کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال نمایش اگر نرفته بودی
S3 : 01:38:36 | com/org
  ۰۸ آبان تا ۲۵ آذر ۱۳۹۰
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۸,۰۰۰ تومان

یادداشت کارگردان :
دو دلداده پس از نه سال دوری و اسارت با تن و روحی اکنده از رنج و اندوه و جلوه هایی ماندگار از ایثار و شجاعت دوباره باهم دیدار می کنند.
به زودی گلایه های موازی روشن می کند . آن دو به رغم آزمون هولناکی که از سرگذارنیده اند ، هیچ گاه از نام و یاد غافل نبوده اند و اینک به یمن فاصله  ای که از گذشته گرفته اند به خوبی در می یابند چگونه خردی روشن به جای احساس و اندیشه انتقادی به جای هیجان در جان آنان نشسته است.
در نمایش اگر نرفته بودی کوشش براین است تا ستیز با دشمن نه در ابعاد معمول و جمعی بلکه در خطوطی ریز و تجربه ای فردی دیده شود.بنابراین تصاویر ذهنی دو شخصیت اصلی ، مخاطب را وا می دارد با انسان هایی با ابعاد واقعی روحی روانی و به دور از توصیف های رومانتیک و شبه ایده آلیستی رو به رو شود . ونیز تضادهای عمده آنان بین عشق و وظیفه ، امید و نومیدی ، حال و گذشته ، خود و دیگری ، و زیستن و مردن را با راستی و روشنی تمام بنگرد.
بی گمان دلمشغولی های آنان پس از سالها دوری ، اسارت و مرارت ، همان پرسش های همیشگی انسان درباره مسوولیت جمعی و تعهد عاشقانه است :
مرزهای تعهد تا کجاست ؟
آیا دل ها همیشه حریف رنج ها می شوند ؟
در دوره بحران و سختی از عشق انسان به انسان دیگر چه بر جای می ماند ؟ ترس از دست دادن دیگری ؟ خودخواهی ؟ یا اعتیاد به یک شیدایی دیرین ؟
و آیا بازآفرینی دردناک رابطه ای زیبا در گذشته ، گونه ای تلاش دردناک و ناموفق نیست که هیچکس نمی تواند بی ضرر و زیان از چنبره آن بگریزد؟
جواب قطعی را که هیچ کس نمی داند . اما تردید نمی توان کرد که د رجهانی سرشار از خشونت و ناامنی ، دوری و غفلت و جدایی بزرگترین عامل مرگ امیدواری های عاشقانه است . و نیز این هشدار که در عمق هر رابطه مهر آمیز یک نیکبختی شیرین وجود دارد که جهانی غدار ، مهاجم و بی رحم پیوسته در کمین نابودی آن نشسته است .
 دراینجا جهان غدار و مهاجم زوج دلداده « اگر نرفته بودی » یورش بی امان دشمن و خشونت عریان جنگ با همه ابعاد واقعی و ویژگی های ویرانگر و غیر قابل انکار آن است .
در پایان بیننده به فراست در خواهد یافت که چگونه در جهان مهرورزی ، تعهد راستین و مسوولیت عاشقانه همواره بی مرز و جاودانه است .


دو دلداده بعد از ۹ سال اسارت با یکدیگر مواجه می شوند..

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر (عج)، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
مو کوک نیستوم...
حسام خالقی این را خواند
کهبد تاراج این را دوست دارد
با این کار نتونستم ارتباط خوبی برقرا کنم
هرچند که در کل دوستش داشتم
۲۶ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
در مورد نمایش باید بگم میکائیل شهرستانی برای من قابل احترام بود و بازی خوبی ارائه داد و بقیه موارد از نمایشنامه تا کارگردانی و اجرای دیگر بازیگران همه و همه من رو با یک اثر متوسط روبرو کردند.
من دیشب این کار را دیدم. راستش خیلی کار خوبی نبود. تو ذهنم از قطب الدین صادقی توقع بیشتری داشتم. به نظرم کل این تئاتر تنها به بازی میکاییل شهرستانی بسته بود. لهجه مخلوط تهرانی، جنوبی گلچهره سجادیه هم به شدت بد و روی اعصاب بود. در کل دیدنشو توصیه نمی کنم
با نظر شما موافقم از آقای صادقی و حتی آقای شهرستانی بیش از این توقع وجود دارد...
ولی موضوعی که بعد از دیدن این نمایش ذهن من را به خود مشغول کرد ، تفاوت دید نویسندگان و کارگردانان تئاتر نسب به زن بود ، هم در سینما و هم در تئاتر به مسائل زنان بسیار پرداخته شده ولی آنچه به طور کلی در سینما می بینم مشکلات و دردهای زنانه همیشه با بیچارگی و درماندگی عجین شده و در نهایت منجر به برانگیختن حس ترحم بیننده ولی در تئاتر این بیچارگی جای خود را به احترامی همراه با اقتدار داده و حداقل این که تا به حال ، من ، به عنوان یک زن حسی از حیطه ترحم در خودم پیدانکردم ....( این نظر و یا شاید حس شخصی بنده است ...)
۲۳ آذر ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
کارتون عالی بود...ممنون آقای شهرستانی که بعد از اینهمه سال برگشتین...بازیها عالی بود...بازی آقای شهرستانی و خانم سجادیه عالی بود...متن هم که حرف نداشت...
بازی ها عالی بود .من از بازی خانم سجادیه خیلی لذت بردم.هنوز تو شوک نمایشم.لمس کردم چیزی که از جنگ و حوادث بدیهی ش تلخ تر بود،برخورد صد برابر ظالمانه تر خانواده های این زنها با آنها بود...
موسیقی خیلی خوب و تاثیر گذار بود.
فقط دو مونولوگ طولانی ممکن بود هم تماشاچی را خسته کند و هم ارتباط زمانی خاطرات سرمه وجاسب را سخت کند..اگر تکه تکه عنوان می شد یعنی به جای نیم ساعت مونولوگ به 3 تا 10 دقیقه تقسیم میشد بهتر بود.
یاد آینه های روبرو بهرام بیضایی افتادم..
در مجموع توصیه می کنم حتما ببینید.
سلام
ممنئن از نقد خوبت
به نظر من منولوگهای سرمه (با توجه به تاثیرگذاری زیاد و حسی که درونش نهفته بود) خوب و به اندازه بود ولی در مورد مونولوگهای جاسب باهات موافقم ، هم زیاد بود هم یه سریش اضافی
ولی با تقسیم کردن مونولوگها موافق نیستم چون اونوقت اون رخوتی که الان توکار بود گرفته میشد و فضای کار عوض میشد
در ضمن تا اونجایی که یادم هست استاد بیضایی فیلمی به نام آینه های روبرو ندارند و کارگردان این فیلم نگار آذربایجانی هست.

یاعلی
۱۹ آبان ۱۳۹۰
کدام فیلمنامه ؟ ایینه های روبرو؟
۲۱ آبان ۱۳۹۰
فیلنامه آیینه های روبرو بیضایی برای سال 59 هستش در حالیکه این فیلمی که آقای نوریان گفتن برای سال 89 هستش.فقط هم تشابه اسمی دارن وگرنه ربط دیگه ای به هم ندارن.
۲۲ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
امروز بعدازظهر وقتی نمایش "افسانه ببر" رو دیدم خیلی شاد شدم، روحیم عوض شد.
اما شب با دیدن نمایش "اگه نرفته بودی" حالم کامل دگرگون شد.
دقایقی از نمایش سپری نشده بود در حین گوش دادن به منولوگهای جناب شهرستانی اشک از چشمام سرازیر شد و تقریبا تا انتهای نمایش نتونستم جلوشو بگیرم.

داستان بسیار تلخ بود. داستان که نه، مصیبت بود.
مصیبتی بزرگکه در همین چند سال پیش سر ملت ما آمد.
اما شاید به دلیل شرم یا هرچیز دیگه ایی خودمان هم روی بیانش را نداریم. واز زوایای دیگه بهش نگاه میکنیم.
دوست عزیزی که در کنار من نشسته بود از من پرسید این داستان واقعیه؟
من در جواب گفتم در طول جنگ از این بدتر هم رخ داده.
(حالا شدند ملت دوست و برادر)
به ... دیدن ادامه ›› خودم گفتم این دوست من حق داره این سوال براش پیش بیاد. چرا که تا اسم نحس جنگ یا فیلم جنگی شنیده میشه ذهنها میره سمت:
حاجی نخود بریز،
شب عملیات معنویت و اخلاص تو بچه ها موج میزد،
سنگرهای ما بوی بهشت میداد،
شربت شهادت،
من اومدم تا شهید شم تا نشم برنمیگردم
و از این ...شعرها.
جنگ فقط نکبته! فقط نکبته! فقط نکبته! فقط نکبته!
و کمتر کسی به نکبتی جنگ می پردازه.
مرحبا به استاد صادقی ها
مرحبا به محمد یعقوبی ها و...

---------------------------------

متن بسیار زیبا نوشته شده بود به طوری که با گوش دادن به منولوگهای جناب میکاییل و خانم سجادیه به راحتی میتونستی خودتو تو صحنه تصور کنه.
توصیف جزئیات، جابجایی صحنه ها، اولویت بندی در توصیف و... بسیار به نمایش کمک میکرد.

بازی جناب میکاییل شهرستانی بسیار قوی و بی نقص بود
بازی خانم گلچهره سجادیه خیلی خوب بود به استثنای بعضی موارد که لهجه جنوبی...

خسته نباشید به تمام عوامل کار
------------------------------

اما من علی رغم زیباییهای نمایش دوبار نمیتونم این کار رو ببینم زیرا داستان بسیار تلخ بود و آزاردهنده.
امیر جان

حیف شد برای امشب رزرو کرده بودم ولی متاسفانه کاری برام پیش اومد نتونستم بیام
اول برای دیدن تو داداش گلم بعدشم برای دین این نمایش خوب...
۱۸ آبان ۱۳۹۰
من که قبل اجرا بهت گفتم داداش کار خوبی میبینی،میکاییل شهرستانی ترکوند
۱۸ آبان ۱۳۹۰
بله کهبد عزیز

میکاییل ترکوند اما منو داستان نمایش ترکوند.

(-:

ممنون که این کارو بهم پیشنهاد کردی.
۱۸ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
من این کارو دوست داشتم. بازیها خوب بود مخصوصا اقای شهرستانی.
به نام خدا
سلام

یکشنبه 15/8/90 این کار رو دیدم

به نظرم
نور = خوب
دکور = متوسط
موسیقی = خوب
کارگردانی = متوسط
متن = خوب
ریتم = متوسط (کمی کند)
بازیها
گلچهره سجادیه (سرمه) = خوب
میکائیل شهرستانی (جاسب) و شمسی ... دیدن ادامه ›› صادقی (سرپرست) = متوسط رو به بالا
مصطفی عبدالهی (بلی بن محمد) = متوسط
مانلی حسین پور (هیله) = متوسط رو به پایین

اگه یه مقدار از مونولوگهای جاسب کم میشد خیلی به ریتم کار کمک میکرد
من واقعا یه جاهایی از مونولوگهای جاسب خوابم برد ، دوستم گفت میخواستم بیدارت کنم ولی دیدم چیز مهمی رو از دست نمیدی! فکر کنم راست میگفت
ولی مونولوگهای سرمه به نظرم خوب بود و حس و بیانش هم قوی تر بود

در کل به نظرم این کار یه تئاتر کاملا متوسط بود که به موضوع خوبی اشاره کرده بود!
به یک بار دیدنش می ارزه.

یاعلی
بدون شک می تونم بگم بعد از کار مه آلود مثل شب مثل روز این کار بدترین نمایشی بود که در این 3 ماه اخیر دیدم. طراحی صحنه نسبتا خوب بود و همچنین بازی میکائیل شهرستانی و شمسی صادقی تا حدودی قابل تحمل، البته به جز بازی چند دقیقه ای مانلی حسین پور که لطمه ی زیادی به کار زده بود. مونولوگ های بسیار طولانی و خسته کننده با صدای کم ( با وجود اینکه در ردیف دوم نشسته بودیم صدا ها بسیار نا واضح بود) و همچنین لهجه ی شیرین جنوبی باعث می شد که تماشاچی بعد از چند دقیقه تمرکز روی کار به خواب عمیقی فرو برود. طرح زنان هویزه در پشت صحنه جالب انگیز بود ولی هنگامی که تماشاچی با کار ارتباط برقرار می کرد باعث گسست این رابطه می شد. موسیقی کار با حال و هوای کار سازگار بود. در کل این کار توهینی بود به تماشاچیان خسته ای که بعد از یک روز پر مشغله و ترافیک، ساعت 8 شب با هزار امید " به خاطر وجود عزیز دکتر قطب الدین صادقی" برای دیدن یک کار خوب آمدند.
"پیشنهاد من به شما این است که اگر به دنبال راهی برای خوابیدن بدون استفاده از قرص خواب می گردید به تماشای این اثر هنری فاخر بنشینید." :)
درود مصطفی جان . داداش تو که همش گفتی خوب بود ، پ چرا این کار بدترین شد ؟ البته من این کارو ندیدم .
منظورم اینه که یه خورده از بدیاش بگو
۱۴ آبان ۱۳۹۰
مصطفی جان ممنون
۱۴ آبان ۱۳۹۰
با احترام با قسمت "توهین" موافق نیستم جون من خیلی خسته بودم با این حال ارتباط خوبی با داستان پیدا کردم
۱۶ آبان ۱۳۹۰
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
من خیلی خیلی کارو دوست داشتم،
موسیقی بسیار عالی و بازی زیبای میکاییل شهرستانی
نمایش خوبی نبود
اولش خیلی خوب شروع شد داستان نمایش خوب بود ولی مونولگ های طولانی دو بازیگر اصلی نمایش تماشاچی رو خسته میکنه
آخرش خیلی بهتر میتونست تموم بشه
نود درصد کار تشکیل شده از دو مونولوگ به شدت طولانی که از بس سعی کردم بشنوم و بفهمم چی میگه خسته شدم. وول خوردن تماشاچیها روی صندلیهاشون نشون از خستگی همه میداد.
مونولوگ مرد به زحمت شنیده می شد حتی برای منی که ردیف چهارم نشسته بودم و اون گویش جنوبی و صدای موسیقی و زیر لب حرف زدن بازیگر باعث می شد نفهمم چی می گه. تم کار رو خیلی دوست داشتم، تقابل تعهد به خاک و تعهد به عشق. کار پر بود از رفرنسهای مربوط به جنگ و اسارت و مرگ. گلچهره بیان رساتری داشت حداقل من میشنیدم حرفاشو. به نظر من صحنه پایانی نقطه قوت کاره، قوی و منقلب کننده با یه موزیک شوک آور...
و البته بالاخره چشم ما به جمال یه بروشور روشن شد که توش به جز لیست کارکنان تئاتر شهر یادداشتی از کارگردان وخلاصه کار درج شده.
یه نظر طولانی نوشتم نمی دونم کجا رفت!!
من اولین اجرای این کار رو دیدم
ممنونم از کارگردان به خاطر یادداشتشون، همون طور که اشاره شده داستان در رابطه با جدا شدن دو عاشق طی حوادث هولناک جنگ تحمیلیه.
کار رو دوست داشتم علیرغم این که به خاطر نوع گویش و در بعضی مواقع تند حرف زدن بازیگران و گاهی هم‌زمانی موسیقی بعضی دیالوگ‌ها رو متوجه نشدم. به نظرم اگر کسی به دنبال سرگرم شدن به وسیله تئاتره این تئاتر رو انتخاب نکنه.
استفاده مناسب از موسیقی و نورپردازی و بازی خوب میکائیل شهرستانی جزو نکات خوب کار بود. البته فکر میکنم خانم سجادیه خیلی بهتر میتونست ایفای نقش کنه، مثلا تو زمانی که جاسم در حال تعریف اتفاقات گذشته است میتونست با ری‌اکشن‌های صورت واکنش نشون بده.
در هر حال کار رو پیشنهاد میکنم به دوستان
ضمنا جهت اطلاع این کار 5 تا بازیگر اصلی بیشتر نداره بقیه به عنوان زنان هویزه تنها نظاره‌گرند.