تیوال نمایش مورچه‌ها
S3 : 10:40:27
  ۱۲ مهر تا ۰۳ آذر ۱۳۹۶
  ۱۷:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: احسان عزتی، علی مسعودی
: علی علوی
: سعید اکبرزاده

: علی مسعودی
: هانی عبدالمجید
: سالار حسینی‌فر
: حسین عالمی، احمد طباطبایی، پارسا خادمی
: هانی عبدالمجید
: حامد گایینی
: حبیب ارمکان
: مهدی شاهین، مهدی سلیمانی، حسین عالمی، احمد طباطبایی

برای اطلاعات بیشتر به برگه تیوال  "رپرتوار عصر تجربه" مراجعه نمایید.
» مشاهده جدول اجرای این جشنواره

این نمایش در سال ۲۰۱۴ تولید شد و در شهر‌های کاشان، قم و فستیوال فجرپلاس به صحنه رفت. این پروژه همچنان در حال توسعه است.
مطالعات انسان‌شناسی در این پروژه در حال توسعه در گاراژ تیاتر، پیرامون بررسی تغییرات و تاثیرات متقابل اجرا و بازیگر در هر دوره تمرینی در گروه و نیز در دوره‌های مختلف زیست اجتماعی او است. این اجرا مونتاژی از «The Score یا قطعات طراحی شده توسط بازیگر» و «متن» است که در پی پژوهش بر روی رفتارهای فردی و اجتماعی انسان به دست آمده‌ و در طول توسعه‌ خود به عنوان محصول نهایی هر دوره تمرینی به روی صحنه می‌رود.
گاراژ تیاتر یک کمپانی تیاتر است که در قم/ ایران فعالیت می‌کند. حوزه فعالیت گاراژ تیاتر تحقیق و پژوهش در حوزه تیاتر آزمایشگاهی، مطالعات انسان‌شناسی فرهنگ، بررسی رفتار و توسعه توانایی بدن و بیان بازیگر است.

 

 

مورچه‌ها یک نمایش تکنفره (solo performance) و در حال توسعه از کمپانی تیاتر گاراژ است که به روایت یک ساعت از زندگی یک انسان می پردازد. ساعتی از زندگی مورچه ای بیگانه که آرام آرام از صف دیگر مورچه ها به بیرون رانده می شود. او در این یک ساعت یاد می گیرد که چطور می تواند صحبت کند، چطور می تواند کلمه هایش را برای دیگر مورچه ها معنا ببخشد. یاد میگیرد که مورچه ها چطور کار می کنند؟ چطور به صف‌هایشان می پیوندند؟ چطور غریبه ای را شناسایی می‌کنند؟ و در آخر چگونه این غریبه را از صف‌های طویل و منظم خود به بیرون پرتاب می

شبکه‌های اجتماعی تئاتر مستقل تهران: اینستاگرام

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

ضلع شرقی چهارراه ولیعصر (تئاترشهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰ (خیابان حافظ، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زندوکیل، پلاک ۵۰)
تلفن:  ۶۶۹۷۹۷۴۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
انسمبل جدید گاراژتیاتر در سالن مستقل تهران

«دورریز»؛
نمایش وسواس خودسرانه سلیقه‌های شخصی

«دورریز» درباره تمام چیزهایی ست که روزی دیر دور ریخته شده است. داستان سبکبالی چهار نفر در دل جنگل؛ جنگلی که هیچ جنگل دنیا در شعر و افسانه همپایش نیست؛ دل‌انگیز، تاریک و ژرف.
«دورریز» نمایش وسواس خودسرانه سلیقه‌های شخصی‌ست، امور بیهوده به دردنخوری که کنار هم به درد می‌خورند و تعادل درد را برای لحظاتی دست کم به هم می‌زنند .

آدرس نمایش در تیوال: https://www.tiwall.com/p/durriz
اطلاعات بیشتر درباره نمایش دورریز: http://garagetheater.ir/p/leftover
مهدی (آرش) رزمجو و شادی اسدپور این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

http://theater.ir/fa/101945

پس از پایان اجرای نمایش مورچه‌ها در رپرتوار عصر تجربۀ تئاتر مستقل تهران، نجف‌آبادِ اصفهان میزبان کمپانی گاراژ برای اجرای همین نمایش است.

مورچه‌ها روزهای پنجشنبه نهم و جمعه دهم آذرماه، ساعت شش‌ونیم در خانۀ هنرمندان این شهر به روی صحنه می‌رود.

این نمایش پیش از این در کاشان، قم، بخش فجرپلاس جشنواره بین‌المللی تئاتر‌فجر حضور داشته است و آخرین تجربۀ اجرایی این نمایش چهار دورۀ اجرایی از مهر تا آذرماه سال جاری در سالن تئاتر مستقل تهران بود.

مورچه‌ها یک نمایش تک‌نفره و در حال توسعه از کمپانی تئاتر گاراژ است که به روایت یک ساعت از زندگی یک انسان می‌پردازد.
امیرمسعود فدائی و محمد رحمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم که به اجرای آخر رسیدم و این اجرا رو از دست ندادم. فرم اجرا نا خواسته باعث دگم شدن بخشی از متن میشه که البته هدف اجرا هم بنظر همین هست. داستان اعتیاد و سرخوردگی و مشکلاتی که در پی اش میاد و به قول ادبیات زیبای شهر قم گروه گاراژ و به تقل از اجرا زندگیه آدم رو به هم ور میکنه!
موضوع عالی، اجرا متفاوت و بازیگر به جد توانا و هنرمند بود.
و اما دلیل حضور تکتسین صدا روی صحنه به نظرم بی مورد بود و تا اواسط نمایش ذهن رو درگیر و منتظر اتفاقی نگه داشت که نیفتاد و تمرکز روی بازیگر رو کم کرد.
دوم کار با نور خوب بود و جا داشت بیشتر استفاده می شد یا اصلا نمیشد ..

و امان از تاخیر... با استرس اینکه به تاتر بعدیم خواهم رسید یا نه تمام مدت داشتم فکر میکردم چطور باید بعد از تاخیر بیست دقیقه ای به سمت مقصد بعدی حرکت کنم که نمایش در کمال تعجب بعد از حدودا چهل دقیقه ، و ... دیدن ادامه » نه یکساعت طبق تایم داده شده پایان یافت که دلیلش رو نمیدونم.

موفق و پیروز و پرکار باشید.
خیلی ممنون به خاطر توضیح دقیق اتفاقات. این اثر در طول زندگی چهارساله ش در جاهای مختلفی اجرا شده و آرزوی ماست که مهمان شما در اجرای این اثر با شرایط دلخواه گروه اجرایی باشیم.
باعث افتخار ماست که در طول زندگی چهارساله این اثر نظر مخاطبین اصلی‌ترین توسعه ... دیدن ادامه » های اثر رو ایجاد کرده. خوشحال میشیم که در مستندات اثر نظر مکتوب شما درباره اجرا رو هم داشته باشیم
۰۷ آذر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به ساعتی که برای این اثر در نظر گرفته شده بود تقاضا دارم تمدیدی در ساعات مناسب تر برای کسانی که شاغلن هم در نظر بگیرید.. بنده تعریف این کار را به تازگی شنیدم و به دلیل ساعت نامناسب نتوانستم به تماشایش بنشینم
امیرمسعود فدائی این را خواند
زهره مقدم، محمد رحمانی و farzaneh abdi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ادامه بده به رفتن، آنجا مورچه ها لشگر کشیده اند، از دیوار تن ما بالا میروند تا سکوت را مخدوش کنند، رضا با ما حرف میزند ولی ابدا نجوایی نمی شنوی... این به چه معناست، کدام صحنه کدام انسان...
این نمایش را ببینید... جنون و دیوانگی ....
الهه: اونجاش که از حرکت مادرش چی فکر می کرد بعد چی شد! اون لحظه خودش اصلا تو حال خودش نبوده.اما چیزی که ازش یاد می کرد همون چیزی بود که تو دلش، یعنی اتفاق افتاده بود ولی میخواست ظاهر خودشو خوب نگه داره، یعنی اتفاقه نیفتاده! حرفیم نتونست به مادره بزنه جز اینکه تو خودش بریزه.بعد ها تو یه حال خرابی، این برون ریزی رو داشته .شبیه تجربه خودمه...
کمپانی تئاتر گاراژ و امیرمسعود فدائی این را خواندند
محمد رحمانی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نظر یکی از دوستانم: از یه جای اجرا شروع کردم گریه کردن.هق میزدم.حس می کردم وقتی یه نفر عاجزه یعنی چی!دیشب خودم حس میکردم هیچ کاری از دستم برنمیاد.چرا نگم چرا نگم؟میگن جوونا چرا معتاد میشن ؟با 10 تومن میتونی بری ایتالیا زن و بچه تو ببینی برگردی.میتونی بری بعترین ساندویچو بخوری.حس کردم اوج عجز یه ادمه.تایم زیادی از کارو گریه می کردم. دوست نداشتم حتی پاشم دست بزنم.دوست نداشتم هیچ کاری بکنم.از دور همه رو نگاه می کردم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
¶ هویت «مورچه‌ها» به توانایی هنرمند است/ نمایشی برای توسعه بازیگری با طعم نقد اجتماعی
http://ana.ir/news/293258

نمایش «مورچه‌ها» نوشته مشترک احسان عزتی و علی مسعودی که این روزها به کارگردانی علی علوی در تئاتر مستقل تهران روی صنه است، روایتگر فردی مبتلا به شیشه‌ است که با نگاهی اجتماعی به شکل تک‌پرسوناژ اجرا می‌شود.
نمایش «مورچه‌ها» از تولیدات کمپانی تئاتر گاراژ است که با کارگردانی علی علوی در حوزه تئاتر آزمایشگاهی فعالیت می‌کند. این کمپانی تئاتر که امسال به عنوان کمپانی برتر در شانزدهمین جشن سالانه انجمن منتقدان و نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر در معرفی شد به توسعه شیوه‌های بازیگری می‌پردازد. علی مسعودی که نویسندگی و طراحی حرکت و صدای نمایش «مورچه‌ها» را برعهده دارد در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی آنا در خصوص چگونگی تولید و اجرای این اثر نمایشی توضیجاتی را ارائه کرده که می‌خوانید:

- تولید «مورچه‌ها» چگونه شکل گرفت؟

این اثر محصول کار آزمایشگاهی است که در حوزه تئاتر اجتماعی قرار می‌گیرد. این نمایش سالها پیش در مدت زمان 18 ماهه تولید شد و به مدت سه سال و نیم در مکان‌های مختلف از جمله کاروانسرای دیرگچین که حتی برق برای اجرا هم وجود نداشت، به اجرا در آمد.

