آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال نمایش آشپزخانه
S3 : 20:18:06 | com/org
امکان خرید پایان یافته
۲۹ مهر تا ۳۰ آبان ۱۳۹۸
۲۱:۰۰
۱ ساعت و ۴۰ دقیقه
بها: ۳۰,۰۰۰ تومان
دست‌اندرکاران آشپزخانه‌ی رستورانی در میان عشق و خشونت در جستجوی رؤیاها، هدف ها و انگیزه‌هایشان هستند.

- نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی محمد حسن معجونی، با همکاری سه گروه بازیگری مختلف از شهرهای شیراز، رشت و تهران، مهر و آبان ۱۳۹۸ در سالن اصلی تالار مولوی اجرا خواهد شد. شایان ذکر است که هر گروه بازیگری هشت شب اجرا خواهد داشت و این تور با نمایش «آشپزخانه» تولید گروه شیراز از ۲۹ مهر ماه اجراهای خود را آغاز می‌نماید.

توجه مهم: با توجه به اینکه محیط باز روبروی سالن بخشی از محیط دانشگاه تهران است، کشیدن سیگار در این محیط ممنوع است.

سبک
درام

گزارش تصویری تیوال از نمایش آشپزخانه / عکاس:‌ رضا جاویدی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› انتشار تیزر نسخه تهران

›› «آشپزخانه» شیراز وارد تالار مولوی می‌شود.

›› سه‌گانه «آشپزخانه» به صحنه می‌رود/ میزبانی تالار مولوی از ۲۰۰ تئاتری

ویدیوها

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

گفت‌وگو با حسن معجونی کارگردان نمایش آشپزخانه
باورم نمی‌شود تئاتر خصوصی به اینجا رسیده باشد
سیدحسین رسولی

دو‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸، شماره ۷۱۹۵
روزنامه ایران، صفحه ۱۰ (تئاتر)

حسن معجونی از آن دست کارگردانانی است که می توان روزها با او گفت و گو کرد. معجونی بازیگر و کارگردانی است که به توسعه و گسترش تئاتر ایران کمک بزرگی کرده ... دیدن ادامه ›› و حالا به عنوان یکی از کنشگران اصلی تئاتر به همراه گروه تئاتر «لیو» تجربه های مورد توجهی را به منصه ظهور رسانده است. او این روزها نمایشنامه «آشپزخانه» به نویسندگی آرنولد وسکر بریتانیایی را در تالار مولوی روی صحنه برده است. این نمایشنامه در تئاتر مشهور به آشپزخانه ای انگلستان و گروهی موسوم به جوانان خشمگین از آثار شاخص است و در کشورهای مختلفی روی صحنه رفته است. این نمایشنامه به زندگی کارگران فقیری در رستورانی شلوغ می پردازد. آرنولد وسکر در گفت وگویی تاکید می کند: «شما با پوشیدن لباس های خوشگل و دانشگاه رفتن نویسنده طبقه کارگر نمی شوید؛ در واقع، شما نویسنده خوبی هستید چون کارهای شما خوب است». خشم و اعتراض از نشانه های بارز متن های دراماتیک وسکر است. ما درباره کارگردانی و شیوه اجرایی حسن معجونی و وضعیت تئاتر ایران با وی گفت وگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

*نمایشنامه رئالیستی «آشپزخانه» در میانه دهه ۱۹۵۰ نوشته شده است که از پرطرفدارترین متن های آرنولد وسکر است ولی در ایران ناشناخته بود و شما تلاش کردید این نمایشنامه را به همراه جوانان چندباری اجرا کنید. به نظر می رسد اغلب تئاترهای ایران از اندیشه انتقادی دور شده اند ولی کارهای شما اینچنین نیست و چه در اجرای «شهر ما» و چه در اجرای «آشپزخانه» به جامعه امروز ایران نگاهی انتقادی دارید. وقتی از بیشتر کارگردانان می پرسم چرا در اجراهای خود به زندگی روزمره ایرانی پلی نمی زنید، سانسور و سلیقه مخاطب را بهانه می گیرند؛ پس چرا اجراهای شما برعکس است و همیشه هم پر از تماشاگر؟

برای اولین بار این متن را ندا رضوی پور به من معرفی کرد و گفت شاید از آن خوشت بیاید. آقای علی رفیعی هم بارها درباره اجرای نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی آرین منوشکین تعریف کرده بود و بعدها هم قصد داشتند این نمایشنامه را روی صحنه ببرند. البته آقای محمد چرمشیر نمایشنامه «آشپزخانه» را دراماتورژی هم کرد ولی به سرانجام نرسید. فکر کنم چهار سال پیش بود که این متن را برای اولین بار روی صحنه بردم. تئاترهای ایرانی معطوف به انتقادهای سیاسی سطحی شده اند که تنها به جناح های سیاسی متخاصم می پردازند و متاسفانه این کارهای سطحی در بین جوانان باب شده است. آنان با خط های قرمز بازی می کنند و تماشاگر هم در برابر حرف های نگو دچار شگفتی می شود. در واقع، این کارگردانان جوان با واکنش های احساسی مردم بازی می کنند. شاید شرایط ایران مشابه با شرایط و زمینه اجتماعی و سیاسی بریتانیا در نمایشنامه «آشپزخانه» نباشد ولی اعتقاد من بر دراماتورژی متن است. فکر می کنم متن اصلی را باید به فضای ایران نزدیک کرد و در واقع این گونه است که متن زنده می شود و با مناسبات زندگی در ایران هم ارتباطی برقرار خواهد شد. پرسش این است که آیا ارجاع های متن اصلی در جامعه ایران پیدا می شود؟ شاید ارجاع های سیاسی در اجرای من باشد ولی اصلا مهم نیست و آن چیزی که برای من مهم است انسان است.

* نمایشنامه «آشپزخانه» از نظر ساختار و محتوا شباهت عجیبی به «خاطره دو دوشنبه» آرتور میلر دارد که در سال ۱۹۵۵ اجرا شد. به نظر می رسد رئالیسم انتقادی میلر و اعتراض او نسبت به جامعه سرمایه داری روی نویسندگان بریتانیایی مشهور به جوانان معترض مشهود است. ما در هر دو نمایشنامه با کارگرانی طرف هستیم که رویاهای خود را مرور می کنند ولی گویا قرار است تا آخر عمر برده کارفرماهای شان باشند و راهی جز رویاپردازی، عصبانیت و خشم ندارند. شما در اجرای خود چه از نظر کلام و چه از نظر محتوا به مناسبات اجتماعی ایران اکنون هم نقب می زنید که امری نایاب در تئاتر ایران است. پرسش درباره «اکنونیت» اجرای تئاتر است.

مساله اصلی من دراماتورژی است زیرا که با متن های فرنگی سر و کار دارم. من از لحاظ کیفی با متن های ایرانی ارتباطی نمی گیرم. این روزها می گویند به سوی اجرای متن های ایرانی بروید تا این نوشته ها جان بگیرند. در واقع این شعار اداره هنرهای نمایشی هم است. با وجود این، اگر بخواهیم از هر متنی استفاده کنیم، تاکید می شود که به فلان ماجرای سیاسی اشاره دارد و بهتر است از آن استفاده نکنیم! این پارادوکسی است که وجود دارد و برای کارگردانانی مثل من مشکل هایی به وجود خواهد آورد. متن های فرنگی به لحاظ کیفی و از هر نظری که در نظر بگیرید به انسان ها می پردازند و این موضوع برای من حیاتی است. ما انسان ها با تمام تفاوت های جغرافیایی، تاریخی، سیاسی و چه و چه انسان هستیم و اتفاقا این محوریت انسان، بازی خوبی هم برای من در کارگردانی ایجاد می کند. من به متن ها نگاه می کنم و آنها را بررسی می کنم تا بتوانم آنها را به متن خودم تبدیل کنم. در حقیقت، من در اجرای متن «آشپزخانه» تلاش کردم متنی را نشان بدهم که انگار آرنولد وسکر به منظور تحلیل شرایط انسانی ایرانیان نوشته است. در واقع، به کارگران توجهی ندارم ولی به شرایط کاری بچه های گروه خودم نگاه می کنم که مانند کارگران در حال کار هستند. اعتقاد دارم «دراماتورژی گروهی» مساله مهمی است. من موقعیت ها و شرایط را مشابه سازی می کنم و پیشنهادهای اعضای گروه را در نظر می گیرم. ما شاهد کارگرانی در متن هستیم که آشپزی می کنند ولی بازیگرانی هم داریم که در حال بازی هستند. متن هایی که کارگران را نمایش می دهند تنها به خود کارگران نمی پردازند؛ مثلا متن «مرغ دریایی» آنتوان چخوف هم تنها بیانیه ای درباره تئاتر نیست. چخوف به تئاتر اشاره می کند ولی مساله اصلی این نیست. به نظرم، آرنولد وسکر به ماجراهای کارگری نگاه می کند ولی مساله من با او فرق می کند.

*با جرات می توان گفت اجرای شما بشدت تاثیرگذار است و به ریتم، فضاسازی و اجرای بازیگران جوان خود توجه ویژه ای دارید. نمایش «شهر ما» هم چنین بود. گروه تئاتر «لیو» با سرپرستی شما ثابت کرده است که حساب ویژه ای روی جوانان باز می کند و در عین حال تئاتری با بالاترین کیفیت ممکن به تماشاگران عرضه می کند. برقراری این تعادل بسیار سخت است و اگر امکان دارد در این باره بگویید.

من سال های سال می شود که یک خط در میان با بچه های حرفه ای گروه تئاتر «لیو» و جوانان تازه کار کار می کنم. نگاه اصلی من معطوف به مقوله آموزش است و ما باید تجربیات خودمان را به نسل جدید انتقال بدهیم. از سوی دیگر، پرسش های نسل جوان باعث زنده بودن تفکر و تازگی خود من هم می شود. من هر جوابی بخواهم به سوال های جوانان بدهم باعث کشف و شهود خود من خواهد شد. ما مدام در حال بازی با قراردادهای تئاتری اکنون هستیم. ما هر سال شاهد شکل گیری چیزهای جدیدی هستیم که حاصل نگاه جوانان به قراردادهای تئاتری است. موضوع گروه ما «چه گفتن» نیست بلکه «چگونه گفتن» است.

