تیوال نمایش بازگشت پسر نافرمان (Le retour du Fils prodigue)
S3 : 20:50:29
  ۰۸ تا ۲۹ اسفند ۱۳۹۲
  ۱۸:۳۰ و ۲۰:۳۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: محمد چرم شیر
: علی راضی
: بابک کریمی، نوال شریفی، ناتالی متی، بلز پوژاد پرو، ماکان اشگواری

: گلنازگلشن
: امیرحسین دوانی
: مریم نراقی
: علی مجاهد
: ایمان یزدی
: سلمان محبی
: امیرپاسنگی
: مهرداد متجلی
: آرش فصیح


خلاصه داستان: خسرو بهداد بیست سال است که در فرانسه زندگی می کند و در زندگی شخصی و حرفه ای موفق است. روزی از روزهای ماه اکتبر به خاطر یک تماس از ایران همه چیز عوض می شود...

یادداشت علی راضی کارگردان:
زیبایی تیاتر به این است که گاهی وجود ندارد. نیست ولی می تواند از درون همین نبودن پیدا شود. نیست و این به معنی "نیستی" اش نیست. نیست یعنی این که هست ولی دیده نمی شود. جایی در سایه یا تاریکی ایستاده دارد به ما نگاه می کند. در انتظار این که آیا اعصاب ما متوجه حضورش می شود یا نه. آیا اصلن حس خواهیم کرد که موجودی وجود دارد که باید بخشی از وجود نادیدنی اش دیدنی شود؟ این چنین بود که روزی از روزهای بهاری حس کردم موجودی دارد به من نگاه می کند.

نمایش مشترک ایران و فرانسه
Une co-production franco-iranienne
My Road Production

شماره رزرو تلفنی: 09370084430

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

گزارش تصویری تیوال از آیین افتتاح نمایش بازگشت پسر نا فرمان‎ / عکاس: آرزو بختیاری

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، جنب خانه هنرمندان، تماشاخانه ایران‌شهر
تلفن:  ۸۸۸۱۴۱۱۵_۸۸۸۱۴۱۱۶


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
نمایش بسیار زیبایی بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
25 اسفند رسید زمان دیدن بازگشت پسر نافرمان
نمایش بازگشت پسر نافرمان نمایش خوبی بود ولی به هیچ وجه عالی نبود ... خیلی خیلی از اینکه از پریدن بومگارتنر در این نمایش استفاده شده بود ازش راضی بودم اون حس سرشاری بهم میده بومگارتنر سرشار از جسارته و اونجایی که ماکان می گفت که پیدا کرده چرا اون پریده و چرایی اونو " ترس " بیان کرد باهاش 100% مخالفم چونکه آدمی تا ترس داره هرگز نمی تونه کار بزرگی مثه کار اون انجام بده ...
از خوندن ماکان اشگواری به شدت لذت بردم انقدر که حد و حساب نداره ...
مضمون نمایش هم خوب بود ولی یه چیزی انگار کم داشت من یکی خیلی جذبش نشدم .
در کل از همه ی دوستان سپاسگزارم .
یک بار دیگه رفتم و این کار رو دیدم. برام نوشتن از این کار سخته. چند روزه ذهنمو درگیر کرده. چه جوری میشه این همه جزییات رو این قدر درست با هم ترکیب کرد. آرزوم اینه که یه روزی بتونم این جوری کار کنم. اون ویدیوهای بومگارتنر، صحنه های اسکایپ ، صحنه های فیلم مستند نوال و ...
این تئاتر برای من خیلی حرف ها داشت. خیلی چیزا یاد گرفتم. شاید باور نکنید ولی من دو شب خواب صحنه های این کار رو دیدم. اون صحنه ای که بابک کریمی خوابیده و ناتالی از بالا نگاش می کنه. چه جوری میشه چند سطح از یه دنیا رو اینجوری گذاشت توی صحنه؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکشنبه 25 ام این نمایش رو دیدم می تونست یک تجربه متفاوت باشه که البته متفاوت تاحدودی ولی به هیچ وجه شاخص و خاص نبود.
طرح این موضوع برای هر نویسنده ای وسوسه کننده خواهد بود ولی این کافی نیست برای ساخت یک اثر کامل، نیاز به ایده های متعدد و متنوع، پرداخت درست و هدفمند و یک خط روایی درست داریم که متاسفانه این اثر همه اینها رو نداشت. نمایش به خوبی و با قدرت طرح موضوع و موقعیت می کند. تا حدودی خیلی خوب شخصیت ها را معرفی می کند. سوالاتی طرح می کند ولی بعد از آن ذهن نویسنده خسته می شود و ایده ها ته می کشد و کار به نفس نفس زدن میافتد. نویسنده بعضا در طرح و خلق بعضی کاراکترها طرح معما می کند و گاهی تعلیق ایجاد می کند ولی از این مسایل در ادامه روایت هیچ بهره ای نمی برد. گویی در ابتدا ایده هایی به ذهن نویسنده آمده ولی در ادامه نمیدانسته با آنها چکار کند. متاسفانه ... دیدن ادامه » با وجود لذتی که از دیدن این اثر بردم ولی باید صادقانه بگم که کار و اتفاق شاخصی در ابن نمایش ندیدم. در مورد بازیگران هم باید گفت که متن، فضای چندانی برای کار و عرضه کاری خاص در اختیار بازیگران قرار نمی دهد. ولی من از کار بازیگران این نمایش بسیار لذت بردم.
یک مساله (گاف)جالب: به خاطر علاقه شخصی که به سالن استاد سمندریان دارم از چند هفته قبل تصمیم داشتم به دیدن این نمایش بروم ولی نشد تا اینکه امروز بعد از دیدن تئاترهایی که در ماه اسفند دیدم ( ملکه زیبای لی‌نین، در انتظار گودوت ، شمعدانی‌ها، آخرین روزهای اسفند و شکلک) به سراغ این نمایش رفتم ( ماه بعد هم که خانم تیرانداز در این سالن اجرا خواهند داشت.) کلا تمام مطالبی که در مورد این نمایش خوانده بودم یادم رفته بود. در حین تماشای نمایش به این نکته فکر می کردم که این بازیگرانی که نقش شهروندان فرانسوی را بازی می کنند چقدر خوب انتخاب شدند چون چهره، اندام و حرکاتشان کاملا شبیه فرانسویهاست!!!!!!!!! مثل فیلمهاشون.
آس نمایش: قطعا بازی زیبای ماکان اشکواری بیش از دیگر مسائل جلب توجه می کند. اکت و حرکات ایشان بسیار خوب انتخاب شده و به خوبی اجرا شد. آواز ( آوای ) خوانده شده توسط ایشان در این نمایش را تا سالها از یاد نخواهم برد. کم بود ولی بد چسبید.
محبوبه تهمتن و ابرشیر این را خواندند
بیتا نجاتی و Ida kh این را دوست دارند
منم این نمایشُ دیشب دیدم جناب میزانی به نظر منم اصلا خاص نبود ... با نظرتون در مورد ماکان اشگواری خیلی موافقم به منم حسابی چسبید به شدت .
۲۶ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از سه نفر که رفتن بالا درخت علت کارشون رو سوال می کنیم!
نفر اول: دوست داشتم بیام بالا تا ببینم تا کجاها رو میشه دید
نفر دوم: دوست داشتم بیام بالا که اون گردو که رو اون شاخه اون وری هست رو بچینم
نفر سوم: سگ دنبالم کرد باید از دستش فرار میکردم اومدم بالای درخت
همه بالای درخت هستند! دو نفر اول انتخاب کرده اند و لی نفر سوم مجبور است! می فهمی؟
داستان نمایش پر نافرمان داستان انسانهایی است که زندگیشان و هویتشان از روی اجبار شکل گرفته است.
دختر که 3 سال! پسری که 11 سال و مردی که 20 سال است از روی اجبار به بالای درخت گریخته اند!
خسرو به ناتلی می گوید: من از یک نوع تفکر گریخته ام! سگ خسرو آن تفکر است!

همه شخصیت ها خشمگین و غم گین هستند! زیرا تصمیمهایی که از سر انتخاب گرفته نمی شوند حتی اگر به بالا ترین حد از موفقیت برسند باز احساس رضایت برای زندگی فرد به ارمغان نمی آورد!خسرو به دختر می گوید خودت را به مشکلاتت نشان نده! نباید خودتت را بعنوان جنگ زده و تبعیدی معرفی کنی همه مرا اینجا بعنوان خسرو عکاس می شناسند! خسرو مانند درختی سترک اما پوک و خشکیده است! روح ناراضی که از حسادت به خسرو و فقدان رنج و معنی در زندگی رفته و عکاس خبری شده هنوز هم ناراضی است چون رفتنش را انتخاب نکرده!بازیگر تئاتری که عکس های خسرو را از بازی های خود بهتر میداند و از کار خود راضی نیست و در تضاد است که ایا بیمعرفت هست یا خیر؟
همه شخصیت ها فریاد می زندد یا سکوت پیشه کرده اند یا غم و بغض دارند به جز ناتلی شخصیت مرکزی و رابط نمایش! زن مهربان که زندگی اش را انتخاب می کند ! میخندد! مهر می ورزد! میرقصد و پویا است! انتخاب می کند پارسی بیاموزد در حالی که خسرو خود را مجبور می بیند که پارسی را فراموش کند!


از تمام هنرمندان و عوامل اجرایی نمایش سپاسگذارم! هر شخص یا شِی یا رویدادی که برایمان چرا بیافریند و به چراهایمان عمق دهد قابل ستایش است!
درباره دکور!
هر ... دیدن ادامه » چه سعی کردم بین سطح مقاطع مسطتیل و مثلث و ورود و خروج شخصیت ها رابطه برقرار کنم نتوانستم و ایضا بین نور بنفش و آبی و پرده!
از خانه که پایین می شوی روی سطح شیب داری هستی که نرده هم ندارد و تنها تکیه گاهت دیوار خامه است! مرز بیرون خانه و خانه با نور و تاریکی مشخص شده بود! تکیه بر مفهوم خانه جالب بود! حتی در ویدئوهای پخش شده نیز خانه دیده می شد! خانه مرتضی! خانه مادربزرگ و خانه زمین!

اسم نمایش مرا برایم تداعی کننده داستان پسر گمشده انجیل بود!

اون کلیپ فوتبال جالب بود! شور ملی با شعور ملی بسیار بسیار متفاوت است!

من شخصیت سارا آستوروگ در مدار صفر درجه رو خیلی دوس داشتم ! بازی خانم ناتلی در نمایش خوب بود! سپاس

و در آخر از قول سعدی
نگویند از سر بازیچه حرفی/ کزان پندی نگیرد صاحب هوش/ و گر صدباب حکمت پیش نادان/ بگویند، آیدش بازیچه در گوش
صبر! تفکر و تلاش برای فهمیدن را دوست دارم
سینای گرامی من فکر می کنم اتفاقا خسرو و شخصیت پسر پرفرمنس کار با تصمیمگیری و اتفاقا با یک انتخاب کاملا آگاهانه اقدام به مهاجرت کرده اند...و این مسئله خشم و نارضایتی در هر حالتی ممکن بود بر سر هر انسانی که تصمیم به مهاجرت نمیگیرد هم به وجود بیاید اینکه خسرو ... دیدن ادامه » می ماند و اصلا به خواسته ها و ایده هایش نمی رسید ممکن بود وضعیت اش بعد از 20سال چه بسا وخیم تر و نا امیدکننده تر باشد...
سانتیمالیسم غم هجرت برای مهاجرینی که امکان برگشت و دوباره رفتن را دارند کارکردی ندارد.
۲۵ اسفند ۱۳۹۲
موارد که نوشتم در رابطه با پست اصلی شما است و اساسا توضیحات مفصل بعدی تون تو نظرها ربطی به موارد مورد بحث من نداره....
از سه نفر بالای درخت با شرایط مختلف حرف زدید بعد نوشته بودید:"همه شخصیت ها خشمگین و غم گین هستند! زیرا تصمیمهایی که از سر انتخاب گرفته ... دیدن ادامه » نمی شوند..... باز احساس رضایت برای زندگی فرد به ارمغان نمی آورد"..
خوب این حرفها و حدیث ها رو به یک صورت به سه تا شرایط مختلف تعمیم دادن کار درستی نیست .موارد در خصوص خسرو بدیهی بود. بعد بحث انتخاب تصمیم و مخیر و نا مخیر بودن آن هست که باز در مورد هر 3مورد مهاجرهای این نمایش حدیث خودش رو دارد....
۲۶ اسفند ۱۳۹۲
نوشتتون برای من نامفهومه!