- رویکرد و نگاه «مورچه‌ها» بر چه چیزی است؟

این نمایش یک ساعت آخر زندگی یک انسان را نشان می‌دهد و در طول این مدت نشان داده می‌شود که چطور مثل مورچه‌ای که از صف مورچه‌ها بیرون انداخته شده، باید صحبت کند، چطور کار کند و یا چطور به صف بپیوندد و حتی این‌که چطور مورچه‌ها یک غریبه را شناسایی می‌کنند و از صف خود بیرون می‌کنند.

- در بخش‌هایی از اجرا بازیگر نمایش، نشانه‌هایی از حس درونی‌اش را به مخاطب انتقال می‌دهد که می‌تواند نقد اجتماعی تعبیر شود. آیا این درک از سوی مخاطب درست بوده و آیا به دنبال اجرای «مورچه‌ها» می‌خواستید که چنین حسی در تماشاگرتان ایجاد کنید؟

در ... دیدن ادامه » حقیقت قصه اصلی نمایش درباره مبتلایان به شیشه است. همانطور که در جامعه هم می‌بینید فرد مبتلا به شیشه، به دلیل توهمی که با خود دارد همیشه حس می‌کند که مورچه ها بر روی بدن او در حرکت هستند.
این اثر نگاه اجتماعی دارد اگرچه جنبه هنری آن بر ما غالب است. «مورچه‌ها» سولو پرفورمنسی است که در برخی از بخش‌های اجرا کلام از آن گرفته می‌شود و در برخی از صحنه‌ها حرکت به آن اضافه می‌شود. همچنین در بخشی از اثر مخاطب برای لحظاتی نه حرکتی را می بیند و نه صدایی را می‌شنود چراکه ما خواستیم برای دقایقی هم که شده زمان مخاطب را با سکوت پر کنیم.

- در صحبت‌هایتان به این نکته اشاره کردید که به مدت سه سال و نیم در مکان های مختلف این اثر را اجرا کرده‌اید؟ در این اجرا به دنبال چه هدفی بودید؟

گروه تئاتر گاراژ 12 سال است که فعالیت خود را در استان قم آغاز کرده است. در طول این مدت آنچه که به عنوان یک سنت برایمان مطرح بوده بخش پژوهشی و زنده نگه‌داشتن اثر بود.فعالیت اصلی گاراژ تئاتر، تحقیق و پژوهش در حوزه مطالعات انسان‌شناسی فرهنگ، بررسی رفتار و توسعه توانایی بدن و بیان بازیگر است، چیزی که از آن به فنون فراروزمره یاد می‌کنیم. از سویی دیگر برای ما مهم بود که در اجرای «مورچه‌ها» با بیان موجز و موقر به کلام نهایی برسیم. در این کار حرکت بازیگر تبدیل به منبع نور حرکتی‌اش می‌شود.

- صحنه نمایش القا کننده هیچ فضایی نیست و گویا همه چیز به حالت تعلیق در آمده است. این شکل از طراحی برچه اساسی انتخاب شد؟

من معتقدم که یکی از مشکلات تئاتر ایران لزوم استفاده از دکورهای عظیم است و این در حالی که من اعتقادی به این امر ندارم، بنابراین نمایش را بدون صحنه‌پردازی‌های مرسوم تولید و اجرا می‌کنیم و آنچه تحت عنوان دکور در نمایش وجود ندارد. تلاش ما بر این بوده که نمایش سولویی (تک نفره) باشد که حتی با یک کوله بازیگر هم بتوان مفهوم را به مخاطب انتقال دارد و بازیگر بتوتند حرکت خود را حفظ کند.

- به واسطه شکل اجرایی که در نمایش دارید، ضرورت بازیگری که از نظر بدنی توانایی کافی برای اجرای حرکات را داشته باشد بسیار بیشتر از دیگر آثار نمایشی است. این آماده‌سازی چطور در پارکنیگی در استان قم بوجود آمد؟

بازیگر این اثر باید 50 دقیقه حرکت بدنی داشته باشد و به واسطه همین حرکت هم بتواند فضاسازی کند و یا صحنه‌های آشفتگی، اعدام و .... را در نمایش نشان دهد. سعید اکبرزاده به عنوان بازیگر اثر در این مسیر تلاش‌های زیادی کرده و حتی برای رسیدن به آمادگی جسمی چیزی حدود 25 کیلو وزن کم کرده است.
هویت این اثر به توانایی هنرمند است که آن را به نمایشی قابل بررسی می‌رساند. تمام حرکات و صدای بازیگر به صورت لحظه به لحظه طراحی و دراماتورژی شده است تا آن چیزی که امروز روی صحنه می‌بینیم، شکل گیرد.

- گروه تئاتر گاراژ به عنوان گروه فعال تئاتر در استان قم، سختی،های زیادی از جمله اجرا در فضاهای نامتعارف که امکانات اجرایی نداشته را متحمل شده و به دلیل صادر نشدن مجوز اجرا، حتی برای اجرای نمایش به روستاهای استان قم هم مراجعه داشته است. چرا از آغاز امر نمایشتان را به پایتخت نیاوردید؟ در ادامه چه اتفاقی افتاد که تصمیمتان تغییر کرد؟

با مشکل‌سازی برای گروه، طی مدت 6 ماه مجوز اجرا نداشتیم و به همین دلیل هم نمایش را به روستاها بردیم اما از آنجا که با این روش گروه در حال فرسودگی بود، تصمیم گرفتیم نمایشمان را در تهران اجرا کنیم. امیدوار هستم که در اجرای «مورچه‌ها» در تهران شاهد موفقیت و رضایت مخاطب باشیم چراکه این اجرا حاصل تلاش گروه است و ما برای اجرا ریالی از نهاد دولتی و سایر ارگان‌ها نگرفته‌ایم بلکه سعی کرده ایم تا همواره استقلال خود را حفظ کنیم.

- به دنبال اجرای نمایش «مورچه‌ها» در تهران اداره کل هنرهای نمایشی حمایتی از این گروه نداشته است؟

مهدی شفیعی در این مدت لطف زیادی به این گروه نمایشی داشته‌ است. ما تا سال گذشته حتی یک بازیگر زن در استان قم هم نداشتیم. ما آموخته‌ایم که در شهری چون قم که حتی هم صنفی افراد، دست روی نقطه ضعف‌های دولتی می‌گذارند تا مانع فعالیت افراد شود، نباید انتظار چندانی داشت.
ما برنامه‌های زیادی برای آینده داریم و طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده قرار است یوجین باربا در اوایل سال 1397 به تماشای اجرای ما بنشیند و این در حالی است که ما در ساده ترین اجراها هم مشکل داریم، با این حال تاکید ما برای اجرای نمایش در قم ایجاد تفکر در حوزه فرهنگ است.

نمایش «مورجه‌ها» تا 3 آذرماه هر روز ساعت 17 در تئاتر مستقل تهران به اجرا در می‌آید. تئاتر مستقل تهران در ضلع شرقی چهار راه ولیعصر (تئاتر شهر)، خیابان رازی، نبش کوچه زند وکیل پلاک ۵۰ واقع شده است.
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
¶ گفت‌وگو با علی مسعودی به مناسبت اجرای تئاتر «مورچه‌ها»
تجربه از رودخانه تا کاروانسرا

http://sharghdaily.ir/News/145510/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B2--%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7--%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%A7-

حسام نامی: گروه گاراژ سال‌هاست در بافت فرهنگی- اجتماعی ویژه‌ای دست به تجربه می‌زند. این گروه تئاتری، زیست‌بومی به نام قم را برای تلاش‌هایشان برگزیده‌اند؛ مکانی که به واسطه فضا و اتمسفر خاصش، تصویری کاملا متفاوت از کلیت ایران برایش می‌توان تصور کرد. در بافت سنتی و البته دینی قم، گروه «گاراژ» موفق شده است اَشکالی از تئاتر را تجربه کند که در پایتخت نیز آوانگارد به حساب می‌آید. علی مسعودی، کارگردان این گروه، رویه هم‌گروهی‌هایش را تلاشی در راستای انسان‌شناسی و پژوهش در باب فرهنگ‌شناسی می‌داند. حال در برنامه عصر تجربه که گاراژ فرصت یافته تا در تهران اجرائی داشته باشد، مسعودی از تجربه‌هایش و موانع پیش‌ِروی گروه‌هایی همچون گاراژ می‌گوید.

- با توجه به اینکه شما در بافت خاصی از ایران زندگی می‌کنید، در آن بافت دیدگاه جامعه نسبت به تجربه‌های شما چیست؟ شما می‌پذیرید که آدم تجربه‌گرایی هستید یا نه؟
زیست ما بیش از ١٠ سال طول کشیده و با یک نام دیگر بیش از ۱۳ سال. چیزی حدود هشت سال است که جامعه ما را پذیرفته است؛ یعنی پنج، شش سال سخت. در آن سال‌ها برای حل مشکل مکان تمرین ناچار بودیم در رودخانه بی‌آب قم تمرین کنیم؛ سال‌هایی که قدیمی‌ترها نمی‌توانستند کار ما را به‌عنوان یک گونه تئاتر قبول کنند. نام آن سال‌ها را دوران رودخانه گذاشته‌ایم؛ دوره‌هایی که با سختی زیاد و در جاهایی عجیب‌وغریب برای تمرین می‌گذشت و ما سعی در زنده‌ماندن تمرین‌هایمان داشتیم.