*اجراهای گروه شما نوعی پروژه آموزش، پژوهش و اجرا را در کنار یکدیگر پیش می برد که این روزها در ایران نایاب است. آیا در این زمینه ها احساس خطر کرده اید که آستین بالا زده اید یا روش فکری و کاری شما این است؟

من امروز از تئاتر خودمان ناامید شده ام که اسم آن همان تئاتر خصوصی و غیردولتی است و از قضا خود من هم از جمله آتش بیاران این معرکه تجاری بودم. اصلا باورم نمی شود که امروز شاهد چنین تئاترهایی هستیم. اغلب تئاترها تبدیل به کالاهای تجاری شده اند. آموزش تئاتر هم تبدیل به دکان های تجاری شده اند. عجیب است که هر کسی مشهور شده از سوی آموزشگاه ها به منظور تدریس تئاتر دعوت شده است! جالب است کسی هم به این فکر نمی کند که آیا توانایی آموزش دارد یا نه؟! این افراد مشهور به خودشان می گویند وقتی به ما پیشنهاد آموزش شده است پس ما توانایی اش را داریم! این آموزشگاه ها هیچ چیزی را شکل نداده اند. گویا مقوله آموزش در ایران دچار سقوط و ویرانی شده است و این نوع از آموزش را اصلا دوست ندارم و بعید می دانم در این روند آموزشی شرکت کنم و قطعا در هیچ دانشگاه و آموزشگاه اینچنینی تدریس نخواهم کرد. من تلاش می کنم نظام کاری و آموزشی خودم را تغییر بدهم و با جوانان در ارتباط باشم. آموزش ها به اجرا منتهی می شود و اجراها هم به آموزش. من می خواهم گروه تئاتر «لیو» را زنده نگه دارم و افراد با استعداد را پیدا کنم تا هم چیزهایی به آنان آموزش بدهم و هم چیزهایی یاد بگیرم.

http://www.iran-newspaper.com/newspaper/item/525858/%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%85-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-

http://www.ion.ir/news/512783/%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A2%D8%B4%D9%BE%D8%B2%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87

https://www.magiran.com/article/3973295


نوشته‌های دیگری از «سیدحسین رسولی»
ضد رئالیسم با نیم نگاهی به کارلوس فوئنتس / گفت و گو با سمانه زندی نژاد، کارگردان نمایش «آن دیگری»
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۴ آذر ۱۳۹۸

به توانایی دهه هشتادی ها امیدوارم / پیام دهکردی در گفت و گو با «ایران» از وضعیت تئاتر در سال های اخیر می گوید
روزنامه ایران، یک‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸

اسطوره کارگردانی در میان ما / درباره نمایش «آشپزخانه» به کارگردانی حسن معجونی
روزنامه اعتماد، دو‌شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸

حذف می کنم، پس هستم / ظهور و سقوط قوانین قدیمی در اداره کل هنرهای نمایشی
روزنامه اعتماد، سه‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸

آن لکه گوشه صحنه که همه چیز را بحرانی می کند / درباره اجرای «شیهیدن» به کارگردانی عباس جمالی
روزنامه اعتماد، یک‌شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸

عناوین بیشتر...

امیر مسعود و *مریم* این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فاطمه درخشان
درباره نمایش آشپزخانه i
دیواری در برابر رویاها
منتشر شده در هنرنت به تاریخ ۲۴ آبان

نمایش آشپزخانه نوشته ی آرنولد وسکر، درامی اجتماعی ست که داستان روابط انسان ها را با خود، دیگران و محیط پیرامون روایت می کند.

آرنولد وسکر، نمایش نامه نویس انگیسی، به علت خلق داستان هایی درباره طبقه کارگر دارای شهرت است. تعلق فکری او به جریانات چپ و کمونیستی، نشان دهنده موضوع محوری نمایش آشپزخانه ... دیدن ادامه ›› است.

داستان در محیط یک رستوران، به ویژه پشت صحنه آن، یعنی آشپزخانه روایت می شود. فضایی که در آن انسان هایی عموما از طبقات پایین جامعه می کوشند تا برای افراد طبقه بالا که به رستوران مراجعه می کنند، غذا آماده کنند.

فضای آشپزخانه مانند هر محیط اجتماعی دیگر بستری ست برای جمع شدن افرادی که هدف مشترکی را دنبال می کنند، افرادی با ویژگی ها، شخصیت ها و جهان بینی های متفاوت که متعلق به یک طبقه اجتماعی هستند. اما آنچه موجب کنار هم ماندن آنها می شود، دستیابی به هدف مشترک یعنی تامین معاش است.

محیط آشپزخانه تمثیلی ست از کل جامعه ای که دچار فاصله طبقاتی میان دارا و ندار است و افرادی که در آن محیط مشغول به کار هستند، به خاطر فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی که به واسطه وضعیت طبقه اجتماعی و اقتصادی شان به آنها تحمیل می شود، دچار خشم و در نتیجه طغیان علیه پایه های نظم موجود و چارچوب اجتماعی ظالمانه هستند. این خشم در روابط اجتماعی نیز پدیدار می شود، و شخصیت های داستان، علاوه بر کارفرما که وی را در مقابل خود می بینند، با سایر افراد هم طبقه خود نیز مدام در تنش و تضاد هستند. به طوریکه نوعی تقسیم بندی نیز میان خود آنها دیده می شود، آشپزی که سوپ یا سالاد تهیه می کند در جایگاه متفاوتی از آشپزی که غذاهای دریایی یا گوشتی تهیه می کند، قرار می گیرد، و این نشان دهنده نوعی تمایل در طبقه بندی در میان خود طبقات پایین بر مبنای نزدیکی و دوری از طبقه سرمایه دار نیز هست، طبقه بندی های اقتصادی، منزلتی و حتی جنسیتی.

علاوه بر پرداختن به وضعیت اقتصادی و طبقاتی شخصیت ها و نشان دادن بخشی از زندگی آنان در محیط آشپزخانه که متاثر از همین پایگاه اقتصادی و اجتماعی آنان است، با موضوعاتی در روابط اجتماعی نیز برخورد می کنیم. فضای پر تنش آشپزخانه به گونه ای تصویر می شود که آدمها به دلیل شرایط شان، حتی آنهایی که در یک موقعیت مشابه قرار دارند، دیواری به وجود آورده اند که موجب نادیده گرفتن آن دیگری و حتی خودشان می شود. در صحنه بازی رویاها، هیچکدام از شخصیت ها هیچ آرزویی فراتر از آنچه در روبه رویشان قرار دارد، ندارند. به آدم های بی رویایی تبدیل شده اند که تنها راه نجات شان را در مهاجرت و ترک کردن موقعیت جغرافیایی شان می دانند و همواره از محیط خود اظهار نارضایتی و بیرون از آنجا را فضای بهتر و ایده آل می دانند.

