تیوال نمایش به مناسبت ورود اشکان
S3 : 07:52:50
  ۱۰ تا ۲۵ تیر ۱۳۹۳
  ۱۹:۰۰
 بها: ۱۲,۰۰۰ تومان

: پوریا کاکاوند
: وحید آقاپور، مهسا ایرج پور، فراز سرابی، رامونا شاه، فرزانه شکوهی، خسرو شهراز، فاطمه فخرای، فربد فرهنگ، لادن نازی، وحید نفر

: صدرا ولی زاده
: حمید پورآذری
: پگاه ترکی
: علی کوزه گر
: زهره علی اکبری
: سرور یزدی
: شیوا خدابخش
: حنیف سلطانی
: امیر قالیچی (تیاتربازها)کاری از گروه سوراخ تو دیوار
کاندید بهترین نمایشنامه از سی و دومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر
کاندید بهترین کارگردانی از سی و دومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر
کاندید بهترین بازیگر زن از سی و دومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر
برنده تقدیر بهترین بازیگر مرد از سی و دومین جشنواره بین المللی تیاتر فجر

گزارش تصویری تیوال از نمایش به مناسبت ورود اشکان / عکاس: کامران چیذری

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش به مناسبت ورود اشکان / عکاس: ماندانا رنجبر

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

نمایش به مناسبت ورود اشکان | عکس

آواهای وابسته

مکان

تقاطع خیابان انقلاب و ولی‌عصر، مجموعه فرهنگی و هنری تئاترشهر
تلفن:  ۶۶۴۶۰۵۹۲-۴


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
جناب پوریا کاکاوند عزیز

ما تا اومدیمن ببینیم چی به چیه کیه این تیاتر ، نمایش آخرین روزش رسید و تموم شد

خواهشا یه فکری بکنید خیلی ها میخوان این نمایش دوباره اجرا بره

ممنون و سپاس
شاهین نصیری این را خواند
سارا صاد و کامران م. این را دوست دارند
خانم اعتماد به شدت باهاتون موافقم امیدوارم ادامه ی اجرا رو در همین سالن یا سالن دیگه ای ببینیم تئاتر واقعا خوبی بود به خاطر موزیک کار که لازمه ی اون بود طبیعی بود که قبل از شب قدر تموم کنن اجراش رو. خودم هم دوست دارم یک بار دیگه این کار رو ببینم.
۲۹ تیر ۱۳۹۳
نگران نباشید رپرتوار تو شرایطی که نویسنده های ما حال و حوصله ی متن خوب نوشتن ندارند یه روال کاملا طبیعیه! بگیم یا نگیم چند وقت دیگه همین کار دوباره اجرا میشه. با توجه به سالنش، می تونم بگم تو خیلی از سالن ها امکان باز اجرا داره و کار سختی برای اجرای مجددش ... دیدن ادامه » نخواهد داشت.
۳۰ تیر ۱۳۹۳
ممنون از اطلاعاتتون :)
۳۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تاتری دانشجویی، اما با کیفیت بسیار بالاتر ، و قابل تحسین...
با موضوعی اجتماعی در باب حال حاضر..
دانشجویی نبود!
۲۵ تیر ۱۳۹۳
البته الان که این اجرا تموم شده و من اتفاقی این پست رو دیدم برام خیلی جالب بود :) خانم شاه و آقای آقاپور و آقای شهراز و آقای نفر و خانم ایرج پور رو مطمئنم از دوره ی دانشجویی شون خیلی وقته گذشته در مورد آقای فرهنگ و بقیه ی دوستان یه مقدار تردید دارم اگه اطلاعات ... دیدن ادامه » جدیدی کسب شد اطلاع میدم :)
۰۲ مرداد ۱۳۹۳
سلام و تشکر از باب پیام ها و نظرات
کار از نظر سطح متنی و پختگی اجرا، همانند تاتر دانشویی هست
و گرنه که خیلی از دوستان کار های دیگر هنری داشتند
۲۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقدی بر نمایش به مناسبت ورود اشکان کاکاوند

http://www.rooykard.ir/vdcd.o0s2yt09na26y.html


علیرضا چرا خط خطی شدی ؟؟ خوبی آقا .
۲۵ تیر ۱۳۹۳
سلام خانم سین محترم
ممنون که نظرتون رو راجع به این نقد نوشتین باید تاکید کنم من اصلا نگاه یک طرفه و خصمانه نداشتم نسبته به این نمایش

ببینید اصلا مهم نیست که نمونه خارجی این افراد وجود دارد یا نه چرا که جهان نمایش با جهان پیرامون ما فرق می کنه مهم اینجاست ... دیدن ادامه » که ما توجه کنیم این افراد با اخلاق های منحصر به فردشون در این نمایش به هیچ وجه در روند درام تاثیر نمی گذارند و دلیل حضورشان معلوم نیست مثلا این که دختر دایی چه نقشی در روند نمایش دارد اصلا معلوم نیست و اگر نباشد هم هیچ اتفاقی نمی افتد ، من بیشتر به ساختار ها و منطق دراماتیک اثر توجه داشتم و به موقعیت دراماتیک که دیر رخ می دهد یعنی در واقع اتفاقاتی که قبل از بحران و موقعیت دراماتیک اتفاق می افتد اصلا در به راه افتادن بحران دراماتیک ما هیچ ربطی ندارد و حتی با نگاهی دقیق تر در میابیم که آن ها حتی در فراهم کردن و دادن پیش آگاهی از موقعیت دراماتیک هم نقشی ندارند در مجموع من هم جز طرفداران این نمایش بودم که در مدیوم خود نمایش خوب و قابل قبولی بود....
۲۷ تیر ۱۳۹۳
کارکرد دختردایی رو در نشون دادن موقعیت او دوست خونوادگی می بینم.
تنها شخصیتی که کاش اصلا پاش به اون اتاق باز نمی شد از نظر من زن بهمن بود.
به نظرم ماجرا برشی از یه مجموعه اتفاق بود، هر چقدر به آخرهای مهمونی نزدیک می شدیم، یکی یکی روی دیگه آدم ها نمایان ... دیدن ادامه » می شد.
از یه نظر پدربزرگ هم می تونست اصلا نباشه، هر چند که انگار علی رغم تصور همه اون از همه ماجراها بیشتر اطلاع داره.
۲۸ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز به پیش‌نهاد و البته اصرار یکی از دوستان «به مناسبت ورود اشکان» را دیدم. الان از شدت خستگی دارم از پا می‌افتم اما واجب دانستم که بیایم و این‌جا بنویسم که فردا ساعت‌های پنج و هفت عصر دو اجرای آخر این کار است در سالن قشقایی و اگر فرصت می‌کنید، حتمن به تماشای‌ش بروید. چه‌قدر حیف که نمایش‌های به این خوبی این‌قدر اجراهای کمی دارند. به‌شدت امیدوارم که این اجرا تمدید شود یا گروه بتواند در سالن دیگری به اجراهای‌ش ادامه دهد تا کار بیش‌تر دیده شود.

‌خیلی خیلی از نمایش خوش‌م آمد. از همه چیزش. نمایش‌نامه‌ی بسیار خوب متکی بر شخصیت‌ش، کارگردانی مناسب، ریتم عالی، طراحی خوب لباس، نور و صدا و مجموعه‌ی بازی‌ها به خصوص بازی بسیار زیبای فربد فرهنگ در نقش بهمن.
چیزی که در این نمایش برام خیلی جالب بود، نقطه اوج بسیار بجای اون بود؛ لحظه گریه بهمن و پاسخ احساسش از طرف آقاجون که خیلی بموقع و درست در زمانی که تماشاگر از لحاظ ذهنی و حسی آمادگی لازم رو پیدا کرده بود اتفاق افتاد؛ حقیقتا این صحنه بیاد موندنی و اثرگذار به راحتی از ذهن پاک نمی شه.
در مجموع کار قابل احترامی بود و بخصوص اینکه ریتم درستی داشت.
فقط اینکه، تنها دیالوگهای خسرو شهراز رو کامل و کلمه به کلمه شنیدم و بعضی از دیالوگهای دیگه رو خوب متوجه نشدم، که البته این هم شاید بیشتر به افزایش سن بنده بر گرده...
manimoon، زهره شاداب و سحر بهروزیان این را خواندند
farhad riazi این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی واقعی می تونستم خودم رو یکی از مهمونهایی بدونم که تو سالن داشتن با آهنگها جیغ می زدن.
نمایشنامه و بازیهای خوب، طراحی صحنه ساده و عالی
همه چیز خوب بود و دست آخر از همه مون تشکر کردن اون سونای خشک رو یک ساعت و نیم تحمل کردیم.