هر سه ایرانی از روی اجبار فرار کرده بودند نه مهاجرت. در مهاجرت فرار یک تاکتیکه نه استراتژی
۲۶ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در مجموع راضی بودم. اشکال فقط در هماهنگی زمانی بین زیرنویس های فارسی و صخبت های فرانسوی زبون.
بازی و خوانندگی ماکان اشگواری تاثیرگذار بود.
manimoon و ابرشیر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی کارها برچسب «پیشنهاد تیوال» و ادعاش رو کم‌ارزش میکنه.
بعد از دیدن دو کار «من چه جوری ممکنه یه پرنده باشم؟» و «بازگشت پسر نافرمان» با برچسب «پیشنهاد تیوال» به این نتیجه رسیدم که زیاد بهش توجه نکنم و بیشتر تحقیق کنم!!
نظر شما چیه؟
با بیشتر تحقیق کردن موافقم .
۲۴ اسفند ۱۳۹۲
حرف شما تا حدی درسته. مثلاً همه به احترام محمد رحمانیان بلند میشیم، اما آیا واقعا «آرش ساد» کار خوبی بود؟ در عوض «سقراط» که فوق العاده بود.
اینجاست که یه «پیشنهاد» بیشتر خودش رو نشون میده. مثلاً دوستی که بگه حتما سقراط رو برو ببین (یعنی برچسب پیشنهاد تیوال) ... دیدن ادامه » و دوستی که بگه من خوشم نیومد، تو شاید خوشت بیاد. (نداشتن برچسب پیشنهاد تیول).
در ضمن من هیپوفیز رو ندیدم. همینطوری مثال زدم که ملاک این برچسب چیه؟
۲۵ اسفند ۱۳۹۲
مشکل  همینجا پیش می آید،...این اتکا به یک معیار که مثل یک کلید، قفل همه انتظارات دانسته و ندانسته ی ما رو از یک نمایش پاسخگو باشه ...چنین کلیدی وجود دارد؟.
.چه کسی میگه آرش ساد کار خوبی نیست؟ اگه نظر شما این است مصداق شما برای آن چیست؟ ملاک شما برای فوق ... دیدن ادامه » العاده بودن سقراط چیه؟ آیا دارید به فروش بالا اتکا می کنید یا تعداد بالای دوست دارم برای یک تاتر در تیوال؟آرش ساد به دلیل متن اش و بازی نصیرپور فوق العاده بود
..حرفم این است که آیا معیارهای ما همان سلیقه های ما خواهد بود و چنانچه تاتر مورد پیشنهاد تیوال مورد سلیقه ی ما نبود سلیقه ای که اصلا خودمان نمی دانیم چی هست شاید ناراحت می شویم .....اگر واقعا بحث سلیقه صرف نیست پس باید با استدلال و دلایل کاملا حرفه ای مخاطب جدی کاری ایرادی داریم به واژه های بد بود ضعیف بود اتکا نکنیم دلیلمون رو برای ضعف در ارتباط با اون اجرا توضیح بدیم ،،، یا دست کم انتظارمون رو از یک تاتر خوب بر بشمریم....اینطوری تفاوتمون با سطحی نگری های رایج مشخص میشود .. ،،، و..وگرنه اینکه بگیم این تاتر حدش برای برچسب خوردن نبود یا بود درد روشنفکرانه ای رو دوا نمیکنه.....
۲۵ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این نمایش رو روز چهارشنبه دیدم. به نظرم "بازگشت پسرنافرمان" ایده خوبی داشت اما این ایده خوب، خوب نوشته و اجرا نشده بود. مثلا اصلا مشخص نبود کارکرد کاراکتری که "بلز پوژاد پرو" بازی میکرد در نمایش چی بود این کاراکتر رو میشد از نمایش حذف کرد بدون این که به کار لطمه ای وارد بشه. کاراکتری که "نوال شریفی" هم بازی میکرد تقریبا همین ویژگی رو داشت.
دکور این نمایش هم به نظرم خوب نبود، البته درک میکنم که میشه دکور رو "مینیمال" اجرا کرد، ولی دکور این نمایش خیلی سر هم بندی شده بود.
اما به هر حال، از تلاش گروه نمایش تشکر میکنم و آروزی نمایشهای موفق تری براشون دارم.
محبوبه تهمتن و ابرشیر این را خواندند
بیتا نجاتی و نیلوفر رحیمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدن این کار تو یه روز بارونی انقدر حالم رو عوض کرد که نمی تونم ازش بگذرم.قبل از دیدن این کار خیلی حرف ها شنیده بودم. جالب این که هیچکدوم حد وسط نداشت. یه عده خیلی دوست داشتن و یه عده اصلا دوست نداشتن. من سعی کردم بدون این حس ها برم این کارو ببینم. هر چند که نویسنده ، کارگردان و چند تا از بازیگرا رو می شناختم و انتظارم ازشون زیاد بود. وقتی کار رو دیدم حس کردم انتظارم از این گروه برآورده شده. خیلیا درباره موضوع کار حرف زدن. من فکر می کنم برداشت هر کدوم از ما نسبت به موضوع یه تئاتر می تونه متفاوت باشه. چون ذهنیت هرکدوم از ما متفاوته. ولی چیزی که باعث شد خیلی از این کار خوشم بیاد درست بودن متن، کارگردانی و بازیا بود. همه با هم یه مجموعه بودن. یه ظرافت و هارمونی وجود داره.از نظر من سخت ترین کار تو تئاتر همینه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشی بسیار ضعیف و در حد تئاتر دانشجویی و در کل به قیمت بلیطش نمی ارزد به عنوان مثال شما وقتی ملکه زیبای لنین را می بینید حتی اگر هم خوشتان نمی آید باز متوجه می شوید که کار در سطح قابل قبول و بالایی است و یا نمایش شکلک که متوجه نمایشنامه و بازی های خوبی از آن می شوید . متعجب از تیوال که این نمایش را پیشنهاد کرده است چون نمایش های بسیار جالب تری همیشه وجود داشته اما تیوال تا به حال پیشنهاد نداده است
آرش فصیح این را خواند
محمد، احسان توکلی و نازنین بیتاژیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب این نمایش رو دیدم. وادارم کرد که صحنه ها رو با ولع تماشا کنم، مبادا که کوچکترین حرکت یا دیالوگی رو از دست بدم؛ منو به یاد خونه های ایرانی انداخت، خونه پدری، خونه های پنج دری دار، کرسی و دهلیز و صندوق خونه، با حوض وسط حیاط و... خونه هایی که نه یک آجر کم داشتند نه یک آجر زیاد. خلاصه اینکه تنها می تونم بگم: نمایشی که نه یک کلمه (حرکت) کم داشت نه یک کلمه (حرکت) زیاد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این کار رو دیدم. تنها مشکلی که داشتم عکاسی بود که کنار دستم عکس می گرفت. خوشبختانه به خاطر جو سازی بعضی از دوستان تیوالی دیدن این کار رو از دست ندادم. خیلی دوست داشتم و می خوام یه یادداشت بلند براش بنویسم.
روجا حافظی و محبوبه تهمتن این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام برا امشب سه شنبه یه دونه بلیط دارم.کسی نمیخواد؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از استادامون می گفت فراموش نکنید که غیر از تئاتر کار کردن ، خود تئاتر دیدن یک خوشبختی بزرگه. خیلی خوشحالم که امشب این کارو دیدم. از همون شروعش با صحنه ی پریدن اون فضانورد منو با خودش برد. جالبه که توش برای من پر از سورپرایز بود. مثلن اصلن فکر نمی کردم اون فیلم های مستند هم بتونن وارد کار بشن. ولی خیلی هم خوب بودن. یا مثلا اسکایپ که عالی بود. در کل جزو بهترین کارهای چند وقت اخیر بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دوباره این کار رو دیدم ، البته این بار با چند تا مهمان . و خیلی جالب بود چون انگار یه کار جدید می دیدم که فقط داستانش رو می دونستم ، این بار دو جای دیگه کار گریه ام گرفت و بازی بلز خیلی عجیب شده بود خیلی .... من خیلی لذت بردم .
باز هم همه خسته نباشید :)
چ جالب!!! من هم دقیقن دفعه دوم متوجه بازی بلز شدم، یعنی برای کشف علت وجو بلز رفتم و خیلی ارتباطات رو کشف کردم.و باز هم جالب اینکه بار اول فقط بغض کردم و بار دوم و از صحنه ی آخرین اجرای ماکان بغضم ترکید...
۲۴ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک سوال برای من پیش اومده...
تکلیف آنهایی که با کفشهای خودشون تو خیابونهای تهران(که حتما دوستش دارندو شایدم زادگاهشونه)راه میرن، اما نه به مقصدی می رسند یا اگر هم میرسند، دیر می رسند و یا راهشون نمی دهند چیه؟
کسی هست که با کفشهای دریغ شدگان روی سنگفرشهای جاهای دیگه قدم بزنه ؟؟؟
چقدر تلخ بود و همیشه همینه تلخها حقیقی اند ولی فکر نمی کنم کسی جوابگوی دیگری باشه آقای ابرشیر و این اوضاع رو وخیمتر می کنه متاسفانه .
۱۷ اسفند ۱۳۹۲
بسیار سوال بجایی است که دغدغه هنرمند اصیل این باید باشد . واقعا سوال خوبی است . وگرنه گریه و دلتنگی و احساسی بازی در سریالهای تلویزیون به وفور یافت می شود و مهاجرت در این دوره برای ما چه چیز غریبی است . همه به نوعی این دو راهی را حس کرده اند .
۱۹ اسفند ۱۳۹۲
سعید جان مسئله اینه که آدمیزاد به چیزی که داره راضی نمیشه معمولا...هی به این در و اوندر میزنه که بره تا میره می بینه باز هم یک چیزی کمه...
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حقیقتش من تحت تاثیر نمایش قرار گرفتم , شاید چون دغدغشو دارم و همیشه به این فکرکردم(و نمایش هم اینو دوباره به یادم آورد ) که چرا باید تو یه کشور , شرایط زندگی برای بعضی ها اونقدر سخت بشه که,ترجیح بدن (یا مجبور بشن) مهاجرت کنن و همه چبزو از صفر شروع کنن.با این حال به عقیده من ابن نمایش (با وجود"زندگی انسان" و"من چه جوری ممکنه"...) نباید جزو پیشنهادهای تیوال باشه.

1.چیزهایی از کار که برام خوشایند بود:
-استفاده از امکانات تصوبری
-نقش پدر خسرو خیلی برام تاثیر گذار بود(میمیک صورت و صداش)
-دکور و استفاده بهبنه از اون
-نور پردازی نسبتا مناسب.البته به نظرم نور پردازی صحنه هایی که برادر ناتالی حضور داشت باید در جهت حس اینکه با یه روح طرفیم , متفاوت تر می بود .
-با ریتم مشکلی نداشتم

2-چیزهایی از کار که برام خوشایند نبود:
-اساسا چرا "پسر نافرمان" ؟ من متوجه نافرمانی نشدم
-شخصیت پردازیها مناسب نیست وشخصیت خسرو به نظرم کم رنگ تر از بقیه بود.
-بازی بابک کریمی خوب نبود.ناتالی متوسط و بقیه بهتر بودن (به نظرم"بلز پوژاد پرو" بهتر از بقیه بود)
-بازی ناتالی و برادرش با ملافه ها(من فکر کردم اونارو از تراس آویزون کردن ولی تو صحنه یعد خسرو ازشون برای خواب تو همکف استفاده کرد؟!!!)
-و در کل به نظرم نمایش خوب دراماتورژی نشده بود(یا به چیزی کم داشت,نمی دونم!!)

محمدرضا دانش، ابرشیر و کیمیا توکل نیا این را خواندند
Fahimeh Moussavi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب بعد از دیدن این کار دوست داشتم بیام اینجا نظرم رو بنویسم. ولی گفتم شاید احساساتی شدم. امروز صبح دیدم هنوز همون حال رو دارم. خیلی لذت بردم. خانواده ی من جنوبی هستن و ما تو خانوادمون خیلی مهاجر داریم. همه چیز برام قابل لمس بود. بازیگرا هیچ کدوم زور بیخودی نمی زدن ولی همه شونو باور می کردی. کارگردانی ش درجه یک بود. چون تونسته بود یه دنیا توی خود تئاتر درست کنه. فقط با یکی دو جمله توی متن مشکل داشتم. هر چند که به نظرم یکی از بهترین کارهای چرم شیر بود.
ابرشیر و کیمیا توکل نیا این را خواندند
مهرزاد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دوشنبه این کار رو دیدم ،تماشاگر حرفه ای نیستم اما قبول دارم ریتم کار کمی کند بود ، اما بازی ها به نظرم بسیار قابل قبول بود موزیک زیبایی برای کار انتخاب شده بود که هنوز توگوشمه (ودنبالش میگردم اگه کسی میدونه بگه لطفا")
*از شروع نمایش شاید اولین صحنه چشمگیر زمانی بود که ناتالی کیک رو آورد و با خسرو به اصطلاح حرکات موزون انجام میدادند ،صورت ناتالی سرشار از عشق و خسرو هم خیره به این چشمان عاشق اما با صورتی غم آلود که ناتالی ازش در همین باره میپرسه
*افکت های صوتی اصلا" جالب نبود وبیشتر گوشخراش بود و زمانی که مثلا" تماس با پدرش داشت یا تماس تلفنی نوال و ناتالی به طرز دیوانه واری صدای سمت راست صحنه قطع و وصل میشد دوستانی هم که توی اون اتاق بالایی نشسته بودند خفه کردند مارو با صدای خنده و بحث فوتبال و زنگ مسخره تلفن!!!
*من هنوز معنی و علت اون دیالوگ تعویض ... دیدن ادامه » لباس رو نفهمیدم (اگه کسی میدونه بهم بگه لطفا")
*از جذابیت های دیگه کار برای من استفاده از زبان فرانسه بود اما خیلی جاها زیر نویس نبود و برای تماشاگری که آشنایی به زبان فرانسه نداشت گنگ بود ولی خیلی شمرده و روان صحبت میکردند اگر در سطح متوسط فرانسه بلد باشید تقریبا"80% دیالوگ ها رو به راحتی میفهمید
*جملاتی زیبایی دربین دیالوگ ها بود که عمیقا"تاثیر گذار بود اما یه سکوتی ربط بین اونها رو از بین می برد
*برای کسانی که قصد مهاجرت دارند حرفهایی رو داره که یا همه میدونیم یا داریم ازشون فرار میکنیم چون جوابی براشون نداریم از جمله خود من
*قسمتی که نوال داشت فوتبال نگاه میکرد خیلی مصنوعی بود عین سریالهای آبگوشتی صداسیما!!!
*اما صحنه آخر که نوال با اون بغض عمیقش کفشهاشو داد به ناتالی دیوانه کننده بود برای من که از اول نمایش دوباره تحت تاثیر همه سوال های بی جوابم قرار گرفته بودم ناگهان بغضم رو تبدیل به اشک کرد (خوب شد تنها بودم)
*در کل دیدن این کار رو به همه مخصوصا"همه کسایی که میخوان مهاجرت کنند توصیه میکنم (نه به خاطر این که پشیمون بشن)به همه اونایی که وقت رفتن اضافه بار دارن ، یه چمدون ! یه چمدون ترس و اضطراب و سوال های بی جواب .....
شاید برای همین سوالهای بی جواب از سالن که خارج بشید تا خونه پیاده برید بعد بفهمید ماشین رو دم سالن پارک کردید
نقدتون خیلی عالی بود . نظرتون و نقدتون بسیار برای من قابل احترام بود . کاش بقیه دوستان هم یاد بگیرند مثل شما نکات منفی و مثبت یک اثر رو بیان کنند . تاتری که بتونه اینقدر در روح یک انسان رسوخ کنه که یادش بره ماشین آورده بوده و تا خونه پیاده بره .... یعنی عالی ... دیدن ادامه »
۲۰ اسفند ۱۳۹۲
ممنون محمبوبه جان
خیلی خیلی لطف دارید
آره واقعا رسوخ در روح شاید بهترین کلمه ای باشه که میشه به کار برد چون هنوز هم میخوام برم ببینم کار رو ،امشب یه دوست خوبی رو ملاقات کردم تازه زوایای بیشتری از کار برام روشن شد متشکرم از ایشون (سیامک احصایی)
مشتاقانه ... دیدن ادامه » در اولین فرصت میرم کار رو میبینم
باز هم از شما ممنونم
۲۱ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گمان‌م لازم است یک چیزهای بیش‌تری درباره‌ی «بازگشت پسر نافرمان» بنویسم که اگر صرفن به خاطر نوشته ی پیشین من می‌خواهید آن را ببینید، بدانید:

1- دیالوگ‌نویسی کار را دوست نداشتم. یک جاهایی خیلی بد بود. مثل آن صحنه‌‌ای که نوال می‌گفت لباس‌ت را عوض کردی.

2- برخلاف بیش‌تر نمایش‌های ایرانی که متکی به دیالوگ هستند، بعد تصویری این کار بیش‌تر است. خیلی قاب‌ها و میزانسن‌ها را دوست داشتم اما درک می‌کنم اگر برخی حس کنند که بعضی از پزها اصطلاحن زیادی تئاتری است.

3- من ایده‌ی اصلی کار را دوست داشتم و به دلایل شخصی ارتباط عمیقی با کار برقرار کردم اما این دلیل نمی‌شود که متوجه به کلیشه‌ای بودن و شعاری‌بودن خیلی گفت‌گوها نشده باشم. اگر سخت‌گیر باشید ممکن است این مسئله روی اعصاب‌تان برود.

4- هش‌دار می‌دهم که ممکن است با ریتم کار هم مشکل داشته ... دیدن ادامه » باشید و به‌نظرتان کش‌دار بیاید.

با این همه تماشای‌ش را پیش‌نهاد می‌کنم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید