تیوال نمایش افرا یا روز می‌گذرد
S2 : 18:54:46
  ۲۸ تیر تا ۲۹ مرداد ۱۳۹۷
  ۲۰:۴۵
  ۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: بهرام بیضایی
: سهیل ساعی
: نسرین درخشان‌زاده، پانته‌آ مرزبانیان، فرانک کلانتر، هومن رستگار، مهدی بزرگ‌زاده، وحید نفر، جواد پورزند، مهدیس توکلی، عرفان ابراهیمی، سهیل ساعی، اسحاق میرعزیزی، عطا محبوبی، مهسا احمدپور، نیلوفر محمدی‌بیدمشگی، مهشید زبردست. بازیگر خردسال: فایدیم احمدنژاد

: سعید حسنلو
: آرش عزیزی
: باران سیبی
: ندا عزیزی
: فریبا حسینی
: امیر ترحمی
: مهدیس توکلی
: حامد حکیمی
: مهسا توکلی
: محمد نوری‌آزاد، مهشاد بهرامی‎‌نژاد
: سارا سیبی
: آوا فیاض
: مهدیس توکلی
: گلدیس نمازیان، رضا جاویدی

خلاصه داستان: افرا معلم جوان و موتمن محل است که در پی گذران زندگی خود و خانواده، به اجبار پیشنهاد درس دادن به شازده چلمن را می‌پذیرد که در پی آن ماجراهایی به وجود می‌آید.

 

شماره رزرو: ۰۹۳۰۷۴۷۴۰۸۴

 


شهر:
تهران

مکان

پایین تر از میدان حسن آباد، ضلع جنوبی پارک شهر، خیابان بهشت، تماشاخانه سنگلج
تلفن:  ۵۵۶۳۰۸۷۱، ۵۵۶۲۵۴۴۴

گزارش تصویری تیوال از نمایش افرا یا روز می‌گذرد / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نماینده مجلس و رئیس کمیته جوانان به تماشای نمایش «افرا یا روز می‌گذرد» نشست

» رونمایی از پوستر نمایش «افرا یا روز می‌گذرد»

» « افرا»‌ی بیضایی به سنگلج می‌رود

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تو من رو خلق کردی ... و من اومدم...
-------------
ای کاش ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش #افرایاروزمیگذرد نوشته سال هشتادویک #بهرام_بیضایی که سال هشتادوشش در #تالار_وحدت توسط خودش رو صحنه رفت.اون سالها من هنوز به درک تئاتر دیدن نرسیده بودم.و چه حیف که تماشای آثار بیضایی رو از دست دادم.بیضایی از معدود آدمهای با ارزش ادبیات معاصر ایرانه که هنوز زنده است.و چه خوب که در آمریکای شمالی داره سرحال کار می‌کنه و چه زشت که وطنش آنقدر آزارش داد تا جلای وطن کنه.

#سهیل_ساعی با گروه نمایش جوونش در تالار #سنگلج پس از سالها افرا رو روی صحنه بردند.نمایشی درجه یک در همه چیز.بازیها یکی از یکی بهتر.انرژی بی حدی که روی صحنه می‌بینید آدم رو به وجد میاره.#نسرین_درخشان_زاده در نقش افرا درجه یک ظاهر میشه.
طراحی صحنه و نور و لباس انقدر خوب و دلنشین است که به ارزشهای متن اضافه کنه و این تو نمایشنامه های بیضایی واقعا کار سختیه.

داستان نمایش واقعی است ... دیدن ادامه » که از زبان شخصیت های نمایش به شکل تک گویی روایت می شود. روشی که بهرام بیضایی برای پیشبرد داستان در آن شناخته شده است.این روایت ها بسیار کم به حالت گفت وگوی دو نفره تبدیل می شود و قسمت اعظم نمایش با تک گویی بازیگران که در عین حال در نقش خود هستند، بازگو می شود. از این نظر که تک گویی و روایت انجام می شود می توان نام بیگانه سازی برآن گذاشت، ولی از آنجا که بازیگران لحظه ای از شخصیتی که بازی می کنند، جدا نمی شوند، فاصله ای با نوع مشابه این نوع نمایش ها داراست.
نوشته های بیضایی اکثرن در دسترس است.خوندنشون به دلیل حجم کم زیاد وقت نمیگیره.توصیه میکنم فیلمنامه #مقصد رو بخونید که هیچوقت اجازه ساختنش رو بهش ندادند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش از این اجراخوانی این متن بی نظیر رو با صدای رویا نونهالی دیده بودم و فکر نمیکردم دیگه بتونم اجرایی از این کار ببینم که به دلم بنشینه. اما بازیگر کاراکتر بدرالملوک به حدی فوق تصورم ظاهر شد که من رو دلباخته بدرالملوک کرد. دو لایه از این زن رو شامل یک حسود بدذات و خودخواه و در عین حال یک زن ظلم دیده و تحقیر شده با معصومیت از دست رفته. صدا بسیار کار شده و هماهنگ با صورت و تمام بدن در راستای دستورات متن... و این تنها یکی از ستاره های روی صحنه بود. و به گمان من بهترینشون.
تشکرو نام بردن از طراحی صحنه و لباس و چه و چه تکرار مکررات خواهد بود. میذونم که پیش از این از این تعریف ها اشباع شدید و متن قوی استاد هم بهترین راهنماتون بوده. اما چیزی که میخام اشازه کنم لحظه فرو ریختن افر در پایان نمایش بود.که با نورپردازی زیبا و استفاده از فکر میکنم لیزر، ابتدا افرایی ... دیدن ادامه » برافراشته و بعد زرد و بعد قرمز کردید و فرو ریختید..
همه چیز عالی و بی نظیر و زمان طولانی نمایش حتی یک دقیقه ملال اور نشد.
متشکرم.
افرا: دو برابرِ مرگم رو مُردم و نصفِ زندگیم، زندگی نکردم...
سلام
دیشب اجرای دوستان رو دیدم
کار سختیه، بسیاااار زحمت کشیده بودن، دمشون گرم
بازی های عالی تک تکشون به چشم میومد...... فوق العاده...
یکم زمان کار طولانی برای اون موقع شب- اگه کار از 110 دقیقه کاهش پیدا میکرد به 60 یا 70 دقیقه یه کار فوق العاده میشد...
داستان نمایش از نظر دیالوگ ها خیلی قوی بود اما کاش یکم پر راز و رمز تر میکرید. در کل خوب ود و دیدنش واجبه.
خرید بلیت دو روز پایانی این نمایش، به نویسندگی بهرام بیضایی، کارگردانی سهیل ساعی و با بازی نسرین درخشان‌زاده، پانته‌آ مرزبانیان، فرانک کلانتر و ... آغاز شد.
محمد لهاک این را خواند
میترا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر به دل مینشینه متن های استاد بیضایی
چقدر شناخت خوبی از ما ایرانی ها داره این استاد بیضایی
قصه آدم ها و قضاوت هایشان، قصه آدم ها و خودخواهی هاشون، قصه منفعت طلبی ها و قصه انسان بودن در این روزها...
اجرا کردن متن های استاد بیضایی واقعا کار سخت و دشواری است و هرکسی از عهده آن برنمیاد و نیاز به شناخت داره اما واقعا جناب ساعی و گروه تواناش به خوبی از پس این مهم براومدند
یکی از نقاط قوت کار بنظرم این بود که با جایگیری های خوب و قراردادن پارتنرها باعث شد گفته های بازیگران از مونولوگ و سولولوگ خارج و به دیالوگ تبدیل بشه و باعث زنده شدن و جاری شدن بیشتر زندگی در نمایش بود همچنین بازیگرهای جوان ( اهالی محل) که نقش مهمی در این زنده بودن داشتند.
قاب های خوب، طراحی صحنه خوب و موسیقی و طراحی نور عالی همه نشان از ذکاوت و شناخت بود
بازی های خوب و باورپذیر و ... دیدن ادامه » روان
فقط در آخر به نظرم اگه در صحنه هایی بازیگرها کمتر از بالا بردن صداشون برای بیان احساس اون لحظه و اتفاق استفاده میکردند خیلی بهتر بود
متاسفانه در بخش طولانی از نمایش چند بازیگر خوب کار تقربیا فریاد میزند و جملات طولانی رو با صدای خیلی بلند (حتی جیغ) بیان میکردند که میشد اینگونه بیان نشود
و اینکه میشد مقداری از کلیشه دوری کرد و برای نشان دادن زنی مغرور و خودکامه و مستبد نخوایم از صدای بم و خش دار استفاده کنیم و صداسازی کنیم کاری که چند تا از بازیگرها انجام دادن
و نکته اخر اینکه ریتم کار خیلی خوب بود اما از یه جایی به بعد که ریتم خیلی سریع شد میشد بعضا با سکوت و مکث یا سکون میشد ریتم رو کمی آهسته کرد تا مخاطب فرصت فکر کردن و تجزیه و تحلیل اتفاقات رو پیدا کنه
البته این ها فقط نظر من هست و اصرار و تاکیدی بر درستیشون ندارم
در اخر ممنونم همه چی خوب و عالی و دوست داشتنی بود
کمتر از یک هفته فرصت باقی است.
حتما ارزش دیدن داره.
کار پر مغز با اجرای دلنشین.
داستان تلخ و زیبا
بسیار اجرای حرفه ای و زیبایی بود، تسلط بازیگران به دیالوگ و اجرا ستودنی بود.
طراحی صحنه و نورپردازی فوق العاده
خوشحالم که به دیدن این نمایش رفتم.
خسته نباشید به همه دست اندرکاران
تنها وقتی نام بهرام بیضایی برروی اثری باشد باید حتما خواند یا دید به محض اطلاع از نمایش افرا به دیدنش شتافتم کاش این اثر را به کارگردانی خود نویسنده دیده بودم اما الحق که سهیل ساعی هم حق مطلب را به نحو بسیار شایانی بجا آورد و اثری تراژیک رئال و ایده آل بجا گذاشت . می گویم رئال چون واقعیات ساری و جاری را بدون اغراق در دیالوگ و یا حرکت نشان میداد و تراژیک چرا که علیرغم میل باطنی هر تماشاگر که در ایده آل هایش خواهان پیروزی حق برباطل است. آنچه هرروزه می بینیم حقی بر باطلی پیروز نشد و ایده آل چرا که با دخالت کارگردان و تغییر پایان بندی و نتیجه گیری ؛ دنیای ایده آلی را که هر وجدان آگاهی خواهان آنست را به نمایش گذاشت موسیقی با همه زیبائیش در متن محو شد نورپردازی به نحو بارزی هماهنگ و زیبا بکارگرفته شده بود و مونو لگها که با سوتی شهربانی وار آغاز میشد به نحو ... دیدن ادامه » بسیار بارزی تماشاگر را با خود به عمق متن می برد و بازیهای درخشان همه بخصوص هنرمند جوان مهربانو مهدیس توکلی چنان تاثیر گذار بود که تا پاسی از شب را به مرور آنچه دیده بودم واداشت
من سال های دور این تاتر رو به کارگردانی خود بهرام بیضایی دیدم.
عالی بود ولی حقیقتا به کارگردانی شخص دیگه نمی تونم برم ببینم.
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار تئاتر زیبا، با مفهموم و عالی ای بود. همه چی خوب و جذاب بود. موضوع، دیالوگها، بازی ها، صحنه و‌نورپردازی و همه ی قسمت‌های دیگه. عالیییی بود .تبریک و خسته نباشید می گم به همه‌ی عوامل صحنه و پشت صحنه. و باز هم ممنون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افرای بهرام_بیضایی را دیدم. یک گالری از واژه ها، کلمات، گفتار و دیالوگ و مونولوگ و سولولوگ درنمایشی از یک جامعه_ایرانی. اگر پیتر_بروک مرد بزرگ جهان نمایش، تئاتر را با رد شدن یک انسان از سن نمایش تعریف می کند، می توان این نمایش را، نمایش اندر نمایش نامید. فضایی که برای به بازی کشاندن کلمات و اندیشه های بیضایی کم می اورد. این نمایش- ثروتمند از حیث محتوا و بازی های زیبا ولی فقیر از حیث تماشاچی، آن هم در یک پنجشنبه شب تابستانی در سنگلج- پر از امید و رویا_پردازی بود؛ چیزی که بهرام تئاتر ایران کمتر در کارهایش نشان می دهد.
اوج نمایش یک جمله است: "به آدرسی که وجود ندارد، نامه ای ارسال نکن." ولی پایان بند نمایش ظهور امید و تحقق رویای افرا- معلم سرخانه و پاکدست شازده قجریست. همان زنی که برای رهایی از ظلم شرایط، مردی را به نام پسر عمو به عنوان نامزد می تراشد ... دیدن ادامه » تا از شر خواستگاری مادر شازده، برای پسر عزیز کرده ی کودنش رها شود. خیال و تصوری که ناباورانه به #حقیقت می پیوندد؛ ولی نه ارزان!
او تاوان رد کردن استبداد آدم های صاحب اختیار ملک و زمین و قدرت را با آبرو و جان خود پس می دهد و ازادیش را می خرد. افرا و افراهای ایران، #استبداد را بر نمی تابند و آزادی را به جان پاس می دارند. درود بر ازادی و ازادگی.
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از یکشنبه ۲۱ تا سه‌شنبه ۲۳ مرداد، به نویسندگی بهرام بیضایی، کارگردان: سهیل ساعی و با بازی نسرین درخشان‌زاده، پانته‌آ مرزبانیان، فرانک کلانتر و ... آغاز شد.
زهرا مهاجری و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود !!
از جمله معدود نمایش هایی هست که ارزش دوباره دیدن داره
فقط اینکه من چندتا از دوستام رو این هفته دعوت کردم که بیایم‌ نمایش رو بیینیم، بی زحمت اگه امکانش هست به آقای ارزیاب بگید یکم بلندتر حرف بزنه، صدای ایشون تو بخش های شلوغ نمایش گم شده
((: ممنون
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشه با وجود نمایش هایی مثل "آرش" "مترسک" "افرا"
این ماه رو ماهِ آثار درخشان استاد بیضایی دونست :-)

چه افتخاری بود دیدن این نمایش و چه لذتی داشت.

مرسی از بازی های خیلی خوب تیم بازیگران همشون عالی بودن، نمایشنامه و نقش رو کاملاً درک کرده بودن و مرسی از کارگردان بابت ایده ی خلاقانه ای که برای مونولوگ گویی بازیگران در تصویرسازی به مخاطب ارائه داده بود.

موسیقی ها رو دوست نداشتم. نمیدونم به صورت تخصصی فلسفه وجود موسیقی در یک نمایش چیه اما چیزی که حدس میزنم اینجا موسیقی در تلاش بود تا احساس بازیگران و کارگردانی رو پررنگ تر نشون بده که بنظرم این موضوع کاملاً تاثیر بر عکس داشت.

صد در صد دیدن این نمایش برای علاقه مندان تئاتر دلنشینه.

خسته نباشید به گروه اجرایی..کارتون خوب بود.
10/8
افتخار دیدن افرا و مترسک و این ماه داشتم و چه تجربه های دلنشینی بود.
۲۲ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وای به مملکتی که معلماش نمونه ی فسادن!!!!!!!
آدمهارو آنطورکه هستند قضاوت کنیم نه آنطور که دوستداریم ....!!!!
lمن معتثدم که نمیتوان و نباید آدمها را قضاوت کرد چرا که هیچکدام از ما نمی توانیم تمام ابعاد وجودی دیگران را بشناسیم ولی اگر دوست داریم که آنگونه باشند که دوست داریم باید گفت اول دوست داشتن کاملا شخصی است و دویم آنکه آیا آنچه من دوست دارم لزومأ باید دیگران ... دیدن ادامه » هم دوست داشته باشند پس باید گفتگو کرد و نتیجه گیری
۲۴ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محسن اعتمادی پور هستم از کرج
نمایشی معناگرا وبس تاثیرگذار
دراین نمایش باز شاهد آن هستیم که مردم دهن بین درمواقع لزوم ومهم نمی توانند به درستی تصمیم گیری کنند و برداشت ها عجولانه وقضاوت های نادرست از شنیدها شانه به شانه میکنند واجازه دفاع به مظلوم نمی دهیم ... به طور کلی نمایش افرا نشاندهنده وضعیت حال وهوای همه کوچه و خیابانهای خودمان است ، شاید افرا تصور میکرد همه سرشان بکارخودشان هست اما غافل ازاین که همه مردم او را زیرنظر دارند واورا قضاوت می کنند تا آنجایی که همه میدانند جوان دوچرخه ساز (که بعدا" نمایندگی فروش زد) قصد ازدواج با افرا را دارد ولی در ادامه داستان به طوراتفاقی افرا متوجه این موضوع میشود....داستان و متن با توانایی اجرای هنرمندان دوچندان زیباتر شده بود وبه نظر حقیر تنظیم این همه آمد و شود نیز ذهن مخاطب را به درستی به معطوف گذشت ... دیدن ادامه » زمان مینمود..... باتشکر از جناب آقای ساعی و همه هنرمندان و عوامل نمایش افرا وسالن وزین سنگلچ که برای ما شبی بیاد ماندنی را درکنارخانواده ام ساختند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب افتخار اینو داشتم واسه بار دوم این نمایش زیبا رو ببینم.از کجاش بگم؟؟؟ از شروعش،از پایانش،از نوشته بی نظیرش از استاد بهرام بیضایی.،از بازی سرکار خانوم نسرین درخشان زاده در نقش افرا،سرکار خانوم پانته آ مرزبانیان در نقش خانم شازده بدرالملوک و بقبه هنرمندان این نمایش..
ممنونم از سهیل ساعی کارگردان عزیز که زحمت زیادی واسه اجرا شدن افرا کشیده..امیدوارم که بازم این فرصت نصیبم بشه که این کار و کارهای بعدیتان را ببینم...❤
مثل برق و باد یازده سال گذشت!
انگار دیروز بود که با عجله دنبال بلیط اولین اجرای افرای بهرام بیضایی بودم
همیشه سعی میکردم اجرای اول هر کاری شو ببینم چون یه ترس پنهان توی وجودم بود که نکنه مشکلی پیش بیاد، توقیف بشه، جلوی اجرا گرفته بشه یا هر اتفاق دیگه
توی روز برفی خودمو رسوندم به تالار وحدت نه برای دیدن بازیهای شگفت انگیز، کارگردانی بی نقص، یا شنیدن دیالوگهای ناب که همه اینها بود توی تمام اجراهای استاد
میرفتم که خودش رو هم ببینم
مردی که وقتی با آرامش روی سن قدم میزد و با صدای نه چندان بلند که همه برای شنیدنش سکوت سنگینی میکردند ، صحبت میکرد، انگار کل تاریخ تاتر این مملکت برای همه مون مجسم میشد
فکر کنم خیلی هامون همیشه یه ترس و اضطرابی داشتیم ته دلمون که نکنه این کار آخر باشه، نکنه دیگه از مجوز خبری نباشه، نکنه دیگه اجرایی در کار نباشه
و بالاخره ... دیدن ادامه » افتاد اون اتفاقی که اینهمه ازش میترسیدیم
حالا سالهاست که دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
چه کسی جبران این سرمایه ای که در حال هدر رفتن هست رو میکنه؟
عمر ما، شور و تشنگی ما برای لذت از اون اجراها، آنچه که میشد به دست بیاوریم و به دست نیاوردیم...
چقدر امشب دلم میخواست زمان رورانس یه دسته موی نقره ای از کنار صحنه ظاهر بشه و به دنبالش مردی که کل سالن غرق تشویق بشه و اونم مثل همیشه با آرامش شروع به صحبت کنه و ما یهو سکوت کنیم...
چقدر حسرت داره اندیشمندی وجود داشته باشه که سرزمینش از وجودش محرومه ...
بازم دم گروه های جوان گرم که اینهمه پرتلاش و متعصب وارد گود شدن و در این آشفته بازار، چراغ فرهنگ و هنر این سرزمین رو روشن نگه میدارن
چقد قشنگ نوشتی مریم جانم..با دلتنگیت منم دلتنگ شدم.. حیف واقعا..
۱۵ مرداد ۱۳۹۷
دقیقا سعیده جان
ممکنه ظاهرا از ما دور باشند ولی هیچکس نمیتونه تاثیری که بر ذهن و جان ما گذاشت رو، پاک کنه
۲۱ مرداد ۱۳۹۷
عالی....
۲۹ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید