تیوال نمایش آوانتاژ
S3 : 02:10:02
امکان خرید پایان یافته
  ۰۲ مهر تا ۰۴ آبان ۱۳۹۷
  ۱۸:۳۰
  ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: کامران شهلایی
: کامران شهلایی، محمد لارتی
: الهام نامی، امین وحیدی پور، رضا بهرامی، ابوذر ساعدی، شادی صیادی، ترانه کوهستانی، احمد جعفری، آرزو کریمی زند، ایلیا بکریان

: جلال حسنوند
: غزل معصوم شاهی، زهرا کریمی
: آتوسا قاضی
: احمد جعفری
: مونا افکار
: رامین نجفی
: عرفان پور محمدی
: تبسم ارگی
: سعید جعفری
: وصال جواهری
: رویا یوسفی
: زهرا شایانفر
: رامین رستمی

- سالن دارای پارکینگ برای تماشاگران محترم است.

آوانتاژ قصه نرسیدن هاست. قصه اتفاق های نیفتاده ...

گزارش تصویری تیوال از نمایش آوانتاژ / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» فرصت دوباره بودن

» هر کجای نقشه ی جهان که درد بگیرد هنر درد می کشد

» گیشه برای تئاتر تبدیل به هیولا شده/به دنبال ریشه‌یابی و روایت آثار جنگم

» نمایش "آوانتاژ" از اول مهر در تالار حافظ

» خرید بلیت این نمایش در تیوال آغاز شد

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، روبروی تالار وحدت، سالن حافظ
تلفن:  ۶۶۷۵۶۰۴۳


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
خرید بلیت روز پایانی این نمایش، جمعه ۴ آبان، به کارگردانی کامران شهلایی، محمد لارتی و با بازی الهام نامی، امین وحیدی پور و ... امروز (دوشنبه) ساعت ۱۴، آغاز خواهد شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر حس و رابطه‌ی بین مونا و حسام...... رو دوس داشتم
چقدر دلبرم دلبرِ..... مادر حسام بهم چسبید
چقدر سربازه سر از بدن جدا شده...... خوب بود
چقدر علی کوچولو، این مرد کوچک...... برام تازه بود
چقدر گلِ دست خدا و فراره خداداد عزیزی.... برام هیجان آور بود
و چقدر جنگ و بمباران و خرابی...... برام تلخ و ناراحت کننده.

نفرین به جنگ
سلام‌به صلح
خسته نباشید به همه عوامل این نمایش
خداقوت
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، چهارشنبه ۲ و پنجشنبه ۳ آبان، به کارگردانی کامران شهلایی، محمد لارتی و با بازی الهام نامی، امین وحیدی پور و ... امروز (یکشنبه) ساعت ۱۸، با تخفیف، آغاز خواهد شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علی مرادی بارانی
نمایش آوانتاژ رو در تالار حافظ دیدم. باز آفرینی خوبی بود از تلخ و شیرین جنگ با عراق. و بازیهای خوبی دیدم. مخصوصا دو بازیگر اصلی کار خانم الهام نامی و آقایی که مقابلشان بازی میکردند. استفاده از مدیای ویدئو و یادآوری فضای صوتی و تصویری و تلوزیون آن روزها هم خالی از لطف نبود و مستند بودن و تاریخی بودن کار را پربارتر میکرد. خسته نباشید به کارگردان و نویسنده و همه عوامل آوانتاژ . . .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هر دو پایش را ، زمانِ جنگ
میانِ خاک ِ جنوب ، جا گذاشته بود !
چون فوتبالیستی که هنگام وداع ،
کفش هایش را آویزان می کند
پوتین هایی چروکیده ،
از دیوار جنوبی اطاقش ، آویزان بود !
وقتی نگاهِ پُر آهِ مرا دید ، گفت :
می گویند شاعران اهل دل اند
بگذار بقچهء سِرّی را برایت باز کنم
و من کنجکاوانه جواب دادم :
علی مدد ... تَصَدُّق !
نفس ِ حسرت آلودی کشید و گفت :
می دانی رفیق ؛
گاهی پاهایم ، پا در خوابم می گذارند
آرام و بی تاب می آیند ،
کنارم ... دیدن ادامه » می ایستند ، و اصرار می کنند
به جای پاهای لَکَنتی ، آن دو را بپوشم !
تا می پوشم ، مرا با خود بر می دارند
و به جاهایی می برند
که عمری آرزو داشتم !
آخرین بار ، جلوتر از همهء کوهنوردان
به قلّهء سبلان صعود کردیم
و در آب سرد دریاچه ، شیرجه رفتیم وُ
آواز زندگی سر دادیم !
و بعد سرخوش وُ قبراق ، به خانه برگشتیم
بعد از آن ؛ تا مدّتی ... از خانه
رایحهء تندِ کاکوتی می آمد !