- آنجا چه کارهایی می‌کردید؟
تمرین بدن و بیان. ساعت‌ها بداهه‌پردازی حرکت، بررسی اینکه حرکت چیست و چگونه شکل می‌گیرد و اینکه خاطره و جامعه، چطور بدن ما را شکل داده‌اند که درنهایت تبدیل به اجراهایی می‌شد که در مسیر روزهای تمرینی شکل می‌گرفت.
- یعنی تمرین اجرا انجام می‌دادید؟
تمرین در گاراژ فرایند ممتدی است که بازیگر از طریق آن به کشف خود و خود روی صحنه می‌رسد. ما برای هر اجرا یک‌ سال تمرین می‌کنیم. پیش از شکل‌گیری هر اجرا، دوره‌ای پژوهشی را روی یک موضوع خاص شروع می‌کنیم. بیشتر این موضوع‌ها علایق هرکدام از ما در دوره زمانی تمرین‌هاست. در‌عین‌حال اکتورها هم شروع به طراحی حرکت می‌کنند. از ابتدا مسیر ما شکلی شبیه به این داشته. همین کارها را در رودخانه هم انجام می‌دادیم.
- با باربا آشنایی دارید؟
بله، ... دیدن ادامه » هم آشنا هستم و هم دوبار در اُودین بوده‌ام؛ شگفت‌انگیزند. امیدوارم به‌زودی، دوباره ایران امکان اجرائی از ایشان را داشته باشد. شخص یوجینیو و ادین یکی از منابع الهام همیشگی ما هستند. حمایت بی‌منت یوجینیو همیشه برای ما انرژی‌بخش بوده است.
- تا کی در رودخانه تمرین می‌کردید؟
در سال ۸۸ در جشنواره استانی شرکت کردیم؛ با اثر مرجوع نفر بعد. اصغر دشتی داور جشنواره بود. کار را دید و انرژی فراوانی به ما داد. از آن دوره به بعد ناگهان نظر دیگر فعالان جامعه تئاتر قم به گروه ما تغییر کرد. کم‌کم این مدل دیگر تئاتر که متفاوت بود، از سوی توده مردم هم پذیرفته شد. در ابتدای مسیر جامعه محدودی از مخاطبان قمی کارهایمان را دنبال می‌کردند که به‌مرور این جامعه بزرگ‌تر شد. هر اجرا برای ما مراسمی شگفت‌انگیز می‌شد؛ شکلی از ضیافت که اجرا بخشی از کل مراسم بود؛ سرشار از شیرینی و نوشیدنی بسیار.
- برای این کار دلیلی داشتید؟
بله، امر تئاتر بیشتر از اینکه هنر کارگردان، بازیگر و نویسنده باشد، هنر مخاطب است. تمام تفاوتی که با سینما پیدا می‌کند، در همین است. فکر می‌کنم در تمام رویکردهای جدید به حوزه نمایش هم تأکید همه بر مخاطب است. تئاتر در انتها هنر مخاطب است نه هنر مجری. ما پی آن بودیم که گونه‌ای از آرامش فکری را در جامعه خودمان ایجاد کنیم که نه به مرزهای کسی تجاوز کند و نه ایدئولوژی خاصی داشته باشد. بلکه با کمک فرهنگ و در بستری تاریخی جامعه را تلطیف کند. آفتاب قم تند است و ما باید آفتاب را لمس کنیم. ساعت چهار ظهر مرداد قم، وقتی آفتاب روی سَر می‌خورد، تصویرها شکل دیگری می‌شوند؛ با کوچک‌ترین اتفاقی رنجیده‌خاطر و عصبانی می‌شوید. هنر، بازنمایی گاهی از این لحظه‌هاست. کالت هم همیشه با آرت می‌آید. بخش فرهنگ لزوما به معنای رسوم نیست. راهکارهایی است که یک جامعه، در دوره‌های مختلف تاریخی، برای رفع تنش انتخاب می‌کند. فرهنگ تنها جایی است که این امکان را به آدم می‌دهد. هرچند بوم ما در حوزه فرهنگ همیشه تنگ‌نظر بوده است. بارها مستقل‌ترین و بی‌حاشیه‌ترین حرکات فرهنگی شروع شده‌اند اما مانعی جز تفکر دولتی برابر خود ندیده‌اند. وظیفه ما به‌عنوان فعال فرهنگی به دست‌آوردن راه‌کار حل این مشکلات است.
- گونه‌هایی که افراد با آن مشهور شدند و شهرت جهانی کسب کردند بدون حمایت دولتی ممکن نبوده. چه مانعی وجود داشته که دولت به غیر از تفکر حاکم در آن هشت‌ساله، از شما حمایت نکند؟
من فکر می‌کنم یک دلیل عمده در جامعه ما همیشه خود آرتیست‌ها هستند. در جامعه‌ای که با قوانین دوپهلو و شرط و شروط‌ها، فعالیت در امور فرهنگی و هنری را زجرآور کرده‌اند، هم‌صنفی‌های ما به جای اینکه بدنه واحدی را شکل دهند، روبه‌روی هم قرار می‌گیرند. باید قبول کنیم که متأسفانه هنرمند در جامعه ما هرگز احساس قهرمان‌بودن نمی‌کند. حالا این وسط یک عده هم بخواهند برنامه‌ای را با یک نهاد دولتی شروع کنند، معلوم است که با هزاران مشکل از سوی هم‌صنفی‌های خودشان روبه‌رو می‌شوند.
- فرصت‌هایش وجود داشت که این اتفاق بیفتد؟
هر زمانی که من با شهرداری جلسه می‌روم متأسفانه بی‌نتیجه است؛ بابت همین دست مشکلات. شهرداری پاریس می‌آید و یک سوله متروکه را در اختیار تئاتر دوسولی می‌گذارد و آن گروه می‌تواند بزرگ‌ترین حرکت تئاتر آزمایشگاهی را در کارتوچری پایه‌گذاری کند. دولت آب و برق و گاز را کمک نمی‌کند ولی با اندکی خلاقیت مکان را در اختیار یک حرکت مستقل می‌گذارد؛ مکان به‌عنوان ‌گران‌ترین سرمایه که هیچ‌وقت یک کمپانی مستقل نمی‌تواند از پس تأمین آن بربیاید. ما مکتوبات بسیاری آماده کردیم که چطور می‌شود مکان‌های فرسوده شهری را تبدیل به مکان‌های فرهنگی- هنری کرد. ولی در هر جلسه گویی همه جواب‌ها از پیش تعیین شده بودند. در «قم» همه‌چیز پیچیده‌تر می‌شود و من همه این مشکلات را از تفکر دولتی می‌بینم.
- وضعیت در شیراز یا اصفهان متفاوت نیست؟
من می‌گویم متفاوت است. اگر با حجم کاری که بچه‌های ما می‌کنند روبه‌رو شوید جا می‌خورید. یک عده بدون هیچ سرمایه‌ای، بدون اینکه کمکی از دولت بخواهند، ساعت‌ها کار می‌کنند و باز نمی‌توانند مسئولان شهری را قانع کنند. من می‌گویم در هر شهر دیگری بود این حجم از کوشش و رنج، مسئولان شهری را قانع کرده بود. دولتی‌ها وقتی نمی‌توانند هیچ دلیلی برای کارهایشان بیاورند، می‌گویند اینجا قم است. این بهانه‌ای شده تا دولتی‌ها هیچ کاری نکنند. به‌نظر من این تنها پوششی است برای پنهان‌کردن کرختی با لذات این تفکر. میل به کارنکردن است نه چیز دیگر. به‌نظر من کسی که بتواند یک راه‌حل برای زیست‌ فرهنگی در قم به دست بیاورد، می‌تواند یک راه‌حل جامع برای ایران بدهد.
من حس می‌کنم شما با کارتان می‌خواهید یک کنشگر فرهنگی- اجتماعی شوید در بستر قم. اگر بروید مثلا در تهران کار کنید دیگر کنشگر نیستید؟
ما نامش را نیروی گریز از مرکز گذاشته‌ایم. بله ما می‌گوییم وجود پایگاه مذهبی حساسیت‌های ویژه این شهر و نزدیکی به پایتخت موقعیت اقتصادی- فرهنگی ویژه‌ای ایجاد کرده. همه این عوامل در کنار طبیعت کویری، محیطی ویژه برای پیگیری آزمایش در گاراژ تئاتر شده است؛ یعنی می‌توانیم از ساعت سه بعدازظهر تا ساعت ۱۰ شب یک‌بند تمرین و تحقیق و پژوهش کنیم. خیلی بعید است این اتفاق در پایتخت بیفتد؛ در مرکز همه‌چیز سریع‌تر است. هرچند در قم هم مشکلات خاصی وجود دارد. در قم بودجه فوق‌العاده‌ای صرفا برای کارهای خاص وجود دارد و درک می‌کنم که عملا از لحاظ این نگاه، گروهی که دغدغه‌اش انسان‌شناسی فرهنگ است جا نمی‌گیرد؛ اما فکر کنید که ما در گاراژ تا سال پیش هرگز بازیگر زن نداشتیم؛ زیرا تا سال‌ها همین امر تنها راه زنده‌ماندن ما در قم بود. شبیه همین اتفاق‌ها چند سال پیش برای جابر رمضانی هم افتاد و او ترجیح داد هرگز در قم کار نکند. تا سال قبل امید من بیشتر از این حرف‌ها بود ولی نمی‌توانم انکار کنم که خیلی وقت‌ها دلسرد می‌شوم ولی همچنان امیدوارم.
- یک بخش خصوصی آمده و جور بخش دولتی را می‌کشد. من همیشه احساس خطر می‌کنم چون ابزارهای اقتصادی قوی ندارند. شما فکر می‌کنید بخش خصوصی می‌تواند جور این قضیه را بکشد؟
حرفه تجاری من برنامه‌نویسی است. من احساس می‌کنم سناریوهای معادل در حرفه‌‌های دیگر خیلی جاها به کمک حوزه فرهنگ می‌آید. یک شرکت نوپای کامپیوتری با همین مشکلات دست‌وپنجه نرم می‌کند. اگرچه چون حوزه کاری‌شان اندیشه‌محور نیست در جامعه‌ای مثل ایران مشکلات کمتری دارند. ولی بازهم در حوزه اقتصادی مشکلات مشابهی با یک کمپانی نوپای تئاتری وجود دارد. ورود مفاهیمی مانند پروژکت‌ پلنینگ یا برنامه‌ریزی‌های سالانه می‌تواند مقداری ضریب اطمینان زنده‌ماندن این‌گونه حرکت‌ها را بیشتر کند ولی با همه این تفاسیر ۱۲ سال تلاش من و دوستانم برای این بوده که گاراژ بتواند ۵۰ سال عمر کند. یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای ما این است که گاراژ بتواند پنج دهه عمر کند و در انتها تبدیل به یک موزه فرهنگی شود و چه بهتر که بتوانیم در شهرهای مختلف، نه‌فقط تهران و قم، این مسیر را ادامه دهیم.
- به نظرت جامعه‌ای مانند تهران آمادگی چنین حرکاتی را دارد؟
هیچ حرکت مستقل هنری ماندگاری در پایتخت شکل نگرفته است. منظور من پایتخت اقتصادی است. لیوینگ تئاتر به ‌عنوان گروهی که من ستایش می‌کنم، یک کمپانی خیلی شیک است؛ جولیان بک و جودیت مالینای فقید و خیلی کسان دیگر. آنها ۱۰ سال ناچار شدند از آمریکا مهاجرت کنند به اروپا؛ یعنی در نیویورک که پایتخت اقتصادی آمریکاست نمی‌توانستند فعالیت کنند. سازوکار اقتصادی پایتخت‌ها طوری است که کار را برای حرکات مستقل فرهنگی سخت می‌کنند.
- نمی‌شود به‌صورت قطعی گفت. مثلا هنر تجسمی.
سازوکار اقتصادی هنرهای تجسمی با یک کمپانی نمایشی فرق می‌کند. من خیلی از فکت‌هایی که می‌گویم صرفا در حوزه نمایش است. من کمپانی مستقل نمایشی که توانسته باشد با شرایط پایتخت کنار بیاید، نمی‌شناسم.
- مثلا برشت و پیسکاتور را جزء اینها نمی‌دانید؟
باز تأکید من روی کمپانی مبتنی بر هنر اجراست تا یک فرد صرفا مؤلف.
- مثلا کاستولوچی؟
تأکید من بیشتر بر کمپانی مستقل فرهنگی است. کاستولوچی خیلی در سلیقه ما نیست. نیروی گریز از مرکز بیش از آنکه یک امر ایجابی باشد، یکی از راه‌حل‌های پیشنهادی ما برای مدل رفتاری است. نتیجه امروز ما این شده: ایران کلی مکان مانا دارد که بیش از صدها سال عمر دارند ولی متأسفانه فراموش شده‌اند. این‌طور مکان‌ها بهترین مکان‌ها برای اجرا و برگزاری سشن‌های هنری هستند.
- شما جایی را کشف کردید؟
من کشف نکردم ولی امتحان کرده‌ام؛ کاروانسرای دیر گچین در جاده قم به گرمسار.
- هیچ‌وقت مریوان تئاتر اجرا کرده‌اید؟
ما مختصات نمایشمان را دقیق می‌دانیم. نمایش ما خیابانی نیست. نام تئاتر ما آزمایشگاهی است و ما کلی جمله برای آن داریم که در تئاتر چه می‌خواهیم. هرچند گونه‌ای اجرا برای خیابان‌ها هم داریم. ولی در کل فستیوال‌های ایران را زیاد نپسندیدم؛ نگاهشان فستیوالی است و از یک جایی رقابتی می‌شود. اکثرا پیش از شروع، برای فستیوال تم‌هایی کم‌عمق و در راستای پروپاگاندا می‌گذارند و بیش از آنکه هنر را به‌عنوان پدیده بررسی کنند، کالایی برای گسترش مفهوم و ایدئولوژی می‌بینند. درحال‌حاضر فجرپلاس حرکت بانمکی است که آن را مدیون سالن‌های خصوصی هستیم؛ رویکرد فستیوال‌های ایران هنوز بسیار سنتی است.
- تا الان حرکت خوبی ندیده‌اید؟
یک‌ بار در جشنواره دانشجویی شرکت کردم و یک‌ بار در فجر؛ حضور برای یک ‌بار در همه اینها قانع‌مان کرده که فعلا برای حضور گاراژ در فستیوال‌های داخلی مردد باشیم. ولی از طرفی مکان فوق‌العاده‌ای برای ارائه هستند. مبتنی‌بودن فستیوال‌ها بر مناسبات سیاسی آزاردهنده است و امید به این فستیوال‌ها را کاهش می‌دهد.
- با ادینبورو کار کردید؟
نه، ولی از جمله فستیوال‌هایی است که فرینج دارد. اگر به من بگویند خودت چگونه فستیوال‌هایی را دوست داری، در جواب می‌گویم که گروه لابراتواری زیستش فارغ از جغرافیاست؛ یعنی گاراژ می‌تواند دوست ادین محسوب شود فارغ از اینکه در قاره‌ای دیگر است. فستیوال‌هایی که برای من جذابند فستیوال‌هایی هستند که کمپانی‌های مستقل برگزار و دوستان و خویشاوندان فکری خود را برای مشاهده و اجرا دعوت می‌کنند. پیش از این مواردی داشتیم مثلا لاسلکتا را داشتیم. دوستان ما در اسپانیا بودند ولی دوره سیاسی خاصی در ایران بود. یا داه در صربستان بود که در دوره خیلی خاصی از تاریخ ایران افتاد که از دست ما رفت ولی تعاملات ما با ادین تقریبا ثابت نگه داشته شده است.
- درنهایت اینکه با توجه به بافت تهران، تهران نمی‌تواند جای خوبی باشد؟
نه این‌طور نیست. اگر بگویند کجای تهران را بیشتر برای اجرا دوست داری، می‌گویم جاهایی که تا حالا نگاه اجرائی به آنها نشده است؛ قطعا ارائه نمایش در تهران جذابیت خاص خودش را دارد. ولی ترجیح من این است که تمرین در جایی غیر از تهران باشد. تهران نیازمند دیدن اجراهایی است که خارج از خودش ساخته شده باشد. شرایط پایتخت باعث می‌شود که زیست مستقل منوط به فاکتورهای اقتصادی باشد و این به معنای زیست غیرمستقل است. با بهترین ایده‌ها هم که شروع کنی، یک سرمایه‌گذار می‌آید و حرکت مشابهی را شروع می‌کند که در بدو تولد، اثری از آدم باقی نمی‌ماند.
- پس یک مانع بزرگ وجود دارد و عملا منتفی می‌کند.
ما عاشق مواجهه هستیم. هر پدیده جدید در ابتدا شکل مشکلی دارد ولی تلاش و رنج مواجهه، راه‌حل را نمایش می‌دهد.
- راه‌حل شما چیست؟
حضور اول ما، شکلی که سعی در معرفی گاراژ داریم، به دست‌آوردن دوستانی است که در هر ضیافت اجرائی آنها را دعوت کنیم و... .
اگر اجراهای شما به دو، سه و چهار برسد، چهارمی هم می‌تواند چنین شکلی داشته باشد؟
گروهی که فاکتورهای صریح و مشخصی دارد، می‌تواند امیدوارتر باشد که می‌شود. بعد از این اجرا امیدواریم بتوانیم سریع‌تر گونه خود را معرفی کنیم و فکر می‌کنم خروجی بخش پژوهش ما، ماده خام فوق‌العاده‌ای برای پیشنهاددادن شیوه رفتارهای جدید در حوزه هنر مبتنی بر اجراست. قطعا من برای رپرتوار عصر تجربه هم پیشنهاد دارم ولی به نظرم آرتیست بهتر است به‌عنوان مجری وارد شود نه پیشنهاددهنده.
امیرمسعود فدائی و زهره مقدم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به پرفورمنسِ ِ فوق العاده،از دست ندیدش
صدف اسمعیل پور این را خواند
امیرمسعود فدائی، محمد رحمانی و زهره مقدم این را دوست دارند
سپاس ازحمایت شما
۱۴ آبان ۱۳۹۶
خواهش میکنم،نقد های من رو بخونید میبینید تعارف با کسی ندارم،همه چی عالی بود بخصوص بازیگر که شاهکار تمام عیار بود
۱۴ آبان ۱۳۹۶
باعث افتخار ماست. بیشتر بر خودمون میبالیم اگه امکان دریافت مکتوب نظر شما رو هم داشته باشیم.
باز ممنونیم از دقت نظر و توجهتون به این اثر
۱۶ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دمتون گرم رفقا... درخشانید.
مریم زارعی و صدف اسمعیل پور این را خواندند
کیارش عسکری و محمد رحمانی این را دوست دارند
ممنون ازانرژیتون
۱۴ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مورچه‌ها برام طعم چای سبز داره.
شب بعدش خوردن ضربۀ پای من به سر بازیگر کار.
و شب بعد ملاقات‌های ویژه.
من واسه اینکه برم تو فکر قشنگه می‌رفتم این اجرا رو می‌دیدم. الان وقتی بعد از سه سال دوباره می‌بینمش، هربار یه جوره.
صدف اسمعیل پور این را خواند
فکر قشنگه..لطف شماست..تشکرازهمراهیتان.
۱۴ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
mohamad semnani، نیلوفر ثانی و نیلوفر این را دوست دارند
<< بچه بودیم میگفتن مورچه قرمزا لشکر یزیدن. نفت میریختیم آتیششون میزدیم بریم بهشت. مورچه سیاها رو ولی حواسمون بود یه وقت له نکنیم میگفتن گناهه. خدا خوشش نمیاد. نمیدونم. زمان شما هم میگفتن؟ نمیگفتن؟ فک کنم واسه همینه مورچه قرمزا کم شدن بجاش سیاها همه ... دیدن ادامه » جا رو گرفتن.>>

نمایش مورچه ها محصولی آزمایشگاهی از گاراژتیاتر

قطعا یکی از بهترین اجراهایی هست که در کل عمرم دیدم،حتما این اجرا رو نظاره گر باشید...
۱۱ مهر ۱۳۹۶
ممنون از لطف و همراهیتان
۰۸ آبان ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید