در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | محمد ستاری
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 08:35:24
 

قلم‌فرسا

 ۲۰ مرداد ۱۳۸۳
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نوشتن درباره کارهای افشین زمانی-که من علاوه بر این اجرا پیش‌تر کار الف غین میم... را نیز به تماشا نشسته بودم از او و گروه تازه نفس و تشنه فنا شدن‌ش- آسان نیست چرا که او مدام روی مرزهای باریکی قدم برمی‌دار و باتوجه به پذیرفتن نقش مولف/اجراگر حضور پذیرفتنی‌ش دچار مخاطره می‌شود. حال کمی از گنگی مسائل مطرح شده می‌کاهم و روشن‌تر ادامه بحث را پیش می‌گیرم. این‌که من می‌گویم مرز باریک مقصودم درهم‌ تنیده‌گی‌های مدامی‌ست که در روایت‌پردازی اتفاق می‌افتد باتوجه به آگاهی مخاطب بیرون از جهان اجرا و به‌شکل عام‌تر آن "سالن اجرا". چه در اجرای پیشین گروه یعنی "الف میم غین" و چه در این اجرا روایت پیش از ورود ما به سالن نمایش آغاز شده است باتوجه به آن‌چه با خود به همراه داریم یعنی آگاهی‌‌مان از رمان و تاریخ. اساسا وقتی پای مخاطب در میان است در کسوت یک ناظر بیرونی و انسانی که فرآیند نگریستن را می‌پیماید برای عبور از دژ مستحکم قضاوت‌های برساخته از جهان واقعِ او؛ باید جهان غیرواقعی ساخت که هم‌زمان واقعیت و انتزاع را در بر بگیرد. افشین زمانی موفق می‌شود این مهم را به درستی به‌جا آورد اما شکست‌هایی در روایت‌پردازی ایجاد می‌کند که تلاشی‌ست تکنیکال برای رسیدن به فرم و جاهایی به کلیت اجرا آسیب می‌زند. بیش‌ترین آسیب هم آن‌جایی رخ می‌دهد که برای دست‌یابی به چنین گسست‌هایی درهم شکستن زمان را با مونولوگ‌هایی نسبتا طولانی که گاهی نیز از میانه تبدیل به دیالوگ می‌شوند شکل می‌دهد. می‌دانیم اجرای مونولوگ‌های طولانی دربردانده احساسات گوناگون و ناهم‌گون بسیار دشوار است به ویژه زمانی‌که خود این فرآیند در خدمت گسستی باشد برای رسیدن به انسجام در فرم. در اجرای شازده احتجاب بیش‌ترین آسیب در همین‌جا اتفاق می‌افتد و از اجراگران. به‌ویژه بازیگر نقش "عمه" و هم‌چنین دو برادر احمق (عموزاده‌های پدر خسرو). مسئله‌ای که اما وجود دارد و بسیار حائز اهمیت است نقش خود افشین زمانی‌ست در پدید آمدن این آسیب‌ یعنی نگارش متن. بازیگر اگر بد اجرا می‌کند تنها برای این نیست که توان کمی دارد- که از دید من برای نقش عمه این توان در بازیگر وجود ندارد- بلکه متن درست کار نمی‌کند. یعنی کنش مورد نیاز برای رسیدن به آن‌چه مولف در پی آن است که احضار گذشته می‌باشد و تزریق آن در بافت اجرایی و "تداوم گذشته در حال" را به نمایش درآوردن؛ وجود ندارد. مونولوگ‌ها به قدری روایی نگاشته شده‌اند که حتی گزینش تکنیک اجرایی نیز زیر سوال می‌رود. از همان آغاز با صحنه‌ای که همه در آن حضور دارند-هم‌شکل اجرای پیشین- به این مسئله آگاهی پیدا می‌کنیم که در طراحی ... دیدن ادامه ›› و اجرا و گریم از سنت‌های ژاپنی وام گرفته شده است و همین نقطه نخست خرده‌گیری می‌شود. نسبت آن سنت با ما چیست و چه کارکردی در اجرا دارد؟ تقریبا هیچ...
ژست‌ها و سکون‌های فیزیکال بازیگران و حتی طراحی لباس‌شان هیچ توجهی را که در خدمت خود اجرا باشد برنمی‌انگیزد. متن حرف اول را می‌زند و هر کششی که ایجاد می‌شود به دست روایت و اجرای کمابیش مورد پذیرش و دل‌‌چسب شازده احتجاب (زمانی) در کودکی و بزرگ‌سالی‌ست. حال دوباره برای پایان بخشیدن به نوشته بازمی‌گردم به مسائل پیش‌تر مطرح شده. این‌که مخاطب در جریان پیرامتن و عصاره ماجرا قرار دارد کار را دشوار می‌کند و به‌ویژه وقتی سخن از "اقتباس" در میان است در آشفته‌بازار تئاتر ایران که هرکسی از راه می‌رسد به خود حق استفاده از این عنوان را می‌دهد آن هم درباره شاهکارهای ادبی باید بسیار در فرآیند کار خلاقه هنری به زحمت افتاد. افشین زمانی تمام تلاش خود را می‌کند در قامت مولف/اجراگر از این مسیر به سلامت عبور کند اما جاهایی برای یکی کردن مسائل زمان حال و پیوند آن با تاریخ و گذشته به دام شعار و گسسته‌گی می‌افتد. در اجرای شازده احتجاب آشکارا نشانه‌هایی را می‌بینیم که با کمی تامل می‌توانیم به ما به ازاهای حقیقی‌ آن‌ها آگاهی پیدا بکنیم. قتل متعدد زنان و نسبت تاریخی‌ش با جامعه امروز و اتفاقات ۱۴۰۱، دست راست فیروزخان که ظاهرا افلیج است و حالت خاصی دارد با دست راست...، دیالوگ‌هایی که به وضوح اشاره می‌کند به مسائل امروز اما ظاهرا در زمان قاجار و صد سال پیش ادا می‌شود. دقت می‌کنید... دقیقا مسئله من همین "به ظاهر" است.
زمانی که اجرا به این دام گرفتار شود زیر یوغ شعار و مضمون‌زده‌گی نفس کم می‌آورد و خفه می‌شود.
درنهایت باید بگویم اجراگران بسیار مسلط بودند با در نظر گرفتن تمام کاستی‌ها و اجرای سرحالی تحویل‌مان دادند.
به امید این‌که اندیشه و نقد و دیالوگ جزوی از فرهنگ‌ باشد
دست‌کم فرهنگ قشری که "ادعا" می‌کند هنر برای‌ش فراتر از شغل و منبع درآمد است.
ممنون از حضورتون و نقدی که نوشتید🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

شعر و ادبیات
تئاتر

تماس‌ها

hajifarmer204086@gmail.com
atabai1831