کاش از این به بعد به جای تحریم نمایش هایی که ساعتهای دیر اجرا می شن و یا قیمتشون زیاده،
اجرای نمایش ها رو تا آخر تابستون تو تالار قشقایی تحریم کنیم.

مجموعه تئاترشهر چرا باید اجازه بده تو یه همچین سالن بی امکاناتی اجرا انجام بشه؟
ابرشیر، امید رستگار و زهره شاداب این را خواندند
سیامک قلی زاده و سحر بهروزیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه روایت دوست داشتنی ... از واقعه دوست نداشتنی ... اما منطقی ... و بازی های باورپذیر .... با کلی اهنگ خالتوری و یه دوسه تا اهنگ خوب حداقل به سلیفه ی ی من ... به علاوه ی همه ی اینا خنده های نوید محمدزاده رو هم اضافه کنید ... من و دوستم کلی به خنده های نوید محمد زاده خندیدیم ... از اون کارا بود که وقتی داری تو زندگی خودت قدم میزنی امکان دیدنش هست ...
نوید محمد زاده؟؟!!
۲۴ تیر ۱۳۹۳
علی جان به احتمال زیاد نوید اومده کارو ببینه و با اون خنده هاش دوستان رو شاد کرده!
۲۴ تیر ۱۳۹۳
آهان...بله ممنون
۲۴ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
" به مناسبت ورود اشکان "
تئاتری برگرفته از دل جامعه امروزی ما، دروغ ها ، احساس ها ، روابط و خیانت ها
چه ساده و روان
نکات طنزی که هجو نبود
نقل داستان به مناسبت یک جشن و دیدی نو به مشکلات قدیمی
از گروه سپاس گزارم

پ.ن. این تئاتر خوب متاسفانه من رو راضی نکرد و این کاملا به علاقه شخصی برمیگرده و ایرادی به کار وارد نیست.

اجرای دیروز به کودکان غزه تقدیم شد اما برای من به قول خود آقای آقاپور فارغ از هر جبهه گیری زیباتر نبود به کوچولوهای که صبح تا شب در پارک ها - مترو - خیابان ها- سر 4 راه ها دست فروشی می کنند تقدیم می شد
ابتدا امر بنده فکر این کوچولوها تو ذهنم بود ولی یهو اسم کودکان غزه جایگزین کودکان خودمون شد

در هر حال کار فی النفسه صحیح بود

سپاس از گروه اجرایی محترم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک کار خوب و منسجم و دوست داشتنی که ارزش دیدن داره.
manimoon، خانم سین و زهره شاداب این را خواندند
فرناز، پریسا، نیکا زاهدی و سحر بهروزیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممنون از نمایشنامه ی خوب کار که کاملا رئال و امروزی بود با شخصیت های متفاوت و زنده که شبیهشون رو خیلی زیاد اطرافمون دیدیم و یا اتفاقاتی که تجربه کردن رو ما هم از سر گذروندیم. چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم این بود که این شخصیت ها و کنش ها و گفتارشون کاملا ملموس بودن و باعث می شد هر چه بیشتر بشه باهاشون ارتباط گرفت. گره ها و تعلیق متن با این که خیلی زیاد نبود اما در راستای سادگی متن مناسب بود و جذابیت خودش رو داشت.

بازی ها هم خیلی روون و خوب بودن. خسته نباشید به این گروه جوون و موفق.

این رو هم بگم که تقدیم اجرا به بچه های غزه و اون جملاتی که وحیدآقاپور عزیز بیان کردن، واقعا کار پسندیده ای بود.
سلام بر دوستان تیوالی
دیشب کار به مناسبت ورود اشکان را دیدم. کار بسیار خوبی بود . موضوع و بازی ها بسیار روان و دوست داشتنی بود. همچنین این اجرا با خوش سلیقه گی (یک دقیقه سکوت و صدای استاد سمندریان) به ایشان تقدیم شد.
اگر چه بعلت خاموش بودن سیستم تهویه و خنک کننده سالن ،‌در طول اجرا مجبور به تحمل گرمای سالن بودم!! در مجموع به همه دوستان پیشنهاد می کنم این کار را در روزهای اخر اجراش حتما ببینن. (گویا قراره دو اجرا در هر روز باشه).
سپاس از لطف و زحمت آقای پوریا کاکاوند و باقی عزیزان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
یه سوال

اگه این نمایش رو فردا ساعت 17 ببینم آیا می رسم بعدش برسم به حافظ و هوموریباس رو ببینم؟

سپاس
علی ابراهیم این را خواند
بله می رسید نگران نباشید.
۲۲ تیر ۱۳۹۳
سپاس
۲۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری عزیز چرا فقط دوشنبه تخفیف داره!؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش بسیار خوبی ست ... بازیهای روان ودوست داشتنی وکارگردانی ساده و هدفمند . متن هم خوب است و با جامعه امروز همخوانی دارد . حضور خسروشهراز پیشکسوت تاتر ایران در جمع جوانان جویای نام ستودنی ست بعد از دیدن نمایش هملت وبازی کوبنده این مرد بزرگ بازی رئال و زیبای ایشان برایم جالب بود . پیشنهاد می کنم این نمایش را حتما ببینید بدون اغراق می گویم بازیها در سطحی ست که می تواند کلاس درسی باشد برای علاقمندان به بازیگری .خوشحالم جوانان تاتر ما در این سطح از بازیگری جای گرفته اند . برای این گروه موفقیت آرزو می کنم . بامید کارهای بهتر وزیبا تر
خانم ستوده من هم واقعا از بازی آقای شهراز بسیار لذت می برم..
امیدوارم بیشتر ایشان را روی صحنه ببنیم.
۲۲ تیر ۱۳۹۳
با نظرتون موافقم خانوم ستوده عمو خسرو شهراز ذاتا انسان بزرگی ست باشخصیت ،مهربان و متواضع وپر انرژی حضورشون غنیمتی ست برای تاتر کاش دیگران هم از این عمو خسرو ما یاد بگیرند . واما نمایش کار بسیار خوبی بود و فوق العاده دوست داشتم بخصوص متن که درد جامعه مارا ... دیدن ادامه » فریاد می کشه . بازی ها عالی بود تسلط بازیگران در صحنه فوق العاده بود لحظه های نابی رو به نمایش گذاشتند به همه تبریک میگم به اقای کاکاوند بخاطر کارگردانی و نوشته ی خوبشون .
۲۳ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گزارش روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، نمایش «به مناسبت ورود اشکان» به کارگردانی پوریا کاکاوند که از 10 تیر ماه در تالار قشقایی به صحنه رفته، دوشنبه 23، سه شنبه 24 و چهارشنبه 25 تیر ماه در دو نوبت میزبان علاقه مندان تئاتر خواهد بود.

براساس این گزارش این اثر نمایشی در تاریخ های یاد شده ساعت 17 و 19 اجرا می شود.

شایان ذکر است بلیت نمایش «به مناسبت ورود اشکان» فقط روز دوشنبه 23 تیر ماه به صورت نیم بها ارائه خواهد شد.
شکوه حدادی این را دوست دارد
چرا فقط دوشنبه!!!؟
۲۲ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این کارو دیدم ...
نمیگم عالی بود
نمیگم رو دست نداشت
نمیگم محشر بود
اما توی این یک هفته ای که تهران بودم بعد از مثل شلوار جین آبی کاری بود که کاملا به دلم نشست و از دیدنش اصلا پشیمون نیستم ...
قبل از اینکار دو اجرا در تهران دیدم که منو کاملا نا امید کردن و صرفا زرق و برق و رقص و حرکت ها ، طراحی صحنه های بی مورد و حرکت هایی که بقول ما خوزستانی ها بهشون میگیم : ها یَنی میخای بُگی مو خِعلی اُستادُم ... تشکیل میداد ... صرفا سرگرم کننده و پول بلیط بالای 20 تومن...
اما اینکار نمایشی جالب که به شعور تماشاگر احترام میذاره ... موضوعی که شاید باهاش قبلا برخورد های بسیار داشتیم اما دیدگاه نویسنده و زاویه دیدش جالب انگیز ناک بود ... بازی ها مقداری جای کار داشتن بعضی از بازیگران شخصیت نبودن سعی داشتن اون شخصیت رو با نوع بازی و صدای یک بازیگر معروف بازی کنن ... کارگردانی ... دیدن ادامه » میشه گفت کاری که از دستش بر میومد رو کرده ... خوب بود اما میتونست خوب تر باشه ... نمایشنامه تقریبا دین خودش رو به کل نمایش و عوامل اجراییش ادا کرده و جای صحبت نداره ... و طراحی صحنه در عین سادگی جواب داده بود اما تنها گزینه ای بود که واقعا بیشتر باید روش کارمیشد ( بعد از بازی ها )
باید تشکر کنم از نویسنده این اثر برای نوشتن شخصیتی در نمایشنامه به نام پدر بزرگ که شاید اگر نبود واقعا اتفاقی نمیوفتاد اما واقعا این شخصیت اگر نبود نیمی از جذابیت کار میوفتاد ... شاهد بهترین و بدترین لحظات در یک ساعت و نیم این اقا بود که اگر من واقعا جاش بودم کمرم میشکست ... مرسی از نویسنده... مرسی به گروه اجرایی ...
منصور باشید


*خوزستانی ام *
حسین کیانی
"ها یَنی میخای بُگی مو خِعلی اُستادُم" :) خوزستانیا خیلی گویش(؟) قشنگی دارن :)
۲۰ تیر ۱۳۹۳
نظر لطفته آبجی
ما کُلا ایطوریم...
۲۰ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کار خوبی بود
بازی ها خوب بود
کارگردانی خوب بود
یک ایراد بزرگ که به متن وارد هست اینه که شخصیت بهمن در آخر کار به یکباره و بشدت مصنوعی متحول میشه و این من نوعی رو اذیت کرد...
آقای رحمتی عزیز به نظر من بهمن با مصلحت اندیشی که از ویژگی فرصت طلبانه و معامله گرانه شخصیتش هست به مصالحه به نفع شخص خودش دست می زند!
۱۹ تیر ۱۳۹۳
جناب ابرشیر به نظر من اصلا بحث مصلحت اندیشی در کار نبود!
بهمن دقیقا با دیدن خیانت خواهرش به نوری و باقی قضایا متحول میشه و این تحول با عرض شرمندگی خیلی باسمه ای از کار در اومده...
۲۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
معاصر یا زن ستیز؟

نمایش "به مناسبت ورود اشکان" به دلیل روایت زندگی افرادی از طبقه متوسط شهری ایران معاصر به شیوه اجرایی رئالیستی،اثری قابل اعتنایی است.
به نظرم نوشتن و گفتن از آدم هایی که همین حالا در مشکلات اقتصادی و اجتماعی و روانی و....این جامعه روی صحنه به نوعی با تو سهیم اند و زیست می کنند بسیار شجاعانه و مخاطره برانگیز است. خطر دارد چراکه تک تک مخاطبان فارغ از سواد تئاتری و ادبی و فرهنگی قابلیت مقایسه با تجربه زیست شده خود و اطرافیانشان را با آن دارند و به سرعت با تراز واقعیت روزمره(خودشان) اختلاف ها و شاید حلقه های مغفول مانده را در می یابند. این امر ازخصوصیات بارز کارهایی از این دست است.
نمایش کاندیدای بهترین نمایشنامه و کارگردانی و تقدیرشده از بازیگری مرد در جشنواره تاترفجر است این امر خواه ناخواه ما را به این مسیر رهنمون می کند که نمایش دارای ارزش های یک اثر هنری سزاوار بررسی عمیق تر و با رویکرد های متفاوت است.
به مناسبت پایان تحصیلات پسر کوچکتر خانواده اشکان و بازگشت اش از مالزی جشنی برگزار شده است.ما هرگز خود اشکان را روی صحنه نمی بینیم(هرچند دلیل توجیه پذیری هم برای ظاهر نشدن اش روی صحنه نمی یابیم)در هر صورت اما این جشن، محملی می شود که ما با زندگی بهمن برادر بزرگتر اشکان و خواهرش بهناز که مربوط به نسلی دیگر هستند آشنا شویم.
در این نمایش با یک طبقه ی رو به گسترش و قدرتمند جامعه مان مواجه هستیم طبقه نو کیسه و کاسبکار که حتی دیگر حرمت رابطه خونی را در هنگام کسب درآمدسوداگرانه شان ،ندارند .ارزش های اخلاقی برایشان چیزی در حد شوخی است.سطحی و میانمایه اند... در کنار این مسایل اجتماعی مانند خیانت،عشق و زناشویی هم از تم های اصلی هستند.
آقای کاکاوند عزیز هم اشاره ای داشته اند که شخصیت هایش برایش نمود بیرونی داشته است.
اما چیزی که از بعد از تماشای این نمایش ذهن من را مشغول کرده و اصلا باعث شد این مطلب را بنویسم و ترجیح می دهم از این به بعد صرفا متمرکز روی آن بحث کنم ،نگاه زن ستیزانه نمایش !! است.
زن ستیزی و نگاه نابرابر به اندازه رویکرد طبقه کاسبکار نو کیسه ی بی اخلاق برای این جامعه سمی و مرگبار است و اصلاح آن از ضروریاتی است که اتفاقا اهالی فرهنگ و اندیشه و تاتر باید شروع کننده آن باشند.
****
چرا نگاه نمایشنامه نویس ضد زن است؟
معتقدم جنسیت بیولوژیکی ربطی به اتخاذ موضع ضدزن و ضدمردسالاری در جامعه ندارد. از این رو هر کدام از ما شهروندان فرهنگ دوست می توانیم به عنوان یک مخاطب مقاوم!با دیدگاه نابرابر و ناعادلانه در ارایه کلیشه های تحقیرکننده مسلط اعتراض داشته باشیم.
با توجه به شخصیت پردازی کارکترهای زن نمایشنامه، در مقایسه با پرداخت به شخصیت های مرد متوجه زن ستیزی(شاید ناخودآگاهانه!) نویسنده در نمایش " به مناسبت ورود اشکان" می شویم.
زنان در این نمایش دقیقا با دیدگاه های مردسالارانه درباره زنان و ارایه شخصیت های قالبی و تیپ های کلیشه ای مردساخته ماچوییستی تطبیق دارد. بدون استثنا تمامی شخصیت های زن نمایش در جایگاه فرودستانه قرار دارند ، مستقل نیستند، وابسته اند، سطحی و ضعیف اند،در برخی موارد واداده و مقصر نهایی جلوه داده میشوند..لازم به ذکر است این مسئله نافی وجود نمونه های این دست از شخصیت ها در اجتماع نیست بلکه نوع پرداخت نامتوازن نمایش به شخصیت های زن و مرد،نگاه ضد زن در نمایش را تقویت و آشکار می کند.
(( ... دیدن ادامه » پرداخت فرودستانه شخصیت های زن ))
+مادر: او سطحی،کوته بین، ظاهربین ، محافظه کار(به معنای خواهان حفظ شرایط موجود به هر قیمتی)تصویر می شود.. بهمن پسر بزرگش مدعی است مادر هیچ وقت واقعیت را در زندگی شان ندیده و حتی در رابطه با اعتیاد پدرش تلویحا او را در مرگ پدر بی تقصیر نمی داند!
بهمن و بهناز خواهرش ، به دلیل اینکه مادر به آنها گفته است که فرزندان ناخواسته بوده اند دچار ناراحتی و عذاب روحی شدیدی شده اند....
اصرار مادر برای طلاق نگرفتن دخترش از نوری دلیل اصلی خیانت و بدبختی دختر القا می شود.
طرح این موارد برای نفی امکان تاثیرات منفی رفتارها و کنش های اشتباه مادر بر زندگی فرزندانش نیست بلکه سوال اینجا است که چرا به نقش منفی پدر معتاد! خانواده و فقدان او اشاره ای نمی شود. خیلی از رفتارهای مادر به عنوان همسر از این منظر باید بازتفسیر شود. مادر رغبتی به دنیا آوردن فرزند در شرایطی که در آن بوده ، نداشته !چرا فقط او متهم و محکوم است؟
سر آخر هم بهمن به آغوش پدربزرگ ناتوان اش پناه می برد و گریه می کند و خالی می شود و گویی توان دوباره ای می یابد و در آخر کراوات میزند و به جشن ملحق می شود تا با مصالحه به زندگی اش ادامه دهد.
+خواهر(بهناز): زنی ظاهرا مدرن تصویر می شود اما به شدت میانمایه و وابسته ،ترسو است شغلی ندارد و...جز اینکه آرایشگاه برود و گاهی هم به جای آرایشگاه با عابدی قرار بگذارد!نوری شوهرش معتاد و بی کار درست و حسابی است سال گذشته توسط بهناز مچش گرفته شده! او به اصرار مادر از طلاق منصرف شده...به قول بهمن سال گذشته دلیل محکمه پسندی برای طلاق داشته(اعتیاد و احتمالاخیانت!نوری)اما حالا بعد از گذشت یکسال دیگر نمی تواند برای طلاق اش دلیل محکمه ای بیاورد ؟
راستی مگر بعد از یکسال چه اتفاقی می افتد که دلایل محکمه پسند برای طلاق خواهر(یک زن) بی اثر می شود اما بهمن (به عنوان یک مرد) بعد از 3سال زندگی مشترک با ثریا تصمیم دل دلکی به طلاق می گیرد و کمتر کسی شک دارد که او خیلی راحت (البته بعد از پرداخت مهریه مقرر) نتواند این کار را بکند!
شکی نیست که خیانت از طرف هر کدام از طرفین چه زن و چه مرد به یک اندازه منفور و امری غیراخلاقی تلقی می شود و محکوم است اما با توجه به شرایط نابرابر ،تصمیم گیری و قضاوت ها چگونه باید باشد؟ به لحاظ جزایی بهناز امکان سنگسار شدن هم دارد حال آنکه نوری می تواند خیی ساده با صیغه رابطه های دیگر داشته باشد طلاق هم ندهد و زنده باشد! آیا با زور (تهدید و مهریه و...) می شود از خیانت پاک شد و کانون خانواده را حفظ نمود؟
+ ثریا(همسر بهمن) : ثریا زنی تحصیل کرده و شاغل است.تدریس می کند. رفتار بهمن در طول نمایش با او بسیار تحقیرآمیز است. خواستش تداوم زندگی مشترک با بهمن است. رفتاری منفعل نشان می دهد.وابسته و آسیب پذیر است.
+معشوقه سابق: او دوست صمیمی خانواده هم بوده است .زیبا است.حالا نامزد برازنده ای دارد و در شرف ازدواج با اوست.. 3سال پیش بهمن پس از احتمالا یک رابطه عمیق و عاشقانه به دلایلی نامعلومی؟! از ازدواج با او صرف نظر کرده است. رهایش کرده و با ثریا ازدواج کرده.. حالا به دلیل خیلی سرهم بندی شده معشوقه سابق بعد از سه سال دوری دوباره سرو کله اش پیدا شده. .معلوم می شود که فراموشش نکرده و آقا بهمن ورشکسته ما هم که یک بار زیباروی مو بلوند را قال گذاشته در تمام این سه سال فراموشش نکرده بهش پیشنهاد می کند همین امشب با او از کشور فرار کنند!
رفتار معشوقه با توجه به سابقه معشوق جفاکار ورشکسته بسیار انفعالی و پذیرا و واداده و ضعیف نشان داده می شود. ضعف و فرودستی کامل در برابر قدرت و نفوذ بهمن (نماینده به حق یک مردسالاری کاسبکار و فرصت طلب).
+عاطفه: رفتار دختر دایی بچه گانه و خام و در حال خدمت رسانی نشان داده می شود .به عابدی ابراز علاقه می کند اما از طرف این دون ژاون ! نمایش مورد تحقیر قرار می گیرد. او فرزند پدری رجاله ای است که اقتدار دارد.
بیشتر مردان نمایش قدرت دارند. محق جلوه داده می شوند. در موضع فرادستی قرار دارند و می توانند بر اساس اراده خود حرکت کنند و زنان را به امر خود به نفع خود محکوم و مغلوب و مرعوب و تحقیر نمایند..جهان نمایش چنین رویکردی دارد و بر دیدگاه مردانه خود درباره ی واقعیت صحه می گذارد.
این تخریب هویت زنانه باعث می شود احتمالا برخی از مخاطبین زن قادر به همذاتپنداری با هیچ کدام از زنان نمایش نباشند و ناخودآگاه جانب شخصیت مرد داستان را بگیرد!
***نگاه کنید به مقاله ی : " نگاهی به نظریه خواننده مقاوم در نقد نمایشنامه" خانم آینا قطبی یعقوبی
***
ادبیات و مسلما ادبیات نمایشی باید این توان را داشته باشد فرهنگی را که در خدمت منافع مردانه بوده است از اقتدارطلبی بیرون آورده و به آن خصلت دموکراتیک بدهد .متاسفانه نگاه نابرابر در بین برخی از نمایشنامه نویسان بزرگ معاصر مان نیز شیوع دارد ! که باید اصلاح شود.
مخاطبان آگاه و مقاوم هم باید از تصویر نا برابر از واقعیت ساخت شکنی کند.
به امید کارهای دیگر این گروه که عاری از نگاه نابرابر و ضدزن باشد.
اتفاقا من از چار پنج تا از خانما تعریف این کارو شنیدم و بم توصیه شده که برم ببینمش و با توجه به جنسیت هوادران و حامیانش،نگران بودم یکى دیگه از نمایشهایی باشه که درش مردها هیولا وار توصیف میشن و سرمنشا همه خبائث و،،، حالا ببنیم و نظر بدیم و فقط یه توضیح ... دیدن ادامه » کوچیک که کاملا عمومیت داره،چندین مورد مشاهده کردم بعضیها بعد از دیدن کارهایی که یکسان به مرد و زن میپردازه و منصفانه قضاوت میکنتشون،بنظرشون ضد زن رسیده کار که گمان میکنم دلیلش بجز مورد بالا وضعیت فضای مجازی هم باشه که خیلیها و البته با نیات زیبا و قابل احترام،تصور میکنن براى رسیدن به برابری شایسته انسانى و نظر به قرنها مرد سالارى،حالا باید کمى نگاه و قضاوت در جهت عکس داشته باشیم تا تعادل برقرار شه
۱۹ تیر ۱۳۹۳
بازم یه نقد خوب برای مرتب کردن ذهنم.ممنون ازت.
۲۶ تیر ۱۳۹۳
خانم رویای گرامی ممنون از لطفتون
۲۶ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراحی صحنه به نظرم می تونست خیلی بهتر باشه و در مورد بازی و شخصیت ها خیلی با نقش آقاجون ارتباط برقرار نکردم ولی معدل بازی ها خوب بود. در مجموع می تونم بگم فضا و اتمسفر کار رو دوست داشتم و از دیدن این نمایش راضیم. دیدن این کار خالی از لطف نیست. خسته نباشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

من با دیدن این نمایش آهنگِ "جشن دلتنگی" داریوش را دوره کردم.
خیلی نمیتوانم از لحاظ استانداردهای تیاتری راجع به این جشن فارغ‌التحصیلی بنویسم..جز اینکه متن و بازیها را خیلی دوست داشتم..خیلی!
تنها مینویسم که باور حقیقتهای این نمایش که مثل مور و ملخ به جانمان افتاده،غمگینم میکند و گاهی فکر میکنم که ما با همانِ تنهاییم!

این نمایش را ببینید دوستانم.


واجب شد برم
۱۶ تیر ۱۳۹۳
8:20 تموم شد احتمالاً می رسید.
۱۷ تیر ۱۳۹۳
ممنون
۱۷ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید