نمایش «دیکتهطور» اثری خانوادگی و اجتماعی است که با تکیه بر روابط پیچیده میان اعضای یک خانواده، تلاش میکند مناسبات قدرت، سلطه و فروپاشی ساختارهای سنتی را به تصویر بکشد. حضور شخصیتهایی چون پدر، زمان، جهان، پری، نگار و نهال بستری را فراهم میکند تا مخاطب با تنشهای درونی یک خانواده و تأثیر آن بر هویت افراد مواجه شود.
یکی از نقاط قوت نمایش، موسیقی آن است. موسیقی در ابتدای اجرا بهخوبی در خدمت فضای نمایش قرار میگیرد و موفق میشود مخاطب را با جهان اثر همراه کند. با این حال، در ادامه اجرا حجم و تداوم موسیقی تا حدی افزایش مییابد که گاه از نقش تکمیلکننده فاصله گرفته و به عاملی مزاحم برای دریافت بهتر صحنهها تبدیل میشود. این مسئله بهویژه در لحظاتی که دیالوگها اهمیت بیشتری دارند، محسوستر است.
شخصیت پدر بهعنوان فردی سلطهگر و کنترلکننده، از مهمترین عناصر دراماتیک نمایش به شمار میرود. حضور او موتور محرک بسیاری از تنشهای داستان است و روند فروپاشی اقتدارش در طول اجرا از جذابترین بخشهای نمایش محسوب میشود. نکته قابل توجه آن است که پس از کنار رفتن این اقتدار، چرخه بازتولید آن در قالبی دیگر به نمایش درمیآید؛ موضوعی که میتواند بهعنوان یکی از مهمترین لایههای مفهومی اثر مورد توجه قرار گیرد.
در بخش طراحی صحنه، استفاده
... دیدن ادامه ››
از آجرها و ساختار بصری موجود اگرچه متناسب با فضای نمایش است، اما ظرفیت بیشتری برای خلق موقعیتهای نمایشی داشت. انتظار میرفت این عناصر در طول اجرا کارکردهای متنوعتر و خلاقانهتری پیدا کنند و نقشی فعالتر در روایت اثر داشته باشند.
از منظر بازیگری، اجرای جواد موسوی و ایمان سلگی قابل تحسین است. هر دو بازیگر توانستهاند احساسات و موقعیتهای شخصیتهای خود را به شکلی باورپذیر به مخاطب منتقل کنند و در لحظات حساس نمایش تأثیرگذاری قابل توجهی داشته باشند. با این حال، در برخی بخشها ریتم دیالوگها و نحوه ادای آنها نیازمند دقت بیشتری بود؛ زیرا بعضی از جملات بهطور کامل و واضح به گوش مخاطب نمیرسید و همین موضوع از تأثیرگذاری برخی صحنهها میکاست.
متن نمایشنامه اگرچه از انسجام روایی مناسبی برخوردار است و بهویژه در نیمه دوم با جریان سیالتر و جذابتری پیش میرود، اما همچنان جای پرداخت بیشتری دارد. برخی نمادها و تمثیلها، بهخصوص تصویر مادر و فرغون، میتوانستند با شفافیت بیشتری ارائه شوند تا ارتباط مخاطب با لایههای معنایی اثر عمیقتر شود. همچنین تأکید بیشتر بر نسبتهای خانوادگی میان شخصیتها میتوانست از برخی ابهامها و گنگیهای موجود در روند روایت بکاهد.
یکی از موفقترین بخشهای اجرا، صحنههای همخوانی است. هماهنگی، دقت و کیفیت اجرای این بخشها نشان از تمرین و طراحی دقیق گروه دارد و بهدرستی به یکی از نقاط درخشان نمایش تبدیل شده است. همچنین عنوان «دیکتهطور» انتخابی هوشمندانه و متناسب با مضمون اثر به نظر میرسد و ارتباط معناداری با فضای کلی نمایش برقرار میکند.
در مجموع، «دیکتهطور» نمایشی است که با وجود برخی کاستیها در متن، طراحی صحنه و تنظیم ریتم دیالوگها، به واسطه بازیهای قابل توجه، ساختار روایی مناسب و پرداخت موضوع سلطه و بازتولید قدرت، تجربهای قابل تأمل برای مخاطب رقم میزند. این اثر بهویژه در نیمه دوم اجرا موفق میشود انسجام بیشتری پیدا کند و مخاطب را با خود همراه سازد. در پایان باید به تمامی عوامل نمایش برای خلق این اثر خستهنباشید گفت و تلاش آنها را در شکلگیری این تجربه نمایشی ارزشمند دانست.