تا حالا نظر خاصی در مورد اجراهایی که دیده ام نداده ام اما این بار با این دوستان ارتباط خوبی برقرار کرده ام و تصمیم گرفتم کلامی چند از ذهنم را بر کار این دوستان ارائه دهم.بچه هایی که از بدو ورود انرژی بخشند و تا لحظه آخر نیز انرژی میبخشند.
نمایشی که دیدم من جمله تئاتر هایی بود که پس از تماشای آن باید به فکر فرو رفت و اتفاقات میهمانی مایکل دی آنتونیو را در ذهن کنکاش کرد.
لحظه هایی هست که لبخندی ملیح روی لبان مخاطب نقش میبندد اما در عین حال ممکن است غمزده شود. نویسنده سعی در احیای تفکراتی در ذهن مخاطب دارد که فراموش شده اند. بازی بازیگران به طور کلی امتیازی مثبت میگیرد و بعضا به خوبی به نمایشنامه ارزش میبخشند و حتی گاها حس میشود که فراتر از قلم نویسنده به زیبایی نمایش میافزایند. لحظاتی احساس میشود که اتفاقات میهمانی از کنترل خارج شده و ممکن است مخاطب احساس خستگی کند که فورا با اتفاقی جدید که ترکیبی از ورود بازیگر جدید یا اتفاقاتی از این دست است، ریتم نمایش باز میگردد و دوباره مخاطب ارتباط خود با نمایش را برقرار میکند. در کل امتیازی مثبت و خوب میشود به این کار داد.