تیوال فیلم خسته نباشید
S2 : 12:33:21
: محسن قرایی - افشین هاشمی
: رضا میرکریمی

: غوغا بیات، جلال فاطمی، حسام محمودی، فرزاد باقری، نگار حسن زاده، یدالله شادمانی، مهدی ارمز، مرتضی مطلق، بونا الخاص، علی نفیسی، دانیال محمود آبادی، مصطفی پورشیری، روژان گلستانی، نیایش جعفری و با حضورِ رویا افشار

: محمد رضایی راد، براساسِ طرحی از رضا میرکریمی

: ایرج رامین فر

: اشکان اشکانی

: سعید بجنوردی

: محمود دهقانی

: سپیده عبدالوهاب

: رضا مرتضوی

: امین قوامی 

: نفیسه ذاکری

: امیر عزیزی، سعید بجنوردی

: محمدرضا ملک محمدی

: حسین بشگرد

:  حوزه هنری
محصول سازمان توسعه سینمایی سوره حوزه هنری
خلاصه داستان: زوجی جهانگرد که درگیرِ اختلافاتی با یکدیگرند، در میانه ی سفر خود در ایران با موسسه ی جهانگردی ِ طرفِ قراردادشان به مشکل برمی خورند. مستخدمِ اخراجیِ هتلی که زوج جهانگرد در آن سکونت دارند به کمک پسرعمویش برای آن ها نقشه ای می کشند...

آدرس سایت اینترنتی فیلم  http://www.khastenabashid.com

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی فیلم خسته نباشید! / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «خسته نباشید» در جشنواره سیدنی روی پرده می‌رود


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
واقعا خسته نباشید..
آخرین نمای فیلم و آخرین دیالوگ های فیلم خیلی زیبا و قابل درک، فضایی رو ساخته بودن برای این که آدم های توی فیلم و آدم های توی سالن سینما، خستگی شون رو زمین بذارن. هر از چند گاهی آدم باید یه فیلمی تو سینما ببینه که شخصیت منفی نداشته باشه و همه آدماش خوب باشن. یه فیلم جاده ای خوب که تهش کسی به پوچی نرسه، کسی تصمیم عجیبی نگیره، بفهمیم که داشته هامون چقدر ارزشمندن.
آدما خاطره ها رو فراموش نمیکنن، فقط عادت می کنن. میشه یعنی؟
به عنوان اولین تجربه کارگردانی این دو عزیز خوب بود
و به نظرم وجود چنین فیلم هایی مثل "یه حبه قند" برای اجتماع ما لازمه. . .
رضا میرکریمی غنیمتی‌ست.
درست مثل الماسی میان کوهی از زغال‌سنگ!
۰۹ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از خیلی وقت فیلمی دیدم که حالم را خوب کرد! بعد از مدت ها فیلمی دیدم که بعدش باران بارید.بعد از مدت ها فیلمی دیدم که همه ی آدم هایش را دوست داشتم.بعد از مدت ها فیلمی دیدم که بدون درنگ به هر دوست و آشنا با هر سلیقه توصیه می کنم ببیندش!
خدارو شکر
۰۹ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد «سحر عصرآزاد» از فیلم «خسته نباشید» در روزنامه شرق:

http://www.sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=318&pageno=8

فیلم بدون آنکه سعی کند این همراهی را تبدیل به سفری نمادین برای تغییر و تحول گل‌درشت آدم‌ها کند، با پرداختی جزیی‌نگر بر مسیر اتفاقات کوچک و معمولی حرکت می‌کند که می‌تواند در مسیر هر سفری اتفاق بیفتد. از خلال همین اتفاق‌های ساده و متعارف است که به تدریج آدم‌ها و مسایلشان بروز می‌کنند و در عین حال تغییراتی بطئی و جزئی در آنها شکل می‌گیرد.
Sep-Liverpool این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حس خوب داشت
یه بار عمده ی این حس خوب مدیون فیلم برداری فوق العاده اش بود ، واقعا فیلم برداری عالی داشت
طنز نهفته داشت که آدم الکی با دیالوگ های معمولیش می خندید
تصاویر زیبا تصاویر زیبا ... واقعا هرچی ازش می گم باز به صحنه های تماشاییش می رسم

موضوع اذیت کننده ی فیلم برای من این بود که نقش اون خارجی ها رو واقعا خارجی ها بازی نکرده بودن ، که این موضوع در مورد بازیگر مرد قابل تحمل بود ، ولی بازی و لهجه ی بازیگر زن واقعا برام مصنوعی و خارج از تحمل بود و همش می گفتم کاش از بازیگر واقعا خارجی براش استفاده می شد.

در کل خیلی فیلم مهجوریه و از خیلی خزعبلاتی که رو پردست بهتره ، اگر تونستید ببینید
به خاطر این بود که زن ایرانی بود اصلا خارجی نبود .
۲۹ دی ۱۳۹۲
خواهش می کنم ساناز جان

مصطفی جان آره ، اتفاقا به نظر منم غیر منطقی می اومد
۳۰ دی ۱۳۹۲
بازیگر مرد بله اگه خارجی بود خوب‌تر بود (البته از بازی ایشون هم خوشم اومد) ولی در مورد بازیگر زن به نظرم انتخاب درستی بود.
۰۱ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با اقتباس از آقای جودان بیکر در فیلم لبه تاریکی واقعا مرهمی بود این فیلم به سال 0(کاری به معنی مورد اشاره این عبارت ندارم) سال 0 ای که فیلم خوب واقعابسیار کم دیدنی است. یعنی اگر صفر نیست حدش به صفر میل می نماید. مصداق واقعی کلامی که بر دل نشست و به نظر از دل بر می خواسته است. ای خدا واقعا خوب این فیلم حرف می زد. هنگامی که اهریمن بر دل ها سایه می اندازد رفاقت قنات و کویر نسیم بهاری را به دل ها باز می گرداند و ما در می یابیم که چه از دست داده ایم یا چه از دست می دهیم و مراقب چه باید باشیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی قشنگ بود طبیعت زیبای کویر بازی قشنگ بازیگران گفت و گو های خوب پیشنهادش می کنم برای آدمای اهل فیلم :)
این فیلم نشون داد با یه فیلمنامه خوب و بازی های روان میشه یه فیلم دلچسب ساخت
حتما لازم نیست که غیر متعارف یا روشنفکرانه باشه
من به طراح لباس و صحنه تبریک میگم به علت استفاده مناسب از رنگ تو دل کویر که خیلی خوب به چشم میومد
مدت ها بود فیلم یا نمایشی ندیده بودم که بار طنزش رو دلقک بازی و شوخی های جنسی استوار نباشه
تصاویری که از کویر نمایش داده شده بود هم خیلی زیبا بود و منی که عاشق کویرم رو راضی کرد
و اما نقد
تیتراژ اولیه خیلی ضعیف بود و من فکر کردم تبلیغ بازرگانیه یه شرکت بیمه یا بانکه
بجاش میشد از تصاویر کویر استفاده کرد با یه موسیقی بلوز یا راک
فارسی فهمیدن و دلیل فارسی فهمیدن شخصیت زن فیلم خیلی بی پایه بود،کاش کمتر فارسی میفهمید
ولی لهجه انگلیسی شخصیت مرد فیلم خیلی خوووب بود و yesterday رو چقدر خوب خوند!!
فوق العاده ساده و زیبا...
خسته نباشید...:))!
۲۲ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پر از عشق: عشق به وطن، عشق به فرزند، عشق به مادر، عشق به همراه، عشق به زندگی. پر از خنده و البته کمی گریه
یک کلام: پر از حس های خوب
حتما ببینید
چه توصیفِ خوبی :)
۲۲ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود ... بسیار بسیار این فیلم را دوست داشتم ... حال خوشی به من داد امشب ... فیلمبرداری خوب و فضای داستان بسیار دلنشین است . سپاس و خسته نباشید
باید یک روزی بالاخره تمام خاطرات یتیم مانده را به خانه رساند و بازگشت ....
بسیار بسیار فیلم زیبا و دلنشینی بود و دوستداشتنی . خیلی لذت بردم .
از ته قلبم و با تمام وجود به شما آقای افشین هاشمی عزیز و آقای محسن قرایی گرامی و کل همکارانتان خسته نباشید می گویم . و برایتان آرزوی موفقیت دارم .
۲۴ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«خسته نباشید» را نمی‌توان دوست نداشت. این از آن دست فیلمها است که داستان روان و لهجه شیرین بازیگرانش و میزانسهای هوشمندانه و قاب بندی های خلاقانه‌اش آنقدر توجهتان را جلب می‌کند که هر نقص و ضعفی رنگ می‌بازد و مجموعه‌ی آن تبدیل به یک اثر دوست داشتنی می‌شود. اما دلم می‌خواهد به چند نکته‌ای که ضعف هستند، اما از دوست داشتنی بودن فیلم نمی‌کاهند اشاره کنم:

1) انتخاب ماشین برای این فیلم را چندان نمی‌پسندم! می‌دانم که شاید هیچ وسیله‌ی نقلیه‌ی دیگری نمی‌توانست تا این حد برای فیلمبرداری و خلق موقعیتها مناسب باشد. اما چه بخواهیم و چه نخواهیم، اولین سکانسی که دوربین ماشین را در بیابان نشان می‌دهد، فیلم Little Miss Sunshine در ذهن بیننده نقش می‌بندد. متاسفانه حتی پوستر فیلم هم به خلق این حس کمک می‌کند.