گاهی هم مرا با خود
به کوچه پس کوچه های
کودکی می برند !
با بَر و بچّه های محلّه
تیله بازی ، قاپ بازی ، گرگم به هوا ، هفت سنگ ، شطرنج و گاهی هم
فوتبال بازی می کنیم
آه که چه شوتهای سرکشی می کشیم !

چندی پیش
مرا به دیدن دلبری بردند
که در جوانی دلدادهء هم بودیم
درست یادم نیست
فکر کنم اواخر اردیبهشت بود
دخترک ، در آغوش آینه ای بالا بلند
کنار نهالی پر از گلِ سرخ
گیس هایش را شانه می زد
و ترانهء" آیریلیق " را
با لحنی زخمی زمزمه می کرد !
- همان لحظه سوالی به ذهنم شلیک شد
تا خواستم بپرسم ،
انگار لوح ضمیرم را خواند
آه عمیقی کشید و گفت :
متاسفانه زمانِ موشک باران دزفول ،
همراهِ پدرش مفقود الاثر شد !
با پریشان حالی ،
سیگاری گیراند و ادامه داد :
گاهی وقت ها میانِ خواب می گوید :
نه عزیز ، من گم نشده ام
هستم و در کلبه ای چوبی
میان جنگل هایی دورر ...
با پدرم زندگی می کنم !
یک شب خودم را شکستم وُ
دست به دامان پاهایم شدم
بلکه ‌مرا به جنگلِ حبیبم ببرند
اما آن دو ، به مِنومِن افتادند وُ گفتند :
آدرس آن جا را نمی دانیم !
از آن روز ،
ماه هاست در خواب و بیداری
دنبال نشانی هستم تا شاید شبی
این دل ِ وامانده ام را ،
به عطر اجاقکِ کلبهء چوبی نگار
پیوند زنم !
حال اگر برایت ممکن بود ، کمکم کن !
و من بدون تامل ،
قول پیگیری دادم وُ ... شدم !
روزی که در جنگل های همجوارِ آنکارا
به دیدن "یئددی گول*" رفته بودیم
هر جا کلبه ای چوبی می دیدم
سرک می کشیدم و با خود می گفتم
نکند یار و غار ِ رفیقم ،
که گفته بود
میانِ جنگلی دور هستم ،
این جا باشد !
و لیک تلاشم مذبوحانه بود
تمام تیرهایم به سنگ خورد
و روح پریشانم را پریشان تر کرد !

روزهای آخرِ سفرم بود ،
عزیز ، میانِ خواب مُشتُلُق داد و گفت :
خودت را اذیّت نکن محمت
ببین ، نگارم را پیدا کردم
و اکنون با هم هستیم !
راست می گفت ،
میان جنگلی اردیبهشتی
با دخترکی گلپوش ، قدم می زدند ،
هر دو پایش سالم وُ سرحال ،
جای خود بودند !
خوشحال شدم وُ نفس راحتی کشیدم .

یکی دو روز بعد
پا در دامان وطن گذاشتم
حس عجیبی داشتم
احساس می کردم ، کهن رفیقم را
همین الان خواهم دید
و شاید هم به استقبالم آمده باشد
با همین رویاها
درحالی که دل خوش و سرحال
اطراف و اکناف را می پاییدم
یک آن ، نشریّه ای محلّی را
روی میز سالن فرودگاه دیدم
با خطّی خوانا ،
زیر عکس ِ عزیز ، تیتر زده بود :
جانباز هفتاد درصد دورانِ دفاع مقدّس
به یاران شهید خود پیوست ... !
و خوابم ...
ای دو صد لعنت بر خوابم !

* یئددی گول : تالاب هفتگانه

#محمدرضامقدسی
عالی بود.
۲۴ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روز تازه این نمایش، چهارشنبه ۲۵ مهر، آغاز شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای خوب و داستانی زیبا به همراه بازیهای درخور لحظه،همچنین قسمتهایی از نمایش برای تماشاگرانی مثل من که زاده اون روزها هستیم حس نوستالژی خوبی داشت،از بازیگران کار بسیار متشکرم بابت بازیهای خوبشون مخصوصا خانم آرزو کریمی زند که بسیار درخشان بودند.در هر صورت دیدن این نمایش که بخشی از واقعه 8 سال جنگ تحمیلی به کشورمون هست رو پیشتهاد میکنم و اطمینان دارم که از این نمایش لذت خواهید برد.
جهان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای تازه این نمایش، یکشنبه ۲۲ و دوشنبه ۲۳ مهر، به کارگردانی کامران شهلایی، محمد لارتی و با بازی الهام نامی، امین وحیدی پور و ... فردا (پنجشنبه) ساعت ۱۴، با تخفیف، آغاز خواهد شد.
محمد لهاک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تیکه های مونولوگ طورش رو پسندیدم و تونستم باهاشون به خوبی ارتباط برقرار کنم و لذت ببرم. و البته سبک اون تیکه ها دقیقا مشابه آبی مایل به صورتی بودش.
اما با سایر قسمت های اجرا نتونستم ارتباط بگیرم و خسته کننده بود. به نظرم ایده ای که تو اون قسمت ها بود اصلا جذاب نبود و این رو ناشی از پخته نبودن ایده میدونم.
در رابطه با ویدیوهایی هم که پخش میشد، به احتمال قوی دوستانی که از برنامه های تلویزیون دهه شصت خاطره دارن، با دیدنشون به اون حال و هوا میرن و حس خوبی میگیرن ولی برای من هیچ چیز خاصی نداشت.
من با اون ویدئو های دهه شصتی خاطره هم داشتم، حتی اگر بعضی هاشون به سنم نخوره باز حس نوستالژِیک دارم بهشون.
با این حال گنجوندنشون توی این کار رو دوست نداشتم و یه کار سطحی و ایده ی دم دستی تلقی میکنم
۱۸ مهر ۱۳۹۷
موافقم
۲۰ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش جالبی بود..
خندیدم بغض کردم و گریستم
بازی بازیگرا واقعا خوب بود
فقط تایم اجرا مناسب نبود..
با سلام و احترام
زود قضاوت کردم با خوندن نقد اگزیت کار رو دیدم و خیلی لذت بردم
۷/۱۰
جناب لهاک گرامی
من خیلی زیاد لذت بردم از نمایش
ولی واقعا 10/10 ؟؟؟
سورپرایز شدم
۱۵ مهر ۱۳۹۷
آقا فرمایش شما درسته احساسات احساسات همیشه بر من قالب بودن
۱۵ آبان ۱۳۹۷
آقا من اصلاح کردم
و البته بسیار ممنونم از دقتتون
۱۵ آبان ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روز تازه این نمایش، سه شنبه ۱۷ مهر، به کارگردانی کامران شهلایی، محمد لارتی و با بازی الهام نامی، امین وحیدی پور و ... امروز (شنبه) ساعت ۱۴، با تخفیف، آغاز خواهد شد.
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آقا این کار خیلی عجیب بود واقعا لذت بردم کار داستان کار اینقدر آدم رو تحت تاثیر خودش قرار میده که تا آخرین لحظات نمایش نمیتوانی حدس بزنید که چه اتفاقاتی قراره رخ بده دقیقا مثل خود زندگی ممنون از سایت تیوال که این کار رو به من معرفی کرد لذت بردم
اتفاقا از همون اول معلوم بود از اون تئاترهایی هست که هیچ اتفاقی توش نمیوفته
۱۰ مهر ۱۳۹۷
آقای غیوری،
خیل عظیم پروفایل های یک روزه ای که صرف تبلیغ این نمایش خیلی بد و خیلی متوسط، وارد تیوال شدن و به به و چه چه راه انداختن به اندازه کافی گویای مطلب هست که برای اثبات حرفتون سر خودتون رو درد نیارید.
والسلام :)
۱۱ مهر ۱۳۹۷
جناب رنجبر عزیز داستان درمورد اتفاقی ست که برای "حسام" می فته و واقعه ی دلخراش حمله ی هوایی به اندیمشک که ازهمان اولین پرده همه آشکار و مشخص میشه .. بقیه پرده ها حول تعریف قصه است ... فرمایش شما مبنی بر غیرقابل حدس بودت اتفاق داستان چه موردی بوده؟
۱۴ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوانتاژ، چهارمین نمایشی‎ست که از کامران شهلایی و محمد لارتی می بینم. نمایشی شریف که به یکی دیگر از کوچه‏‏‎های خاک گرفته‏‎ی سال‏های جنگ سرک می‏‎کشد. حالا به صراحت می‏توانم بنویسم که این دو کارگردان در آثارشان به رسم الخط خودشان رسیده‏ اند. آنها در نهایت سادگی، حرفهایی بزرگی از آدم‏های فراموش شده ی جنگ را روایت می‏کنند. آوانتاژ قصد ندارد شعار بدهد، به دنبال سوء استفاده از احساسات مخاطب نیست و خیلی تمیز و سرراست کارش‏ را انجام می‏دهد. چنین دقتی در اندازه گویی در میزانس، طراحی صحنه و بازی بازیگران نیز دیده می‏شود و حقیقتا تلاش گروه بازیگران ستودنی‏‏‎ست.
ممنون از حسن نظر و توجه و دقتی که به کار ما داشتید
۱۱ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چند روز پیش به تماشای این نمایش نشستم،از اون روز تا الان از چند نفر پرسیدم میدونید ۴ آذر سال ۶۵ چه اتفاقی افتاد و جواب هاشون آه از نهادم بلند کرد،خیلی خوشحالم که حالا من میدونم که در اون تاریخ که نبودم، در سرزمینم چه اتفاقی افتاده و چه سرنوشت هایی جابجا شده یا از بین رفته...قسمت نوستالژیک اجرا اشک به چشمم اورد و حس ناب دلتنگی رو تداعی کرد،من خیلی ممنونم از کاردانان کاربلد این کار،از اون روز تا امروز و حالا هر صحنه ی این کارو چندین بار مرور کردم و لذت بردم،این از توانایی بینهایت کارگردانان و بازیگران استانداردشه...پیشنهاد میدم تماشای این کار عالی رو از دست ندید
خرید بلیت روز تازه این نمایش، سه شنبه ۱۰ مهر، به کارگردانی کامران شهلایی، محمد لارتی و با بازی الهام نامی، امین وحیدی پور و ... آغاز شد.
مهدی (آرش) رزمجو این را خواند
theater iran این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش آوانتاژ را دیدم . حس مستند این کار و تصاویر نوستالژیکش خیلی تاثیرگذار بود. نمایشنامه خیلی عالی بود . مخصوصا صحنه های دختر و پسر . حسام و منا. و سربازا . من جدیدا خیلی تئاتر نمی رم . چون تعداد کارهای خوب خیلی کم شده . دیشب به دعوت دوستی این کارو دیدم . دوستش داشتم. تجربه متفاوتی بود .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش آوانتاژ را دیدم . حس مستند این کار و تصاویر نوستالژیکش خیلی تاثیرگذار بود. نمایشنامه خیلی عالی بود . مخصوصا صحنه های دختر و پسر . حسام و منا. و سربازا . من جدیدا خیلی تئاتر نمی رم . چون تعداد کارهای خوب خیلی کم شده . دیشب به دعوت دوستی این کارو دیدم . دوستش داشتم. تجربه متفاوتی بود .
محمد لهاک و مهدی (آرش) رزمجو این را خواندند
theater iran و Natamam این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

خاطره بازی با خاطرات تلخ دهه 60 ، جنگ ، ....
برای من به دلیل وجود المانهایی ، تلخی آن به حدی بود که گاها نیاز باشه چشمامو خشک کنم.

از مثبت های نمایش میتوان به بازیهای خیلی خوب ( فارغ از اینکه آیا نقش ها سخت بود یا ساده ) اشاره کرد و همچنین ترتیب پرده ها به گونه ای که لابلای قسمتهای تلخ ، قسمتهایی که تم طنز داشت فضا را تعدیل میکرد.

پ.ن. نمیدونم آمار و اطلاعاتی هست یا نه ولی مطمینم اگر در دنیا آماری درباره داشتن پتانسیل خندیدن تماشاگران گرفته بشه ، تماشاگران ما ماشااله با اختلاف در صدر خواند بود :)
با پوژش این امیناز ۲از پنج را تماشاگران به این نمایش دا ند ایا خود تیوال بر اساس ارزیابیش داده است ؟
۰۶ مهر ۱۳۹۷
خانم مینا اون معدل امتیاز تماشاگرانه
۰۶ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیگران جوان این نمایش از مسلط ترین بازیگرانی بودند که تا الان باهاشون مواجه شدم چراکه در شرایط بسیار سخت و عجیب توانستند این اجرا رو به پایان ببرند!
متاسفم که مجبور شدین تا سی دقیقه بعد از شروع اجرا، سر و صدای ورود تماشاگران رو تحمل کنید
متاسفم که وسط مونولوگهای طولانی شما هفت هشت نفر با سر و صدای زیاد از پله های ناجور تالار حافظ پایین آمدند و سالن رو ترک کردند و شما سعی کردین صداتون رو به ما برسانید
متاسفم که بعضیها هنوز فرق تاتر و پیک نیک رو نمیداند و مانند افرادی که از شرایط قحطی به آبادانی رسیدند، کل تایم اجرا مشغول ور رفتن با کیسه های پلاستیکی و خوردن خوراکی و تعارف به همدیگه بودند
متاسفم که انواع و اقسام زنگهای موبایل رو شنیدن و خم به ابرو نیاوردین
متاسفم که شاهد همفکری چند خانم در خصوص صفحه اینستاگرامشون در وسط اجرا بودین
متاسفم ... دیدن ادامه » که مادری مجبور شد پسر بچه چهار پنج ساله کلافه ش رو در اوج‌ احساسات بازیگر نقش زن باردار، از سالن بیرون ببره
متاسفم که بعضی مواقع صدای تماشاگران فهیم و منتقد از صدای شما بلندتر بود!!
شما در صحنه واقعی جنگ، این نمایش رو اجرا کردید
همه با تمام توان و امکانات نور و سر و صدا و رفت و آمد و... سعی کردند شما رو به زانو در بیاورند ولی شما مقاومت کردید و پیروز شدید!!!
خانم سلام
واقعاً متأسفم که در بسیاری از اجراها شاهد حضور تماشاگرانی از این دست هستیم متاسفانه علت اصلی این مشکل از مدیران تماشاخانه هاست اگر بعد شروع اجرا ورود ندهند اگر نسبت به رده سنی دقت کنند اگر برای سالن ها یک دستگاه قطع آنتن که خیلی هم ارزان و قابل ... دیدن ادامه » خرید هست بگذارند آنوقت شاهد یه حال بهتریم
البته که شعور خود مخاطب ذاتی است اما شاید رفته رفته برخی اجبار ها و خط دادن ها منجر به فرهنگ و شعور والاتر بشه
حس بد همراهی تماشاچی رو اگر کنار بگذاریم چقدر کار رو دوست داشتید و دیدنش رو توصیه میکنید
۰۵ مهر ۱۳۹۷
خدارو شکر روزی که من دیدم از این اتفاقات نیفتاد.
۰۵ مهر ۱۳۹۷
با سلام خدمت شما کاربران محترم تیوال وقتی ایحانب چندین بار وفقط از گروهای احرایی خواهش کردم که انهم عاجزانه تقاضا کردم نو به هر کس دوست دارید از گذاشتن اخبار در اینستاگرام نگذارید لیهنم تازه این یک بخش بسیار کوچکی بود.بماند.همین.
۰۶ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید