امشب نمایش میرزا رضا رو تو سالن انتظامیِ خانه هنرمندان ایران دیدم،اجرایی که سعی نمیکنه فقط یک اتفاق تاریخی رو تعریف کنه، بلکه نگاه ما رو به اون اتفاق به چالش میکشه.
ماجرای ترور ناصرالدینشاه قاجار توسط میرزا رضا کرمانی رو تقریباً همه شنیدیم. اما این نمایش، داستان رو از زاویههای مختلف نشون میده. نه شاه رو کاملاً مقصر معرفی میکنه، نه میرزا رضا رو کاملاً قهرمان. همین باعث میشه تماشاگر خودش فکر کنه و تصمیم بگیره.
یکی از بخشهای جالب اجرا، دیالوگ پسر شاه درباره کشتهشدن پدرشه؛ جایی که به باغی اشاره میکنه که بعدها «فیشرآباد» نام گرفته و به کامرانمیرزا نسبت داده میشه. وقتی این حرفها رو تو ساختمونی میشنوی که امروز محل رفتوآمد هنرمندهاست، حس عجیبی داره؛ انگار تاریخ هنوز تو همون فضا نفس میکشه.
کارگردانیِ اثر نقطه قوت مهمشه. شخصیتها سیاه و سفید نیستن،آدمهایی هستن با تصمیمهای پیچیده. همین موضوع باعث شده نمایش شعاری نشه و واقعیتر به نظر برسه.
ریتم کار هم خوب حفظ شده. لحظههای جدی و تلخ با جاهایی که کمی طنز داره ترکیب شده و اجازه نمیده اجرا خستهکننده بشه. دیالوگها طبیعیان و حس میکنی برای صحنه نوشته شدن، نه فقط برای
... دیدن ادامه ››
روایت تاریخ.
میرزا رضا از اون کارهائیه که بعد از تمومشدنش، ذهنت رو درگیر میکنه.
و به نظرم این یعنی تئاتر هنوز میتونه ما رو وادار به فکر کردن کنه.
خستهنباشید به کارگردان و گروه اجرا 👏