در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | رسانه نقد هنری
S4 > com/org | (HTTPS) 78.157.41.90 : 22:28:18
 

جایی برای دیدن و دیده‌شدنِ تئاتر؛ فراتر از روایت.
نقد، تحلیل و گفتمان در تئاتر معاصر ایران.

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نقدی از صالح آبسواران بر اوراتوریای اتهام ساخته محمود رضا رحیمی
پس از آشویتس، شعر گفتن بربریت است.

— تئودور آدورنو

زیبانگری (زیبایی‌شناسی) پس از فاجعه امری وحشیانه و بدوی‌ست. اما آیا ماهیت زیبانگری لازمه‌ی حیات و وجود انسانی نیست؟ در این صورت، همه‌ی ما گناهکاریم. آدورنو شعر گفتن پس از فاجعه را نه ناممکن، بلکه نشانه‌ی بربریت دانست. کدام قربانی، پس از زنده ماندن از ورطه‌ای هولناک، چنانچه هنوز بارقه‌هایی از امید و زندگی درونش باشد، نمی‌خواهد یک شکم سیر غذا بخورد، کسی را ببوسد و زندگی کند؟ آیا همواره تلاش برای بقا گناه‌آلود است؟

"اوراتوریای اتهام" به زیستن در فاجعه‌ای می‌پردازد که در آن، گناه نکردن ناممکن می‌نماید. همه گناهکارند؛ تنها سلسله مراتب متفاوت ... دیدن ادامه ›› است.

فرم آوانگارد و تجربی نمایش، در ابتدا با بهره‌گیری از نورهای تند و تیز که بر مخاطب می‌افتند، نمود پیدا می‌کند. مخاطب در این لحظه، به واسطه آزاری که از نور سفید چراغ قوه ناشی می‌شود، مشارکتی منفعل دارد. مخاطب نشانه می‌رود، زیرا قرار است در ادامه، انگشت اتهام به سویش گرفته شود. گویی گناه مشاهده فاجعه، کم از مشارکت در آن ندارد.

ابعاد زیبایی شناختی اثر، که عمدتا از طریق بدن و ریتم انتقال می‌یابد، موجب پیدایش احساس شرم می‌شود. من از رقص پرفورمر لذت می‌برم؛ پرفورمری که خود از قربانیان است. و همین، احساس شرم و گناه تولید می‌کند.

زیبایی‌شناسی اثر، به علت بهره‌گیری از ریتم تند در تمام اجرا، از شاعرانگی تهی می‌شود و در فهم لایه‌های معنایی اثر اختلال ایجاد می‌کند. نیاز به سکوت و سکون، به واسطه پیوستگی حرکت، دیالوگ‌های پی در پی، صحنه کوچک و فاقد عمق میدان و تعداد زیاد بازیگران، به تمنایی حسی و ادراکی برای درک روایت توسط مخاطب تبدیل می‌شود؛ اما این امکان تا انتها از او دریغ می‌شود. شاید این امر برای آزار عمدی مخاطب و ایجاد فضا و اتمسفر نمایش ضروری بوده باشد.

اشیا و اکسسوار صحنه مبتنی بر استفاده بازیگران‌اند و شامل دکور نمی‌شوند. استفاده از پرده و تصاویر تکرار شونده تا حدودی به محدودیت فضای نامناسب صحنه اجرا کمک کرده است، اما همچنان پرسپکتیو دچار نقصان است.

بازیگران، به عنوان قربانیان آشویتس، بیش از حد آراسته و سالم به نظر می‌رسند، اما از پس ریتم تند نمایش برآمده‌اند و از هماهنگی نسبتا خوبی برخوردارند. گریم‌ها و لباس‌های بازیگران یکدست نیستند و برخی شخصیت‌ها کمتر پرداخت شده‌اند.

در نهایت، کارگردان در به وجود آوردن اتمسفر مد نظر خود، با توجه به فرم و روایت اثر، موفق بوده است. از اجرای موسیقی بسیار لذت بردم. تا حدودی از تنش بر اثر ریتم سریعِ نمایش کاست. روایت دادگاه، و عذر انجام وظیفه از سوی ماموران و نگهبانان، یادآور دادگاه آیشمن و نظریه 'ابتذال شر' هانا آرنت است. در صورتی که مخاطب اطلاعاتی نسبی از این وقایع داشته باشد، از نظر من، با وجود ریتم تند نمایش، انتقال مفهومی روایت دشوار نمی‌نماید.

خوشبخت (شایسته)، سربازی که از فرمان جنایت سرپیچی کند.

                             __ آناتول فرانس

در انتها، گرمای سالن مرا به این فکر انداخت که وجود اردوگاهی مانند آشویتس، در گرمای خاورمیانه غیر قابل تحمل‌تر است یا سرمای لهستان؟

لینک کامل نقد
https://naghdehonari.ir/2026/08/31/%d9%86%d9%82%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d8%b5%d8%a7%d9%84%d8%ad-%d8%a2%d8%a8%d8%b3%d9%88%d8%a7/
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر

تماس‌ها

naghdehonari.i
info@naghdehonari.ir