2) چرا جلال فاطمی؟ یعنی پیدا کردن یک خارجی برای ایفای ... دیدن ادامه » نقش یک خارجی آنقدر سخت است که باید از یک ایرانی بخواهیم برایمان با لهجه‌ی ایرانی، انگلیسی صحبت کند؟

3) این یک فیلم ساده و روان، با داستانی خطی و پیامهای مستقیم است. در نتیجه تعلیق انتهایی فیلم برای من جذابیت لازم را ندارد. یعنی ترجیح می‌دهم فیلمنامه نویس و کارگردان کمی خلاقیت مضاعف از خودشان به خرج دهند و ماشین 4 کاراکتر داستان را به شکلی از توی چاله خارج کنند. یعنی منظورم این است که هیچ لزومی ندارد برای چنین فیلمی یک پایان تا این حد باز طراحی کرد. یعنی برای یک همچین فیلمی چندین پرونده باز کردن و بستن تمامی آنها را بر عهده‌ی تماشاچی گذاشتن چندان جذاب نیست. نه اینکه تعلیق در انتهای فیلم بد باشد، فقط بهتر از به فرمت اثر هم کمی بیاید. همین.

باز هم تاکید دارم که این فیلم ارزش دیدن را حتما و حتما دارد و اینها تنها نکاتی‌ست که اگر نبود، آنوقت همه چیز فوق‌العاده می‌شد.

جناب بردیای عزیز
پایان باز اثر کاملا برای من قابل توجیه و ملموس بود.
اگر منظورتون از ایرانی ای که با لهجه فارسی انگلیسی رو صحبت می کنه خانم بیات هست که باهاتون موافقم ولی اگر منظورتون آقای فاطمی هست اجازه بدید به شدت باهاتون مخالفت کنم. لهجه ایشون کاملا ... دیدن ادامه » استاندارد و درست بود. :)
۲۰ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"طرحی از رضا میرکریمی" که در تیتراژ ابتدایی فیلم آمده بود ناخودآگاه باعث شد مقایسه‌ای داشته باشم بین این فیلم و فیلم "یه حبه‌ قند" میرکریمی. باوجود خوش‌ساخت بودن اون فیلم، به‌دلیل باورپذیر نبودن و سفیدنمایی بیش از حدی که داشت چندان اون فیلم رو دوست نداشتم. به‌نظر می‌رسه این فیلم به‌نوعی همون فضای ذهنی رو اما کمی باورپذیرتر به زعم من، دنبال می‌کنه. هر دو فیلم در صدد نشان‌‌دادن فضایی مثبت از ایران هستند؛ در فیلم اول بیشتر درون یک خانواده‌ی سنتی ایرانی با "جاذبه‌های" اون روبرو بودیم و در این فیلم بیشتر "جاذبه‌های" طبیعی -قنات، کویر و کلوت- را می‌دیدیم در کنار اشاره‌هایی به فرهنگ ایرانی، سادگی و صمیمیت و مهمان‌نوازی‌های‌شان. یکی از نکات بارز تفاوت این دو فیلم نگاهی بود که به خارجیان وجود داشت. در فیلم اول میرکریمی علاقه‌مند بود ارتباط ... دیدن ادامه » ایران-غرب را برقرار نکنه (عدم ازدواج دختر فیلم با خواستگار مقیم امریکا) ولی در این فیلم در نهایت "ماریا"، "حسین" را که ابتدا عضوی از القاعده می‌دید ظرف یکی-دو روز تصورش به‌نحوی تغییر کرد که دوست داشت به نوعی حسین را پسر خودش ببینه!
در مجموع فیلم "مثبتی" بود با بازی‌های خوب و دل‌نشین و قاب‌های بسیار زیبا از طبیعت جذاب کرمان؛ البته نکات منفی کمی هم نداشت مثل اغراق در نشان دادن "فضای مثبت ایرانی"، تغییر باورناپذیر ماریا و برخی از ‌بی‌منطقی‌های داستان...
بیتا نجاتی این را خواند
سپهر امیدوار، farhad riazi، الهه الف، الهه و غزاله کهن دل این را دوست دارند
تغییر ناگهانی ماریا خیلی بی دلیل به نظر می اومد
۲۸ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب این فیلم رو دیدم. اولش شک داشتم. ولی با تعریفی که بچه های تیوال کرده بودن اعتمادم جلب شد. بیست دقیقه اول فیلم که گذشت مطمئن شدم که انتخابم درست بوده. بازی فوق العاده قوی هنرپیشگان در کنار لطافت سوژه فیلم ، باعث شد که در طول فیلم اصلا حس خستگی نکنم. حس صمیمیتی که در فیلم بود فوق العاده بود. فقط حیف که به قول یکی از دوستان تبلیغی برای فیلم نشده بود.
رزومه بازیگران مرد این فیلم را که دیدم خیلی شگفت زده شدم. چقدر رزومه نمایشی قوی داشتند. بازی ها را دوست داشتم. جریان روان و ساده فیلمنامه و فیلم را دوست داشتم. البته در برخی جاها کمی ایراد داشت. مثل اینکه خیلی ناباورانه بود برای فردی که هیچگاه دیگر فارسی صحبت نکرده بود فارسی را در این حد هم به یاد داشت باشد اما خیلی ایراد چشمگیری نبود. لانگ شات ها فوق العاده بودند. صمیمیت حاکم بین کاراکترهای فیلم خیلی حس خوبی را انتقال میداد. به قول یکی دیگر از تماشاگرانی که فیلم را دیده بود و داشت از سالن خارج میشد دیگر باید به امید فیلمهایی بود که بازیگران معروفی ندارند. انگار کارشان بهتر از آب در می آید.
مسائل مطرح شده در فیلم خسته نباشید
• پیام صلح و دوستی
• تفاوت نگاه دو نفر در مواجهه با از دست دادن عزیزانشان
• اختلافات زندگی زناشویی و حل آنها
• ارائه تصویری مداحانه از زندگی ایرانیان و بازنمایی مهمان‌نوازی ایرانیان.
• رسیدن به هدف، رسیدن به مکان خاصی نیست بلکه رسیدن به معرفت درونی است.
• تقابل ساختگی سنت و مدرنیته که سمت سنت را می‌گیرد. «حسین» با سبیلی که دارد نماد سنت است و یکی از جلوه‌های بارز ایرانی‌ها. «مرتضی» که علاوه بر سبیل از ریش‌هایی به سبک انگلیسی برخوردار است، نماد ترکیب سنت و مدرنیته است. «ماریا» نمادی است از تصورات غرب نسبت به ایران و در جایی که بحث القاعده پیش می‌آید، اوج این تصوراتش را نشان می‌دهد.
• یکی از جملات کلیدی مرد مقنی که درباره امنیت رفتن به دل قنات می‌گوید: «جایی که آدمیزاد نیست، خطری هم نیست» مفهوم مهمی ... دیدن ادامه » دارد.
• آیا پلیس نماد حکومت است؟ چرا در این فیلم همه با او بد بودند؟ تاکید پلیس بر حوزه استحفاظی یعنی چه؟ آیا پیام فیلم این است که حکومت نسبت توریست‌ها نگاه امنیتی و ضد جاسوسی دارد؟
• اشکالات فیلم‌نامه‌ای زیادی وجود دارد از جمله اینکه تمام شخصیت‌ها به غیر از ماریا در پایان فیلم رها می‌شوند و کلوت و کویر هویت ویژه‌ای در اینجا ندارند و مسئله‌ای را حل نمی‌کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم روان، دلنشین و خوبی بود :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط و فقط می تونم بگم خسته نباشید.. همین کافیه برای شون دادن رضایت از دیدن ِ یک فیلم.. بزودی بیشتر در مورد ش می نویسم..
رضا قاسم پور و سوگل دادبه این را خواندند
شکوه حدادی، سما، سحر بهروزیان و سپهر امیدوار این را دوست دارند
من که هنوز این فیلم و ندیدم که بخوام نظر بدم ولی حتما جالب بوده
۱۱ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر زیبایی و صحنه پردازی خوب بود . گرفتن لانگ شات های زیبا در کویر و کلوتها که پتانسیل خوبی برای اینکار دارند از نقاط جذاب فیلم به شمار می رود. احساس طبیعت دوستی و ماجرا جویی مرد نقش اصلی فیلم جدا از بازی نچندان باور پذیرش تماشگر را میتوانست تحریک کند. دو جوان کرمانی که هر کدام از دریچه ذهن خودشون دنیا رو نگاه می کردند یکی با تعصب به وطن و ملیت و دیگری شیفته سرزمین های غربی و در نهایت در سکانس آخر که سکانس ضعیفی هم بود جوان شیفته غرب با گروه همراه میشود و دل به زیبایی های سرزمین مادریش میدوزد .همچنین زن نقش اصلی فیلم هم با چرخش ناگهانی در طی چند ساعت جلوی تفکرات چند دهه خود می ایستد و در سکانس آخر به این جریان اضافه می شود.به نظرم بازی غوغا بیات غیر از صحنه های عصبانی شدن بر سر دوجوان که قرار است کمیک به نظر بیاید مصنوعی است مخصوصا در سکانس های ... دیدن ادامه » مربوط به هتل.ابتدای فیلم فلش بکی به گذشته است، تصویر کودکی زن که مربوط به 50 سال پیش است ضعیف تصویر شده . کودکانی که در دهه 40 در کرمان زنگی می کردند نمی توانند اینگونه لباس بپوشند و این موردی است که در ابتدای فیلم تو ذوق می زند. ولی باید به بازی خیلی خوب پیرمرد مقنی و خاله حسین اشاره کرد که جزء قسمت های تاثیرگذار فیلم است. در کل با سوژه زیبا و آرامی روبرو هستیم که در انتهای فیلم من به شخصه گفتم ای کاش کارگردانی و فیلمنامه هم از خود آقای میرکریمی بود به خصوص در صحنه هایی که یک حبه قند را تداعی می کرد و یا در دیالوگی که در توصیف آسمان ، ستارها را خیلی نزدیک میدانست و تداعیگر خیلی دور خیلی نزدیک بود . در هر حال این فیلم به نسبت فیلم های رو پرده قطعا ارزش دیدن را دارد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی آرام و نجیب درباره کلوت های کرمان و البته نماهایی دیدنی از قنات های بزرگی که کیلومترها به هم مرتبطند و انسان را به فضایی دیگر می برند.

دیدنش را توصیه می کنم اگر چه ممکن است هر بیننده ای آن را نپسندد...
بعید می دانم میثم جان کسی این فیلم را ببیند و نپسندد. شما درست گفتید فیلمی آرام ونجیب و به اعتقاد من دوست داشتنی .
بعد از دیدن فیلم تنهای تنهای تنها این دومین فیلمی بود که بشدت دوستش داشتم . و از دیدنش بسیار لذت بردم و دلم نمی خواست تمام شود .
فیلمنامه ... دیدن ادامه » ای زیبا ، کارگردانی عالی ، بازی هایی فوق العاده روان و دلنشین و فیلمبرداری بینظیر . یک فیلم به یاد ماندنی .
ممنون از آقای رضایی راد عزیز .
و با سپاس از آقایان افشین هاشمی و محسن قرایی و رضا میرکریمی .
و درود به همه ی عزیزانی که در ساخت این فیلم همکاری داشتند و لحظات فراموش نشدنی برایمان رقم زدند .
"واقعا" خسته نباشید "
۱۳ دی ۱۳۹۲
وقتی دوستانم گفتند که بلیط چه فیلمی رو رزرو کردن، فقط وقت شد یه سرچ کوچولو تو گوگل بکنم و عکس هاش ببینم، صادقانه میگم فکر نمی کردم فیلم خوبی باشه ولی برای اینکه دل دوستانم نشکنه، چیزی بهشون نگفتم.
ولی بعد از دیدنش، به هر کسی که می دونستم طرفدار فیلم هایی ... دیدن ادامه » خوبی هست که ارزش دیدن و وقت گذاشتن داره، توصیه کردم که حتما فیلم ببینه. واقعا حیفه که فیلم های خوبی مثل خسته نباشید این قدر تو سکوت خبری اکران میشن و بعضی از این فیلم های مزخرف، از تیزرهای تلویزیونی گرفته تا بیلبوردهای بزرگ تو اتوبان ها و ...

خسته نباشید میگم به همه عوامل فیلم :)
۲۰ دی ۱۳۹۲
ارغوان عزیز
بله درست ترین کار همین تبلیغ دهان به دهانه...
۲۱ دی ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید