«نکند من نفر بیست و دوم باشم!؟»
نمایش «بیست و یک» به نویسندگی و کارگردانی محسن اردشیر، را به شخصه سه بار به تماشا نشستم و عین هر سه دفعه را غرق شدم در جریال سیال نمایش و پس از اجرا فهمیدم که چقدر حض بردم از دیدنش.
نمایش «بیست و یک» نمایشی عمیق و چندلایه است که مخاطب را به درون جهانی میبرد آمیخته از روانشناسی، جامعهشناسی، فلسفه و تصویر. این نمایش با نگاهی جسورانه به مفاهیم زخم، سکوت و حقیقت، مرز میان خیال و واقعیت را به چالش میکشد. این گونه روایت با استفاده از عناصر ذهنی، هذیان، خاطره و وهم، مخاطب را درگیر فضایی تعلیقی و پر رمز و
... دیدن ادامه ››
راز میکند.
کارگردانی نمایش بسیار دقیق، خلاقانه و حسابشده است. اردشیر موفق شده با تلفیق فرم و محتوا، فضایی کنترلشده و در عین حال سیال بیافریند که همهچیز در خدمت معنای اثر قرار گیرد. بازیگران مرد و زن با کیفیتی متفاوت ظاهر میشوند. بازی بازیگر نقش جان بانیفاس (آقای محمدمحسن شفیعی) درخشان، چندلایه و تاثیرگذار است و به خوبی ذهنیت یک انسان درگیر بحران را به تصویر میکشد. سایر بازیگران نیز در حد توان خود و به اندازه کاراکترشان تلاش کردهاند، مانند طیکل هاندرسون (آقای هادی رضایی) که بسیار جذاب و به اندازه روی صحنه دیده شد؛ در بخش بازی همانطور که گفته شد نباید تلاش و زحمتی که بازیگر برای به ظهور رساندن کاراکتر نادیده گرفت پس به شخصه در مقابل اگنس مدیسون (خانم فروزان حسینی)، اِما مدیسون (خانم مرضیه آقاسی)، آلیس بانیفاس (خانم مهشید صارمی) و سایر دوستان بازیگر از اما کوچولو تا تئو عزیز می ایستم و سر تعظیم فرو میآورم. ضمن این قدردانی و سپاس که به حق و به جاست، باید اعتراف کرد که کیفیت بازیها در برخی لحظات، نابرابر است.
طراحی صحنه با حداقل عناصر فیزیکی، اما بیشترین معنا عمل میکند. استفاده از خطوط، اشکال و موقعیت بازیگران روی صحنه، حس محدودشدن، نظارت و دربند بودن را منتقل میکند. طراحی نور نیز در خدمت جهان ذهنی و زمانی شخصیتهاست. موسیقی اما بنا بر نظر شخصیام (متأسفانه هیچ تخصصی در زمینه موسیقی نمایش ندارم) در برخی لحظات یک انتخاب درست نبود؛ البته باید درباره اظهارنظرات در این بخش، به رای و نظر متخصصین این امر گوش فرا داد پس من هم زیاده گویی نمیکنم.
طراحی لباس و اما باز با تأکید، طراحی لباس از نقاط قوت نمایش است. ضمن سپاس از زحمات و قدردانی از هنر زیبای طراح لباس (خانم میترا قاسمی)، درباره طراحی لباس باید گفت که رنگها، بافتها و فرم لباسها معناهای نمادین دارند و به ترسیم موقعیت روانی شخصیتها کمک میکنند که اوج این هنر را در طراحی و ایده پردازی لباس جان بانیفاس و آلیس بانیفاس میتوان دید. همچنین، استفاده از اشیای بصری مثل هواپیماهای کاغذی یا اشیاء نمادین دیگر، روایت نمایش را از سطح صرفاً گفتاری به ساحت تصویری و مفهومی ارتقا میدهد. در مجموع، «بیست و یک» نمایشی است که هم از نظر ساختاری و هم اجرایی، تجربهای بینظیر و چندحسی به مخاطب ارائه میدهد؛ نمایشی که نمیخواهد فقط دیده شود، بلکه میخواهد حس شود، بازاندیشی شود و در ذهن بماند.
نکته قابلتوجه دیگر، میزان توجه به عناصر اجرایی پیش از شروع نمایش است. طراحی فضایی مانند توزیع هواپیماهای کاغذی به تماشاگران در لابی سالن و استفاده از آنها در لحظات کلیدی اجرا، نشاندهنده درک بالای کارگردان از ظرفیتهای اجرایی و خلق تجربهای تعاملی و همذاتپندارانه برای مخاطب است. این نشانهها نه تنها کارکرد زیباییشناسانه دارند، بلکه به عنوان بخشی از زبان استعاری نمایش، تجربهای چندحسی و فراتر از تماشای صرف خلق میکنند.
در نهایت، «بیست و یک» نمایشی است که بیش از آنکه به دنبال پاسخ باشد، پرسشگر است. نمایشی که در آن مخاطب نه ناظر بیرونی، بلکه جزئی از روایت است؛ درگیر در حافظه، شک، سکوت و کشف حقیقت. این اثر نه تنها واجد انسجام اجرایی و قوت درامپردازی است، بلکه تجربهای انسانی، عاطفی و تفکربرانگیز را برای تماشاگر رقم میزند. تئاتری که پس از پایان اجرا، همچنان در ذهن باقی میماند، به حافظه تبدیل میشود و مخاطب را با خود به خانه میبرد. چنانچه من تماشاگر در اولین اجرا درگیر این سوال شدم که: «نکند من نفر بیست و دوم باشم!؟» و همین شاید دلیلی باشد برای سه بار به تماشای هنر گروه اجرایی «بیست و یک» نشستن...
دوست میداشتم بسیار مفصل تر نظراتم را ارائه دهم (البته به طریق دیگر به کارگردان عزیز عرض کرده ام) چرا که بر این باورم اجرایی که رسالتش تأویل فلسفه و اندیشهای است که به طور احسن بر دل و جان مخاطب کارگر شده است، ابراز نظر درباره آن بیشتر، گستردهتر، متفاوتتر از یک سپاس،گزاری صرف است.
همراه با ارادت قلبی به تمام گروه اجرایی ▏ بهزاد فرمانی