرانی است.

با این حال، شاید اگر به جای استفاده از کلیشه «جوان دهه پنجاهی»، از نمونه‌ها و تیپ‌هایی ملموس‌تر و امروزی‌تر استفاده می‌شد، ارتباط مخاطب امروز با این بخش از نمایش نیز بیشتر می‌شد.

اما مهم‌ترین نقطه قوت کار را می‌توان در کارگردانی آن دید.

می‌توان گفت وقتی چیزی آزارت نمی‌دهد و بی‌صدا کار خودش را می‌کند، یعنی درست دارد کارش را پیش می‌برد. میزانسن‌ها، سایه‌بازی و دیگر گونه‌های نمایش ایرانی در اجرا به‌خوبی و بدون زورچپانی در کنار هم قرار گرفته‌اند.

تنوع طراحی و چینش صحنه هم به‌گونه‌ای است که هرچه نمایش پیش می‌رود، کارگردان همچنان چیزی در پر شالش دارد که رو کند؛ بدون اینکه این تنوع تبدیل به خودنمایی اجرایی شود.

استفاده از موسیقی و نور، به‌کارگیری ترندهای روز و نیش‌وکنایه‌های اجتماعی نیز عموماً بدون اغراق و در اندازه خودشان عمل می‌کنند و در خدمت اجرا هستند، نه اینکه صرفاً برای جلب توجه به آن اضافه شده باشند.

اما از کمبودهای کار می‌توان به نادیده گرفتن گریم اشاره کرد؛ موضوعی که با توجه به یکدست بودن سن بازیگران و نبود تنوع سنی در شخصیت‌ها، نمود بیشتری پیدا می‌کند و می‌توانست به تفکیک شخصیت‌ها و باورپذیری فضای نمایش کمک کند.

نکته دیگر، بیان بعضی از بازیگران است که گاهی از محدوده قابل‌شنیدن و واضح اجرا خارج می‌شود و بخشی از دیالوگ‌ها را برای مخاطب نامفهوم می‌کند. امیدوارم این مسئله در اجراهای پیش رو اصلاح شود؛ چراکه در نمایشی که بخش مهمی از جذابیتش بر کلام، شوخی و روایت است، وضوح بیان اهمیت دوچندانی دارد.

در نهایت، «پهلوان قلیچ» کاری از خودمان، به‌روز، شریف و برای خودمان است. خودش را در قالب نمایش‌های سنتی و سنگلجی گرفتار نمی‌کند و در عین استفاده از ریشه‌های آن‌ها، تلاش می‌کند عرض‌اندامی برای خودی نشان دادن داشته باشد.

تلاش گروه اجرایی «پهلوان قلیچ» در میان آماج اجراهای پرزرق‌وبرق و بلیت‌های میلیونی، قابل احترام و البته قابل تبلیغ است.

ببینیمشان لطفاً!
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید