درود
در آغاز خسته نباشید میگم به تیم خوب انگلهای تابان.
«انگلهای تابان» برای من اجرایی بود که در بخشهای خیلی اندکی توانست جهان اثر را به خوبی منتقل کند، در حالی که میتوانست پرداخت دقیقتری داشته باشد.
بازیگر نقش جیل مشخص بود شخصیت را به درستی تحلیل کرده و تلاش زیادی برای رسیدن به جزئیات آن داشته است. اکتها و میمیکهای خوبی داشتند و انرژی قابل قبولی در بازیشان دیده میشد، خصوصا هنگام مونولوگ انتقال حسی خوبی داشتن و من به دنیای او بسیار نزدیک شدم. تنها نکتهای که برای من کمی فاصله ایجاد میکرد، باورپذیر نبودن وضعیت بارداری جیل بود؛ به خصوص در نوع راه رفتن و فیزیک بدن که حس یک زن باردار را چندان دریافت نمیکردم و فکر میکنم میشد روی این بخش بیشتر
... دیدن ادامه ››
کار کرد.
در مورد بازی نقش مقابل اولی، با توجه به اینکه یکی از شخصیتهای کلیدی و همچنین تصمیم او در نمایش نقطهی عطف کار است، پرداخت بازیگر به آن میتوانست عمیقتر باشد. او به تدریج مرزهای اخلاقی را زیر پا میگذارد و فشار طبقاتی او را به انسان دیگری تبدیل میکند، اما در بازی او چنین تغییری را احساس نکردم. در موقعیتهای مختلف، تغییرات حسی شخصیت برای من به اندازهای که باید شکل نمیگرفت و همین باعث میشد به تدریج از دنیای اولی فاصله بگیرم تا جایی که در پایان نتوانستم خودم را به طور کامل در موقعیت او قرار بدم و با تصمیمی که در آن موقعیت باید میگرفت همراه شوم.
اما بازی نقش دکتر دی برای من بسیار دلنشین بود. صحنههای این شخصیت از نقاط قوت اجرا بود، به ویژه وقتی در ظاهر یک شبتاب وارد صحنه شد برای من یکی از صحنههای به یادماندنی نمایش بود. بابت بازی خوبشان خسته نباشید میگم.
نورپردازی کار هم از نقاط قوت اجرا بود و به خوبی در خدمت فضای نمایش قرار گرفت.
و اما ریتم نمایش برای من بسیار آزاردهنده بود. در بخشهایی آرزو میکردم نمایش زودتر به سرانجام برسد و به نتیجهگیری نزدیک شود. به نظرم میشد اجرا حداقل یک ربع کوتاهتر باشد یا در بخشهایی، موقعیتهای غیر دیالوگی بیشتری خلق شود و یا حتی تکمیل شدن خانه را به تدریج با یک طراحی صحنه جزئی ببینیم تا بیشتر وارد فضای کار شویم.
در مجموع، به گروه «انگلهای تابان» خسته نباشید میگم و خوشحالم که در این شرایط سخت، همچنان برای به صحنه بردن آثاری عمیق و قابل تأمل تلاش میکنند.
بدرخشید.