در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | امیرحسین زورمند
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 21:27:22
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
ارزشِ این اجرا تنها و صرفا در “خودِ اثر ” خلاصه نمیشود بلکه بخش بزرگی از آن را “مسیر پر پیچ و خمِ خلقِ اثر” در برمیگیرد و از آن جایی که برای ... دیدن ادامه ›› یک گروه دانشجویی پیمودن چنین مسیری در این نابسامانی سیستمی و شرایط وصف نشدنیِ پیش آمده، بسیار سخت تر از همیشه ست .. باید از این گروه حمایت کرد و این دستاورد آن ها را محترم شمرد . اجرا دوست داشتنی ، جسورانه و شایسته احترام بود و بسیار تماشای آن را توصیه میکنم


ادامه این نوشته حاوی اسپویل است !!


از این جهت جسورانه .. که اجرا همواره میان دو فضای متفاوت شناور است .. میان دو زمان مختلف و البته میان دو فرم ساختاری مختلف.. آن هم با متنی کلاسیک و بسیار شناخته شده
این دو فضای مختلفِ ساختاری شامل یک اجرای تئاتر کلاسیک بر مبنای متنی تراژیک و یک فضای کمدی بر مبنای استفاده از فاصله گذاری و شکستن دیوار چهارم است .. تفاوت بسیار میان این دو فرم سبب میشود قدم زدن روی مزر بین این دو فضا بسیار دشوار گردد
اما اجرا جزئیاتی دارد که به واسطه آن ها تلاش میکند بدون آن که سقوط کند روی این لبه راه برود
وقتی کاراکتر های کلاسیک نمایش گاها از نقش خود بیرون امده و به وسیله این نوعِ فاصله گذاری کمدی خلق میکنند باعث ایجاد نوعی تعلیق میان “واقعیت ِمتن” و “خیالپردازی های خلاقانه کارگردان” میشوند
نقش هایی مثل آماندا و لورا بیشتر محبوس در واقعیتِ موجود در داستان هستند و به ندرت وارد این فضای کمدی میشوند به خصوص آماندا که به واسطه کاراکترش فضای ذهنی بسته ای دارد و در واقعیت ساختگی و مطلق خود اسیر است به ندرت جهان دوم اجرا را لمس میکند (برای مثال هیچگاه متوجه زنده بودن پدر در قاب عکس و باقیِ عناصر ضد روایت نمیشود) و لورا نیز که جهان انتزاعی و پناهگاهِ خیالی اش به مجسمه های کوچک شیشه ای اش خلاصه میشود تا انتها در فضای تراژیک متن باقی میماند (برای مثال او نیز متوجه تغییر بازیگر نقش جیم نمیشود)
اما شخصیت های دیگر مانند تام ، که کاراکتری خیالپرداز و گاها غرق در توهم است بیشتر میان واقعیت و وهم ایجاد شده در رفت و امد است گویی که میتوان بر اساس نسخه کلاسیک متن او را خالق تمام این خیال ها دانست
و در نهایت نقش پدر که در واقع به یک تابلو عکس جان داده و به همین دلیل شخصیتی کاملا خیالی ست تبدیل به مهم ترین ابزار این گسست میان حقیقت و وهم ، و سپس خلق کمدی میشود (برای مثال زمانی که برق خانه میرود نور تابلو او همچنان روشن است گویی که او در جهانی متفاوت قرار دارد)

این نوشته بخشی از نگاه و برداشت شخصی من بود و مطلقا نمیتواند یک نقد یا یک تحلیلِ تخصصی باشد .. در نهایت به تمام گروه بابت این اجرا خسته نباشید میگم و براتون ارزوی پیشرفت و موفقیت دارم
امیر مسعود، حسین چیانی و زهراسلیمی این را خواندند
زهره خزایی و علی حضرتی این را دوست دارند
سلام و شبتون بخیر
مرسی امیرحسین جان بابت دقتی که به جزئیات اجرا داشتی، هیچ چیز برام لذت بخش‌تر از این نیست که یک مخاطب انقدر با نگاه دقیق متوجه نکاتی می‌شه که ما در تلاشیم اون رو در جزئیات اجرا نشون بدیم.
مرسی از حضورت و مرسی از تحلیل دقیق و کاملا درستت.
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ضمن خسته نباشید به تک تک اعضای گروه ، اجرای واقعا دلنشین و جذابی بود .. با سادگی و بدون اضافه گویی ، دقت در جزئیات ، ریتم مناسب ، شوخی های به موقع ، استفاده از ایده های خلاقانه و البته بازیگری و کارگردانیِ درست، که کاملا در خدمت محتوای اجرا بود کمدی شیرینی خلق کردین که لحظه به لحظه ش برای مخاطب دلچسب بود
خیلی ممنون از محبت‌تون. خوشحالیم که اجرا به دلتون نشسته 🙏
ممنون ازت کلی عزیزم❤️
سپاس از نگاهتون😍
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر

تماس‌ها

amirhosein_zourmand