فضای پرتنش و آشفتگی در روابط به خوبی در میزانسن شلوغ و پربازیگر نمایش قابل مشاهده است. به کارگیری تعداد زیاد بازیگران در نمایش از نقاط قوت این اجراست، چرا که با وجود شلوغی و پرکاراکتری، نمایش هم چنان از نظم برخوردار است. اما از کل بازیگران فقط به چند شخصیت به خوبی پرداخته شده و موقعیت بقیه در حد عبور و نشان دادن شلوغی و گاه آشفتگی فضای آشپرخانه که منبعث از آشفتگی فکری شخصیت های آن است، تعیین شده است.

با این حال، به وضوح روشن است که توجه و پرداختن به جزییات نمایشی با چنین ویژگی هایی، از عهده هر کارگردانی برنیاید. اما آنچه این اجرا را قابل تحسین تر می کند، حضور بازیگرانی است که نام آشنا نبوده، و جوانان دانشجوی با استعداد و قریحه ای متعلق به نقاط دیگر کشور هستند ، که این امکان برایشان فراهم شده که بتوانند در تالارهای اصلی تئاتر در پایتخت کسب تجربه کنند.

فاطمه درخشان

گروه نقد هنرنت
لینک مطلب:https://www.honarnet.com/?p=6267
( رویای من خوابه خواب )

آشپزخانه قصه ما آدم معمولی ها بود
ما آدم معمولی هایی که میدویم و نمی رسیم
ما آدم معمولی هایی که کار میکنیم کار میکنیم کار میکنیم تا بمیریم
ما آدم معمولی هایی که ثمره کار ما ، غذای از ما بهترون میشود
ما آدم معمولی هایی که باید پذیرای از ما بهترون ها باشیم
ما آدم معمولی هایی که در ابتدایی ترین مشکلات زندگی غرق شدیم
ما آدم معمولی هایی که زنده ایم و تماشاگر زندگی کردن از ما بهترون
ما آدم معمولی هایی که ... دیدن ادامه ›› پشت دریم ، تو برزخ ، توی گند و کثافت و عرق
ما آدم معمولی هایی که عشق ، رویا ، هدف ، آرزو نداریم
ما آدم معمولی هایی که رویای ما خوابه خواب

و چه جایی بهتر از آشپزخانه برای نشون دادن همه اینها
آدم هایی که سخت کار میکنند تا غذای دیگران رو فراهم کنند اونم در بهترین حالت ، بهترین کیفیت ( ماهی سالمون ) و دختران زیبا باید بهترین پذیرایی و تشریفات رو برای اونها انجام بدن ( حتی ۱۰ دقیقه هم نیابد تاخیر داشته باشند)
و یک در فاصله بین دو دنیا ، دنیای مرده های متحرک، زنبورهای کارگر و دنیای آدم های زنده ، ملکه و شاه
در این دنیا ، دنیای آدم معمولی هایی یا باید فقط سرت پایین باشه و نبینی حرف نزنی کار کنی کار کنی تا بمیری یا باید فقط مثل احمق ها بخندی با تمسخر دیگران یا فقط درگیر قمار و الکل و بازی باشی یا ....... اما در این دنیا اگه بخوای ببینی ، بفهمی، هدف و رویا داشته باشی ، بخوای شعور و آگاهی داشته باشی ، دیوانه میشی، کم میاری، قاطی میکنی ، میبری و میبازی
تو این دنیا تو گیر میکنی توی دور باطل دور تکرار و راه خلاص و نجاتی نیست

متن خوب با پایان بد ( البته به نظر من ) و کاش این آدم ها ادامه می دادند به همون شرایط و زندگی
بازی های اکثرا خوب ( البته من فقط اجرای تهران دیدم ) یکم اغراق و داد و فریاد زیاد داشت که میتونست کمتر باشه
شوخی ها کاملا درست دراومده بود
موسیقی و نور و لباس و .... خوب
کارگردانی درست و دقیق و اندازه
و در آخر اجرای خوب و جذاب و دوست داشتنی ❤

( من ۸ ساله برای اینکه از فردا نیام فردا میام )
"من ۸ ساله برای اینکه از فردا نیام فردا میام"
عالی بود ❤❤❤❤❤
۰۱ آذر ۱۳۹۸
قلبو از تو ذهنمون نمیتونن پاک کنن ، اگرم از اینجا و هرجا پاک کردن شما خودت به پیام های من بصورت پیش فرض قلب رو اضافه کن :)
۰۱ آذر ۱۳۹۸
چشم اما دیدنش از نزدیک یه لطف و صفای دیگه ای داره ❤❤
۰۱ آذر ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت سانس‌های تازه این نمایش به کارگردانی محمدحسن معجونی و بازی گروه بازیگران شهر تهران، روزهای دوشنبه ۲۷ تا پنجشنبه ۳۰ آبان‌ماه امروز پنجشنبه ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت این نمایش به کارگردانی محمدحسن معجونی با اجرای گروه بازیگران شهر تهران در روزهای چهارشنبه ۲۲ تا یکشنبه ۲۶ آبان‌ماه همینک آغاز شد.
میشه خواهش کنم از قبل بگین که ما بتونیم سرموقع مثل اجراهای دیگه راس ساعتش فروش بخریم. ممنون می شم
۲۲ آبان ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش آشپزخانه به گونه ایه که مخاطب رو خیلی زود جذب میکنه و با وجود تعداد بالای بازیگرانش خیلی سریع کاراکترهارو معرفی میکنه طوری که تو ذهن تماشاگر نقش میبندن. داستان راجع به گذر امورات در آشپزخانه رستوران در لندن هستش که هر کسی میتونه این ترکیب بندی رو در هر مکان یا فضای دیگه تو ذهن خودش تصور کنه.بعنوان مثال میتونیم آشپزخونه رو به دنیا یا همون کره آبی تشبیه کنیم که خودمون دلیل صلب آرامش خودمون و دیگران میشیم و تقصیرات رو به گردن دیگری و خیلی اوقات خالق هستی که همون مدیر رستوران هست میندازیم.یا اینکه با نارضایتی بی مورد فقط کاممون رو تلخ میکنیم و میدونیم که همه این رخدادها تکرار خواهند شد و این چرخه ادامه داره.از داستان و درونمایه که بگذریم به صحنه های شلوغ و پر پرسناژ میرسیم.این موضوع گاهی باعث غافل شدن تماشاچی میشه و به عبارتی تمرکز حواس رو ازبین میبره و در عوض به ریتم نمایش کمک شایانی میکنه طوریکه به هیچ وجه افتادن ریتم یا مکث مشاهده نمیشه. بیشتر روابط بین شخصیت ها با خشونت و درگیری همراهه و این مورد و سروصداهای ناشی از اون یکی از دلایلیه که موجب آزار مخاطب میشه.در کل نمایش جذاب و گیرایی بود و لذت بردم.خسته نباشید میگم به همه عوامل.پایدار باشید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از جمعه ۱۷ تا سه شنبه ۲۱ آبان، به نویسندگی آرنولد وسکر، کارگردانی محمدحسن معجونی و گروه بازیگران رشت، آغاز شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای اینکه از یه اجرا لذت ببرید باید عوامل زیادی دست به دست هم بده تا همه چی کامل باشه از تماشاچی و صندلی و تهویه مناسب بگیر تا نور و صدا و متن و اجرا و بازیگر و کارگردان.نمایش آشپزخانه در تئاتر مولوی همه اینها رو با هم داشت.
شخصا از اون جایی که عاشق بازیگری هستم ترجیح میدم اجراهایی رو ببینم که با 4 یا نهایتا 5 بازیگر اجرا میشه تا بتونم با دقت بیشتری ریزه کاری بازی هر بازیگری رو ببینم و یاد بگیرم و لذت ببرم اما اسم حسن معجونی به ترجیح من چربید.
آشپزخانه یه جای شلوغ و پر رفت و آمد و پر سر و صداست و پر از افرادیه که هر کدوم یه قسمتی از کار رو به عهده گرفتند.اما تو این حجم از شلوغی به راحتی می تونید شخصیت های متنوع و منحصر به فرد رو ببینید بدون کمترین تشابهی.
اکثر کارکنان این آشپزخانه،آدم هایی هستند که از کارشون خسته اند،از زندگیشون راضی نیستند و از آشپزخانه بیزارند اما تنها حرکت و کنش اونها نسبت به این اتفاقات،فقط حرف و به هم پریدن و دعواست اونم نه دعوا با مدیر،دعوا با همدیگه چون دستشون به جایی نمی رسه که عصبانیتشونو خالی کنند.
خشم و عصبانیت تقریبا از همون شروع نمایش مشخصه.مکس که جواب سلام نمیده و با تندی جواب غرغرای بقیه رو میده،برتا که با یه کلمه دختر از طرف مگی عصبانی میشه و با اومدن مایکل و مزه پرونیاش،نوبت به بروز عصبانیت گاتسون میرسه و بعدشم نوبت دعوای نیکلاس و برتا ... دیدن ادامه ›› سر یه سبده.
نمایش پر از لحظات شاد و بامزه است .همزمان با دیالوگای تند و پینگ پنگی بازیگرا که تماشاگر رو به وجد میاره،موج خشم و نفرت هم آروم آروم بزرگ و بزرگتر میشه و تقریبا عمده نمود این خشم رو تو حرکات و رفتار و گفتار پیتر میشه دید.پیتر میون این همه آدم منفعل و ترسو تنهاست و نمیدونه باید چیکار کنه.نمیدونه چطور به اونها بفهمونه میشه جور دیگه ای هم زندگی کرد،اینو نه مونیک میفهمه نه مایکل و نه هیچکس دیگه.همه اینها باعث شده هر حرکتی که از پیتر سر میزنه رگه هایی از خشم و نفرت توش باشه،نمونش جایی که زن حامله ای در خواست غذا می کنه و سرآشپز میگه هرکی پول بده بهش غذا میدیم و مایکل هم با همون خل بازی همیشگی،به سوپ ترشی که ده روز مونده خامه اضافه میکنه تا به اون زن بده و پیتر جلوی هردوشونو میگیره و از ناهار خودش به اون زن میده و تازه بابت اون هم باید کلی توضیح بده.
متن نمایش،جالب و جذابه و داستان ذره ذره جلو میره و انتهای نمایش به اوج خودش میرسه.
کارگردانی عالیه و اینو میشه از توجه به کوچکترین جزییات نمایش فهمید و خب از حسن معجونی کمتر از این هم انتظار نمیره.
بازی همه بازیگران این نمایش خوب و قابل قبوله اما پیتر با بازی بی نظیر مازیار سیدی بیشتر از همه چشم ها رو به خودش خیره میکنه.
پ.ن:موقعی که قصد خرید بلیت آشپزخانه رو داشتم،با دیدن تخفیف وفاداری خوشحال شدم اما با خوندن توضیحات،متوجه شدم که وفاداری برای دیدن مجدد همین نمایش لحاظ میشه.نمیدونم این تخفیف ها با نظر چه کسانی اعمال میشه اما هرکسی که بوده از پتانسیل بالای این نمایش برای جذب مخاطبی که یکبار کار رو دیده خبر داشته،همونطور که خیلی از تماشاگران دیشب،مشتاق دیدن آشپزخانه برای بار دوم بودند.
دست مریزاد به گروه تئاتر لیو،به امید موفقیت های بیشتر
سلام به شما،
خیلی ممنون بخاطر توصیف صحنه ها... اینقدر خوب بود که کاملا فضا رو درک کردم و حتی تصویر سازی بخودی خود شد.
نمایش جالبی بوده واقعا، دست مریزاد.
تعریف کار حسن معجونی و هم شنیدم.

یه سوال چنین نمایشی جزو کدوم ژانر هست؟ دسته بندی نمایشی مد نظرم هست...
۱۰ آبان ۱۳۹۸
باز هم جالبه،
مرسی برای تعریفتون.

حق با شماست که نمایشو دیدین .... و من خواستم موردی که شات آشپزخانه داشت و سریال بود مطرح کنم .

تماشای نمایش آشپزخانه رو به تئاتری ها پیشنهاد میکنم .
نمایشی واقعا جالب بنظر میرسه ،

آقای پویا فلاح هم این پست بسیار خوب و در این باره داشتند.
۱۰ آبان ۱۳۹۸
ممنون از مهرتون،ارادتمند ❤
۱۰ آبان ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رضا جاویدی
درباره نمایش آشپزخانه i
ما بزرگ و نادانیم
مثل گاو مینوشیم
مرتعی سرابی را

قحطی است و می‌دانیم
گریه غرق خواهد کرد
اسب های آبی را

هم درشت و غمگینیم
هم سیاه و بدبینیم
هم برای آبادی، قطره ای نمی باریم
هم نگه نمی‌داریم، حرمت خرابی را

شب که می شود خوابیم
صبح و ظهر هم، خوابیم ... دیدن ادامه ››
عصر هم که تا شب خواب
شب دوباره تا شب خواب

توی خواب می‌بینیم، روز آفتابی را

مثل گاو نوشیدیم
مثل اسب کوشیدیم
مثل اشک جوشیدیم
گریه غرق کرد آنگاه
اسب های آبی را
mahaya
درباره نمایش آشپزخانه i
(گروه شیراز)
مرگ رویاها در روزمرگی و عدم مدیریت
جناب معجونی همیشه قابل احترام و کارش دیدنی است ، دغدغه مندی برای تعلیم و تربیت و حرکت وی در استفاده از بازیگران شهرستانها در جهت رشد استعدادهای این سرزمین ارزنده و تحسین برانگیز است.
حرکات ریتمیک ورود و خروج پیش خدمتها و موزیک همراه و همینطور ایست ناگهانی و ادامه گوشه ای از بازی ، جریانی دیدنی از هنر تئاتر را به رخ می کشد.
طراحی صحنه قابل قبول است گرچه در جاهایی مکالمه های آن سوی میز برای تماشاگران این سو سخت شنیده می شد(مثال :صحنه آماده کردن سینی سالمون توسط پیتر و حرفهای کشدار و با طمأنینه وی). دِبیِ فحش و ناسزا یک مقدار زیاد بود، بازی ها اغلب هماهنگ از کار درآمده بود از جمله مازیار سیدی و حسین حسینیان و دوست دختر پیتر ، و کم تجربگی برخی هم مثل خانم مدیر آشپزخانه و دستیار قناد کاملا واضح بود.
نمایشنامه آشپزخانه انتخاب خوبی برای اجرا در ایرانِ امروز محسوب می شود. جملۀ "چرا ازینجا نمیری؟" و رفتن هایی تحمیلی به دنبال نجات زندگی که این روزها زیاد می شنویم . نمونه های پیتر(مطرح ترین کاراکتر) را هم زیاد دیدیم کسی که اختلاف درون و برونش، او را به مرز جنون می رساند. او که از درون عاشق ، لطیف ، دلسوز و ... دیدن ادامه ›› انسان است و از بیرون ناکامی ها و سختی ها و فشار زندگی او را عصبی ، بد قلق و بیشعور می نماید. همه کاراکترها هم با وجود کمرنگ بودن تاحدی بازشناخته می شوند که نماینده تک تک افراد جامعه هستند. اما آنچه فقدانش در این آشپزخانه حس می شود عدم مدیریت صحیح است ، چیزی که در جامعه ایران بسیار قابل مشاهده است و نتیجه آن کارکنان ناراضی و سرخورده و مردمی بدون احساس مسئولیتند که رویای خود را در خارج از شرایط کنونی جستجو کرده ، همواره گذشته و یا آینده خود را مطلوب دانسته ، آنچه اکنون در اختیار دارند را نمی بینند. همدلی ضعیف کارفرمایان و حاکمان و درنتیجه احساس خمودگی و سکون در جامعه موضوعی است که نمایش آن را نشانه رفته است. شاید نظارت نزدیکتر و همراهی بیشتر با کارکنان در رسیدن به رویاهایشان و ایجاد فرصت رشد در ایشان باعث نجات رستوران و منبع روزی همه می شد.
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از یکشنبه ۱۲ تا پنجشنبه ۱۶ آبان، به نویسندگی آرنولد وسکر، کارگردانی محمدحسن معجونی و گروه بازیگران رشت، امروز (چهارشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت سانس ویژه این نمایش، جمعه ۱۰ آبان (سانس ۱۶:۰۰)، به نویسندگی آرنولد وسکر، کارگردانی محمدحسن معجونی و گروه بازیگران شیراز، امروز (شنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادداشتی بر اجرای نمایش آشپزخانه به کارگردانی حسن معجونی در سالن دوی پالیز سابق.

اجرای تازه معجونی از آشپزخانه را ندیده‌ام. اما خواندن مواجهه با اجرای قبلی و نوشتن آن، خالی از لطف نیست.

چاپ شده در روزنامه شرق به تاریخ چهارشنبه اول دی ماه نود و پنج

آشپزخانه، امکان محال مقاومت

نوشته محمدحسن خدایی

یکبار دیگر امکان بازنمایی طبقه کارگر به میانجی نمایش آشپزخانه به نویسندگی آرنولد وسکر انگلیسی زبان مهیا شده است. نمایشی در رابطه ... دیدن ادامه ›› با کارگران یک آشپزخانه که در تولید فرآورده‌ای همچون خوراک برای طبقات مختلف اجتماعی در رستورانی مدرن، مشارکت می‌کنند. همان فرآورده تاریخی که "ژان بری یات ساراوین" درباره‌اش گفته "گزینش خوراک است که سرنوشت ملت‌ها را رقم می‌زند." وسکر در روایتی انتقادی از وضعیت کارگران معاصر دوران خود، آشپزخانه را مکانی دور از چشم مشتریان رستوران می‌نمایاند که چگونه سرمایه‌داری و مناسبات آن، تسخیرش کرده. مکانی که زمان را فشرده و فضا را از تخیل و دوستی، تخیله می‌کند. جو کِهلر در کتاب "تئاتر و سیاست"، توضیح می‌دهد که سیاست همان امری است مرتبط با تعیین روابط قدرت در یک فضای موجود معین. نکته‌ای که شخصیت‌های نمایش آشپزخانه را تعیّن تاریخی می‌بخشد و مدام روابط و مناسبات آن‌ها را صورتبندی تازه می‌کند. متن وسکر با سویه‌های انتقادی و بدبینانه، روایت‌گر طبقه‌ای است که بعدها با ظهور تمام و عیار نئولیبرالیسم تاچری به مدد نیروی پلیس و وضع قوانین تازه در سلب قدرت از اتحادیه‌های کارگری، قرار است نیروی کار را منقاد و سر به را و البته غیرسیاسی کند. متن وسکر آشپزخانه‌ای را می‌نمایاند که همچون جمهوری جهانی کارگری، یادآور ایده‌ی انترناسیونالیسم است آن هم به میانجی کارگرانی از ملیت‌های مختلف که در نهایت، توان سازماندهی و احیای امر سیاسی را از کف داده و در چنبره خشونت سیستماتیک سرمایه‌داری، مجبور شده به عقب نشستن‌های پیاپی تن دهد. آشپزخانه به شکل استعاری بازنمایی جامعه پساجنگ است که در دوران اوج گرفتن تخاصم میان بلوک شرق و غرب، تا حد افراط به تولید و مصرفِ لذت روی آورده و رستوران‎هایش مکانی برای آرامش طبقات متوسط و بالای جامعه، و آشپزخانه‌های رستوران‌هایش، محل رقابت، شتاب سرسام‌آور در طبخ غذا و از نفس افتادن کارگران باشد. معجونی اما در خوانشی کمینه‌گرایانه از متن وسکر، ایده ملیت‌های مختلف را کنار گذاشته و تلاش دارد تا وضعیت کارگران دوران معاصر خودش را به نمایش گذارد. دورانی که بیش از پیش کارگران از حقوق خود محروم شده و با تفوق نئولیبرالیسم اقتصادی و سیاسی، اغلب فضاهای اجتماعی به تصرف منطق مبادله درآمده و مصرف‌گرایی آرمان بی‌بدیل عصر حاضر شده است.‌
به نظر می‌آید برای معاصر شدن با وضعیت خودمان، آن هم در خاورمیانه این روزها گرفتار انواع هویت‌طلبی و ملی‌گرایی افراطی، ایده خود وسکر در روایت کردن زندگی کارگران با ملیت‌های مختلف، می‌تواند اهمیتی استراتژیک و راهگشا بیابد. کارگرانی از سراسر جهان که در غیاب آرمان‌های جمعی و دوستی‌های پیش‌رو، عافیت‌طلبانه هر نوع تخیل سیاسی و تنمای تغییر را کنار گذاشته‌اند تا مناسبات خشن منطق کالایی شدن همه چیز، در مکان‌هایی چون آشپزخانه، بی‌وقفه بازتولید شود. حسن معجونی اما این پتانسیل را نادیده می‌گیرد. از این منظر بازی‌ها، مناسبات، ژست‌ها و زبان شخصیت‌ها دیگر بازنمایی کننده شخصیت‌های وسکر در دهه پنجاه میلادی نیست و به نظر ایرانیزه شده باشد. معجونی با تاریخ‌زدایی از متن وسکر، در پی روایتی مینیمالیستی از مناسبات کارگران آشپزخانه‌ای است که اینجا و اکنونی ما را نشان‌دار می‌کنند. مع‌الوصف این کنار گذاشتن تاریخ و ملیت، تضاد درونی متن وسکر به روایت حسن معجونی را آشکارتر می‌کند: ایدئولوژی اجرا سودای محلی بودن دارد یا میل جهان‌وطن شدن؟ کِریک کُلهون در کتاب "ملّت‌ها مهم‌اند" به نکته مهمی اشاره دارد. "سال 1989، نماد شیقتگی‌های جهان‌محورِ دهۀ 1990 شد (گرچه چندان نقشی در ایجاد آنها نداشت)، و 11 سپتامبر، نماد دست شستن از این شیفتگی‌ها (و باز، گرچه تنها کمی، در آن نقش داشت)." آشپزخانه به روایت حسن معجونی و دراماتورژی مهدی چاکری، در این منطق پارادوکسیکال گرفتار آمده است که با کنار گذاشتن تاریخ و ملیت، سودای جهان‌وطنی شدن داشته باشد و وضعیت معاصر کارگران را بازنمایی کند، اما از دل همین کنار گذاشتن است که روایت زندگی کارگران از قضا غیرتاریخی و در نهایت سیاست‌زدایی شده می‌ماند. در این باب لوکاچ در کتاب "رمان تاریخی" توضیح مستفادی دارد که "این قسم انتزاعی بودن در بازنمایی زمان تاریخی، بازنمایی مکان تاریخی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. از همین‌رو است که لوساژ قادر است بی‌هیچ درنگی تصاویر به‌غایت صادقانۀ خود از فرانسۀ روزگار خویش را به اسپانیا انتقال دهد و همچنان کاملاً احساس آسودگی کند." آشپزخانه حسن معجونی هم در این کنار گذاشتن امر تاریخی متن وسکر، به نوعی از انتقال زمانی و مکانی تن می‌دهد که توان بازنمایی دقیق، بوطیقایی و سیاسی کارگران را نمی‌یابد.
روایت سه پرده‌ای حسن معجونی از متن آشپزخانه، با بازی‌های روان و میزانسن‌های فکر شده، در سیاست اجرا، موفق عمل می‌کند. فضای پرتنش آشپزخانه در یک تقسیم‌بندی زنانه/مردانه، مناسبات تولید را واجد سویه‌های سیاسی از منظر مسائل جنسیت می‌کند. روابط و جایگاه افراد، بنابر نزدیکی و دوری از منبع قدرت که در اینجا همان رئیس تنومند و پرمدعای رستوران است، همراه می‌شود با مهارت در فرآیند کار و میزان سابقه. در میان این جمع نامتشکل و فرسوده شده، شخصیتی چون پیتر با بازی تحسین‌آمیز مازیار سیدی، با کنش‌ها و بصیرت‌هایش، نوعی از مقاومت را در مقابل مناسبات سرکوب‌ امکان‌پذیر می‌کند. دیگران منقاد وضعیت هستند و گرفتار زندگی مکانیکی. هیچ کدام از آن‌ها در پرده دوم به دعوت پیتر برای بیان تخیل و آرزوهایشان، پاسخ قابل اعتنایی نمی‌دهند چراکه اصلاً آرزویی به آن شکل ندارند جز همان روزمرگی‌های معمول. آشپزخانه در مقام مکانی برای سرکوب بدن، تخیل و چشم‌انداز را هم ناممکن کرده است. کارگرانی که امکان اتحاد و سازماندهی را کنار گذاشته و در جهنم شتابان سرمایه‌داری غرق می‌شوند. ایده رئیس رستوران در مقام سرمایه‌داری قوی‌هیکل و مصلح، آن هم در بیان امیدهای خود، وجه مضحک ماجرا را نمایان می‌کند. آ‌ن زمان که در انتهای نمایش و از پس شورش پیتر، رئیس این رستوران مدرن، مانیفست اخلاق سرمایه‌دارانه خود را بر زبان می‌آورد : " «آشپزخانه جایی بود که به رویاهاتون برسید ولی شما رویای منو داغون کردید»
من آشپزخانهٔ اجرای پالیز رو دوست داشتم ولی این متن این حس رو بهم منتقل نکرد... شاید البته شما هم یه کم پیچیده نوشتید...
۰۴ آبان ۱۳۹۸
بحث دوست داشتن یک چیز است و سیاست‌های اجرایی چیز دیگر. تلاش من برای فهم، تبین و نقد آن اجرا بود مبتنی بر نوعی تقلیل‌گرایی که مربوط می‌شد به کنار گذاشتن ملیت‌هایی که در آشپزخانه با یکدیگر وارد همکاری و گاه تخاصم می‌شدند. مهدی چاکری گمانم با درماتورژی خاص خویش، از این بازنمایی دور شده بود و شخصیت‌ها را کمابیش از یک جغرافیا فرض گرفته بود.
۰۴ آبان ۱۳۹۸
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، از جمعه ۳ تا جمعه ۱۰ آبان، به نویسندگی آرنولد وسکر، کارگردانی محمدحسن معجونی و گروه بازیگران شیراز، امروز (چهارشنبه) ساعت ۱۲ آغاز خواهد شد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ذوق زده
درباره نمایش آشپزخانه i
خیلی جالبه یارو داره معذرت میخواد ها طرف قبول نمی‌کنه، بعد اون میاد قبول کنه حالا این دیگه معذرت نمی‌خواد!
خرید بلیت این نمایش، به نویسندگی آرنولد وسکر، کارگردانی محمدحسن معجونی امروز (سه شنبه) ساعت ۱۴ آغاز خواهد شد.
لازم به ذکر است این نمایش با سه گروه بازیگری مختلف از شهرهای شیراز، رشت و تهران در طول اجرا به روی صحنه خواهد رفت و چهار اجرای ابتدایی، تولید گروه شیراز است.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید